2⃣پهلویها و دیکتاتوری فرضی
آجودانی، همچون برخی دیگر از روشنفکران متزلزل و بیبنیاد، به شیوهای موذیانه و دوپهلو از رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه پهلوی به عنوان "پادشاهان توانمند" یاد میکند، اما همزمان با زهر دیکتاتوری، شکوه و عظمت اصلاحات آنها را میآلاید. این رویکرد متناقض، که هم به خدمات این دو پادشاه بزرگ اذعان دارد و هم آنان را به استبداد متهم میسازد، چیزی جز تحریف تاریخ و چشمپوشی از واقعیتهای دورانساز ایران مدرن نیست.
در کتاب "مشروطه ایرانی"، آجودانی رضاشاه را "قهرمان توانمند و مقتدر مشروطیتی" میخواند که به زعم او، "دموکراسی در پای درخت استقلال و اقتدار ایران قربانی شده بود". اما در این تحلیل ناقص، آجودانی هرگز به حقیقت بنیادین عصر پهلوی اشاره نمیکند: دموکراسی، بدون بسترهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مناسب، هرگز نمیتوانست در ایران آن زمان به طور پایدار تحقق یابد. این حقیقت را نه تنها تاریخ ایران، بلکه تاریخ تمامی ملتهایی که از استبداد سنتی به مدرنیته گذر کردهاند، تأیید میکند.
به تعبیر فریدون آدمیت در "فکر آزادی"، دموکراسی زمانی امکانپذیر است که سهگانه: سکولاریسم (تفکیک قدرت دولت از روحانیت)، طبقه متوسط نیرومند و آگاهی عمومی در جامعه مستقر شده باشد. رضاشاه، با عزم و اقتدار بینظیر خود، بنیان این الزامات را در ایران پیریزی کرد. او نه تنها بنیانگذار ساختارهای مدرن ایران بود، بلکه با درهم شکستن تار عنکبوت سنت و خرافه، راه را برای ورود ایران به جهان نوین هموار ساخت. اگر چه برخی اصلاحات او با اقتدار همراه بود، اما آیا در جامعهای که قرنها در اسارت جهل و واپسگرایی به سر میبرد، ممکن بود بدون اقتدار، اصلاحات به سرانجامی برسد؟ تاریخ پاسخ این سؤال را داده است: بدون ارادهای نیرومند و اصلاحاتی قاطع، کشورها در مرداب کهنگی و افول باقی میمانند.
آنچه آجودانی و همفکرانش نادیده میگیرند، این است که ایرانِ پیش از دوران پهلوی، در ورطه عقبماندگی مطلق قرار داشت. اصلاحات رضاشاه، که در دوران محمدرضاشاه به اوج خود رسید، همان بستر حیاتی بود که زمینه هرگونه حرکت دموکراتیک پسین را فراهم کرد. چگونه میتوان حقیقت را واژگون کرد و پادشاهی را که دانشگاه، راهآهن، ارتش نوین، قانونگذاری مدرن، کشف حجاب، ملیگرایی مدرن و بسیاری دیگر از دستاوردهای تمدنی را به ارمغان آورد، با واژهای سبک و نادرست همچون "قلدر" خطاب کرد؟
پهلوی، نه تنها پدر ایران نوین، بلکه پایهگذار دموکراسی در مفهوم حقیقی آن بود. اقتدار او، نه برای شخص خود، بلکه برای نجات یک ملت از ورطه نابودی و زایش دوباره آن در قامت یک کشور مدرن بود. آنان که این حقیقت را نمیبینند، یا اسیر تعصبات کور هستند یا آگاهانه در مسیر تحریف تاریخ گام برمیدارند. ما در عصری ایستادهایم که نهتنها بازخوانی، بلکه بازشناسی این حقایق بر همگان واجب است. دوران مماشات با تاریخسازانی که عظمت ایران را به پای تحریفهای خود قربانی میکنند، به سر آمده است. اینک زمان آن است که حقیقت با صلابت بیان شود: پهلوی، افزون بر اینکه معمار ایران نوین و بنیانگذار مسیری بود که آیندهای شکوهمند را برای این سرزمین رقم زد، بلکه پدر دموکراسی ایران نیز بود.
ادامه دارد....👇👇👇👇👇
آجودانی، همچون برخی دیگر از روشنفکران متزلزل و بیبنیاد، به شیوهای موذیانه و دوپهلو از رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه پهلوی به عنوان "پادشاهان توانمند" یاد میکند، اما همزمان با زهر دیکتاتوری، شکوه و عظمت اصلاحات آنها را میآلاید. این رویکرد متناقض، که هم به خدمات این دو پادشاه بزرگ اذعان دارد و هم آنان را به استبداد متهم میسازد، چیزی جز تحریف تاریخ و چشمپوشی از واقعیتهای دورانساز ایران مدرن نیست.
در کتاب "مشروطه ایرانی"، آجودانی رضاشاه را "قهرمان توانمند و مقتدر مشروطیتی" میخواند که به زعم او، "دموکراسی در پای درخت استقلال و اقتدار ایران قربانی شده بود". اما در این تحلیل ناقص، آجودانی هرگز به حقیقت بنیادین عصر پهلوی اشاره نمیکند: دموکراسی، بدون بسترهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مناسب، هرگز نمیتوانست در ایران آن زمان به طور پایدار تحقق یابد. این حقیقت را نه تنها تاریخ ایران، بلکه تاریخ تمامی ملتهایی که از استبداد سنتی به مدرنیته گذر کردهاند، تأیید میکند.
به تعبیر فریدون آدمیت در "فکر آزادی"، دموکراسی زمانی امکانپذیر است که سهگانه: سکولاریسم (تفکیک قدرت دولت از روحانیت)، طبقه متوسط نیرومند و آگاهی عمومی در جامعه مستقر شده باشد. رضاشاه، با عزم و اقتدار بینظیر خود، بنیان این الزامات را در ایران پیریزی کرد. او نه تنها بنیانگذار ساختارهای مدرن ایران بود، بلکه با درهم شکستن تار عنکبوت سنت و خرافه، راه را برای ورود ایران به جهان نوین هموار ساخت. اگر چه برخی اصلاحات او با اقتدار همراه بود، اما آیا در جامعهای که قرنها در اسارت جهل و واپسگرایی به سر میبرد، ممکن بود بدون اقتدار، اصلاحات به سرانجامی برسد؟ تاریخ پاسخ این سؤال را داده است: بدون ارادهای نیرومند و اصلاحاتی قاطع، کشورها در مرداب کهنگی و افول باقی میمانند.
آنچه آجودانی و همفکرانش نادیده میگیرند، این است که ایرانِ پیش از دوران پهلوی، در ورطه عقبماندگی مطلق قرار داشت. اصلاحات رضاشاه، که در دوران محمدرضاشاه به اوج خود رسید، همان بستر حیاتی بود که زمینه هرگونه حرکت دموکراتیک پسین را فراهم کرد. چگونه میتوان حقیقت را واژگون کرد و پادشاهی را که دانشگاه، راهآهن، ارتش نوین، قانونگذاری مدرن، کشف حجاب، ملیگرایی مدرن و بسیاری دیگر از دستاوردهای تمدنی را به ارمغان آورد، با واژهای سبک و نادرست همچون "قلدر" خطاب کرد؟
پهلوی، نه تنها پدر ایران نوین، بلکه پایهگذار دموکراسی در مفهوم حقیقی آن بود. اقتدار او، نه برای شخص خود، بلکه برای نجات یک ملت از ورطه نابودی و زایش دوباره آن در قامت یک کشور مدرن بود. آنان که این حقیقت را نمیبینند، یا اسیر تعصبات کور هستند یا آگاهانه در مسیر تحریف تاریخ گام برمیدارند. ما در عصری ایستادهایم که نهتنها بازخوانی، بلکه بازشناسی این حقایق بر همگان واجب است. دوران مماشات با تاریخسازانی که عظمت ایران را به پای تحریفهای خود قربانی میکنند، به سر آمده است. اینک زمان آن است که حقیقت با صلابت بیان شود: پهلوی، افزون بر اینکه معمار ایران نوین و بنیانگذار مسیری بود که آیندهای شکوهمند را برای این سرزمین رقم زد، بلکه پدر دموکراسی ایران نیز بود.
ادامه دارد....👇👇👇👇👇
👌2
3⃣معرفی غرض ورزانه از پهلویها و ایرانشناسی
در ادامه، آجودانی ادعا میکند که رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه پهلوی فاقد درک و شناخت واقعی از فرهنگ ایران بوده است. به نظر میرسد که این اظهارنظر، حقیقتی پیچیدهتر و عمیقتر را از آنچه که در ظاهر مشاهده میشود، پنهان دارد. واقعیت این است که محمدرضاشاه پهلوی نه تنها نیکترین اندیشمندان ایران را به دور خود گرد آورد، بلکه در ابعاد مختلف تاریخ، فلسفه و فرهنگ ایرانی به جستجوی ریشههای اصیل و قدیمی ملت ایران پرداخت و با عزمی راسخ در تلاش بود تا هویت ملی ایران را در دنیای نوین بازآفرینی کند.
محمدرضاشاه، آنگونه که باید درک میشد، نه تنها یک پادشاه نیکخواه و خیرخواه بود، بلکه میتوان او را فیلسوفی ایرانی به شمار آورد که در آثار مکتوب خود به تحلیل و بررسی ژرفای تاریخ و فرهنگ ایرانی پرداخته است. در کتابهای خود، شاهنشاه ایران، علاوه بر تبیین اصول بنیادین حاکمیت، به تأسیس مجدد هویت ایرانی و بازسازی عزت و قدرت ملت ایران در دوران مدرن پرداخته است. این تلاشهای فلسفی و فکری در راستای دستیابی به شکوه و جلال ایران، بازخوانی تاریخ و فرهنگ این سرزمین کهن بود.
برگزاری جشنهای هزاره شاهنشاهی، که آجودانی آنها را به غلط "تبلیغاتی بیفایده" میپندارد، نه تنها یک برنامه فاقد هدف نبوده، بلکه به عنوان حرکتی استراتژیک و هوشمندانه بهمنظور معرفی و تجلیل از تاریخ پرافتخار ایران به جهانیان طراحی شده بود. حقیقت این است که این جشنها همزمان زمینهساز انتشار هزاران کتاب معتبر در زمینه ایرانشناسی، برگزاری کنگرههای علمی و معرفی ایران در سطح جهانی شدند. این جشنها نه تنها به تقویت هویت ایرانی کمک کردند، بلکه ایران را در معرض توجه پژوهشگران و دانشمندان از سرتاسر دنیا قرار داد. این یک حرکت برخاسته از شناخت عمیق و فهم حقیقی فرهنگ ایرانی بود که هدف آن به هیچوجه خودنمایی یا صرفاً تجلیل سطحی از گذشته نبود، بلکه در پی احیای افتخار و عظمت ایران در افقهای جهانی بود.
آجودانی نیک میداند که در دوران پهلوی، ایرانشناسان برجستهای همچون پیرنیا، فروغی، فروزانفر، معین و بسیاری دیگر در زمینههای مختلف ایرانشناسی فعالیت میکردند و آثار علمی آنان هنوز هم به عنوان مرجع و سنگ بنای تحقیقاتی در سطح بینالمللی شناخته میشود. این امر گواهی است بر آنکه رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه نه تنها درک عمیقی از تاریخ و فرهنگ ایران داشتند، بلکه با پیگیری اهداف بلندمدت خود، ایران را به عنوان یک قطب علمی و فرهنگی در جهان معاصر معرفی کردند.
بنابراین، آنچه که به نظر میرسد یک نقد ساده به سیاستهای دولت شاهنشاهی ایران است، در واقع از عمق دیدگاه و تلاشهای خردمندانهای که در راستای احیای هویت ملی و فرهنگی ایران صورت گرفته بود، غفلت میکند. محمدرضاشاه پهلوی، بهعنوان یک پادشاه رنسانسخواه، با عزمی راسخ و نگاهی نوین، ایران را به مسیر جدیدی هدایت کرد که نه تنها در سطح داخلی، بلکه در عرصه جهانی نیز اثرات عمیقی به جای گذاشت.
ادامه دارد....👇👇👇👇👇
در ادامه، آجودانی ادعا میکند که رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه پهلوی فاقد درک و شناخت واقعی از فرهنگ ایران بوده است. به نظر میرسد که این اظهارنظر، حقیقتی پیچیدهتر و عمیقتر را از آنچه که در ظاهر مشاهده میشود، پنهان دارد. واقعیت این است که محمدرضاشاه پهلوی نه تنها نیکترین اندیشمندان ایران را به دور خود گرد آورد، بلکه در ابعاد مختلف تاریخ، فلسفه و فرهنگ ایرانی به جستجوی ریشههای اصیل و قدیمی ملت ایران پرداخت و با عزمی راسخ در تلاش بود تا هویت ملی ایران را در دنیای نوین بازآفرینی کند.
محمدرضاشاه، آنگونه که باید درک میشد، نه تنها یک پادشاه نیکخواه و خیرخواه بود، بلکه میتوان او را فیلسوفی ایرانی به شمار آورد که در آثار مکتوب خود به تحلیل و بررسی ژرفای تاریخ و فرهنگ ایرانی پرداخته است. در کتابهای خود، شاهنشاه ایران، علاوه بر تبیین اصول بنیادین حاکمیت، به تأسیس مجدد هویت ایرانی و بازسازی عزت و قدرت ملت ایران در دوران مدرن پرداخته است. این تلاشهای فلسفی و فکری در راستای دستیابی به شکوه و جلال ایران، بازخوانی تاریخ و فرهنگ این سرزمین کهن بود.
برگزاری جشنهای هزاره شاهنشاهی، که آجودانی آنها را به غلط "تبلیغاتی بیفایده" میپندارد، نه تنها یک برنامه فاقد هدف نبوده، بلکه به عنوان حرکتی استراتژیک و هوشمندانه بهمنظور معرفی و تجلیل از تاریخ پرافتخار ایران به جهانیان طراحی شده بود. حقیقت این است که این جشنها همزمان زمینهساز انتشار هزاران کتاب معتبر در زمینه ایرانشناسی، برگزاری کنگرههای علمی و معرفی ایران در سطح جهانی شدند. این جشنها نه تنها به تقویت هویت ایرانی کمک کردند، بلکه ایران را در معرض توجه پژوهشگران و دانشمندان از سرتاسر دنیا قرار داد. این یک حرکت برخاسته از شناخت عمیق و فهم حقیقی فرهنگ ایرانی بود که هدف آن به هیچوجه خودنمایی یا صرفاً تجلیل سطحی از گذشته نبود، بلکه در پی احیای افتخار و عظمت ایران در افقهای جهانی بود.
آجودانی نیک میداند که در دوران پهلوی، ایرانشناسان برجستهای همچون پیرنیا، فروغی، فروزانفر، معین و بسیاری دیگر در زمینههای مختلف ایرانشناسی فعالیت میکردند و آثار علمی آنان هنوز هم به عنوان مرجع و سنگ بنای تحقیقاتی در سطح بینالمللی شناخته میشود. این امر گواهی است بر آنکه رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه نه تنها درک عمیقی از تاریخ و فرهنگ ایران داشتند، بلکه با پیگیری اهداف بلندمدت خود، ایران را به عنوان یک قطب علمی و فرهنگی در جهان معاصر معرفی کردند.
بنابراین، آنچه که به نظر میرسد یک نقد ساده به سیاستهای دولت شاهنشاهی ایران است، در واقع از عمق دیدگاه و تلاشهای خردمندانهای که در راستای احیای هویت ملی و فرهنگی ایران صورت گرفته بود، غفلت میکند. محمدرضاشاه پهلوی، بهعنوان یک پادشاه رنسانسخواه، با عزمی راسخ و نگاهی نوین، ایران را به مسیر جدیدی هدایت کرد که نه تنها در سطح داخلی، بلکه در عرصه جهانی نیز اثرات عمیقی به جای گذاشت.
ادامه دارد....👇👇👇👇👇
❤4
4⃣تحلیل آینده ایران و نقد ناتمام آیندهنگریها
آجودانی در بخش دیگری از سخنان خود، در نگاهی بهظاهر غمانگیز و تیره و در واقع فریبکارانه و ناامیدکننده به آینده ایران اشاره کرده و به طرز غریبی ادعا میکند که حتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی، وضعیت ایران هیچگونه بهبودی نخواهد یافت. این دیدگاه، که همچون نغمهای نومیدکننده از آیندهای بیافق به نظر میرسد، به وضوح در تناقض با واقعیتهای موجود و تحولات دگرگونکنندهای است که در دل سرزمین ایران رخ میدهند. حقیقت این است که تاریخ گواهی میدهد جنبشهای مردمی، از آغاز قیامها در پاسارگاد در سال ۱۳۹۵، تا دیماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، و جنبش مهسا در ۱۴۰۱ همگی نشانههایی از حرکات عظیم اجتماعی و تغییرات ریشهای در ایران هستند. این رویدادها، که تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی و از سوی نسلهای نوین ایرانی، به ویژه نسل شیک پاسارگادی، پیش میروند، به وضوح بیانگر بیداری ملی و جستجوی مجدد برای آرمانهای نیکو و ارزشمند ایران باستان است.
آجودانی با نادیده گرفتن این جنبشهای عظیم و انقلابی که توسط نسل جدید ایران هدایت میشود، به نوعی تحولاتی مثبت در آینده ایران را به سخره میگیرد. در حالی که این جنبشها نه تنها بیانگر اراده و عزم راسخ ایرانیان برای بازسازی هویت ملی خود هستند، بلکه همچنین شعاری همچون "ایران را پس خواهیم گرفت" را با صدای بلند اعلام میکنند. این شعار نه تنها نشانهای از همبستگی ملی است، بلکه گواهی است بر تلاشی مستمر و پیگیر برای بازسازی عزت و عظمت ایران در برابر چالشهای بزرگ، که خاستگاه آن اندیشه ژرف ملی نسل نوخاسته ایرانی است که آجودانی آن را بهکلی منکر میشود!!
اما در عین حال، در کمال ناباوری، آجودانی نه تنها به این قیامها و جنبشهای پویا و متمدنانه توجه نمیکند، بلکه در اشارهای غیرمنطقی و بیپایه، میگوید که باید "یقه ملت را بگیریم که چرا نظام جمهوری اسلامی را تحمل و حفظ کردهاند." این سخنان، در حالی که تلاشهای قهرمانانه مردم ایران را نادیده میگیرد، به شکلی اغراقآمیز و بیپاسخ به تمام آن سرکوبهای وحشیانه و خونینی میپردازد که هر قیام و اعتراضی علیه جمهوری اسلامی با آن روبهرو بوده است. در واقع، آنچه باید مورد تأمل قرار گیرد، نه تنها مقاومت مردم ایران در برابر ظلم و فساد است، بلکه قدرت و ارادهای است که در عمق دل مردم برای تغییر و بازسازی وجود دارد.
آیا این خود نشانهای از روح رنسانس در ایران امروز نیست؟ آیا این حرکتها که با عزمی راسخ از سوی نسلهای جدید ایرانی پیگیری میشود، بیانگر آن نیست که ایران در آستانه تولدی جدید است؟ ایرانی که از دل درد و رنجهای گذشته، همچون ققنوس دوباره متولد خواهد شد. این روند نشاندهنده یک احیای عظیم است، که در آیندهای نه چندان دور، ایران را به کشوری پیشرو و تاثیرگذار تبدیل خواهد کرد، کشوری که در آن آزادی، عدالت و هویت ملی جایگاه واقعی خود را خواهد یافت.
نتیجهگیری
در پایان، باید به این نکته پرداخته شود که آیا اکنون زمان آن نرسیده است که با توجه به پیشرفتهای فکری و فرهنگی و اجتماعی که نسل نوین ایران در این سالهای اخیر به دست آورده، دیدگاهها و مواضع گذشته خود را کنار بگذاریم؟ آیا اکنون وقت آن فرا نرسیده که نظرات سنتی مشروطهچی ها و پنجاهوهفتی ها را که در گذشته مانع پیشرفت واقعی ایران شدهاند، کنار بگذاریم و به جای تکیه بر مفاهیم کهنهای چون "پادشاهی مشروطه"، از ایدهی نوین "پادشاهی دموکراتیک" سخن بگوییم؟ به نظر میرسد که ایران اکنون در مسیری قرار گرفته است که میتواند به تجدید حیات ملی و فرهنگی خود بپردازد و با اتکا به دستاوردهای علمی و نوآوریهای اجتماعی، بر قدرت تاریخی خود بیفزاید.
بدون شک، در تاریخ ایران، دورههای مختلفی از آزمایش و خطا وجود داشته است؛ اما اکنون که با گشایشهای جدید در عرصههای مختلف جهانی روبرو هستیم، باید به تحلیل دقیقتر و نوینی از وضعیت کنونی پرداخته و از مفاهیم سنتی و ناموفق گذشته عبور کنیم. ایران در حال تجربه یک رنسانس ملی است؛ رنسانسی که باید از گذشتههای پر از بحرانها و شکستها عبور کند و به سمت یک هویت ملی جدید، مبتنی بر اصول پیشرفته و مدرن، حرکت نماید.
در حالی که بسیاری هنوز به تکیه بر ایدههای قدیمی و اصلاحات نیمهتمام گذشته ادامه میدهند، آیا نمیتوان به جای تکرار اشتباهات گذشته، به سمت تحولی جامعتر و اصولیتر گام برداریم؟ ایران باید از پیچیدگیهای تاریخ خود درس بگیرد و در عین حال، به سمت آیندهای مستقل و روشن حرکت کند. آنچه که امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است، تفکر در مورد پادشاهی دموکراتیک است؛ شکلی از حکمرانی که نه تنها اصالت تاریخی ایران را حفظ میکند، بلکه به آزادی، عدالت و پیشرفت در تمام عرصهها کمک خواهد کرد.
✍️جهان_ایرانی
آجودانی در بخش دیگری از سخنان خود، در نگاهی بهظاهر غمانگیز و تیره و در واقع فریبکارانه و ناامیدکننده به آینده ایران اشاره کرده و به طرز غریبی ادعا میکند که حتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی، وضعیت ایران هیچگونه بهبودی نخواهد یافت. این دیدگاه، که همچون نغمهای نومیدکننده از آیندهای بیافق به نظر میرسد، به وضوح در تناقض با واقعیتهای موجود و تحولات دگرگونکنندهای است که در دل سرزمین ایران رخ میدهند. حقیقت این است که تاریخ گواهی میدهد جنبشهای مردمی، از آغاز قیامها در پاسارگاد در سال ۱۳۹۵، تا دیماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، و جنبش مهسا در ۱۴۰۱ همگی نشانههایی از حرکات عظیم اجتماعی و تغییرات ریشهای در ایران هستند. این رویدادها، که تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی و از سوی نسلهای نوین ایرانی، به ویژه نسل شیک پاسارگادی، پیش میروند، به وضوح بیانگر بیداری ملی و جستجوی مجدد برای آرمانهای نیکو و ارزشمند ایران باستان است.
آجودانی با نادیده گرفتن این جنبشهای عظیم و انقلابی که توسط نسل جدید ایران هدایت میشود، به نوعی تحولاتی مثبت در آینده ایران را به سخره میگیرد. در حالی که این جنبشها نه تنها بیانگر اراده و عزم راسخ ایرانیان برای بازسازی هویت ملی خود هستند، بلکه همچنین شعاری همچون "ایران را پس خواهیم گرفت" را با صدای بلند اعلام میکنند. این شعار نه تنها نشانهای از همبستگی ملی است، بلکه گواهی است بر تلاشی مستمر و پیگیر برای بازسازی عزت و عظمت ایران در برابر چالشهای بزرگ، که خاستگاه آن اندیشه ژرف ملی نسل نوخاسته ایرانی است که آجودانی آن را بهکلی منکر میشود!!
اما در عین حال، در کمال ناباوری، آجودانی نه تنها به این قیامها و جنبشهای پویا و متمدنانه توجه نمیکند، بلکه در اشارهای غیرمنطقی و بیپایه، میگوید که باید "یقه ملت را بگیریم که چرا نظام جمهوری اسلامی را تحمل و حفظ کردهاند." این سخنان، در حالی که تلاشهای قهرمانانه مردم ایران را نادیده میگیرد، به شکلی اغراقآمیز و بیپاسخ به تمام آن سرکوبهای وحشیانه و خونینی میپردازد که هر قیام و اعتراضی علیه جمهوری اسلامی با آن روبهرو بوده است. در واقع، آنچه باید مورد تأمل قرار گیرد، نه تنها مقاومت مردم ایران در برابر ظلم و فساد است، بلکه قدرت و ارادهای است که در عمق دل مردم برای تغییر و بازسازی وجود دارد.
آیا این خود نشانهای از روح رنسانس در ایران امروز نیست؟ آیا این حرکتها که با عزمی راسخ از سوی نسلهای جدید ایرانی پیگیری میشود، بیانگر آن نیست که ایران در آستانه تولدی جدید است؟ ایرانی که از دل درد و رنجهای گذشته، همچون ققنوس دوباره متولد خواهد شد. این روند نشاندهنده یک احیای عظیم است، که در آیندهای نه چندان دور، ایران را به کشوری پیشرو و تاثیرگذار تبدیل خواهد کرد، کشوری که در آن آزادی، عدالت و هویت ملی جایگاه واقعی خود را خواهد یافت.
نتیجهگیری
در پایان، باید به این نکته پرداخته شود که آیا اکنون زمان آن نرسیده است که با توجه به پیشرفتهای فکری و فرهنگی و اجتماعی که نسل نوین ایران در این سالهای اخیر به دست آورده، دیدگاهها و مواضع گذشته خود را کنار بگذاریم؟ آیا اکنون وقت آن فرا نرسیده که نظرات سنتی مشروطهچی ها و پنجاهوهفتی ها را که در گذشته مانع پیشرفت واقعی ایران شدهاند، کنار بگذاریم و به جای تکیه بر مفاهیم کهنهای چون "پادشاهی مشروطه"، از ایدهی نوین "پادشاهی دموکراتیک" سخن بگوییم؟ به نظر میرسد که ایران اکنون در مسیری قرار گرفته است که میتواند به تجدید حیات ملی و فرهنگی خود بپردازد و با اتکا به دستاوردهای علمی و نوآوریهای اجتماعی، بر قدرت تاریخی خود بیفزاید.
بدون شک، در تاریخ ایران، دورههای مختلفی از آزمایش و خطا وجود داشته است؛ اما اکنون که با گشایشهای جدید در عرصههای مختلف جهانی روبرو هستیم، باید به تحلیل دقیقتر و نوینی از وضعیت کنونی پرداخته و از مفاهیم سنتی و ناموفق گذشته عبور کنیم. ایران در حال تجربه یک رنسانس ملی است؛ رنسانسی که باید از گذشتههای پر از بحرانها و شکستها عبور کند و به سمت یک هویت ملی جدید، مبتنی بر اصول پیشرفته و مدرن، حرکت نماید.
در حالی که بسیاری هنوز به تکیه بر ایدههای قدیمی و اصلاحات نیمهتمام گذشته ادامه میدهند، آیا نمیتوان به جای تکرار اشتباهات گذشته، به سمت تحولی جامعتر و اصولیتر گام برداریم؟ ایران باید از پیچیدگیهای تاریخ خود درس بگیرد و در عین حال، به سمت آیندهای مستقل و روشن حرکت کند. آنچه که امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است، تفکر در مورد پادشاهی دموکراتیک است؛ شکلی از حکمرانی که نه تنها اصالت تاریخی ایران را حفظ میکند، بلکه به آزادی، عدالت و پیشرفت در تمام عرصهها کمک خواهد کرد.
✍️جهان_ایرانی
❤13
بقایی: اهداف مذاکراتی ما واضح هست، به رسمیت شناختن حق عوارض تنگه هرمز توسط ایران با مبلغ مدنظر ایران، ترک منطقه توسط مستشاران آمریکایی و قوای متحد ناتو، پرداخت خسارت به ایران توسط آمریکا، اسرائیل و کشورهایی که در جنگ خاکشان در اختیار توپخانههای آمریکا بود، عذرخواهی رسمی مقامات کشورهای خاطی حاشیه خلیجفارس از ملت و دولت ایران، عذرخواهی کردن دبیرکل سازمان ملل و رئیس آژانس انرژی اتمی، باز شدن محاصره دریایی و به رسمیت شناختن حق غنیسازی اورانیوم در ایران و حفظ غنای سابق در خاک ایران
@gurd_shah
@gurd_shah
😁9🥴4
🔴 وزیر خزانهداری ایالات متحده ، بسنت:
تمدید معافیتها برای واردات نفت ایران و روسیه وجود نخواهد داشت.
تمدید معافیتها برای واردات نفت ایران و روسیه وجود نخواهد داشت.
👍6
⏺عرفان کیانی از معترضین دی ماه توسط حکومت تروریست جمهوری اسلامی اعدام شد.
😢8🤬5
🔴از امروز صبح پروازهای بینالمللی از فرودگاه بینالمللی خمینی از سر گرفته شد
👍2
⏺ ️رئیس کمیسیون امنیت ملی: عراقچی هیچ مأموریتی در حوزه هستهای در پاکستان ندارد
😁6
🔴 ترامپ در گفتوگوی رویترز با
از او پرسیده شد آمریکا با چه افرادی در ایران در حال مذاکره است.
🗣 ترامپ در پاسخ گفت:
«نمیخوام اینو بگم،
اما ما با افرادی که الان در قدرت هستن در ارتباطیم.»
از او پرسیده شد آمریکا با چه افرادی در ایران در حال مذاکره است.
🗣 ترامپ در پاسخ گفت:
«نمیخوام اینو بگم،
اما ما با افرادی که الان در قدرت هستن در ارتباطیم.»
🥴5
🔴وزیر دفاع آلمان:نیروی دریایی آلمان یک فروند ناو مینروب را به دریای مدیترانه اعزام میکند تا برای استقرار احتمالی در تنگه هرمز آماده شود
😁4
⏺سخنگوی وزارت دفاع: امروز تنگه هرمز در تسلط، مدیریت هوشمند و مقتدر ایران قرار گرفته
😁4
😁4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در واکنش به اظهارات رسانهها و مقامهای حکومت مبنی بر جذب «۳۰ میلیون جانفدا» در کارزارهای دولتی، یک شهروند در پیامی به ایران اینترنشنال گفت که حکومت اگر ۳۰ میلیون جانفدا داشت اینترنت را قطع نمیکرد بلکه آن را پرسرعت میکرد.
@gurd_shah
@gurd_shah
👍16❤1
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام عرفان کیانی، از معترضان بازداشت شده در اصفهان و در جریان انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴، اجرا شده است.
تاکنون اطلاعات و تصویری از این شهروند معترض منتشر نشده است.
قوه قضاییه در اطلاعیه خود، اتهامهای عرفان کیانی را مواردی مانند «اقدام به تخریب و تحریق اموال عمومی و خصوصی، ایجاد رعب و وحشت در سطح شهر» اعلام کرده و نوشت که حکم او پس از تایید در دیوان عالی کشور، اجرا شده است.
تاکنون اطلاعات و تصویری از این شهروند معترض منتشر نشده است.
قوه قضاییه در اطلاعیه خود، اتهامهای عرفان کیانی را مواردی مانند «اقدام به تخریب و تحریق اموال عمومی و خصوصی، ایجاد رعب و وحشت در سطح شهر» اعلام کرده و نوشت که حکم او پس از تایید در دیوان عالی کشور، اجرا شده است.
😢9🤬2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇵🇸حدود ۴۰ فرد مسلح نقابدار از حماس به یک ساختمان مسکونی متعلق به قبیله «الوحیدی» در محله الرمال شهر غزه یورش بردند و به غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، حمله کرده و در منطقه تیراندازی کردند؛ این درگیری بر سر یک اختلاف شخصی با یکی از اعضای این خانواده رخ داده است.
چندین نفر نیز در این حادثه زخمی شدند.
+وحشیگری جمهوری چسلامی تو نیابتی هاش هم هست.
@gurd_shah
چندین نفر نیز در این حادثه زخمی شدند.
+وحشیگری جمهوری چسلامی تو نیابتی هاش هم هست.
@gurd_shah
👍8❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇺🇸 غول جدید امریکا
شرکت «نورثروپ گرومن» یه طرح جدید از جنگنده نسل ششم برای ناوهای هواپیمابر معرفی کرده که قراره جایگزین «سوپر هورنت» بشه.
این هواپیما بالهای تاشو داره، ورودی هوا بالای بدنهست و سکان عمودی نداره.
طراحی کلیش هم یه کم شبیه بعضی جنگندههای چینیه.
@gurd_shah
شرکت «نورثروپ گرومن» یه طرح جدید از جنگنده نسل ششم برای ناوهای هواپیمابر معرفی کرده که قراره جایگزین «سوپر هورنت» بشه.
این هواپیما بالهای تاشو داره، ورودی هوا بالای بدنهست و سکان عمودی نداره.
طراحی کلیش هم یه کم شبیه بعضی جنگندههای چینیه.
@gurd_shah
❤5
⭕️ ️پولیتیکو: برخی از افراد نزدیک به ترامپ به طور فزایندهای به مارکو روبیو، به عنوان گزینهٔ جدی برای انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ نگاه میکنند
@gurd_shah
@gurd_shah
👍12❤3
😁5🤬1
🔴توسک ، سیاستمدار لهستانی :
احتمال داره جنگ جهانی سوم خیلی زود، تو چند ماه آینده شروع بشه،نه چند سال دیگه؛و روسیه ممکنه تو همین مدت به کشورهای ناتو حمله کنه
@gurd_shah
احتمال داره جنگ جهانی سوم خیلی زود، تو چند ماه آینده شروع بشه،نه چند سال دیگه؛و روسیه ممکنه تو همین مدت به کشورهای ناتو حمله کنه
@gurd_shah
🥴5