Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 بیانیهی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در محکومیت اعدامهای اخیر
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجرەی باز سحر غلغله میآغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
معلمان و دانش آموزان گرانقدر و ملت شریف ایران:
بار دیگر در روزهای اخیر پس از اعدام #محسن_شکاری و #مجید_رضا_رهنورد شاهد اعدام #محمد_مهدی_کرمی و #سید_محمد_حسینی بودیم.
در حالیکه این دو جوان تا صدور و تایید رای در دیوان، حق داشتن وکیل انتخابی را نداشتند و وقتی با تلاش برخی وکلای شریف، نهایتا اعاده دادرسی #سید_محمد_حسینی، جوان کارگری که هیچ پشت و پناهی در زندگی نداشت و در یک مرغداری کار می کرد، پذیرفته شد و این امید می رفت که او از مرگ رهایی یابد، اما هفدهم دی ماه او و محمد مهدی کرمی، ورزشکاری که دارای مدالهای کشوری و جهانی برای سرزمین ما بود، به دار آویخته شدند.
نحوه محاکمه آنها بدون طی تشریفات حقوقی و امکان بهرمندی از وکیل تعیینی و شرایط دادگاه علنی برای رفع شبهەها، اعتراض اغلب حقوقدانان کشور را بر انگیخته است. در کنار عدم رعایت حقوق قانونی متهمان برخی از فقها از عدم انطباق این اعدامها با موازین فقهی نیز تأکید ورزیدند. اما حاکمیت مغرورانه و سرمستانه چنین تصور میکند که با عجله و شتاب در اعدام جوانان میتواند بر ناکارآمدی خود، که علت العلل اصلی خیزش اخیر به جان آمدگان است، سرپوش بگذارد و با ایجاد ترس و تهدید، معترضان را خاموش کند.
معلمان، دانش آموزان و ملت شریف ایران:
دردناک ترین و رنج آورترین قصه این اعدامها این است که حاکمیت مدعی حکومت مستضعفان و فقرا اینک، برای مجازات سراغ فقیرترین و بیبهرەمندترین و در عین حال شریفترین لایەهای طبقاتی جامعه رفته تا دریابیم علیرغم این شعارهای فریبنده در چهار دهه، دین و اخلاق و همه هنجارها تنها سرپوشی برای چپاول و غارت بیشتر سرمایەهای مادی و معنوی مردم این سرزمین بوده است.
سحرگاه ۱۹ دی قرار بود دو جوان دیگر به نامهای #محمد_قباد_لو و #محمد_بروغنی نیز به دار آویخته شوند اما ابعاد اعتراض گسترده رسانەای و حضور مردم شریف در همراهی با این دو خانواده دردمند، خوشبختانه مانع انجام این کار شد و نشان داد که همبستگی و اتحاد جمعی چگونه میتواند موجب پیروزی شود. در دو مورد اخیر نیز ضمن عدم رعایت حقوق متهمان، بنابر گفته خانواده و برخی وکلا ۲۰ پزشک معتمد قوه قضاییه بر بیماری #محمد_قباد_لو صحه گذاشتەاند و عجیب تر آنکه مادر او دردمندانه فریاد میزند که در سایت ناجا توضیح داده شده که قتل کرم پور در رباط کریم انجام شده و سخنران مراسمش نحوه کشته شدن او را برای حاضران توضیح داده اما قتل او را به گردن فرزندش و با زیر گرفتن ماشین، که اساسا چنین اتفاقی در آن لحظه روی نداده، نسبت دادەاند.
پرسش مهمی که حاکمیت تاکنون بدان پاسخ نداده این است که اگر اصرار به درستی مدعیات خود دارد، چرا تا کنون به هیچ کدام از این ادعاها که عدم بررسیش، جان بی گناهانی را ستانده است، وقعی ننهاده است و می خواهد تنها منبع درست نشان دادن همه سناریوهای ساختگیش را صدا و سیمای غیر ملی و کم مخاطب قرار دهد؟ چرا اجازه برگزاری دادگاه علنی به این متهمان نمیدهد؟ چرا وکلای انتخابی و تعیینی حق ورود برای دفاع از آنها را ندارند؟ چرا اساسا، شفاف سازی پیرامون این پروندەها و قانع کردن افکار عمومی برای حاکمیت کمترین ارزشی ندارد.
آیا جز این است که با رعایت همه اصول دادرسی، سناریوهای ساختگی که از نظر اکثریت مردم رسوا و مردود شده، دیگر نمیتواند حتی اندک طرفداران باقی مانده از آنها را هم قانع نماید.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن اعتراض به تداوم اعدام جوانان و محکومیت آن، خواهان توقف احکام اعدام همه متهمان و اعاده دادرسی عادلانه برای این جوانان وطن با حضور وکلای تعیینی است. بی تردید این روند اگر بر اساس قانون انجام گیرد، مشخص خواهد شد که در صدور این احکام علیه فرودستان حق طلب، چه سخاوت بی رحمانەای در گشادگی صدور احکام ظالمانه جهت ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خرج دادهاند تا صدای اعتراض بر ظلم و تبعیض و بیعدالتی را خاموش کنند. اما سیاست ترس و فشار تا زمانی که چرخه ظلم و بی عدالتی به مسیر خود پرشتابتر ادامه دهد، نه تنها کمترین اثری ندارد که نهایتا پایەهای ستم و ظلم را خواهد سوزاند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۹ دی ۱۴۰۱
#معلمان_زندانی_تنها_نیستند
#زن_زیویش_أزأیي
🔹🔹🔹
🆔 @kashowra
دریافت اخبار از طریق آیدی زیر 👇👇👇
@kashowranews
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجرەی باز سحر غلغله میآغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
معلمان و دانش آموزان گرانقدر و ملت شریف ایران:
بار دیگر در روزهای اخیر پس از اعدام #محسن_شکاری و #مجید_رضا_رهنورد شاهد اعدام #محمد_مهدی_کرمی و #سید_محمد_حسینی بودیم.
در حالیکه این دو جوان تا صدور و تایید رای در دیوان، حق داشتن وکیل انتخابی را نداشتند و وقتی با تلاش برخی وکلای شریف، نهایتا اعاده دادرسی #سید_محمد_حسینی، جوان کارگری که هیچ پشت و پناهی در زندگی نداشت و در یک مرغداری کار می کرد، پذیرفته شد و این امید می رفت که او از مرگ رهایی یابد، اما هفدهم دی ماه او و محمد مهدی کرمی، ورزشکاری که دارای مدالهای کشوری و جهانی برای سرزمین ما بود، به دار آویخته شدند.
نحوه محاکمه آنها بدون طی تشریفات حقوقی و امکان بهرمندی از وکیل تعیینی و شرایط دادگاه علنی برای رفع شبهەها، اعتراض اغلب حقوقدانان کشور را بر انگیخته است. در کنار عدم رعایت حقوق قانونی متهمان برخی از فقها از عدم انطباق این اعدامها با موازین فقهی نیز تأکید ورزیدند. اما حاکمیت مغرورانه و سرمستانه چنین تصور میکند که با عجله و شتاب در اعدام جوانان میتواند بر ناکارآمدی خود، که علت العلل اصلی خیزش اخیر به جان آمدگان است، سرپوش بگذارد و با ایجاد ترس و تهدید، معترضان را خاموش کند.
معلمان، دانش آموزان و ملت شریف ایران:
دردناک ترین و رنج آورترین قصه این اعدامها این است که حاکمیت مدعی حکومت مستضعفان و فقرا اینک، برای مجازات سراغ فقیرترین و بیبهرەمندترین و در عین حال شریفترین لایەهای طبقاتی جامعه رفته تا دریابیم علیرغم این شعارهای فریبنده در چهار دهه، دین و اخلاق و همه هنجارها تنها سرپوشی برای چپاول و غارت بیشتر سرمایەهای مادی و معنوی مردم این سرزمین بوده است.
سحرگاه ۱۹ دی قرار بود دو جوان دیگر به نامهای #محمد_قباد_لو و #محمد_بروغنی نیز به دار آویخته شوند اما ابعاد اعتراض گسترده رسانەای و حضور مردم شریف در همراهی با این دو خانواده دردمند، خوشبختانه مانع انجام این کار شد و نشان داد که همبستگی و اتحاد جمعی چگونه میتواند موجب پیروزی شود. در دو مورد اخیر نیز ضمن عدم رعایت حقوق متهمان، بنابر گفته خانواده و برخی وکلا ۲۰ پزشک معتمد قوه قضاییه بر بیماری #محمد_قباد_لو صحه گذاشتەاند و عجیب تر آنکه مادر او دردمندانه فریاد میزند که در سایت ناجا توضیح داده شده که قتل کرم پور در رباط کریم انجام شده و سخنران مراسمش نحوه کشته شدن او را برای حاضران توضیح داده اما قتل او را به گردن فرزندش و با زیر گرفتن ماشین، که اساسا چنین اتفاقی در آن لحظه روی نداده، نسبت دادەاند.
پرسش مهمی که حاکمیت تاکنون بدان پاسخ نداده این است که اگر اصرار به درستی مدعیات خود دارد، چرا تا کنون به هیچ کدام از این ادعاها که عدم بررسیش، جان بی گناهانی را ستانده است، وقعی ننهاده است و می خواهد تنها منبع درست نشان دادن همه سناریوهای ساختگیش را صدا و سیمای غیر ملی و کم مخاطب قرار دهد؟ چرا اجازه برگزاری دادگاه علنی به این متهمان نمیدهد؟ چرا وکلای انتخابی و تعیینی حق ورود برای دفاع از آنها را ندارند؟ چرا اساسا، شفاف سازی پیرامون این پروندەها و قانع کردن افکار عمومی برای حاکمیت کمترین ارزشی ندارد.
آیا جز این است که با رعایت همه اصول دادرسی، سناریوهای ساختگی که از نظر اکثریت مردم رسوا و مردود شده، دیگر نمیتواند حتی اندک طرفداران باقی مانده از آنها را هم قانع نماید.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن اعتراض به تداوم اعدام جوانان و محکومیت آن، خواهان توقف احکام اعدام همه متهمان و اعاده دادرسی عادلانه برای این جوانان وطن با حضور وکلای تعیینی است. بی تردید این روند اگر بر اساس قانون انجام گیرد، مشخص خواهد شد که در صدور این احکام علیه فرودستان حق طلب، چه سخاوت بی رحمانەای در گشادگی صدور احکام ظالمانه جهت ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خرج دادهاند تا صدای اعتراض بر ظلم و تبعیض و بیعدالتی را خاموش کنند. اما سیاست ترس و فشار تا زمانی که چرخه ظلم و بی عدالتی به مسیر خود پرشتابتر ادامه دهد، نه تنها کمترین اثری ندارد که نهایتا پایەهای ستم و ظلم را خواهد سوزاند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۹ دی ۱۴۰۱
#معلمان_زندانی_تنها_نیستند
#زن_زیویش_أزأیي
🔹🔹🔹
🆔 @kashowra
دریافت اخبار از طریق آیدی زیر 👇👇👇
@kashowranews
👍1👏1
📌 #محمد_حسینی فرزند طبقه کارگر است
روز ۱۷ دیماه ۱۴۰۱ دادگاه های سرمایه داران دو کارگر بنامهای محمد مهدی کرمی و محمد حسینی را بدار آویختند. دو اعدام شده آذر ماه محسن شکاری و مجید رهنورد نیز کارگر بودند. در کانالها خواندیم که محمد عزیز کس و کار نداشته است که در زندان به ملاقاتش برود یا پرونده اش را پیگیری کند. وقتی هم در کمال شقاوت و با اتهامات واهی تحت شکنجه برایش حکم اعدام دادند و جانش را گرفتند، بازهم کس و کاری نبود که پیکر بر زمین مانده اش را تحویل بگیرد و با احترام بدرقه کند.
ما کارگران از سلاله رنجیم. دردهایی کشیده ایم و می کشیم که در داستانها نیامده است. ما کارگران همیشه مرغ عزا و عروسی و جنگ و صلح و غم و شادی سرمایه داران بودیم. هیچوقت دولتها برای رفاه و حرمت کارگران عملی انجام ندادند و قانونی در مجلش شان نگذراندند. آنها تنها تا زمانی به ما احتیاج دارند که بتوانیم کار کنیم و مزد کمی بگیریم و برای سرمایه دار سودآور باشیم. هر زمان این ممکن نباشد، اخراج. هر زمان اعتراض کنیم، زندان. هر زمان بگیم گرسنه ایم و اعتراض داریم، نوکر آمریکا و اسراییل. وقتی مثل محمد و مهدی و محسن و مجید گذرمان به زندان می افتد، این میشود که می بینید.
کارگر کجا و وثیقه های میلیاردی کجا؟ یا بخط شدن رسانه ها برای قهرمان سازی و رهبرتراشی! حالا اگر مثل محمد حسینی بی کس و کار باشی، اینگونه طعمه افعی های آدمخواری میشوی که در مملکت ما اسم شان قاضی است. در کشوری که جلاد را قاضی می نامند و کارگر و زحمتکش را خرابکار و تروریست، چند جای کار خراب است. در جایی که زور و شکنجه و تخیلات تعدادی آدم مریض بازجو و امنیتی قرار است داستان زندگی ات را بنویسند، کارگر کجا میتواند ادعای حق کند؟
روزی که همه اهرمها دست ما باشد، روزی که جامعه تحت شوراها اداره شود و مزدبگیر و مزدبده نباشد، میتوانیم از آزادی حرف بزنیم اما تا آنوقت بردگانی بیش نیستیم. دل من مثل بسیاری از همکاران پر است. چهره زیبای هم طبقه ای هایمان که اعدام شدند از خاطرم نمیرود. محمد حسینی را هیچوقت ندیدم اما انگار صد سال است که او را می شناسم. او از نسل غول خفته ای بود که کمتر دیده میشد اما حالا دنیا چهره زیبای انقلاب را دیده است.
محمد عزیز بعنوان یک کارگر برایت گریستم و به این دنیا و نظم سرمایه داری لعنت فرستادم. بعنوان هفت تپه ای میگویم که تو فرزند کارگرانی و کارگران کنارت می مانند. تو پدر و مادر و خانواده نداشتی اما جزو طبقه ای هستی که اکثریت جامعه و خانواده بزرگ کارگری را تشکیل میدهند. تو محمد برادر و همرزم عزیز در دل تک تک کارگران و مردم شریفی هستی که نان شرافت میخورند و خود را نفروخته اند. یادت در دلهای ما میماند و نامت در مبارزه برای آزادی کنار ماست.
پیام همکار
روز ۱۷ دیماه ۱۴۰۱ دادگاه های سرمایه داران دو کارگر بنامهای محمد مهدی کرمی و محمد حسینی را بدار آویختند. دو اعدام شده آذر ماه محسن شکاری و مجید رهنورد نیز کارگر بودند. در کانالها خواندیم که محمد عزیز کس و کار نداشته است که در زندان به ملاقاتش برود یا پرونده اش را پیگیری کند. وقتی هم در کمال شقاوت و با اتهامات واهی تحت شکنجه برایش حکم اعدام دادند و جانش را گرفتند، بازهم کس و کاری نبود که پیکر بر زمین مانده اش را تحویل بگیرد و با احترام بدرقه کند.
ما کارگران از سلاله رنجیم. دردهایی کشیده ایم و می کشیم که در داستانها نیامده است. ما کارگران همیشه مرغ عزا و عروسی و جنگ و صلح و غم و شادی سرمایه داران بودیم. هیچوقت دولتها برای رفاه و حرمت کارگران عملی انجام ندادند و قانونی در مجلش شان نگذراندند. آنها تنها تا زمانی به ما احتیاج دارند که بتوانیم کار کنیم و مزد کمی بگیریم و برای سرمایه دار سودآور باشیم. هر زمان این ممکن نباشد، اخراج. هر زمان اعتراض کنیم، زندان. هر زمان بگیم گرسنه ایم و اعتراض داریم، نوکر آمریکا و اسراییل. وقتی مثل محمد و مهدی و محسن و مجید گذرمان به زندان می افتد، این میشود که می بینید.
کارگر کجا و وثیقه های میلیاردی کجا؟ یا بخط شدن رسانه ها برای قهرمان سازی و رهبرتراشی! حالا اگر مثل محمد حسینی بی کس و کار باشی، اینگونه طعمه افعی های آدمخواری میشوی که در مملکت ما اسم شان قاضی است. در کشوری که جلاد را قاضی می نامند و کارگر و زحمتکش را خرابکار و تروریست، چند جای کار خراب است. در جایی که زور و شکنجه و تخیلات تعدادی آدم مریض بازجو و امنیتی قرار است داستان زندگی ات را بنویسند، کارگر کجا میتواند ادعای حق کند؟
روزی که همه اهرمها دست ما باشد، روزی که جامعه تحت شوراها اداره شود و مزدبگیر و مزدبده نباشد، میتوانیم از آزادی حرف بزنیم اما تا آنوقت بردگانی بیش نیستیم. دل من مثل بسیاری از همکاران پر است. چهره زیبای هم طبقه ای هایمان که اعدام شدند از خاطرم نمیرود. محمد حسینی را هیچوقت ندیدم اما انگار صد سال است که او را می شناسم. او از نسل غول خفته ای بود که کمتر دیده میشد اما حالا دنیا چهره زیبای انقلاب را دیده است.
محمد عزیز بعنوان یک کارگر برایت گریستم و به این دنیا و نظم سرمایه داری لعنت فرستادم. بعنوان هفت تپه ای میگویم که تو فرزند کارگرانی و کارگران کنارت می مانند. تو پدر و مادر و خانواده نداشتی اما جزو طبقه ای هستی که اکثریت جامعه و خانواده بزرگ کارگری را تشکیل میدهند. تو محمد برادر و همرزم عزیز در دل تک تک کارگران و مردم شریفی هستی که نان شرافت میخورند و خود را نفروخته اند. یادت در دلهای ما میماند و نامت در مبارزه برای آزادی کنار ماست.
پیام همکار
👍7❤5😢3🔥1