کُلِّ نظامِ دین، گندیده بود از تو
مُشتی مریضانند، اهریمن و بدخو
وقتی که بیدارند، ترسو وُ بیمارند
هنگام خواب اما، زالو تر از زالو
از اهرمن لبریز، از عُقده سرشارند
عوعوکنان هر آن، همچون سگی ترسو
از محضر سَگها، از کل جانداران
من عذر می.خواهم، از انگل و راسو
چون کردهام همسنگ، ملایِ دینپرور
سنجیدنی نا کوک، آخوند با زالو...
کار نظام دین، با منطق شیعه
صدها گره دارد، در پیچِ "تارِ مو"
گویی که زنجیر است، بر گردنِ مُلّا
تا ریشه میسوزد، با دیدن "گیسو"
اما نمیداند، آخوندِ بد فرجام
سنگر به سنگر را، پیروز شد "بانو"
آن "پیر" لایعقل، "هوش" و "شرافت" را
عمری فنا کرده، بیآبرو، پُر رو؛
با جسم "معلولش"، خود را و "ایران" را
در راه خودخواهی، با جمبل و جادو
اما به چشم خود، پایان راهش را
نابود میبیند، در "جنگِ رو در رو"
ما "آرش" و "کاوه"، "تهمینه" و "گُردیم"
"مهسا" و "سارینا" ایرانیِ خوشرو
از "زاهدان"، "ایذه"، "دهدشت" و "شهبندر"
یارِ "فریدونیم"، همسنگر و همسو
با یاری "مزدا"، یکجان به همسازیم
ضحاک را زندان، آخوند را جارو
شاعر: #خودم
مُشتی مریضانند، اهریمن و بدخو
وقتی که بیدارند، ترسو وُ بیمارند
هنگام خواب اما، زالو تر از زالو
از اهرمن لبریز، از عُقده سرشارند
عوعوکنان هر آن، همچون سگی ترسو
از محضر سَگها، از کل جانداران
من عذر می.خواهم، از انگل و راسو
چون کردهام همسنگ، ملایِ دینپرور
سنجیدنی نا کوک، آخوند با زالو...
کار نظام دین، با منطق شیعه
صدها گره دارد، در پیچِ "تارِ مو"
گویی که زنجیر است، بر گردنِ مُلّا
تا ریشه میسوزد، با دیدن "گیسو"
اما نمیداند، آخوندِ بد فرجام
سنگر به سنگر را، پیروز شد "بانو"
آن "پیر" لایعقل، "هوش" و "شرافت" را
عمری فنا کرده، بیآبرو، پُر رو؛
با جسم "معلولش"، خود را و "ایران" را
در راه خودخواهی، با جمبل و جادو
اما به چشم خود، پایان راهش را
نابود میبیند، در "جنگِ رو در رو"
ما "آرش" و "کاوه"، "تهمینه" و "گُردیم"
"مهسا" و "سارینا" ایرانیِ خوشرو
از "زاهدان"، "ایذه"، "دهدشت" و "شهبندر"
یارِ "فریدونیم"، همسنگر و همسو
با یاری "مزدا"، یکجان به همسازیم
ضحاک را زندان، آخوند را جارو
شاعر: #خودم
👏70👍10❤3