آژانس ایران خبر
1.86K subscribers
86.2K photos
60.9K videos
293 files
24.1K links
کانال آژانس ایران خبر ،رسانه ای برای تحقق آزادی،دمکراسی وبرابری در ایران

لینک پیج :
https://www.instagram.com/iran_news_ajancy/reels/

@BaharSabz95
Download Telegram
«شهرداری تهران امنیت ساختمان‌ها را به حراج گذاشت!»

📌 در اقدام اخیر، آزمایش مکانیک خاک حذف شد؛ یعنی ساختمان‌ها دیگر حتی حداقل‌های امنیتی لازم را ندارند.
🏗 شهرداری عملاً نظارت مهندسی را کنار گذاشته و سازندگان می‌توانند بدون هیچ کنترل و استانداردی ساختمان بسازند.

⚠️ رئیس سازمان نظام مهندسی تهران هشدار داده: این مصوبه فروش شهر تهران و بازی با جان شهروندان است.
💥 هر ساختمان تازه، بالقوه یک تهدید برای جان ساکنان و سلامت شهر شده است.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«#دانشگاه_آزاد_اسلامی ؛ دانشگاه یا بنگاه اقتصادی خـ.ـون‌خوار؟!»

دانشگاهی که قرار بود دروازه آموزش عالی برای همه باشد، امروز به ماشین پول‌سازی بی‌رحم بدل شده است.
هر سال شهریه‌ها بی‌وقفه بالا می‌رود؛ بدون وام، بدون تسهیلات، بدون راه‌حل جز خالی کردن جیب دانشجو.

رشته‌های #پزشکی و #دندانپزشکی تا ۲۰۰ میلیون تومان در سال شهریه دارند! این یعنی تحصیل فقط برای ثروتمندان و محرومیت برای بقیه.

⚡️ زمین‌ها، پروژه‌های عمرانی و کارخانه‌ها خاک می‌خورند، اما مدیریت دانشگاه ساده‌ترین راه را انتخاب کرده: تیغ زدن دانشجو.

📉 این دیگر دانشگاه نیست؛ بازار خرید و فروش مدرک به قیمت خـ.ـون مردم است.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ۸۰ هکتار زمین ملی در جیب نورچشمی‌ها؛ نماد رانت و فساد نهادینه حکومتی

▫️ دادگستری تهران اعلام کرد: «واگذاری ۸۰ هکتار از بهترین اراضی ملی دماوند و ۱۵ هکتار در شمیرانات به اشخاص خاص، با مبالغ ناچیز و حتی اقساطی که بعد از سه دهه هم پرداخت نشده است»


خبرگزاری ایسنا در گزارشی تازه از یکی دیگر از پرونده‌های زمین‌خواری پرده برداشت؛ پرونده‌ای که بار دیگر عمق رانت و فساد نهادینه در ساختار حکومتی را آشکار می‌کند.
دادگستری تهران اعلام کرده است: «واگذاری ۸۰ هکتار از بهترین اراضی ملی شهرستان دماوند و یا ۱۵ هکتار از اراضی ملی شهرستان شمیرانات به یک شرکت در دهه‌های گذشته، بدون رعایت تشریفات قانونی و تنها در قالب طرح‌های زیتون‌کاری و باغ‌داری، در ازای مبالغ ناچیز و به صورت اقساط انجام شده است».
نکته تکان‌دهنده اینکه برخی از این اقساط پس از گذشت سه دهه هنوز هم پرداخت نشده است. این نمونه روشن نشان می‌دهد که چگونه زمین و ثروت ملی با رانت‌های ویژه در اختیار نورچشمی‌ها و باندهای حکومتی قرار می‌گیرد، در حالی که مردم زیر بار فقر و بی‌عدالتی له می‌شوند.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺دلار چندتومن بره بالا حدود صد درصد میکشن روی قیمتها
وقتی پایین میره هیچ تاثیری نداره

🔸...انصاف اول و آخر... این پمپه

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴 جان روستاییان سراوان در خطر

▫️رانت و فساد حکومتی، زیرساخت‌های سلامت روستایی در ورطه نابودی


مرکز خدمات جامع سلامت روستایی سراوان در شرایطی بحرانی به سر می‌برد، جایی که قطعی همزمان آب و برق، ارائه خدمات اولیه را غیرممکن کرده است.
یکی از بهورزان با نگرانی می‌گوید: «کدورت بالای آب و ضعف تصفیه، سلامت مردم را مستقیم تهدید می‌کند».
کمبود پزشک، خرابی سیستم ثبت و ارجاع، و قطعی‌های مکرر برق، حتی احتمال اشتباه در ثبت واکسن‌ها را افزایش داده و در مواردی مانند حادثه تصادف یک جوان روستایی، خاموشی دکل‌های مخابراتی تماس با آمبولانس را غیرممکن کرده است.
رانت و فساد نهادینه حکومتی، که منابع مالی را به جای توسعه زیرساخت‌های حیاتی سلامت به جیب‌های خاص سرازیر می‌کند، مردم روستایی سراوان را در معرض خطر مرگ قرار داده و فریاد بی‌توجهی سیستم را بلندتر کرده است.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴 مهسا امینی؛ جرقه‌ای که قلب یک ملت را به آتش کشید

عصر سه‌شنبه، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، در حوالی ایستگاه مترو حقانی تهران، دختری ۲۲ ساله به نام مهسا (ژینا) امینی، با قلبی پر از امید و آرزو، در کنار برادرش قدم می‌زد.
غریبه در شهری بزرگ، اما سرشار از زندگی و رویاهای جوانی.
ناگهان، سایه سنگین گشت ارشاد بر زندگی او افتاد. مأموران، بی‌توجه به فریادهای برادرش که «ما غریبیم در این شهر» التماس می‌کرد، مهسا را با خود بردند. وعده‌ای پوچ دادند: «فقط یک ساعت، برای کلاس توجیهی.» ساعتی که برای مهسا و خانواده‌اش به ابدیت پیوست.

در بازداشتگاه وزرا، مهسا، این دختر ساده و بی‌آلایش از سقز، با خشونتی غیرانسانی روبه‌رو شد.
شاهدان، با چشمانی پر از اشک و ناباوری، روایت کردند که چگونه مأموری با ضربه‌ای به سر او، جسم ظریفش را به زمین انداخت.
مهسا، با پوششی که هیچ نقصی نداشت، بارها با صدایی لرزان پرسید: «ایراد کارم چیست؟» اما پاسخش تنها توهین و پرخاشگری مأموران بود.
او که تنها خواستار شنیده شدن بود، در آخرین تلاشش برای دفاع از خود، ناگهان از درد سرش را گرفت و بر زمین افتاد.

مردم فریاد زدند، التماس کردند که پزشکی بیاورند، اما مأموران، بی‌رحمانه، این رنج را «تمارض» خواندند. وقتی سرانجام پزشک رسید، قلب مهسا دیگر نمی‌تپید. نفس‌هایش، که پر از آرزوهای ناگفته بود، برای همیشه خاموش شد.

چهار روز بعد، در ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، خبر دردناک مرگ مهسا امینی اعلام شد. اما این پایان نبود؛ این آغاز بود. مهسا، دختری که تنها می‌خواست زندگی کند، به نمادی از مبارزه برای آزادی بدل شد.
مرگ او، نه فقط داغی بر دل خانواده‌اش، بلکه جرقه‌ای بود که قلب میلیون‌ها ایرانی را به آتش کشید. نام ژینا، امروز در خیابان‌ها، در فریادهای مردم، و در رویای یک ایران آزاد زنده است.

قیام ۹۶ با گرانی و قیمت تخم‌مرغ آغاز شد، آبان ۹۸ با افزایش قیمت بنزین شعله‌ور شد و قیام ۱۴۰۱ با مرگ دردناک مهسا امینی جرقه خورد.
هر یک از این خیزش‌ها، فریادی از خشم و آرزوی ملتی بود که زیر فشار ظلم و نابرابری به ستوه آمده است.
در وضعیت کنونی، حکومت از هر بحرانی وحشت دارد، چرا که هر خبر، هر حادثه، هر ناله‌ای می‌تواند جرقه‌ای باشد برای قیامی بزرگ‌تر از پیش؛ قیامی که شاید پایانی باشد بر این ستم و آغازی برای آزادی و عدالت در ایران.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2
#ارسالی
تجمع دادخواهی مالباختگان موبایل موسوی (استقلال)

۲۵ شهریور از ساعت ۱۰ تا ۱۱

جلوی دادگستری ساری

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما از همه چیز خود میگذریم
تا همه چیز را
برای آیندگان بدست بیاوریم
من نگین رادفرم، ۲۲ ساله از سنندج.
به خیابان آمدم تا آزادی را فریاد بزنم، حتی اگر جانم را بگیرند.
شاید جسمم دیگر پیش شما نباشد، اما صدایم هنوز در خیابان‌ها و دل‌هایتان می‌تپد.
در قیام پژواک صدایم باشید…و راه آزادی را ادامه دهید. صبح پیروزی خیلی نزدیک است.


@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴 پیام درفشان، وکیل یکی از این متهمان پرونده موسوم به اکباتان، به سایت دیده‌بان ایران گفت: «احکام صادره تمام متهمین پرونده اکباتان در دیوانعالی کشور نقض شده است.»

پیش‌تر شش نفر از معترضان بازداشت شده در این پرونده به اعدام محکوم شده بودند.
این وکیل دادگستری اضافه کرد: «طبق رای صادره فرجام خواهی در مورد همه متهمین پرونده مورد پذیرش قرار گرفته و تمامی احکام اعدام پرونده نقض شده است.»
چهارم آبان ۱۴۰۱ و در جریان خیزش انقلابی، یک نیروی بسیجی به نام «آرمان علی‌وردی» در شهرک اکباتان مجروح شد و دو روز بعد جان باخت.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
روایت جوانان طبقه متوسط از شرایط سخت زندگی، ناتوانی مالی و ورود رنج آور به قشر ضعیف ، سقوط به میدان فقر

حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه است. موضوعات مطرح‌شده از سوی جوانان قشر متوسط، موضوعی است که «شرق» با او‌ مطرح می‌کند. او می‌گوید، آنچه امروز قشر جوان طبقه متوسط با آن مواجه است، نه صرفا مسئله درآمد، بلکه شکلی از نابرابری ساختاریافته و بی‌توجهی نظام‌مند حاکمیت به نیازها و حقوق اساسی شهروندان است. به باور او، جوانانی که امروز با مشکلات معیشتی، بیکاری، ناتوانی در تأمین مسکن و محرومیت از آموزش و خدمات سلامت روبه‌رو هستند، عملا بار ناکارآمدی یک ساختار اقتصادی معیوب را بر دوش می‌کشند.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم جدیدی از نوید افکاری در سالگرد قهرمان سربدار که برادرش منتشر کرد
او نوشت:
2
‎ یک دو سه چهار...
‎«حبیب. اینا دروغ میگن مگه ممکنه اجازه بدن زندونی بدونه به کجا برده میشه؟»
‎نیمه‌شبِ بیست و دوم شهریور هزار و چهارصد و چهار
‎در خواب و بیداری‌، دست‌هایم بسته‌ست، چشم‌هایم چیزی نمی‌بینند. با این حال از این کابوس، لذت غریبی می‌برم. اینجا در این سیاهی مطلق، نوید هنوز زنده است. نوید هنوز کنار من، نفس می‌کشد.
‎پنج شیش هفت…
‎صدای وحید را از سلول کناری می‌شنوم:
‎«صبح که بشه سه تاییمون رو اعدام می‌کنن....»
‎روی چمن‌ها می‌دوم. نوید پشت سرم می‌دود. باز کودک میشویم. صدای نفس‌هایش را می‌شنوم. هنوز نمی‌دانستم خوشبختی چیست اما قطعا تعریف دیگری جز آن لحظه نداشت. زمین به دور سرم میچرخد. چمن‌ها زرد میشوند و بر روی زمین سرد سلول می‌افتم.
‎هشت نه ده یازده… به صدای نفس‌های نوید گوش میدهم.
‎صدایم را بلند می‌کنم تا به گوش وحید برسد:
‎«نه. فقط نویدو اعدام میکنن.»
‎دیگر هیچکداممان هیچ چیز نمی‌گوییم، هیچ کلمه‌ای نمیتواند سنگینی آن لحظه را بر دوش بکشد.
‎دوازده سیزده چهارده… نفس‌ بکش نوید.
‎پلک‌هایم سنگین می‌شود. درد زخم‌هایمان، توان بیداری را می‌گیرند.
‎در خیابان ایستاده‌ام. میان شعارها و فریادهای مردم، چشمهایم به دنبال نوید می‌گردد. کمی جلوتر ایستاده است. به چهره‌ی سرخ تک تک مردم اطرافم، نگاه میکنم. چقدر شبیه همیم. خسته، مبهوت. اینجا کجاست؟ چرا فریاد میزنیم، چرا اینجا ایستاده‌ایم؟ جوانیمان کو؟ چه بر سر آرزوهایمان آمد؟
‎مامورها حمله میکنند. باتوم‌ها بلند میشوند. فریاد میزنم. به سمت نوید می‌دوم، با صدای در سلول از خواب میپرم. باتوم، بر بدنهایمان فرود می‌آید. سرهایمان را به زمین میچسبانند:‌ خفه شید، صداتون درنیاد، فقط میخوایم یکی یکی آماده‌تون کنیم برای انتقال به تهران.
‎مهرماه هزار و سیصد و هفتاد و نه. امروز، اولین روز مدرسه‌ی نوید است. نوید دم در ایستاده. مادرم دست مرا میگیرد. دو نارنگی در دستهای من و نوید می‌گذارد. نگاهم میکند: ‌حبیب. مواظب داداشت هستی دیگه؟
‎بهت‌زده، نگاهش میکنم.
‎پاهای نوید بر روی زمین کشیده میشود. نوید را میبرند
‎‌نوید... خدافظی نکردی.
‎چهار صبح. عرق کرده، از خواب میپرم. مادرم گوشه‌ی خانه نشسته است. باز نگاهم میکند:‌ تو هم صدارو شنیدی؟ گوشهایم را با دو دست میگیرم. صدای کشیده شدن صفحه‌ی اعدام، سلول را، گذشته و آینده را، پر میکند.
‎هنوز سرم به زمین چسبانده شده. صدای نزدیک شدن

‎هنوز سرم به زمین چسبانده شده. صدای نزدیک شدن پاهایی را میشنوم. باز شروع به شمارش می‌کنم. اما صدا، صدای پاهای نوید، نفس، نفس‌های نوید نیست.
‎رییس گارد زندان به سمتم می‌آید. سرش را به گوشم میچسباند:‌ نوید اعدام شد.
‎مادرم دوباره دستم را می‌فشرد. حبیب؟ مواظب داداشت هستی دیگه؟
‎زمان ایستاده.
‎مادرم هنوز خیره به چهره‌ام مانده است.
‎نوید دیگر نفس نمیکشد.
‎ثانیه‌ها دیگر حرکت نمیکنند.

‎از طرف حبیب

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کشاورزان در تهران؛ زاینده‌رود همچنان خشک، وعده‌ها همچنان پوچ!»

📌 امروز شنبه، گروهی از کشاورزان به تهران آمدند تا پیگیر حقابه‌های غارت‌شده و وعده‌های عمل‌نشده درباره بازگشایی زاینده‌رود باشند.
💧 زاینده‌رودی که روزی مایه حیات کشاورزی بود، همچنان خشک و خاموش است؛ و زندگی کشاورزان نابودشده در سایه بی‌توجهی و خلف وعده‌ها.

⚡️ کشاورزان می‌گویند: سال‌هاست وعده می‌دهند، اما هیچ آبی در کار نیست؛ تنها خشکی، فقر و دروغ سهم مردم شده است.
حضور آنها در پایتخت، فریادی است علیه بی‌تدبیری و نابودی حق مسلمشان.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ریگ‌ملک شعله‌ور شد؛ مردم میرجاوه علیه بیکاری و بسته‌شدن مرز فریاد زدند!»

📌 شنبه ۲۲ شهریور، اهالی بخش ریگ‌ملک شهرستان میرجاوه در دومین روز متوالی جاده اصلی را با آتش زدن لاستیک‌ها بستند.

اعتراض مستقیم آنها متوجه سیاست‌های مرزی سپاه پاسداران و استانداری سیستان‌وبلوچستان است.

💧 کشاورزی نابود، آب منطقه به‌جاهای دیگر منتقل، و حالا مرز هم بسته شده؛ یعنی هیچ شغلی برای مردم باقی نمانده است.
🛢 علاوه بر این، طرح جدید سپاه و استانداری برای دریافت سهمیه سوخت کشاورزی ـ پرداخت ۳۳ هزار تومان برای هر لیتر ـ به‌گفته مردم «اجحاف آشکار» و قطع شریان معیشت مرزنشینان است.

⚡️ یکی از معترضان هشدار داد: «اگر مرز را باز نکنید، ما هم سکوت نمی‌کنیم. اگر امنیت می‌خواهید، باید فکری برای معیشت مردم کنید.»

📉بسته‌شدن مرز میرجاوه بارها انفجار خشم مردم را رقم زده، زیرا این مرز تنها روزنه درآمد هزاران خانواده است.

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دقیقا ۳ سال پیش در چنین روزی ...
و جرقه ای که تبدیل به قیام خشم مردم شد

آیا وقتش نیست که دوباره از خاکستر خودمان برخیزیم؟

@Iran_news_ajancy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM