Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍33❤8🫡7💯3😢2🏆1
Forwarded from #ایران_را_پس_میگیریم کتابخانه اسناد رسمی #پهلوی 👋 (ELENA SAEED)
جزوه-آموزش-مقاومت-مدنی.pdf
987.2 KB
❤9👍4👏3
تابستان ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) در آستانهی سفر خاتمی به آمریکا رضاشاه دوم به همراه سناتور براونبک، یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن برگزار کرد و به حضور خاتمی اعتراض کرد. این همون سفر خاتمی به آمریکاست که توی سخنرانیش در دانشگاه هاروارد گفت همجنسگرایی در اسلام جرمه و شایستهی مجازات.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤26👍5👏4
با پرچم شیر و خورشید | رضا مظفری
Reza Mozafari | رضا مظفری
با پرچم شیر و خورشید | رضا مظفری
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏12❤3👍1🎉1🏆1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رستوران چاتانوگا، سال ۱۳۵۶
خیابان پهلوی
صحنههایی از رستوران چاتانوگا در مستند «تهران امروز» ساختهی زندهیاد خسرو سینایی در سال ۱۳۵۶
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
خیابان پهلوی
صحنههایی از رستوران چاتانوگا در مستند «تهران امروز» ساختهی زندهیاد خسرو سینایی در سال ۱۳۵۶
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤34😢3💔3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گور پدر همتون یک به یک
نفرین به هرچی ۵۷ی تا ۳ نسل قبل و بعدش
چند نسل رو بدبخت و سیاه بخت کردید.
امروز و هر روز مرگتان باد.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
نفرین به هرچی ۵۷ی تا ۳ نسل قبل و بعدش
چند نسل رو بدبخت و سیاه بخت کردید.
امروز و هر روز مرگتان باد.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍36💯11❤1
تصویری از رضا شاه که او را در حال بستن آخرین پیچ راه آهن سراسری شمال به جنوب نشان میدهد.
بودجه ی این طرح عظیم ملی از محل مالیات بر قند و شکر و چای تأمین شد.بدین ترتیب که قانونی در مجلس شورای ملی به تصویب رسید که به موجب آن از هر سه کیلو قند و شکر دو ریال و از هر سه کیلو چای شش ریال مالیات اخذ و درآمد حاصله صرف هزینه ساخت راه آهن سراسری گشت.
@KFP_IrShah
بودجه ی این طرح عظیم ملی از محل مالیات بر قند و شکر و چای تأمین شد.بدین ترتیب که قانونی در مجلس شورای ملی به تصویب رسید که به موجب آن از هر سه کیلو قند و شکر دو ریال و از هر سه کیلو چای شش ریال مالیات اخذ و درآمد حاصله صرف هزینه ساخت راه آهن سراسری گشت.
@KFP_IrShah
❤🔥49👍13🫡8👏4🏆2❤1
«نشستن روی گنج کافی نیست»
امروز دیگه بر همه عیان شده که برای داشتن رفاه و ثروت ملی نشستن روی گنج کافی نیست. چه گنجی بالاتر از نفت و گازی که زیر پای ما ذخیره شده؟
شما بالاترین ذخایر را داشته باشید، باز برای ثروتمند بودن و ثروتمند شدن به چیزهای دیگهای نیاز دارید. درآمد سرانۀ ایرانیها چند دلار شده؟ هر ایرانی ماهانه میانگین چند دلار درآمد دارد؟ صد دلار؟ دویست؟ سیصد؟ چهارصد؟ ... هزار دلار؟ چند درصد بالای هزار دلار (بالای صدوده میلیون تومن) در ماه درآمد دارند؟
البته در این جور مواقع کسانی سریع میپرند وسط حرف و میگن «نه! باید ببینی با صد لار در یک کشور چقدر میتونی خرید کنی!» فعلاً که قیمت عمدۀ مواد غذایی پایه در ایران یا از آمریکا گرانتر یا همقیمت یا صرفاً قدری ارزانتره. حالا شما لفاظی کنید!
بگذارید در اینجا مثالی رو بزنم که میزس میزد: اگر به منابع طبیعی نگاه کنیم، روسیه هیچ چیز از آمریکا کم نداشت. پهناورتر از آمریکا و سرشارتر به لحاظ انواع منابع طبیعی. از جهت پیشینۀ تاریخی هم وقتی امپراتوری روسیه در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نفس اروپا، عثمانی و ایران رو گرفته بود، آمریکاییها سیزده مهاجرنشین محقر بودند و تازه از بریتانیا کسب استقلال کرده بودند. البته اگر بر مادرِ انگلیسیشون پیروز شدند، به لطف آتلانتیک بود؛ یک اقیانوس اونها رو از بریتانیا جدا کرده بود.
وقتی روسیه هیولایی جهانخوار بود، آمریکا طفلی نوپا و شکننده بود. به لحاظ منابع هم که سرشارتر از آمریکا بود. اما چرا در آغاز قرن بیستم آمریکا به قدرت اول صنعتی جهان بدل شد و روسیۀ دهقانی غرق در فقر و عقبماندگی بود و مبدأ انقلاب کمونیستی شد؟ آمریکا چه ثروتی داشت که روسیه نداشت. روسیه کمونیستی شد، به مدد خشونت عریان و هیولاییِ استالینیسم هر کشور و قلمرویی اطرافش بود بلعید، نیم قرن خون ملتها رو در شیشه کرد و آخر از هم فروپاشید. سرانجام روسیهای موند که پس از 35 سال که از فروپاشی شوروی میگذره، اقتصادی به اندازۀ ایالت تگزاس داره.
اما سرمایۀ اصلی آمریکا نه منابع طبیعی و نه منابع انسانی بود، بلکه «کاپیتالیسم» بود؛ همان چیزی که دستکم روسیه هفت دهه بیهوده و ابلهانه با آن جنگید ــ حتی فرمانده جهانیِ مبارزه علیه کاپیتالیسم شد ــ اما فقط وقت و منابع جهان و خودش رو تلف کرد.
برگردیم به ایران. در زمانی که ما باید با ورود به تجارت جهانی و بازار آزاد و گستراندن اقتصاد کاپیتالیستی به ملتی ثروتمند بدل میشدیم و میتونیستیم از اون گنجی که زیر پامون بود نهایت استفاده رو کنیم و هزار برابر اون حتی خلق ثروت کنیم، ایدئولوژیهای مارکسیستی و ملیگرایی انزواطلب مصدقی در ایران ظهور کرد. از این دو ایدئولوژی یکی آرمان سوسیالیستی محض داشت (یعنی کمونیستیسازی ایران)، و دومی هم تعریفی رمانتیک و پیشامدرن از استقلال ملی تعریف میکرد. فوبیای استعمار ــ استعماری که اصلاً عصرش گذشته بود ــ روی دیدگاههای سیاسی و اقتصادی خیمه زد و نوعی ملیگرایی سلبی رو به منزلۀ ایرانیتِ ناب جا انداخت. هر کسانی، چه ایرانی و چه خارجی، کوشیدند به سردرمداران این نهضت سلبی بفهمونند که تجارت جهانی اصولی داره، این ملیگرایان به جای توجه به عصر تجارت، با ادبیات عصر استعمار، شعار میدادند.
این دو جریان چپ و مصدقی در سیاست داخلی شکست خوردند، اما این شکست رو دستمایۀ مظلومنمایی و قهرمانسازی برای جریان خود قرار دادند. به این شکل یک مزیت اخلاقی بزرگ به دست آوردند. حالا هم میتونستند کنار گود بنشینند و از همه چیز ایراد بگیرند و همۀ مشکلات رو به این نسبت بدن که نتونستند ایدههاشون رو تحقق ببخشند و حکومت فعلی (شاه) وابستهست. چپ از یوتوپیاهای خودش برای جوانان قصه میگفت و ملیگرای مصدقی همۀ معضلات رو به وابستگی و عدم استقلال و دیکتاتوری نسبت میداد (البته حساب این رو هم نمیکرد که در یک حالت دموکراتیکتر شانسش از این هم کمتر میشد و به سادگی به رفقای چپ و اسلامیشون میباختند).
به این ترتیب، این دو جریان گرچه در ظاهر پیروز نشدند، اما به لحاظ ایدئولوژیک پس از سه دهه ذهن و زبان جامعه رو تصرف کردند. صفر تا صد سیاست شاه رو زیر سوال بردند و آمدند تا چرخ رو از اول اختراع کنند ــ انواع ایدئولوژیهایی که اولویت رو به سیاست میداد، و نه تجارت و اقتصاد، لایه به لایه بر همه چیز خیمه زد. از اون پس دیگه همیشه اقتصاد قربانی سیاست شد.
امروز برامون روشن شده نشستن روی گنج کافی نیست. سیاست باید پادوی اقتصاد باشه ــ نه اینکه اقتصاد رو مثل مادیونی فرتوت به گاری خودش ببنده و تن نحیفش رو به تازیانه ببنده تا در هر گل و لجنی حرکت کنه. حالا این مادیون و گاری گیر کرده و توان بهرهبرداری از منابع رو هم نداریم... با کوهی از مشکلات و ناترازی طرفیم، تورمی لاینجل و گرههای کور روی هم...
➖➖➖
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
امروز دیگه بر همه عیان شده که برای داشتن رفاه و ثروت ملی نشستن روی گنج کافی نیست. چه گنجی بالاتر از نفت و گازی که زیر پای ما ذخیره شده؟
شما بالاترین ذخایر را داشته باشید، باز برای ثروتمند بودن و ثروتمند شدن به چیزهای دیگهای نیاز دارید. درآمد سرانۀ ایرانیها چند دلار شده؟ هر ایرانی ماهانه میانگین چند دلار درآمد دارد؟ صد دلار؟ دویست؟ سیصد؟ چهارصد؟ ... هزار دلار؟ چند درصد بالای هزار دلار (بالای صدوده میلیون تومن) در ماه درآمد دارند؟
البته در این جور مواقع کسانی سریع میپرند وسط حرف و میگن «نه! باید ببینی با صد لار در یک کشور چقدر میتونی خرید کنی!» فعلاً که قیمت عمدۀ مواد غذایی پایه در ایران یا از آمریکا گرانتر یا همقیمت یا صرفاً قدری ارزانتره. حالا شما لفاظی کنید!
بگذارید در اینجا مثالی رو بزنم که میزس میزد: اگر به منابع طبیعی نگاه کنیم، روسیه هیچ چیز از آمریکا کم نداشت. پهناورتر از آمریکا و سرشارتر به لحاظ انواع منابع طبیعی. از جهت پیشینۀ تاریخی هم وقتی امپراتوری روسیه در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نفس اروپا، عثمانی و ایران رو گرفته بود، آمریکاییها سیزده مهاجرنشین محقر بودند و تازه از بریتانیا کسب استقلال کرده بودند. البته اگر بر مادرِ انگلیسیشون پیروز شدند، به لطف آتلانتیک بود؛ یک اقیانوس اونها رو از بریتانیا جدا کرده بود.
وقتی روسیه هیولایی جهانخوار بود، آمریکا طفلی نوپا و شکننده بود. به لحاظ منابع هم که سرشارتر از آمریکا بود. اما چرا در آغاز قرن بیستم آمریکا به قدرت اول صنعتی جهان بدل شد و روسیۀ دهقانی غرق در فقر و عقبماندگی بود و مبدأ انقلاب کمونیستی شد؟ آمریکا چه ثروتی داشت که روسیه نداشت. روسیه کمونیستی شد، به مدد خشونت عریان و هیولاییِ استالینیسم هر کشور و قلمرویی اطرافش بود بلعید، نیم قرن خون ملتها رو در شیشه کرد و آخر از هم فروپاشید. سرانجام روسیهای موند که پس از 35 سال که از فروپاشی شوروی میگذره، اقتصادی به اندازۀ ایالت تگزاس داره.
اما سرمایۀ اصلی آمریکا نه منابع طبیعی و نه منابع انسانی بود، بلکه «کاپیتالیسم» بود؛ همان چیزی که دستکم روسیه هفت دهه بیهوده و ابلهانه با آن جنگید ــ حتی فرمانده جهانیِ مبارزه علیه کاپیتالیسم شد ــ اما فقط وقت و منابع جهان و خودش رو تلف کرد.
برگردیم به ایران. در زمانی که ما باید با ورود به تجارت جهانی و بازار آزاد و گستراندن اقتصاد کاپیتالیستی به ملتی ثروتمند بدل میشدیم و میتونیستیم از اون گنجی که زیر پامون بود نهایت استفاده رو کنیم و هزار برابر اون حتی خلق ثروت کنیم، ایدئولوژیهای مارکسیستی و ملیگرایی انزواطلب مصدقی در ایران ظهور کرد. از این دو ایدئولوژی یکی آرمان سوسیالیستی محض داشت (یعنی کمونیستیسازی ایران)، و دومی هم تعریفی رمانتیک و پیشامدرن از استقلال ملی تعریف میکرد. فوبیای استعمار ــ استعماری که اصلاً عصرش گذشته بود ــ روی دیدگاههای سیاسی و اقتصادی خیمه زد و نوعی ملیگرایی سلبی رو به منزلۀ ایرانیتِ ناب جا انداخت. هر کسانی، چه ایرانی و چه خارجی، کوشیدند به سردرمداران این نهضت سلبی بفهمونند که تجارت جهانی اصولی داره، این ملیگرایان به جای توجه به عصر تجارت، با ادبیات عصر استعمار، شعار میدادند.
این دو جریان چپ و مصدقی در سیاست داخلی شکست خوردند، اما این شکست رو دستمایۀ مظلومنمایی و قهرمانسازی برای جریان خود قرار دادند. به این شکل یک مزیت اخلاقی بزرگ به دست آوردند. حالا هم میتونستند کنار گود بنشینند و از همه چیز ایراد بگیرند و همۀ مشکلات رو به این نسبت بدن که نتونستند ایدههاشون رو تحقق ببخشند و حکومت فعلی (شاه) وابستهست. چپ از یوتوپیاهای خودش برای جوانان قصه میگفت و ملیگرای مصدقی همۀ معضلات رو به وابستگی و عدم استقلال و دیکتاتوری نسبت میداد (البته حساب این رو هم نمیکرد که در یک حالت دموکراتیکتر شانسش از این هم کمتر میشد و به سادگی به رفقای چپ و اسلامیشون میباختند).
به این ترتیب، این دو جریان گرچه در ظاهر پیروز نشدند، اما به لحاظ ایدئولوژیک پس از سه دهه ذهن و زبان جامعه رو تصرف کردند. صفر تا صد سیاست شاه رو زیر سوال بردند و آمدند تا چرخ رو از اول اختراع کنند ــ انواع ایدئولوژیهایی که اولویت رو به سیاست میداد، و نه تجارت و اقتصاد، لایه به لایه بر همه چیز خیمه زد. از اون پس دیگه همیشه اقتصاد قربانی سیاست شد.
امروز برامون روشن شده نشستن روی گنج کافی نیست. سیاست باید پادوی اقتصاد باشه ــ نه اینکه اقتصاد رو مثل مادیونی فرتوت به گاری خودش ببنده و تن نحیفش رو به تازیانه ببنده تا در هر گل و لجنی حرکت کنه. حالا این مادیون و گاری گیر کرده و توان بهرهبرداری از منابع رو هم نداریم... با کوهی از مشکلات و ناترازی طرفیم، تورمی لاینجل و گرههای کور روی هم...
➖➖➖
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍10💯2👏1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کسی که جهان اسـلام را به تباهـی کشـاند! محمـد غزالی که بود؟
عامل بدبختیتون رو بشناسید!
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑👑👑
@KFP_IrShah
عامل بدبختیتون رو بشناسید!
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑👑👑
@KFP_IrShah
👍21❤1😡1
حالا که محیطزیست ایران در آستانهٔ نابودی قرار گرفته، بد نیست بخشی از دلنگرانیهای زیستمحیطی محمدرضاشاه پهلوی را مرور کنیم. منبع تمامی گفتههای شاه، یادداشتهای علم است:
• ۱ فروردین ۱۳۵۱. فاضلاب بندرعباس و بوشهر مستقیماً میریزد توی دریا. تا چند سال دیگر اینجا پر از ماهی مرده میشود و صدف و مرجانهایش از بین میروند.
• ۲۳ مهر ۱۳۵۱. رودخانههای شمال تهران همه فاضلاب شدهاند. با همین منوال تا یک سال دیگر تهران آب آشامیدنی نخواهد داشت.
• ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۳. جنگلهای شمال را دارند مثل علف درو میکنند. اگر همینطور پیش برود تا ۳۰ سال دیگر از جنگلهای هیرکانی چیزی نمیماند... این جنگلها ریهٔ ایران هستند. دارند ریهٔ مملکت را پارهپاره میکنند.
• ۱۱ بهمن ۱۳۵۱. تالاب قمیشان و میانکاله را خشک میکنند تا شالیزار بکارند... اگر تالابها خشک شوند، همهٔ تبریز و کرمان را نمکباد میگیرد.
• ۴ مرداد ۱۳۵۴. در رفسنجان آنقدر چاه عمیق زدهاند که زمین دارد نشست میکند. تا چند سال دیگر آنجا پر از فروچاله میشود.
• ۱۷ آذر ۱۳۵۴. کارون را دارند میکشند. این همه کارخانه بدون تصفیهخانه فاضلابشان را مستقیم میریزند توی رودخانه.
• ۲۷ آذر ۱۳۵۴. ببینید این دود را! تهران دارد خفه میشود... اگر همینطور پیش برود تا سال دیگر مردم تهران باید ماسک بزنند.
• ۸ بهمن ۱۳۵۵. این شکارچیهای لعنتی دارند همهچیز را نابود میکنند. با این منوال تا چند سال دیگر در ایران نه ببری میماند، نه یوزی و نه حتی قرقاولی!
• ۹ دی ۱۳۵۵. دریاچهٔ رضائیه (ارومیه) دارد خشک میشود. سد روی رودخانههای اطرافش ساخته شده، ولی کسی فکر آب دریاچه نبوده. اگر خشک شود، نمکبادش تا تبریز میرود و آنجا را نابود میکند... این بزرگترین فاجعهٔ زیست محیطی مملکت خواهد بود.
اما علاوهبر آیندهنگری و دغدغههای شاه نسبت به محیطزیست ایران، مسئلهٔ شاید مهمتر اینجاست که فقط به شکایت و خطابه بسنده نمیکرد و برای حل هریک از این معضلات عملاً و قاطعانه دست به اقدام میزد. برای نمونه فقط برخی اقدامات دورهٔ پهلوی برای حفظ محیط زیست را میآوریم:
• تشکیل سازمان شکاربانی و حفاظت از حیات وحش: «کانون شکاربانی ایران را تأسیس کنید و بودجهاش را از دربار بدهید.» (۸ بهمن ۱۳۵۳)
• اعلام منطقهٔ حفاظتشده برای نجات یوزپلنگ و قوچهای در خطر: «مناطق ییلاق، دشت کویر تا ترکمنصحرا کاملاً حفاظتشده اعلام شود. ارتش حفاظت کند.» (۶ اسفند ۱۳۵۱)
• دستور برخورد نظامی با قاچاقچیان چوب جنگلهای شمال: «به ارتش دستور بدهید با قاچاقچیهای چوب مثل قاچاقچیان تریاک برخورد کنند، تیراندازی آزاد است.» (۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۳)
• تسریع اجرای طرح جامع فاضلاب تهران:
«شهرداری و وزارت آب و برق تا آخر سال طرح فاضلاب تهران را تمام کنند و بودجهاش را هرچه بخواهند بدهید.» (۲۲ مهر ۱۳۵۱)
• الزام رعایت شروط زیستمحیطی در تمامی سدها: «از این به بعد در طراحی هر سدی، حداقل جریان زیستمحیطی رودخانه حتماً رعایت شود وگرنه تأیید نمیکنم.» (۲۲ شهریور ۱۳۵۵)
• ایجاد منطقه حفاظتشدهٔ خلیج فارس و جزایر ایرانی: «جزایر خلیج فارس و سواحل تا شعاع مشخص حفاظت کامل شود، نیروی دریایی مسئول حفاظت است.» (۱۶ فروردین ۱۳۵۶)
• عدم صدور مجوز حفر چاه در دشت رفسنجان و چند دشت دیگر: «از این به بعد در رفسنجان، ورامین و چند دشت ممنوعهٔ دیگر حتی مجوز حفر یک چاه عمیق را هم ندهید.» (۴ مرداد ۱۳۵۰)
• اختصاص بودجهٔ ویژه برای تقویت دریاچهٔ ارومیه: «بودجهٔ احیای دریاچهٔ ارومیه را از محل اعتبارات خاص دربار تأمین کنید و طرح فوری بدهید.» (۱۳ تیر ۱۳۵۵)
• ممنوعیت شکار پرندگان مهاجر در تالابهای شمال: «از این فصل به بعد شکار در میانکاله و گمیشان مطلقاً ممنوع است، ارتش گشتهای دریایی بگذارد.» (۱۱ بهمن ۱۳۵۶)
• الزام همهٔ کارخانههای نیشکر خوزستان به ساخت تصفیهخانه: «به همهٔ کارخانههای نیشکر و صنعت خوزستان شش ماه مهلت بدهید تصفیهخانه بسازند.» (۱۷ آذر ۱۳۵۲)
• تصویب فوری قانون حفاظت هوا: «وزارت کشور و سازمان برنامه تا سه ماه دیگر قانون حفاظت هوا را بیاورند مجلس.» (۲۷ آذر ۱۳۵۳)
• امضای فرمان تأسیس «سازمان حفاظت محیط زیست ایران» به عنوان نهادی مستقل:
«سازمان حفاظت محیط زیست را از وزارت کشاورزی جدا کنید و مستقیم زیر نظر نخستوزیر بیاورید.» (۱۳۵۲، اسکندر فیروز همین موقع رئیس این سازمان شد).
تقریباً تکتک این دستورات در همان زمان اجرایی شدند. هرچند بعد از انقلاب بسیاریشان یا ضعیف شدند یا عملاً تعطیل. شاه در دههٔ ۵۰ تنها حاکم خاورمیانه بود که اهمیت محیطزیست را دریافته بود، افسوس که ما شاه را درنیافتیم.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
• ۱ فروردین ۱۳۵۱. فاضلاب بندرعباس و بوشهر مستقیماً میریزد توی دریا. تا چند سال دیگر اینجا پر از ماهی مرده میشود و صدف و مرجانهایش از بین میروند.
• ۲۳ مهر ۱۳۵۱. رودخانههای شمال تهران همه فاضلاب شدهاند. با همین منوال تا یک سال دیگر تهران آب آشامیدنی نخواهد داشت.
• ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۳. جنگلهای شمال را دارند مثل علف درو میکنند. اگر همینطور پیش برود تا ۳۰ سال دیگر از جنگلهای هیرکانی چیزی نمیماند... این جنگلها ریهٔ ایران هستند. دارند ریهٔ مملکت را پارهپاره میکنند.
• ۱۱ بهمن ۱۳۵۱. تالاب قمیشان و میانکاله را خشک میکنند تا شالیزار بکارند... اگر تالابها خشک شوند، همهٔ تبریز و کرمان را نمکباد میگیرد.
• ۴ مرداد ۱۳۵۴. در رفسنجان آنقدر چاه عمیق زدهاند که زمین دارد نشست میکند. تا چند سال دیگر آنجا پر از فروچاله میشود.
• ۱۷ آذر ۱۳۵۴. کارون را دارند میکشند. این همه کارخانه بدون تصفیهخانه فاضلابشان را مستقیم میریزند توی رودخانه.
• ۲۷ آذر ۱۳۵۴. ببینید این دود را! تهران دارد خفه میشود... اگر همینطور پیش برود تا سال دیگر مردم تهران باید ماسک بزنند.
• ۸ بهمن ۱۳۵۵. این شکارچیهای لعنتی دارند همهچیز را نابود میکنند. با این منوال تا چند سال دیگر در ایران نه ببری میماند، نه یوزی و نه حتی قرقاولی!
• ۹ دی ۱۳۵۵. دریاچهٔ رضائیه (ارومیه) دارد خشک میشود. سد روی رودخانههای اطرافش ساخته شده، ولی کسی فکر آب دریاچه نبوده. اگر خشک شود، نمکبادش تا تبریز میرود و آنجا را نابود میکند... این بزرگترین فاجعهٔ زیست محیطی مملکت خواهد بود.
اما علاوهبر آیندهنگری و دغدغههای شاه نسبت به محیطزیست ایران، مسئلهٔ شاید مهمتر اینجاست که فقط به شکایت و خطابه بسنده نمیکرد و برای حل هریک از این معضلات عملاً و قاطعانه دست به اقدام میزد. برای نمونه فقط برخی اقدامات دورهٔ پهلوی برای حفظ محیط زیست را میآوریم:
• تشکیل سازمان شکاربانی و حفاظت از حیات وحش: «کانون شکاربانی ایران را تأسیس کنید و بودجهاش را از دربار بدهید.» (۸ بهمن ۱۳۵۳)
• اعلام منطقهٔ حفاظتشده برای نجات یوزپلنگ و قوچهای در خطر: «مناطق ییلاق، دشت کویر تا ترکمنصحرا کاملاً حفاظتشده اعلام شود. ارتش حفاظت کند.» (۶ اسفند ۱۳۵۱)
• دستور برخورد نظامی با قاچاقچیان چوب جنگلهای شمال: «به ارتش دستور بدهید با قاچاقچیهای چوب مثل قاچاقچیان تریاک برخورد کنند، تیراندازی آزاد است.» (۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۳)
• تسریع اجرای طرح جامع فاضلاب تهران:
«شهرداری و وزارت آب و برق تا آخر سال طرح فاضلاب تهران را تمام کنند و بودجهاش را هرچه بخواهند بدهید.» (۲۲ مهر ۱۳۵۱)
• الزام رعایت شروط زیستمحیطی در تمامی سدها: «از این به بعد در طراحی هر سدی، حداقل جریان زیستمحیطی رودخانه حتماً رعایت شود وگرنه تأیید نمیکنم.» (۲۲ شهریور ۱۳۵۵)
• ایجاد منطقه حفاظتشدهٔ خلیج فارس و جزایر ایرانی: «جزایر خلیج فارس و سواحل تا شعاع مشخص حفاظت کامل شود، نیروی دریایی مسئول حفاظت است.» (۱۶ فروردین ۱۳۵۶)
• عدم صدور مجوز حفر چاه در دشت رفسنجان و چند دشت دیگر: «از این به بعد در رفسنجان، ورامین و چند دشت ممنوعهٔ دیگر حتی مجوز حفر یک چاه عمیق را هم ندهید.» (۴ مرداد ۱۳۵۰)
• اختصاص بودجهٔ ویژه برای تقویت دریاچهٔ ارومیه: «بودجهٔ احیای دریاچهٔ ارومیه را از محل اعتبارات خاص دربار تأمین کنید و طرح فوری بدهید.» (۱۳ تیر ۱۳۵۵)
• ممنوعیت شکار پرندگان مهاجر در تالابهای شمال: «از این فصل به بعد شکار در میانکاله و گمیشان مطلقاً ممنوع است، ارتش گشتهای دریایی بگذارد.» (۱۱ بهمن ۱۳۵۶)
• الزام همهٔ کارخانههای نیشکر خوزستان به ساخت تصفیهخانه: «به همهٔ کارخانههای نیشکر و صنعت خوزستان شش ماه مهلت بدهید تصفیهخانه بسازند.» (۱۷ آذر ۱۳۵۲)
• تصویب فوری قانون حفاظت هوا: «وزارت کشور و سازمان برنامه تا سه ماه دیگر قانون حفاظت هوا را بیاورند مجلس.» (۲۷ آذر ۱۳۵۳)
• امضای فرمان تأسیس «سازمان حفاظت محیط زیست ایران» به عنوان نهادی مستقل:
«سازمان حفاظت محیط زیست را از وزارت کشاورزی جدا کنید و مستقیم زیر نظر نخستوزیر بیاورید.» (۱۳۵۲، اسکندر فیروز همین موقع رئیس این سازمان شد).
تقریباً تکتک این دستورات در همان زمان اجرایی شدند. هرچند بعد از انقلاب بسیاریشان یا ضعیف شدند یا عملاً تعطیل. شاه در دههٔ ۵۰ تنها حاکم خاورمیانه بود که اهمیت محیطزیست را دریافته بود، افسوس که ما شاه را درنیافتیم.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤27👍6👏1
- سیمای دو زن
مقایسه ای از ارجمندی زنان در ایران و بیابانهای حجاز
علیاکبر سعیدی سیرجانی
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومهٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و یادی است از معشوقهٔ از کفرفتهٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانهای رد و بدل کنند.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند و زندانبانش، زن فلکزدهای است به نام مادر که به فرمان شفاعتناپذیر شوهر مجبور است رابطهٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست. شیرین، دستپروردهٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد برمینشیند و با جماعتی از دختران همسنوسال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتبخانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهٔ نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب و جایگاه زن در ایران.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
مقایسه ای از ارجمندی زنان در ایران و بیابانهای حجاز
علیاکبر سعیدی سیرجانی
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومهٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و یادی است از معشوقهٔ از کفرفتهٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانهای رد و بدل کنند.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند و زندانبانش، زن فلکزدهای است به نام مادر که به فرمان شفاعتناپذیر شوهر مجبور است رابطهٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست. شیرین، دستپروردهٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد برمینشیند و با جماعتی از دختران همسنوسال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتبخانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهٔ نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب و جایگاه زن در ایران.
➖➖➖
نترس و بلند بگو #جاویدشاه
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍26👌5👏4❤3💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلیل خشکسالی در ایران
👑
جمهوری اسلامی با ایران ما چه کرد...
➖➖➖
#جاوید_شاه
#ایران_معبد_ماست
#ایران_را_پس_میگیریم
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
👑 👑 👑
@KFP_IrShah
جمهوری اسلامی با ایران ما چه کرد...
➖➖➖
#جاوید_شاه
#ایران_معبد_ماست
#ایران_را_پس_میگیریم
#MIGA (Make Iran Great Again)
#KingRezaPahlavi
@KFP_IrShah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18😢4❤1👏1😱1
از سال ١٢٢٧ تـا ١٣۵٧ شش پادشاه بر ایـران حکومت کردند، طی این سالها؛
دو جنـگ جهانی و قحطی و... دیدیم
و دلار از ٧ ریال به ٧٠ ریال رسید
یعنی طی ١٣٠ سال دلار فقط ١٠ برابر شد
اما در این ۴۶ سال دلار ۱۷ هـزار برابر شده!
@KFP_IrShah
دو جنـگ جهانی و قحطی و... دیدیم
و دلار از ٧ ریال به ٧٠ ریال رسید
یعنی طی ١٣٠ سال دلار فقط ١٠ برابر شد
اما در این ۴۶ سال دلار ۱۷ هـزار برابر شده!
@KFP_IrShah
❤36👍9😢3💯1