تلویزیون پارس اسرائیل🇮🇱
2.53K subscribers
28.5K photos
38.7K videos
205 files
11.7K links
تماس با ادمین
@SomayhRamooz

Israelparstv
Download Telegram
دوباره پرواز خواهيم كرد
(برای #خالدپیرزاده و تمام مبارزان دربند)

به پرواز بينديش اي هم قفس
تكاني بخور ، نگاهي بكن
مكش سر به اندوه زير پرت
به آبي آبي بينديش
به پروازمان
به روزي بينديش كه پروازمان
كند خيره چشمان صياد را
دلت را به اميد زنده دار
صبوري كن و به خاطر سپار
اين تجربه است
به پرواز دوباره بينديش هم قفس
تكاني بخور ، نگاهي بكن
به روزي بينديش كزين دام پركشيم

#اخگر
26/3/1400

#جاویدشاه
#آری_به_نظام_پادشاهی_مشروطه
#تا_پهلویسم_به_ایران_برنگرده_وحشت_بزرگ_از_جهان_رخت_برنبنده
@Israelparstv📺🇮🇱
@bookisraeiltv📚
🆔@SomayhRamooz👩‍💻
@israelparstelevision
کارگر
کارگر ای همای آزادی
کوه غیرت چو برج آزادی
بنشین برتمام باغ وطن
بر یکایک درخت بوم کهن
برفراز درفش کاویانی را
برخروش آن نوای ایرانی را
تاکه دست در دست زنیم به شهر
برکنیم ریشه های جور به قهر
ما ز روح بزرگ تو یاد میگیریم
وندرین نبرد ایستاده میمیریم
#اخگر
6/4/1400

https://t.me/C_B_SHAHZADEH/98409
@Israelparstv
هنگامه ی بیداریست
وقتی چو سیل طاغی شدیم به رود
قطره قطره، جرعه جرعه
شدیم موج موج
آنگه که از هر روزن و بام چکیدیم
شدیم جوی و نهر
شستیم مسیر را از هرچه چون تویی
خواهی شنید صدای خروشمان
اینک ببند پلکهای چرکین خویش
آندم که چون همهمه از دیوار بگذریم
فریاد شویم و چوپتک بکوبیم به بام و در
دیگر مجال خواب نشاید میسرت
هنگام بیداری ایران یلان بود
اینک ببند پلکهای چرکین خویش
وزفکر آویختنم به دار
آواز مرگ زمزمه کن به بسترت
آنلحظه که بیرون شویم مست و بی قرار
از هر سیاه چادر، خانه ای گلین
رستم به پیش و سهراب از قفای او
همچون نسیم از هر کوی، آنک به هم رسیم
پیچیده درهم و بی ترس و استوار
طوفان شویم و هستیت درپیش بدرویم
خواهی شنید صدای خروشمان
اینک ببند پلکهای چرکین خویش
اکنون که مهر سکوت بر لبانمان
بیداد و جورت به تحصن نشسته ایم
می بندی به رویمان به قهر
شریان زندگی
آن لحظه می رسد که بجنبد درفش کاویان
در دست کاوه ها
به خشم و به نعره ها
چون باد بگذرد برشما و مشامتان
لبریز عطر پیکان فرهادها
تا هست فرصتت ضحاک ماردوش
برکش عبا و بگریز از این دیار

#اخگر
13/4/1400
@Israelparstv
از زبان گلهای پرپر وطنم ایران خطاب به خاموشان

دست برخاکم منه ای نارفیق
ناله بر قبرم مکن ای ناشفیق

فاتحه خواندن برای سنگ سرد
همچو دشنام است هنگام نبرد

ضربه ی سنگ ریزه و خط و نشان
نیست بر گورها خاطرنشان

گرفتادم من دراین اثنای خاک
گشته ام همراه این قوم مغاک

جسم من با خاک ایران توام است
خاک پاکش زخم هایم مرهم است

گرگشایی لب به لفظ تازیان
حشرونشری با چم بازاریان

ناسزا گویی مرا بیگانه وار
بس کن این تحقیر و دست ازمن بدار

روزگاری را که من کردم خروج
آمدم از خویش بیرون تا عروج

چرخ گردون ناورد بهرکسی
چیره بر ایران گردد هرخسی

گرچه رفت اسکندر و قوم عرب
آمده دژخیم دشمن با طرب

جای شور و مستی و آواز را
رقص زیبا و صدای ساز را

نوحه و روضه گرفت و ریش و پشم
ناله و مرثیه و بیداد و خشم

مام میهن درکف نابخردان
درکف دزدان و دیوان و ددان

ابلهان بر مسند و گردنکشان
جمله مزدوران آن آدمکشان

خشک گشته نهر و رود و جوی ها
سفره ها خالی و شرم بر روی ها

مردمانی بس غنی اما فقیر
حاکمان بدکرده و پست و شریر

ثروت ملت به یغما می رود
کافه ی مردم پی نان می دود

رجل سیاس منگ و بی سواد
ذهن هاشان بسته و درانجماد

ذوب در مولا و بی برنامه اند
تجربه ناکرده، بی کارنامه اند

این بود مشتی زخروارهای ننگ
زین سبب عصیان کردم بی درنگ

چون که ترک خویش کردیم ما و من
چشم یاری داشتیم ای هم وطن

ما و من اندر صف پیکارها
جمع خامش چون تویی در خواب ها

ما فدای راه میهن گشته ایم
جمله گی درخاک ایران خفته ایم

باشد اندر جنگ پیشین درس ها
افتد از خاموش سرها ترس ها

#اخگر
16/4/1400
@Israelparstv