حسن معین - خودشناسی
🔍 تاملی بر خصوصیات، سرنوشت و سعادت انسان از نگاه شوپنهاور در کتاب حکمت زندگی 👀 سه مشخصه سازنده ی سرنوشت انسان از نگاه شوپنهاور عبارتند از: ✔️ آن چه هستیم: سلامت، نیرو، زیبایی، مزاج، خصوصیات اخلاقی، هوش و تربیت؛ ✔️ آن چه داریم:مالکیت و دارایی از هر نوع؛…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔍 همه چیزمان را آب برده! آیا بی چیزیم؟
👀 سه مشخصه سازنده ی سرنوشت انسان از نگاه شوپنهاور عبارتند از:
✔️ آن چه هستیم: سلامت، نیرو، زیبایی، مزاج، خصوصیات اخلاقی، هوش و تربیت؛
✔️ آن چه داریم:مالکیت و دارایی از هر نوع؛
✔️ آن چه می نمائیم: تصویر دیگران از ما.
سعادت بشر به آن چه هست بستگی دارد و نه به آن چه دارد و آن چه می نماید.
90 درصد سعادت انسان منوط ِ به سلامت و سلامت، منوطِ به حرکت جسمی است. حرکت جسمی منوطِ به آمادگی روحی(ذهنی- روانی- درونی) است.
درونِ پیچیده ی انسانی را که تجزیه کنیم می بینیم که مرکب از سه چیز است: فکر،احساس و میل
آدمی قربانی نبردهای درون خویش است. پیروزی در این نبردها منوطِ به حرکت های روحی و جسمی است.
هریک از ما در فرایند " جامعه پذیری" اجتماع را به درون خود برده ایم. اگر می خواهیم مستقل باشیم و به فردیتِ یگانه ی خود رسیده و آن را شکوفا کنیم (خودشکوفایی ) (1 - 2 -3 -4 )؛ می باید با توجه به معیارهای عقلانی و معنوی اجتماع را در درون خود پالایش کنیم و آن بخش از آن که با وجود ما ناهماهنگ هست را بیرون بریزیم. "خودپذیر"شویم!:1-2-3-4-5-6-7-8
👀 تاملی بر سعادت انسان
🌹🌹🌹
👀 سه مشخصه سازنده ی سرنوشت انسان از نگاه شوپنهاور عبارتند از:
✔️ آن چه هستیم: سلامت، نیرو، زیبایی، مزاج، خصوصیات اخلاقی، هوش و تربیت؛
✔️ آن چه داریم:مالکیت و دارایی از هر نوع؛
✔️ آن چه می نمائیم: تصویر دیگران از ما.
سعادت بشر به آن چه هست بستگی دارد و نه به آن چه دارد و آن چه می نماید.
90 درصد سعادت انسان منوط ِ به سلامت و سلامت، منوطِ به حرکت جسمی است. حرکت جسمی منوطِ به آمادگی روحی(ذهنی- روانی- درونی) است.
درونِ پیچیده ی انسانی را که تجزیه کنیم می بینیم که مرکب از سه چیز است: فکر،احساس و میل
آدمی قربانی نبردهای درون خویش است. پیروزی در این نبردها منوطِ به حرکت های روحی و جسمی است.
هریک از ما در فرایند " جامعه پذیری" اجتماع را به درون خود برده ایم. اگر می خواهیم مستقل باشیم و به فردیتِ یگانه ی خود رسیده و آن را شکوفا کنیم (خودشکوفایی ) (1 - 2 -3 -4 )؛ می باید با توجه به معیارهای عقلانی و معنوی اجتماع را در درون خود پالایش کنیم و آن بخش از آن که با وجود ما ناهماهنگ هست را بیرون بریزیم. "خودپذیر"شویم!:1-2-3-4-5-6-7-8
👀 تاملی بر سعادت انسان
🌹🌹🌹
حسن معین - خودشناسی
🔍 پس از 7 ماه اجرای "دوره چهارم سیاست فقیر سازی و حامی پروری نظام" در 30 سال اخیر اینک مقرر شده بيش از صد هزار ميليارد تومان زیان بانک های وابسته به نیروهای نظامی و انتظامی از سوی دولت پرداخت شود! 👇
🔍 این خبر 👆👆به زبان بانکی چه معنایی داره؟
35 هزار میلیارد تومان برآورد خسارات سیل های اخیر توسط وزیر کشور معادل مبلغی است که از جیب ملت به خسارت دیدگان از موسسات اعتباری ی مذهبی نور چشمی ی حضرت آقا پرداخت شد.
پس اجرای "دوره ی چهارم" سیاستِ " فقیر سازی و حامی پروری برای حفظ نظام" در 30 سال اخیر اینک مقرر شده بيش از صد هزار ميليارد تومان زیان بانک های وابسته به نیروهای نظامی و انتظامی از سوی دولت پرداخت شود!
دکتر محمد طبیبیان هزینه اجرای این فرمان حضرت آقا را بيش از صد هزار ميليارد تومان تخمین زده است. معادل سه برابر خسارت هایی که سیل های اخیر به ایران خسارت زد. 100 هزار میلیارد تومان خساراتی است که از جیب ملت ایران به ذینفعان موسسات بانکی نظامی نورچشمی ورشکسته در حال پرداخت است.
🔍 چرا این خاصه خرجی های فرمانده کل قوا و ابواب جمعی اش از جیبِ ملت ایران پرداخت شده و می شود؟
👀 ملت! چرا این قدر خاک بر سرید؟
35 هزار میلیارد تومان برآورد خسارات سیل های اخیر توسط وزیر کشور معادل مبلغی است که از جیب ملت به خسارت دیدگان از موسسات اعتباری ی مذهبی نور چشمی ی حضرت آقا پرداخت شد.
پس اجرای "دوره ی چهارم" سیاستِ " فقیر سازی و حامی پروری برای حفظ نظام" در 30 سال اخیر اینک مقرر شده بيش از صد هزار ميليارد تومان زیان بانک های وابسته به نیروهای نظامی و انتظامی از سوی دولت پرداخت شود!
دکتر محمد طبیبیان هزینه اجرای این فرمان حضرت آقا را بيش از صد هزار ميليارد تومان تخمین زده است. معادل سه برابر خسارت هایی که سیل های اخیر به ایران خسارت زد. 100 هزار میلیارد تومان خساراتی است که از جیب ملت ایران به ذینفعان موسسات بانکی نظامی نورچشمی ورشکسته در حال پرداخت است.
🔍 چرا این خاصه خرجی های فرمانده کل قوا و ابواب جمعی اش از جیبِ ملت ایران پرداخت شده و می شود؟
👀 ملت! چرا این قدر خاک بر سرید؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👳♂️ نیرو های معلوم الحال بیگانه در مناطق آسیب دیده از سیل لرستان چه می کنند؟
افغانی ها و عراقی هایی که الان بر جان و مال و ناموس مردم بحران زده و آسیب دیده ایران در لرستان و خوزستان هوار شده اند؛ از چه صلاحیت عمومی و تخصصی برخوردارند؟
امدادگرند؟ روان درمانند؟ پزشک و جراح هستند؟ متخصص مهار سیل و یا تخلیه ی رسوبات و گل و لای هستند؟ با تجهیزات مناسب که ما نداریم آمده اند؟
افغانی ها و عراقی هایی که الان بر جان و مال و ناموس مردم بحران زده و آسیب دیده ایران در لرستان و خوزستان هوار شده اند؛ از چه صلاحیت عمومی و تخصصی برخوردارند؟
امدادگرند؟ روان درمانند؟ پزشک و جراح هستند؟ متخصص مهار سیل و یا تخلیه ی رسوبات و گل و لای هستند؟ با تجهیزات مناسب که ما نداریم آمده اند؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👳♂️ نیرو های معلوم الحال بیگانه در مناطق آسیب دیده از سیل خوزستان چه می کنند؟
حشد الشعبی عراق در بیانیهای گفته است :"یگان مهندسی و برخی ماشین آلات سنگین این سازمان برای منحرف کردن جریان آب سیل و جلوگیری از ورود آن به عراق وارد خاک ایران شدهاند"
ایران چرا این قدر بی در و پیکر شده است؟
حشد الشعبی عراق در بیانیهای گفته است :"یگان مهندسی و برخی ماشین آلات سنگین این سازمان برای منحرف کردن جریان آب سیل و جلوگیری از ورود آن به عراق وارد خاک ایران شدهاند"
ایران چرا این قدر بی در و پیکر شده است؟
📝 سوریهای شدن، با چراغ خاموش
✍️آرمان امیری 👈 @ArmanParian
🗓 25 فروردین 1398
خبر ورود نیروهای حشدالشعبی عراق به خاک ایران را، نه مقامات رسمی، بلکه رسانهها منتشر کردند. هدف آن نیز که در ابتدا جلوگیری از ورود سیل به عراق عنوان شده بود، از جانب روزنامه کیهان تکمیل شد: شبهنظامیان منطقه، از حشدالشعبی عراق گرفته تا فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان، به درخواست و دعوت سردار قاسم سلیمانی و با هدف کمکرسانی وارد خاک ایران شدهاند.
تا همین جای مساله، سکوت و ای بسا بیخبری کامل مسوولان دولتی از ورود نیروهای شبهنظامی منطقه به خاک کشور به اندازه کافی جای حیرت دارد. درست به مانند تاسیس پایگاه نظامی روسها در فرودگاه همدان، این بار هم نه مجلس و نه دولت هیچ نشانی از اطلاع خود بروز ندادهاند و معلوم نیست چنین تصمیم عجیبی کجا گرفته شده است. در فهرست استقبال کنندگان از نیروهای عراقی نیز هیچ مقام دولتی، نمایندهای از وزارت خارجه و یا حتی مجلس به چشم نمیخورد. رسانهها فهرست استقبال کنندگان را بدین شرح ذکر کردهاند: امام جمعه مهران، فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام، فرمانده سپاه ناحیه مهران، فرمانده هنگ مرزی مهران و فرماندار شهرستان مهران.
این اتفاقات، وقتی در کنار مصاحبه نگران کننده دو ماه پیش رییس دادگاههای انقلاب اسلامی تهران قرار گرفت، نگرانیها را دو چندان کرد. حجت الاسلام «موسی غضنفرآبادی» اسفندماه گذشته گفته بود: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثیهای یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد»! بجز حوثیهای یمن، این دقیقا همان ترکیب نیروهایی است که امروز به اسم امدادرسانی وارد خاک کشور شدهاند. نگرانی ما اما از یک روند کلانتر جایگزینی «امت» به جای «ملت» است.
از زمان ورود نیروهای نظامی ایران به خاک سوریه، (که آن هم معلوم نشد در کدام نهاد به تصویب رسیده است) شاهبیت تبلیغات حمایتی، بر کلیدواژه «امنیت ملی» بنا شده بود. شعار «اگر آنجا نجنگیم، باید اینجا بجنگیم» مدعی بود که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر پیشروی نیروهای نظامی ایران فراتر از مرزهای کشور، صرفا با هدف دور نگه داشتن تهدیدات خارجی از خاک وطن است. استدلالی که فارغ از صحت و استواریاش، احساسات ملیگرایانه بسیاری را تحت تاثیر قرار میداد. ادعای دستگاه نظامی، محوریت یافتن مفهوم وطن و ملیت در سیاست منطقهای کشور بود. ادعایی که هرچند با سابقه ضدملیگرایانه نظام سازگاری نداشت، اما دستکم شواهدی به سود خود جلب کرده بود؛ مساله اخیر اما میتواند مصداق بیرون افتادن دم خروس و رسوایی یک سیاست فریب به حساب آید.
رویای جایگزینی «امت واحده»، به جای «ملت ایران»، رویایی که زیر پوشش شعار «هلال شیعی» مرزهایاش تا مدیترانه نیز گسترش مییافت، سیاستی است که با ذات و گرایش نهادهای پادگانی کشور سازگاری و تطابق کامل دارد. در این سیاست، نه تنها مرزهای هیچ یک از کشورهای منطقه (از جمله خود ایران) هیچ اهمیتی ندارد، بلکه با مصادیق فراوان میتوان دریافت که در دل این سیاست، «ایرانی» بودن ملاک «خودی» بودن به حساب نمیآید، بلکه تنها ملاک محوری، همراهی با هسته ایدئولوژیک تشکیل شده برای این «امت واحده» است.
به یاد داریم که از سالها پیش، نیروهای بسیج با شعار «نواده روحالله، سیدحسن نصرالله» صراحتا نشان میدادند که نصرالله لبنانی را به سیدحسن خمینی ایرانی ترجیح میدهند؛ این مساله اما در ماجرای اخیر گستردگی خیره کنندهای به خود گرفت. انبوه تبلیغات و تصاویر منتشر شده، (معمولا با هشتگ «اول بیل بزن، بعدا حرف بزن») حملات تندی را متوجه منتقدان ایرانی کرده بود و آشکارا بیان میداشت که از نظر گردانندگان این سناریو، حشد عراقی، یا فاطمیون افغان و زینبیون پاکستانی، نه تنها به مراتب خودیتر از ایرانیان منتقد (تا سرحد صادق زیباکلام و پرویز پرستویی) هستند، بلکه حتی برای این گروههای غیرایرانی، حق و حقوق بیشتری برای تصمیمگیری در امور داخلی ایران قايل هستند! حقی که توجیه تبلیغاتی آن فعلا بیل زدن عنوان شده اما هر ناظر خردمندی میداند که این حق صرفا همراستایی با هسته ایدئولوژیک و نظامی حاکم است.
بدین ترتیب، پیش چشم خود میبینیم که مرزهای کشور ما چطور معنای خود را از دست دادهاند و حتی هویت و حقوق شهروندی و ملی ایرانیان چطور آشکارا انکار شده و مورد استهزا قرار میگیرد. فاجعهبارتر از همه و حتی رقتانگیز اینکه، بخشی از نیروهای داخلی که برای سالها تمام اقدامات محافظهکارانه خود را زیر پوشش نگرانی از بابت «سوریهای شدن ایران» توجیه میکردند، امروز به عروسک خیمهشببازی و توجیهگر این صحنه وحشتآور بدل شدهاند و به جای انتقاد از این موج ویرانگر ملیت، خودشان هم زیر بیرق سپاه سینه میزنند.
🌹🌹🌹
✍️آرمان امیری 👈 @ArmanParian
🗓 25 فروردین 1398
خبر ورود نیروهای حشدالشعبی عراق به خاک ایران را، نه مقامات رسمی، بلکه رسانهها منتشر کردند. هدف آن نیز که در ابتدا جلوگیری از ورود سیل به عراق عنوان شده بود، از جانب روزنامه کیهان تکمیل شد: شبهنظامیان منطقه، از حشدالشعبی عراق گرفته تا فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان، به درخواست و دعوت سردار قاسم سلیمانی و با هدف کمکرسانی وارد خاک ایران شدهاند.
تا همین جای مساله، سکوت و ای بسا بیخبری کامل مسوولان دولتی از ورود نیروهای شبهنظامی منطقه به خاک کشور به اندازه کافی جای حیرت دارد. درست به مانند تاسیس پایگاه نظامی روسها در فرودگاه همدان، این بار هم نه مجلس و نه دولت هیچ نشانی از اطلاع خود بروز ندادهاند و معلوم نیست چنین تصمیم عجیبی کجا گرفته شده است. در فهرست استقبال کنندگان از نیروهای عراقی نیز هیچ مقام دولتی، نمایندهای از وزارت خارجه و یا حتی مجلس به چشم نمیخورد. رسانهها فهرست استقبال کنندگان را بدین شرح ذکر کردهاند: امام جمعه مهران، فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام، فرمانده سپاه ناحیه مهران، فرمانده هنگ مرزی مهران و فرماندار شهرستان مهران.
این اتفاقات، وقتی در کنار مصاحبه نگران کننده دو ماه پیش رییس دادگاههای انقلاب اسلامی تهران قرار گرفت، نگرانیها را دو چندان کرد. حجت الاسلام «موسی غضنفرآبادی» اسفندماه گذشته گفته بود: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثیهای یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد»! بجز حوثیهای یمن، این دقیقا همان ترکیب نیروهایی است که امروز به اسم امدادرسانی وارد خاک کشور شدهاند. نگرانی ما اما از یک روند کلانتر جایگزینی «امت» به جای «ملت» است.
از زمان ورود نیروهای نظامی ایران به خاک سوریه، (که آن هم معلوم نشد در کدام نهاد به تصویب رسیده است) شاهبیت تبلیغات حمایتی، بر کلیدواژه «امنیت ملی» بنا شده بود. شعار «اگر آنجا نجنگیم، باید اینجا بجنگیم» مدعی بود که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر پیشروی نیروهای نظامی ایران فراتر از مرزهای کشور، صرفا با هدف دور نگه داشتن تهدیدات خارجی از خاک وطن است. استدلالی که فارغ از صحت و استواریاش، احساسات ملیگرایانه بسیاری را تحت تاثیر قرار میداد. ادعای دستگاه نظامی، محوریت یافتن مفهوم وطن و ملیت در سیاست منطقهای کشور بود. ادعایی که هرچند با سابقه ضدملیگرایانه نظام سازگاری نداشت، اما دستکم شواهدی به سود خود جلب کرده بود؛ مساله اخیر اما میتواند مصداق بیرون افتادن دم خروس و رسوایی یک سیاست فریب به حساب آید.
رویای جایگزینی «امت واحده»، به جای «ملت ایران»، رویایی که زیر پوشش شعار «هلال شیعی» مرزهایاش تا مدیترانه نیز گسترش مییافت، سیاستی است که با ذات و گرایش نهادهای پادگانی کشور سازگاری و تطابق کامل دارد. در این سیاست، نه تنها مرزهای هیچ یک از کشورهای منطقه (از جمله خود ایران) هیچ اهمیتی ندارد، بلکه با مصادیق فراوان میتوان دریافت که در دل این سیاست، «ایرانی» بودن ملاک «خودی» بودن به حساب نمیآید، بلکه تنها ملاک محوری، همراهی با هسته ایدئولوژیک تشکیل شده برای این «امت واحده» است.
به یاد داریم که از سالها پیش، نیروهای بسیج با شعار «نواده روحالله، سیدحسن نصرالله» صراحتا نشان میدادند که نصرالله لبنانی را به سیدحسن خمینی ایرانی ترجیح میدهند؛ این مساله اما در ماجرای اخیر گستردگی خیره کنندهای به خود گرفت. انبوه تبلیغات و تصاویر منتشر شده، (معمولا با هشتگ «اول بیل بزن، بعدا حرف بزن») حملات تندی را متوجه منتقدان ایرانی کرده بود و آشکارا بیان میداشت که از نظر گردانندگان این سناریو، حشد عراقی، یا فاطمیون افغان و زینبیون پاکستانی، نه تنها به مراتب خودیتر از ایرانیان منتقد (تا سرحد صادق زیباکلام و پرویز پرستویی) هستند، بلکه حتی برای این گروههای غیرایرانی، حق و حقوق بیشتری برای تصمیمگیری در امور داخلی ایران قايل هستند! حقی که توجیه تبلیغاتی آن فعلا بیل زدن عنوان شده اما هر ناظر خردمندی میداند که این حق صرفا همراستایی با هسته ایدئولوژیک و نظامی حاکم است.
بدین ترتیب، پیش چشم خود میبینیم که مرزهای کشور ما چطور معنای خود را از دست دادهاند و حتی هویت و حقوق شهروندی و ملی ایرانیان چطور آشکارا انکار شده و مورد استهزا قرار میگیرد. فاجعهبارتر از همه و حتی رقتانگیز اینکه، بخشی از نیروهای داخلی که برای سالها تمام اقدامات محافظهکارانه خود را زیر پوشش نگرانی از بابت «سوریهای شدن ایران» توجیه میکردند، امروز به عروسک خیمهشببازی و توجیهگر این صحنه وحشتآور بدل شدهاند و به جای انتقاد از این موج ویرانگر ملیت، خودشان هم زیر بیرق سپاه سینه میزنند.
🌹🌹🌹
Telegram
مجمع دیوانگان
سوریهای شدن، با چراغ خاموش
#A 203
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 203
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
👀 جهان یادگار است و ما رفتنی ؛ به گیتی نماند به جز گفتنی
📌 آقای عباس آخوندی تارنمای شخصی اش را راه اندازی کرده است.او از معدود دولت مردان جمهوری اسلامی است که در این نظام استحاله نشده و قادر به بیانِ خویشتن است. او در معرفی این تارنما ضمن اشاره به اینکه پس از چهل سال ایجاد نظام اسلامی هنوز گفتمان ملی در ایران شکل نگرفته وضعیت حامعه ایرانی در چهار وجهِ : اجتماعی،فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در بهار 1398 به روشنی ترسیم نموده است.او تلاش می کند در این تارنما تجربه ی چهل سال زیسته خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. چه تلاش زیبایی! درود براین انسانِ شریف.
"آغازِ بهکار یک شاخهی سخن را با نشان تارنمای عباس آخوندی abbasakhoundi.ir به تمام دوستانِ شفیق و منتقدانِ باریکبین اعلام میکنم. این تنها یک شاخهی کوچک از درختِ کهنسالِ سخن است. ور نه، درخت دانشِ آدمی پایانی ندارد. به گفتهی فردوسیِ حکیم:
چو دیداریابی به شاخِ سُخُن
بدانی که دانش نیاید به بُن
✔️ در این تارنما، بخشی به "ایدهی ایران" اختصاص داده شدهاست. هدف توسعهی مفهومی این ایده بهعنوان گفتمان ملّی ایرانیان برای توسعه و بالندگیِ ایران در زمانِ حاضر است. ایدهای که ظرفیت و خلاقیّتِ لازم جهت بازاندیشی در آموزههای تمدّنی و بازتولید یک دورهی جدید از درکِ مفهوم نظم، سیاست و قدرت در ایران را داراست. آنچه در این بخش میآید تنها طرحوارهای برای گفتوگوی جمعی و در پیوند انتقادی با گذشته و با تاکید بر حفظِ دستاوردهای نهضتِ اساسی مشروطه و جمهوری اسلامی و با بهرهگیری از روشِ علمی و دانشِ روزِ بشری و جهانی است.
✔️✔️ در بخش دیگر آن مطالبِ مرتبط با جامعه و فرهنگ عرضه خواهدشد. آشفتگی نهادی، تعارضهای معرفتی و برهمخوردن نظمهای کهنِ اجتماعی، در غیابِ شکلگیری و استقرار نظمِ بارورِ جدید در دستورِ کار این بخش است. در این ارتباط، از پروژههای نهادی نیمهتمامِ فراوانی همراه با کژکارکردیشان یاد میشود. نمونههایی چون قانون و حاکمیّت آن، آزادی، حاکمیّت ملّت، تفکیکِ قوا، حقوقِ مدنی، حقوقِ مالکیت، حقوقِ شهروندی، دسترسیِ آزاد شهروندان به اطلاعات عمومی، رقابتِ منصفانه و نهادهایی از این دست دستورِ کار خواهند بود. افزون بر این، بر یک موضوعِ مهمی تاکید خواهد شد و آن شدّتِ وابستگی نهادهای مدنیِ ایران به قدرت و میزانِ پایین استقلالِ آنهاست. این واقعیتِ جامعهی مدنیِ ایران، امکانِ کنشگریِ اجتماعی گروهی و پرسشگری درست و مستقل نهادهای مدنی را با امتناع جدی روبهرو ساختهاست.
✔️✔️ در بخشِ سوم موضوع اقتصاد و سیاست مورد بحث و واکاوی قرار میگیرد. رویکردِ بنیادین در این عرصه این است که ساختار قدرت پس از یک تجزیه نسبتا ژرف بر اثر انقلابِ اسلامی در حال باز تولیدِ تمرکزی شدید است. خصیصهی این تمرکز، اجتماع قدرتِ سیاسی، نظامی، قضایی، حقوقی و قانونگذاری است. هرچند، به ظاهر اصلِ تفکیک قوا حاکم است، لیکن در عمل در بسیاری از موردها، نظامِ رسمی ظرفیت و توانِ تصمیمسازی و تصمیمگیری ندارد. دولت و مسؤولان رسمی امکان اتخاذ تصمیم و ایفای نقشِ مؤثر ندارند. لذا، ضمن نداشتنِ ظرفیت خلق کالا و خیر عمومی، از پاسخگویی شانه خالی میکنند. در عوض، نهادهایی که در قانون اساسی تعریف نشدهاند و یا دارای مأموریت غیرِ مرتبط هستند کنترل بخشِ عمدهای از حوزهی سیاست، اقتصاد، تجارت، اجتماع، فرهنگ و ارتباطات، تقنین و سایر حوزهها را در دست دارند. بنا به تعریف، اینها همگی ویژگیهای یک سیستم مرکانتالیستی (سوداگرانه) است."
🌹🌹🌹
📌 آقای عباس آخوندی تارنمای شخصی اش را راه اندازی کرده است.او از معدود دولت مردان جمهوری اسلامی است که در این نظام استحاله نشده و قادر به بیانِ خویشتن است. او در معرفی این تارنما ضمن اشاره به اینکه پس از چهل سال ایجاد نظام اسلامی هنوز گفتمان ملی در ایران شکل نگرفته وضعیت حامعه ایرانی در چهار وجهِ : اجتماعی،فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در بهار 1398 به روشنی ترسیم نموده است.او تلاش می کند در این تارنما تجربه ی چهل سال زیسته خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. چه تلاش زیبایی! درود براین انسانِ شریف.
"آغازِ بهکار یک شاخهی سخن را با نشان تارنمای عباس آخوندی abbasakhoundi.ir به تمام دوستانِ شفیق و منتقدانِ باریکبین اعلام میکنم. این تنها یک شاخهی کوچک از درختِ کهنسالِ سخن است. ور نه، درخت دانشِ آدمی پایانی ندارد. به گفتهی فردوسیِ حکیم:
چو دیداریابی به شاخِ سُخُن
بدانی که دانش نیاید به بُن
✔️ در این تارنما، بخشی به "ایدهی ایران" اختصاص داده شدهاست. هدف توسعهی مفهومی این ایده بهعنوان گفتمان ملّی ایرانیان برای توسعه و بالندگیِ ایران در زمانِ حاضر است. ایدهای که ظرفیت و خلاقیّتِ لازم جهت بازاندیشی در آموزههای تمدّنی و بازتولید یک دورهی جدید از درکِ مفهوم نظم، سیاست و قدرت در ایران را داراست. آنچه در این بخش میآید تنها طرحوارهای برای گفتوگوی جمعی و در پیوند انتقادی با گذشته و با تاکید بر حفظِ دستاوردهای نهضتِ اساسی مشروطه و جمهوری اسلامی و با بهرهگیری از روشِ علمی و دانشِ روزِ بشری و جهانی است.
✔️✔️ در بخش دیگر آن مطالبِ مرتبط با جامعه و فرهنگ عرضه خواهدشد. آشفتگی نهادی، تعارضهای معرفتی و برهمخوردن نظمهای کهنِ اجتماعی، در غیابِ شکلگیری و استقرار نظمِ بارورِ جدید در دستورِ کار این بخش است. در این ارتباط، از پروژههای نهادی نیمهتمامِ فراوانی همراه با کژکارکردیشان یاد میشود. نمونههایی چون قانون و حاکمیّت آن، آزادی، حاکمیّت ملّت، تفکیکِ قوا، حقوقِ مدنی، حقوقِ مالکیت، حقوقِ شهروندی، دسترسیِ آزاد شهروندان به اطلاعات عمومی، رقابتِ منصفانه و نهادهایی از این دست دستورِ کار خواهند بود. افزون بر این، بر یک موضوعِ مهمی تاکید خواهد شد و آن شدّتِ وابستگی نهادهای مدنیِ ایران به قدرت و میزانِ پایین استقلالِ آنهاست. این واقعیتِ جامعهی مدنیِ ایران، امکانِ کنشگریِ اجتماعی گروهی و پرسشگری درست و مستقل نهادهای مدنی را با امتناع جدی روبهرو ساختهاست.
✔️✔️ در بخشِ سوم موضوع اقتصاد و سیاست مورد بحث و واکاوی قرار میگیرد. رویکردِ بنیادین در این عرصه این است که ساختار قدرت پس از یک تجزیه نسبتا ژرف بر اثر انقلابِ اسلامی در حال باز تولیدِ تمرکزی شدید است. خصیصهی این تمرکز، اجتماع قدرتِ سیاسی، نظامی، قضایی، حقوقی و قانونگذاری است. هرچند، به ظاهر اصلِ تفکیک قوا حاکم است، لیکن در عمل در بسیاری از موردها، نظامِ رسمی ظرفیت و توانِ تصمیمسازی و تصمیمگیری ندارد. دولت و مسؤولان رسمی امکان اتخاذ تصمیم و ایفای نقشِ مؤثر ندارند. لذا، ضمن نداشتنِ ظرفیت خلق کالا و خیر عمومی، از پاسخگویی شانه خالی میکنند. در عوض، نهادهایی که در قانون اساسی تعریف نشدهاند و یا دارای مأموریت غیرِ مرتبط هستند کنترل بخشِ عمدهای از حوزهی سیاست، اقتصاد، تجارت، اجتماع، فرهنگ و ارتباطات، تقنین و سایر حوزهها را در دست دارند. بنا به تعریف، اینها همگی ویژگیهای یک سیستم مرکانتالیستی (سوداگرانه) است."
🌹🌹🌹
Telegraph
یک شاخه سخن
بهنامِ حکیمِ سخن در زبان آفرین. کلمه؛ سخنِ پاک برترین آفریدهی هستی است که چون درختی پاکیزه ریشهای استوار در جانِ مردمان دارد و شاخههای آن در آسمانها پراکنده است. درختِ سخن هرچند کهنسال ولی، پرناز و دلکش است. او پیری ندارد. بُرناست و هر زمان به نحوی و…
👀 پس از چهل سال تجربه، چهار رویکرد دارم!
✍️ عباس آخوندی
یکم: حکمرانی بی سرزمین، بدون حس تعلق به یک فرهنگ و تمدن و در خلاء امکان پذیر نیست پس ایران را نباید از یاد برد.
دوم: شرط کارآمدی حکمرانی در درون، فراهم آوردن شرایطی است که مردمان برقراریِ عدالت را حس کنند. این موضوع هم بحثی ذهنی و رمانتیک نیست شاخص های آن تامین و تعهد به آزادی، حقِّ انتخاب و حقوق اساسی شهروندان، پایبندی به ارزش های اخلاق عمومی و الزماتِ حقوقیِ آن، صلح اجتماعی، حاکمیّت قانون، وجود فرصت های برابر برای همگان، دسترسی آزاد به اطلاعات، امکان رقابت منصفانه برای کسب منفعت خصوصی مشروع برای تمام شهروندان و در نهایت امکان خلق ثروت ملی توسط یک ملت و افزایشِ رفاهِ آنان به نحوی که همگان احساس بهبود کنند، است. و در بیرون از مرزها، تامین منافع ملی در صحنه ی جهانی است. این کار نیز از رهگذر دفاع مقتدرانه از سرزمین با تجهیز به قدرت سخت و نرم به منظور تضمین امنیت ملی، تامین صلح و روانی حرکت در مبادله های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تجاری با سایر ملل به دست می آید.
سوم: عمران و آبادانی و ارتقای سطحِ رفاهِ مردم ایران مهم اند. آن هم با توجه به سطح دانش روز بشری و توجه به فنآوری های مدرن و افزایش توان زیست پذیری در سرزمین و روانی حرکت در آن است. گذر از تکیه صرف بر استخراج و مصرف منابع طبیعی و مادی به اقتصاد دانش بنیان نیازمند زیر ساخت های سخت افزاری و نرم افزاری مدرن، کارآمد و زاینده است. رفاه ملِّتِ ایران از طریق توزیع حاصل نمی گردد. جامعه باید خلق ثروت و رفاه کند. بازتوزیع ثروت در قالبِ مالیّات برای جبران شکستِ بازار، تقویتِ برون ریزهای مثبتِ اجتماعی چون آموزش وبهداشت و پوشش افرادی که دارای ناتوانی های جسمی و یا روانی و امثال آن است.
چهارم: انسان متمدن عضو سازمان مدنی سلول بنیادین جامعه در روزگار نوین است. توجه به فکر، هویت و شخصیت این انسان اساسِ کار است. اگر مطبوعات رکن چهارم است و اگر افکار عمومی مهم است، ریشه ی آن در این حقیقت نهفته است. بنابراین، از رسانه ی جامعه مدنی مراقبت کنیم. باید به هوش بود تا ضدِّرسانه جای رسانه را نگیرد.
🌹🌹🌹🌹
✍️ عباس آخوندی
یکم: حکمرانی بی سرزمین، بدون حس تعلق به یک فرهنگ و تمدن و در خلاء امکان پذیر نیست پس ایران را نباید از یاد برد.
دوم: شرط کارآمدی حکمرانی در درون، فراهم آوردن شرایطی است که مردمان برقراریِ عدالت را حس کنند. این موضوع هم بحثی ذهنی و رمانتیک نیست شاخص های آن تامین و تعهد به آزادی، حقِّ انتخاب و حقوق اساسی شهروندان، پایبندی به ارزش های اخلاق عمومی و الزماتِ حقوقیِ آن، صلح اجتماعی، حاکمیّت قانون، وجود فرصت های برابر برای همگان، دسترسی آزاد به اطلاعات، امکان رقابت منصفانه برای کسب منفعت خصوصی مشروع برای تمام شهروندان و در نهایت امکان خلق ثروت ملی توسط یک ملت و افزایشِ رفاهِ آنان به نحوی که همگان احساس بهبود کنند، است. و در بیرون از مرزها، تامین منافع ملی در صحنه ی جهانی است. این کار نیز از رهگذر دفاع مقتدرانه از سرزمین با تجهیز به قدرت سخت و نرم به منظور تضمین امنیت ملی، تامین صلح و روانی حرکت در مبادله های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تجاری با سایر ملل به دست می آید.
سوم: عمران و آبادانی و ارتقای سطحِ رفاهِ مردم ایران مهم اند. آن هم با توجه به سطح دانش روز بشری و توجه به فنآوری های مدرن و افزایش توان زیست پذیری در سرزمین و روانی حرکت در آن است. گذر از تکیه صرف بر استخراج و مصرف منابع طبیعی و مادی به اقتصاد دانش بنیان نیازمند زیر ساخت های سخت افزاری و نرم افزاری مدرن، کارآمد و زاینده است. رفاه ملِّتِ ایران از طریق توزیع حاصل نمی گردد. جامعه باید خلق ثروت و رفاه کند. بازتوزیع ثروت در قالبِ مالیّات برای جبران شکستِ بازار، تقویتِ برون ریزهای مثبتِ اجتماعی چون آموزش وبهداشت و پوشش افرادی که دارای ناتوانی های جسمی و یا روانی و امثال آن است.
چهارم: انسان متمدن عضو سازمان مدنی سلول بنیادین جامعه در روزگار نوین است. توجه به فکر، هویت و شخصیت این انسان اساسِ کار است. اگر مطبوعات رکن چهارم است و اگر افکار عمومی مهم است، ریشه ی آن در این حقیقت نهفته است. بنابراین، از رسانه ی جامعه مدنی مراقبت کنیم. باید به هوش بود تا ضدِّرسانه جای رسانه را نگیرد.
🌹🌹🌹🌹
www.abbasakhoundi.ir
خود زیست نگاشت دکتر عباس آخوندی
سایت شخصی دکتر عباس آخوندی
👀 دوچالش ِ بزرگ ایران از نگاهِ عباس آخوندی
ایران عزیر در روزگار معاصر و در رویارویی با جریان تجدد با دو چالش و عارضه ی بنیادین کاستی در:
✔️ قابلیِتِ زیست پذیری و
✔️✔️ حرکت
روبرو شده است.
منظور از زیست پذیری و حرکت بهره برداری درست و سالم از منابع زیستی مادی و معنوی بدون تخریب و یا آلوده سازی ولی همراه با پالایش و فرآوریِ آنها و سودبردن از دانش و فناوری های جهان مدرن از رهگذر توسعه ی شبکه های حرکتی مادی و اجتماعی است. شبکه ها دامنه ی گسترده ای از شبکه های زیرساختی و یا مجازی در زندگی روزانه مردمان را شامل می شوند.
برای غلبه بر این دو عارضه، نیاز به توجه به جنبه های عینی رشد و توسعه از طریق اجرای پروژه های زیرساختی حمل ونقلی، لجستیکی، شهری و جز آن داریم. لیکن، بی توجهی به جنبه های ذهنی و معنوی و تکیه صرف بر تکنیک که روح مادی گرایانه ی زمانه است و شوربختانه صورتِ مارکسیستیِ آن به نام دین تبلیغ می شود راهزن است.
🌹🌹
ایران عزیر در روزگار معاصر و در رویارویی با جریان تجدد با دو چالش و عارضه ی بنیادین کاستی در:
✔️ قابلیِتِ زیست پذیری و
✔️✔️ حرکت
روبرو شده است.
منظور از زیست پذیری و حرکت بهره برداری درست و سالم از منابع زیستی مادی و معنوی بدون تخریب و یا آلوده سازی ولی همراه با پالایش و فرآوریِ آنها و سودبردن از دانش و فناوری های جهان مدرن از رهگذر توسعه ی شبکه های حرکتی مادی و اجتماعی است. شبکه ها دامنه ی گسترده ای از شبکه های زیرساختی و یا مجازی در زندگی روزانه مردمان را شامل می شوند.
برای غلبه بر این دو عارضه، نیاز به توجه به جنبه های عینی رشد و توسعه از طریق اجرای پروژه های زیرساختی حمل ونقلی، لجستیکی، شهری و جز آن داریم. لیکن، بی توجهی به جنبه های ذهنی و معنوی و تکیه صرف بر تکنیک که روح مادی گرایانه ی زمانه است و شوربختانه صورتِ مارکسیستیِ آن به نام دین تبلیغ می شود راهزن است.
🌹🌹
www.abbasakhoundi.ir
خود زیست نگاشت دکتر عباس آخوندی
سایت شخصی دکتر عباس آخوندی
378- خوش آخر بگو ای یار چونی
Dr. Soroush
خوشی آخر بگو ای یار چونی
از این ایام ناهموار چونی
به روز و شب مرا اندیشه توست
کز این روز و شب خون خوار چونی
از این آتش که در عالم فتادهست
ز دود لشکر تاتار چونی
در این دریا و تاریکی و صد موج
تو اندر کشتی پربار چونی
منم بیمار و تو ما را طبیبی
بپرس آخر که ای بیمار چونی
منت پرسم اگر تو مینپرسی
که ای شیرین شیرین کار چونی
وجودی بین که بیچون و چگونهست
دلا دیگر مگو بسیار چونی
بگو در گوش شمس الدین تبریز
که ای خورشید خوب اسرار چونی
🌹🌹🌹
از این ایام ناهموار چونی
به روز و شب مرا اندیشه توست
کز این روز و شب خون خوار چونی
از این آتش که در عالم فتادهست
ز دود لشکر تاتار چونی
در این دریا و تاریکی و صد موج
تو اندر کشتی پربار چونی
منم بیمار و تو ما را طبیبی
بپرس آخر که ای بیمار چونی
منت پرسم اگر تو مینپرسی
که ای شیرین شیرین کار چونی
وجودی بین که بیچون و چگونهست
دلا دیگر مگو بسیار چونی
بگو در گوش شمس الدین تبریز
که ای خورشید خوب اسرار چونی
🌹🌹🌹
185- تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
Dr. Soroush
تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم
برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد
تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم
نیستم از روانها بر حذرم ز جانها
جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم
آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو
تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم
از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست
این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم
این همه نالههای من نیست ز من همه از اوست
کز مدد می لبش بیدل و بیزبان شدم
گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی
من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم
🌹🌹🌹
دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم
برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد
تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم
نیستم از روانها بر حذرم ز جانها
جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم
آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو
تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم
از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست
این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم
این همه نالههای من نیست ز من همه از اوست
کز مدد می لبش بیدل و بیزبان شدم
گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی
من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم
🌹🌹🌹
حسن معین - خودشناسی
👀 این صفحه شخصی من در وب سایت آکادمیا ست. همانطور که می بینید در این لحظه جزء دو درصد تاپ آکادمیا محسوب میشه😊 حدود 100 یادداشتِ من از سال 1390 تا حالا در این صفحه منتشر شده است. می بینید که از طریق سه لینک به دو صفحه شخصی من وصل میشه که حاوی همه مقالاتم…
👀 این صفحه شخصی من در وب سایت آکادمیا ست. همانطور که می بینید در این لحظه جزءیک درصد تاپ آکادمیا محسوب میشه😊 جالب این هست که پنجشنبه ی گذشته یعنی دقیقا 100 ساعت پیش جزء دو درصد اول آکادمیا بودم. جالب نیست این پیشرفت رتبه😁
حدود 100 یادداشتِ من از سال 1390 تا حالا در این صفحه منتشر شده است.
می بینید که از طریق سه لینک به دو صفحه شخصی من وصل میشه که حاوی همه مقالاتم با متن کامل و نیز چکیده گزارش های پژوهش هایی که انجام دادم و صدها روز نوشتم از سال 1382 تا 1390 هست. در همین نوشته ها برخی مطالب هست که از سال 1375 در روزنامه ها نوشتم.
خلاصه اینهایی که گفتم هم در معرفی خودم اینجا قبلا منتشر کردم.
از دست ندین که پشیمونی سودی نداره😁
🌹🌹🌹
حدود 100 یادداشتِ من از سال 1390 تا حالا در این صفحه منتشر شده است.
می بینید که از طریق سه لینک به دو صفحه شخصی من وصل میشه که حاوی همه مقالاتم با متن کامل و نیز چکیده گزارش های پژوهش هایی که انجام دادم و صدها روز نوشتم از سال 1382 تا 1390 هست. در همین نوشته ها برخی مطالب هست که از سال 1375 در روزنامه ها نوشتم.
خلاصه اینهایی که گفتم هم در معرفی خودم اینجا قبلا منتشر کردم.
از دست ندین که پشیمونی سودی نداره😁
🌹🌹🌹
حسن معین - خودشناسی
🕺🏼 💃🏻 زندگی شادی است. از شادی شرم نداشته باشیم.🌹🌹🌹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎸 رقص الفبای بدن است، رقصیدن نمایش لذت و درد است. رقص ازدحام تحرکات فروخورده و سرخوردهی آدمیست. رقصیدن همگامی با جنب و جوش و جریان نبض طبیعت است. رقص بیصداترین فریاد جسمانی ماست. رقص نه صرفا نمایش و بهانه شادی، که تجلی و نمایش آزادی و آزادگی است. آن لحظه که انفرادی و جمعی به فراسوی روزمرگی میرویم، خشمها و عشقها به اندامهایمان رسوخ میکنند و با بدن به فراسوی کلام برای ابراز و بیان هرآنچه هست اقدام میکنیم.
زندگی شادی است. از شادی شرم نداشته باشیم.
تقدیم به همراهانِ تازه پیوسته به کانال و البته همه ی یارانِ قدیمی😁
🌹🌹🌹
زندگی شادی است. از شادی شرم نداشته باشیم.
تقدیم به همراهانِ تازه پیوسته به کانال و البته همه ی یارانِ قدیمی😁
🌹🌹🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👀 تعجب یک زن از برخوردِ غیرانسانیی یک مرد!
عزیزان! بدون رهایی از دانستگیها و کنترل ذهنیت هایمان قادر به درک موقعیت ها نخواهیم بود! به جانِ خود اجازه پایش و پالایش روانِ مان را نخواهیم داد و در یک دورِ باطل مانند این دلاوران😊 خواهیم چرخید. ذهنیتها در روان ما جا خوش کردهاند و به جانِ ما اجازهی راه انداختن ِ تن و حرکت در شاهراهِ سلامت نمیدهند.
ذهنیتها را بپائیم. به منابعِ آلوده ذهنیتساز توجه نموده و نشخوارهای تهنشین شده از قرون متمادی که ما را از انسانیت، منصرف نموده از روانِمان بزدائیم. جان ِمان را از هبوط و سقوط نجات دهیم و تر و تازهاَش کنیم. احازه دهیم جانِ ما- این هدیهی خداوندی - ما را با لا بالا بکشد. بر مبنای ترس زندگی نکنیم. بر مبنای عشق زندگی کنیم.
چگونه باغ تو باور کند بهاران را؟
زنِ امریکایی در ویدئو می گوید:
دست نمیدین ،بغل نمیکنین،یه چیزایی نمیخورید، اینجا هم نمیخوابید ... محدودیت دارید! شما دیگه کی هستید و چی هستید!
عزیزان! بدون رهایی از دانستگیها و کنترل ذهنیت هایمان قادر به درک موقعیت ها نخواهیم بود! به جانِ خود اجازه پایش و پالایش روانِ مان را نخواهیم داد و در یک دورِ باطل مانند این دلاوران😊 خواهیم چرخید. ذهنیتها در روان ما جا خوش کردهاند و به جانِ ما اجازهی راه انداختن ِ تن و حرکت در شاهراهِ سلامت نمیدهند.
ذهنیتها را بپائیم. به منابعِ آلوده ذهنیتساز توجه نموده و نشخوارهای تهنشین شده از قرون متمادی که ما را از انسانیت، منصرف نموده از روانِمان بزدائیم. جان ِمان را از هبوط و سقوط نجات دهیم و تر و تازهاَش کنیم. احازه دهیم جانِ ما- این هدیهی خداوندی - ما را با لا بالا بکشد. بر مبنای ترس زندگی نکنیم. بر مبنای عشق زندگی کنیم.
چگونه باغ تو باور کند بهاران را؟
👍 خطاب به آخرین کلامِ این خانم امریکایی👆👆 میگم: واقعا! آخ گفتی!
اضافه میکنم: هزارلاها! خشکیدهها، باغهای بیباران، انساننماها! مُزدوران! آن کارِ دیگر کُنندگان! سعید طوسیها! فرزاد جمشیدیها، مسلمانان! جانماز آبکشها!
چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را؟
که سال ها نچشیده است ، طعم باران را
گمان مبر که چراغان کنند ، دیگر بار
شکفته ها تن عریان شاخساران را
و یا ز روی چمن بسترد دو باره نسیم
غبار خستگی روز و روزگاران را
درخت های کهن ساقه ، ساقه دار شوند
به دار کرده بر اینان تن هزاران را
غبار مرگ به رگ های باغ خشکانید
زلال ِ جاری ِ آواز ِ جویباران را
نگاه کن گل من ! باغبان ِ باغت را
و شانه هایش آن رُستگاه ماران را
گرفتم این که شکفتی و بارور گشتی
چگونه می بری از یاد داغ ِ یاران را؟
درخت ِ کوچک من ! ای درخت ِ کوچک من!
صبور باش و فراموش کن بهاران را
به خیره گوش مخوابان ، از این سوی دیوار
صلای سُمّ سمندان ِ شهسواران را
سوار ِ سبز ِ تو هرگز نخواهد آمد ، آه!
به خیره خیره مبر رنج انتظاران را!
غزل: حسین منزوی
آواز: وحید تاج
🌹🌹🌹
اضافه میکنم: هزارلاها! خشکیدهها، باغهای بیباران، انساننماها! مُزدوران! آن کارِ دیگر کُنندگان! سعید طوسیها! فرزاد جمشیدیها، مسلمانان! جانماز آبکشها!
چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را؟
که سال ها نچشیده است ، طعم باران را
گمان مبر که چراغان کنند ، دیگر بار
شکفته ها تن عریان شاخساران را
و یا ز روی چمن بسترد دو باره نسیم
غبار خستگی روز و روزگاران را
درخت های کهن ساقه ، ساقه دار شوند
به دار کرده بر اینان تن هزاران را
غبار مرگ به رگ های باغ خشکانید
زلال ِ جاری ِ آواز ِ جویباران را
نگاه کن گل من ! باغبان ِ باغت را
و شانه هایش آن رُستگاه ماران را
گرفتم این که شکفتی و بارور گشتی
چگونه می بری از یاد داغ ِ یاران را؟
درخت ِ کوچک من ! ای درخت ِ کوچک من!
صبور باش و فراموش کن بهاران را
به خیره گوش مخوابان ، از این سوی دیوار
صلای سُمّ سمندان ِ شهسواران را
سوار ِ سبز ِ تو هرگز نخواهد آمد ، آه!
به خیره خیره مبر رنج انتظاران را!
غزل: حسین منزوی
آواز: وحید تاج
🌹🌹🌹
Telegram
Vahid Taj
《باغ بی باران》
خواننده : وحید تاج
آهنگساز : هومن مهدویان
شاعر : حسین منزوی
از آلبوم "باغ بی باران"
@vahid_taj
خواننده : وحید تاج
آهنگساز : هومن مهدویان
شاعر : حسین منزوی
از آلبوم "باغ بی باران"
@vahid_taj
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👀 عقلِ آبی ی صدیق به او گفت: اینها را بنویس:
🍃 «ﻫر ﮐﻪ ﻻﯾﻖ ﻋﺸﻖ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺧﺪای را ﻧﺸﺎﯾﺪ؛ و ﻫﺮ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ را ﻧﺸﺎﯾﺪ، ﺧﺪای را ﻧﺸﺎﯾﺪ.»
(عین القضات همدانی، تمهیدات، تمهید اصل پنجم)
🍃 لویناس میگوید: «اگر به سوی دیگری حرکت کنید این حرکت شما به کمال مطلق و «او» ختم میشود. «او» نامتناهی است و راه رسیدن به او نیز بیکران است. اما این راه بیپایان بدان معنا نیست که هرگز به او نمیرسید بلکه با قدم اولی که در مسیر «دیگری» بر میدارید «او» را حس میکنید و میتوانید نشانههای خدا را در «چهرهی دیگری» ببینید».
(امانوئل لویناس، فیلسوفِ دلواپس دیگرى، بانسوسا و ژانیکو، ترجمه: لیدا فخری)
📌 معین می پرسد:
ظرافت را در زبانِ بدن و کلام این زن و حماقت را در نگاه و نیشخندِ این مرد یافتید؟
اگر نیافتیم عمرمان به بیهودگی خواهد گذشت.
🌹🌹🌹
🍃 «ﻫر ﮐﻪ ﻻﯾﻖ ﻋﺸﻖ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺧﺪای را ﻧﺸﺎﯾﺪ؛ و ﻫﺮ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ را ﻧﺸﺎﯾﺪ، ﺧﺪای را ﻧﺸﺎﯾﺪ.»
(عین القضات همدانی، تمهیدات، تمهید اصل پنجم)
🍃 لویناس میگوید: «اگر به سوی دیگری حرکت کنید این حرکت شما به کمال مطلق و «او» ختم میشود. «او» نامتناهی است و راه رسیدن به او نیز بیکران است. اما این راه بیپایان بدان معنا نیست که هرگز به او نمیرسید بلکه با قدم اولی که در مسیر «دیگری» بر میدارید «او» را حس میکنید و میتوانید نشانههای خدا را در «چهرهی دیگری» ببینید».
(امانوئل لویناس، فیلسوفِ دلواپس دیگرى، بانسوسا و ژانیکو، ترجمه: لیدا فخری)
📌 معین می پرسد:
ظرافت را در زبانِ بدن و کلام این زن و حماقت را در نگاه و نیشخندِ این مرد یافتید؟
اگر نیافتیم عمرمان به بیهودگی خواهد گذشت.
🌹🌹🌹
حسن معین - خودشناسی
📝 در نفی سیاستِ خیابانی ✍️ سعید حجاریان 🗓 9 فروردین 98 🖊 در ابتدای سال جاری، سیلهای خانمانبرانداز جان عدهای از هموطنانمان را گرفت و آسیبهای فراوانی به منازل، مزارع و معابر وارد کرد. بهرغم اختلافنظر و زوایای تحلیلی متفاوت، صاحبنظران چند عامل را…
👀 گریز از خود چرا! در نفی خویش این چنین هراسان چرا؟ بقا کجا! اینحا کجا؟
📌 در نقدِ یادداشتِ "اصلاحطلبی و مسأله بقا" از سعید حجاریان
✍️ آرمان امیری
🖊 یادداشت اخیر سعید حجاریان را خواندم. یادداشتی که عنواناش میگوید قرار است مسیر سرنوشتساز بقا را پیش روی اصلاحطلبان ترسیم کند؛ پس به شخصه با تصور یافتن اهداف بزرگ، مطالبات کلان، پیشنهادات راهبردی و چشماندازی از ایرانی بهتر به سراغ یادداشت رفتم؛ واقعیت اما چیز دیگر بود. عصاره یادداشت از نگاه من چنین بود؛ از نظر آقای حجاریان، سرنوشت کشور در سال پیش رو را چهار مولفه کلان رقم خواهند زد:
۱- دونالد ترامپ و سیاستهای وی.
۲- اپوزیسیون جمهوری اسلامی. (که پراکنده، سردرگم، بدون رهبر و در نتیجه ناکارآمد است)
۳- نفت.
۴- شکاف میان ارکان حکومت.
🖊 حال نوبت به پیشنهاداتی میرسد که به دو دسته کلی تقسیم شدهاند:
الف) آرامش فعال: ذیل این عنوان، آقای حجاریان به زبان ساده و البته صریح به اصلاحطلبان توصیه کردهاند که وارد دغدغهها و اعتراضات معیشتی مردم نشوند چون خطرناک است. پس حتی اگر مردم دست به اعتراض زدند اصلاحطلبان «باید سر خود را پایین نگه دارند تا از این طوفان به سلامت گذر کنند»! (طبیعتا گزاره داخل گیومه نقل قول مستقیم است)
ب) فعالیت تمام قد: جایی که توقع میرود راهکارهای کنشگرانه برای خروج از آن انفعال قبلی فهرست شوند. راهکارهایی برای احیای اقبال از دست رفته مردمی و البته تغییر رفتارهای نادرست حکومتی. پیشنهادات آقای حجاریان اما در هفت توصیه خلاصه میشوند که چهار موردش به اندازه تعارفات معمول اداری گنگ و نامربوط به نظر میرسد:
۱- قابل فهم کردن روندها.
۲- خروج از خمودگی.
۳- ایجاد پلتفورمهای زیربنایی.
۴- ادغام احزاب کوچک و بزرگ.
🖊 اما سه توصیه دیگر وجود دارد که به نوعی تکلیف نهایی و سویه اصلی نگاه ایشان را مشخص میسازد: نخست، ارتباط گرفتن با «عقلای جناح راست». یعنی تداوم سیاست محافظهکارانه و گردش به راستی که طی چند سال گذشته در دستور کار اصلاحطلبان قرار داشته است. دو توصیه بعدی را میتوان حتی عبور از محافظهکاران میانه رو دانست:
– نقد اپوزیسیون بدلی دستساز ترامپ.
– دفاع همهجانبه از خود و نقد عملکرد و مواضع نیروهای مقابل. (همان اپوزوسیون نظام)
🖊 در واقع، نه تنها پیشنهادات آقای حجاریان، هیچ جایی برای نزدیک شدن به مردم، یا شنیدن صدای اعتراضات و انتقادات آنان، یا تدبیر راهکارهایی برای کاهش درد و رنجهایشان وجود ندارد، بلکه از نیروهای اصلاحطلب میخواهند با تاکید خاصی، ضمن نزدیکی به اصولگرایان، به نبرد علیه تمامی منتقدان نظام برخیزند. منتقدانی که پیشاپیش برچسب «اپوزیسیون دستساز ترامپ» برایشان تدارک دیده شده تا از هرگونه هویت انسانی یا ملی تهی شوند!
🖊 مدتها بود ما با تعجب نظارهگر عملکرد پیادهنظام تبلیغاتی اصلاحطلبان بودیم. پیادهنظامی شبکهای که به صورتی سازماندهی شده دوشبهدوش تریبونهای امنیتی، نه تنها به توجیه و تایید تمامی سناریوهای نظامی/امنیتی میپرداختند، بلکه با پرخاشی کمنظیر تمامی منتقدان را مورد حمله قرار داده و برایشان برچسبهایی نظیر مزدور، جاسوس و ترامپی میساختند. تعجب ما از آن بود که چطور جریانی که پلاکارد هویتیاش، شعار «تبدیل معاند به مخالف، و مخالف به موافق» بود، کارش به چنین پیادهنظام هتاک و پرخاشجویی رسیده است؟
🖊 امروز اما، سند راهبردی آقای حجاریان پاسخ تلخی پیش روی ما قرار داد. به قول سعدی:
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ
🖊 وقتی نظریهپرداز شناخته شده، محبوب و مورد احترام اصلاحات، نسخه تخریب آلترناتیوهای منتقد و برچسبتراشی میپیچد، طبیعتا قابل درک است چرا مرکز ثقل شبکه تبلیغاتی این جریان، با جذب و توزیع بودجههای دولتی، یک کارتل تولید برچسب و توهین تشکیل داده است و از خود تهران تا ناف اروپا نقش گروه فشار رسانهای را بازی میکند.
🖊 اصلاحاتی که ما میشناختیم اما این نبود. رویایی بود که هدفاش در مانیفستهای «بقا فقط برای حفظ قدرت» خلاصه نمیشد. بقایی هم اگر میخواست، با سازماندهی گروههای فشار، اجیر کردن نیروهای شبکهای و پروندهسازی و لجنپراکنی علیه منتقدان حاصل نمیشد.
🖊 این شباهت یافتن دستورکار اصلاحطلبان به منش چماقداران، و این تقلیل سیاستورزی به ماکیاولیسم ناب، نه رمز بقا، بلکه نقطه مرگ یک جریان آرمانگراست. چطور میتوان این فرمانهای «آتش به اختیار» را صرفا در لفافه برچسبهایی همچون «برانداز و ترامپی و معاند» پیچید و توجیه کرد، در حالی که ما هنوز فریادهای سیدمحمد خاتمی را از یاد نبردهایم که: «(در یک نظام مردمسالار) حاکمیت یا بخشی از آن به خود اجازه نمیدهد که یک طرفه، هر مخالف خود را با هر عنوانی چون برانداز و معاند از صحنه خارج کند».
مطالعه بیشتر
📝 در نفی سیاستِ خیابانی
📌 در نقدِ یادداشتِ "اصلاحطلبی و مسأله بقا" از سعید حجاریان
✍️ آرمان امیری
🖊 یادداشت اخیر سعید حجاریان را خواندم. یادداشتی که عنواناش میگوید قرار است مسیر سرنوشتساز بقا را پیش روی اصلاحطلبان ترسیم کند؛ پس به شخصه با تصور یافتن اهداف بزرگ، مطالبات کلان، پیشنهادات راهبردی و چشماندازی از ایرانی بهتر به سراغ یادداشت رفتم؛ واقعیت اما چیز دیگر بود. عصاره یادداشت از نگاه من چنین بود؛ از نظر آقای حجاریان، سرنوشت کشور در سال پیش رو را چهار مولفه کلان رقم خواهند زد:
۱- دونالد ترامپ و سیاستهای وی.
۲- اپوزیسیون جمهوری اسلامی. (که پراکنده، سردرگم، بدون رهبر و در نتیجه ناکارآمد است)
۳- نفت.
۴- شکاف میان ارکان حکومت.
🖊 حال نوبت به پیشنهاداتی میرسد که به دو دسته کلی تقسیم شدهاند:
الف) آرامش فعال: ذیل این عنوان، آقای حجاریان به زبان ساده و البته صریح به اصلاحطلبان توصیه کردهاند که وارد دغدغهها و اعتراضات معیشتی مردم نشوند چون خطرناک است. پس حتی اگر مردم دست به اعتراض زدند اصلاحطلبان «باید سر خود را پایین نگه دارند تا از این طوفان به سلامت گذر کنند»! (طبیعتا گزاره داخل گیومه نقل قول مستقیم است)
ب) فعالیت تمام قد: جایی که توقع میرود راهکارهای کنشگرانه برای خروج از آن انفعال قبلی فهرست شوند. راهکارهایی برای احیای اقبال از دست رفته مردمی و البته تغییر رفتارهای نادرست حکومتی. پیشنهادات آقای حجاریان اما در هفت توصیه خلاصه میشوند که چهار موردش به اندازه تعارفات معمول اداری گنگ و نامربوط به نظر میرسد:
۱- قابل فهم کردن روندها.
۲- خروج از خمودگی.
۳- ایجاد پلتفورمهای زیربنایی.
۴- ادغام احزاب کوچک و بزرگ.
🖊 اما سه توصیه دیگر وجود دارد که به نوعی تکلیف نهایی و سویه اصلی نگاه ایشان را مشخص میسازد: نخست، ارتباط گرفتن با «عقلای جناح راست». یعنی تداوم سیاست محافظهکارانه و گردش به راستی که طی چند سال گذشته در دستور کار اصلاحطلبان قرار داشته است. دو توصیه بعدی را میتوان حتی عبور از محافظهکاران میانه رو دانست:
– نقد اپوزیسیون بدلی دستساز ترامپ.
– دفاع همهجانبه از خود و نقد عملکرد و مواضع نیروهای مقابل. (همان اپوزوسیون نظام)
🖊 در واقع، نه تنها پیشنهادات آقای حجاریان، هیچ جایی برای نزدیک شدن به مردم، یا شنیدن صدای اعتراضات و انتقادات آنان، یا تدبیر راهکارهایی برای کاهش درد و رنجهایشان وجود ندارد، بلکه از نیروهای اصلاحطلب میخواهند با تاکید خاصی، ضمن نزدیکی به اصولگرایان، به نبرد علیه تمامی منتقدان نظام برخیزند. منتقدانی که پیشاپیش برچسب «اپوزیسیون دستساز ترامپ» برایشان تدارک دیده شده تا از هرگونه هویت انسانی یا ملی تهی شوند!
🖊 مدتها بود ما با تعجب نظارهگر عملکرد پیادهنظام تبلیغاتی اصلاحطلبان بودیم. پیادهنظامی شبکهای که به صورتی سازماندهی شده دوشبهدوش تریبونهای امنیتی، نه تنها به توجیه و تایید تمامی سناریوهای نظامی/امنیتی میپرداختند، بلکه با پرخاشی کمنظیر تمامی منتقدان را مورد حمله قرار داده و برایشان برچسبهایی نظیر مزدور، جاسوس و ترامپی میساختند. تعجب ما از آن بود که چطور جریانی که پلاکارد هویتیاش، شعار «تبدیل معاند به مخالف، و مخالف به موافق» بود، کارش به چنین پیادهنظام هتاک و پرخاشجویی رسیده است؟
🖊 امروز اما، سند راهبردی آقای حجاریان پاسخ تلخی پیش روی ما قرار داد. به قول سعدی:
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ
🖊 وقتی نظریهپرداز شناخته شده، محبوب و مورد احترام اصلاحات، نسخه تخریب آلترناتیوهای منتقد و برچسبتراشی میپیچد، طبیعتا قابل درک است چرا مرکز ثقل شبکه تبلیغاتی این جریان، با جذب و توزیع بودجههای دولتی، یک کارتل تولید برچسب و توهین تشکیل داده است و از خود تهران تا ناف اروپا نقش گروه فشار رسانهای را بازی میکند.
🖊 اصلاحاتی که ما میشناختیم اما این نبود. رویایی بود که هدفاش در مانیفستهای «بقا فقط برای حفظ قدرت» خلاصه نمیشد. بقایی هم اگر میخواست، با سازماندهی گروههای فشار، اجیر کردن نیروهای شبکهای و پروندهسازی و لجنپراکنی علیه منتقدان حاصل نمیشد.
🖊 این شباهت یافتن دستورکار اصلاحطلبان به منش چماقداران، و این تقلیل سیاستورزی به ماکیاولیسم ناب، نه رمز بقا، بلکه نقطه مرگ یک جریان آرمانگراست. چطور میتوان این فرمانهای «آتش به اختیار» را صرفا در لفافه برچسبهایی همچون «برانداز و ترامپی و معاند» پیچید و توجیه کرد، در حالی که ما هنوز فریادهای سیدمحمد خاتمی را از یاد نبردهایم که: «(در یک نظام مردمسالار) حاکمیت یا بخشی از آن به خود اجازه نمیدهد که یک طرفه، هر مخالف خود را با هر عنوانی چون برانداز و معاند از صحنه خارج کند».
مطالعه بیشتر
📝 در نفی سیاستِ خیابانی
Telegram
وراى حد تقرير | سعيد حجاريان
📝📝📝 «اصلاحطلبی و مسأله بقا»
🔻🔻🔻يادداشتی از #سعید_حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
چکیده:
🖊 مخالفان جمهوری اسلامی چندین مرحله را پشت سر گذاشته و امروز بهزعم خود به دوران بلوغ رسیدهاند؛ از یکسو از اتحاد خود سخن میگویند و از سوی دیگر، بهدنبال جلب…
🔻🔻🔻يادداشتی از #سعید_حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
چکیده:
🖊 مخالفان جمهوری اسلامی چندین مرحله را پشت سر گذاشته و امروز بهزعم خود به دوران بلوغ رسیدهاند؛ از یکسو از اتحاد خود سخن میگویند و از سوی دیگر، بهدنبال جلب…
حسن معین - خودشناسی
📝 انسان موجودی دارای سه بُعد و پنج وجه ✍️ محمدحسن محقق معین 🗓 10 فروردین 1398 انسان مرکب از جسم،وجود و روان بوده که غالبا متعارض و در تخالف با هم به سر برده و در پنج وجهِ معنایی،احساسی،ارادی، گفتاری و رفتاری تجلّی دارد. هست احوالم خلاف همدگر …
🚹🚺 خودت را بیافرین: انسان، پروژهای نیمه تمام
✍️ علی زمانیان
🗓 ۲۹ فروردین ۱۳۹۸
آدمی تنها موجودی است در این جهان، و مطلقا تنها موجودی است که وقتی بدنیا میآید، صرفا یک ارگانیسمی زنده و پویا است و چیزی است که معلوم نیست قرار است چه بشود. بر خلاف سایر موجودات که از همان اول، موجودیتی متعین، ساخته شده و قطعیتی مجبور پدیدار میشوند و پا به عرصهی گیتی مینهند. زارع از همان وقتی که دانهیی را میکارد میداند قرار است چه چیزی سبز شود، رشد کند، شکوفه دهد و به ثمر بنشیند. گندمی که میکارد، در فرایندی معلوم به خوشههای گندم تبدیل میشود. و میداند گربهای که متولد میشود، دقیقا چگونه موجودی است. اما انسان که متولد میشود، چه کسی میتواند بگوید که چگونه موجودی خواهد شد؟ انسان، در هنگام تولد، صرفا موجودی است که ظرفیت و امکانِ شدن دارد. انسان، انسان متولد نمیشود، انسان میشود و شاید هم نشود. بلکه ممکن است به هیولا و دیوی سیاه و زمختِ خالی از لطافت و عطوفت تبدیل گردد.
✅ از میان موجودات، این فقط انسان است که خود را میآفریند. همچون مجسمهساز، از درون کوهستان هستی، موجودی به قد و قوارهی انسان میتراشد. خویش را خلق می کند و خالق خویش میشود. اما او خالقی است که در هزارتوی امکان ها و عدم امکان ها، دالان های توبرتو و تاریک عمر گرفتار آمده است. آن که در تواناییها و ناتواناییها، علمها و جهل ها دست و پا میزند. خداوند، عنصری بی شکل را به جهان پرتاب میکند و نقشهی راه و طرح و برنامهای هم برایش میفرستد. حالا این انسان است که به اختیار خویش، (و اگر بخواهد)، طبق آن نقشهی از پیش تعیین شدهی الهی حرکت میکند. آن کوزهگر دهری که "خیام" بدان اشاره میکند، خدا نیست، انسان است. او که چون کوزهگران ساحل نیل دست آفرینشگری را از آستین سرنوشت بیرون میآورد و به ساختن خویش مشغول میشود. کوزهگری که چنین جام لطیف میسازد و به غفلت، بر زمین میزندش.
کار انسان خلق مدامِ خویش است. پروسهای که تمامی ندارد و تا پایان حیات ادامه مییابد. برای این بنای همیشه نیمه تمام، وقتی پایان کار صادر میشود که آخرین نفس را از حلقومش بیرون میدهد و دیگر قادر به بازدم نیست. انسان، چونان ساختمان همیشه در حالِ ساخت است. معماری که تا انتهای راه باید بدود و در کار آفرینش باشد، اما نه آفرینش آفاق، که خلق درون و آفرینش انفس. گاهی لازم است آدمی از ساختمانی که دارد میسازد بیرون بیاید واز دور در آن بنگرد. نما و چهارچوبش را ببیند و سازهاش را در کلیت ورانداز کند تا ببیند دارد چه میکند. درست مانند نقاشی که گاهی از بوم نقاشیاش فاصله میگیرد تا از دور تماشا کند و ببیند آیا این تابلو همان بود که میخواست؟
دردِ انسان این است که برای ساختن خویش نه اختیار کافی و نه مصالح لازم را در اختیار دارد. در میانهی شرایطی دست و پا میزند که گاهی به کام او و گاهی علیه اوست. اما اینها هیچ کدام او را از ساختن خود منصرف نمیکند. همه ی آدمیان، دست به کارند. اما هر یک چه بنایی میسازند؟
✅ یکی از تفاوتهای بنیادینِ میان جهانِ پیشین و جهان مدرنِ اکنون این است که انسانِ عصر سنت، میخواست خود را بر اساس آن نقشه و طرح از قبل معلوم شده توسط نیروهای ماورا و متافیزیکی و از سوی خدا بسازد. اما انسانِ امروز، نه تنها سازنده که میخواهد خودش طراح نقشهی خودش هم باشد. تا پیش از این، او تنها نقش مجری را بازی میکرد، اما امروزه میخواهد هم نقش پیمانکار و هم مجری را بر دوش بکشد. . او فکر میکند آن طراح پیشین، نقشه هایش به درد زندگی امروزی نمیخورد. از این رو به دنبال سازهای مدرن و همساز با اکنون روان میشود.
✔️ او روایتی دیگر را خلق میکند که در آن، انسان، بر برج بلند هستی می ایستد و فریاد می زند: اینک من، برپای خود ایستاده، چشم از افق برگرفته، در کار خلق خویشم.
و تنهایی سهم انسانی است که میخواهد "چونان کرگدن، تنها سفر کند."
📌 مطالعه بیشتر
📝 انسان موجودی دارای سه بُعد و پنج وجه
🌹🌹🌹
✍️ علی زمانیان
🗓 ۲۹ فروردین ۱۳۹۸
آدمی تنها موجودی است در این جهان، و مطلقا تنها موجودی است که وقتی بدنیا میآید، صرفا یک ارگانیسمی زنده و پویا است و چیزی است که معلوم نیست قرار است چه بشود. بر خلاف سایر موجودات که از همان اول، موجودیتی متعین، ساخته شده و قطعیتی مجبور پدیدار میشوند و پا به عرصهی گیتی مینهند. زارع از همان وقتی که دانهیی را میکارد میداند قرار است چه چیزی سبز شود، رشد کند، شکوفه دهد و به ثمر بنشیند. گندمی که میکارد، در فرایندی معلوم به خوشههای گندم تبدیل میشود. و میداند گربهای که متولد میشود، دقیقا چگونه موجودی است. اما انسان که متولد میشود، چه کسی میتواند بگوید که چگونه موجودی خواهد شد؟ انسان، در هنگام تولد، صرفا موجودی است که ظرفیت و امکانِ شدن دارد. انسان، انسان متولد نمیشود، انسان میشود و شاید هم نشود. بلکه ممکن است به هیولا و دیوی سیاه و زمختِ خالی از لطافت و عطوفت تبدیل گردد.
✅ از میان موجودات، این فقط انسان است که خود را میآفریند. همچون مجسمهساز، از درون کوهستان هستی، موجودی به قد و قوارهی انسان میتراشد. خویش را خلق می کند و خالق خویش میشود. اما او خالقی است که در هزارتوی امکان ها و عدم امکان ها، دالان های توبرتو و تاریک عمر گرفتار آمده است. آن که در تواناییها و ناتواناییها، علمها و جهل ها دست و پا میزند. خداوند، عنصری بی شکل را به جهان پرتاب میکند و نقشهی راه و طرح و برنامهای هم برایش میفرستد. حالا این انسان است که به اختیار خویش، (و اگر بخواهد)، طبق آن نقشهی از پیش تعیین شدهی الهی حرکت میکند. آن کوزهگر دهری که "خیام" بدان اشاره میکند، خدا نیست، انسان است. او که چون کوزهگران ساحل نیل دست آفرینشگری را از آستین سرنوشت بیرون میآورد و به ساختن خویش مشغول میشود. کوزهگری که چنین جام لطیف میسازد و به غفلت، بر زمین میزندش.
کار انسان خلق مدامِ خویش است. پروسهای که تمامی ندارد و تا پایان حیات ادامه مییابد. برای این بنای همیشه نیمه تمام، وقتی پایان کار صادر میشود که آخرین نفس را از حلقومش بیرون میدهد و دیگر قادر به بازدم نیست. انسان، چونان ساختمان همیشه در حالِ ساخت است. معماری که تا انتهای راه باید بدود و در کار آفرینش باشد، اما نه آفرینش آفاق، که خلق درون و آفرینش انفس. گاهی لازم است آدمی از ساختمانی که دارد میسازد بیرون بیاید واز دور در آن بنگرد. نما و چهارچوبش را ببیند و سازهاش را در کلیت ورانداز کند تا ببیند دارد چه میکند. درست مانند نقاشی که گاهی از بوم نقاشیاش فاصله میگیرد تا از دور تماشا کند و ببیند آیا این تابلو همان بود که میخواست؟
دردِ انسان این است که برای ساختن خویش نه اختیار کافی و نه مصالح لازم را در اختیار دارد. در میانهی شرایطی دست و پا میزند که گاهی به کام او و گاهی علیه اوست. اما اینها هیچ کدام او را از ساختن خود منصرف نمیکند. همه ی آدمیان، دست به کارند. اما هر یک چه بنایی میسازند؟
✅ یکی از تفاوتهای بنیادینِ میان جهانِ پیشین و جهان مدرنِ اکنون این است که انسانِ عصر سنت، میخواست خود را بر اساس آن نقشه و طرح از قبل معلوم شده توسط نیروهای ماورا و متافیزیکی و از سوی خدا بسازد. اما انسانِ امروز، نه تنها سازنده که میخواهد خودش طراح نقشهی خودش هم باشد. تا پیش از این، او تنها نقش مجری را بازی میکرد، اما امروزه میخواهد هم نقش پیمانکار و هم مجری را بر دوش بکشد. . او فکر میکند آن طراح پیشین، نقشه هایش به درد زندگی امروزی نمیخورد. از این رو به دنبال سازهای مدرن و همساز با اکنون روان میشود.
✔️ او روایتی دیگر را خلق میکند که در آن، انسان، بر برج بلند هستی می ایستد و فریاد می زند: اینک من، برپای خود ایستاده، چشم از افق برگرفته، در کار خلق خویشم.
و تنهایی سهم انسانی است که میخواهد "چونان کرگدن، تنها سفر کند."
📌 مطالعه بیشتر
📝 انسان موجودی دارای سه بُعد و پنج وجه
🌹🌹🌹
Telegram
حسن معین - جامعه شناسی وجودی
تَخیُّل
سیاستگذاری_خانواده_و_تغییرات_اجتماعی.pdf
308.4 KB
📝 سیاستگذاری خانواده و تغییرات اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران
✍️ حنیف عموزاده مهدیرجی
🗓 بهار 1396
🔰 فصلنامه علمی پژوهشی سیاستگذاری عمومی صفحات 133 تا 152
✍️ حنیف عموزاده مهدیرجی
🗓 بهار 1396
🔰 فصلنامه علمی پژوهشی سیاستگذاری عمومی صفحات 133 تا 152
سیاست_ها_و_ساختار_سیاستگذاری_زنان.pdf
900.2 KB
📝 سیاست ها و ساختار سیاستگذاری زنان و خانواده در کشور آلمان
✍️ تهیه و تدوین: نگار کریم پور
🗓 مرکز پژوهش های مجلس: 1398/01/28
👀 ناظر علمی: سینا کلهر
🔶 متقاضی: کمیسیون فرهنگی مجلس
🖇 31 صفحه
✍️ تهیه و تدوین: نگار کریم پور
🗓 مرکز پژوهش های مجلس: 1398/01/28
👀 ناظر علمی: سینا کلهر
🔶 متقاضی: کمیسیون فرهنگی مجلس
🖇 31 صفحه