This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید #معصومه_قمیکلا چطور داره از پسر ابتکار دفاع میکنه و میخواد با لفاظی از اخراج توله ها جلوگیری کنه
@gurd_shah
@gurd_shah
🤬27👍5
داییجان ناپلئون؛ طنز دیروز، واقعیت امروز !
✍مهدی نوذر
سالها پیش که کتاب داییجان ناپلئون را میخواندم، همیشه این تصور در ذهنم بود که ایرج پزشکزاد میخواهد با زبان طنز، «توهم توطئه» را به سخره بگیرد.
اما امروز، وقتی به شرایط نگاه میکنم، به نظر میرسد ماجرا به این سادگی هم نیست. وقتی میبینیم جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت خود قرار گرفته و از طرفی، با همکاری کشورهایی مثل آمریکا، امکان تغییر خیلی سریعتر وجود دارد، این سؤال جدیتر میشود که نقش قدرتهایی مثل بریتانیا دقیقاً چیست ؟!
بهویژه وقتی به نظر میرسد این کشور تلاش میکند خود را از بسیاری از تحولات دور نگه دارد و در عین حال، رفتارهایی از آن دیده میشود که بیشتر به حفظ وضع موجود نزدیک است تا تغییر آن.
اینجاست که نگاه من به «داییجان ناپلئون» کمی تغییر میکند. شاید پزشکزاد صرفاً در پی تمسخر توهم توطئه نبود؛ شاید او میدانست که رگههایی از این ذهنیت، ریشه در تجربههای واقعی تاریخی دارد.
اگر تاریخ را مرور کنیم، نمیتوان هیچ دورهای را پیدا کرد که بریتانیا در ایران، واقعاً در کنار یک جریان ملیگرا ایستاده باشد.
از تضعیف و کنار زدن چهرههایی مثل رضا شاه گرفته تا نقش رسانههایی مانند بیبیسی فارسی که در مقاطع حساس، جهتگیریهای مشخصی داشتهاند، یک الگوی تکراری دیده میشود:
امروز هم، در شرایطی که میتوانند در کنار آمریکا و اسرائیل نقشی فعالتر در سقوط جمهوری اسلامی ایفا کنند، ترجیح میدهند در حاشیه بایستند نظارهگر باشند و یا حتی به تداوم وضعیتی که برای مردم ایران فاجعهبار است کمک کنند.
@gurd_shah
داییجان ناپلئون؛ طنز دیروز، واقعیت امروز !
✍مهدی نوذر
سالها پیش که کتاب داییجان ناپلئون را میخواندم، همیشه این تصور در ذهنم بود که ایرج پزشکزاد میخواهد با زبان طنز، «توهم توطئه» را به سخره بگیرد.
اما امروز، وقتی به شرایط نگاه میکنم، به نظر میرسد ماجرا به این سادگی هم نیست. وقتی میبینیم جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت خود قرار گرفته و از طرفی، با همکاری کشورهایی مثل آمریکا، امکان تغییر خیلی سریعتر وجود دارد، این سؤال جدیتر میشود که نقش قدرتهایی مثل بریتانیا دقیقاً چیست ؟!
بهویژه وقتی به نظر میرسد این کشور تلاش میکند خود را از بسیاری از تحولات دور نگه دارد و در عین حال، رفتارهایی از آن دیده میشود که بیشتر به حفظ وضع موجود نزدیک است تا تغییر آن.
اینجاست که نگاه من به «داییجان ناپلئون» کمی تغییر میکند. شاید پزشکزاد صرفاً در پی تمسخر توهم توطئه نبود؛ شاید او میدانست که رگههایی از این ذهنیت، ریشه در تجربههای واقعی تاریخی دارد.
اگر تاریخ را مرور کنیم، نمیتوان هیچ دورهای را پیدا کرد که بریتانیا در ایران، واقعاً در کنار یک جریان ملیگرا ایستاده باشد.
از تضعیف و کنار زدن چهرههایی مثل رضا شاه گرفته تا نقش رسانههایی مانند بیبیسی فارسی که در مقاطع حساس، جهتگیریهای مشخصی داشتهاند، یک الگوی تکراری دیده میشود:
اولویت همیشه با منافع خودشان بوده، نه ثبات و پیشرفت ایران !
امروز هم، در شرایطی که میتوانند در کنار آمریکا و اسرائیل نقشی فعالتر در سقوط جمهوری اسلامی ایفا کنند، ترجیح میدهند در حاشیه بایستند نظارهگر باشند و یا حتی به تداوم وضعیتی که برای مردم ایران فاجعهبار است کمک کنند.
@gurd_shah
👍8