🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
1.9K subscribers
523 photos
471 videos
11 files
741 links
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
Download Telegram
🔳امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش

🖋شاید آنقدر مهم نباشد که در زندگی نگاهی تراژیک داشته باشیم یا کمدی..
چون هیچ قانون و منطق مطلقی وجود ندارد...
شاید مهم فقط این باشد که چه این صحنه کمدی باشد و چه تراژیک، بتوانیم نقش خود را خوب بازی کنیم....
چرا که معجزه واقعی وقتی رخ میدهد که در راستای امید و باوری که داریم، نقش خود را خوب بازی کنیم و تلاش خود را کرده باشیم.
پس به واقع، کمدی یا تراژیک بودن زندگی، کاملا" وابسته به نقشی است که ما در زندگی بازی میکنیم...


Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein

👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
❤40👌2
🔳امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش

🖊مراجعی دارم....
دختر جوانی است...
تبلور واقعی عشق، امید، مسئولیت پذیری، تلاش و تعهد...
چندین سال است از مادر بیمارش که پزشکان از او قطع امید کرده اند، مراقبت میکند و ابدا" این قطع امید را نمیپذیرد...
و شگفتا که این مراقبت، موثر واقع شده....
به شدت هراس مرگ مادر را دارد...
برای غلبه بر این هراس،
هر شب فیلم های ترسناک میبیند..!!
علت اشتیاقش به فیلم های ترسناک را پرسیدم
جواب عجیبی داد....
گفت: مرگ مادرم ترسناک ترین اتفاقی است که میتواند در زندگیم بیافتد.‌‌
و چون تمام فیلم های ترسناک، پایان خوشی دارند‌، اینجوری،‌ با امید به پایانی خوش میتوانم به ترس از دست دادن مادرم غلبه کنم....

در یونان باستان دو ژانر نمایشی وجود داشت:
کمدی ها، با پایانی خوش، و تراژدی ها، با پایانی غم انگیز...
داستانهای کمدی نیاز به معجزه داشتند، تا به مدد آن معجزه پایانی خوش رقم خورد

اما شاید آنقدر مهم نباشد که در زندگی نگاهی تراژیک داشته باشیم یا کمدی..
چون هیچ قانون و منطق مطلقی وجود ندارد...
شاید مهم فقط این باشد که چه این صحنه کمدی باشد و چه تراژیک، بتوانیم نقش خود را خوب بازی کنیم....
چرا که معجزه واقعی وقتی رخ میدهد که در راستای امید و باوری که داریم، نقش خود را خوب بازی کنیم و تلاش خود را کرده باشیم.
پس به واقع، کمدی یا تراژیک بودن زندگی، کاملا" وابسته به نقشی است که ما بازی میکنیم...

بسان رود که در نشیب دره
سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش..

😢رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۲😊

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤75👏11👍5👌3
😡😔 چهره گرفته و عبوس!!

🖋....و این گویی، قانون نانوشته مطب است که...
اکثر افرادی که مراجعه میکنند، در اصل، مشکلی ندارند و علائمشان عمدتا" ناشی از سوء رفتار دیگرانی است که به آنها آسیب رسانیده اند و خودشان مراجعه نمیکنند.

خانواده ای را میشناسم که چهار نفرشان دارو میخورند، بخاطر آن یک نفری که باید دارو بخورد و نمیخورد.!!!

😡رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۷😔

Tel: @HypnoseChannel
8nsta: //Instagram.com/Hamid_akhavein

👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
❤17👍16👌5
😡😔 چهره گرفته و عبوس!!

🖋وقتی سازمان تامین اجتماعی، بخش درج شکایات بیمار را به صفحه مجازی نسخه نویسی آنلاین خود الحاق کرد، با لیستی مواجه شدیم که در برخی موارد، تعجب برانگیز بود.
یکی از این موارد، اعلام "چهره گرفته و عبوس" به عنوان شکایت بیمار بود.!!
بعد از چهار دهه تحصیل و اشتغال در رشته پزشکی، اعلام چنین علامتی برای شکایت بیمار، برایم بسیار شگفت آور بود.
چهره گرفته و عبوس!!!؟؟؟

اما انگار آنها از چیزی خبر داشتند که ما نمیدانستیم و در کتاب های پزشکی نخوانده بودیم.
یحتمل این تشخیص، برآمده از نوعی تحقیق و تفحص در احوالات ایرانیان بوده و با نگاهی آینده نگرانه به مسیر احوال روحی_روانی ساکنین این پهنه جغرافیایی ذکر شده بود.
چون این روزها، اولین تشخیص، همین چهره ی عبوس و گرفته است...
بی قراری، بی حالی، بی حوصلگی، احساس دل گرفتگی، بی حسی و غمگینی، بیقراری و احساس عصبانیت نیز از سایر تشخیص هاست که با درایت! مسئولان سازمان تامین اجتماعی، همه این عناوین در لیست تشخیص هایشان درج شده و بیشترین علائمی است که این روزها در مراجعین به مطب دیده میشود.
یکی دیگر از تشخیص های ذکر شده در لیست شکایات این سازمان، عنوان "در خطر آسیب رساندن به دیگران" است..!!!
که از قضا، این مورد هم این روزها بسیار وجود دارد.
با این تفاوت که این افراد، عمدتا"جزو مراجعین مطب نیستند، لیکن عوارض رفتارهایشان منجر به تالمات گروه اول میگردد.
و این گویی، قانون نانوشته مطب است که...
اکثر افرادی که مراجعه میکنند، در اصل، مشکلی ندارند و علائمشان عمدتا" ناشی از سوء رفتار دیگرانی است که به آنها آسیب رسانیده اند و خودشان مراجعه نمیکنند...
شاهد این گفتار،‌ تعداد بسیار زیادی از مراجعین به مطب میباشد، از جمله.....
خانواده ای را میشناسم که چهار نفرشان دارو میخورند، بخاطر آن یک نفری که باید دارو بخورد و نمیخورد.!!!

😡رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۷😔


Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤47👍19👌5
Saate Divari ~ Musics-Fa.Com
Mohsen Chavoshi ~ Musics-Fa.Com
🎵محسن چاووشی

تو سرت چی میگذره، چه خیالی داری؟
من که حالم پیداست
تو چه حالی داری

ساعت دیواری، ساعت دیواری....
من عزیزم رفته
تو چرا بیداری!

#چهلم

@HypnoseChannel
❤57👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙ما با هم هستیم....We are

▪️مصطفی مهرآیین

🖋اگر جهان بی معناست، اگر وجود عینی جهان نسبت به احساسات و درد و رنج های ما بی اعتناست، و مهم تر از همه اگر در جامعه ای زندگی میکنیم که سیاست آن ما را تبدیل به انسان های بی احساس و منزوی ساخته و ما را گرفتار در بن بست زندگی رها ساخته است، تنها راه نجات از این تهوع چیزی نیست جز باهمبودگی و عشق ورزیدن به یکدیگر و گفتن و شنیدن روایت های شخصی از زندگی تا بدانیم ما یک جامعه ایم.


@HypnoseChannel
❤53👌5👍3👏3
✍️ ‏اگر جنگ شد،
اگر اینترنت قطع شد،
اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم،
اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد،
فقط این را به یاد داشته باشید:
ما زندگی را دوست داشتیم.
ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم.

ما با استبداد مخالف بودیم.
چه آن‌که در داخل، نفس را تنگ می‌کند و چه آن‌که از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار می‌شود.

دل ما برای مردم ایران می‌تپید.
برای کودکی که باید آینده داشته باشد،
برای زنی که باید بی‌ترس زندگی کند،
برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.

ما زندگی بهتر می‌خواستیم. برای همه. بی‌استثنا.
شاید آرمان‌گرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.
اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.

@HypnoseChannel
❤96👏10👌8🙏2👍1
🌸نوروز سورئال

📜یادداشتی برای نوروز، در عصر غم انگیز ابرآلود جمعه رشت
در آخرین روز تاریک ترین سال

🖋️ما دائرة المعارف شدگان  وحشت و درد  ...
بر جان نشستگان خنجر ها
ما نبوده در ارزش زندگی،
مانده ایم به پای آزمون بی دلیل
جان پر درد را  در خویش تن و وطن

دایره ایستاده گان پای معارف بی دلیل 
دل شدگان وحشت ماندن و درد  هجرت
برجان نشستگان خنجر ها‌ و دود زده اندوه ها

ما...
ما نبوده گان به پای زندگی
مانده به پای آزمون بی دلیل
جان پر درد را در خویشتن و وطن

جان پر درد را...
در خویشتن و وطن...
به نوروز می سپاریم....
با کورسو امیدی به روزی نو و روزگاری نو....

از فردا که بهار می رسد
از نوک هر درخت، برگ ها خواهند شکفت ..
و حتی در اوج جنگ و ویرانی، هیچ چیز نمیتواند جلوی شکفتن گلها را بگیرد
اما افسوس....
آنان که با آخرین برگ افتاده اند هرگز باز نخواهند گشت .

نوروزتان پیروز
ایرانمان مانا

#هومن_اخوین

🖼️ تصویر: پارک شهر رشت.. ۱۴۰۴/۱۲/۲۹

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤34👏4👍2
چنانت دوست می‌دارم
محسن نامجو
چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

#سعدی

@HypnoseChannel
❤14
کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

آن نیست که حافظ را رِندی بِشُد از خاطر
کاین سابقهٔ پیشین تا روزِ پَسین باشد

@HypnoseChannel
❤23👍1
La Veillée
Yann Tiersen
رقصت، نگاهت
زندگی را به آغوشم بیاور

@HypnoseChannel
❤17👏2
🔳درمانگر واقعی

🖊به‌نظرم می‌رسد بسیاری از درمانگرها دغدغه‌شان «درست انجام دادن درمان» است، نه «دیدنِ واقعیتِ زیستنِ مراجع».
یعنی تمرکز می‌رود روی تکنیک، مدل، تشخیص، پروتکل، تفسیر، یا حتی موفق بودنِ خودِ درمانگر؛ در حالی که شاید دغدغهٔ اصلی باید این باشد:

این انسان چگونه دارد جهان را تجربه می‌کند، و چه چیزی در او دارد خاموش می‌شود یا منحرف می‌شود؟

خیلی وقت‌ها درمانگرها ناخودآگاه دنبال این‌اند که:
• اضطراب را کم کنند،
• نشانه را حذف کنند،
• رابطه را حفظ کنند،
• یا خودشان را «درمانگر خوبی» احساس کنند.

اما مسئلهٔ عمیق‌تر این است:
آیا مراجع دارد به زندگیِ واقعی‌تر، آزادتر و صادقانه‌تری نزدیک می‌شود یا نه؟

گاهی درمان موفق است ولی انسان ضعیف‌تر شده.
آرام‌تر شده، اما زنده‌تر نشده.
سازگارتر شده، اما خودش را از دست داده.

شاید دغدغه‌ای که کم است این باشد که:
درمانگر مراقب باشد تبدیل به نیرویِ رام‌کنندهٔ انسان نشود.

خیلی از درمان‌ها عملاً فرد را به نسخه‌ای قابل‌تحمل‌تر برای خانواده، جامعه، رابطه یا سیستم کاری تبدیل می‌کنند؛ نه انسانی که خودش را عمیق‌تر تجربه می‌کند.

و یک دغدغهٔ دیگر که کمتر دیده می‌شود:
درمانگر باید مدام از خودش بپرسد:
«من الان دارم حقیقت این آدم را می‌فهمم، یا فقط دارم آن را در زبان مکتب خودم ترجمه می‌کنم؟»

روانکاو، همه‌چیز را تعارض می‌بیند.
و CBT‌ کار، خطای شناختی
هیپنوتراپیست، برنامه‌ریزی ناخودآگاه.
اگزیستانسیال، گریز از آزادی.
و گاهی خودِ انسان زیر این ترجمه‌ها گم می‌شود.

شاید درمانگر واقعی کسی باشد که جرئت کند برای لحظاتی حتی از نظریهٔ خودش هم عبور کند تا مراجع را همان‌طور که هست ببیند؛ نه همان‌طور که نظریه اجازه می‌دهد

🖋#دکتر_مهدی_فتحی
اردیبهشت ۱۴۰۵

@HypnoseChannel
❤21👏9👌7👎1
🔳درمانگر خوب

🖋بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم خطرناک‌ترین لحظهٔ درمان، آن‌جایی نیست که درمانگر چیزی را نمی‌فهمد؛
آن‌جاست که خیلی زود خیال می‌کند فهمیده..
.
وقتی دردِ یک آدم، سریع تبدیل می‌شود به «الگو»، «دفاع»، «اختلال»، «تروما» یا هر اسمِ آشنای دیگری، ممکن است چیزی از خودِ آن آدم گم شود؛
چیزی که فقط در کتاب‌ها نیست، در نحوهٔ نفس کشیدنش هست، در سکوتش و در خجالتش، وقتی دارد یک حقیقت ساده را می‌گوید.

گاهی آدم‌ها به درمان نمی‌آیند که فقط کمتر رنج بکشند.
گاهی می‌آیند چون سال‌هاست کسی واقعاً کنارِ تجربه‌شان ننشسته.
نه برای اصلاح کردنشان، نه برای آرام‌تر کردنشان، نه برای این‌که نسخهٔ قابل‌قبول‌تری از آن‌ها بسازد.
و راستش، همیشه وسوسه‌ای پنهان وجود دارد؛
این‌که آدمِ روبه‌رویمان را زودتر به جایی برسانیم که کمتر به‌هم‌ریخته باشد.
کمتر خشمگین، کمتر وابسته، کمتر متناقض.
چون آشفتگیِ او، گاهی درمانگر را هم مضطرب می‌کند.
اما انسان فقط با آرام شدن زنده نمی‌شود.
بعضی‌ها سال‌ها «خوب عمل کرده‌اند» و دقیقاً همان‌جا خودشان را از دست داده‌اند.
من فکر می‌کنم مهم‌ترین اتفاق شاید این باشد که کسی در اتاق، جرئت کند دیگری را فوری جمع‌وجور نکند.
تحمل کند که یک نفر هنوز نمی‌داند چه می‌خواهد،
همزمان عاشق باشد و خشمگین،
بخواهد بماند و فرار کند،
حرف بزند و پنهان شود.
شاید فهمیدنِ انسان، بیشتر شبیه نزدیک شدن به یک جهان ناشناخته باشد تا حل کردنِ یک مسئله.
و شاید درمانگرِ واقعی کسی نباشد که همیشه می‌داند چه می‌گوید؛
کسی باشد که آن‌قدر از خودش مطمئن نیست که صدای زندهٔ آدمِ روبه‌رو را زیر دانسته‌هایش دفن کند.

به گمان من، درمانگرِ خوب، کسی نیست که همیشه محکم بماند،
همیشه بداند چه بگوید،
یا هیچ‌وقت درونش نلرزد.
گاهی برعکس،
آن‌چه درمان را انسانی می‌کند، همین است که یک نفر، پشتِ نقشِ «فهمیدن» پنهان نشده باشد.

درمانگر هم در رابطه حضور دارد؛
با تاریخِ خودش، ترس‌های خودش، زخم‌هایی که یاد گرفته با آن‌ها زندگی کند.
و شاید تفاوت مهم این نباشد که آسیب‌پذیر هست یا نه؛
این باشد که آیا می‌تواند بدون فرار از آن، کنارِ تجربهٔ دیگری بماند یا نه.
بعضی درمانگرها آن‌قدر می‌ترسند اشتباه کنند، وابسته شوند، تحت‌تأثیر قرار بگیرند یا ندانند،
که پشتِ زبانِ تخصصی، تفسیرهای دقیق، یا فاصلهٔ حرفه‌ای پنهان می‌شوند.
همه‌چیز درست به‌نظر می‌رسد، اما چیزی زنده نیست.
در حالی‌که گاهی آن لحظه‌ای که درمانگر واقعاً انسانی می‌شود،
دقیقاً همان لحظه‌ای‌ست که می‌تواند بپذیرد: «این چیزی که تو داری زندگی می‌کنی، من را هم تکان می‌دهد.»
نه برای این‌که بارِ مراجع را روی دوش خودش بیندازد،
بلکه چون رابطهٔ واقعی، بدون تأثیر گرفتنِ دو طرفه وجود ندارد.
شاید امنیتِ واقعی، از کامل بودن نمی‌آید؛
از این می‌آید که کسی آن‌قدر با خودش صادق باشد که مجبور نشود پشتِ نقشِ «آدمِ همیشه‌مسلط» پنهان شود.

🖋#آرام_حیدری_فرد
اردیبهشت ۱۴۰۵

@HypnoseChannel
❤22👏4👌3👍1
Seven Ponds Live ~ UpMusic
Playlist Viper Tehran ~ UpMusic
#سینا_بطحایی

از پا و سر بریدن بی‌پا و سر دویدن
ای کوه قاف و دولت زین آمدن برقص آ
گر مَحرَمِ زمانی یک دم دَهَن بجنبون
ور خستهٔ زمانی جانِ دِگر برقص آ


@HypnoseChannel
❤21
⛔️🛜 نود روز قطع اینترنت با مغز ما چه کرد؟

🖋انسان مدرن فقط با اکسیژن و آب زنده نیست. مغز انسان امروزی، به «اتصال» هم وابسته است. این اتصال صرفا سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی نیست؛
اینترنت بخشی از سیستم پردازش شناختی ما شده است. چیزی شبیه حافظه‌ی خارجی، سیستم جهت‌یابی، تنظیم هیجان، دریافت هویت جمعی و حتی درک زمان.

وقتی این اتصال برای مدت طولانی قطع می‌شود، فقط اطلاعات از بین نمی‌رود؛ ادراک انسان از جهان هم تغییر می‌کند. بسیاری از افراد در این ماه‌ها تجربه‌هایی شبیه این داشتند:

◼️ احساس گنگ و غیرواقعی بودن دنیا
◻️ فراموشیِ زمان و تاریخ
◼️ خستگی ذهنی مداوم
◻️ بی‌حسی عاطفی
◼️ اضطراب مبهم و بدون علت مشخص
◽️ نیاز وسواس‌گونه به چک‌کردن اخبار
و در بعضی افراد، نوعی کرختی روانی

این‌ها صرفا «ضعف شخصیتی» یا «بیش‌ازحد آنلاین بودن» نیستند. مغز انسان در شرایط بحران طولانی، وارد حالت بقا "Survival Mode" می‌شود و معنی‌اش این است که فرد یا شخصیت فقط روی زنده ماندن و ادامه دادن تمرکز دارد، نه راحتی یا پیشرفت...
حالتی که در آن سیستم عصبی، به‌جای رشد، خلاقیت و آرامش، تمام انرژی خود را صرف پیش‌بینی تهدید می‌کند.

در این وضعیت، آمیگدال (مرکز پردازش ترس و تهدید) بیش‌فعال‌تر می‌شود و قشر پیش‌پیشانی مغز، که مسئول تصمیم‌گیری منطقی و تنظیم هیجان است، عملکرد ضعیف‌تری پیدا می‌کند.

به زبانی ساده ، انسان کم‌کم از «زندگی کردن» فاصله می‌گیرد و فقط شروع می‌کند به «دوام آوردن». نکته عجیب‌تر اینجاست که مغز، به نبودِ ارتباط اجتماعی هم واکنش عصبی نشان می‌دهد.

مطالعات "نوروایمیجینگ" نشان داده‌اند محرومیت اجتماعی و انزوای طولانی‌مدت، می‌توانند بخش‌هایی از مغز را فعال کنند که در درد فیزیکی هم درگیر می‌شوند. برای مغز انسان، قطع ارتباط همیشه فقط یک اتفاق تکنولوژیک نیست؛ گاهی شبیه یک فقدان زیستی تجربه می‌شود. شاید برای همین بود که در این مدت، بسیاری از افراد احساس می‌کردند جهان کوچک‌تر، تاریک‌تر و دورتر شده است. اما با تمام این‌ها، سیستم عصبی انسان یک ویژگی عجیب دارد: سازگاری.

مغز انسان حتی در تاریک‌ترین شرایط هم سعی می‌کند الگو پیدا کند، معنا بسازد و خودش را بازتنظیم کند. شاید همین ویژگی باعث شده تمدن بشر، با وجود این همه جنگ، سانسور، فروپاشی و ترس، هنوز کامل خاموش نشده باشد.

خاستگاه :Neuroscience News
ترجمه‌: سپیتام آذرمهر


@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
❤52👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖊از ما هیچ باقی نمیماند،
مگر رد پای خاطرات خوشی که دلیل حال خوب دیگران بودیم.


#مشاوره #رواندرمانی #هیپنوتراپی

Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
❤33👌3
 🦇 بتمن در رشت:

🖋شخصیت "بتمن..Batman*" از محبوب‌ترین شخصیت‌های دنیای ابرقهرمانی است.
برخلاف بیشتر ابرقهرمان‌ها، بتمن قدرت فراطبیعی ندارد. او با هوش، اراده، مسئولیت پذیری قوی، آموزش سخت و فناوری با دشمنانش مقابله می‌کند.
بتمن، نماد امید و ترس، در شهر "گاتهام سیتی " است.
برای مجرمان نماد ترس و برای شهروندان، نماد امید و امنیت.
آقای جعفرزاده، پیک‌موتوری نجیب،‌ مطمئن و کارآمدی است که بیش از یک دهه است او را میشناسم.
دقت کاری او چه در جستن و یافتن کالا و مسئولیت پذیری اش در پیگیری کارهای اداری به حدی است که وقتی چندی پیش او را با کلاه جدید موتورسواری اش دیدم، بی اختیار یاد "بتمن" افتادم.
او جلوه واقعی این جمله است که:
مهم نیست چکاره باشید
مهم این است که هرجا هستید بهترین باشید.

در روزگار بدمن"Badman" ها**، بتمن" Batman" بودن کار هر کسی نیست.

تلفن آقای جعفرزاده: 09112345982 است.
با سپردن کارهای خود به او، از این نماد شرافت، دقت و مسئولیت پذیری حمایت کنید.

*Batman:مرد خفاشی
**Badman: غارتگر

🦇 #دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۵/۳/۱۱🦇

Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein

👇یاداشت کامل در پست بعدی 👇
❤27👌3👍1🙏1
 🦇 بتمن در رشت:

🖋شخصیت "بتمن.. Batman*" از پیچیده‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های دنیای ابرقهرمانی است.
برخلاف بسیاری از ابرقهرمان‌ها، بتمن قدرت فراطبیعی ندارد. او با هوش، اراده، مسئولیت پذیری قوی، آموزش سخت و فناوری با دشمنانش مقابله می‌کند.
بتمن، نماد امید و ترس، در شهر "گاتهام سیتی " است.
برای مجرمان نماد ترس و برای شهروندان، نماد امید و امنیت.
داستان "بتمن" در گاتهام سیتی، شکل گرفته است. شهری غرق در فساد گسترده و محل بزرگترین و شرورترین جنایتکاران و باندهای مافیایی که حتی پلیس ها و قاضی هایش همدست این باندهای مافیای اند.
شهری تاریک و مخوف که دیگر امیدی به اصلاح آن نیست و فراورده هایش، پوچ‌گرایی، زندگی بی‌هدف و آدم های مسخ شده اند.
بتمن، ابرقهرمانی است که فلسفه وجودی اش، به واسطه فساد گسترده و جرم و جنایت هایی است که در شهر زادگاهش رخ میدهد و انگیزه اش از مبارزه، امید به نجات شهر از طریق تغییر در نگاه مردم و آگاه کردن آنها به مسئولیت های فردی شان، هم در قبال شهر و هم در قبال سایر شهروندان و تاثیر آن در رسیدن به مطالباتی که حاصلش، منفعت همگانی است.
در انتهای فیلم "بتمن" با نقش آفرینی"رابرت پتینسون" :
بتمن به زن گربه ای "catwoman" میگوید: کجا میخواهی بروی؟
و او در جواب میگوید، نمیدانم ...ولی باید بروم
میدانی که اینجا هیچوقت عوض نمیشود.
با مردن رییس مافیا، تازه دعوا سر قدرت شروع میشه و اوضاع بدتر میشه
بتمن میگوید: میدانم ولی شهر میتونه عوض بشه و من باید تلاشم را بکنم.
  و در"بتمن" با بازی "کریستین بیل"،:
بتمن در جواب کسانی که اصرار به شناختنش دارند، میگوید: "اصلا مهم نیست که من در زیر ماسک چه کسی باشم، کاری که انجام میدهم من را تعریف میکند" و حتی حاضر نیست خود را تنها قهرمان شهر بداند و میگوید،
"قهرمان هرکسی می تواند باشد، حتی یک مرد که کار ساده و اطمینان بخش انجام میدهد. مثلا کتش را روی شانه های یک پسر جوان میندازد تا به او نشان دهد که دنیا به پایان نرسیده است."
درواقع نجات واقعی، وقتی است که فقط به قهرمان فکر نکنیم و مسئولیت های فردی را درنظر بگیریم،

آقای جعفرزاده، پیک‌موتوری نجیب،‌ مطمئن و کارآمدی است که بیش از یک دهه است او را میشناسم.
دقت کاری او چه در جستن و یافتن کالا و مسئولیت پذیری اش در پیگیری کارهای اداری به حدی است که وقتی چندی پیش او را با کلاه جدید موتورسواری اش دیدم، بی اختیار یاد "بتمن" افتادم.
او جلوه واقعی این جمله است که:
مهم نیست چکاره باشید
مهم این است که هرجا هستید بهترین باشید.

در روزگار بدمن"Badman" ها**، بتمن" Batman" بودن کار هر کسی نیست.

تلفن آقای جعفرزاده: 09112345982 است.
با سپردن کارهای خود به او، از این نماد شرافت، دقت و مسئولیت پذیری حمایت کنید.

*Batman:مرد خفاشی
**Badman: غارتگر

🦇 #دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۵/۳/۱۱🦇


Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤27👏2🙏2👌1
📜 وصف تهران در ایام بهاری جنگ
🖊#هومن_اخوین

داداش خان جانم ....
باورت نخواهد شد، انگار  به رهایی به نوجوانی به خانه  برگشته بودم.
تصور کن در این مدام غمباران، ناگهان روح رعنای بهشتی تهران، مجال نمایان شدن یافت.
در پس دهه ها ناسپاسی و  توزیع مدام آلودگی به این شهر، حالا در میان عجایب دوران، چین های دامان دماوند که آسمان ستاره بارانش، عرصه نمایشهای رعد آسا و آخر الزمانی مصنوع  ترس های بشر شده، مجال رخ نمایی یافت  و چه شعفی به جانم دوید در محال درک حقیقت ناپدید این شهر...
به نگاه، تهران کاملن خالی است.
در مجال خلاصی فرد از مجازات زندان گونه مجازی ها  و بازگشت از  تبعید نا آگاهی جمعی به خود آگاه شخصی .
امکان توصیف نیست و مجال رویت تمام شد،

فرصتی بود در گذری تا ناظر صحنه وقوع شهودی باشم از  لحظه های مظلوم این سرزمین ...

🌺تهران.#هومن_اخوین،ایام بهاری جنگ/ نوروز ۱۴۰۵🌺

Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein

👇یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
❤24
📜وصف تهران در ایام بهاری جنگ
🖋#هومن_اخوین

داداش خان جانم ....
باورت نخواهد شد، انگار  به رهایی به نوجوانی به خانه  برگشته بودم.
تصور کن در این مدام غمباران، ناگهان روح رعنای بهشتی تهران، مجال نمایان شدن یافت.
در پس دهه ها ناسپاسی و  توزیع مدام آلودگی به این شهر، حالا در میان عجایب دوران، چین های دامان دماوند که آسمان ستاره بارانش، عرصه نمایشهای رعد آسا و آخر الزمانی مصنوع  ترس های بشر شده، مجال رخ نمایی یافت  و چه شعفی به جانم دوید در محال درک حقیقت ناپدید این شهر...
به نگاه، تهران کاملن خالی است.
گهگاه صدای سکوت شکن  وسیله ای موتوری نشان از دیگرانی نیز هست و نه بیش از آن، به نشان ها، هستند کسانی و به دیدار  نیستند. مردمان، مگر شاید در دور دست سرکی هم  پیدا شود، شاید و این همه میدانی نوین از  زندگی بود. 
در مجال خلاصی فرد از مجازات زندان گونه مجازی ها  و بازگشت از  تبعید نا آگاهی جمعی به خود آگاه شخصی .
چنان شده بود که حتی پارک کوچک همین گوشه ، به آنی،  پردیسی در دامان این فلات و رخصتی برای شهود شخصی  بود.
حس غریبی به جان میدوید، بین لذت عمیق و درد غلیظ، خبر مرگ مردمی آشنا در همین نزدیکی و درک تمام اندوه نیم قرن زیستنم.  میان  کشتار تیغ خائن سیاست در  شرق تاریخ، حتی از  اهالی اهلی بی اسلحه و کینه ی این تمدن فرتوت نجیب ، دردی نامفهوم میان قاب تصویری آشنا، ملغمه ی که در آن هر حسی منجر به اندوه ، خشم و حقارت و غم بود و با هر تپش، قلب سنگین ام را به چاهی عمیق و خاموش می انداخت، اما  گویی روحم بالاتر از حس بقا و  درک ترس حتی معقول،  رقصان و شناور مانده بود.
بهشتی  گمشده با درختانی  به خود آمده  و شاخه های پر تکان از جهش های کلاغ هایی اهلی شده  از  ترس حادثه ی ناشناس و انبوه گربه های تنها رها شده که وحشت انفجار  از چشم هایشان جاری بود و ناله های خفیف شان  بالاتر از گرسنگی، فریاد این سوال بود که کدام غفلت و طمع کدام حقارت، راهنمای کفتار زمانه بود به این تنها مجال زندگی.
کدامین نابخردان خودخواه  و تجسم کدام دروغ ،  کلید اژدهاک زنجیری این دیار  به زنگی مست دوران داد!!؟
امکان توصیف نیست و مجال رویت تمام شد،
فرصتی بود در گذری تا ناظر صحنه وقوع شهودی باشم از  لحظه های مظلوم این سرزمین ...

🌺تهران.#هومن_اخوین،روزهای بمباران. نوروز ۱۴۰۵

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤22