✅ ی نکته جالبی که مایلم برای درک بهتر #نظام_دستبوسی سادات و اربابان برآمده از #کنگره_وین یادآوری کنم دوران تحصیل #محمدرضاشاه #آریامهر در سوئیس بود
✅ یادآوری : از کنگره وین گفتم و نوشتم.. گفتم که در این کنگره اربابان قرار گذاشتن حتی اگر گوشت همدیگر را بخورند ولی استخوان همدیگر را دور نریزن، و اجازه ندن رعیت زاده یا بقول خودشان یک بی اصل و نسب و بی ریشه به جاه و مقام برسد. نوشتم که پس از رنسانس نظام ارباب رعیتی دچار اعوجاج و مشکل شده بود و دیگه سادات و اربابان نمیتونستن بگن اونا برگزیده خداوند هستند و.... و نوشتم که بعد از سروسامان دادن به اوضاع اروپا برای هر سرزمینی برگزیدگانی را گزینش میکردن که برای ایران خاندان مستوفیان آشتیانی و کسانی که وابسته به لژهای فراماسونری بودن برگزیده و انتخاب شدند.
✅ ولیعهد جوان در دو مدرسه ثبت نام کرد که در هر دو مدرسه بچه های اربابان و سادات تحصیل میکردن و اجازه تحصیل به افراد معمولی (غیر برگزیده) حتی اگر قادر به پرداخت هزینه تحصیل میشد، نمیدادن.
اولین مدرسه «اکول نوول» و دومی «لاروزه» نام داشت.
علت اخراج از مدرسه اول خطای ورزشی بود. بنا بر گزارشها بعلت خطای ولیعهد روی یکی از بازیکنان چشم آبی در هنگام فوتبال شاگردان مدرسه با همدیگر تبانی کردن و لاجرم مدیر مدرسه که توان مقابله با اربابان خصوصا خانواده #مترنیخ که بنیانگذار کنگره وین و نظم منبعث از آن، را نداشت. لذا عذر ولیعهد جوان را خواست.
و در مدرسه دوم وضع به همین منوال بود اما محمد رضای جوان متوجه شد که بیدلیل سوئیس بعنوان یک کشور بیطرف انتخاب نشده و پدران این شاگردان اراده کردن که سوئیس بعنوان یک کشور بیطرف شناخته شود و حتی اگر پدر تاجدارش #رضاشاه_بزرگ باشد منتها حریف خیلی قدره. لذا....
✅ ولیعهد جوان در همان زمان در چند جبهه میجنگید، باید علاوه بر ورزش در روزنامه نگاری هم خودش را مطرح میکرد. لذا در تیم فوتبال مدرسه و همچنین تنیس توانست نظرها را به خودش جلب کند. منتها مشکل این بود که دیدگاه اربابی نسبت به ورزش و قهرمانی در آن دیدگاه روم باستان و نبرد بردگان برای تفرج و شادی اربابان میشدند (دیدگاهی که هنوز هم در اقصی نقاط جهان خصوصا در مورد سیاهان پابرجاست).
✅ سختگیری های #رضاشاه پهلوی نسبت به فرزندان خصوصا ولیعهد در مورد دستور زبان و انشا پسرش، در نبرد جدید تا حدودی مشکل گشای محمد رضای جوان شد و ایشان علاوه بر ورزش در این زمینه هم مسلط شد.
مدرسه روزنامه ایی منتشر میکرد که ولیعهد جوان علاوه بر سردبیری آن مقالات فراوانی از محیط و فرهنگ نوشت. و یکی از بهترین مقاله او در مورد مرگ پادشاه اطریش است که توانایی و چیرگی او را بر مناسبات سیاسی نشان میدهد.
✅ و شاید بزرگترین اشتباه محمد رضا شاه پهلوی این بود که روزی که دروازههای تمدن بزرگ باز شده بود و ایران آماده ورود به عصر جدید بود، به یاد مشکلات عدیده دوران تحصیل افتاد و میخواست درسی به اربابان چشمآبی بدهد و گفت دوران شما تمام شده... به هر کسی دلمون بخاد نفت میفروشیم...
⬅ متوجه نبود که همانطور که او آن زدوخورد ورزشی را فراموش نکرده آنها نیز هرگز اجازه برتری یک چشم مشکی را نخواهند داد .
انتقام آن خطا در فوتبال را با بلوا و آشوب که منجر به واقعه شوم 57 شد گرفتند.
پی نوشت: یکی از مجلات ورزشی در زمانی که ولیعهد جوان تازه به لاروزه آمده بود در گزارش خودش با اشاره به بازی نه چندان خوب ولیعهد جوان در یک بازی، از ایشان انتقاد میکنه و لقب مرغدل را در روزنامه به ایشان میده!
در سراسر کتاب نگاهی به شاه سید عباس ملکزاده میلانی همین لقب را دستاویز کتابش قرار داد. سید عباس میلانی اگر منصف بود باید میدانست که ورزش روزهای خوب داره و روزهای بد و بابد میدانست که محمد رضا شاه پهلوی در بین دردانه هایی که در آن مدرسه تحصیل میکردن با تلاش بسیار توانست کاپیتان تیم فوتبال لاروزه شود.
@KhiresarMotamared
✅ یادآوری : از کنگره وین گفتم و نوشتم.. گفتم که در این کنگره اربابان قرار گذاشتن حتی اگر گوشت همدیگر را بخورند ولی استخوان همدیگر را دور نریزن، و اجازه ندن رعیت زاده یا بقول خودشان یک بی اصل و نسب و بی ریشه به جاه و مقام برسد. نوشتم که پس از رنسانس نظام ارباب رعیتی دچار اعوجاج و مشکل شده بود و دیگه سادات و اربابان نمیتونستن بگن اونا برگزیده خداوند هستند و.... و نوشتم که بعد از سروسامان دادن به اوضاع اروپا برای هر سرزمینی برگزیدگانی را گزینش میکردن که برای ایران خاندان مستوفیان آشتیانی و کسانی که وابسته به لژهای فراماسونری بودن برگزیده و انتخاب شدند.
✅ ولیعهد جوان در دو مدرسه ثبت نام کرد که در هر دو مدرسه بچه های اربابان و سادات تحصیل میکردن و اجازه تحصیل به افراد معمولی (غیر برگزیده) حتی اگر قادر به پرداخت هزینه تحصیل میشد، نمیدادن.
اولین مدرسه «اکول نوول» و دومی «لاروزه» نام داشت.
علت اخراج از مدرسه اول خطای ورزشی بود. بنا بر گزارشها بعلت خطای ولیعهد روی یکی از بازیکنان چشم آبی در هنگام فوتبال شاگردان مدرسه با همدیگر تبانی کردن و لاجرم مدیر مدرسه که توان مقابله با اربابان خصوصا خانواده #مترنیخ که بنیانگذار کنگره وین و نظم منبعث از آن، را نداشت. لذا عذر ولیعهد جوان را خواست.
و در مدرسه دوم وضع به همین منوال بود اما محمد رضای جوان متوجه شد که بیدلیل سوئیس بعنوان یک کشور بیطرف انتخاب نشده و پدران این شاگردان اراده کردن که سوئیس بعنوان یک کشور بیطرف شناخته شود و حتی اگر پدر تاجدارش #رضاشاه_بزرگ باشد منتها حریف خیلی قدره. لذا....
✅ ولیعهد جوان در همان زمان در چند جبهه میجنگید، باید علاوه بر ورزش در روزنامه نگاری هم خودش را مطرح میکرد. لذا در تیم فوتبال مدرسه و همچنین تنیس توانست نظرها را به خودش جلب کند. منتها مشکل این بود که دیدگاه اربابی نسبت به ورزش و قهرمانی در آن دیدگاه روم باستان و نبرد بردگان برای تفرج و شادی اربابان میشدند (دیدگاهی که هنوز هم در اقصی نقاط جهان خصوصا در مورد سیاهان پابرجاست).
✅ سختگیری های #رضاشاه پهلوی نسبت به فرزندان خصوصا ولیعهد در مورد دستور زبان و انشا پسرش، در نبرد جدید تا حدودی مشکل گشای محمد رضای جوان شد و ایشان علاوه بر ورزش در این زمینه هم مسلط شد.
مدرسه روزنامه ایی منتشر میکرد که ولیعهد جوان علاوه بر سردبیری آن مقالات فراوانی از محیط و فرهنگ نوشت. و یکی از بهترین مقاله او در مورد مرگ پادشاه اطریش است که توانایی و چیرگی او را بر مناسبات سیاسی نشان میدهد.
✅ و شاید بزرگترین اشتباه محمد رضا شاه پهلوی این بود که روزی که دروازههای تمدن بزرگ باز شده بود و ایران آماده ورود به عصر جدید بود، به یاد مشکلات عدیده دوران تحصیل افتاد و میخواست درسی به اربابان چشمآبی بدهد و گفت دوران شما تمام شده... به هر کسی دلمون بخاد نفت میفروشیم...
⬅ متوجه نبود که همانطور که او آن زدوخورد ورزشی را فراموش نکرده آنها نیز هرگز اجازه برتری یک چشم مشکی را نخواهند داد .
انتقام آن خطا در فوتبال را با بلوا و آشوب که منجر به واقعه شوم 57 شد گرفتند.
پی نوشت: یکی از مجلات ورزشی در زمانی که ولیعهد جوان تازه به لاروزه آمده بود در گزارش خودش با اشاره به بازی نه چندان خوب ولیعهد جوان در یک بازی، از ایشان انتقاد میکنه و لقب مرغدل را در روزنامه به ایشان میده!
در سراسر کتاب نگاهی به شاه سید عباس ملکزاده میلانی همین لقب را دستاویز کتابش قرار داد. سید عباس میلانی اگر منصف بود باید میدانست که ورزش روزهای خوب داره و روزهای بد و بابد میدانست که محمد رضا شاه پهلوی در بین دردانه هایی که در آن مدرسه تحصیل میکردن با تلاش بسیار توانست کاپیتان تیم فوتبال لاروزه شود.
@KhiresarMotamared
در زمانی که آلمانیها لندن و دیگر شهرهای بزرگ انگلستان را بمباران میکردن، در موقعیتی که وجود هرج و مرج و بلبشو یک امر عادی محسوب میشه، ی روز چرچیل داشت به سمت دفتر نخست وزیری حرکت میکرد. عجله داشت و به راننده گفت در خلاف جهت خیابان یکطرفهای که پشه پر نمیزد حرکت کنه تا زودتر به دفتر کارش برسه.
پلیسی جلوی خودرو نخست وزیر را گرفت و علاوه بر جریمه کردن ماشین نخست وزیر اصرار داشت که راننده از همان مسیر که آمده برگرده.
درست همان افکاری که به ذهن من و شما خطور میکنه نیز به ذهن چرچیل و همراهانش خطور کرد.
میگفتن میخاد خودش را نشون بده... حالا مگه چه خبره... مگه کی هستی... هوی عامو وهم برت داشته که ی گوهی هستی... لج کرده... حتما رشوه میخاد...
از چرچیل و همراهان اصرار که کار مهم مملکتی دارم، اصلا مگه منو نمیشناسی من مقام اول دولت هستم... شرایط حاده و وضعیت فوقالعاده و جنگیه....
که ما در اینجور مواقع میگیم زائو دارم، پدرم داره رو تخت بیمارستان جون میکنه، یا میگیم من ژن مرغوب پسر فلانی هستم...
و پلیس سه پیچ انگار که لج کرده بود...
خلاصه چرچیل عصبانی شد ولی بخاطر حفظ پرستیژش مجبور شد دور بزنه و دیرتر به دفتر کارش برسه.
کمی که آرام شد متوجه نکته مهمی در این حرکت پلیس شد و اون را به فال نیک گرفت و اعلام کرد که حتما در جنگ پیروز میشیم.
👈 نکته مهم این بود که علیرغم شرایط جنگی که در آن بقا حرف اول را میزنه و دیگه قانون حکمفرما نیست و قوانین جنگل کم کم حاکم میشه، هنوز مردم به قانون احترام میزارند و هنوز ساختارهای اجتماعی و فرهنگی کشور از هم گسسته نشده.
✅ وقتی قانون در یک جامعه جاری و ساری باشه مثل یک خط نامرئی عمل میکنه خطی که عبور از آن در انسان احساس گناه ایجاد میکنه.
امیدوارم کسانی پیدا نشن و بگن مردم قانون شکنی میکنند چرا که تخطی از قانون و مقررات هم جز سرشت انسان هست و انسان هر چی داره چه خوب و چه بد را از تمرد داره اما همان متمردین هم احساس گناه و شرم را بهمراه خودشون دارند.. موقعی که شرایط جنگی و جنگلی بشه اونوقت مجبوری احساس گناه را کنار بزاری تا زنده بمانی
چرا اینا رو گفتم؟
⬅ اينقدر به مردم سخت نگیرید والا بلا ما خودمون هم از همین مردم هستیم. خودت را بزار جای اون مامور یا نه بزار جای اون افرادی که میبینند یکنفر را میزنن و میبرن و هیچ کاری نمیکنند...(دارم راجع به کلیپی که در این چند روز پخش شده و در آن مامور داره بزور یکنفر را میبره حرف میزنم)
خب چرا مردم برعلیه مامور اقدام کنند؟ میدانید عواقب آن یعنی چی؟
میدانید که اگر تمرد از قوانین عادی شد و اون خط نامرئی کتار رفت اونوقت بلبشو و هرج و مرج در خانه همه را خواهد زد؟
✅ من اقدام نکردن مردم و اعتراض به صورت شعار دادن و نه چوپ و چماق بلند کردن را نشانه بزرگی مردم ایران و تمدن ایران میدونم. و میگم اتفاقا #نظام_دستبوسی خیلی دلش میخواست که مردم حاضر در صحنه اغتشاش کنند.. اونوقت من و شما بهش مجوز سرکوب میدادیم تا مجددا اون خط نامرئی را حکمفرما کنیم
پینوشت اینکه گاهی اوقات مجبوری از خارجیها مایه بزاری چرا که نظام کاری با ما کرده که هر حرفی را باید از زبان دیگران نقل کنی. متاسفم که از چرچیل انگلیسی نقل کردم چرا که هنوز به خودباوری نرسيدیم که ملت بزرگی هستیم
@KhiresarMotamared
پلیسی جلوی خودرو نخست وزیر را گرفت و علاوه بر جریمه کردن ماشین نخست وزیر اصرار داشت که راننده از همان مسیر که آمده برگرده.
درست همان افکاری که به ذهن من و شما خطور میکنه نیز به ذهن چرچیل و همراهانش خطور کرد.
میگفتن میخاد خودش را نشون بده... حالا مگه چه خبره... مگه کی هستی... هوی عامو وهم برت داشته که ی گوهی هستی... لج کرده... حتما رشوه میخاد...
از چرچیل و همراهان اصرار که کار مهم مملکتی دارم، اصلا مگه منو نمیشناسی من مقام اول دولت هستم... شرایط حاده و وضعیت فوقالعاده و جنگیه....
که ما در اینجور مواقع میگیم زائو دارم، پدرم داره رو تخت بیمارستان جون میکنه، یا میگیم من ژن مرغوب پسر فلانی هستم...
و پلیس سه پیچ انگار که لج کرده بود...
خلاصه چرچیل عصبانی شد ولی بخاطر حفظ پرستیژش مجبور شد دور بزنه و دیرتر به دفتر کارش برسه.
کمی که آرام شد متوجه نکته مهمی در این حرکت پلیس شد و اون را به فال نیک گرفت و اعلام کرد که حتما در جنگ پیروز میشیم.
👈 نکته مهم این بود که علیرغم شرایط جنگی که در آن بقا حرف اول را میزنه و دیگه قانون حکمفرما نیست و قوانین جنگل کم کم حاکم میشه، هنوز مردم به قانون احترام میزارند و هنوز ساختارهای اجتماعی و فرهنگی کشور از هم گسسته نشده.
✅ وقتی قانون در یک جامعه جاری و ساری باشه مثل یک خط نامرئی عمل میکنه خطی که عبور از آن در انسان احساس گناه ایجاد میکنه.
امیدوارم کسانی پیدا نشن و بگن مردم قانون شکنی میکنند چرا که تخطی از قانون و مقررات هم جز سرشت انسان هست و انسان هر چی داره چه خوب و چه بد را از تمرد داره اما همان متمردین هم احساس گناه و شرم را بهمراه خودشون دارند.. موقعی که شرایط جنگی و جنگلی بشه اونوقت مجبوری احساس گناه را کنار بزاری تا زنده بمانی
چرا اینا رو گفتم؟
⬅ اينقدر به مردم سخت نگیرید والا بلا ما خودمون هم از همین مردم هستیم. خودت را بزار جای اون مامور یا نه بزار جای اون افرادی که میبینند یکنفر را میزنن و میبرن و هیچ کاری نمیکنند...(دارم راجع به کلیپی که در این چند روز پخش شده و در آن مامور داره بزور یکنفر را میبره حرف میزنم)
خب چرا مردم برعلیه مامور اقدام کنند؟ میدانید عواقب آن یعنی چی؟
میدانید که اگر تمرد از قوانین عادی شد و اون خط نامرئی کتار رفت اونوقت بلبشو و هرج و مرج در خانه همه را خواهد زد؟
✅ من اقدام نکردن مردم و اعتراض به صورت شعار دادن و نه چوپ و چماق بلند کردن را نشانه بزرگی مردم ایران و تمدن ایران میدونم. و میگم اتفاقا #نظام_دستبوسی خیلی دلش میخواست که مردم حاضر در صحنه اغتشاش کنند.. اونوقت من و شما بهش مجوز سرکوب میدادیم تا مجددا اون خط نامرئی را حکمفرما کنیم
پینوشت اینکه گاهی اوقات مجبوری از خارجیها مایه بزاری چرا که نظام کاری با ما کرده که هر حرفی را باید از زبان دیگران نقل کنی. متاسفم که از چرچیل انگلیسی نقل کردم چرا که هنوز به خودباوری نرسيدیم که ملت بزرگی هستیم
@KhiresarMotamared