درود
داریوش جان البته در این چند ماه به غیر از بانو نوشین خواجه منهم در اینستاگرام و تلگرام مطلب منتشر میکنم .اما راستش به خاطر مشکلات و شرایط ام در ترکیه حوصله ندارم حتی در مورد کارهایی که انجام میدم صحبت کنم .البته خوب خانم خواجه تازه از ایران بیرون اومدن تازه نفس تر هستند دقیقا حسی که روزهای اول وقتی من از ایران بیرون اومدم داشتم .کار شبانه روزی و ارتباط با بچه های داخل ایران ...منتشر کردن صدا و خبرشون از هر رسانه ای که تونستم ...اما بعد از انتصاب پزشکیان و به نتیجه نرسیدن انقلاب زن زندگی آزادی به شدت دلزده و افسرده ام کرد .چون توان آدمها یکسان نیست ...
داریوش جان البته در این چند ماه به غیر از بانو نوشین خواجه منهم در اینستاگرام و تلگرام مطلب منتشر میکنم .اما راستش به خاطر مشکلات و شرایط ام در ترکیه حوصله ندارم حتی در مورد کارهایی که انجام میدم صحبت کنم .البته خوب خانم خواجه تازه از ایران بیرون اومدن تازه نفس تر هستند دقیقا حسی که روزهای اول وقتی من از ایران بیرون اومدم داشتم .کار شبانه روزی و ارتباط با بچه های داخل ایران ...منتشر کردن صدا و خبرشون از هر رسانه ای که تونستم ...اما بعد از انتصاب پزشکیان و به نتیجه نرسیدن انقلاب زن زندگی آزادی به شدت دلزده و افسرده ام کرد .چون توان آدمها یکسان نیست ...
با درود به دوستان
اخیرا آقای مهدوی فر که سابقه حکومتی بودنش بر انقلابی بودنش می چربد. با دستور وتحکم و روش های دیکتاتور مابانه با خانم شکوفه آذرماسوله از دادخواهان دهه ۱۳۶۰ خواسته است که پست خودش را پیرامون هماهنگی فائضه رفسنجانی با اطلاعات و سازمانهای زندانهای رژیم و قوه بیدادگستری رژیم که بر علیه زندانیان سیاسی شناخته شده مطلب نوشته و تواب شده است، پاک کند. با توجه به عضویت خانم شکوفه آذر ماسوله در کمیسیون رسانه و اینکه آقای مهدوی فر هیچ نقشی آنجا ندارد که دیگران را سانسور کند. این رفتار ضد دموکراتیک و تشکیلاتی آقای مهدوی فر را به اطلاع اعضای کمیسیون می رسانم.
همچنین آقای مهدوی فرد با خانم نوشین گرامی هم به شکل دستوری صحبت کرده است در باره پستی که گذاشته است. پیشنهاد میکنم این موارد از سوی کمیسیون داخواهی برای حقوقذهر دو عضو کمیسیون ما دادخواهی کنیم.
با مهر
اسانلو
اخیرا آقای مهدوی فر که سابقه حکومتی بودنش بر انقلابی بودنش می چربد. با دستور وتحکم و روش های دیکتاتور مابانه با خانم شکوفه آذرماسوله از دادخواهان دهه ۱۳۶۰ خواسته است که پست خودش را پیرامون هماهنگی فائضه رفسنجانی با اطلاعات و سازمانهای زندانهای رژیم و قوه بیدادگستری رژیم که بر علیه زندانیان سیاسی شناخته شده مطلب نوشته و تواب شده است، پاک کند. با توجه به عضویت خانم شکوفه آذر ماسوله در کمیسیون رسانه و اینکه آقای مهدوی فر هیچ نقشی آنجا ندارد که دیگران را سانسور کند. این رفتار ضد دموکراتیک و تشکیلاتی آقای مهدوی فر را به اطلاع اعضای کمیسیون می رسانم.
همچنین آقای مهدوی فرد با خانم نوشین گرامی هم به شکل دستوری صحبت کرده است در باره پستی که گذاشته است. پیشنهاد میکنم این موارد از سوی کمیسیون داخواهی برای حقوقذهر دو عضو کمیسیون ما دادخواهی کنیم.
با مهر
اسانلو
این موضوع را من در جریان هستم سیاست شورای ملی تصمیم این است که وارد این درگیری ها نشود - ضمنا این توهین به آقای مهدوی فر و سایر اعضای هیات مدیره را بار چندم است که انجام دادی منصور جان امیدوارم شاهد چنین حرکتهایی نباشیم
با درود به همه یاران در کمیسیون دادخواهی.
چون دیدم در اینجا موضوعی از جانب جناب اسانلو مطرح شده و دوستان در حال اظهار نظر هستند، لازم دیدم من هم نظر خودم را پیرامون آن با شما درمیان بگذارم.
از نگاه من تا آنجا که می فهمم، شیوه برخورد و ورود دوست عزیزم منصور گرامی که من و خانواده ام با افتخار در ماه آگوست چهار هفته میزبان ایشان بودیم، به نحوه ی برخورد آقای مهدوی فر پیرامون نقد بانو آذرماسوله به نامه فائزه هاشمی و نیز برخورد ایشان با بانو نوشین، بخردانه و مناسب نبوده و فکر میکنم ناشی از یک سوءتفاهم و قضاوت عجولانه می باشد.
این گفته ام به معنی این نیست که من با موضعگیری فائزه هاشمی موافق بودم، خیر! برعکس، من کاملاً با آن مخالف بوده و به متن نامه وی انتقاد جدی دارم و حتی به این معنی نیست که با فعالیتهای گذشته و تمامی کارنامه آقای مهدوی فر و دیگر دوستان امروزی که در گذشته مدتی در کنار رژیم ایستاده و همکاری داشته اند، موافق بوده و مورد تائيد من میباشد، بهیچوجه!
از سوی دیگر فکر میکنم بانو آذرماسوله این حق را داشته اند که با تکیه بر تجربیات دردناک زندان و شکنجه ی خود و نزدیکانشان، مثل خود من و همسرم، به نامه ی فائزه هاشمی انتقاد جدی داشته و آنرا محکوم بدانند.
در عین حال اینکه آقای مهدوی فر یا هر یک از اعضاء کمیسیون در مقابل حق دارند نظر موافق نسبت به نامه ی مربوطه داشته باشند.
قرار نیست که همه ما در مورد همه مسائل و رخدادها نظرات یکسان و مشابه داشته باشیم، فراموش نکنیم که ما در عین داشتن اختلاف نظر در بسیاری موارد، حول یک منشور با ۶ اصل تعریف شده، توافق کردهایم تا برای هموار نمودن مسیر سرنگونی با هم همکاری داشته باشیم.
وانگهی تا آنجائیکه به افرادی مثل من که پس از سخنرانی خمینی ملعون در ۱۲ بهمن ۵۷ در بهشت زهرا، خط خود را با خمینی و رژیم اسلامی جدا کرده و با پرداخت سنگین ترین هزینه ها به مبارزه علیه فاشیسم اسلامی روی آوردند، مربوط میشود، امری روشن و بدیهی است که ما در اینجا و یا در هر تشکل دیگر، با حفظ هشیاری و درایت سیاسی، تلاش داریم که با همه ی سکوت کنندگان پیشین و ریزشی های رژیم و همکاران سابق آن که امروز یا دیروز به صف مخالفین برانداز پیوسته اند، در عین آگاهی به سوابق افراد به مواضع امروزی آنها متمرکز شده و بتوانیم یک همکاری دموکراتیک، هوشمند و تعریف شده داشته باشیم، بنحویکه تلاش کنیم جبهه ی دشمن اصلی را تضعیف و جبهه ی مقاومت مردمی و مبارزه برای سرنگونی را هر چه بیشتر گسترش دهیم.
در نتیجه رویکردهایی از این دست که اسانلوی عزیز نشان داده اند، بنظرم نه فقط کمکی به گفتمان همگرایی و روند همبستگی نمیکند، بلکه به عاملی برای واگرایی و افزایش اختلافات منجر خواهد شد.
ممکن است چه بسا من در اینرابطه اشتباه میکنم، از این روی برای پرداختن اصولی به چنین برخوردها و انتقادهای شخصی و عبور منطقی از آنها، پیشنهاد میکنم که اگر دوستان موافقند این موضوع در دستور جلسه ی اولین نشست کمیسیون دادخواهی که روز جمعه ۲۷ سپتامبر برگزار میشود، (قبل از ورود میهمان هفته به جلسه)، قرار داده شود تا به یک تفاهم منطقی برسیم.
هر چند که بانو نوشین طی یادداشتی اساساً وجود هرگونه برخورد نادرست و دستوری از جانب آقای مهدوی فر را رد نموده اند.
با مهر - بهروز قربانی
چون دیدم در اینجا موضوعی از جانب جناب اسانلو مطرح شده و دوستان در حال اظهار نظر هستند، لازم دیدم من هم نظر خودم را پیرامون آن با شما درمیان بگذارم.
از نگاه من تا آنجا که می فهمم، شیوه برخورد و ورود دوست عزیزم منصور گرامی که من و خانواده ام با افتخار در ماه آگوست چهار هفته میزبان ایشان بودیم، به نحوه ی برخورد آقای مهدوی فر پیرامون نقد بانو آذرماسوله به نامه فائزه هاشمی و نیز برخورد ایشان با بانو نوشین، بخردانه و مناسب نبوده و فکر میکنم ناشی از یک سوءتفاهم و قضاوت عجولانه می باشد.
این گفته ام به معنی این نیست که من با موضعگیری فائزه هاشمی موافق بودم، خیر! برعکس، من کاملاً با آن مخالف بوده و به متن نامه وی انتقاد جدی دارم و حتی به این معنی نیست که با فعالیتهای گذشته و تمامی کارنامه آقای مهدوی فر و دیگر دوستان امروزی که در گذشته مدتی در کنار رژیم ایستاده و همکاری داشته اند، موافق بوده و مورد تائيد من میباشد، بهیچوجه!
از سوی دیگر فکر میکنم بانو آذرماسوله این حق را داشته اند که با تکیه بر تجربیات دردناک زندان و شکنجه ی خود و نزدیکانشان، مثل خود من و همسرم، به نامه ی فائزه هاشمی انتقاد جدی داشته و آنرا محکوم بدانند.
در عین حال اینکه آقای مهدوی فر یا هر یک از اعضاء کمیسیون در مقابل حق دارند نظر موافق نسبت به نامه ی مربوطه داشته باشند.
قرار نیست که همه ما در مورد همه مسائل و رخدادها نظرات یکسان و مشابه داشته باشیم، فراموش نکنیم که ما در عین داشتن اختلاف نظر در بسیاری موارد، حول یک منشور با ۶ اصل تعریف شده، توافق کردهایم تا برای هموار نمودن مسیر سرنگونی با هم همکاری داشته باشیم.
وانگهی تا آنجائیکه به افرادی مثل من که پس از سخنرانی خمینی ملعون در ۱۲ بهمن ۵۷ در بهشت زهرا، خط خود را با خمینی و رژیم اسلامی جدا کرده و با پرداخت سنگین ترین هزینه ها به مبارزه علیه فاشیسم اسلامی روی آوردند، مربوط میشود، امری روشن و بدیهی است که ما در اینجا و یا در هر تشکل دیگر، با حفظ هشیاری و درایت سیاسی، تلاش داریم که با همه ی سکوت کنندگان پیشین و ریزشی های رژیم و همکاران سابق آن که امروز یا دیروز به صف مخالفین برانداز پیوسته اند، در عین آگاهی به سوابق افراد به مواضع امروزی آنها متمرکز شده و بتوانیم یک همکاری دموکراتیک، هوشمند و تعریف شده داشته باشیم، بنحویکه تلاش کنیم جبهه ی دشمن اصلی را تضعیف و جبهه ی مقاومت مردمی و مبارزه برای سرنگونی را هر چه بیشتر گسترش دهیم.
در نتیجه رویکردهایی از این دست که اسانلوی عزیز نشان داده اند، بنظرم نه فقط کمکی به گفتمان همگرایی و روند همبستگی نمیکند، بلکه به عاملی برای واگرایی و افزایش اختلافات منجر خواهد شد.
ممکن است چه بسا من در اینرابطه اشتباه میکنم، از این روی برای پرداختن اصولی به چنین برخوردها و انتقادهای شخصی و عبور منطقی از آنها، پیشنهاد میکنم که اگر دوستان موافقند این موضوع در دستور جلسه ی اولین نشست کمیسیون دادخواهی که روز جمعه ۲۷ سپتامبر برگزار میشود، (قبل از ورود میهمان هفته به جلسه)، قرار داده شود تا به یک تفاهم منطقی برسیم.
هر چند که بانو نوشین طی یادداشتی اساساً وجود هرگونه برخورد نادرست و دستوری از جانب آقای مهدوی فر را رد نموده اند.
با مهر - بهروز قربانی
دقیقا دخالت آقای محمد مهدوی فر و حذف کردن پست خانم شکوفه آذر ماسوله کاری غیر اخلاقی و خلاف آزادی بیان و روند دموکراسی و اعمال سانسور است که آقای محمد مهدوی فر این رفتار ها را کرده است. سانسورچی شده اند. بر خلاف شش ماده اولیه #شمتا
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
آیا از شما پیرامون پستی که گذاشته اید نوشین جان دخالتی نکرده و پرسشی نکرده اند؟
چه جالب خبر نداشتم شما هم تو رسانه هستید، خیلی هم عالی امیدوارم موفق باشید.
انسانهای شریف هنوز هستند ،، عفو یک اعدامی و آزادی ۵۶ نفر زندانی و،،😎😎😎😎😎😎
درود برشما جناب بهروز قربانی
من کاملا با این پیشنهاد موافقم. تا زمانی که سوتفاهم ها و برداشت های شخصی از موضوعات در جمع مطرح نشود حل نخواهد شد .
برای فاصله گرفتن از هرگونه دیکتاتوری بهتر است در همین جمع کوچک تمرین دموکراسی داشته باشیم .
با مهر واحترام
من کاملا با این پیشنهاد موافقم. تا زمانی که سوتفاهم ها و برداشت های شخصی از موضوعات در جمع مطرح نشود حل نخواهد شد .
برای فاصله گرفتن از هرگونه دیکتاتوری بهتر است در همین جمع کوچک تمرین دموکراسی داشته باشیم .
با مهر واحترام
من توهین نکردم حمید جان سابقه کار منبع در آمد ایشان را در گذشته نوشتم. هر کجا من به هر کدام از اعضای #شمتا توهین وجسارت کردم لطفا نمونه اش بگذارید و اتهام نزنید حمید جان! حیف است ما سابقه رفاقت دوستی همکاری و عشق و جان در جانی داریم، بخاطر دفاع از یک سیاست نادرست و بر خلاف آزادی بیان و سو استفاده از موقعیت اتهام به من بزنی در صورتیکه میتوانستی پاسخ مرا بدهی که مرا مجبور به انتشار مطلبم در کمیسیون که درون #شمتا هست، نشوم.
با مهر
با مهر
حمید جان قبل از انتشار این مطلب درون کمیسیون دادخواهی چندین بار با شما از طریق واتساپ تماس گرفتم. زنگ زدم پیغام گذاشتم. برای شهلا جان پیام گذاشتم و زنگ زدم. متاسفانه تا امروز نه پاسخ پیغام دادید و نه زنگ زدید که موضوع را با شما مورد بررسی قرار دهم. تا این لحظه هیچ تماسی نگرفتی. و من ناچار شدم برای دفاع از حقوق زحمتکشان #شمتا این گزارش را که بر پایه دریافت اطلاعات از همکار کمیسیون دادخواهی و … گرفتم منتشر کردم در همین کمیسیون. ولی محمد مهدوی فر دفاع از فائضه رفسنجانی را در همه جا انجام داده است. که گلرخ ایریایی و ده زندانی دیگر و آقای دکتر کمال جعفری از یاران ۱۴ امضا جوابهای اتهامات دروغین فائضه را داده اند. پاسخ شکوفه آذر ماسوله همرزم ما که خودش در زندان و سلول های انفرادی بوده و بسیاری از زنان زندانی سیاسی را میشناسد. تجربه و واقعیاتی که خودش تجربه کرده است، را بیان کرده چرا باید از سوی مهدوی فر زیر فشار قرار بگیرد که باید این پست را پاک کنی و نهایتا گویا شما این پست را پاک کرده اید. متاسفانه!
منصور اسانلو <This message was edited>
منصور اسانلو <This message was edited>
اگر چنین سیاستی داریم، چرا مطالب آقای مهدوی فر در کانال رسمی تلگرام#شمتا وجود دارد. کسی هم برای حذف پست هایش تا به حال چیزی به او نگفته است؟
درود بر هموندان گرامی کمیسیون دادخواهی و سپاس از آقای قربانی و مواضع درست و منطقی ایَشون.
تنها نکته ای که می بینم که اکثریت قریب به اتفاق منتقدان نامه فائزه هاشمی به آن توجه نمیکنند، نقد رفتار غیر دموکراتیک زندانیان چپ است در برخورد با زندانیان دگر اندیش. دوستان محک دموکراتیک بودن ما صرفا نحوه برخورد با رژیم و یا همفکران مان نیست، بلکه دقیقا دفاع از "حقوق "مخالفین فکری عقیدتی
است، که ولتر میگوید، من جانم را برای دفاع از حق بیان مخالفم میدهم.
ر
نقد خانم فائزه هاشمی به همبندیان چپ نیز با هر سابقه یا نسبت فامیلی و یا هرکار غلطی که در گذشته کرده باشد
صحیح است.چون عمل آنان در سلب حق موافقین شرکت در انتخابات، ناقض نص صریح اعلامیه جهانی حقوق بشر است. که خود رژیم از همگی زندانیان و دگر اندیشان سلب کرده است. و
متاسفانه هیچگونه پاسخی از طرف زندانیان چپ در این مورد نمی بینیم.
فجایع ناشی از چنین رفتاری در جنبش چپ ایران کم نیست، من فقط یک نمونه از عملکرد، همفکران چپ خودم در بخش منشعب از سازمان مجاهدین خلق که بعدا سازمان پیکار نامگذاری شد را یاد آوری میکنم
که بهروز عزیز بهتر از من میداند. و آن هم قتل فجیع و جنایتکارانه شهید واقفی و لبافی نژاد به دست تقی شهرام
بود.نقض حقوق و آزادی های فردی از طرف هر کسی و یا هر نهادی و هر دولتی محکوم است. یک فعال سیاسی اگر
همین یک نکته را نیاموخته باشد، ادعای دفاع از حقوق بشر
و آزادی چیزی جز حرف پوچ نیست. با پوزش از طولانی شدن سخنم.
رضا برومند
تنها نکته ای که می بینم که اکثریت قریب به اتفاق منتقدان نامه فائزه هاشمی به آن توجه نمیکنند، نقد رفتار غیر دموکراتیک زندانیان چپ است در برخورد با زندانیان دگر اندیش. دوستان محک دموکراتیک بودن ما صرفا نحوه برخورد با رژیم و یا همفکران مان نیست، بلکه دقیقا دفاع از "حقوق "مخالفین فکری عقیدتی
است، که ولتر میگوید، من جانم را برای دفاع از حق بیان مخالفم میدهم.
ر
نقد خانم فائزه هاشمی به همبندیان چپ نیز با هر سابقه یا نسبت فامیلی و یا هرکار غلطی که در گذشته کرده باشد
صحیح است.چون عمل آنان در سلب حق موافقین شرکت در انتخابات، ناقض نص صریح اعلامیه جهانی حقوق بشر است. که خود رژیم از همگی زندانیان و دگر اندیشان سلب کرده است. و
متاسفانه هیچگونه پاسخی از طرف زندانیان چپ در این مورد نمی بینیم.
فجایع ناشی از چنین رفتاری در جنبش چپ ایران کم نیست، من فقط یک نمونه از عملکرد، همفکران چپ خودم در بخش منشعب از سازمان مجاهدین خلق که بعدا سازمان پیکار نامگذاری شد را یاد آوری میکنم
که بهروز عزیز بهتر از من میداند. و آن هم قتل فجیع و جنایتکارانه شهید واقفی و لبافی نژاد به دست تقی شهرام
بود.نقض حقوق و آزادی های فردی از طرف هر کسی و یا هر نهادی و هر دولتی محکوم است. یک فعال سیاسی اگر
همین یک نکته را نیاموخته باشد، ادعای دفاع از حقوق بشر
و آزادی چیزی جز حرف پوچ نیست. با پوزش از طولانی شدن سخنم.
رضا برومند
رضا جان امیدوارم هرچه زودتر تندرستی به جانتان برگردد. بهروز عزیز هم به سلامتی به خانه بازگردند و جلسه همان سه شنبه که شما پیشنهاد کردی تشکیل شود!
منصور
با مهر
منصور
با مهر
ما در اروپا با ایران یکساعت و نیم اختلاف داریم، یعنی ۱۹ اروپا میشود هشت و نیم ایران
و هشت ترکیه
و هشت ترکیه