🔸قیمت نفت برنت ساعت به ساعت افزایش می یابد و به 98.5 دلار در هر بشکه رسید
تخممرغ گرانتر شد؛ سفره مردم کوچکتر از همیشه
تخممرغ؛ کالایی که زمانی ارزانترین منبع پروتئین خانوارها بود، حالا در برخی شهرها با قیمت ۵۰۰ هزار تومان و حتی بیشتر برای هر شانه فروخته میشود؛ افزایشی حدود ۱۰۰ هزار تومان فقط در دو هفته.
اما ماجرا فقط گرانی نیست؛ تخممرغها هم کوچکتر و سبکتر شدهاند. یعنی مردم هم بیشتر پول میدهند و هم کالای کمتری دریافت میکنند.
تولیدکنندگان، گرانی و کمبود نهادههای دامی را عامل این وضعیت میدانند؛ در مقابل، وزارت جهاد کشاورزی از افزایش واردات و ترخیص نهادهها خبر میدهد.
تخممرغ؛ کالایی که زمانی ارزانترین منبع پروتئین خانوارها بود، حالا در برخی شهرها با قیمت ۵۰۰ هزار تومان و حتی بیشتر برای هر شانه فروخته میشود؛ افزایشی حدود ۱۰۰ هزار تومان فقط در دو هفته.
اما ماجرا فقط گرانی نیست؛ تخممرغها هم کوچکتر و سبکتر شدهاند. یعنی مردم هم بیشتر پول میدهند و هم کالای کمتری دریافت میکنند.
تولیدکنندگان، گرانی و کمبود نهادههای دامی را عامل این وضعیت میدانند؛ در مقابل، وزارت جهاد کشاورزی از افزایش واردات و ترخیص نهادهها خبر میدهد.
همزمان با افزایش دمای هوا به بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد در سیستان و بلوچستان، قطعیهای گسترده آب در شهر زاهدان و برخی مناطق دیگر استان، زندگی هزاران نفر را با مشکلات جدی روبهرو کرده است. شهروندان میگویند با قطع آب، کولرهای آبی نیز از کار میافتند و خانهها در گرمای شدید تابستان عملاً غیرقابل سکونت میشوند.
شماری از داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد در شهرستانهای بستک و بندر خمیر استان هرمزگان بهدلیل تخریب پلها و بسته شدن مسیرهای ارتباطی پس از حملات آمریکا، از حضور در جلسه آزمون بازماندهاند. به گفته آنها، با وجود اطلاع مسئولان از وضعیت منطقه، هیچ راهکار جایگزینی برای برگزاری آزمون یا انتقال داوطلبان ارائه نشد.
ما با این تصاویر بزرگ شدیم...
با تصویر مادری که میان زبالهها به دنبال تکهای نان میگردد.
با کودکی که سهمش از آینده، کیسهای پر از پلاستیک و کارتن شد.
با پدری که شرمنده سفره خالی خانوادهاش بود.
سالها به ما گفتند افتخار، موشک است؛ قدرت، بمب است؛ امنیت است.
اما ما هر روز چیز دیگری دیدیم...
سفرههایی که کوچکتر شدند.
داروهایی که نایابتر شدند.
خانههایی که دستنیافتنیتر شدند.
و مردمی که برای زنده ماندن، در میان زبالهها به دنبال زندگی گشتند.
ما با این تصاویر بزرگ شدیم...
با کسانی که در زبالهها به دنبال نان میگردند، نه با رؤیای آینده.
گفته میشود بهای هر موشک حدود ۲۰۰ هزار دلار است؛ یعنی با نرخ امروز، نزدیک به ۳۸ میلیارد تومان.
فقط با هزینه یک موشک، چند مدرسه میشد ساخت؟ چند بیمار را میشد درمان کرد؟ چند خانواده را میشد از فقر نجات داد؟ و چند کودک دیگر مجبور نبود در میان زبالهها به دنبال لقمهای نان بگردد؟
ما با این تصاویر بزرگ شدیم...
کاش نسل بعد با تصویر کتاب، مدرسه، کار، امید و زندگی بزرگ شود؛ نه با تصویر زباله، جنگ و فقر.
با تصویر مادری که میان زبالهها به دنبال تکهای نان میگردد.
با کودکی که سهمش از آینده، کیسهای پر از پلاستیک و کارتن شد.
با پدری که شرمنده سفره خالی خانوادهاش بود.
سالها به ما گفتند افتخار، موشک است؛ قدرت، بمب است؛ امنیت است.
اما ما هر روز چیز دیگری دیدیم...
سفرههایی که کوچکتر شدند.
داروهایی که نایابتر شدند.
خانههایی که دستنیافتنیتر شدند.
و مردمی که برای زنده ماندن، در میان زبالهها به دنبال زندگی گشتند.
ما با این تصاویر بزرگ شدیم...
با کسانی که در زبالهها به دنبال نان میگردند، نه با رؤیای آینده.
گفته میشود بهای هر موشک حدود ۲۰۰ هزار دلار است؛ یعنی با نرخ امروز، نزدیک به ۳۸ میلیارد تومان.
فقط با هزینه یک موشک، چند مدرسه میشد ساخت؟ چند بیمار را میشد درمان کرد؟ چند خانواده را میشد از فقر نجات داد؟ و چند کودک دیگر مجبور نبود در میان زبالهها به دنبال لقمهای نان بگردد؟
ما با این تصاویر بزرگ شدیم...
کاش نسل بعد با تصویر کتاب، مدرسه، کار، امید و زندگی بزرگ شود؛ نه با تصویر زباله، جنگ و فقر.