This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عنایتالله آتشی، از چهرههای ماندگار بسکتبال ایران، پس از یک دوره طولانی مبارزه با سرطان، در سن ۸۱ سالگی در تهران درگذشت. او از پایهگذاران تیم زنان بسکتبال تاج، پیش از انقلاب ۵۷ بود.
گفتوگو با آیدین مقیمی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
@iranintltv
گفتوگو با آیدین مقیمی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، با انتقاد از رجانیوز، رسانه نزدیک به جبهه پایداری، این رسانه را به تفرقهافکنی و تحرکات مشکوک متهم کرد. رجانیوز نیز در واکنش به این خبر، اعلام کرد از تسنیم شکایت خواهد کرد.
گفتوگو با مسعود کاظمی، روزنامهنگار
@iranintltv
گفتوگو با مسعود کاظمی، روزنامهنگار
@iranintltv
🔻بیاعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق
🖋تحلیل - عطا محامد
پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلامآباد با حضور بلندپایهترین مقامات دو کشور برگزار شد و بیهیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمینشیند.
آنچه آنها را به همان بنبستهایی کشاند که در ماههای و سالهای گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بیاعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.
در مذاکرات اسلامآباد آشکار شد که این بیاعتمادی نه یک احساس کلی، بلکه یک ساختار چندلایه است که هر لایهاش منطق و منشأ متفاوتی دارد.
لایه اول از تعارض روایتهای تاریخی و فقدان تصویر مشترک از آینده تغذیه میکند.
لایه دوم در تاکتیکهای روزمره مذاکره ریشه دارد؛ در اختلاف بر سر دستور کار، در بنبست اولگامی، و در غیبت سازوکار تضمین.
لایه سوم اما درونیترین و در شرایط کنونی حادترین لایه است: بیاعتمادی به خود تیمهای مذاکرهکننده، هم از سوی طرف مقابل پشت میز و هم از سوی جریانهای سیاسی در داخل هر کشور.
فهم این سه لایه و تمایز آنها از یکدیگر، پیششرط هر ارزیابی واقعبینانه از چشمانداز مذاکرات است.
بی اعتمادی ساختاری
بیاعتمادی ساختاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه یک اختلاف سیاسی گذرا، بلکه نتیجه یک نگاه خصمانه مزمن شده است. واشینگتن ریشه این تخاصم را به سال ۵۸ و واقعه اشغال سفارت برمیگرداند که سنگ بنای دشمنی با آمریکا در آنجا گذاشته شد و سیاست شعاری «مرگ بر آمریکا» و اقدامات تروریستی و نظامی مختلف منطقهای آن را ادامه داد.
در مقابل، تهران از کودتای ۱۳۳۲ علیه محمد مصدق روایت خود را آغاز میکند و آمریکا را یک قدرت استعمارگر معرفی میکند که استقلال ملی ایران را هدف گرفته است.
تخاصم دو طرف در جنگ هشت ساله، جنگ ۱۲ روزه و اکنون جنگ ۴۰ روزه عمیقتر شده است. به قدری که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در باره آن میگوید: «تا وقتی آمریکا، آمریکا است و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی، این خصومت باقی میماند.»
این وضعیت نشان میدهد از نظر تهران، تعارض با واشینگتن صرفا بر سر «رفتارها» نیست، بلکه «هویتی» است.
در این چارچوب، وقایعی همچون تسلیح صدام حسین، تحریمهای فلجکننده و خروج از برجام، تنها نمودهای بیرونیِ یک خصومت ذاتیاند که حتی با تغییر دولتها نیز دگرگون نمیشوند. در نتیجه، هر اقدام دیپلماتیک از سوی طرف مقابل، نه یک گام اعتمادساز، بلکه یک «فریب تاکتیکی» برای تضعیف حریف در جنگی بیپایان تعبیر میشود.
تا زمانی که طرفین بر این باور باشند که صلح مستلزم نفی هویت دیگری است، میز مذاکره تنها به صحنهای برای مدیریت تنش تبدیل خواهد شد، نه فضایی برای حلوفصل واقعی آن.
فراتر از بار تاریخی که امکان برطرف شدن آن بسیار دشوار است، مشکل ساختاری دیگر بین دو کشور تصویر مشترکی از «روز بعد از توافق» احتمالی برای پایان جنگ است. دونالد ترامپ از یک «معامله بزرگ» صحبت میکند اما محتوای آن، چه در روابط دیپلماتیک، چه در معماری امنیتی منطقه، هرگز تعریف نشده.
تهران نیز از «پایان جنگ با پیروزی» سخن میگوید بدون اینکه روشن کند این پایان به معنای بازگشت به وضع قبل است یا به رسمیت شناختن نقش منطقهایاش.
مشکل اما فقط نبود چشمانداز مشترک نیست. این است که هیچکدام از دو طرف چنین چشماندازی نمیخواهد.
واشینگتن بهدنبال تسلیم تهران است، تهران به دنبال شکستن اراده واشینگتن. در چنین منطقی، مذاکره نه ابزار حل اختلاف، بلکه ادامه جنگ با زبانی دیگر است. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که توافقهای پیشین از جمله برجام را از ابتدا شکننده کرد؛ به این دلیل که هیچیک از طرفین نه آن را پایانِ یک روند میدیدند، نه آغاز یک رابطه.
وقتی طرفین به دنبال مقهور کردن یکدیگرند نه رسیدن به تعادل، هر توافقی که امضا شود در اولین فرصت سیاسی مناسب فدای همان منطق خواهد شد.
بیاعتمادی تاکتیکی
بیاعتمادی تاکتیکی پیش از آن که ناشی از اختلاف بر سر محتوای توافق باشد، از ابهام در خودِ «موضوع» مذاکره نیز سرچشمه میگیرد. شواهدی که در ماههای گذشته از مذاکرات دو طرف برملا یا اعلام شده است، نشان میدهد طرفین حتی بر سر دستور کار آنچه میخواهند مذاکره کنند نیز با هم صفحه مشترک ندارند.
محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو تیم مذاکرهکننده در اسلامآباد، گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار را «خطای راهبردی» نامید و تاکید کرد این اقدام «دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواستهایی مانند خروج مواد هستهای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی مطرح شود».»
🔗این تحلیل را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
🖋تحلیل - عطا محامد
پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلامآباد با حضور بلندپایهترین مقامات دو کشور برگزار شد و بیهیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمینشیند.
آنچه آنها را به همان بنبستهایی کشاند که در ماههای و سالهای گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بیاعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.
در مذاکرات اسلامآباد آشکار شد که این بیاعتمادی نه یک احساس کلی، بلکه یک ساختار چندلایه است که هر لایهاش منطق و منشأ متفاوتی دارد.
لایه اول از تعارض روایتهای تاریخی و فقدان تصویر مشترک از آینده تغذیه میکند.
لایه دوم در تاکتیکهای روزمره مذاکره ریشه دارد؛ در اختلاف بر سر دستور کار، در بنبست اولگامی، و در غیبت سازوکار تضمین.
لایه سوم اما درونیترین و در شرایط کنونی حادترین لایه است: بیاعتمادی به خود تیمهای مذاکرهکننده، هم از سوی طرف مقابل پشت میز و هم از سوی جریانهای سیاسی در داخل هر کشور.
فهم این سه لایه و تمایز آنها از یکدیگر، پیششرط هر ارزیابی واقعبینانه از چشمانداز مذاکرات است.
بی اعتمادی ساختاری
بیاعتمادی ساختاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه یک اختلاف سیاسی گذرا، بلکه نتیجه یک نگاه خصمانه مزمن شده است. واشینگتن ریشه این تخاصم را به سال ۵۸ و واقعه اشغال سفارت برمیگرداند که سنگ بنای دشمنی با آمریکا در آنجا گذاشته شد و سیاست شعاری «مرگ بر آمریکا» و اقدامات تروریستی و نظامی مختلف منطقهای آن را ادامه داد.
در مقابل، تهران از کودتای ۱۳۳۲ علیه محمد مصدق روایت خود را آغاز میکند و آمریکا را یک قدرت استعمارگر معرفی میکند که استقلال ملی ایران را هدف گرفته است.
تخاصم دو طرف در جنگ هشت ساله، جنگ ۱۲ روزه و اکنون جنگ ۴۰ روزه عمیقتر شده است. به قدری که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در باره آن میگوید: «تا وقتی آمریکا، آمریکا است و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی، این خصومت باقی میماند.»
این وضعیت نشان میدهد از نظر تهران، تعارض با واشینگتن صرفا بر سر «رفتارها» نیست، بلکه «هویتی» است.
در این چارچوب، وقایعی همچون تسلیح صدام حسین، تحریمهای فلجکننده و خروج از برجام، تنها نمودهای بیرونیِ یک خصومت ذاتیاند که حتی با تغییر دولتها نیز دگرگون نمیشوند. در نتیجه، هر اقدام دیپلماتیک از سوی طرف مقابل، نه یک گام اعتمادساز، بلکه یک «فریب تاکتیکی» برای تضعیف حریف در جنگی بیپایان تعبیر میشود.
تا زمانی که طرفین بر این باور باشند که صلح مستلزم نفی هویت دیگری است، میز مذاکره تنها به صحنهای برای مدیریت تنش تبدیل خواهد شد، نه فضایی برای حلوفصل واقعی آن.
فراتر از بار تاریخی که امکان برطرف شدن آن بسیار دشوار است، مشکل ساختاری دیگر بین دو کشور تصویر مشترکی از «روز بعد از توافق» احتمالی برای پایان جنگ است. دونالد ترامپ از یک «معامله بزرگ» صحبت میکند اما محتوای آن، چه در روابط دیپلماتیک، چه در معماری امنیتی منطقه، هرگز تعریف نشده.
تهران نیز از «پایان جنگ با پیروزی» سخن میگوید بدون اینکه روشن کند این پایان به معنای بازگشت به وضع قبل است یا به رسمیت شناختن نقش منطقهایاش.
مشکل اما فقط نبود چشمانداز مشترک نیست. این است که هیچکدام از دو طرف چنین چشماندازی نمیخواهد.
واشینگتن بهدنبال تسلیم تهران است، تهران به دنبال شکستن اراده واشینگتن. در چنین منطقی، مذاکره نه ابزار حل اختلاف، بلکه ادامه جنگ با زبانی دیگر است. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که توافقهای پیشین از جمله برجام را از ابتدا شکننده کرد؛ به این دلیل که هیچیک از طرفین نه آن را پایانِ یک روند میدیدند، نه آغاز یک رابطه.
وقتی طرفین به دنبال مقهور کردن یکدیگرند نه رسیدن به تعادل، هر توافقی که امضا شود در اولین فرصت سیاسی مناسب فدای همان منطق خواهد شد.
بیاعتمادی تاکتیکی
بیاعتمادی تاکتیکی پیش از آن که ناشی از اختلاف بر سر محتوای توافق باشد، از ابهام در خودِ «موضوع» مذاکره نیز سرچشمه میگیرد. شواهدی که در ماههای گذشته از مذاکرات دو طرف برملا یا اعلام شده است، نشان میدهد طرفین حتی بر سر دستور کار آنچه میخواهند مذاکره کنند نیز با هم صفحه مشترک ندارند.
محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو تیم مذاکرهکننده در اسلامآباد، گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار را «خطای راهبردی» نامید و تاکید کرد این اقدام «دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواستهایی مانند خروج مواد هستهای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی مطرح شود».»
🔗این تحلیل را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
🔻از گلوگاه نفت تا گلوگاه داده؛ «جنگ ایران» چه تهدیدی برای کابلهای هرمز است؟
تهران هفته گذشته هشدار داد کابلهای زیردریایی در تنگه هرمز بهعنوان نقطهای آسیبپذیر برای اقتصاد دیجیتال منطقه مطرح هستند. این هشدار، نگرانیها را درباره احتمال حمله جمهوری اسلامی به زیرساختهای حیاتی، افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه هشتم اردیبهشت نوشت آبراه باریک تنگه هرمز که پیشتر بهعنوان گلوگاهی برای انتقال نفت جهان شناخته میشد، برای دنیای دیجیتال نیز به همان اندازه حیاتی است: «چندین کابل فیبر نوری در بستر دریا از این تنگه عبور میکنند و کشورهای هند و جنوب شرق آسیا را از طریق کشورهای خلیج فارس و مصر به اروپا متصل میکنند.»
کابلهای زیردریایی چرا اهمیت دارند؟
کابلهای زیردریایی، کابلهای فیبر نوری یا الکتریکی هستند که در کف دریا قرار میگیرند و برای انتقال داده و برق استفاده میشوند. بر اساس اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات، این کابلها حدود ۹۹ درصد از ترافیک اینترنت جهان را منتقل میکنند.
این کابلها همچنین ارتباطات مخابراتی و انتقال برق میان کشورها را برقرار میکنند و برای خدمات ابری و ارتباطات آنلاین، حیاتی هستند.
ماشا کوتکین، تحلیلگر ژئوپلیتیک و انرژی، به رویترز گفت: «آسیب دیدن کابلها به معنای کند شدن اینترنت یا قطع آن، اختلال در تجارت الکترونیک، تاخیر در تراکنشهای مالی و در نهایت پیامدهای اقتصادی ناشی از همه این اختلالهاست.»
کشورهای حوزه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، میلیاردها دلار در حوزه هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند تا اقتصاد خود را از وابستگی به نفت دور کنند. هر دو کشور شرکتهای ملی هوش مصنوعی ایجاد کردهاند که به مشتریان منطقه خدمات ارائه میدهند. خدماتی که برای انتقال سریع دادهها کاملا به کابلهای زیردریایی وابستهاند.
از جمله کابلهای مهمی که از تنگه هرمز عبور میکنند میتوان به کابل «آسیا-آفریقا-اروپا-۱» اشاره کرد که جنوب شرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند و در امارات، عمان، قطر و عربستان سعودی نقاط اتصال دارد.
شبکه «فالکون» نیز هند و سریلانکا را به کشورهای خلیج فارس، سودان و مصر متصل میکند و سیستم «گلف بریج اینترنشنال»، همه کشورهای خلیج فارس از جمله ایران را به هم پیوند میدهد.
علاوه بر این، شبکههای جدیدی نیز در حال ساخت هستند. از جمله سیستمی به رهبری شرکت «اوریدو» قطر.
خطرات چیست؟
بر اساس دادههای کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها، با وجود افزایش چشمگیر طول کابلهای زیردریایی بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۴، تعداد خرابیها تقریبا ثابت و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ مورد در سال باقی مانده است.
خرابکاری دولتی یکی از ریسکها محسوب میشود، اما به گفته کارشناسان، ۷۰ تا ۸۰ درصد خرابیها ناشی از فعالیتهای انسانی ناخواسته مانند ماهیگیری و لنگر کشتیهاست.
آلن مولدین، مدیر تحقیقات شرکت «تلجئوگرافی» (TeleGeography)، گفت عوامل طبیعی مانند جریانهای زیر دریا، زلزله، آتشفشانهای زیردریایی و طوفانهای شدید نیز از دیگر خطرات هستند.
به گفته او، صنعت برای مقابله با این تهدیدها کابلها را در زیر بستر دریا دفن میکند، آنها را تقویت میکند و مسیرهای امنتری انتخاب میکند.
جنگ ایران که اکنون به حدود دو ماه رسیده، اختلالات بیسابقهای در تامین انرژی جهان و زیرساختهای منطقه ایجاد کرده است؛ از جمله آسیب به مراکز داده خدمات ابری آمازون در بحرین و امارات متحده عربی.
کابلهای زیردریایی تاکنون از آسیب مستقیم در امان ماندهاند.
با این حال، یک خطر غیرمستقیم وجود دارد: کشتیهای آسیبدیده ممکن است بهطور ناخواسته با کشیدن لنگر خود، کابلها را قطع کنند.
کوتکین گفت: «در شرایط عملیات نظامی فعال، خطر آسیبهای ناخواسته افزایش مییابد و هرچه این درگیری طولانیتر شود، احتمال چنین آسیبهایی بیشتر میشود.»
او به حادثهای در سال ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) اشاره کرد که طی آن یک کشتی تجاری که به وسیله نیروهای همسو با تهران در دریای سرخ هدف قرار گرفته بود، با کشیده شدن در دریا، کابلها را با لنگر خود قطع کرد.
به گفته شرکت تلجئوگرافی، میزان تاثیر آسیب به کابلها بر ارتباطات کشورهای خلیج فارس تا حد زیادی به میزان وابستگی اپراتورهای شبکه به این کابلها و گزینههای جایگزین آنها بستگی دارد.
تعمیر آسان نیست
تعمیر کابلهای آسیبدیده در مناطق درگیری، چالشهای خاص خود را دارد. کارشناسان میگویند هرچند خود فرایند تعمیر پیچیده نیست، اما تصمیم شرکتهای مالک کشتیهای تعمیراتی و بیمهگران، تحت تاثیر خطرات ناشی از درگیری یا وجود مینهای دریایی قرار میگیرد.
🔗این گزارش را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
تهران هفته گذشته هشدار داد کابلهای زیردریایی در تنگه هرمز بهعنوان نقطهای آسیبپذیر برای اقتصاد دیجیتال منطقه مطرح هستند. این هشدار، نگرانیها را درباره احتمال حمله جمهوری اسلامی به زیرساختهای حیاتی، افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه هشتم اردیبهشت نوشت آبراه باریک تنگه هرمز که پیشتر بهعنوان گلوگاهی برای انتقال نفت جهان شناخته میشد، برای دنیای دیجیتال نیز به همان اندازه حیاتی است: «چندین کابل فیبر نوری در بستر دریا از این تنگه عبور میکنند و کشورهای هند و جنوب شرق آسیا را از طریق کشورهای خلیج فارس و مصر به اروپا متصل میکنند.»
کابلهای زیردریایی چرا اهمیت دارند؟
کابلهای زیردریایی، کابلهای فیبر نوری یا الکتریکی هستند که در کف دریا قرار میگیرند و برای انتقال داده و برق استفاده میشوند. بر اساس اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات، این کابلها حدود ۹۹ درصد از ترافیک اینترنت جهان را منتقل میکنند.
این کابلها همچنین ارتباطات مخابراتی و انتقال برق میان کشورها را برقرار میکنند و برای خدمات ابری و ارتباطات آنلاین، حیاتی هستند.
ماشا کوتکین، تحلیلگر ژئوپلیتیک و انرژی، به رویترز گفت: «آسیب دیدن کابلها به معنای کند شدن اینترنت یا قطع آن، اختلال در تجارت الکترونیک، تاخیر در تراکنشهای مالی و در نهایت پیامدهای اقتصادی ناشی از همه این اختلالهاست.»
کشورهای حوزه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، میلیاردها دلار در حوزه هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند تا اقتصاد خود را از وابستگی به نفت دور کنند. هر دو کشور شرکتهای ملی هوش مصنوعی ایجاد کردهاند که به مشتریان منطقه خدمات ارائه میدهند. خدماتی که برای انتقال سریع دادهها کاملا به کابلهای زیردریایی وابستهاند.
از جمله کابلهای مهمی که از تنگه هرمز عبور میکنند میتوان به کابل «آسیا-آفریقا-اروپا-۱» اشاره کرد که جنوب شرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند و در امارات، عمان، قطر و عربستان سعودی نقاط اتصال دارد.
شبکه «فالکون» نیز هند و سریلانکا را به کشورهای خلیج فارس، سودان و مصر متصل میکند و سیستم «گلف بریج اینترنشنال»، همه کشورهای خلیج فارس از جمله ایران را به هم پیوند میدهد.
علاوه بر این، شبکههای جدیدی نیز در حال ساخت هستند. از جمله سیستمی به رهبری شرکت «اوریدو» قطر.
خطرات چیست؟
بر اساس دادههای کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها، با وجود افزایش چشمگیر طول کابلهای زیردریایی بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۴، تعداد خرابیها تقریبا ثابت و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ مورد در سال باقی مانده است.
خرابکاری دولتی یکی از ریسکها محسوب میشود، اما به گفته کارشناسان، ۷۰ تا ۸۰ درصد خرابیها ناشی از فعالیتهای انسانی ناخواسته مانند ماهیگیری و لنگر کشتیهاست.
آلن مولدین، مدیر تحقیقات شرکت «تلجئوگرافی» (TeleGeography)، گفت عوامل طبیعی مانند جریانهای زیر دریا، زلزله، آتشفشانهای زیردریایی و طوفانهای شدید نیز از دیگر خطرات هستند.
به گفته او، صنعت برای مقابله با این تهدیدها کابلها را در زیر بستر دریا دفن میکند، آنها را تقویت میکند و مسیرهای امنتری انتخاب میکند.
جنگ ایران که اکنون به حدود دو ماه رسیده، اختلالات بیسابقهای در تامین انرژی جهان و زیرساختهای منطقه ایجاد کرده است؛ از جمله آسیب به مراکز داده خدمات ابری آمازون در بحرین و امارات متحده عربی.
کابلهای زیردریایی تاکنون از آسیب مستقیم در امان ماندهاند.
با این حال، یک خطر غیرمستقیم وجود دارد: کشتیهای آسیبدیده ممکن است بهطور ناخواسته با کشیدن لنگر خود، کابلها را قطع کنند.
کوتکین گفت: «در شرایط عملیات نظامی فعال، خطر آسیبهای ناخواسته افزایش مییابد و هرچه این درگیری طولانیتر شود، احتمال چنین آسیبهایی بیشتر میشود.»
او به حادثهای در سال ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) اشاره کرد که طی آن یک کشتی تجاری که به وسیله نیروهای همسو با تهران در دریای سرخ هدف قرار گرفته بود، با کشیده شدن در دریا، کابلها را با لنگر خود قطع کرد.
به گفته شرکت تلجئوگرافی، میزان تاثیر آسیب به کابلها بر ارتباطات کشورهای خلیج فارس تا حد زیادی به میزان وابستگی اپراتورهای شبکه به این کابلها و گزینههای جایگزین آنها بستگی دارد.
تعمیر آسان نیست
تعمیر کابلهای آسیبدیده در مناطق درگیری، چالشهای خاص خود را دارد. کارشناسان میگویند هرچند خود فرایند تعمیر پیچیده نیست، اما تصمیم شرکتهای مالک کشتیهای تعمیراتی و بیمهگران، تحت تاثیر خطرات ناشی از درگیری یا وجود مینهای دریایی قرار میگیرد.
🔗این گزارش را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، گفت در چارچوب کارزار «خشم اقتصادی»، آمریکا حداکثر فشار را بر جمهوری اسلامی اعمال خواهد کرد و با هرگونه تجارت با ایران بهشدت برخورد میشود.
گفتوگو با آرش آزرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال
@iranintltv
گفتوگو با آرش آزرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال
@iranintltv
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کیوان احمدی، اوایل فروردینماه به اتهام سردادن شعار در چهلم جاویدنامان نورآباد ممسنی بازداشت شده است. پیشتر ویدیویی از او بر مزار دوست جاویدنامش، عبدالسادات شمسالدینی منتشر شده بود که در آن آواز میخواند و با او وداع میکند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مروری بر رسانهها و خبرگزاریها در ایران، سهشنبه ۸ اردیبهشت، با مجتبی هاشمی، روزنامهنگار
@iranintltv
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیفا اعلام کرد موضوع حضور تیم فوتبال ایران، در رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا، در کنگره سالانه این نهاد در کانادا، بررسی میشود. فیفا با درخواست جمهوری اسلامی، برای تغییر محل برگزاری مسابقات مخالفت کرده و بر اساس قرعهکشی، هر سه بازی مرحله گروهی ایران، در خاک آمریکا برگزار خواهد شد.
گفتوگو با احسان اکبری، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
@iranintltv
گفتوگو با احسان اکبری، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
@iranintltv
🔻لوبیای سحرآمیز و منازعه امنیتی؛ بالا گرفتن جنگ درونحکومتی بر سر قدرت و مذاکره با آمریکا
درگیری در سطح بالای حکومت که حالا در قالب جنگ رسانهای میان خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، و سایت رجانیوز، نزدیک به سعید جلیلی، متبلور شده، از یک سو نشاندهنده خلأ قدرت و تزلزل در کانون مرکزی تصمیمگیری و از سوی دیگر نشاندهنده جنگ گروههای انقلابی برای کسب قدرت است.
در حالی که سایه مذاکرات با آمریکا بر فضای سیاسی سنگینی میکند، تقابل میان جناحهای حکومتی بر سر قدرت از پشت پرده به صحنه علنی رسانهها کشیده شده است. نبردی تمامعیار میان محمدباقر قالیباف و بخشی از سپاه پاسداران از یک سو، و سعید جلیلی و جبهه پایداری از سوی دیگر.
لوبیای سحرآمیز؛ استعارهای که آتش به پا کرد
جرقه دور جدید تنشها زمانی زده شد که خبرگزاری تسنیم در بخش اخبار سایر رسانهها، مطلبی را با کلیدواژه «لوبیای سحرآمیز» منتشر کرد.
این تعبیر کنایهآمیز که شروط تعیینشده برای مذاکره و آتشبس را دستنیافتنی و فانتزی توصیف میکرد، بلافاصله با خشم جریان پایداری مواجه شد.
رجانیوز در واکنشی تند، این اقدام تسنیم را «کمرنگ کردن خطوط قرمز رهبری» خواند و گفت این رسانه با توصیف مطالبات حکومت به «لوبیای سحرآمیز»، همان مسیری را میرود که در سال ۹۴ به «خسارت محض» برجام منجر شد.
تسنیم در پاسخ، ضمن حذف مطلب مذکور، منتقدان خود را یک «گروه کوچک و مشکوک» نامید که با تفرقهافکنی در حال تکمیل پروژه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هستند.
این خبرگزاری با ادبیاتی کمسابقه، مخالفان خود در جبهه پایداری را به «نفوذ» متهم کرد و حتی از بازداشت برخی افراد در این زمینه خبر داد.
تسنیم در بیانیهای تند، روش رجانیوز را به «روش کشمیری» تشبیه کرد و آنها را متهم کرد که با تندرویهای خود، مسبب اصلی روی کار آمدن دولتهایی چون حسن روحانی بودهاند.
پسزمینه بحران؛ چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری
این دعوای قدرت بین قالیباف و جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ به شکل عریان در «نشست مشهد» خود را نشان داد. جایی که به نوشته رسانههای داخلی، اسماعیل قاآنی تلاش کرد میان جلیلی و قالیباف ائتلاف ایجاد کند، اما با بنبست مواجه شد.
روایتهای متضادی از آن جلسه نقل شده است. یاران قالیباف میگویند جلیلی با سرپیچی از توصیهها و حتی نادیده گرفتن پیام غیرمستقیم علی خامنهای برای کنارهگیری به نفع قالیباف، موجب شکست کل «جریان انقلابی» شد.
در مقابل، جبهه پایداری میگوید خامنهای در پاسخ به پرسش مستقیم وحید جلیلی، «تکلیف کردن به قالیباف» را رد کرده است.
🔗این گزارش را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
درگیری در سطح بالای حکومت که حالا در قالب جنگ رسانهای میان خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، و سایت رجانیوز، نزدیک به سعید جلیلی، متبلور شده، از یک سو نشاندهنده خلأ قدرت و تزلزل در کانون مرکزی تصمیمگیری و از سوی دیگر نشاندهنده جنگ گروههای انقلابی برای کسب قدرت است.
در حالی که سایه مذاکرات با آمریکا بر فضای سیاسی سنگینی میکند، تقابل میان جناحهای حکومتی بر سر قدرت از پشت پرده به صحنه علنی رسانهها کشیده شده است. نبردی تمامعیار میان محمدباقر قالیباف و بخشی از سپاه پاسداران از یک سو، و سعید جلیلی و جبهه پایداری از سوی دیگر.
لوبیای سحرآمیز؛ استعارهای که آتش به پا کرد
جرقه دور جدید تنشها زمانی زده شد که خبرگزاری تسنیم در بخش اخبار سایر رسانهها، مطلبی را با کلیدواژه «لوبیای سحرآمیز» منتشر کرد.
این تعبیر کنایهآمیز که شروط تعیینشده برای مذاکره و آتشبس را دستنیافتنی و فانتزی توصیف میکرد، بلافاصله با خشم جریان پایداری مواجه شد.
رجانیوز در واکنشی تند، این اقدام تسنیم را «کمرنگ کردن خطوط قرمز رهبری» خواند و گفت این رسانه با توصیف مطالبات حکومت به «لوبیای سحرآمیز»، همان مسیری را میرود که در سال ۹۴ به «خسارت محض» برجام منجر شد.
تسنیم در پاسخ، ضمن حذف مطلب مذکور، منتقدان خود را یک «گروه کوچک و مشکوک» نامید که با تفرقهافکنی در حال تکمیل پروژه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هستند.
این خبرگزاری با ادبیاتی کمسابقه، مخالفان خود در جبهه پایداری را به «نفوذ» متهم کرد و حتی از بازداشت برخی افراد در این زمینه خبر داد.
تسنیم در بیانیهای تند، روش رجانیوز را به «روش کشمیری» تشبیه کرد و آنها را متهم کرد که با تندرویهای خود، مسبب اصلی روی کار آمدن دولتهایی چون حسن روحانی بودهاند.
پسزمینه بحران؛ چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری
این دعوای قدرت بین قالیباف و جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ به شکل عریان در «نشست مشهد» خود را نشان داد. جایی که به نوشته رسانههای داخلی، اسماعیل قاآنی تلاش کرد میان جلیلی و قالیباف ائتلاف ایجاد کند، اما با بنبست مواجه شد.
روایتهای متضادی از آن جلسه نقل شده است. یاران قالیباف میگویند جلیلی با سرپیچی از توصیهها و حتی نادیده گرفتن پیام غیرمستقیم علی خامنهای برای کنارهگیری به نفع قالیباف، موجب شکست کل «جریان انقلابی» شد.
در مقابل، جبهه پایداری میگوید خامنهای در پاسخ به پرسش مستقیم وحید جلیلی، «تکلیف کردن به قالیباف» را رد کرده است.
🔗این گزارش را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در مصاحبهای با فاکسنیوز اعلام کرد در جمهوری اسلامی، هیچ طبقه میانهرویی وجود ندارد و فقط یک طبقه سیاسی تندرو قدرت را در دست دارد.
گفتوگو با حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
@iranintltv
گفتوگو با حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک شهروند با ارسال پیام به ایراناینترنشنال میگوید: «بهخاطر اوضاع اقتصادی، جنگ و تورم بسیار بالا حدود دو ماهی میشود که کارگاه تولیدی کفش را بستهایم. هیچ کدام از چکها پاس نشدهاند و مجبور شدم شرکتی پیدا کنم که در آن به سرکار بروم، اما آنجا هم رسما بردگی است.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارتش اسرائیل از آغاز موج جدیدی از حملات به مناطق و شهرهای جنوب لبنان خبر داد. به گفته سخنگوی ارتش اسرائیل، حزبالله، آتشبس را نقض کرده است.
جزییات بیشتر با بابک اسحاقی، خبرنگار ایراناینترنشال
@iranintltv
جزییات بیشتر با بابک اسحاقی، خبرنگار ایراناینترنشال
@iranintltv
Forwarded from ایران اینترنشنال ورزشی
🔻امشب ورزشگاه پارک دو پرنس میزبان یکی از جذابترین مسابقات فصل فوتبال اروپا است. پاریسنژرمن در دیدار رفت مرحله نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا به مصاف بایرنمونیخ میرود. این مسابقه تقابل قهرمان دوره گذشته و آمادهترین تیم حال حاضر اروپا است. پاریسنژرمن به دنبال تکرار تاریخ و صعود به دومین فینال پیاپی خود است. بایرنمونیخ نیز با هدایت مربی جوان خود، وینسنت کمپانی، رویای سهگانه را در سر میپروراند.
🔹لوئیس انریکه پیش از این دیدار حساس، اعتمادبهنفس بالای خود را به رخ کشید. سرمربی اسپانیایی پاریسنژرمن معتقد است تیمش در بهترین فرم ممکن قرار دارد. او در کنفرانس خبری تاکید کرد که اگرچه بایرن ثبات بیشتری داشته، اما پاریس از نظر تیمی بیرقیب است.
🔹لوئیس انریکه گفت: «پاریسنژرمن و بایرن بهترین تیمهای هجومی این رقابتها هستند، اما کلید بازی در توانایی دفاع کردن مقابل این سبک تیمها نهفته است. بایرن از نظر تیمی کمی باثباتتر از ما بوده، اما هیچ تیمی بهتر از ما نیست.»
🔹گزارش کامل را در سایت بخوانید؛👇
https://iranintl.com/202604285315
@iranintltvsport
🔹لوئیس انریکه پیش از این دیدار حساس، اعتمادبهنفس بالای خود را به رخ کشید. سرمربی اسپانیایی پاریسنژرمن معتقد است تیمش در بهترین فرم ممکن قرار دارد. او در کنفرانس خبری تاکید کرد که اگرچه بایرن ثبات بیشتری داشته، اما پاریس از نظر تیمی بیرقیب است.
🔹لوئیس انریکه گفت: «پاریسنژرمن و بایرن بهترین تیمهای هجومی این رقابتها هستند، اما کلید بازی در توانایی دفاع کردن مقابل این سبک تیمها نهفته است. بایرن از نظر تیمی کمی باثباتتر از ما بوده، اما هیچ تیمی بهتر از ما نیست.»
🔹گزارش کامل را در سایت بخوانید؛👇
https://iranintl.com/202604285315
@iranintltvsport
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد ایالات متحده به دولت عراق هشدار داده است که اگر این کشور تمامی گروههای مسلح وابسته به جمهوری اسلامی را فورا منحل نکند، با تحریمهای شدیدتری مواجه خواهد شد.
گفتوگو با تروسکه صادقی، خبرنگار ایراناینترنشنال
@iranintltv
گفتوگو با تروسکه صادقی، خبرنگار ایراناینترنشنال
@iranintltv
رییس دادسرای جرایم تروریستی بحرین اعلام کرد دادگاه عالی کیفری این کشور ۲۴ شهروند را به اتهام «حمایت و تمجید» از حملات جمهوری اسلامی و همچنین دریافت و انتشار دادههای حیاتی و تصویربرداری از اماکن ممنوع به حبس بین ۵ تا ۱۰ سال محکوم کرده است. برخی از محکومان نیز به پرداخت دو هزار دینار جریمه محکوم شدند.
همچنین یک متهم دیگر به یک سال حبس و پرداخت دو هزار دینار جریمه محکوم شد و دادگاه دستور مصادره اقلام کشفشده را صادر کرد.
به گفته دادستانی، مطالب منتشرشده شامل تصاویر، ویدیوها و دیدگاههایی بوده که حاوی حمایت از اقدامات خصمانه و انتشار اطلاعات ممنوعه بوده است. این نهاد همچنین انتشار اخبار و شایعات نادرست را اقدامی در جهت ایجاد هراس و اخلال در امنیت عمومی توصیف کرد.
دادستانی اعلام کرد پس از انجام تحقیقات و شناسایی گردانندگان این حسابها، از متهمان بازجویی شد و دستگاههای الکترونیکی ضبطشده برای بررسی فنی ارجاع داده شد. نتایج این بررسیها به گفته مقامهای قضایی، ارتکاب اتهامها را تایید کرده است.
https://iranintl.com/202604280505
همچنین یک متهم دیگر به یک سال حبس و پرداخت دو هزار دینار جریمه محکوم شد و دادگاه دستور مصادره اقلام کشفشده را صادر کرد.
به گفته دادستانی، مطالب منتشرشده شامل تصاویر، ویدیوها و دیدگاههایی بوده که حاوی حمایت از اقدامات خصمانه و انتشار اطلاعات ممنوعه بوده است. این نهاد همچنین انتشار اخبار و شایعات نادرست را اقدامی در جهت ایجاد هراس و اخلال در امنیت عمومی توصیف کرد.
دادستانی اعلام کرد پس از انجام تحقیقات و شناسایی گردانندگان این حسابها، از متهمان بازجویی شد و دستگاههای الکترونیکی ضبطشده برای بررسی فنی ارجاع داده شد. نتایج این بررسیها به گفته مقامهای قضایی، ارتکاب اتهامها را تایید کرده است.
https://iranintl.com/202604280505
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، در خصوص شرایط آتشبس و چشمانداز آن گفت: «ما تا جایی میجنگیم که دیگر جنگی بر ما تحمیل نشود.»
رضا طلایینیک، معاون وزیر دفاع، نیز با تکرار مواضع سایر مقامهای حکومت اعلام کرد عبور از تنگه هرمز پس از پایان جنگ بر اساس «پروتکلهای جمهوری اسلامی» انجام خواهد شد.
https://iranintl.com/202604289594
رضا طلایینیک، معاون وزیر دفاع، نیز با تکرار مواضع سایر مقامهای حکومت اعلام کرد عبور از تنگه هرمز پس از پایان جنگ بر اساس «پروتکلهای جمهوری اسلامی» انجام خواهد شد.
https://iranintl.com/202604289594
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنتکام، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، از رهگیری یک نفتکش مرتبط با ایران خبر داد. براساس گزارش سنتکام، تاکنون ۳۸ کشتی مسیر خود را تغییر داده یا به بندرهای ایران بازگشتهاند.
گفتوگو با حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشال
@iranintltv
گفتوگو با حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشال
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار ویدیویی از یکی از هواداران خیابانی جمهوری اسلامی را که برای سلامتی مجتبی خامنهای مقابل دوربین نوشیدنی الکلی مصرف میکند، انتقادهای گستردهای در شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
آیه دریس، عضو تحریریه ایراناینترنشال، به این موضوع میپردازد
@iranintltv
آیه دریس، عضو تحریریه ایراناینترنشال، به این موضوع میپردازد
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسانههای حقوق بشری، نسبت به شکنجه و اعتراف اجباری کیوان احمدی، معترض بازداشتشده، هشدار دادند. این هشدارها پس از آن مطرح شده که بیش از یکماه است از وضعیت او خبری در دست نیست.
گفتوگو با فیروزه جابانی، عضو تحریریه ایراناینترنشال
@iranintltv
گفتوگو با فیروزه جابانی، عضو تحریریه ایراناینترنشال
@iranintltv
🔻مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی
🖋تحلیل - حسین ذوقی
مصلای خمینی در قلب شهر تهران، عمارتی نیمهتمام در نظامی است که همواره نیمهتمام اندیشید، نیمهکاره رها کرد و نیمهکاره در حال فروپاشی است.
عمارت نخراشیده مصلی، در یکی از نقاط زیبای تهران، نمونهای از وضعیت همیشه نیمهتمام جمهوری اسلامی در همه موارد، بهخصوص در ساختار خود است. حکومتی که همواره از نزدیک بودن به قله سخن گفت اما هیچگاه نتوانست در هیچ موضوعی به تمامیت برسد. نه در ساختار سیاسی، نه پایداری اقتصادی و نه نظم اجتماعی.
مصلای تهران که به نام روحالله خمینی، بنیانگذار حکومت اسلامی در ایران نامگذاری شده، اکنون نزدیک به چهار دهه است درگیر یک ساختوساز فرسایشی و نمایشی شده و دیگر یک «پروژه عمرانی» به حساب نمیآید، بلکه وضعیتی ناتمام برای نمایش بیکفایتی نظام جمهوری اسلامی و ریشههای فساد و رانت در بدنه آن است.
ماجرا از سال ۱۳۶۱ آغاز شد؛ زمانی که علی خامنهای و اکبر هاشمی رفسنجانی، در نامهای به خمینی، از او خواستند: «اجازه بفرمایید به مقدار یک میلیون متر مربع از اراضی مزبور در حد فاصل خیابان شهید بهشتی به سمت شمال، که قسمت اعظم آن نیز با موافقت شهرداری محصور گردید و در اختیار مصلی است، به ساختمان مصلی و تا حد لازم در محور قبله از شمال آن برای سایر مرافق اختصاص یابد.»
آنها در نهایت توانستند ۶۳۰ هزار متر مربع از آن اراضی را تصاحب کنند. زمینهایی که پیش از انقلاب سال ۵۷ قرار بود تبدیل به «شهستان پهلوی» شود.
این روزها، وقتی دود جنگ هنوز از فراز شهرهای ایران پراکنده نشده، وقتی زمان زیادی از کشتار دیماه نگذشته و ایدهپرداز این سازه هنوز دفن نشده، این غول بتنی، آیینه تمامنمای نظامی است که در تمام عمرش یک چیز را خوب بلد بود: شروع کردن و نیمهتمام رها کردن.
عمارت ارعاب
رهبر کشته شده جمهوری اسلامی همواره ادعا داشت وارث تمدن صفوی است؛ همان دولتمذهبی که شاه و مرجع دینی را در یک نقطه ادغام و ایران را به کانون تشیع جهانی تبدیل کرد.
صفویان به معماری و ساخت بناهای بزرگ و مسحورکننده علاقه داشتند تا انسان در برابر عظمت بنای مذهبی، خود را کوچک ببیند.
آنها مسجد شاه اصفهان را ساختند. بنای زیبایی که بر اساس معماری ایرانی، یکی از مهمترین سازههای ایران به لحاظ مهندسی و هنر به شمار میآید.
این بنا، قدرت حکومت صفویان را در زمان شکوهشان نشان میدهد.
دیکتاتورهای دوران مدرن نیز علاقه زیادی به ساختن بناهای بزرگ داشتند. برای نمونه، بنیتو موسولینی در ایتالیا دستور ساخت بناهای عظیم بتنی را داد و میخواست احیاگر امپراتوری روم باشد.
انگار خامنهای نیز به همین سندروم مبتلا بود: دیکتاتوری مذهبی که رویای احیای صفویه را داشت و میخواست امپراتوری تشیع را در ایران زنده کند. به همین خاطر، مصلای خمینی در تهران، عمارتی بتنی است که فرسنگها با ظرافت معماری ایرانی در ساخت مساجد فاصله دارد.
در این مصلی تقریبا همهچیز وارونه است: ایوانهای ۷۲ متری و شبستانهای عظیم، بتن عریان و احجام صلب، سنگین و بیتزیین.
خامنهای این سازه را «نماد تمدن نوین اسلامی» خواند، اما آنچه ساخته شده و نیمهتمام مانده، نه تمدن است و نه اسلام.
رانت و فساد در لایههای سیمان
پروژهای که باید ۱۰ ساله تمام میشد، تقریبا ۴۰ سال است بودجه و ثروت ملی را در بطن خود میبلعد. واگذاری فازهای کلیدی به «قرارگاه خاتمالانبیا» (بازوی اقتصادی سپاه پاسداران) بدون مناقصات شفاف، مصلی را به یک جریان نقدینگی دائمی تبدیل کرده است، چرا که تمام شدن پروژه به معنای بسته شدن این شریان پولی برای کسانی است که این رانت را به مسیر مالی مطمئنی برای خود تبدیل کردهاند.
این الگو بر تمام تصمیمگیریهای نظام مورد علاقه خامنهای حاکم بود: صنعت هستهای که دههها بودجه بلعید اما نه به بمب رسید و نه به توافق، مذاکراتی که بارها «پیشرفت تاریخی» خوانده شدند اما هرگز ثمر ندادند و در آخر به جنگ منجر شدند، و اقتصادی که با سقوط ارزش ریال به پایینترین سطح تاریخی خود رسید.
در حالی که زیرساختهای آب و انرژی کشور در حال فروپاشی بود، اعتبارات نجومی به این چاه ویل بتنی سرازیر میشد.
🔗این تحلیل را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
🖋تحلیل - حسین ذوقی
مصلای خمینی در قلب شهر تهران، عمارتی نیمهتمام در نظامی است که همواره نیمهتمام اندیشید، نیمهکاره رها کرد و نیمهکاره در حال فروپاشی است.
عمارت نخراشیده مصلی، در یکی از نقاط زیبای تهران، نمونهای از وضعیت همیشه نیمهتمام جمهوری اسلامی در همه موارد، بهخصوص در ساختار خود است. حکومتی که همواره از نزدیک بودن به قله سخن گفت اما هیچگاه نتوانست در هیچ موضوعی به تمامیت برسد. نه در ساختار سیاسی، نه پایداری اقتصادی و نه نظم اجتماعی.
مصلای تهران که به نام روحالله خمینی، بنیانگذار حکومت اسلامی در ایران نامگذاری شده، اکنون نزدیک به چهار دهه است درگیر یک ساختوساز فرسایشی و نمایشی شده و دیگر یک «پروژه عمرانی» به حساب نمیآید، بلکه وضعیتی ناتمام برای نمایش بیکفایتی نظام جمهوری اسلامی و ریشههای فساد و رانت در بدنه آن است.
ماجرا از سال ۱۳۶۱ آغاز شد؛ زمانی که علی خامنهای و اکبر هاشمی رفسنجانی، در نامهای به خمینی، از او خواستند: «اجازه بفرمایید به مقدار یک میلیون متر مربع از اراضی مزبور در حد فاصل خیابان شهید بهشتی به سمت شمال، که قسمت اعظم آن نیز با موافقت شهرداری محصور گردید و در اختیار مصلی است، به ساختمان مصلی و تا حد لازم در محور قبله از شمال آن برای سایر مرافق اختصاص یابد.»
آنها در نهایت توانستند ۶۳۰ هزار متر مربع از آن اراضی را تصاحب کنند. زمینهایی که پیش از انقلاب سال ۵۷ قرار بود تبدیل به «شهستان پهلوی» شود.
این روزها، وقتی دود جنگ هنوز از فراز شهرهای ایران پراکنده نشده، وقتی زمان زیادی از کشتار دیماه نگذشته و ایدهپرداز این سازه هنوز دفن نشده، این غول بتنی، آیینه تمامنمای نظامی است که در تمام عمرش یک چیز را خوب بلد بود: شروع کردن و نیمهتمام رها کردن.
عمارت ارعاب
رهبر کشته شده جمهوری اسلامی همواره ادعا داشت وارث تمدن صفوی است؛ همان دولتمذهبی که شاه و مرجع دینی را در یک نقطه ادغام و ایران را به کانون تشیع جهانی تبدیل کرد.
صفویان به معماری و ساخت بناهای بزرگ و مسحورکننده علاقه داشتند تا انسان در برابر عظمت بنای مذهبی، خود را کوچک ببیند.
آنها مسجد شاه اصفهان را ساختند. بنای زیبایی که بر اساس معماری ایرانی، یکی از مهمترین سازههای ایران به لحاظ مهندسی و هنر به شمار میآید.
این بنا، قدرت حکومت صفویان را در زمان شکوهشان نشان میدهد.
دیکتاتورهای دوران مدرن نیز علاقه زیادی به ساختن بناهای بزرگ داشتند. برای نمونه، بنیتو موسولینی در ایتالیا دستور ساخت بناهای عظیم بتنی را داد و میخواست احیاگر امپراتوری روم باشد.
انگار خامنهای نیز به همین سندروم مبتلا بود: دیکتاتوری مذهبی که رویای احیای صفویه را داشت و میخواست امپراتوری تشیع را در ایران زنده کند. به همین خاطر، مصلای خمینی در تهران، عمارتی بتنی است که فرسنگها با ظرافت معماری ایرانی در ساخت مساجد فاصله دارد.
در این مصلی تقریبا همهچیز وارونه است: ایوانهای ۷۲ متری و شبستانهای عظیم، بتن عریان و احجام صلب، سنگین و بیتزیین.
خامنهای این سازه را «نماد تمدن نوین اسلامی» خواند، اما آنچه ساخته شده و نیمهتمام مانده، نه تمدن است و نه اسلام.
رانت و فساد در لایههای سیمان
پروژهای که باید ۱۰ ساله تمام میشد، تقریبا ۴۰ سال است بودجه و ثروت ملی را در بطن خود میبلعد. واگذاری فازهای کلیدی به «قرارگاه خاتمالانبیا» (بازوی اقتصادی سپاه پاسداران) بدون مناقصات شفاف، مصلی را به یک جریان نقدینگی دائمی تبدیل کرده است، چرا که تمام شدن پروژه به معنای بسته شدن این شریان پولی برای کسانی است که این رانت را به مسیر مالی مطمئنی برای خود تبدیل کردهاند.
این الگو بر تمام تصمیمگیریهای نظام مورد علاقه خامنهای حاکم بود: صنعت هستهای که دههها بودجه بلعید اما نه به بمب رسید و نه به توافق، مذاکراتی که بارها «پیشرفت تاریخی» خوانده شدند اما هرگز ثمر ندادند و در آخر به جنگ منجر شدند، و اقتصادی که با سقوط ارزش ریال به پایینترین سطح تاریخی خود رسید.
در حالی که زیرساختهای آب و انرژی کشور در حال فروپاشی بود، اعتبارات نجومی به این چاه ویل بتنی سرازیر میشد.
🔗این تحلیل را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv