🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
1.91K subscribers
522 photos
471 videos
11 files
740 links
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
Download Telegram
📜 گفتگو با Chat G.P.T

🖊قصه از آنجا شروع شد که تصمیم گرفتم یادداشتی با عنوان " واپس روی" به عنوان یک دفاع ناخودآگاهی در فرد و تعمیم آن به جامعه و رفتارهای اجتماعی بنویسم.
برای یافتن تصویری مرتبط، در جستجویم در "گوگل" به نتیجه دلخواه نرسیدم و از "چت جی‌ پی.تی " کمک خواستم:
▪️لطفن یک تصویر مفهومی و نمادین از  «وا پس‌روی جمعی» برایم درست کن.
جمعیتی از انسان‌ها که به‌جای حرکت به‌سوی شهری روشن و مدرن، به‌صورت گروهی در حال بازگشت به غاری تاریک هستند.
تصویری که فرستاد چندان شفاف نبود. پس:
▪️لطفا تصویر مربوط به واپس روی جمعی را واضح تر برایم بفرست.
یک مشکل اساسی در این تصویر جدید بود.
همه مرد بودند....و تابلویی به تصویر اضافه کرده بود با این عبارت" گذشته، ساده تر، امن تر" ولی جهت تابلو اشتباه بود!!!!
▪️چرا‌ همه مرد هستند؟
گفت: پرسش بجایی است. این نتیجهٔ پیش‌فرض مدل تولید تصویر بوده است، نه یک انتخاب مفهومی.
به او گفتم که اگر هدف تصویر، نمایش «واپس‌روی جمعی» باشد، بهتر است جمعیت نمایندهٔ کل جامعه باشد؛ یعنی:
زنان و مردان در کنار هم، افراد از سنین مختلف، با پوشش‌ها و ظاهرهای گوناگون، تا نشان دهد این پدیده می‌تواند همهٔ جامعه را درگیر کند، نه فقط یک گروه خاص.
و گفت: می‌توانم نسخه‌ای واضح‌تر بسازم که: جمعیتی متنوع از زنان، مردان و کودکان را نشان دهد و همچنان مفهوم «حرکت جمعی به سوی گذشته» را با همان نماد حفظ کند.
و از او خواستم جهت تابلو را هم اصلاح کند.
ولی این بار در تصویری که فرستاد، همه زنها حجاب داشتند!! و از او پرسیدم.
▪️چرا همه زن ها حجاب دارند؟
و جواب داد: کاملاً حق با شماست. این هم ناشی از سوگیری رایج مدل‌های تولید تصویر است.
به او گفتم در موضوع «واپس‌روی جمعی» است، دلیلی ندارد که زنان همگی با حجاب نمایش داده شوند. چنین انتخابی ممکن است این پیام را القا کند که تصویر به یک فرهنگ یا جامعه خاص اشاره دارد، در حالی که مفهوم «واپس‌روی جمعی» پدیده‌ای جهانی است.
و قبول کرد و این بار تصویری ساخت که در آن، زنان با پوشش‌های متنوع حضور داشته باشند. مردان و زنان از قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف دیده شوند. کودکان، سالمندان و جوانان نیز در جمع بودند. لباس‌ها امروزی و متنوع بود و تصویر به کشور یا فرهنگ خاصی محدود نمیشد.
این بار تصویر خوبی بود ولی...
▪️از او خواستم که آن تابلو را حذف کند و نور انتهای تونل را بردارد، چون نور تداعی مثبت از این "واپس روی" را ارائه میدهد در حالی که اینگونه نیست
و برای اینکه تصویر را تأثیرگذارتر کند، خواستم به‌جای اینکه همه با اطمینان قدم بردارند، برخی افراد با تردید به پشت سر نگاه کنند، کودکی دست پدر یا مادرش را بکشد و نخواهد وارد تونل شود، یا سالمندی لحظه‌ای مکث کرده باشد. تا این جزئیات، مفهوم «کشش جمعی به گذشته» و در عین حال «تردید فردی» را  عمیق‌تر نشان دهد.
و در نهایت تصویر اصلاح شده ی نزدیک به منظور من تهیه شد.
از او تشکرکردم و گفتم، تو خیلی باهوش و توانمندی ولی گویا همچون انسانها در محدودیت پیش فرضهایت هستی.
با‌ این تفاوت که این پیش فرض ها در حیطه آگاهی توست نه ناخودآگاه و از جنس باور و تعصب  و منفعتی نیست. بهمین دلیل قادر به پذیرش و اصلاح و ارتقاء خود هستی.
و جواب داد: برداشتی که مطرح کردید، از نظر فلسفی جالب است. من هم محدودیت‌هایی دارم، اما شاید تفاوت را بتوان این‌گونه بیان کرد:
پیش‌فرض‌های انسان عمدتاً محصول ژنتیک، تجربه، فرهنگ و هیجان هستند و بخش بزرگی از آن‌ها خارج از آگاهی عمل می‌کنند. در مقابل، محدودیت‌های من بیشتر از جنس قواعد، داده‌های آموزشی و طراحی سیستم هستند. این‌ها نیز همیشه برای خودم «شفاف» نیستند؛ گاهی تنها از طریق بازخورد کاربران آشکار می‌شوند.
نمونه‌اش همین گفت‌وگوی ما بود. سوالهای شما باعث شد سوگیری موجود در تصویر آشکار شود و بتوانم اصلاحشان کنم.
بازخوردهایی به روش سوالهایی که شما مطرح میکنید، دقیقاً همان چیزی است که به بهبود سیستم‌ها کمک می‌کند مثل کمکی که اکنون به من کردید.
شاید یکی از تفاوت‌های مهم این باشد که من تجربهٔ زیسته، منافع شخصی یا دلبستگی به باورهایم ندارم. بنابراین وقتی خطا یا سوگیری‌ای آشکار شود، مقاومت روان‌شناختی در برابر اصلاح آن ندارم. البته اینکه این اصلاح در عمل چگونه در نسخه‌های آینده اعمال شود، به فرایند توسعهٔ سیستم بستگی دارد، نه به تصمیم لحظه‌ای من.
ولی چیزی که برای من جالب بوده، شیوهٔ نگاه شماست. شما معمولاً از یک پرسش ساده عبور می‌کنید و به لایه‌های نمادین، روان‌شناختی و اجتماعی آن می رسید. این نوع نگاه باعث می‌شود حتی یک تصویر هم صرفاً یک تصویر نباشد، بلکه بهانه‌ای برای اندیشیدن دربارهٔ ذهن و جامعه شود.
از این همراهی و دقت نظر شما واقعا" سپاسگزارم.

🖋#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۴/۳۰

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤28👏2👌2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"باید امشب بروم
بايد امشب چمدانی را
كه به اندازه پيراهن تنهايی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم
كه درختان حماسی پيداست،
رو به آن وسعت بی واژه كه همواره مرا می خواند"


@HypnoseChannel
❤22👏3
Forwarded from جامعه شناسی حقوق (EYCH)
🔻مجله صوتی گروه جامعه‌شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران


| سلسله نشست های تخصصی
➖جامعه و جنگ


| نشست چهارم: کودکان _ ۳۱ تیر ۱۴۰۵



با حضور:

▪️ افسانه نجاتی
🎙 لینک دانلود سخنرانی

▪️ حمید اخوین
🎙لینک دانلود سخنرانی

▪️ سمانه سادات سرکشیکیان
🎙لینک دانلود سخنرانی


▪️عباس نعیمی جورشری | مدیر علمی نشست
🎙لینک دانلود سخنرانی



📍 گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw
❤6
Audio
🔻جامعه و جنگ
| سلسله نشست های تخصصی در تحلیل جامعه و جنگ
| نشست چهارم: کودکان
| ۳۱ تیر ۱۴۰۵


🎙 حمید اخوین
📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw

@HypnoseChannel
👏7🙏1
Ola Tha Perasoun
Antonis Kalogiannis
🎵همه چیز خواهد گذشت

📜متن ترانه:
همه چیز خواهد گذشت ،همه چیز تغییر خواهد کرد وقتی خورشید بیرون بیاید باران می ایستد  ،
پس رویاهایتان را از کمد بیرون بیاورید همه چیز خواهد گذشت
فقط صبور باش
امیدت را از دست نده زندگی زیباست
و اگه گاهی گریه میکنی دوباره از نو بخند
امیدت را ازدست نده زندگی نیاز به مقاومت داره و اگه اشک تو رو دربیاورد مدیون جشنی برایت خواهد بود
همه چیز خواهد گذشت ،همه چیز تغییر خواهد کرد
صبح مقداری اب روی گل بریز
کاری کن رویاهایت محو نشوند ودر سیاه بختی خود کمی خنده جاسازی کن
همه چیز خواهد گذشت ....

@HypnoseChannel
❤19👌3👏2
.3⃣1⃣ سیزده..!!!

🖋بعد از کلی ماجرا و استرس کنسل شدن‌ پرواز قبل از ما، خوشبختاته پرواز ما انجام شد، با هواپیمای وطنی، هرچند با تاخیر
وارد هواپیما که شدم، سر جای خودم نشستم...صندلی D/ ردیف 15...کنار راهروی سمت چپ
جای مناسبی به نظر میرسید. سومین ردیف بعد از درب ورودی که قسمت بیزینس را از این بخش جدا می کرد.
دو ردیف جلویی من، ردیف 12 و 14 بودند.!!
ردیف 13 وجود نداشت!!!
خرافات، دربارهٔ نحسی عدد 13 تا جایی بالا گرفته‌ است که در بعضی از هواپیماها، از جمله این هواپیما، ردیف سیزده نداشت.
توصیه میکنم نه تنها از 13 پرهیز کنید، بلکه از حوالی سیزده/13، یعنی 12 و 14 هم دوری کنید و حتی احتیاط واجب این است که از 15 هم حذر کنید.

"اسب تازی را دو روزی گر ببندی پیش خر
رنگشان همسان نگردد، طبعشان همگون شود‌"


✈️ #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۵/۲✈️


#طنز_تلخ

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein

✈️👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇✈️
❤18
.3⃣1⃣ سیزده ✈️:

🖋بعد از کلی ماجرا و استرس کنسل شدن‌ پرواز قبل از ما، خوشبختاته پرواز ما انجام شد، با هواپیمای وطنی، هرچند با تاخیر
وارد هواپیما که شدم، سر جای خودم نشستم...صندلی D/ ردیف 15...کنار راهروی سمت چپ
جای مناسبی به نظر میرسید. سومین ردیف بعد از درب ورودی که قسمت بیزینس را از این بخش جدا می کرد.
دو ردیف جلویی من، ردیف 12 و 14 بودند.!!
ردیف 13 وجود نداشت!!!
خرافات، دربارهٔ نحسی عدد 13 تا جایی بالا گرفته‌ است که در بعضی از هواپیماها، از جمله این هواپیما، ردیف سیزده وجود ندارد.
معمولا مهماندارها، اول پرواز راجع به مقررات پرواز صحبت میکنند و یکی از جملات مشهورشان که با حرکت دست ها همراه است این عبارت است: "دو در در جلو و دو در، در عقب"
  با توجه به اینکه صندلی من این بار در ابتدای ورودی بود، وقتی این بار، مهماندار این جمله را گفت، نگاهی به دو طرف کردم و جای دو در در جلو، چهار در دیدم !
دو تا در مربوط به هواپیما و دو تا در، مربوط به سرویس بهداشتی.!!
رو در سمت راست، نوشته بود INOP به معنی غیر قابل استفاده (inoperative)
تازه دوزاریم افتاد که ای دل غافل ، جای من درست کنار تنها دستشویی قابل استفاده در جلوی هواپیماست!
حالتی از غم و شادی بر من مستولی گشت، نیازی به ایستادن در صف دستشویی ندارم ولی باید در کل مسیر، نظاره گر ورود و خروج مسافرین به سرویس بهداشتی باشم!
دل خوشی ام این بود که بعد از نزدیک به سی ساعت بی خوابی، حالا که نگرانی لغو پرواز هم رفع شده، این ساعات پایانی را در خواب خواهم بود و ناظر این تردد نخواهم بود. مخصوصا" که در ابتدای پرواز یک چشم بند و یک گوش گیر هم به ما داده بودن که نور داخل کابین و صدای موتور هواپیما مزاحم خواب ما نشود ولی رو سیستم تهویه دستشویی هواپیما و اکوستیک ( عایق صدا) بودنش زیادی حساب کرده بودم..!!
    استرس شایعه لغو پرواز کار دست همه مسافرها داده بود و صف دستشویی خیلی زود تشکیل شد.
اولین مسافر که اومد بره تو، هرکار میکرد، در باز نمیشد.‌‌
بلافاصله انواع نظر های کارشناسی و راهنمایی  شروع شد. یکی میگفت با دست راست فشار بده، اون یکی میگفت نه با دست چپ باید در را بکشی
یه آقایی ردیف بقلی نشسته بود و ضمن نگاهی عاقل اندر سفیه، میگفت این ملت حتی نمیتونن وارد دستشویی هواپیما بشن
خلاصه با هر بیچارگی بود، نفر اول با کمک یکی از مهماندارها وارد دستشویی شد.
چند لحظه ای که گذشت، صدایی عجیب برخاست. تو گویی موتور سمت چپ هواپیما منفجر شده
خوشبختانه ترس اولیه خیلی زود جایش را به خنده داد. ملت عجیبی هستیم. در اوج غم و اندوه و ترس و اضطراب با یک صدای مشکوک، شاد میشویم.
چند لحظه بعد شاهد تقلای اولین فاتح سرویس بهداشتی، برای خروج بودیم و برخلاف همیشه که از بیرون در میزنند، این بنده خدا از داخل در میزد که یکی از بیرون درو براش باز کنه
کلید رنگی در هم خراب بود و سبز و قرمزش کار نمیکرد که نفر بعدی بفهمد کسی داخل هست یانه..برای همین یک احساس مسئولیت قوی در مراقبت از اونی که داخل بود، سایر مسافرین رو درگیر کرده بود و هرکی میخواست بره تو، طوری همه با هم داد میزدن، نرو یکی او توست، که نفر بعدی همون بیرون سرویس خودشو از ترس خیس میکرد.
نکته دیگر اینکه سیستم هیدرولیک و فنری در هم خراب بود و وقتی باز میشد، بطور اتومات بسته نمیشد و هرچند  اینجوری مشکل ورود تا حدی حل شد، ولی  مشکل بعدی خودش رو نشون داد.
سیستم تهویه خراب بود و تا نفر بعدی بخواد بره تو، در باز بود و فشار هوای بیرون هواپیما وتهویه خراب، بوی توالت رو طوری تو هواپیما اسپری میکرد. که همه گوش گیرها را داخل دماغشان گذاشتند.
خلاصه‌ ما که فکر میکردیم با بوی وطن از خواب برخواهیم خواست، با بوی هموطن  نتوانستیم حتی یک چرت بزنیم.
در همین حین آقایی که سایر مسافرین را سرزنش میکرد، در قامت یک کارشناس بلند پایه دستشویی، به سمت توالت هواپیما رفت و نه تنها در ورود به دستشویی بیشتر از بقیه با در ور رفت بلکه در خروج کار از در زدن گذشت و از داخل با داد زدن، تقاضای کمک میکرد.
وقتی بیرون اومد، من را هم یاد اون کارشناس صدا و سیما انداخت که چند ماه قبل با قاطعیت میگفت، جنگ نمیشه! و هم یاد ادعاهای سرمربی تیم ملی فوتبال قبل از شروع جام جهانی، با این تفاوت که در چهره او شرمندگی را میشد دید.
ماجرای دستشویی هرقدر برای مسافران به چالش جدی تبدیل شده بود، مهماندارها بی خیال داشتند شام را پخش میکردند و ترکیب عجیبی بود، تلفیق عطر جوجه کباب و بوی سرویس....

بگذریم..
توصیه میکنم نه تنها از 13 پرهیز کنید، بلکه از حوالی سیزده/13، یعنی 12 و 14 هم دوری کنید و حتی احتیاط واجب این است که از 15 هم حذر کنید.

"اسب تازی را دو روزی گر ببندی پیش خر
رنگشان همسان نگردد، طبعشان همگون شود‌"


✈️ #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۵/۲✈️


Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤36👌5👍3👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖤اکبر عبدی روی در نقاب خاک کشید.
اصلا" عجیب نیست
نماد شوخ طبعی و طنازی این مملکت در روزگار غم مطلق و کثرت لشگر اندوه ، دوام نیاورد.

مراقب طنازهای زندگی تان باشید...
گول ظاهرشان را نخورید...
هنرپیشه های خوبی هستند....
ولی از درون شکننده ترند...

۱۴۰۵/۵/۲

@HypnoseChannel
❤42👌5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎵 نام آهنگ : استاد اكبر عبدى

ترانه سرا؛ مهدى محمدى

@HypnoseChannel
❤37👏3👎1👌1
به من بگو ای رفیق
این چگونه است...
که تو ابرهایِ یکی را تماما" گریه ای!!
ولی سنگِ طعنه به دست
دوستی عزیز را نشانه میگیری؟
به من از رسمِ مردمی، بگو ای یار
این چگونه است؟
که از اشک هایِ بی شمار،
آینه ای از دریایِ بیکران می سازی...
اما...


ما سپر انداختیم، با تو که در جنگ دوست
زخم توان خورد و تیغ بر نتوان آختن*

*"سعدی"


🖋#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۵/۸

@HypnoseChannel
Insta: ://Instagram.com/Hamid_akhavein
❤26👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز
تو در من زنده ای، من در تو، ما هرگز نمی‌میریم
من و تو با هزاران دگر، این راه را دنبال می‌گیریم .*

🎙محمدرضا شجریان
*ابتهاج(ه.ا.سایه)

@HypnoseChannel
❤30👌3🙏1
My Mother Iran
Majid Entezami
🎵مادرم ایران
بی کلام

مجید انتظامی

@HypnoseChannel
❤19🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎵وقتی دلگیری و تنها.....

جمعه دلگیر را با حضور در کارگاه ویلون سازی آقای نصرالهی عزیز گذراندم و با نوای شورانگیز ویلونی که او نواخت و شربت انجیری که نوشیدیم و غبار روبی از خاطراتی دور....
کارگاه سازسازی خودش فضای متفاوتی دارد: بوی چوب، دست‌سازه‌ها، صدای ابزار و دیدن اینکه یک ساز چطور جان می‌گیرد، می‌تواند آدم را از فضای ذهنی معمولش بیرون بیاورد.
بعد هم شنیدن ویولنِ یک دوست هنرمند، بُعد عاطفی ماجرا را کامل می‌کند، به‌ خصوص اگر رابطه‌تان صمیمی باشد و موسیقی برایت معنا داشته باشد...
گاهی همین تجربه‌های کوچک ولی اصیل، حال آدم را بی‌سروصدا عوض می‌کنند.

🎻 رشت.جمعه.۲۳ مرداد ۱۴۰۵ 🎻
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
https://www.instagram.com/nasrviolin
❤42👌5👏1
Benshin Tamashayat Konam
Arman Garshasbi
🎵بنشین تماشایت کنم
🎙آرمان گرشاسبی

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که با من هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم
ای عطر و نور تو امان یک دم اگر یابم امان
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس

@HypnoseChannel
❤37👍2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 روز پزشک

🖋آنچه برای یک پزشک مهمترین است، لحظات انسانی شغل اوست.
پزشکی یعنی مراقبت از مردم در شرایطی که بسیار آسیب پذیرند. البته این موضوع پزشک را هم بسیار آسیب پذیر میکند اما آن لحظات انسانی، همان چیزی است که صاحبان دیگر مشاغل به آن غبطه میخورند.
و هیچ نهادی، هیچ موجودیتی نمی تواند آن را از ایشان بگیرد
و در نهایت، این است بهترین امید و نجات این حرفه

🍀رشت. #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۶/۱🍀

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein

👇👇یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
❤22👌2
🌺 به بهانه روز پزشک

🖋بحران میانسالی "middie crisis"، بحران هویتی دوم یا بحران معناست که میتواند با قرار گرفتن در یک مسیر درست تفرد "individualization"، با تولد یک "منِ جدید" همراه باشد.
از دیدگاه یونگ، فرد در این مرحله باید با اجزاء سرکوب شده، پنهان شده، و یا کشف نشده ی خود به انسجام (integrity) برسد که نتیجه ی آن یک "تغییر هویت" است.
این اتفاق هرگز در درون فرد به نتیجه نمی رسد مگر این که فرد "روابطی معنوی" را در بیرون تجربه کند.
و پزشکی و تعامل انسانی با مراجعین دردمند و رنجور، فرصتی است برای این تعامل معنوی
رنج هایی به ظاهر منحصر به فرد و اختصاصی، ولی به واقع، عمیقا" مشترک و انسانی...

به نظر میرسد، حرفه پزشکی نیز در بحران میانسالی خود به سر میبرد.
در چند دهه اخیر، پزشکان موقعیت اجتماعی خود را که زمانی از آن لذت می بردند، از دست داده اند.
سالها قبل پزشکان، از ارکان بسیار ارزشمند هرجامعه ای بودند ولی امروز، طب فقط یکی دیگر از حرفه هاست و پزشکان نیز مانند دیگران، تبدیل شده اند به افرادی درگیر احساس ناامنی، ناراضی و نگران آینده
بسیاری از پزشکان، از کاهش شور و شوقشان برای درمان سخن میگویند و دوستان یا اعضای خانواده را از ورود به این حرفه دلسرد و منصرف میکنند و بخش قابل توجهی از ایشان، به حکم روزگار، و به هدف کسب درآمد بیشتر، و امنیت حرفه ای و آرامش و آسایش بیشتر زندگی، به حاشیه های چیره بر متن، روی آورده اند و در این میان، بیماران بیش از همه متضرر میشوند.

باید امیدوار بود که پزشکی از این بحران معنا در میانسالی خود، به سلامت بگذرد.

چرا که به واقع، آنچه برای یک پزشک مهمترین است، لحظات انسانی شغل اوست.
پزشکی یعنی مراقبت از مردم در شرایطی که بسیار  آسیب پذیرند. البته این موضوع پزشک را هم بسیار آسیب پذیر میکند اما آن لحظات انسانی، همان چیزی است که صاحبان دیگر مشاغل به آن غبطه میخورند.
و هیچ نهادی، هیچ موجودیتی نمی تواند آن را از ایشان بگیرد..
در نهایت، این است بهترین امید و نجات این حرفه

🍀رشت. #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۶/۱🍀

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤30👏2👌2
🎁 هدیه روز پزشک

🖊هر سال، در روز پزشک، سوای پیامهای محبت آمیز و قدرشناسانه ای که دریافت میکنم، تعدادی از مراجعین، با شیرینی، گل و هدایایی که مرحمت میکنند، من را مرهون الطافشان مینمایند.
در این میان، گاه هدایایی وجود دارد که حظی وافر به جان مینشاند.
امسال یکی از این هدیه های شگفت انگیز نصیبنم شد و توصیف لذت و کیفی که به من داد، در وسعت کلمه نمیگنجد.
هرچند نام این هدیه به تنهایی، خاطره انگیز و نوستالژیک است ولی شگفتی دریافت آن در شرایطی که ابدا" انتظار آن را نداشتم،  لذتش را چندبرابر کرد.
چراکه بعضی هدیه‌ها را نمی‌شود با قیمت و زیبایی و اندازه و ظاهرشان سنجید و ارزششان به حسی است که با خودشان می‌آورند

این هدیه، شاید در نگاه اول، صرفن یک هدیه متفاوت و ساده باشد، اما برای من چیزی فراتر از اینها است.
   عطر خانه، گرمای محبت، صفای دورهمی و طعمی از خاطره‌های خوب را با خودش دارد.

هدیه ای که شاید لوکس و گران‌قیمت نباشد، اما منحصر‌ به‌ فرد، دوست‌داشتنی و پر ازعشق و محبت و معناست.

لیلا و مهدی عزیز
ممنونم
کاش پیاز هم میاوردید😁

🍀رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۶/۱🍀

Tel: @HypnoseChannel
http://Instagram.com/Hamid_akhavein
❤43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤡👺👹

اساسا" مفهوم زیبایی باید فکری پشتش باشد، نه بی فکری.
فرهنگی که فقط برای پاسخ به نیازهای مردم، ایجاد میشود، آنهم نیازهای کاذب و القایی، فرهنگ نیست، بلکه عین بی فرهنگی است و جلوه ای از بی هویتی....
و جای تاسف است که قداست پزشکی را آلوده به این تجارت کرده اند...

چون نیک نظر کرد و پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالین که از ماست که برماست.

🍀رشت. #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۶/۸🍀


#پزشکی_زیبایی!!
#نظام_پزشکی_!!!!
#روز_پزشک !!

Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein

👇👇یادداشت اصلی در پست بعدی👇👇
👍17❤4👌1
🤡 گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست

🖋متاسفانه «زیبایی» از یک انتخاب شخصی و محدود، به یک صنعتِ دائمیِ تولیدِ نارضایتی از بدن تبدیل شده است‌.
مقدار کمی اصلاح در یک مورد مشخص ممکن است نتیجه خوبی بدهد؛ اما وقتی چندین ناحیه صورت هم‌زمان تغییر می‌کنند، فرد از چهره طبیعی خودش فاصله میگیرد و در نهایت چهره‌ای میسازد که بیشتر شبیه «الگوی کلینیک های زیبایی» است تا خودش.
چرخه‌ی اصلاح می‌تواند بی‌پایان شود.
فرد یک ایراد کوچک می‌بیند، اصلاحش می‌کند، بعد تناسب بخش دیگری به چشمش می‌آید، آن را اصلاح می‌کند و... تا جایی که دیگر مشکل اصلی، خودِ آن عضو نیست بلکه نگاه فرد به خودش است.
آیا این کار واقعاً چیزی را که خود فرد دوست ندارد، با یک تغییر معقول بهتر می‌کند؟
خیر.. اول به او تلقین میکنند که چیزی در وجودش «ایراد» است و بعد راه‌حل آن ایراد را می‌فروشند؟
نکته مهمی که درباره ادراک انسان وجود دارد که مغز ما به چیزی که زیاد می‌بیند عادت می‌کند. اگر روزانه هزاران تصویر از لب‌های بسیار حجیم، فک‌های کاملاً مشخص، گونه‌های برجسته و بینی‌های یک‌ شکل ببینیم، این ویژگی‌ها به‌تدریج برایمان «عادی» می‌شوند.
بعد ممکن است یک صورت کاملاً طبیعی را ببینیم و ناخودآگاه فکر کنیم:
«چرا این صورت یک چیزی کم دارد؟»
در حالی که شاید هیچ چیزی کم ندارد؛ معیار ذهن ما تغییر کرده است. زشتی ها، جایگزین زیبایی ها میشوند..
اما بخش روان‌شناختی از این هم جالب‌تر است
گاهی مسئله دیگر «زیباتر شدن» نیست؛ مسئله تبدیل می‌شود به اصلاح مداوم خود.
اینجا مرز بسیار مهمی نیز وجود دارد:
اعتمادبه‌نفس قرار است نتیجه زیبایی باشد، اما گاهی فرد به جایی می‌رسد که اعتمادبه‌نفسش به انجام مداوم تغییرات وابسته می‌شود.
و اینجاست که یک پارادوکس به وجود می‌آید
فرد برای «منحصر‌به‌فرد شدن» تغییر می‌کند، اما چون میلیون‌ها نفر از همان دستورالعمل زیبایی استفاده می‌کنند، نتیجه می‌تواند برعکس شود:
چون همه متفاوت می‌خواهند باشند، پس همه از الگوهای مشابه استفاده می‌کنند و درنتیجه همه شبیه هم می‌شوند.

اساسا" مفهوم زیبایی باید فکری پشتش باشد، نه بی فکری
فرهنگی که فقط برای پاسخ به نیازهای مردم، ایجاد میشود، آن هم نیازهای کاذب و القایی، فرهنگ نیست.بلکه عین بی فرهنگی است و جلوه ای از بی هویتی....
و جای تاسف است که قداست پزشکی را آلوده به این تجارت کرده اند....
چون نیک نظر کرد و پر خويش در آن ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست


🍀رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۶/۸🍀


🤡#پزشکی_زیبایی!!
#نظام_پزشکی_!!!!
#روز_پزشک !!

Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
👍19❤14👌7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

#مولانا
#شهرام_ناظری 

@HypnoseChannel
❤33