️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
24.4K subscribers
55.4K photos
50.2K videos
359 files
9.7K links
ما گر زسر بریده میترسیدیم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

لینک گروه

https://t.me/+Ts5ShPmJhihlQWk3

https://t.me/joinchat/AAAAAE7OUoQG1yPRXHRTxg

https://instagram.com/guard_shahanshahi

تماس
@Amirashkanam
Download Telegram
♦️سخنان #ناهید_شیرپیشه مادر #پویا_بختیاری

🔹پویا بچه به دنیا نیامد، مرد به دنیا آمد، از پنج سالگی مردانگی و شجاعت بچه ام رو دیدم.

🔹مهر و محبت و عشق در وجودش موج می زد، سلولهایش را با عشق چیده بودند.

🔹این دنیا براش کوچک بود این دنیا براش قفس بود.

🔹پسر من مرغ باغ ملکوت بود، از عالم خاک نبود، چند روزی قفسی ساختند در بدنم.

🔹شمعی بود روشن البته نه، شمع کوچیکه، پسرمن خورشید بود، داشت میدرخشید، دا‌شت همه جا رو روشن میکرد، بارونی بود که به همه جا می بارید.

🔹اینقدر پاک، اینقدر مهربون، مدام از صبح که بلند می شد منو میبوسید، نوازش میکرد، در آغوش می گرفت، صورتش رو به صورت من میمالید، من ذخیره دارم برای سالهایی که پویا در کنارم نیست، من این بوسه ها رو ذخیره دارم، اینقدر که این بوسه ها زیاد بود.

🔹در دفتر خاطراتش نوشته معنی زندگی را اون کسی فهمیده که به همه مردم عشق بورزه و با همه مهربان باشه و عدالت رو بر قرار کند. (این آخرین نوشته ای بود که در دفتر خاطراتش نوشته.

🔹هر گاه گذشته ایران رو پخش میکردند پویا بغض میکرد، پویا گریه میکرد، پویا اشک می ریخت.

🔹در این 27 سال زندگی دروغ نگفت با دروغ و حسادت فاصله داشت، خیلی فاصله داشت.

صفات خدا در وجود پسر من متجلی شده بود.

🔹شب سردی بود، خیلی سرد بود.
گاز اشک آور زدند من پا پس نکشیدم، از این موضوع که بیرون آمدیم هيچ ناراحت نبودم. گاز اشک آور زدند، دست پویا از من جدا شد، پویا رفت جلو، من اصلا نگفتم پویا نرو جلو، خطر داره، گفتم ما هم باید سهم مون رو ادا کنیم، اگر هر مادری بگه پسرم نره، پس کی بره؟ هر پسری فرزنده مادریه.

🔹پسرم شجاعانه مانند آریوبرزن از مرز و بومش دفاع میکنه، از حقوق مردمش، از کشورش. در راه آرمانش می ره جلو، می جنگه ولی چیزی که باعث تاسف منه اینه که یه روزی که آرمانهای پویا تحقق پیدا کنه، آیا به اندازه ما که خوشحال میشیم پسر منم شاهد این قضیه خواهد بود، در خوشحالی ما شریک خواهد بود.

🔹یک عده مردم از بلوار به سمت پایین پل اومدند و شعار می‌دادند که میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت، دیدم که دست و پای پویا رو مردم میارند، صورتش و دیدم، پیکر مطهر و قشنگ پسرم از جلوی چشم خودم رد شد.

🔹صورتش رو دیدم به لباسها‌ش نگاه کردم، کفشش رو دیدم، دیگه ‌شک نکردم، خود پویا بود.

🔹لحظه بسیار سختیه بسیار سخت، که اصلا نمیشه توصیفش کرد.

🔹رذالت و پستی این دولت اینه که شب اول، بدون حکم تیر، اعتراض مردم را با تیر واقعی جواب بدند، چقدر باید پست باشند.

🔹پسر من و امثال پسر من که جز آزادی و عدالت برای مردم و کشورش چیزی نخواسته. آیا شایسته این چنین تقدیری بود؟

🔹وقتیکه این اتفاق برای پویا افتاد دیگه خیلی به فکر تحویل جسم خاکی اش نبودم، فقط بگم من یک مادرم، تنها پویا از آغوش من ربوده شد و اینکه حالا جسم خاکیش کجا دفن بشه خیلی برای من مادر اهمیت نداشت. اونکه مهم هست روح بلند پویا است. ( این رو در پاسخ به مزدوران حکومت اسلامی که برای تحویل پویا جان پول خواسته بودند، گفته)

🔹چگونه دلشون اومد که حق زندگی پسر جوون من رو بگیرند؟ این همه فاصله با انسانیت! اینا تمام شکل انسان هستند، اینا انسان نیستند، قلب ندارند، عاطفه ندارند، اینا هیچ بویی از انسانیت نبردند فقط مترسک هایی هستند شبیه آدم، بدون قلب، بدون روح.

🔹اگر روح پویا پخش بشه در کل کائنات، در کل موجودات، در 7 یا 8 میلیارد جمعیت زمین این خاک به مهر و آشتی می رسه.

@gurd_shah
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی که بتازگی از لحظه تیر خوردن #پویا_بختیاری و صدای ضجه های مادرش منتشر شده است

مادر #پویا_بختیاری به دنبال پیکر بی‌جان پسرش میدود و فریاد میزند "پسرمه"
مردم برای اینکه او را آرام کنند
میگویند: زنده ست!
اما او دیگر زنده نبود..‌
من به مادری فکر میکنم که با دو چشم خویش دید که جانش میرود...

#ناهید_شیرپیشه
#پویا_بختیاری
#قیام_خونین_آبان98
#5دیماه_چهلم