#ارسالی
🔴 تاریخ:۲۹خرداد ۱۴۰۵
ارسالی از تهران / فضای اجتماعی مردم بعد از مذاکره
اینجا در تهران شرایط عجیبی حاکم است، ترکیبی از مسخره بودن اوضاع و یک جریان اجتماعی راکد. توده مردم درگیر روزمرگیهای خودشان هستند. یک عده به دنبال کار و کسب میدوند، عدهای کافهها را پر کردهاند و بخشی هم مشغول تدارکات محرم هستند. اما اگر دقیق نگاه کنید، هیچ نشاط واقعی در میان مردم نیست؛ حتی آنهایی که خودشان را خوشحال نشان میدهند، در عمق وجودشان افسردهاند.
در بازار، قیمت طلا و دلار پیِ اخبار مربوط به \"تفاهمنامه\" افت شدیدی داشت، اما این ریزش دوامی ندارد. برآیند افکار عمومی و تحلیلهای بازار نشان میدهد که این فقط یک مکث کوچک و موقتی است و موج ابرتورم به زودی دوباره بازار را خواهد گرفت. این تفاهمنامه از نظر مردم صرفاً یک بازی برای گرفتن اورانیوم است و با توجه به ماهیت حکومت، بسیاری منتظر درگیریهای بعدی هستند و معتقدند حتی اگر جنگی رخ ندهد، جنگ مردم با این سیستم همچنان پابرجاست.
امسال با اینکه دو روز از محرم گذشته، اما در سطح خیابانهای تهران هیچ خبری از آن جمعیتهای سابق نیست. ایستهای بازرسی چند شبه که به طور موقت برچیده شدهاند و موکبهای حکومتی هم که با شروع محرم در خیابانها بودند، کمکم دارند جمع میشوند. حقیقت این است که مردم به خاطر رفتارهای این سالها، به شدت زده شدهاند. حکومت تمام تلاشش را میکند تا از این ایام برای جمعیتسازی استفاده کند و حتی از چهرههای خودشان مایه بگذارند، اما جمعیت اصلیِ موکبها یا نوچههای خودشان هستند یا کسانی که ناآگاهند و صرفاً برای غذای نذری یا دیدن رفقایشان میروند. عقل و وجدان جمعی مردم بیدار شده و ترس از شکنجه و اعدام جوانان، دل مردم را داغون کرده است.
در این میان، اخبار اعدامهای مخفیانه که حکومت اصلاً اعلام نمیکند، خشم پنهانی ایجاد کرده است. مردم در داخل چشمانتظار حرکت هموطنان در خارج از کشور هستند. خبر تدارک تظاهرات ضددیکتاتوری صدهزار نفره در پاریس علیه اعدامها، موجی از دلگرمی ایجاد کرده است. مردم میگویند حالا که حکومت پای مذاکره رفته، باید فشار جهانی علیه اعدامها و نقض حقوق بشر بالا برود. پیام مردم از تهران روشن است: کشورهای غربی فقط به دنبال نفت و اورانیوم هستند و خیری از آنها به ما نمیرسد؛ ایرانیا باید با اتحاد و هدف مشترکِ آزادی، سرنوشت خودشان را تعیین کنند. تضادهای اجتماعی حل نشده و مطمئنیم به محض اینکه این مکث اقتصادی تمام شود، دوباره جرقه قیام از یک جایی زده خواهد شد تا به روز انتقام برسیم.»
📡 @IranAzadie
#ارسالی
🔴 تاریخ:۲۹خرداد ۱۴۰۵
ارسالی ازیک هموطن - از تعرفههای نجومی «حق فنی» تا افشای مافیای نسخههای تجویزی و گرانی خودرو در خوزستان
گلایه از هزینههای سرسامآور حق فنی، تبانی برخی پزشکان و داروخانهها برای تجویز داروهای مازاد، و عدم نظارت بر قیمت خودرو
یکی از هموطنان ما از استان خوزستان با ارسال شرح وضعیت فعلی، از وضعیت نظارت بر عملکرد داروخانهها بهشدت گلایه کرده و مینویسد:
«برای خرید تنها دو قوطی قرص به داروخانه مراجعه کردم. قیمت خود داروها ۳۰۰ هزار تومان شد، اما در کمال تعجب داروخانه مبلغ ۱۷۰ هزار تومان را به عنوان \\\\\\\"حق فنی\\\\\\\" یا همان دستمزد پیچیدن نسخه از من دریافت کرد! یعنی بیش از نصف قیمت خود دارو!»
این شهروند در ادامه اشاره میکند که این وضعیت مختص یک داروخانه خاص نیست و در حال حاضر تمامی داروخانهها در منطقه زندگی او چنین مبالغ سنگینی را دریافت میکنند. او با یادآوری گذشته میگوید: «قبلاً این مبالغ بسیار ناچیز بود؛ مثلاً برای دستمزد پیچیدن نسخه حدود ۵ هزار تومان میگرفتند، اما اکنون به ارقامی عجیب و نجومی رسیده است.»
طبق ابلاغیهها و مستندات قانونی سالهای گذشته، سیر صعودی این تعرفهها و جهش باورنکردنی آنها بسیار تاملبرانگیز است:
سال ۱۳۹۴: وزارت بهداشت در ابلاغیه رسمی خود، این مبلغ را برای داروخانههای دولتی ۸۸۰ تومان و برای داروخانههای غیردولتی (خصوصی) ۲,۰۰۰ تومان تعیین کرده بود.
سال ۱۳۹۹: این تعرفه باز هم دستخوش تغییر شد و برای نسخههای دارای ۳ قلم دارو و بالاتر، مبلغ ۵۱,۸۴۰ ریال (نزدیک به ۵ هزار و ۲۰۰ تومان) تعیین گردید که در مقایسه با سال ۱۳۶۵، افزایشی بیش از هزار برابر را نشان میداد.
حال مقایسه مبالغ مصوب گذشته با حق فنی ۱۷۰ هزار تومانی برای تنها دو قلم دارو، نشاندهنده یک جهش بیضابطه، سلیقهای و فشار سنگین بر گرده بیماران است که بسیاری از شهروندان از آن به عنوان «دزدی آشکار تحت نام قانون» یاد میکنند.
افشای مافیای نسخهنویسی، تبانی چندصد میلیونی پزشک و داروخانه!
این هموطن خوزستانی در ادامه درباره پشتپرده برخی نسخههای پزشکی از پدیدهای شوم به نام «نسخههای تجاری و سفارشی» نام میبرد و میگوید :
«جالب اینجاست که فلان دکتر ماهیانه مثلاً ۲۰۰ میلیون تومان از یک داروخانه خاص باج یا پورسانت میگیرد تا در نسخههای خود، داروهای الکی و غیرضروری بنویسد؛ داروهایی که بیمار اصلاً به آنها نیاز ندارد! متأسفانه برخی از پزشکان وجدان کاری را کنار گذاشتهاند؛ آنها عمداً به بیمار میگویند این دارو را \\\\\\\"فقط فلان داروخانه\\\\\\\" دارد. وقتی هم که دارو را تهیه میکنی، میبینی اکثر آنها مولتیویتامینها و مکملهای گرانقیمت و بیربط هستند که فقط برای بالا بردن رقم فاکتور نوشته شدهاند.»
این هموطن در تائید ادعای خود به یک فایل صوتی لو رفته اشاره میکند که مدتی پیش از مکالمه تکاندهنده یک پزشک و یک صاحب داروخانه فاش شده بود.
در این فایل صوتی، پزشک صراحتاً به طرف مقابل میگوید: «ماهی ۷۰۰ میلیون تومان به من بده، من هم تمام نسخهها و بیمارانم را مستقیم میفرستم به داروخانه تو!» نکته هولناک اینجاست که این رقم ۷۰۰ میلیون تومانی، مربوط به چند سال پیش بوده است! خروجی این دست تبانیهای کثیف، چیزی جز نوشتن اقلام داروییِ اضافی، تحمیل هزینههای سنگین به خانوادهها و بیچاره کردن مردم ناآگاه نبوده است.
معادله یکطرفه دلار و قیمت خودرو، چرا هیچچیز ارزان نمیشود؟
این هموطن در بخش پایانی پیام خود، به وضعیت بازار خودرو و بهانهجوییهای مسئولان پرداخته و وضعیت کلی اقتصادی را اینگونه توصیف میکند:
«به بهانه گران شدن دلار، قیمت خودرو را چند صد درصد افزایش دادند. اما نکته جالب اینجاست که وقتی قیمت دلار کاهش یافت، نه تنها قیمت خودرو یک ریال هم ارزان نشد، بلکه فرآیند گرانی باز هم ادامه پیدا کرد!»
بر اساس اطلاعات ارسالی، اخیراً درخواستی برای افزایش ۴۵ درصدی قیمت خودرو داده شده بود که در نهایت با ۲۰ درصد آن موافقت شده و این افزایش قیمتِ جدید نیز به سرعت بر بازار اعمال شده است تا زنجیره فشارهای اقتصادی به مردم کاملتر شود.
این گزارش، صدای رسای مردم خوزستان است؛ مردم صبوری که از یک سو باید هزینههای کمرشکن درمانی و حق فنیهای بیضابطه را بپردازند، از سوی دیگر وجهالمصالحه تبانیهای مالی برخی پزشکان و داروخانهداران بیانصاف شوند، و در نهایت شاهد گرانی مدام کالاها (مانند خودرو) بدون هیچ معیار مشخصی باشند.
📡 @IranAzadie
❤1
🔴 تفاهمنامه (طنز سیاسی)
♦️ یک تفاهمنامه ای امضاشده!
امضای تفاهمنامه با آمریکا از سوی سران رژیم درمانده و پا بگور آخوندها موضوع شعر طنزی است که شاعر خوش قریحه ایران «گودرز» سروده است.
تفاهمنامه !
یک تفاهمنامه ای امضاشده در ولایت فتنه ها بر پا شده
صدر تا ذیل نظام زین ماجرا غرق در آشوب و سگدعوا شده
«جانفدایان» هم حسابی گیج و ویچ بلبشویی در صف آنها شده
یک بسیجی گفت نالان و حزین این مصیبت چیست سهم ما شده ؟
گفتگو با رأس «شیطان بزرگ» کفر بود، واجب چرا حالا شده ؟
نعش آقا مانده در یخچالها یادش اما محو از سرها شده
👈 اینجا بخوانید
♦️ یک تفاهمنامه ای امضاشده!
امضای تفاهمنامه با آمریکا از سوی سران رژیم درمانده و پا بگور آخوندها موضوع شعر طنزی است که شاعر خوش قریحه ایران «گودرز» سروده است.
تفاهمنامه !
یک تفاهمنامه ای امضاشده در ولایت فتنه ها بر پا شده
صدر تا ذیل نظام زین ماجرا غرق در آشوب و سگدعوا شده
«جانفدایان» هم حسابی گیج و ویچ بلبشویی در صف آنها شده
یک بسیجی گفت نالان و حزین این مصیبت چیست سهم ما شده ؟
گفتگو با رأس «شیطان بزرگ» کفر بود، واجب چرا حالا شده ؟
نعش آقا مانده در یخچالها یادش اما محو از سرها شده
👈 اینجا بخوانید
ایران آزادی
تفاهمنامه (طنز سیاسی) - ایران آزادی
امضای تفاهمنامه با آمریکا از سوی سران رژیم درمانده و پا بگور آخوندها موضوع شعر طنزی است که شاعر خوش قریحه ایران «گودرز» سروده است.
#ارسالی
🔴 تاریخ:۲۹خرداد ۱۴۰۵
گزارش از کف خیابان؛ من یک کارگر بازنشستهام، برایم نه زندگی مانده و نه حتی پولِ مُردن!
پای صحبت یک کارگر بازنشسته سلام. من حمید هستم؛ یک کارگر بازنشسته تأمین اجتماعی. من همان کسی هستم که بعد از ۳۰ سال دویدن و عرق ریختن، امروز تمامِ \"عزت\" یک عمر کارگریام را توی جیبهای خالیام ریختهام و با دستهای خالی دارم با هیولای تورم دستوپنجه نرم میکنم. داستان زندگی من، داستان یک نفر نیست؛ این روزها قصه من، تراژدی مشترک میلیونها بازنشسته ایرانی است که کارد به استخوانشان رسیده است. بیایید تا برایتان از ریاضیاتِ فقر بگویم؛ ریاضیاتی که زندگی ما را به نابودی کشانده است.
ریاضیاتِ فقر و سقفهایی که از دست میروند
آقایان در بوق و کرنا میکنند که حقوقها را ۴۵ درصد افزایش دادهایم! اما در واقعیت و کف خیابان، به دلیل سوابق کمتر یا این ساختارهای ناعادلانه و نمایشیِ همسانسازی، حقوق خیلی از ما به زور به ۵ تا ۷ میلیون تومان میرسد. حتی آنهایی که سابقه کامل دارند هم حقوقشان بین ۹ تا ۱۰ میلیون تومان است. حالا شما بفرمایید من چطور زندگی کنم وقتی همین الان باید ۹ میلیون تومان اجارهخانه بدهم و صاحبخانه برای تمدید، ۱۲ میلیون تومان از من میخواهد؟! یعنی حقوق ناچیز من حتی کفافِ \"سقف\" بالای سرم را هم نمیدهد، چه رسد به نان و برنج و بقای خانوادهام. در جامعهای که خط فقر واقعی ۹۰ میلیون تومان است، ما دیگر زیر خط فقر نیستیم، ما زیرِ زیرِ خط فقریم و عملاً زنده مانی میکنیم، نه زندگانی.
بیمه قطرهچکانی و شرمِ تحمیلی یک پدر
تکاندهندهترین لحظه زندگیام چند روز پیش بود؛ وقتی پسرم با خجالت از من یک جفت کفش خواست. به چشمهایش نگاه کردم و تمام وجودم از شرم سوخت. مجبور شدم دروغ بگویم؛ بهش قولِ ماه بعد را دادم چون این \"حقوقهای قطرهچکانی\" هنوز نرسیده است. میدانید چرا حقوق و بیمه ما قطرهچکانی شده؟ چون دولت میلیاردها تومان به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است و دستش را کرده توی جیب ما! نتیجهاش این شده که خدمات درمانی و بیمه پایه و تکمیلی ما به شدت ضعیف شده و ما مجبوریم بخش زیادی از همین حقوق ناچیز را خرج خریدن دارو و درمانِ تن رنجورمان کنیم. این همان \"شرمِ تحمیلی\" است که حاکمان بر گردهی ما زحمتکشان بار کردهاند.
وقتی هزینه مُردن از توانِ زندگی کردن پیشی میگیرد
کار ما به جایی رسیده که در این کشور حتی پولِ مردن هم نداریم! در کلانشهرها قیمت یک قبر ساده در قطعات معمولی از ۳۰ میلیون تومان شروع میشود و در قطعات قدیمی به چند صد میلیون تومان میرسد؛ این یعنی \"هزینه مردن\" از \"توانِ زندگی کردن\" جلو زده است! دولتهای بعدی فقط آمدند و نعشِ قبر برای ما درست کردند. جامعه طوری شده که از فرط فقر و ناچاری، مردم دیگر به خودشان هم رحم نمیکنند و سر هم کلاه میگذارند. این برای منِ کارگر خیلی گزنده و دردناک است و به خوبی میدانم که راه درمان این درد، یک تغییر زیربنایی و اساسی است.
مطالبات ما شفاف است
من با وجود این کمرشکنی اقتصادی، هنوز تسلیم نشدهام و حقآقای خودم را میخواهم. مطالبات من و میلیونها بازنشسته مثل من کاملاً روشن است
۱. توقف ماشین اعدام و برچیده شدن این همه رانت، اختلاس و دزدی از صندوق تأمین اجتماعی. ۲. استقرار دادگاههای عادلانه برای محاکمه کسانی که ما را به این روز انداختند.
حاکمیتی که ناتوان از تأمین یک جفت کفش برای فرزندِ یک کارگر بازنشسته است و هزینه قبر را هم برای مردمش آرزو کرده، خیلی وقت است که در دادگاه وجدان و غیاب مردم، محکوم شده است. حق ما این نبود که در این سن و سال به جای آسایش، آواره خیابانها باشیم.
📡 @IranAzadie
❤1
#ارسالی
🔴 تاریخ:۲۹خرداد ۱۴۰۵
اعتراف تلخ یک رأیدهنده به مسعود پزشکیان؛ «با بیتدبیری کشور را به فنا بردند و محتاج شام شب شدیم
ارسالی یک هموطن ازتهران - وضعیت بحرانی اقتصاد و افزایش بیسابقه قیمت ارز در ماههای اخیر، موج بزرگی از ناامیدی و پشیمانی را حتی در میان حامیان و رأیدهندگان به دولت مسعود پزشکیان ایجاد کرده است. بررسی مواضع شهروندان نشان میدهد که بخش زیادی از جامعه به دلیل بدتر شدن شدید اوضاع معیشتی، احساس سردرگمی و فریبخوردگی میکنند. یکی از شهروندان ،در اظهارنظری تکاندهنده اعتراف کرد: «من با رأی دادن به پزشکیان، به زن و بچهام خیانت کردم؛ چون به کسی رأی دادم که با بیتدبیریاش کشور را وارد جنگ کرده، اقتصاد را به فنا برده و همه را سردرگم کرده است.
جهش بیسابقه قیمت دلار از مرز ۷۰ هزار تومان در ابتدای دولت به رقم نجومی ۱۶۰ هزار تومان، نماد بارز فروپاشی اقتصادی کشور در این دوره توصیف شده است.
مردم کارد به استخوانشان رسیده، اوضاع بهقدری وحشتناک شده که بسیاری از خانوادهها حتی محتاج شام شب خود شدهاند و دیگر هیچ امیدی به آینده ندارند.
شما که نمی توانید مشکل مردم را حل کنید برای چی درقدرت قرار گرفته اید جمع کنید وبروید
📡 @IranAzadie