با جامعهای که از اعماقِ وجود و درون ( باورها، احساسات و نیازها) با نظم موجود مخالف است؛ چه باید کرد؟
پرسش معین 👈 @MHMohaqeqmoein
🌺🌺🌺
پرسش معین 👈 @MHMohaqeqmoein
🌺🌺🌺
🕯🕯🕯ابعاد و ساحاتِ انسان
با او، به او، بیخویش، نجوا کردم
وین قطره را دارای دریا کردم
در بیزمان و بیمکان و بیمن
همراه عشق او سفرها کردم
چون گم شدم از خویش در بیخویشی
گمکردههای خویش پیدا کردم
.: شفیعی کدکنی :.
انسان را می توان در چهار بُعد و پنج سطح تحلیل (تجزیه + ترکیب) کرد.
ابعاد انسانی عبارتند از:
• تنی
• روانی
• اخلاقی
• معنوی
سطوح انسانی عبارتند از:
• باور
• احساس
• اراده (نیازها،انتظارات،آمادگی ها برای عمل)
• گفتار
• رفتار
هریک از چهار بُعد و پنج سطح انسانی خواهش ها و تمنیاتی دارند که در صورت هماهنگ نشدن، در و میان انسان ها تعارض ایجادمی کند.تعارض های وجودی و تعارض های اجتماعی.
به عبارت دیگر تعارض های درونی در و بین ابعاد یا در و بین سطوح انسانی رخ می دهند. و تعارض های بیرونی بین انسان ها با یکدیگر!
هر یک از اقسامِ دو نوع تعارض قابل تقلیل هستند؛ اما قابل رفع نیستند.
هست احوالم خلاف همدگر هر یکی با هم مخالف در اثر
موج لشکرهای احوالم ببین هر یکی با دیگری در جنگ و کین
از تناقضهای دل پشتم شکست بر سرم جانا بیا میمال دست
سایهی خود از سر من برمدار بیقرارم بیقرارم بیقرار
[مثنوی: دفترششم]
📝 ارتباط بی واسطه با نویسنده 👈 @MohaqeqMoein
🌺🌺🌺
با او، به او، بیخویش، نجوا کردم
وین قطره را دارای دریا کردم
در بیزمان و بیمکان و بیمن
همراه عشق او سفرها کردم
چون گم شدم از خویش در بیخویشی
گمکردههای خویش پیدا کردم
.: شفیعی کدکنی :.
انسان را می توان در چهار بُعد و پنج سطح تحلیل (تجزیه + ترکیب) کرد.
ابعاد انسانی عبارتند از:
• تنی
• روانی
• اخلاقی
• معنوی
سطوح انسانی عبارتند از:
• باور
• احساس
• اراده (نیازها،انتظارات،آمادگی ها برای عمل)
• گفتار
• رفتار
هریک از چهار بُعد و پنج سطح انسانی خواهش ها و تمنیاتی دارند که در صورت هماهنگ نشدن، در و میان انسان ها تعارض ایجادمی کند.تعارض های وجودی و تعارض های اجتماعی.
به عبارت دیگر تعارض های درونی در و بین ابعاد یا در و بین سطوح انسانی رخ می دهند. و تعارض های بیرونی بین انسان ها با یکدیگر!
هر یک از اقسامِ دو نوع تعارض قابل تقلیل هستند؛ اما قابل رفع نیستند.
هست احوالم خلاف همدگر هر یکی با هم مخالف در اثر
موج لشکرهای احوالم ببین هر یکی با دیگری در جنگ و کین
از تناقضهای دل پشتم شکست بر سرم جانا بیا میمال دست
سایهی خود از سر من برمدار بیقرارم بیقرارم بیقرار
[مثنوی: دفترششم]
📝 ارتباط بی واسطه با نویسنده 👈 @MohaqeqMoein
🌺🌺🌺
🕯🕯🕯حریم های خصوصی!
از نظر من یکی متغییر های بسیار مهم در تحولات ارتباطات دوستانه و خانوادگی در این روزها “عدم تفاهم مرتبطین در هم فهمی از حریم های خصوصی یکدیگر” است.حریم های خصوصی در ارتباطات ما با دیگری ها شکل می گیرند.
چند پرسش در این باب مطرح می کنم. امیدوارم علاقه مندان به این موضوع در باره آنها اندیشیده و فهم خویش را قلمی (کی بردی) نموده و با دیگران در میان بگذارند تا به تفاهم بیشتر در این عرصه حیاتی برسیم.
یک. چرا به آشکار شدن و یا آشکار کردن حریم های خصوصی خود حساسیت داریم؟
دو . چرا برای آشکار شدن و یا آشکار کر دن حریم های خصوصی ما حساسیت وجود دارد؟
سه. نسبت حریم های خصوصی با هنجارهای اجتماعی چیست؟
چهار. نسبت حریم های خصوصی با ارزش های اجتماعی چیست؟
پنج. نسبت حریم های خصوصی و اخلاق چیست؟
شش. حریم های خصوصی اعضای خانواده با دیگری ها در داخل و خارج از خانواده چرا شکل می گیرند؟
هفت. نسبت حریم ها ی خصوصی با ساختار خانواده چیست؟
هشت.نسبت حریم های خصوصی با فرایندهای خانواده چیست؟
نه.نسبت حریم های خصوصی با فرهنگ خانواده چیست؟
ده.نسبت حریم های خصوصی با شرایط اقتصادی اجتماعی خانواده چیست؟
یازده.آیا حریم های خصوصی ما قابل و یا غیر قابل گفت و گو ست؟
دوازده. نسبت حریم های خصوصی با سبک های زندگی چیست؟
سیزده. حریم های خصوصی با تغییرات فرهنگی چه نسبتی دارند؟
چهارده .آیا اندازه ای برای شدّتِ ارتباطات و حریم های خصوصی وجود دارد؟ اگر بلی معیارهای تحدید کدامند؟
پانزده.حریم های خصوصی با زخم های روان شناختی ما چه نسبتی دارند؟
شانزده.حریم های خصوصی با ناآگاهی ها و خطاهای ما چه نسبتی دارند؟
هفده.حریم های خصوصی با توانمندی های خانواده چه نسبتی دارد؟
هجده. حریم های خصوصی با مهارت های ارتباطی (گفتاری،رفتاری،...) اعضای خانواده چه نسبتی دارند؟
نوزده.حریم های خصوصی با سطح توسعه سیاسی و نهاد سیاست(احزاب، حکومت،...) در کشور چه نسبتی دارند؟
بیست. حریم های خصوصی فردی با حریم خانوادگی چه نسبتی دارند؟
بیست و یک . پرسش های مهم دیگر در ارتباط با حریم خصوصی کدامند؟
پیشنهاد می کنم بیست پرسشی که در باب حریم های خصوصی در خانواده مطرح کرده ام جدی تر گرفته شود.
بسیاری از مشکلات روابط دوستانه و روابط خانوادگی از خلال تلاش برای پاسخگویی به این پرسش ها اگر مرتفع نشود تقلیل خواهد یافت.
توجه و تامل در این پرسش ها یعنی شروع به پاسخ دادن به تک تک آنها!
اگر این کار بشود بسیاری از باورها و احساسات و انتظارات ما به لرزه افتاده و گفتار و رفتارمان به تدریج تغییر خواهد کرد.
مفاهیم جدید قابل توجهی ساخته و شوری به پا خواهد شد و معارف جدید حاصل خواهد گردید.
گفت و گو ی بی واسطه با نویسنده در باب پرسش های طرح شده و موضوع حریم های خصوصی 👈 @MohaqeqMoein
🌺🌺🌺
از نظر من یکی متغییر های بسیار مهم در تحولات ارتباطات دوستانه و خانوادگی در این روزها “عدم تفاهم مرتبطین در هم فهمی از حریم های خصوصی یکدیگر” است.حریم های خصوصی در ارتباطات ما با دیگری ها شکل می گیرند.
چند پرسش در این باب مطرح می کنم. امیدوارم علاقه مندان به این موضوع در باره آنها اندیشیده و فهم خویش را قلمی (کی بردی) نموده و با دیگران در میان بگذارند تا به تفاهم بیشتر در این عرصه حیاتی برسیم.
یک. چرا به آشکار شدن و یا آشکار کردن حریم های خصوصی خود حساسیت داریم؟
دو . چرا برای آشکار شدن و یا آشکار کر دن حریم های خصوصی ما حساسیت وجود دارد؟
سه. نسبت حریم های خصوصی با هنجارهای اجتماعی چیست؟
چهار. نسبت حریم های خصوصی با ارزش های اجتماعی چیست؟
پنج. نسبت حریم های خصوصی و اخلاق چیست؟
شش. حریم های خصوصی اعضای خانواده با دیگری ها در داخل و خارج از خانواده چرا شکل می گیرند؟
هفت. نسبت حریم ها ی خصوصی با ساختار خانواده چیست؟
هشت.نسبت حریم های خصوصی با فرایندهای خانواده چیست؟
نه.نسبت حریم های خصوصی با فرهنگ خانواده چیست؟
ده.نسبت حریم های خصوصی با شرایط اقتصادی اجتماعی خانواده چیست؟
یازده.آیا حریم های خصوصی ما قابل و یا غیر قابل گفت و گو ست؟
دوازده. نسبت حریم های خصوصی با سبک های زندگی چیست؟
سیزده. حریم های خصوصی با تغییرات فرهنگی چه نسبتی دارند؟
چهارده .آیا اندازه ای برای شدّتِ ارتباطات و حریم های خصوصی وجود دارد؟ اگر بلی معیارهای تحدید کدامند؟
پانزده.حریم های خصوصی با زخم های روان شناختی ما چه نسبتی دارند؟
شانزده.حریم های خصوصی با ناآگاهی ها و خطاهای ما چه نسبتی دارند؟
هفده.حریم های خصوصی با توانمندی های خانواده چه نسبتی دارد؟
هجده. حریم های خصوصی با مهارت های ارتباطی (گفتاری،رفتاری،...) اعضای خانواده چه نسبتی دارند؟
نوزده.حریم های خصوصی با سطح توسعه سیاسی و نهاد سیاست(احزاب، حکومت،...) در کشور چه نسبتی دارند؟
بیست. حریم های خصوصی فردی با حریم خانوادگی چه نسبتی دارند؟
بیست و یک . پرسش های مهم دیگر در ارتباط با حریم خصوصی کدامند؟
پیشنهاد می کنم بیست پرسشی که در باب حریم های خصوصی در خانواده مطرح کرده ام جدی تر گرفته شود.
بسیاری از مشکلات روابط دوستانه و روابط خانوادگی از خلال تلاش برای پاسخگویی به این پرسش ها اگر مرتفع نشود تقلیل خواهد یافت.
توجه و تامل در این پرسش ها یعنی شروع به پاسخ دادن به تک تک آنها!
اگر این کار بشود بسیاری از باورها و احساسات و انتظارات ما به لرزه افتاده و گفتار و رفتارمان به تدریج تغییر خواهد کرد.
مفاهیم جدید قابل توجهی ساخته و شوری به پا خواهد شد و معارف جدید حاصل خواهد گردید.
گفت و گو ی بی واسطه با نویسنده در باب پرسش های طرح شده و موضوع حریم های خصوصی 👈 @MohaqeqMoein
🌺🌺🌺
🕯🕯🕯متن نوحه آزادی
تضمین شعر فرخی یزدی
سید شهاب موسوی
هیات بعثت یزد
کو زبان خاموشان، قوم حق فراموشان؛
کو کرامت انسان، کو صدای آزادی
تا به کی ستم بردن، نان بندگی خوردن؛
زندگی نمی ارزد، بی نوای آزادی
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی؛
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
غنچه می زند پر پر، آب می شود هاجر؛
زمزمی تلاوت کن، ای گلوی ناب اصغر
زمزمی که می جوشد، زیر پای آزادی
زمزمی که می جوشد، پا به پای آزادی
ما وبندگی هیهات، ننگ زندگی هیهات
در مرام ما کفر است، ظلم جای آزادی
در محیط طوفان زا، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی
🌺🌺🌺
👇👇👇
تضمین شعر فرخی یزدی
سید شهاب موسوی
هیات بعثت یزد
کو زبان خاموشان، قوم حق فراموشان؛
کو کرامت انسان، کو صدای آزادی
تا به کی ستم بردن، نان بندگی خوردن؛
زندگی نمی ارزد، بی نوای آزادی
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی؛
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
غنچه می زند پر پر، آب می شود هاجر؛
زمزمی تلاوت کن، ای گلوی ناب اصغر
زمزمی که می جوشد، زیر پای آزادی
زمزمی که می جوشد، پا به پای آزادی
ما وبندگی هیهات، ننگ زندگی هیهات
در مرام ما کفر است، ظلم جای آزادی
در محیط طوفان زا، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی
🌺🌺🌺
👇👇👇
🕯🕯🕯باز راه کعبه را انگار گُم کردید، برگردید!
گفتند گل مگویید
این حکم پادشاه است
چشم و چراغ بودن
روشن ترین گناه است
حکم شکوفه تکفیر
حد بنفشه زنجیر
سهم سپیده تبعید
جای ستاره چاه است
این شهر مردگان است
آواز تازه ممنوع
لبهای غنچه آزاد
گل بی اجازه ممنوع
دارالخلافه آباد
جهل و خرافه آزاد
بیداد پشت بیداد
حرف اضافه ممنوع
گل بی اجازه ممنوع
این سایه باوران را
ظلمت ز نور بهتر
در قصر کوفه سنگ است
آیین زور بهتر
نجوا به چاه اولی
سر در تنور بهتر
این شهر بی هیاهو
دیروز باورت کو
شور قلندرت کو
بانگ ابوذرت کو
این کوچهها علی را
تسلیم چاه کردند
آیینه را شکستند
نفرین به ماه کردند
یک سو ستاره زخمی
یک سو پرنده در گور
تنهای مرده بر خاک
مردان زنده در گور
حاشا از این تباهی
تا کی شب و سیاهی
آن روی دیگرت کو
من حسینم رو به سوی راستی بازآوردید ای قوم
روز عاشورا غروب است، صبح بیداری است برگردید
های های ای مردم از بیراهه برگردید برگردید
پرچم دشمن نمایان شد اگر مردید برگردید
ای لباس ظلم را جای عدالت پیرهن کرده
جامهی رنگ و ریای دین و دینداری به تن کرده
کاخ اگر همسایه با دیوار دین باشد خطاکاری است
شمر، شمشیر امیرالمومنین باشد، خطاکاری است
صحنهی آزادگی در خون شناور میشود هرجا
باورم کن، عشق باور میشود هرجا
دور دین و دین فروشان است ای فرمانبران ظلم
دور ظلم ظالمان روزی آخر میشود هرجا
های های ای کاروان رفته در دامان گمراهی
باز راه کعبه را انگار گم کردید، برگردید
🌺🌺🌺
👇👇👇
گفتند گل مگویید
این حکم پادشاه است
چشم و چراغ بودن
روشن ترین گناه است
حکم شکوفه تکفیر
حد بنفشه زنجیر
سهم سپیده تبعید
جای ستاره چاه است
این شهر مردگان است
آواز تازه ممنوع
لبهای غنچه آزاد
گل بی اجازه ممنوع
دارالخلافه آباد
جهل و خرافه آزاد
بیداد پشت بیداد
حرف اضافه ممنوع
گل بی اجازه ممنوع
این سایه باوران را
ظلمت ز نور بهتر
در قصر کوفه سنگ است
آیین زور بهتر
نجوا به چاه اولی
سر در تنور بهتر
این شهر بی هیاهو
دیروز باورت کو
شور قلندرت کو
بانگ ابوذرت کو
این کوچهها علی را
تسلیم چاه کردند
آیینه را شکستند
نفرین به ماه کردند
یک سو ستاره زخمی
یک سو پرنده در گور
تنهای مرده بر خاک
مردان زنده در گور
حاشا از این تباهی
تا کی شب و سیاهی
آن روی دیگرت کو
من حسینم رو به سوی راستی بازآوردید ای قوم
روز عاشورا غروب است، صبح بیداری است برگردید
های های ای مردم از بیراهه برگردید برگردید
پرچم دشمن نمایان شد اگر مردید برگردید
ای لباس ظلم را جای عدالت پیرهن کرده
جامهی رنگ و ریای دین و دینداری به تن کرده
کاخ اگر همسایه با دیوار دین باشد خطاکاری است
شمر، شمشیر امیرالمومنین باشد، خطاکاری است
صحنهی آزادگی در خون شناور میشود هرجا
باورم کن، عشق باور میشود هرجا
دور دین و دین فروشان است ای فرمانبران ظلم
دور ظلم ظالمان روزی آخر میشود هرجا
های های ای کاروان رفته در دامان گمراهی
باز راه کعبه را انگار گم کردید، برگردید
🌺🌺🌺
👇👇👇
🕯🕯🕯🕯زان یار دلنوازم شکری است با شکایت
به مناسبت 20 مهر: روز بزرگداشت حافظ
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
🌺🌺🌺
"زان یار دلنوازم" با صدای استاد محمد رضا شجریان
👇👇👇
به مناسبت 20 مهر: روز بزرگداشت حافظ
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
🌺🌺🌺
"زان یار دلنوازم" با صدای استاد محمد رضا شجریان
👇👇👇
Tasnife Yare Delnavaz-(IRMP3.IR)
Mohammad Reza Shajarian
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
🕯🕯🕯 چشم در چشم تنهایی بیندازیم!
چگونه میتوانیم بر احساس تنهایی و درد بیکسی خود غلبه کنیم؟
آنچه مهم است غلبه بر تنهایی نیست؛ بلکه درک و شناخت آن است
تا زمانی که با آن رو در رو نمیمانیم و مستقیماً به آن نگاه نمیکنیم،
تا زمانی که از آن فرار میکنیم، نمیتوانیم نسبت به آن ادراک و شناخت پیدا کنیم.
واقعیت این است که تمام زندگی ما، سراسر زندگی ما جریان فرار از تنهایی و خلأ است.
در زمینهی روابط، دیگران را وسیلهای قرار میدهیم برای پوشاندن تنهایی و خلأ درونی خویش؛
دانشهایی که جستوجو و حاصل میکنیم؛
تجربههایی که در ذهن انباشته میکنیم؛
هر کاری که میکنیم همه یک وسیله است برای فرار،
برای انصراف و انحراف از تنهایی و خلأ درون.
اگر قرار باشد چیزی را واقعا بشناسیم و درک کنیم باید:
همهی وسایل فرار،
خودمشغولسازی یا
انصراف را
کنار بگذاریم.
#کریشنامورتی
🌺🌺🌺
چگونه میتوانیم بر احساس تنهایی و درد بیکسی خود غلبه کنیم؟
آنچه مهم است غلبه بر تنهایی نیست؛ بلکه درک و شناخت آن است
تا زمانی که با آن رو در رو نمیمانیم و مستقیماً به آن نگاه نمیکنیم،
تا زمانی که از آن فرار میکنیم، نمیتوانیم نسبت به آن ادراک و شناخت پیدا کنیم.
واقعیت این است که تمام زندگی ما، سراسر زندگی ما جریان فرار از تنهایی و خلأ است.
در زمینهی روابط، دیگران را وسیلهای قرار میدهیم برای پوشاندن تنهایی و خلأ درونی خویش؛
دانشهایی که جستوجو و حاصل میکنیم؛
تجربههایی که در ذهن انباشته میکنیم؛
هر کاری که میکنیم همه یک وسیله است برای فرار،
برای انصراف و انحراف از تنهایی و خلأ درون.
اگر قرار باشد چیزی را واقعا بشناسیم و درک کنیم باید:
همهی وسایل فرار،
خودمشغولسازی یا
انصراف را
کنار بگذاریم.
#کریشنامورتی
🌺🌺🌺
جامعه شناسی روانشناسانه
پرتره های جامعه شناختی ، پیش زمینه ها و دگر گونی های فردی
بهناز خسروی
🌺🌺🌺
👇👇👇
پرتره های جامعه شناختی ، پیش زمینه ها و دگر گونی های فردی
بهناز خسروی
🌺🌺🌺
👇👇👇
Forwarded from حسن معین - خودشناسی
🕯🕯🕯نیم سوزِ عشق و امید!
درون آینه ی روبرو چه می بینی؟
تو ترجمان جهانی بگو چه می بینی؟
تویی برابر تو -چشم در برابر چشم-
در آن دو چشم پر از گفت و گو چه می بینی؟
تو هم شراب خودی هم شراب خواره ی خود
سوای خون دلت در سبو چه می بینی؟
به چشم واسطه در خویشتن که گم شده ای
میان همهمه و های و هو چه می بینی؟
به دار سوخته ، این نیم سوز عشق و امید
که سوخت در شرر آرزو ، چه می بینی؟
در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است
و باد می بَرَدَش سو به سو چه می بینی؟!
حسین منزوی
با دو اجرای زیبا و بسیار متفاوت از همایون شجریان
🌺🌺🌺
👇👇👇
درون آینه ی روبرو چه می بینی؟
تو ترجمان جهانی بگو چه می بینی؟
تویی برابر تو -چشم در برابر چشم-
در آن دو چشم پر از گفت و گو چه می بینی؟
تو هم شراب خودی هم شراب خواره ی خود
سوای خون دلت در سبو چه می بینی؟
به چشم واسطه در خویشتن که گم شده ای
میان همهمه و های و هو چه می بینی؟
به دار سوخته ، این نیم سوز عشق و امید
که سوخت در شرر آرزو ، چه می بینی؟
در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است
و باد می بَرَدَش سو به سو چه می بینی؟!
حسین منزوی
با دو اجرای زیبا و بسیار متفاوت از همایون شجریان
🌺🌺🌺
👇👇👇
Forwarded from حسن معین - خودشناسی
www.3damusic.ir-Best Music
www.3damusic.ir
شک کنید!
شک کردن گناه نیست.
نشانه ی هوشیاری است.
شما هیچ مسئولیتی نسبت به یک ملت،کلیسا و یا خدا ندارید.
تنها مسئولیت شما خود شناسی است.
اشو
@MHMohaqeqmoein
🌺🌺🌺
شک کردن گناه نیست.
نشانه ی هوشیاری است.
شما هیچ مسئولیتی نسبت به یک ملت،کلیسا و یا خدا ندارید.
تنها مسئولیت شما خود شناسی است.
اشو
@MHMohaqeqmoein
🌺🌺🌺
🕯🕯🕯سوای خون دلت در سبو چه می بینی؟
لیلا بهرامی
میدانی ما آدمها متفاوتیم...با چیزهای متفاوتی خوش می شویم..سرمست می شویم..شاید وقتی با کسی به مشکل بر می خوریم از همین جاست..همین جاییکه دوست داشتنی هایمان راهشان از هم جدا می شود...چندی پیش از نیچه می خواندم: تنهایی رنج ناشی از دوست نداشتن خود است...اندیشیدم..بارها و بارها اندیشه کردم..چقدر خودم را دوست داشتم؟ روی رفتارهایم دقیق تر شدم..من خودم را دوست داشتم...یواشکی ناز خودم را می کشیدم..سعدی می خواندم..لحظه های دلتنگی با شجریان زمزمه می کردم. گاهی با خودم به پیاده روی می رفتیم ...سر به سر هم میگذاشتیم. .برایش میخواندم و کلی با هم ریز ریز می خندیدیم..خیلی خوب بود ..گاهی هم با هم می نشسیتیم فکر میکردیم خوانده ها و شنیده هایمان را مرور می کردیم... تا همین اواخر فکر می کردم حد خواستنم همین قدر است...اما حالا که در موقعیت های جدی تری قرار می گیرم می فهمم که انگار لیلا سرسخت تر از چیزیست که تا حالا فکرش می کرده. انگار این دیوانگی ها کار دستش داده...تغییر کرده. برای خودش حد و مرزی پیدا کرده.. باوری و عقیده ای خاص خودش که برایش هزینه می پردازد..گرچه شاید از نظر دیگران ابلهانه باشد..اما برای لیلای فعلی ارزش است حالا بیشتر از گذشته خودش را دوست دارد ... تنهایی هایش را دوست میدارد..میدانی چرا؟!!!چون دریافته که نمی تواند با هرکسی تنهایی هایش را قسمت کند...میخواهد لیلا را زندگی کند..میخواهد خود خودش باشد..نه اینکه برحسب محاسبه ای عقلانی و فشاری ساختاری از خودش و تمایلاتش دست بشوید!
به قول دولت آبادی آدم به آدم زنده است..آدم به عشق آدم زنده است... هرگاه احساس مهری و محبتی نسبت به کسی داشته باشد حتما ابراز می کند. .بیشتر اوقات این مهرورزی شادی درونیش را دو چندان می کند اما خب انسان هایی هم در این میان پیدا می شوند که دوست داشتنشان جنسیتی است...در مورد کسانی که خالصانه به ایشان مهر می ورزد اما آنان.... ،نمیتواند احساس بدی داشته باشد.شاید این هم همان متفاوت بودن است..اصلا شاید این آدم ها هم خوبی و دوست داشتنی هایشان را در این مسیر یافته اند و به دنبال همسفرند....فقط راهش را جدا می کند.در حالیکه هنوز در دلش آرزوهای خوبی برایشان دارد.. با خودش می گوید نکند احمق یا ساده لوح تصورم کنند..اما صدایی از درون نهیب می زند که به جای دیگران نیاندیش..قضاوت نکن..جاری باش. وقتی عمیقا به تفاوت در جهان بینی انسان ها ، شناخت شان از خود ودنیای پیرامونی و غرق بودن انسان در ناآگاهی اش بیاندیشی،آنگاه است که در می یابی هرکسی می تواند اشتباه کند.می تواند متفاوت بیاندیشد... یا شاید هم اصلا تشخیص راه درست از غلط ناممکن باشد..چون هر کدام از ما یک بار به دنیا آمده ایم و هرچیزی را یک بار تجربه می کنیم....
آری یکبار تجربه می کنیم این فرصت کوتاه را... صدای گرم و مهربان استاد نیک گهر جان را به خاطر میآورم ...لیلا جان عاشقانه هایت را زندگی کن🌹
لیلا بهرامی
میدانی ما آدمها متفاوتیم...با چیزهای متفاوتی خوش می شویم..سرمست می شویم..شاید وقتی با کسی به مشکل بر می خوریم از همین جاست..همین جاییکه دوست داشتنی هایمان راهشان از هم جدا می شود...چندی پیش از نیچه می خواندم: تنهایی رنج ناشی از دوست نداشتن خود است...اندیشیدم..بارها و بارها اندیشه کردم..چقدر خودم را دوست داشتم؟ روی رفتارهایم دقیق تر شدم..من خودم را دوست داشتم...یواشکی ناز خودم را می کشیدم..سعدی می خواندم..لحظه های دلتنگی با شجریان زمزمه می کردم. گاهی با خودم به پیاده روی می رفتیم ...سر به سر هم میگذاشتیم. .برایش میخواندم و کلی با هم ریز ریز می خندیدیم..خیلی خوب بود ..گاهی هم با هم می نشسیتیم فکر میکردیم خوانده ها و شنیده هایمان را مرور می کردیم... تا همین اواخر فکر می کردم حد خواستنم همین قدر است...اما حالا که در موقعیت های جدی تری قرار می گیرم می فهمم که انگار لیلا سرسخت تر از چیزیست که تا حالا فکرش می کرده. انگار این دیوانگی ها کار دستش داده...تغییر کرده. برای خودش حد و مرزی پیدا کرده.. باوری و عقیده ای خاص خودش که برایش هزینه می پردازد..گرچه شاید از نظر دیگران ابلهانه باشد..اما برای لیلای فعلی ارزش است حالا بیشتر از گذشته خودش را دوست دارد ... تنهایی هایش را دوست میدارد..میدانی چرا؟!!!چون دریافته که نمی تواند با هرکسی تنهایی هایش را قسمت کند...میخواهد لیلا را زندگی کند..میخواهد خود خودش باشد..نه اینکه برحسب محاسبه ای عقلانی و فشاری ساختاری از خودش و تمایلاتش دست بشوید!
به قول دولت آبادی آدم به آدم زنده است..آدم به عشق آدم زنده است... هرگاه احساس مهری و محبتی نسبت به کسی داشته باشد حتما ابراز می کند. .بیشتر اوقات این مهرورزی شادی درونیش را دو چندان می کند اما خب انسان هایی هم در این میان پیدا می شوند که دوست داشتنشان جنسیتی است...در مورد کسانی که خالصانه به ایشان مهر می ورزد اما آنان.... ،نمیتواند احساس بدی داشته باشد.شاید این هم همان متفاوت بودن است..اصلا شاید این آدم ها هم خوبی و دوست داشتنی هایشان را در این مسیر یافته اند و به دنبال همسفرند....فقط راهش را جدا می کند.در حالیکه هنوز در دلش آرزوهای خوبی برایشان دارد.. با خودش می گوید نکند احمق یا ساده لوح تصورم کنند..اما صدایی از درون نهیب می زند که به جای دیگران نیاندیش..قضاوت نکن..جاری باش. وقتی عمیقا به تفاوت در جهان بینی انسان ها ، شناخت شان از خود ودنیای پیرامونی و غرق بودن انسان در ناآگاهی اش بیاندیشی،آنگاه است که در می یابی هرکسی می تواند اشتباه کند.می تواند متفاوت بیاندیشد... یا شاید هم اصلا تشخیص راه درست از غلط ناممکن باشد..چون هر کدام از ما یک بار به دنیا آمده ایم و هرچیزی را یک بار تجربه می کنیم....
آری یکبار تجربه می کنیم این فرصت کوتاه را... صدای گرم و مهربان استاد نیک گهر جان را به خاطر میآورم ...لیلا جان عاشقانه هایت را زندگی کن🌹