🔴مصاحبه با معلم دربند محمد حبیبی (قسمت اول)
🔹توضیح: این گفتگو در خردادماه 1397 موقعی که #محمد_حبیبی در #زندان_تهران_بزرگ بود انجام شده است و بنابر دلایلی از جمله درخواست پیگیری ضرب و شتم از طریق مراجع مسئول، تاکنون منتشر نشده است اما با توجه به اینکه در یک روند دادرسی ناعادلانه اصلا توجهی به خواسته های این معلم زندانی نشده است و این روزها بعد از افشاگری #اسماعیل_بخشی در مورد #شکنجه اش، دیوار حاشا و تکذیب شکنجه و توهین و ضرب و شتم توسط مسئولان بلند است این گفتگو را برای آگاهی افکار عمومی منتشر می کنیم
1_ آقای حبیبی پیش از هر چیزی بگویید که چرا در تجمع 20 اردیبهشت شرکت کردید؟
🔹حبیبی: همانطور که همه می دانند من بار اول 12 اسفند 96 همراه با ضرب و شتم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در تاریخ 27 فرودین 97 با قرار وثیقه بصورت موقت آزاد شدم در مدت آزادی موقت به سر کار برگشتم و فعالیت خاصی نداشتم در روز تجمع 20 اردیبهشت من همراه همسرم که ایشان نیز معلم هستند صرفا به عنوان یک معلم و ناظر شرکت کردم. در جریان برنامه ریزی تجمع نبودم و اصلا نقشی در سازماندهی نداشتم و در یک برنامه قانونی و مسالمت آمیز شرکت کردم و اصلا تصور نمی کردم به آن صورت خشن به تجمع حمله شود و معلمان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و مرا بر روی زمین بکشند و به آن صورت که دید و شنیدید با تن زخمی دستگیرم کنند.
2_ لطفا اگر امکان دارد کمی دقیق تر نحوه بازداشت خود را توضیح دهید.
🔹حبیبی : همانطور که جمعیت حاضر در تجمع شاهد بودند من روز تجمع در کناری ایستاده بودم و با همکارانی که به من لطف داشتند سرگرم احوال پرسی و گفتگو بودم. نه پلاکاردی دستم بود و نه شعاری می دادم تا اینکه از یک زمانی متوجه شدم نیروی های امنیتی لباس شخصی و پلیس امنیت جمعیت را دوره کرده و به ناگهان به تجمع حمله کردند در همین حین چند نفر به قصد دستگیری به سمت من یورش آوردند و یکی از آنها بدون مقدمه و در عین ناباوری یقه کت مرا گرفت و قصد داشت مرا از جمع جدا کند که با اعتراض و مقاومت من روبرو شد در همین حال همکارانم متوجه شده و مانع دستگیری من شدند و برای محافظت از من مرا دوره کردند تا با هم از محل تجمع خارج شویم. با اینکه برنامه رو به اتمام بود اما نیروهای لباس شخصی مدام به سمت اینجانب و چند نفر یورش آوردند.
همسرم و چند نفر دور من حلقه زده بودند و دوستان اطراف من مدام به آنها می گفتند ما قصد ترک محل را داریم اما آنها همچنان تلاش می کردند مرا از جمع معلمان جدا و دستگیر نمایند ما داشتیم محل را بصورت جمعی ترک می کردیم که چند نفر از نیروهای امنیتی بصورت جمعی به ما حمله کردند و در حالی که افراد پیش رو را با مشت و لگد می زدند و پیر و جوان برایشان فرقی نداشت با مشت و لگد به جان من افتادند یکی از آنها یقه کتم را گرفت و شروع به کشیدن من نمود و مرا که روی زمین افتاده بودم کشان کشان روی آسفالت کشید تا سوار ماشین کند در طول مسیر هم مدام چند نفر با مشت و لگد مرا می زدند.
3_ شما در اثر این برخورد چه آسیب هایی دیدید؟
🔹در اثر اعمال این خشونت بخش هایی از پوست تنم که با زمین تماس داشت کنده شد.کوفتگی و خونمردگی شدید در ناحیه کمر و کشاله ران ، درد شدید در ناحیه پهلو ، درد و کوفتگی شدید در ناحیه قفسه سینه ، تپش شدید قلب تا مدتها پس از ضرب و شتم از اثرات این ضرب و شتم هست که با مرور زمان بخشی از آنها التیام یافته است اما هنوز پهلویم درد می کند و تپش قلب دارم
4_بعد از اینکه شما را دستگیر کردند کجا منتقل نمودند؟ آیا در این فاصله باز مورد آزار و اذیت قرار گرفتید؟
🔹حبیبی : در فاصله دستگیری تا سوار ماشین شدن، توسط ماموران ضرب و شتم شدم موقعی هم که مرا سوار ماشین کردند به سر و صورتم چند ضربه زدند. بعد مرا سوار ماشین کردند و از محدوده بهارستان خارج نمودند از اینجا به بعد من مورد ضرب و شتم واقع نشدم و به بازداشتگاه #یک_الف_سپاه منتقل شدم.
https://bit.ly/2NrlJho
🔹توضیح: این گفتگو در خردادماه 1397 موقعی که #محمد_حبیبی در #زندان_تهران_بزرگ بود انجام شده است و بنابر دلایلی از جمله درخواست پیگیری ضرب و شتم از طریق مراجع مسئول، تاکنون منتشر نشده است اما با توجه به اینکه در یک روند دادرسی ناعادلانه اصلا توجهی به خواسته های این معلم زندانی نشده است و این روزها بعد از افشاگری #اسماعیل_بخشی در مورد #شکنجه اش، دیوار حاشا و تکذیب شکنجه و توهین و ضرب و شتم توسط مسئولان بلند است این گفتگو را برای آگاهی افکار عمومی منتشر می کنیم
1_ آقای حبیبی پیش از هر چیزی بگویید که چرا در تجمع 20 اردیبهشت شرکت کردید؟
🔹حبیبی: همانطور که همه می دانند من بار اول 12 اسفند 96 همراه با ضرب و شتم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در تاریخ 27 فرودین 97 با قرار وثیقه بصورت موقت آزاد شدم در مدت آزادی موقت به سر کار برگشتم و فعالیت خاصی نداشتم در روز تجمع 20 اردیبهشت من همراه همسرم که ایشان نیز معلم هستند صرفا به عنوان یک معلم و ناظر شرکت کردم. در جریان برنامه ریزی تجمع نبودم و اصلا نقشی در سازماندهی نداشتم و در یک برنامه قانونی و مسالمت آمیز شرکت کردم و اصلا تصور نمی کردم به آن صورت خشن به تجمع حمله شود و معلمان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و مرا بر روی زمین بکشند و به آن صورت که دید و شنیدید با تن زخمی دستگیرم کنند.
2_ لطفا اگر امکان دارد کمی دقیق تر نحوه بازداشت خود را توضیح دهید.
🔹حبیبی : همانطور که جمعیت حاضر در تجمع شاهد بودند من روز تجمع در کناری ایستاده بودم و با همکارانی که به من لطف داشتند سرگرم احوال پرسی و گفتگو بودم. نه پلاکاردی دستم بود و نه شعاری می دادم تا اینکه از یک زمانی متوجه شدم نیروی های امنیتی لباس شخصی و پلیس امنیت جمعیت را دوره کرده و به ناگهان به تجمع حمله کردند در همین حین چند نفر به قصد دستگیری به سمت من یورش آوردند و یکی از آنها بدون مقدمه و در عین ناباوری یقه کت مرا گرفت و قصد داشت مرا از جمع جدا کند که با اعتراض و مقاومت من روبرو شد در همین حال همکارانم متوجه شده و مانع دستگیری من شدند و برای محافظت از من مرا دوره کردند تا با هم از محل تجمع خارج شویم. با اینکه برنامه رو به اتمام بود اما نیروهای لباس شخصی مدام به سمت اینجانب و چند نفر یورش آوردند.
همسرم و چند نفر دور من حلقه زده بودند و دوستان اطراف من مدام به آنها می گفتند ما قصد ترک محل را داریم اما آنها همچنان تلاش می کردند مرا از جمع معلمان جدا و دستگیر نمایند ما داشتیم محل را بصورت جمعی ترک می کردیم که چند نفر از نیروهای امنیتی بصورت جمعی به ما حمله کردند و در حالی که افراد پیش رو را با مشت و لگد می زدند و پیر و جوان برایشان فرقی نداشت با مشت و لگد به جان من افتادند یکی از آنها یقه کتم را گرفت و شروع به کشیدن من نمود و مرا که روی زمین افتاده بودم کشان کشان روی آسفالت کشید تا سوار ماشین کند در طول مسیر هم مدام چند نفر با مشت و لگد مرا می زدند.
3_ شما در اثر این برخورد چه آسیب هایی دیدید؟
🔹در اثر اعمال این خشونت بخش هایی از پوست تنم که با زمین تماس داشت کنده شد.کوفتگی و خونمردگی شدید در ناحیه کمر و کشاله ران ، درد شدید در ناحیه پهلو ، درد و کوفتگی شدید در ناحیه قفسه سینه ، تپش شدید قلب تا مدتها پس از ضرب و شتم از اثرات این ضرب و شتم هست که با مرور زمان بخشی از آنها التیام یافته است اما هنوز پهلویم درد می کند و تپش قلب دارم
4_بعد از اینکه شما را دستگیر کردند کجا منتقل نمودند؟ آیا در این فاصله باز مورد آزار و اذیت قرار گرفتید؟
🔹حبیبی : در فاصله دستگیری تا سوار ماشین شدن، توسط ماموران ضرب و شتم شدم موقعی هم که مرا سوار ماشین کردند به سر و صورتم چند ضربه زدند. بعد مرا سوار ماشین کردند و از محدوده بهارستان خارج نمودند از اینجا به بعد من مورد ضرب و شتم واقع نشدم و به بازداشتگاه #یک_الف_سپاه منتقل شدم.
https://bit.ly/2NrlJho
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️روز شنبه ۱۱ اسفند۹۷جمعی از فعالان صنفی به مناسبت یکساله شدن
حبس #محمد_حبیبی در منزل وی گرد آمدند و ضمن اعلام همبستگی
با #معلمان_زندانی، از #تحصن_سراسری_معلمان حمایت کردند .
🅰️ @Iran_news_ajancy
سایت آژانس ایران خبر
🅰️http://irankhabarnews.com
حبس #محمد_حبیبی در منزل وی گرد آمدند و ضمن اعلام همبستگی
با #معلمان_زندانی، از #تحصن_سراسری_معلمان حمایت کردند .
🅰️ @Iran_news_ajancy
سایت آژانس ایران خبر
🅰️http://irankhabarnews.com