Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایران در وضعیت مبهمی قرار دارد که نه صلح است و نه جنگ، اما پیامدهای آن در اقتصاد کاملاً محسوس است. مرکز آمار تورم فروردین را بیش از ۷۳ درصد اعلام کرده و همزمان گزارشها از افزایش چندبرابری قیمتها و بیکاری دستکم یک میلیون نفر حکایت دارد.
کاظم غریبآبادی گفت: «برخی کشورهای منطقه از تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت میکنند. نمیتوان آنها را بیطرف دانست. آنها از نظر حقوقی بخشی از این اقدام محسوب میشوند.»
او افزود تهران باید در واکنش به تجاوزاتی که از مبدا این کشورها انجام شد «پاسخ متناسب برای دفع و رفع» بدهد.
https://iranintl.com/202604292220
او افزود تهران باید در واکنش به تجاوزاتی که از مبدا این کشورها انجام شد «پاسخ متناسب برای دفع و رفع» بدهد.
https://iranintl.com/202604292220
🔻کنفدراسیون کار ایران: جمهوری اسلامی، جامعه ایران را به مرز فروپاشی اجتماعی کشانده است
کنفدراسیون کار ایران- خارج از کشور، در بیانیهای در آستانه اول ماه مه و روز جهانی کارگر، وضعیت کنونی طبقه کارگر در ایران را یکی از تاریکترین و بحرانیترین دورههای تاریخی توصیف کرده که در آن استثمار، فقر، سرکوب و جنگ بهطور همزمان بر زندگی میلیونها کارگر سایه انداخته است.
در این بیانیه، ریشه این وضعیت در دههها حاکمیت جمهوری اسلامی دانسته شده که با خصوصیسازیهای رانتی، نابودی تولید، تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر و سرکوب سیستماتیک هرگونه تشکل مستقل کارگری، جامعه را به مرز فروپاشی کشانده است.
کنفدراسیون کار ایران تاکید کرده که این ساختار نهتنها پاسخی به بحران نداده، بلکه با سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام، هر صدای اعتراضی را در نطفه خفه کرده است.
این بیانیه با اشاره به خیزشهای اجتماعی سالهای اخیر، بهویژه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، آنها را بیانگر حضور طبقه کارگر و اقشار فرودست در میدان برای یک تغییر بنیادین ارزیابی کرده است.
از فقر و سرکوب تا قتلگاه دیماه
در ادامه این بیانیه آمده است که طی پنج دهه گذشته، سیاستهایی چون خصوصیسازیهای رانتی، نابودی تولید، دستمزدهای «چندین برابر زیر خط فقر»، بیکاری گسترده و سرکوب سیستماتیک تشکلهای مستقل کارگری، شرایطی را رقم زده که در آن طبقه کارگر نهتنها از حداقلهای معیشتی محروم شده، بلکه از ابتداییترین حقوق انسانی و اجتماعی نیز بیبهره مانده است.
بهگفته کنفدراسیون، جمهوری اسلامی در تمام این سالها نهتنها پاسخی به این وضعیت نداده، بلکه با تشدید سرکوب و استفاده از ابزارهایی چون زندان، شکنجه و اعدام، هر صدای اعتراضی را خاموش کرده است.
در بخش دیگری از این بیانیه، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بهعنوان نقطه عطفی در حضور طبقات فرودست در عرصه عمومی توصیف شده است.
این اعتراضات که با مطالبات معیشتی آغاز شد، بهسرعت ماهیتی سیاسی و رادیکال یافت و به چالشی مستقیم علیه کلیت نظام حاکم تبدیل شد.
بر اساس این بیانیه، این خیزش در میان «سرکوبی بیسابقه» و قطع سراسری اینترنت، به «قتلگاهی تمامعیار» بدل شد؛ جایی که بهگفته کنفدراسیون کار ایران، در عرض تنها دو روز، دهها هزار معترض، عمدتا از میان کارگران و اقشار فرودست، بهدست ماشین سرکوب جمهوری اسلامی قتلعام شدهاند
این بیانیه این فاجعه را ادامه منطقی حاکمیتی دانسته که بقای خود را بر نابودی جامعه بنا کرده است.
همزمان، سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفتتپه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، کارگران بازنشسته خوزستان و گروه اتحاد بازنشستگان، در بیانیهای مشترک به مناسبت روز جهانی کارگر تاکید کردند هیچ نیرویی قادر نیست میلیونها کارگری را که بیش از پیش به آگاهی طبقاتی دست مییابند و متحد و سازمانیافته میشوند، درهم بشکند.
این چهار تشکل مستقل کارگری و بازنشستگان همچنین اعلام کردند هر شکستی که کارگران متحمل میشوند، به شکلگیری مبارزان جدید در صفوف این جنبش میانجامد و همزمان چشم تودههای گستردهتری را به امکان یک زندگی متفاوت میگشاید و آنها را برای مبارزات تازه آماده میکند.
جنگ، ویرانی و ضرورت سازمانیابی مستقل
کنفدراسیون کار ایران همچنین به تاثیر جنگ و مداخله نظامی خارجی بر وضعیت کارگران اشاره کرده و نوشته است که حملات گسترده به زیرساختهای صنعتی، انرژی و مراکز تولیدی، مستقیما زندگی و امنیت کارگران را هدف قرار داده است.
🔗این گزارش را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
کنفدراسیون کار ایران- خارج از کشور، در بیانیهای در آستانه اول ماه مه و روز جهانی کارگر، وضعیت کنونی طبقه کارگر در ایران را یکی از تاریکترین و بحرانیترین دورههای تاریخی توصیف کرده که در آن استثمار، فقر، سرکوب و جنگ بهطور همزمان بر زندگی میلیونها کارگر سایه انداخته است.
در این بیانیه، ریشه این وضعیت در دههها حاکمیت جمهوری اسلامی دانسته شده که با خصوصیسازیهای رانتی، نابودی تولید، تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر و سرکوب سیستماتیک هرگونه تشکل مستقل کارگری، جامعه را به مرز فروپاشی کشانده است.
کنفدراسیون کار ایران تاکید کرده که این ساختار نهتنها پاسخی به بحران نداده، بلکه با سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام، هر صدای اعتراضی را در نطفه خفه کرده است.
این بیانیه با اشاره به خیزشهای اجتماعی سالهای اخیر، بهویژه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، آنها را بیانگر حضور طبقه کارگر و اقشار فرودست در میدان برای یک تغییر بنیادین ارزیابی کرده است.
از فقر و سرکوب تا قتلگاه دیماه
در ادامه این بیانیه آمده است که طی پنج دهه گذشته، سیاستهایی چون خصوصیسازیهای رانتی، نابودی تولید، دستمزدهای «چندین برابر زیر خط فقر»، بیکاری گسترده و سرکوب سیستماتیک تشکلهای مستقل کارگری، شرایطی را رقم زده که در آن طبقه کارگر نهتنها از حداقلهای معیشتی محروم شده، بلکه از ابتداییترین حقوق انسانی و اجتماعی نیز بیبهره مانده است.
بهگفته کنفدراسیون، جمهوری اسلامی در تمام این سالها نهتنها پاسخی به این وضعیت نداده، بلکه با تشدید سرکوب و استفاده از ابزارهایی چون زندان، شکنجه و اعدام، هر صدای اعتراضی را خاموش کرده است.
در بخش دیگری از این بیانیه، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بهعنوان نقطه عطفی در حضور طبقات فرودست در عرصه عمومی توصیف شده است.
این اعتراضات که با مطالبات معیشتی آغاز شد، بهسرعت ماهیتی سیاسی و رادیکال یافت و به چالشی مستقیم علیه کلیت نظام حاکم تبدیل شد.
بر اساس این بیانیه، این خیزش در میان «سرکوبی بیسابقه» و قطع سراسری اینترنت، به «قتلگاهی تمامعیار» بدل شد؛ جایی که بهگفته کنفدراسیون کار ایران، در عرض تنها دو روز، دهها هزار معترض، عمدتا از میان کارگران و اقشار فرودست، بهدست ماشین سرکوب جمهوری اسلامی قتلعام شدهاند
این بیانیه این فاجعه را ادامه منطقی حاکمیتی دانسته که بقای خود را بر نابودی جامعه بنا کرده است.
همزمان، سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفتتپه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، کارگران بازنشسته خوزستان و گروه اتحاد بازنشستگان، در بیانیهای مشترک به مناسبت روز جهانی کارگر تاکید کردند هیچ نیرویی قادر نیست میلیونها کارگری را که بیش از پیش به آگاهی طبقاتی دست مییابند و متحد و سازمانیافته میشوند، درهم بشکند.
این چهار تشکل مستقل کارگری و بازنشستگان همچنین اعلام کردند هر شکستی که کارگران متحمل میشوند، به شکلگیری مبارزان جدید در صفوف این جنبش میانجامد و همزمان چشم تودههای گستردهتری را به امکان یک زندگی متفاوت میگشاید و آنها را برای مبارزات تازه آماده میکند.
جنگ، ویرانی و ضرورت سازمانیابی مستقل
کنفدراسیون کار ایران همچنین به تاثیر جنگ و مداخله نظامی خارجی بر وضعیت کارگران اشاره کرده و نوشته است که حملات گسترده به زیرساختهای صنعتی، انرژی و مراکز تولیدی، مستقیما زندگی و امنیت کارگران را هدف قرار داده است.
🔗این گزارش را به طور کامل اینجا بخوانید
@iranintltv
🔻جنگ خاموش جمهوری اسلامی؛ تهدید سایبری تهران علیه زندگی
روزمره مردم جهان
🖋تحلیل - نیلوفر منصوری
در حالی که تنش میان جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا در میدانهای نظامی جریان دارد، واقعیت این است که یکی از مهمترین و خطرناکترین جبهههای این تقابل، نه در آسمان تهران و تلآویو، بلکه در پشت صفحههای کامپیوتر و شبکههای زیرساختی جهان در حال وقوع است.
این جنگ خاموش، مداوم و بسیار پرهزینه «جنگ سایبری» است.
گزارش اخیر مجله نیویورکر بار دیگر توجهها را به ابعاد این تهدید جلب کرده است؛ تهدیدی که نهتنها متوجه دولتها، بلکه مستقیما زندگی روزمره شهروندان عادی در همه جای جهان را هدف قرار میدهد.
از شبکه آب شهری گرفته تا بیمارستانها، نیروگاهها، فرودگاهها و سامانههای حملونقل، همه میتوانند به اهداف حملات سایبری وابسته به جمهوری اسلامی تبدیل شوند.
بر اساس هشدار رسمی آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت آمریکا (CISA)، گروههای وابسته به حکومت ایران توانستهاند به سیستمهای کنترل صنعتی درآمریکا موسوم به PLC دسترسی پیدا کنند؛ همان رایانههای کوچکی که عملکرد زیرساختهای حیاتی مانند تصفیهخانههای آب، شبکه برق، تاسیسات انرژی و حتی برخی خدمات شهری در ایالت های مختلف آمریکا را کنترل میکنند.
این مساله تنها یک هشدار فنی نیست؛ بلکه به معنای آن است که جمهوری اسلامی، برای فشار سیاسی و امنیتی، آماده است زندگی عادی مردم در آن سوی جهان را مختل کند؛ بدون شلیک حتی یک گلوله.
جمهوری اسلامی سالهاست که در سیاست خارجی خود بر اصل «هزینهسازی برای دشمن» تکیه کرده است. این رویکرد را در حمایت از گروههای نیابتی، عملیات تروریستی برونمرزی، گروگانگیری دیپلماتیک و اکنون در جنگ سایبری نیز میتوان دید. تفاوت اینجاست که در فضای سایبری، هزینه حمله بسیار کمتر و امکان انکار مسئولیت بسیار بیشتر است.
برخلاف تصویر سینمایی از حملات سایبری که با خاموش شدن ناگهانی کل یک کشور همراه است، استراتژی جمهوری اسلامی بیشتر بر ایجاد اختلال تدریجی، ترس روانی و فرسایش اعتماد عمومی استوار است.
حمله به بیمارستانی که سیستم ثبت بیمارانش مختل شود، نفوذ به شبکه آب شهری، یا ایجاد اختلال در فرودگاهها، شاید تیتر جنگ جهانی نسازد، اما میتواند امنیت روزمره مردم را به شدت تهدید کند.
یکی از گروههایی که در این گزارش به آن اشاره شده، «سیدورم» یا همان MuddyWater است؛ گروهی که گفته میشود به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مرتبط است.
این گروه سالهاست در حملات سایبری علیه اهداف مختلف در آمریکا، اروپا و خاورمیانه فعال بوده است. گروه دیگری با نام «هندالا» نیز به عنوان بازوی غیررسمی عملیات سایبری جمهوری اسلامی معرفی شده؛ ساختاری که به حکومت امکان میدهد هم حمله کند و هم مسئولیت مستقیم آن را انکار کند.
همین ساختار خاکستری، یکی از خطرناکترین ویژگیهای جنگ سایبری جمهوری اسلامی است. تهران میتواند زیرساخت کشوری دیگر را هدف قرار دهد، اما همزمان آن را به گروهی ناشناس یا «هکتیویستهای مستقل» نسبت دهد. این همان مدل آشنایی است که جمهوری اسلامی سالها در حمایت از شبهنظامیان منطقهای نیز به کار گرفته است.
اما پرسش مهمتر این است: چرا جمهوری اسلامی تا این اندازه بر جنگ سایبری سرمایهگذاری کرده است؟
پاسخ روشن است؛ زیرا در بسیاری از حوزههای نظامی و اقتصادی، جمهوری اسلامی توان رقابت مستقیم با قدرتهای بزرگ را ندارد.
اقتصاد بحرانزده، زیرساخت فرسوده داخلی، نارضایتی اجتماعی گسترده و انزوای بینالمللی، حکومت را به سمت ابزارهای نامتقارن سوق داده است. حمله سایبری، برای حکومتی که در داخل با بحران مشروعیت و در خارج با فشار سیاسی مواجه است، ابزاری ارزان، موثر و کمریسک محسوب میشود.
نکته تلختر اینجاست که همان حکومتی که میلیاردها دلار برای عملیات سایبری، شبکههای نفوذ خارجی و حمایت از گروههای نیابتی هزینه میکند، در داخل کشور حتی از تامین ابتداییترین زیرساختهای اینترنتی، امنیت دادههای شهروندان و حفاظت از حریم خصوصی مردم خود ناتوان یا بیاعتناست.
مردم ایران سالهاست قربانی همین نگاه امنیتی هستند. اینترنت نه بهعنوان حق شهروندی، بلکه بهعنوان میدان کنترل و سرکوب دیده میشود. فیلترینگ گسترده، قطع اینترنت در اعتراضات، شنود، نظارت امنیتی و حمله به حریم خصوصی شهروندان، همه بخشی از همان ذهنیتی است که حالا در سطح بینالمللی به جنگ سایبری تبدیل شده است.
🔗ادامه این تحلیل را اینجا بخوانید
@iranintltv
روزمره مردم جهان
🖋تحلیل - نیلوفر منصوری
در حالی که تنش میان جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا در میدانهای نظامی جریان دارد، واقعیت این است که یکی از مهمترین و خطرناکترین جبهههای این تقابل، نه در آسمان تهران و تلآویو، بلکه در پشت صفحههای کامپیوتر و شبکههای زیرساختی جهان در حال وقوع است.
این جنگ خاموش، مداوم و بسیار پرهزینه «جنگ سایبری» است.
گزارش اخیر مجله نیویورکر بار دیگر توجهها را به ابعاد این تهدید جلب کرده است؛ تهدیدی که نهتنها متوجه دولتها، بلکه مستقیما زندگی روزمره شهروندان عادی در همه جای جهان را هدف قرار میدهد.
از شبکه آب شهری گرفته تا بیمارستانها، نیروگاهها، فرودگاهها و سامانههای حملونقل، همه میتوانند به اهداف حملات سایبری وابسته به جمهوری اسلامی تبدیل شوند.
بر اساس هشدار رسمی آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت آمریکا (CISA)، گروههای وابسته به حکومت ایران توانستهاند به سیستمهای کنترل صنعتی درآمریکا موسوم به PLC دسترسی پیدا کنند؛ همان رایانههای کوچکی که عملکرد زیرساختهای حیاتی مانند تصفیهخانههای آب، شبکه برق، تاسیسات انرژی و حتی برخی خدمات شهری در ایالت های مختلف آمریکا را کنترل میکنند.
این مساله تنها یک هشدار فنی نیست؛ بلکه به معنای آن است که جمهوری اسلامی، برای فشار سیاسی و امنیتی، آماده است زندگی عادی مردم در آن سوی جهان را مختل کند؛ بدون شلیک حتی یک گلوله.
جمهوری اسلامی سالهاست که در سیاست خارجی خود بر اصل «هزینهسازی برای دشمن» تکیه کرده است. این رویکرد را در حمایت از گروههای نیابتی، عملیات تروریستی برونمرزی، گروگانگیری دیپلماتیک و اکنون در جنگ سایبری نیز میتوان دید. تفاوت اینجاست که در فضای سایبری، هزینه حمله بسیار کمتر و امکان انکار مسئولیت بسیار بیشتر است.
برخلاف تصویر سینمایی از حملات سایبری که با خاموش شدن ناگهانی کل یک کشور همراه است، استراتژی جمهوری اسلامی بیشتر بر ایجاد اختلال تدریجی، ترس روانی و فرسایش اعتماد عمومی استوار است.
حمله به بیمارستانی که سیستم ثبت بیمارانش مختل شود، نفوذ به شبکه آب شهری، یا ایجاد اختلال در فرودگاهها، شاید تیتر جنگ جهانی نسازد، اما میتواند امنیت روزمره مردم را به شدت تهدید کند.
یکی از گروههایی که در این گزارش به آن اشاره شده، «سیدورم» یا همان MuddyWater است؛ گروهی که گفته میشود به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مرتبط است.
این گروه سالهاست در حملات سایبری علیه اهداف مختلف در آمریکا، اروپا و خاورمیانه فعال بوده است. گروه دیگری با نام «هندالا» نیز به عنوان بازوی غیررسمی عملیات سایبری جمهوری اسلامی معرفی شده؛ ساختاری که به حکومت امکان میدهد هم حمله کند و هم مسئولیت مستقیم آن را انکار کند.
همین ساختار خاکستری، یکی از خطرناکترین ویژگیهای جنگ سایبری جمهوری اسلامی است. تهران میتواند زیرساخت کشوری دیگر را هدف قرار دهد، اما همزمان آن را به گروهی ناشناس یا «هکتیویستهای مستقل» نسبت دهد. این همان مدل آشنایی است که جمهوری اسلامی سالها در حمایت از شبهنظامیان منطقهای نیز به کار گرفته است.
اما پرسش مهمتر این است: چرا جمهوری اسلامی تا این اندازه بر جنگ سایبری سرمایهگذاری کرده است؟
پاسخ روشن است؛ زیرا در بسیاری از حوزههای نظامی و اقتصادی، جمهوری اسلامی توان رقابت مستقیم با قدرتهای بزرگ را ندارد.
اقتصاد بحرانزده، زیرساخت فرسوده داخلی، نارضایتی اجتماعی گسترده و انزوای بینالمللی، حکومت را به سمت ابزارهای نامتقارن سوق داده است. حمله سایبری، برای حکومتی که در داخل با بحران مشروعیت و در خارج با فشار سیاسی مواجه است، ابزاری ارزان، موثر و کمریسک محسوب میشود.
نکته تلختر اینجاست که همان حکومتی که میلیاردها دلار برای عملیات سایبری، شبکههای نفوذ خارجی و حمایت از گروههای نیابتی هزینه میکند، در داخل کشور حتی از تامین ابتداییترین زیرساختهای اینترنتی، امنیت دادههای شهروندان و حفاظت از حریم خصوصی مردم خود ناتوان یا بیاعتناست.
مردم ایران سالهاست قربانی همین نگاه امنیتی هستند. اینترنت نه بهعنوان حق شهروندی، بلکه بهعنوان میدان کنترل و سرکوب دیده میشود. فیلترینگ گسترده، قطع اینترنت در اعتراضات، شنود، نظارت امنیتی و حمله به حریم خصوصی شهروندان، همه بخشی از همان ذهنیتی است که حالا در سطح بینالمللی به جنگ سایبری تبدیل شده است.
🔗ادامه این تحلیل را اینجا بخوانید
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تداوم محاصره دریایی بندرهای ایران، دونالد ترامپ گفت جمهوری اسلامی قادر به مدیریت اوضاع و سامان دادن به شرایط نیست. همزمان شبکه پرستیوی به نقل از یک منبع امنیتی بلندپایه در ایران گزارش داد در صورت ادامه این محاصره، آمریکا با پاسخی بیسابقه روبهرو خواهد شد.
گفتوگو با محمد ماشینچیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال و جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
@iranintltv
گفتوگو با محمد ماشینچیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال و جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
@iranintltv
رضا نجفی، نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت: تهران هرگز از تعهدات هستهای خود تخطی نکرده و کشورهای غربی با نقض تعهدات، پیمان انپیتی را با خطر مواجه کردهاند.
او افزود: آمریکا به «دروغ» اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی را بهعنوان یک «خطر» معرفی کرده است.
نجفی گفت: اورانیوم غنیشده ما تحت کاملترین نظارت آژانس بوده و حتی یک گرم «انحراف» گزارش نشده است.
https://iranintl.com/202604299967
او افزود: آمریکا به «دروغ» اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی را بهعنوان یک «خطر» معرفی کرده است.
نجفی گفت: اورانیوم غنیشده ما تحت کاملترین نظارت آژانس بوده و حتی یک گرم «انحراف» گزارش نشده است.
https://iranintl.com/202604299967
🔻۳ سناریو پیشروی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ
🖋تحلیل - محمد ماشینچیان
بازار مسکن ایران میان سه سناریو حرکت میکند: صلح پایدار، نه جنگ نه صلح، و بازگشت درگیری. هر مسیر میتواند جهت قیمت اسمی، ارزش واقعی دارایی و فشار اجاره بر خانوارها را به شکلی متفاوت تغییر دهد و تصمیمگیری را برای مالکان، سرمایهگذاران و مستاجران دشوارتر کند.
بازار مسکن ایران در شرایطی قرار دارد که همزمان با تورم بالا، افت قدرت خرید خانوار، کمبود ساختوساز، افزایش هزینه تولید، ضعف نظام اعتباری و نااطمینانی سیاسی مواجه است. در چنین فضایی، نه تنها خریداران و سرمایهگذاران، بلکه مستاجران نیز با پرسشهایی جدی درباره آینده روبهرو هستند. بررسی سه سناریو محتمل میتواند تصویری روشنتر از مسیر پیشرو ارائه دهد.
در تحلیل این بازار باید میان «قیمت اسمی» و «قیمت واقعی» تفاوت قائل شد. قیمت اسمی همان رقم ملک به تومان است، اما قیمت واقعی نسبت آن با تورم، درآمد خانوار و قدرت خرید را نشان میدهد.
در اقتصاد ایران ممکن است قیمت اسمی از شش به هش میلیارد تومان برسد، اما به دلیل تورم بالا، قدرت خرید این هشت میلیارد کمتر از شش میلیارد قبلی باشد. در این حالت، مالک از تورم عقب مانده است. در مقابل، برای خانواری که درآمدش همپای تورم رشد نکرده، همین افزایش اسمی میتواند خرید خانه را دشوارتر یا غیرممکن کند.
افزون بر این، بهدلیل ریسکهای سیاسی و تنشهای منطقهای، سازندگان با احتیاط بیشتری پروژههای جدید را آغاز میکنند. افزایش نرخ ارز، کمبود یا گرانی برخی مصالح، محدودیت انرژی مانند کمبود برق و گاز، و اختلال زنجیره تامین، هزینه تمامشده ساخت را بالا برده است. نتیجه، بازاری است که در آن قیمتها افزایش مییابد، اما تقریبا همه بازیگران به درجات مختلف متضرر میشوند.
سناریو اول: توافق جامع اقتصادی و کاهش تحریمها
نخستین اثر دستیابی به توافقی که به صلح پایدار، رفع تحریمها و جذب سرمایهگذاری خارجی منجر شود، کاهش انتظارات تورمی خواهد بود. در چنین فضایی، انگیزه خرید هیجانی برای حفظ ارزش پول کاهش مییابد و نرخ ارز میتواند ثبات بیشتری پیدا کند. هزینه واردات ماشینآلات و بخشی از مصالح ساختمانی نیز کاهش خواهد یافت.
اثر این سناریو دو مرحلهای است. در کوتاهمدت، بازار از حالت انجماد خارج میشود. خریدار و فروشنده از انتظار خارج میشوند و حجم معاملات افزایش مییابد. حتی ممکن است بلافاصله پس از اعلام توافق، قیمت اسمی ملک کاهش یابد، زیرا تقاضای هیجانی فروکش میکند و مسکن جایگاه خود را بهعنوان پناهگاه اضطراری از دست میدهد.
در میانمدت، اگر رشد اقتصادی تقویت شود، درآمد خانوار افزایش یابد و اعتبار بانکی بهبود پیدا کند، ساختوساز رونق میگیرد. پروژههای نیمهتمام تکمیل میشود و عرضه جدید وارد بازار خواهد شد. افزایش عرضه میتواند فشار بلندمدت بر قیمت و اجاره را کاهش دهد. با این حال، تحقق این شرایط وابسته به مجموعهای از پیشفرضهاست.
برای مالک، این سناریو لزوما به معنای سقوط ارزش دارایی نیست، اما بازدهی آن ممکن است از بازارهای مولد کمتر باشد. برای سرمایهگذار، سود اصلی از نگهداری منفعلانه ملک حاصل نخواهد شد، بلکه در حوزه ساختوساز، نوسازی، اجارهداری حرفهای و مناطق دارای تقاضای مصرفی متمرکز میشود. برای مستاجران نیز هرچند اثر فوری نیست، اما در صورت کنترل تورم و افزایش عرضه، فشار تمدید قرارداد میتواند کاهش یابد و نسبت اجاره به درآمد تعدیل شود.
سناریو دوم: نه جنگ نه صلح
در این وضعیت، تنش نظامی گسترده رخ نمیدهد، اما تحریمها و فشار اقتصادی ادامه مییابد. ریسک جنگ کاهش مییابد، اما موتور اصلی بحران مسکن خاموش نمیشود. تورم، ضعف نظام بانکی، محدودیت سرمایه خارجی و هزینه بالای ساخت پابرجا میماند.
در چنین شرایطی، قیمت اسمی مسکن ممکن است افزایش یابد، اما در میانمدت رشد آن نزدیک یا کمتر از تورم خواهد بود. بازار در رکود باقی میماند، زیرا از یک سو مالکان با انتظار تورمی حاضر به کاهش قیمت نیستند و از سوی دیگر قدرت خرید خانوار ضعیف است. نتیجه، بازاری با معاملات محدود و نقدشوندگی پایین است.
برای مالک، دارایی به تومان رشد میکند اما در صورت نیاز فوری به فروش، ممکن است ناچار به ارائه تخفیف شود. برای سرمایهگذار، حفظ ارزش پول انگیزه ورود است، اما مالیات، هزینه نگهداری، ریسک اجارهداری و احتمال عقب ماندن از تورم، بازدهی را نامطمئن میکند. برای مستاجران، این سناریو به معنای ادامه فشار مزمن است؛ سهم بیشتری از درآمد صرف اجاره میشود و منابع کمتری برای سایر هزینههای زندگی باقی میماند.
🔗ادامه این تحلیل را اینجا بخوانید
@iranintltv
🖋تحلیل - محمد ماشینچیان
بازار مسکن ایران میان سه سناریو حرکت میکند: صلح پایدار، نه جنگ نه صلح، و بازگشت درگیری. هر مسیر میتواند جهت قیمت اسمی، ارزش واقعی دارایی و فشار اجاره بر خانوارها را به شکلی متفاوت تغییر دهد و تصمیمگیری را برای مالکان، سرمایهگذاران و مستاجران دشوارتر کند.
بازار مسکن ایران در شرایطی قرار دارد که همزمان با تورم بالا، افت قدرت خرید خانوار، کمبود ساختوساز، افزایش هزینه تولید، ضعف نظام اعتباری و نااطمینانی سیاسی مواجه است. در چنین فضایی، نه تنها خریداران و سرمایهگذاران، بلکه مستاجران نیز با پرسشهایی جدی درباره آینده روبهرو هستند. بررسی سه سناریو محتمل میتواند تصویری روشنتر از مسیر پیشرو ارائه دهد.
در تحلیل این بازار باید میان «قیمت اسمی» و «قیمت واقعی» تفاوت قائل شد. قیمت اسمی همان رقم ملک به تومان است، اما قیمت واقعی نسبت آن با تورم، درآمد خانوار و قدرت خرید را نشان میدهد.
در اقتصاد ایران ممکن است قیمت اسمی از شش به هش میلیارد تومان برسد، اما به دلیل تورم بالا، قدرت خرید این هشت میلیارد کمتر از شش میلیارد قبلی باشد. در این حالت، مالک از تورم عقب مانده است. در مقابل، برای خانواری که درآمدش همپای تورم رشد نکرده، همین افزایش اسمی میتواند خرید خانه را دشوارتر یا غیرممکن کند.
افزون بر این، بهدلیل ریسکهای سیاسی و تنشهای منطقهای، سازندگان با احتیاط بیشتری پروژههای جدید را آغاز میکنند. افزایش نرخ ارز، کمبود یا گرانی برخی مصالح، محدودیت انرژی مانند کمبود برق و گاز، و اختلال زنجیره تامین، هزینه تمامشده ساخت را بالا برده است. نتیجه، بازاری است که در آن قیمتها افزایش مییابد، اما تقریبا همه بازیگران به درجات مختلف متضرر میشوند.
سناریو اول: توافق جامع اقتصادی و کاهش تحریمها
نخستین اثر دستیابی به توافقی که به صلح پایدار، رفع تحریمها و جذب سرمایهگذاری خارجی منجر شود، کاهش انتظارات تورمی خواهد بود. در چنین فضایی، انگیزه خرید هیجانی برای حفظ ارزش پول کاهش مییابد و نرخ ارز میتواند ثبات بیشتری پیدا کند. هزینه واردات ماشینآلات و بخشی از مصالح ساختمانی نیز کاهش خواهد یافت.
اثر این سناریو دو مرحلهای است. در کوتاهمدت، بازار از حالت انجماد خارج میشود. خریدار و فروشنده از انتظار خارج میشوند و حجم معاملات افزایش مییابد. حتی ممکن است بلافاصله پس از اعلام توافق، قیمت اسمی ملک کاهش یابد، زیرا تقاضای هیجانی فروکش میکند و مسکن جایگاه خود را بهعنوان پناهگاه اضطراری از دست میدهد.
در میانمدت، اگر رشد اقتصادی تقویت شود، درآمد خانوار افزایش یابد و اعتبار بانکی بهبود پیدا کند، ساختوساز رونق میگیرد. پروژههای نیمهتمام تکمیل میشود و عرضه جدید وارد بازار خواهد شد. افزایش عرضه میتواند فشار بلندمدت بر قیمت و اجاره را کاهش دهد. با این حال، تحقق این شرایط وابسته به مجموعهای از پیشفرضهاست.
برای مالک، این سناریو لزوما به معنای سقوط ارزش دارایی نیست، اما بازدهی آن ممکن است از بازارهای مولد کمتر باشد. برای سرمایهگذار، سود اصلی از نگهداری منفعلانه ملک حاصل نخواهد شد، بلکه در حوزه ساختوساز، نوسازی، اجارهداری حرفهای و مناطق دارای تقاضای مصرفی متمرکز میشود. برای مستاجران نیز هرچند اثر فوری نیست، اما در صورت کنترل تورم و افزایش عرضه، فشار تمدید قرارداد میتواند کاهش یابد و نسبت اجاره به درآمد تعدیل شود.
سناریو دوم: نه جنگ نه صلح
در این وضعیت، تنش نظامی گسترده رخ نمیدهد، اما تحریمها و فشار اقتصادی ادامه مییابد. ریسک جنگ کاهش مییابد، اما موتور اصلی بحران مسکن خاموش نمیشود. تورم، ضعف نظام بانکی، محدودیت سرمایه خارجی و هزینه بالای ساخت پابرجا میماند.
در چنین شرایطی، قیمت اسمی مسکن ممکن است افزایش یابد، اما در میانمدت رشد آن نزدیک یا کمتر از تورم خواهد بود. بازار در رکود باقی میماند، زیرا از یک سو مالکان با انتظار تورمی حاضر به کاهش قیمت نیستند و از سوی دیگر قدرت خرید خانوار ضعیف است. نتیجه، بازاری با معاملات محدود و نقدشوندگی پایین است.
برای مالک، دارایی به تومان رشد میکند اما در صورت نیاز فوری به فروش، ممکن است ناچار به ارائه تخفیف شود. برای سرمایهگذار، حفظ ارزش پول انگیزه ورود است، اما مالیات، هزینه نگهداری، ریسک اجارهداری و احتمال عقب ماندن از تورم، بازدهی را نامطمئن میکند. برای مستاجران، این سناریو به معنای ادامه فشار مزمن است؛ سهم بیشتری از درآمد صرف اجاره میشود و منابع کمتری برای سایر هزینههای زندگی باقی میماند.
🔗ادامه این تحلیل را اینجا بخوانید
@iranintltv
کاخ کرملین اعلام کرد ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ در یک تماس تلفنی درباره ایران گفتوگو کردهاند.
کرملین افزود پوتین از تصمیم ترامپ برای تمدید آتشبس در ایران حمایت و ایدههایی درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی مطرح کرده است و همچنین پیشنهاد آتشبس موقت در اوکراین به مناسبت سالگرد پایان جنگ جهانی دوم را ارائه داده است.
https://iranintl.com/202604299200
کرملین افزود پوتین از تصمیم ترامپ برای تمدید آتشبس در ایران حمایت و ایدههایی درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی مطرح کرده است و همچنین پیشنهاد آتشبس موقت در اوکراین به مناسبت سالگرد پایان جنگ جهانی دوم را ارائه داده است.
https://iranintl.com/202604299200
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلبان، سردار، شهردار و رییس مجلس؛ مردی که نامش با فساد گره خورده است. کسی که از روی مینهای سیاسی و اقتصادی ایران عبور کرده و اطافیانش زندانی شدند، اما خودش جان سالم به در برده و حالا چهره اول سیاست در بحرانیترین دوره تاریخ جمهوری اسلامی است.
قالیباف زیر ذرهبین تیتراول
@iranintltv
قالیباف زیر ذرهبین تیتراول
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک شهروند با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال از کمبود داروی اگزمستان و تاثیرات آن بر بحران روانی برای بیماران روایت میکند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
منابع به ایران اینترنشنال میگویند مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، پس از بازجویی در فرودگاه ونکوور از ورود به کانادا منع شده است. وزارت مهاجرت کانادا نیز اعلام کرده به اعضای سپاه پاسداران اجازه ورود نمیدهد. گفتوگو با احسان اکبری، عضو تحریریه ایران اینترنشنال
بنیاد نرگس اعلام کرد با وجود تایید رسمی پزشکی قانونی زنجان مبنی بر نیاز نرگس محمدی به دستکم یک ماه مرخصی استعلاجی، دادستان تهران همچنان مانع آزادی او میشود و مقامهای قضایی از اعزام او به بیمارستان تخصصی خودداری میکنند. وکلای محمدی پس از ملاقات هشتم اردیبهشت، وضعیت جسمی او را «بحرانی» توصیف کردهاند.
بر اساس این بیانیه، فشار خون محمدی در روزهای اخیر بهطور خطرناک بین ۱۵ تا ۱۷ در نوسان بوده و بدن او به دارو پاسخ نداده است. او همچنین با کاهش وزن بیش از ۱۹ کیلوگرم، درد قفسه سینه، سردرد و تهوع مکرر روبهرو است. دو فوقتخصص قلب در زنجان تاکید کردهاند درمان او در این شهر ممکن نیست و باید زیر نظر پزشک معالج خود در بیمارستان پارس تهران پیگیری شود.
با وجود این نظرها، معاون دادستان تهران اعزام محمدی به تهران را غیرضروری دانسته است. شیرین اردکانی، وکیل فرانسوی نرگس محمدی، محرومیت او از مراقبتهای پزشکی حیاتی را «مصداق شکنجه» خواند. همچنین حمیدرضا محمدی، برادر محمدی، این وضعیت را «مرگ تدریجی» توصیف کرد و کیانا رحمانی، فرزند او و مدیر بنیاد نرگس، گفت بیش از ۱۳۸ روز اهمال پزشکی، مادرش را به آستانه مرگ کشانده است.
ht
بر اساس این بیانیه، فشار خون محمدی در روزهای اخیر بهطور خطرناک بین ۱۵ تا ۱۷ در نوسان بوده و بدن او به دارو پاسخ نداده است. او همچنین با کاهش وزن بیش از ۱۹ کیلوگرم، درد قفسه سینه، سردرد و تهوع مکرر روبهرو است. دو فوقتخصص قلب در زنجان تاکید کردهاند درمان او در این شهر ممکن نیست و باید زیر نظر پزشک معالج خود در بیمارستان پارس تهران پیگیری شود.
با وجود این نظرها، معاون دادستان تهران اعزام محمدی به تهران را غیرضروری دانسته است. شیرین اردکانی، وکیل فرانسوی نرگس محمدی، محرومیت او از مراقبتهای پزشکی حیاتی را «مصداق شکنجه» خواند. همچنین حمیدرضا محمدی، برادر محمدی، این وضعیت را «مرگ تدریجی» توصیف کرد و کیانا رحمانی، فرزند او و مدیر بنیاد نرگس، گفت بیش از ۱۳۸ روز اهمال پزشکی، مادرش را به آستانه مرگ کشانده است.
ht
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدی مهدویآزاد در برنامه «چشمانداز» گفت: «خیلیها تصور میکردند چون ترامپ تاجر است، بهسمت معامله میرود، اما تا این لحظه چنین اتفاقی نیفتاده است.»
او افزود: «تصویری که جمهوری اسلامی از ترامپ ساخته مضحک است و براساس همین تصویر خیالی دوباره خودشان و ایران را نابود میکنند.»
@iranintltv
او افزود: «تصویری که جمهوری اسلامی از ترامپ ساخته مضحک است و براساس همین تصویر خیالی دوباره خودشان و ایران را نابود میکنند.»
@iranintltv
تیتراول با نیوشا صارمی - ۹ اردیبهشت
🎧نسخه صوتی تیتراول با نیوشا صارمی: ترامپ: به محاصره تا تسلیم تهران ادامه میدهیم؛ سنتکام آماده موج کوتاه حمله
@iranintlTV
@iranintlTV
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معصومه طاهرخانی، تحلیلگر اقتصادی میگوید طبق آمار بانک مرکزی، تورم در ایران به بالاترین سطح در ۸۰ سال گذشته رسیده است. به گفته او، تعطیلی بازارها عامل جهش قیمتها بوده و اکنون قیمتها در حال واقعی شدن هستند.
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با انتشار تصویری از یک ناو در شبکه ایکس نوشت: ناوشکن موشکانداز هدایتشونده «میسون» در آبهای منطقهای تحت حوزه سنتکام در حال عملیات است. این ناوشکن به همراه ناو «جرج دبلیو بوش» یکی از سه گروه رزمی ناو هواپیمابر است که هماکنون در خاورمیانه فعالیت میکنند.
https://iranintl.com/202604293416
https://iranintl.com/202604293416
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آریا حیدری دهکردی، ۲۱ ساله و دانشجوی ترم ششم رشته پزشکی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد، جمعه ۱۹ دی در اعتراضات شهر اصفهان با شلیک گلوله کشته شد. ماموران پیکر او را ربودند و شش روز بعد در ۲۵ دیماه به خانوادهاش تحویل دادند. گرچه خانواده اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری برای او نداشتند، اما چهلم این جاویدنام با حضور گسترده مردم همراه شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۴ با فرداد فرحزاد
@iranintltv
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در پی حمله یهودستیزانه به یک فرد در لندن، ایرانیان روز چهارشنبه نهم اردیبهشت در همراهی با اسرائیلیها و یهودیان، در محله گلدرزگرین لندن تجمع کردند تا از آنها حمایت کنند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آروین وفایی، نوجوان ۱۷ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان پیروزی تهران بر اثر شلیک دو گلوله جان باخت. بر اساس گزارشها، او در محدوده تقاطع پرستار–پیروزی با اصابت گلوله به پا و گردن کشته شد و در آغوش مادرش جان داد.
آروین دانشآموز کلاس یازدهم بود، سنتور مینواخت و در کنار درس در یک مغازه موتورسازی کار میکرد.
گزارشها حاکی است خانواده او پیشنهاد ثبت نامش بهعنوان «شهید» را نپذیرفتهاند.
آروین دانشآموز کلاس یازدهم بود، سنتور مینواخت و در کنار درس در یک مغازه موتورسازی کار میکرد.
گزارشها حاکی است خانواده او پیشنهاد ثبت نامش بهعنوان «شهید» را نپذیرفتهاند.