وقتی یک پفک، آرزوی یک کودک میشود...
مادری وارد مغازه شد. چند تخممرغ خرید؛ دانهای ۱۲ هزار تومان. پنج عدد برداشت و یک تراول ۱۰۰ هزار تومانی روی میز گذاشت.
ناگهان چشمش به پسر کوچکش افتاد که یک پفک برداشته بود. پرسید: «این چنده؟»
گفتم: «۵۰ هزار تومان.»
چند لحظه سکوت کرد و گفت: «نمیخوام... همینها رو حساب کن.»
حتی وقتی گفتم «اشکالی نداره، بعداً بیار»، قبول نکرد. غرورش اجازه نداد.
کودک با چشمانی پر از اشک، پفک را گذاشت و از مغازه بیرون رفت.
این فقط داستان یک پفک نیست؛ داستان مادری است که مجبور شد به خواسته کوچک فرزندش «نه» بگوید، نه از روی بیمهری، بلکه چون جیبش اجازه نمیداد.
مادری وارد مغازه شد. چند تخممرغ خرید؛ دانهای ۱۲ هزار تومان. پنج عدد برداشت و یک تراول ۱۰۰ هزار تومانی روی میز گذاشت.
ناگهان چشمش به پسر کوچکش افتاد که یک پفک برداشته بود. پرسید: «این چنده؟»
گفتم: «۵۰ هزار تومان.»
چند لحظه سکوت کرد و گفت: «نمیخوام... همینها رو حساب کن.»
حتی وقتی گفتم «اشکالی نداره، بعداً بیار»، قبول نکرد. غرورش اجازه نداد.
کودک با چشمانی پر از اشک، پفک را گذاشت و از مغازه بیرون رفت.
این فقط داستان یک پفک نیست؛ داستان مادری است که مجبور شد به خواسته کوچک فرزندش «نه» بگوید، نه از روی بیمهری، بلکه چون جیبش اجازه نمیداد.
جمهوری اسلامی تلاش کرد مراسم خامنهای را به نمایش اقتدار، وحدت و مشروعیت تبدیل کند.
اما حتی روایت رسانه حکومتی هم چیز دیگری را نشان داد.
مجتبی خامنهای، که نگاهها به حضور او بهعنوان «رهبر جدید» دوخته شده بود، غایب بود.
رؤسای جمهور پیشین نظام نیامدند.
متحدان خارجی هم در سطح مورد انتظار کنار رژیم نایستادند.
و در پایان، خود مقاله به اصل ماجرا رسید:
مشروعیت یک نظام را نمیشود با مناسک چندروزه ساخت.
تابوت جای صندوق رأی را نمیگیرد.
جنازهگردانی، بحران مشروعیت را حل نمیکند.
اما حتی روایت رسانه حکومتی هم چیز دیگری را نشان داد.
مجتبی خامنهای، که نگاهها به حضور او بهعنوان «رهبر جدید» دوخته شده بود، غایب بود.
رؤسای جمهور پیشین نظام نیامدند.
متحدان خارجی هم در سطح مورد انتظار کنار رژیم نایستادند.
و در پایان، خود مقاله به اصل ماجرا رسید:
مشروعیت یک نظام را نمیشود با مناسک چندروزه ساخت.
تابوت جای صندوق رأی را نمیگیرد.
جنازهگردانی، بحران مشروعیت را حل نمیکند.
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنتی معروف به نمیرالدوله امروز در مراسم جنازه گردانی خامنه ای شرکت کرد سابقه او را در کلیپ ببینید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میراث یک دوران؛ از سفرههای کوچک تا امیدهای خاموش
از ساعت ۶ صبح در گوشهای از شهر ایستاده است؛ چشم به راه یک فرصت، یک کار، یک روزی حلال. ساعتها میگذرد، اما خبری از کار نیست. آفتاب غروب میکند و او هنوز با دستهای خالی به خانه برمیگردد.
آمده بود کار کند تا برای خانه چیزی بخرد؛ شاید وسیلهای کوچک، شاید چیزی برای خوشحال کردن خانوادهاش. اما حالا فقط یک جمله باقی مانده است: «شاید قسمت نبوده...»
اما پشت این جمله ساده، داستانی بزرگ پنهان است؛ داستان کارگری که امیدش را هر روز کنار خیابان جا میگذارد، مادری که توان خرید یک خواسته کوچک کودک را ندارد، جوانی که آیندهاش را مبهم میبیند و خانوادهای که برای تأمین ابتداییترین نیازها میجنگد.
میراث واقعی یک دوران را نه در مراسم و شعارها، بلکه در همین لحظهها باید جستوجو کرد؛ در صفهای طولانی کار، در سفرههای کوچکشده، در شرمندگی پدر مقابل فرزند و در امیدی که هر روز کمرنگتر میشود.
تاریخ، سرانجام از خود خواهد پرسید: چگونه کشوری با این همه ظرفیت، به جایی رسید که آرزوی بسیاری از مردمش فقط پیدا کردن یک روز کار و یک لقمه نان شد؟
از ساعت ۶ صبح در گوشهای از شهر ایستاده است؛ چشم به راه یک فرصت، یک کار، یک روزی حلال. ساعتها میگذرد، اما خبری از کار نیست. آفتاب غروب میکند و او هنوز با دستهای خالی به خانه برمیگردد.
آمده بود کار کند تا برای خانه چیزی بخرد؛ شاید وسیلهای کوچک، شاید چیزی برای خوشحال کردن خانوادهاش. اما حالا فقط یک جمله باقی مانده است: «شاید قسمت نبوده...»
اما پشت این جمله ساده، داستانی بزرگ پنهان است؛ داستان کارگری که امیدش را هر روز کنار خیابان جا میگذارد، مادری که توان خرید یک خواسته کوچک کودک را ندارد، جوانی که آیندهاش را مبهم میبیند و خانوادهای که برای تأمین ابتداییترین نیازها میجنگد.
میراث واقعی یک دوران را نه در مراسم و شعارها، بلکه در همین لحظهها باید جستوجو کرد؛ در صفهای طولانی کار، در سفرههای کوچکشده، در شرمندگی پدر مقابل فرزند و در امیدی که هر روز کمرنگتر میشود.
تاریخ، سرانجام از خود خواهد پرسید: چگونه کشوری با این همه ظرفیت، به جایی رسید که آرزوی بسیاری از مردمش فقط پیدا کردن یک روز کار و یک لقمه نان شد؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از قاتلین مردم در 18 و 19 دیماه
شناسائیش کنید ، میرسد روز تلافی
شناسائیش کنید ، میرسد روز تلافی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از میراث یک دوران سخن میگویند، این تصویرها را هم باید دید...
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، در شهرستان سربازِ استان سیستان و بلوچستان، در منطقه ملکآباد، خودروی یک خانواده کمبضاعت در آتش سوخت؛ خودرویی که برای آن، سالها زحمت کشیده بودند.
به گفته خانواده، پدر با فروش گوسفندهایی که سالها برای نگهداریشان تلاش کرده بود، این خودرو را خریده بود تا نانآور خانه باشد و شرمنده زن و فرزندانش نشود. اما در چند دقیقه، حاصل سالها تلاش او در میان شعلههای آتش از بین رفت.
مردم با کپسولهای دستی تلاش کردند آتش را مهار کنند، اما امکانات محدود بود و شعلهها بزرگتر شدند. اگر تجهیزات و ایستگاه آتشنشانی مناسب در نزدیکی وجود داشت، شاید خسارت این خانواده کمتر میشد.
این فقط داستان یک خودرو نیست؛ داستان مردمی است که در مناطق محروم، با کمترین امکانات برای ساختن یک زندگی ساده تلاش میکنند.
وقتی از «میراث» سخن گفته میشود، باید صدای مردمی را هم شنید که هنوز برای ابتداییترین خدمات، فاصلهای طولانی با امکانات دارند.
بلوچستان فقط یک نام روی نقشه نیست؛ مردمی دارد با آرزوها، رنجها و تلاشهایی که گاهی در چند دقیقه خاکستر میشود.
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، در شهرستان سربازِ استان سیستان و بلوچستان، در منطقه ملکآباد، خودروی یک خانواده کمبضاعت در آتش سوخت؛ خودرویی که برای آن، سالها زحمت کشیده بودند.
به گفته خانواده، پدر با فروش گوسفندهایی که سالها برای نگهداریشان تلاش کرده بود، این خودرو را خریده بود تا نانآور خانه باشد و شرمنده زن و فرزندانش نشود. اما در چند دقیقه، حاصل سالها تلاش او در میان شعلههای آتش از بین رفت.
مردم با کپسولهای دستی تلاش کردند آتش را مهار کنند، اما امکانات محدود بود و شعلهها بزرگتر شدند. اگر تجهیزات و ایستگاه آتشنشانی مناسب در نزدیکی وجود داشت، شاید خسارت این خانواده کمتر میشد.
این فقط داستان یک خودرو نیست؛ داستان مردمی است که در مناطق محروم، با کمترین امکانات برای ساختن یک زندگی ساده تلاش میکنند.
وقتی از «میراث» سخن گفته میشود، باید صدای مردمی را هم شنید که هنوز برای ابتداییترین خدمات، فاصلهای طولانی با امکانات دارند.
بلوچستان فقط یک نام روی نقشه نیست؛ مردمی دارد با آرزوها، رنجها و تلاشهایی که گاهی در چند دقیقه خاکستر میشود.
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارنامه هر حکومت را نه تریبونها مینویسند، نه شعارها و نه نمایشهای پرهزینه؛ آن را زندگی مردم، سفرههایشان، امیدشان و آینده فرزندانشان مینویسد.
در شهرستان جیرفت، آن هم در روزهایی که دمای هوا از ۵۰ درجه سانتیگراد فراتر میرود، مردم برای سوختگیری با کارت کدینگ ناچارند ساعتها در صف تنها جایگاه فعال کدینگ، جایگاه سعیدی پیش از پلیسراه، منتظر بمانند.
کارنامه یک حکومت فقط در آمار و شعارها خلاصه نمیشود؛ در همین صفهای طولانی، در همین رنجهای روزمره و در دشواریهایی سنجیده میشود که مردم برای دسترسی به ابتداییترین خدمات تحمل میکنند. کرامت مردم یعنی اینکه برای یک حق اولیه، ساعتها زیر آفتاب سوزان معطل نمانند.
در شهرستان جیرفت، آن هم در روزهایی که دمای هوا از ۵۰ درجه سانتیگراد فراتر میرود، مردم برای سوختگیری با کارت کدینگ ناچارند ساعتها در صف تنها جایگاه فعال کدینگ، جایگاه سعیدی پیش از پلیسراه، منتظر بمانند.
کارنامه یک حکومت فقط در آمار و شعارها خلاصه نمیشود؛ در همین صفهای طولانی، در همین رنجهای روزمره و در دشواریهایی سنجیده میشود که مردم برای دسترسی به ابتداییترین خدمات تحمل میکنند. کرامت مردم یعنی اینکه برای یک حق اولیه، ساعتها زیر آفتاب سوزان معطل نمانند.
عربستان «معاون وزیر خارجه» فرستاد
اندونزی سفیرش در تهران رو!
ترکیه معاون وزیر خارجه و معاون رییس جمهور
دولت لبنان «هیچ نمایندهای»
در هیچ سطحی نفرستاد!
تشکیلات خودگردان [دولت] فلسطین «هیچ»!
امارات «هیچ»!
سوریه «هیچ»!
مصر «هیچ»!
تونس «هیچ»
کویت «هیچ»!
بحرین «هیچ»!
مراکش «هیچ»
اردن «هیچ»
لیبی «هیچ»
جیبوتی «هیچ»
سودان «هیچ»
ولی امر مسلمین جهان :)
اندونزی سفیرش در تهران رو!
ترکیه معاون وزیر خارجه و معاون رییس جمهور
دولت لبنان «هیچ نمایندهای»
در هیچ سطحی نفرستاد!
تشکیلات خودگردان [دولت] فلسطین «هیچ»!
امارات «هیچ»!
سوریه «هیچ»!
مصر «هیچ»!
تونس «هیچ»
کویت «هیچ»!
بحرین «هیچ»!
مراکش «هیچ»
اردن «هیچ»
لیبی «هیچ»
جیبوتی «هیچ»
سودان «هیچ»
ولی امر مسلمین جهان :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایشهای پرهزینه، اما دریغ از یک رسیدگی ساده...
کافی است در جنتآباد و بسیاری از محلههای تهران قدم بزنید؛ کاجهای خشکشده یکییکی از چهره شهر حذف میشوند، بیصدا و بیهیاهو.
پارکهایی که روزگاری سرسبز و پوشیده از چمن بودند، سالهاست طراوت گذشته را ندارند و امروز، به جای کاشت و حفظ درختان، مردم بیشتر شاهد خشک شدن و قطع درختان تنومند هستند.
کارنامه هر مدیریتی را باید در زندگی مردم و حالِ شهر خواند، نه در نمایشهای پرهزینه؛ شهری که درختانش یکییکی میخشکند، نه نمایش.
کافی است در جنتآباد و بسیاری از محلههای تهران قدم بزنید؛ کاجهای خشکشده یکییکی از چهره شهر حذف میشوند، بیصدا و بیهیاهو.
پارکهایی که روزگاری سرسبز و پوشیده از چمن بودند، سالهاست طراوت گذشته را ندارند و امروز، به جای کاشت و حفظ درختان، مردم بیشتر شاهد خشک شدن و قطع درختان تنومند هستند.
کارنامه هر مدیریتی را باید در زندگی مردم و حالِ شهر خواند، نه در نمایشهای پرهزینه؛ شهری که درختانش یکییکی میخشکند، نه نمایش.
«نفت را چون نتوانستند صادر کنند در دریا ریختند»
بیش از ۲۵۰ کیلومتر از سواحل هرمزگان درگیر آلودگی نفتی شده است؛ آلودگیای که تنها آب دریا را سیاه نمیکند، بلکه معیشت صیادان، اکوسیستم خلیج فارس، جنگلهای حرا و سلامت مردم را نیز تهدید میکند.
چه شد که دریا، این سرمایه ملی، به محل نگرانی و خسارت تبدیل شد؟
وقتی دریا آلوده میشود، اولین قربانیان، مردمی هستند که زندگیشان به دریا گره خورده است؛ صیادی که صیدش را از دست میدهد، خانوادهای که درآمدش کاهش مییابد و طبیعتی که شاید سالها برای ترمیم خود زمان نیاز داشته باشد.
تاریخ را روایتهای رسمی نمینویسند؛ واقعیت زندگی مردم و سرزمین، ماندگارترین سند هر دوران است.
بیش از ۲۵۰ کیلومتر از سواحل هرمزگان درگیر آلودگی نفتی شده است؛ آلودگیای که تنها آب دریا را سیاه نمیکند، بلکه معیشت صیادان، اکوسیستم خلیج فارس، جنگلهای حرا و سلامت مردم را نیز تهدید میکند.
چه شد که دریا، این سرمایه ملی، به محل نگرانی و خسارت تبدیل شد؟
وقتی دریا آلوده میشود، اولین قربانیان، مردمی هستند که زندگیشان به دریا گره خورده است؛ صیادی که صیدش را از دست میدهد، خانوادهای که درآمدش کاهش مییابد و طبیعتی که شاید سالها برای ترمیم خود زمان نیاز داشته باشد.
تاریخ را روایتهای رسمی نمینویسند؛ واقعیت زندگی مردم و سرزمین، ماندگارترین سند هر دوران است.