This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفیق حسینپناهی، برادر جاویدنام «رامین حسینپناهی» در آستانه سالگرد قتل حکومتی این جانباخته راه آزادی با انتشار ویدئویی تحت عنوان «آخرین لبخند شیرین رامین» نوشت:
شکنجه و رنجهایی که جلادان رژیم بر رامین روا داشتند، نتوانست او را به زانو در بیاورد.
روز هفدهم شهریور، سازمان اطلاعات خانوادهام را برای آخرین دیدار با رامین به تهران فراخواند. مادر، خواهر و برادرم وارد تهران شدند. رامین نُه روز بود که اعتصاب غذا کرده و لبهایش را دوخته بود.
تنها به مادرم، «دایە شریفە»، اجازه ملاقات دادند. قبل از ملاقات، یکی از مأموران اطلاعات به مادرم گفته بود که اگر رامین اعتصاب غذایش را متوقف کند، اعدامش نمیکنیم.
مادرم را به اتاق کوچکی بردند و بعد از چند دقیقه، پسری گندمرو با جسمی نحیف و لبهای دوختهشده، با صدای زنجیرهای پاهایش همراه فریادهای مادرم، تمام زندانها را به لرزه در آورد.
مادرم از رامین میخواهد دست از اعتصاب غذا بردارد، اما رامین او را در آغوش میگیرد و اشکهایش را با دستهای بستهاش پاک میکند. در حالی که نمیتواند حرف بزند، به مادرم اشاره میکند که نامهای برایتان نوشتهام. مادرم فریاد زد و به رامین التماس کرد که لبهایش را باز کند و اعتصاب غذایش را بشکند.
رامین دستش را روی شانههای مادرم گذاشت و با اشاره خداحافظی کرد. مأموران اطلاعات درب اتاق را باز کردند و مادرم و رامین را از هم جدا کردند. ساعتی بعد، رامینمان را به دار آویختند.
فردای آن شب، مادر و خواهرم را به قبرستان بهشت زهرا در تهران بردند تا آخرین دیدار بین مادرم و رامین بیجان باشد. آن موقع بود که مادرم پیکر مطهر رامین را دید، او را در آغوش گرفت و لبهای دوختهشدهاش را باز کرد تا آخرین لبخند شیرین رامین را ببیند.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😢594👍154❤🔥91❤38🔥26😡15🤝3😱2
مطهره گونهای که پیشتر توسط نهادهای اطلاعاتی خامنهای خائن بازداشت و از تحصیل در دانشگاه محروم شده است، با انتشار پیامهایی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
فردا میشود دو سال که مرا از خانهام یعنی دانشگاه تهران محروم کردهاند...شب و روز برایم نذاشتهاند و زندگیام را جهنم کردند. گفتند نباید ایران بمانی. وگرنه برایت بد میشود.گفتم این جهنم را به بهشت لجن و کثافت شما نمیفروشم. فردا میشود دو سال که کمر همت به نابودیام بستهاند.
برای زندگی شخصیام به آب و آتش زدم. غرورم را له کردم. اما نمیدانستم این "بد شدن"، واقعا جدی بود! مگر چه کرده بودم؟! گفت برو سر خانه و زندگیت. حتما مادر خوبی میشوی! مقدسی، بازجویم اینها را با خنده میگفت. اما من "مجرم" شدم. جرمم چیست آقای قاضی؟! هنوز نمیدانم.
یک هفته اخیر را سعی کردم کمتر بیدار باشم تا سنگینی بار هستی را کمتر حس کنم. نه، دیگر اشک نمیریزم. گریههایم را دم دادگاه خانواده و کمیته انضباطی کردهام. حتی دیگر خشمگین هم نیستم. انگار قلبم را سوراخ کردهاند و جای آن حفرهی عمیق، سیمان ریختهاند!
ابراهیم رییسی، میخواهم بدانی من واقعا از مرگ تو خوشحال شدم. عمیقا با تمام وجودم قهقهه زدم وقتی حتی جنازهات هم سالم نماند. میدانم این غیرانسانی و غیراخلاقی است و تو باید محاکمه میشدی. مانند "آن دیگری" که دمار از روزگار مردم درآورده. اما ببین با ما چه کار کردهاید!
با ما چه کردید که دیگر حتی راضی به زنده ماندنتان هم نیستیم... چرا که "زندگی" عادی را هم بر ما حرام کردید و با تمام قوا و توان به مرگ و نابودی خوشی و شادی و لبخند و رقص و آزادیمان برخاستید. مگر میشود نگاههای مادران داغدار را دیده باشید و زنده بمانید؟ مگر میشود با این آغوش نمرد؟
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍452❤🔥51😢32❤18🔥6🤝6😡6
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤353😢45❤🔥25👍16😡9🤝6🔥3👎1
پرستاران در شهرهای قم، اصفهان و کاشان در اعتراض به ظلم جمهوری اسلامی بر کادر درمان و در همراهی با اعتصاب پرستاران دیگر شهرها همچنان به اعتراضات ادامه میدهند.
طی هفتههای گذشته، پرستاران بیمارستانهای مختلف در استانهای کُردستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، مرکزی، همدان، گیلان، قزوین، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، زنجان، فارس، خوزستان و اصفهان با برپایی اعتصاب نسبت به پایمال شدن حقوق خود و عدم پاسخگویی مسئولان به مطالبات صنفی و معیشتی این قشر اعتصاب و اعتراض کردند.
معترضان خواستار تحقق این مطالبات شدهاند: اجرای صحیح قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری، اجرای کامل قانون ارتقا بهرهوری، اجرای فوق العاده خاص با ضریب مناسب، برخورداری مشمولین قانون مشاغل سخت و زیان آور از مزایای قانون، عدم تحمیل اضافه کار اجباری.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤251👍102🤝36🔥6👎1
زندانیان محبوس در زندان مرکزی کرج به دلیل آلودگی آب آشامیدنی دچار علائم مسمومیت شدید از جمله دل درد و اسهال و استفراغ شدهاند.
بر اساس گزارش کانون حقوق بشر ایران، در روز جمعه شانزدهم شهریور ماه زندانیان در زندان مرکزی کرج به دلیل آلودگی آب آشامیدنی مسموم شدهاند. بنابر گزارش منابع موثق حتی تعدادی از پرسنل زندان نیز مسموم شدهاند.
در حال حاضر، زندانیان با توجه به کمبود شدید آب بدن خود نیاز به جایگزینی با آب سالم دارند اما در زندان آب سالم برای نوشیدن موجود نیست. فروشگاه زندان هم آب آشامیدنی برای فروش ندارد و این مشکل زندانیان را مضاعف کرده است و سبب افزایش فشارهای جسمی و روانی به زندانیان شده است.
مسئولین زندان مرکزی کرج نیز تاکنون اقدامی برای رسیدگی پزشکی و تامین آب سالم برای زندانیان انجام ندادهاند.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😡319👍27❤🔥18🔥16🤝3❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که گفته شده مقامات استانی در گیلان پیشتر به مردم اعلام کردند که دیگر زبالهها جمعآوری نمیشود، ساکنان مناطق مختلفی در این استان شاهد صحنههای انباشت زباله هستند که این بهداشت عمومی و محیطزیست را با خطر مواجه خواهد کرد.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😡317👍34🔥19❤4🤝3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این صدا و تصویر من، حمید مرادی از تبعیدگاه سورداش، یکی از کمپهای موقت آوارگانِ تمام ناشدنیِ خاورمیانه، در دام تارهای نکبت جمهوری اسلامی، اپوزیسیون و حکومت محلی.
من اهل کرمانشاه و شهر سرپل ذهابم. شاید شروع خوبی نبود، متولد سال شصت و چهار در منطقه ی جنگی ...
این هم کافی نیست، هنردوست و عاشق طراحی و یک لیسانس بیربط رشته ی ح ... رشته ی حماقت. فراری از خیلی چیزهای خوب و بد
من !
یک سوسوی کوتاه و تاحد زیادی غیر قابل وصفم همچون ذات آدمیزاد.
هفت هشت سال اخیر عمرم را میان کوهها و دره ها سرگردان بودم در جایی که اغلب بیگانه انگاشته شدم، هرچند راستش در وطن خود هم احساس بیگانگی غالب بود . روزی قلبِ مجروح و افسرده ی من بین انتخاب خودکشی و یا هجوم به نفرتی عیان و پلید بنام داعش ، تصمیم گرفت که باید بروی و فرصتی بهتر از این برای کشتن یا کشته شدن نیست، پشت همه ی دلایل اخلاقی و رمانتیک راستش این کم چیزی نبود . دراین عصر سرگردانی نعمتی بود.
رفتم، افسار سرنوشت را بدست بادٕ جوانی دادم و رفتم و راستش هیچوقت آن داعش را ندیدم.
زخمی شدم، شکستم، بلند شدم و نشستم و با موهای سپید اینک داعش را همه جا میبینم همچون جنزدگان. تازه فهمیدم ما آدمها داعش های مختلفی داریم. خب خسته نباشی مهندس داعش پلشت در یک قضیه مظلوم بود، او آشکار خودش بود و کتمان نمیکرد. سر میدید و عیان می بُرید. تن میدید و عیان مُثله میکرد و زن میدید و بی تعارف به کنیزی میگرفت
حالا داعش های آسمان سوار اف شانزده یا پشت دستگاه های هدایت موشک و درون، سگ را نجس نمیدانند و روز ولنتاین را فراموش نمیکنند، برای دخترشان پدری دلسوز و برای معشوقه شان شاید یاری سازگارند، کسانی که برای آوارگان هزار سال پیش سوگوارند و یک سرزمین با هزار دشت تشنه و گرسنه ی درایت و معرفت و آزادگی ایشان
داعش با لباس لجنی و پرچم تشنگان سلاخی شده ی صحرا
داعش با لباس کردی و یا نام ناسیونالیست، سوسیالیست و یا آرم گرگهای خاکستری
داعشی در عمق قلب آنکه داعش را مردانه و زنانه زمین افکند
داعش نهفته در نگاهی بیتفاوت به سرنوشت همسایه ی بی نان و خانه
داعشِ پنهان در زیر شهوت های شبانه ی یک مدیر
و داعشی نشسته بر قلب پرچم های سبز دلارها
. خب ببخشید شاید زیادی از لفاظی ها و بازیهای مرسوم ادبیات ایرانی استفاده کردم امیدوارم نا امید نشده باشید و اگر شدید دلیلش من ! نباشم .
در سه حزب نامدار کردی عرق و خون من ریخته شده
و در( زندانِ زرد) مخوفِ یکی از این مشاهیرِِ دولتی در بند بودم و در (اداراتِ سبزِ) آن دیگری, عطای شهروندی را به لقایش بخشیدم.
بعد از شش سال پیشمرگی، قصد فرنگ رفتن به قاچاقی را داشتم که با دوستی بدشانس تر از خودم در منزلگاه اول گرفتار«آسایش» شدم.
همان دم درِ حزب یکی مارو فروخت و حتا ممنوعیت رفت و آمد شامل ما شد و داستانهای محیر العقول بسیاری که میگذریم با بی خیالی.
این دوستان داعشی رنگارنگِ ما بسیار عاشق دو چیزند پول و با عرض پوزش و فاصله ی کمی باز هم پول
پول برای چه ؟ سیاست ؟ برنامه؟ آینده ؟ نه. پول برای فخریدن و خریدن از ماکیان و ماهیان و نران و مادگان.
و دومی البته مسائل امنیتی
آنقدر به آسودگی این مهر را به پیشانی این و آن زده اند که ناگزیر عاجهایش صاف شده ولی سرخیش به بسیاری از چهره های شریف و سالم، مکدر گشته.
یادم رفت، من زمانی عاشق بودم و بعد مُردم و مرده ام مرا به این روز سیاه کشانید...
دور از مادر و دوستان معدودم و مادر و کوهستانهای پاکم و مادر و...
یادم رفت من زمانی بیمار بودم بیمار زندگی و اکنون مرگ را دوستتر میدارم اگر کمی مدارا و آبروداری کند که بدست کسی نیست.
من گربه ها را دوست دارم با نقشه ی قبلی و بی نقشه، نارنجی سیاه گوش دراز و باریک و مریض و
سگها یعنی جانورانی که قرار نیست فیلسوف یا سیاستمدار و بازاری باشند یا چکمه بپوشند و نمیدانند وزن دقیق کلاشینکف چقدر است
و حالا خسته تر از همیشه ام و میخاهم بخابم
شاید خواب جایی را ببینم که انقدر ارزان آدمها و حیوانات و گوشت درختان و هوا و آب های مادر سرزمینها خرید و فروش نمیشوند
و سیرم از نانِ اغشته به خون و خاک و یک دلِ سیر ، دلم گرسنگی میخاهد
باشد که خدایان کهن و نو هرچه زودتر مارا بخاب ابدی فرو بلعند ... آمین
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤306👍130❤🔥29😢20🔥9🤝7
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤527😢52❤🔥33👍24👎3
امیر سیدی، فعال کُرد اهل مهاباد، که سال گذشته بازداشت و به سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود، هماکنون محکومیت سهساله خود را در زندان ارومیه سپری میکند. وی به دلیل فشار نهادهای امنیتی حتی پس از فوت پدرش از حق مرخصی محروم مانده است.
بر اساس گزارش ههنگاو، طی چند ماه گذشته و پس از بازداشت امیر سیدی جهت اجرای حکم حبس در بند جوانان زندان مرکزی ارومیه، با وجود بیماری و فوت پدرش، اداره زندان به دلیل فشار نهادهای امنیتی وی را از حق مرخصی محروم کرده است.
بنابر اطلاع منابع نزدیک به خانواده امیر سیدی، وی در حال حاضر از بیماری رنج میبرد و با وجود اینکه بارها از سوی مسئولان زندان به وی گفته شده که خانوادهاش میتوانند برای تأمین وثیقه جهت اعطای مرخصی اقدام کنند، اما هر بار با کارشکنی اداره زندان ارومیه مواجه میشوند.
از سوی دیگر، پس از درگذشت علی سیدی، پدر امیر سیدی، در روز بیستوسوم اردیبهشت ماه، با وجود تأمین قرار وثیقه، اداره زندان مانع از شرکت وی در مراسم ترحیم و مراسم چهلم پدرش شده است.
امیر سیدی، شهروند کُرد و اهل مهاباد، ۲۷ ساله، در تاریخ سیام مرداد سال گذشته توسط نیروهای امنیتی خامنهای در محل کافهاش در باغ میکائیل بدون هیچگونه برگۀ قضایی بازداشت و به بازداشتگاههای اداره تروریستی اطلاعات ارومیه منتقل شد.
او پس از شش ماه بازداشت و بازجویی، با قرار وثیقه چهار میلیاردی تا پایان مراحل رسیدگی دادگاه آزاد شد و سپس توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
امیر سیدی در حال حاضر در بند جوانان زندان ارومیه به سر میبرد و با وجود درخواستهای مکرر برای انتقال به زندان مهاباد، تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😡292👍30❤🔥14😢12❤5🤝4🔥1
تشکلهای دانشجویی سراسر ایران با انتشار بیانیهای به مناسبت دومین سالگرد جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» اعلام کردند؛
در روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۱، بعد از قتل حکومتی مهسا/ژینای عزیزمان موج عظیمی به حرکت درآمد و سراسر کشور را در کمتر از یک هفته و کل دنیا را در طول کمتر از یک ماه درنوردید. «زن زندگی آزادی» تبدیل به سه کلمهای نمادین و معنابخش به زندگی دهها میلیون انسان تحت ستم حکومت جمهوری اسلامی در ایران شد و سرآغاز انقلابی به نام «انقلاب زن زندگی آزادی».
انقلابی که از همان ابتدا به دلیل درجه بالایی از مدرنیسم و انسانگرایی که در خود داشت، توجهات جهانیان را به خود جلب کرد. انقلابی که شعارش را از همان روزهای آغازین، در هر گروه و جنبش و نهاد و تشکل و سازمان و حزب سیاسی پیشرو و مدرنی شنیدیم. انقلابی که نهتنها جامعه معترض ایران را یکصدا کرد؛ بلکه معنای عملی زندگی میلیونها انسان را هم به صورت بازگشتناپذیری، دگرگون کرد.
انقلابی که از یک سو با فریاد «زن» و به پیشتازی زنان، بیحجابی و حجابسوزان را تبدیل به پرچم سیاسی مبارزه خود کرد و از سوی دیگر خودش را به طور کامل در اعتراضات روزمره بخشهای مختلف جامعه تکثیر کرد.
انقلابی که با کلمه «زندگی» به جنگ وحشیترین حکومت دنیا که رکورددار اجرای حکم شنیع اعدام است، رفته و اکثریت قاطع جامعه را به صف دادخواهی از خون تکتک کشتهشدگان انقلاب سرازیر کرده؛ صفی که در آن فریادهای ممتد «ایستادهایم تا پایان» سر داده میشود.
دو سالگی این انقلاب، آیینه تمام قد مبارزه پیگیرانهی نسل نسل ما علیه حکومت زور و تحمیل و سانسور است. مایی که معنای عملی «آزادی» را در آزادیهای بیقید و شرط سیاسی، آزادی بیان و اندیشه و عقیده و تحزب، جستجو کرده و میکنیم؛ مایی که برای آزادی و رهایی انسان در تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میجنگیم.
بله این انقلاب حتی دو سال پس از متولد شدنش، همچنان در حال جنگ سنگر به سنگر با حکومت جمهوری اسلامی است.
همین روزها که جمهوری اسلامی برای به عقب راندن انقلاب در ایران، خاورمیانه را به آتش کشیده، شاهد هستیم که «زندان، شکنجه، اعدام» هرگز اثر نداشته.
اعتراضات گسترده مردمی، حکومت را احاطه کرده. کارگران، بازنشستگان و پرستاران تجمعات و اعتصابات بزرگی علیه رژیم سازمان دادهاند. زنان سر سوزنی عقب ننشستهاند و در جنگ برابر حکومت زنستیز، مبارزه و ایستادگی را با زیست روزمره خود پیوند زدهاند. جنبش علیه اعدام در سطوح مختلفی به پیش میرود و پیشقراولان این جنبش عظیم، زندانیان بند زنان اوین و زندانیان دهها زندان مختلف هستند که حتی در اعماق سیاهچالهای حکومت اعدامی، صدای «مرگ بر حکومت اعدامی» آنها و اعتصابات رو به گسترش آنان، به گوش جهانیان رسیده است.
اینها و دهها مورد دیگر از مبارزه ما، تنها حاکی از یک واقعیت است، اینکه جمهوری اسلامی دیر یا زود، توسط ما نابود خواهد شد و این نابودی با پیروزی انقلابی رقم خواهد خورد که همین امروز در رگهای جامعه ایران در جریان است.
ما دانشجویان به عنوان یکی از جنبشهای سیاسی جریانساز و موثر در «انقلاب زن زندگی آزادی» لازم میدانیم در آستانه دومین سالروز آغاز این انقلاب عظیم انسانی، بار دیگر ضمن تاکید بر مبانی سیاسی این انقلاب که در دو «منشور مطالبات حداقلی» و «منشور مطالبات پیشرو زنان ایران» تبلور یافته، اعلام کنیم که برابر این حکومت ضدانسانی ایستادهایم و پرتوان و محکم برای به چالش کشیدن دائمی این حکومت و نابود کردنش مبارزه خواهیم کرد.
همچنین، از آنجا که پیشتر بسترهای لازم برای پیوستن وسیع و هرچه بیشتر شما دانشجویان، دانشآموزان، زنان، جوانان، رنگینکمانیها، مزدبگیران معترض و در یک کلام «مبارزین انقلابی» را به «شبکه سراسری انقلاب زن زندگی آزادی» و تشکلها و نهادها و گروههای مبارزاتی فعال در سراسر کشور ایجاد کردهایم؛ از شما همراهان و مبارزین این توقع را داریم که با پیوستن گستردهتر به این مبارزه متشکل و جمعی، ما را در مسیر رسیدن به هدف نهایی که پیروزی انقلابمان علیه حکومت جمهوری اسلامی و برقراری جامعهای آزاد، برابر، سکولار، مرفه، مدرن و متکثر است، همراهی کنید.
کلام آخر ... نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم، نه اظهار پشیمانی میکنیم، نه میترسیم و نه از راه رفته برمیگردیم. ما به راهمان ادامه میدهیم و همگان را نیز به برگزاری دومین سالروز آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی» به طور همبسته، سراسری و همگام در داخل و خارج کشور علیه حکومت جنایتکاران و وحوش اسلامی فرامیخوانیم.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍428❤49🤝19🔥11😢6❤🔥1
🔺 🔻 نیاز فوری توماج صالحی به رسیدگی پزشکی
حساب کاربری توماج صالحی در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار پیامی درباره نیاز فوری این هنرمند آزادیخواه به درمان و رسیدگی پزشکی اعلام کرد:
نزدیک به دوسال از شکستگی پای توماج صالحی زیر شکنجههای وحشیانه ماموران اطلاعات استان اصفهان در حین ربایش وحشیانه ۸ آبان ۱۴۰۱ میگذرد.
این شکستگی در کنار آسیب چشمی و شکستگی انگشتان دست وی با بیتوجهی دستگاه امنیتی و قضایی در دوران حبس انفرادی و عدم رسیدگی پزشکی و درمان به موقع، منجر به جوشخوردگی ناقص همراه با انحراف استخوان پا و انگشتان دست وی گردید.
باوجود اینکه معاینههای ابتدایی در همان دوران بازداشت اولیه بر ضرورت اقدام هرچه سریعتر برای جراحی پای او تاکید داشت و مشخصا ذکر شده بود که در صورت تأخیر در آن این شکستگی تبدیل به نقصی دائمی خواهد شد، و بارها بطور رسمی از دادگاه درخواست مساعدت و رسیدگی پزشکی شده بود، اما مسئولان و ضابطین قضایی استان اصفهان یک ماه و ۲۱ روز از هرگونه رسیدگی و اقدام پزشکی خودداری کردند.
پس از آنهم اجازه درمان کامل یا مرخصی استعلاجی برای رسیدگی پزشکی حتی با هزینه شخصی داده نشد.
نهایتاً پس از آزادی موقت در آبانماه سال گذشته، بلافاصله روند درمانی و مراقبتهای پزشکی توماج صالحی آغاز گردید و دقیقا یک روز قبل از نوبت عمل جراحی پای آسیبدیدهاش، او را با خشونت و ضرب و شتم مجدد ربودند و تا به امروز مانع انجام این عمل جراحی حیاتی و مهم شدهاند.
در تمام ماههایی که توماج صالحی در زندان بسر میبرد، همواره از درد محل آسیبدیده رنج برده و همواره پس از انجام فعالیت بدنی یا ورزشهای معمولی تا چند روز با احساس درد شدید در پا مواجه میگردد.
باتوجه به اینکه در حال حاضر هیچ قرار بازداشتی در پرونده توماج صالحی وجود ندارد و تمام وثایق مورد نظر نیز توسط خانواده وی تامین شده، و تنها بهانه حبس توماج، حکم حبس یکسالهای است که با احتساب دوران بازداشت پیش از صدور حکم، توماج صالحی بابت آن حدود دو سال است در زندان به سر میبرد، لازم است هر چه سریعتر به این روند شکنجه خاموش توماج صالحی پایان داده تا اقدامات لازم برای پیگیری و ادامه روند درمانی و جراحی پای آسیب دیده وی انجام پذیرد.
🆔@javanmardi77
حساب کاربری توماج صالحی در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار پیامی درباره نیاز فوری این هنرمند آزادیخواه به درمان و رسیدگی پزشکی اعلام کرد:
نزدیک به دوسال از شکستگی پای توماج صالحی زیر شکنجههای وحشیانه ماموران اطلاعات استان اصفهان در حین ربایش وحشیانه ۸ آبان ۱۴۰۱ میگذرد.
این شکستگی در کنار آسیب چشمی و شکستگی انگشتان دست وی با بیتوجهی دستگاه امنیتی و قضایی در دوران حبس انفرادی و عدم رسیدگی پزشکی و درمان به موقع، منجر به جوشخوردگی ناقص همراه با انحراف استخوان پا و انگشتان دست وی گردید.
باوجود اینکه معاینههای ابتدایی در همان دوران بازداشت اولیه بر ضرورت اقدام هرچه سریعتر برای جراحی پای او تاکید داشت و مشخصا ذکر شده بود که در صورت تأخیر در آن این شکستگی تبدیل به نقصی دائمی خواهد شد، و بارها بطور رسمی از دادگاه درخواست مساعدت و رسیدگی پزشکی شده بود، اما مسئولان و ضابطین قضایی استان اصفهان یک ماه و ۲۱ روز از هرگونه رسیدگی و اقدام پزشکی خودداری کردند.
پس از آنهم اجازه درمان کامل یا مرخصی استعلاجی برای رسیدگی پزشکی حتی با هزینه شخصی داده نشد.
نهایتاً پس از آزادی موقت در آبانماه سال گذشته، بلافاصله روند درمانی و مراقبتهای پزشکی توماج صالحی آغاز گردید و دقیقا یک روز قبل از نوبت عمل جراحی پای آسیبدیدهاش، او را با خشونت و ضرب و شتم مجدد ربودند و تا به امروز مانع انجام این عمل جراحی حیاتی و مهم شدهاند.
در تمام ماههایی که توماج صالحی در زندان بسر میبرد، همواره از درد محل آسیبدیده رنج برده و همواره پس از انجام فعالیت بدنی یا ورزشهای معمولی تا چند روز با احساس درد شدید در پا مواجه میگردد.
باتوجه به اینکه در حال حاضر هیچ قرار بازداشتی در پرونده توماج صالحی وجود ندارد و تمام وثایق مورد نظر نیز توسط خانواده وی تامین شده، و تنها بهانه حبس توماج، حکم حبس یکسالهای است که با احتساب دوران بازداشت پیش از صدور حکم، توماج صالحی بابت آن حدود دو سال است در زندان به سر میبرد، لازم است هر چه سریعتر به این روند شکنجه خاموش توماج صالحی پایان داده تا اقدامات لازم برای پیگیری و ادامه روند درمانی و جراحی پای آسیب دیده وی انجام پذیرد.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍382😡109❤🔥42🔥16❤14😢7🤝4
تکذیب ادعای نیروهای آسایش اتحادیه میهنی کردستان درباره دیپورت بهزاد خسروی
آواتودی به اسنادی دست یافته است که ادعای نیروهای آسایش اتحادیه میهنی کردستان درباره دلیل دیپورت بهزاد خسروی، فعال و پناهجوی سیاسی کُرد ایرانی را باطل میکند.
رسانههای مرتبط با آسایش اتحادیه میهنی کردستان ادعا کردهاند که بهزاد خسروی به دلیل پایان مهلت اقامت و به درخواست خود به نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی تحویل داده شده است.
این در حالی است که اسناد معتبر حاکی از آن است که کارت اقامت او تا بیشتر از سه ماه دیگر و تا اواسط ماه دسامبر ۲۰۲۴ تمدید شده و اعتبار داشته است.
همچنین در حالی که رسانههای مذکور مدعی شدهاند که بهزاد خسروی هیچ فعالیت سیاسی نداشته است، او فعال سیاسی هوادار حزب دموکرات کردستان ایران است که به طور رسمی به عنوان پناهنده تحت پوشش کمیساریای عالی امور پناهندگی سازمان ملل بود.
اتحادیه میهنی کردستان عراق با ریاست بافل طالبانی در حال همکاری تنگاتنگ با سپاه تروریستی پاسداران جمهوری اسلامی، علیه مخالفان کُرد ایرانی است.
بهزاد خسروی، فرزند عثمان اهل سقز روز سهشنبه هفته گذشته توسط نیروهای آسایش اتحادیه میهنی کردستان در سلیمانیه به مرز باشماق منتقل شد و از آنجا به ماموران وزارت تروریستی اطلاعات جمهوری اسلامی تحویل داده شد.
او دو هفته قبل پس از آنکه یک پست از برنامه زنده علی جوانمردی را منتشر کرد، توسط ماموران بافل طالبانی که به طور رسمی با سپاه تروریستی پاسداران همکاری میکند، بازداشت و شکنجه داده شد.
آواتودی این خیانت واضح اتحادیه میهن کردستان را که بارها تکرار شده محکوم میکند و بافل طالبانی را مسئول جان بهزاد خسروی میداند و از وزارت خارجه آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد میخواهد نسبت به این رفتار غیر انسانی بافل طالبانی با پناهجویان سیاسی کرد ایرانی که بارها تکرار شده، واکنش نشان دهند.
چهار سال پیش نیز مصطفی سلیمی، زندانی سیاسی کُرد که از زندان سقز گریخته بود، توسط اتحادیه میهنی کردستان عراق دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد که پس مدتی کوتاه رژیم ایران او را اعدام کرد.
🆔@javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😡500👍98😢15❤13🔥9❤🔥8🤝4👎1