محیط کار به شدت خطرناک، آلوده، پر سروصدا و بدون هیچگونه ایمنی یا بهداشت بود.
۳. کار زنان و کودکان
در دوره مرکانتیلیسم: زنان و کودکان در اقتصاد خانواده مشارکت داشتند، اما کار آنها عمدتاً در محیط خانه یا مزارع خانوادگی و تحت نظارت والدین بود که نوعی حمایت عاطفی را حفظ میکرد.
در سرمایهداری صنعتی: کارخانهداران به دلیل دستمزد بسیار کمتر، ترجیح میدادند زنان و کودکان را استخدام کنند. کودکان خردسال در معادن تاریک ذغالسنگ یا زیر ماشینآلات نساجی در شرایطی هولناک کار میکردند. این امر باعث محرومیت مطلق آنها از آموزش و به خطر افتادن شدید سلامت جسمی و روانیشان شد.
۴. رژیم غذایی، بهداشت و امید به زندگی
در دوره مرکانتیلیسم: هرچند قحطیهای دورهای رخ میداد، اما دسترسی به هوای پاک، فضای باز و محصولات محلی وجود داشت. بیماریها شایع بودند اما به دلیل تراکم کمتر جمعیت مانع از همهگیریهای برقآسا میشد.
در سرمایهداری صنعتی: رژیم غذایی کارگران شهری به نان، سیبزمینی و چای بیکیفیت محدود شد. به دلیل نبود سیستم فاضلاب و تراکم شدید در شهرها، بیماریهایی مانند وبا و سل بیداد میکرد. امید به زندگی در میان طبقه کارگر شهری به شدت کاهش یافت (در برخی شهرهای صنعتی به زیر ۲۰ سال رسید).
۵. وضعیت اجتماعی و اقتصادی
در دوره مرکانتیلیسم: دولتها برای حفظ قدرت ملی، قیمتها و دستمزدها را کنترل
میکردند. کارگران گرچه فقیر بودند، اما به عنوان بخشی از یک صنف یا جامعه محلی هویت داشتند.
در سرمایهداری صنعتی: با حاکم شدن ایده اقتصاد آزاد (لسهفر)، کارگران به کالا تبدیل شدند که قیمت آنها را عرضه و تقاضا تعیین میکرد. هیچ قانون حمایتی، بیمه یا حق تجمعی در ابتدا وجود نداشت. این وضعیت نابرابری شدیدی ایجاد کرد که بعدتر جرقههای اعتراضات کارگری و شکلگیری سندیکاها را زد.
چگونه و چرا در اواخر قرن هیجده و پس از آن سندیکاهای کارگری در انگلستان و اروپا سامان پیدا کردند؟
وجود این سندیکاهای کارگری چه دستاوردهایی برای بشریت
تا به امروز داشته است؟
تشکیل سندیکاهای کارگری، زندگی کارگران را از وضعیت اسفناکی که در دوران سرمایهداری صنعتی داشتید
، کاملاً دگرگون کرد و دستاوردهای آن تا امروز برای همه ما ماندگار شده است.
✊ دستاوردهای ملموس برای کارگران و خانوادهها
سندیکاها با ایجاد قدرت چانهزنی جمعی، تغییرات بنیادینی ایجاد کردند:
· افزایش چشمگیر دستمزدها: کارگران عضو سندیکا به طور میانگین ۱۰ تا ۱۲ درصد بیشتر از همتایان غیرعضوشان دستمزد دریافت میکنند. این مزیت برای جوانان و اقلیتها بیشتر است (مثلاً بیش از ۱۷٪ برای مردان زیر ۳۴ سال) و به کاهش شکاف دستمزدی نژادی و جنسیتی کمک کرده است.
· بهبود بیمه و امنیت شغلی: بیش از ۹۰٪ کارگران عضو سندیکا بیمه درمانی از کارفرما دارند (در مقابل ۷۱٪ برای غیرعضو). آنها همچنین به مراتب بیشتر به بازنشستگی، مرخصی استحقاقی و امنیت شغلی بیشتری دسترسی دارند.
· ایمنی بیشتر در محیط کار: سندیکاها با الزام به تجهیزات ایمنی و حمایت از کارگرانی که شرایط ناایمن را گزارش میدهند، جان انسانها را نجات دادهاند. به عنوان مثال، در ایالتهای با قوانین ضدسندیکایی، میزان مرگ و میر ناشی از کار حدود ۱۴٪ بیشتر است.
· کاهش ساعت کار: مبارزات تاریخی سندیکاها، مانند اعتصاب نجاران به رهبری پیتر مکگوایر، منجر به تثبیت روز کاری ۸ ساعته شد؛ دستاوردی که امروز بدیهی به نظر میرسد اما جانهای زیادی برای آن فدا شد.
🏘️ تأثیر فراتر از محیط کار
دستاوردهای سندیکاها فقط به کارخانه ختم نمیشود و کل جامعه را تحت تأثیر قرار داده است:
· کمک به رونق و انسجام جامعه: در ایالتهایی با نفوذ سندیکاهای قویتر، درآمد متوسط خانوارها بیش از ۱۲,۰۰۰ دلار بالاتر است و این ایالتها قوانین بهتری مانند مرخصی استعلاجی و سرمایهگذاری بیشتر در آموزش دارند.
· کمک به دموکراسی: سندیکاها مشارکت مدنی را افزایش میدهند. اعضای سندیکا بیشتر در انتخابات شرکت میکنند و از سیاستهای حمایت از کارگران دفاع مینمایند.
· حمایت از حقوق مدنی: سندیکاها در کنار جنبشهای حقوق مدنی بودهاند. رهبرانی مانند مارتین لوتر کینگ از سندیکاها حمایت میکردند و این نهادها به کاهش شکاف دستمزد نژادی کمک کردهاند.
در واقع، وجود تعطیلات آخر هفته، اضافه کار، و قوانین کار که امروز از آنها برخورداریم، حاصل مبارزات صدها ساله سندیکاهاست
تاثیرات این دستاوردها و قوانین با مبارزات کارگران در قرن بیستم به بسیاری از کشورهای جهان رسیده است.
۳. کار زنان و کودکان
در دوره مرکانتیلیسم: زنان و کودکان در اقتصاد خانواده مشارکت داشتند، اما کار آنها عمدتاً در محیط خانه یا مزارع خانوادگی و تحت نظارت والدین بود که نوعی حمایت عاطفی را حفظ میکرد.
در سرمایهداری صنعتی: کارخانهداران به دلیل دستمزد بسیار کمتر، ترجیح میدادند زنان و کودکان را استخدام کنند. کودکان خردسال در معادن تاریک ذغالسنگ یا زیر ماشینآلات نساجی در شرایطی هولناک کار میکردند. این امر باعث محرومیت مطلق آنها از آموزش و به خطر افتادن شدید سلامت جسمی و روانیشان شد.
۴. رژیم غذایی، بهداشت و امید به زندگی
در دوره مرکانتیلیسم: هرچند قحطیهای دورهای رخ میداد، اما دسترسی به هوای پاک، فضای باز و محصولات محلی وجود داشت. بیماریها شایع بودند اما به دلیل تراکم کمتر جمعیت مانع از همهگیریهای برقآسا میشد.
در سرمایهداری صنعتی: رژیم غذایی کارگران شهری به نان، سیبزمینی و چای بیکیفیت محدود شد. به دلیل نبود سیستم فاضلاب و تراکم شدید در شهرها، بیماریهایی مانند وبا و سل بیداد میکرد. امید به زندگی در میان طبقه کارگر شهری به شدت کاهش یافت (در برخی شهرهای صنعتی به زیر ۲۰ سال رسید).
۵. وضعیت اجتماعی و اقتصادی
در دوره مرکانتیلیسم: دولتها برای حفظ قدرت ملی، قیمتها و دستمزدها را کنترل
میکردند. کارگران گرچه فقیر بودند، اما به عنوان بخشی از یک صنف یا جامعه محلی هویت داشتند.
در سرمایهداری صنعتی: با حاکم شدن ایده اقتصاد آزاد (لسهفر)، کارگران به کالا تبدیل شدند که قیمت آنها را عرضه و تقاضا تعیین میکرد. هیچ قانون حمایتی، بیمه یا حق تجمعی در ابتدا وجود نداشت. این وضعیت نابرابری شدیدی ایجاد کرد که بعدتر جرقههای اعتراضات کارگری و شکلگیری سندیکاها را زد.
چگونه و چرا در اواخر قرن هیجده و پس از آن سندیکاهای کارگری در انگلستان و اروپا سامان پیدا کردند؟
وجود این سندیکاهای کارگری چه دستاوردهایی برای بشریت
تا به امروز داشته است؟
تشکیل سندیکاهای کارگری، زندگی کارگران را از وضعیت اسفناکی که در دوران سرمایهداری صنعتی داشتید
، کاملاً دگرگون کرد و دستاوردهای آن تا امروز برای همه ما ماندگار شده است.
✊ دستاوردهای ملموس برای کارگران و خانوادهها
سندیکاها با ایجاد قدرت چانهزنی جمعی، تغییرات بنیادینی ایجاد کردند:
· افزایش چشمگیر دستمزدها: کارگران عضو سندیکا به طور میانگین ۱۰ تا ۱۲ درصد بیشتر از همتایان غیرعضوشان دستمزد دریافت میکنند. این مزیت برای جوانان و اقلیتها بیشتر است (مثلاً بیش از ۱۷٪ برای مردان زیر ۳۴ سال) و به کاهش شکاف دستمزدی نژادی و جنسیتی کمک کرده است.
· بهبود بیمه و امنیت شغلی: بیش از ۹۰٪ کارگران عضو سندیکا بیمه درمانی از کارفرما دارند (در مقابل ۷۱٪ برای غیرعضو). آنها همچنین به مراتب بیشتر به بازنشستگی، مرخصی استحقاقی و امنیت شغلی بیشتری دسترسی دارند.
· ایمنی بیشتر در محیط کار: سندیکاها با الزام به تجهیزات ایمنی و حمایت از کارگرانی که شرایط ناایمن را گزارش میدهند، جان انسانها را نجات دادهاند. به عنوان مثال، در ایالتهای با قوانین ضدسندیکایی، میزان مرگ و میر ناشی از کار حدود ۱۴٪ بیشتر است.
· کاهش ساعت کار: مبارزات تاریخی سندیکاها، مانند اعتصاب نجاران به رهبری پیتر مکگوایر، منجر به تثبیت روز کاری ۸ ساعته شد؛ دستاوردی که امروز بدیهی به نظر میرسد اما جانهای زیادی برای آن فدا شد.
🏘️ تأثیر فراتر از محیط کار
دستاوردهای سندیکاها فقط به کارخانه ختم نمیشود و کل جامعه را تحت تأثیر قرار داده است:
· کمک به رونق و انسجام جامعه: در ایالتهایی با نفوذ سندیکاهای قویتر، درآمد متوسط خانوارها بیش از ۱۲,۰۰۰ دلار بالاتر است و این ایالتها قوانین بهتری مانند مرخصی استعلاجی و سرمایهگذاری بیشتر در آموزش دارند.
· کمک به دموکراسی: سندیکاها مشارکت مدنی را افزایش میدهند. اعضای سندیکا بیشتر در انتخابات شرکت میکنند و از سیاستهای حمایت از کارگران دفاع مینمایند.
· حمایت از حقوق مدنی: سندیکاها در کنار جنبشهای حقوق مدنی بودهاند. رهبرانی مانند مارتین لوتر کینگ از سندیکاها حمایت میکردند و این نهادها به کاهش شکاف دستمزد نژادی کمک کردهاند.
در واقع، وجود تعطیلات آخر هفته، اضافه کار، و قوانین کار که امروز از آنها برخورداریم، حاصل مبارزات صدها ساله سندیکاهاست
تاثیرات این دستاوردها و قوانین با مبارزات کارگران در قرن بیستم به بسیاری از کشورهای جهان رسیده است.
آیا سندیکاها نقشی تاثیر گذار در گسترش همبستگی و صلح در جهان دارند؟
سندیکاها دقیقاً پلی هستند که مبارزه برای نان روزانه را به آرمان صلح و همبستگی جهانی گره میزنند. نقش آنها فراتر از کارخانه و دستمزد است:
تاثیر سندیکاهای کارگری در گسترش همبستگی و صلح در کشورها و در جهان :
۱. تبدیل «رقابت» به «همبستگی» (کاهش خشونت داخلی)
در سرمایهداری صنعتی (همان دوره جدول قبلی)، کارگر تنها بود و برای بقا با همکارش میجنگید. سندیکا این منطق را برعکس میکند:
· جایگزین خشونت فردی با چانهزنی جمعی: به جای کتککاری سر یک شغل یا اعتراضات پراکنده و خشونتبار، سندیکا گفتگو و اعتصاب سازمانیافته را جایگزین میکند. این یعنی صلح مدنی درون جوامع.
· کاهش نابرابری: پژوهشها نشان میدهد جوامعی که نفوذ سندیکایی بالایی دارند، شکاف درآمدی کمتری دارند. از آنجا که نابرابری شدید بزرگترین پیشبینکننده خشونت شهری و جرم است، سندیکا با متعادلسازی ثروت، آرامش اجتماعی را افزایش میدهد.
۲. پل زدن میان گروههای قومی و مذهبی (همبستگی بینفرهنگی)
سندیکا تنها جایی است که یک مهاجر، یک بومی، یک سیاهپوست و یک سفیدپوست در مقابل یک کارفرمای واحد، منافع مشترک پیدا میکنند:
· تاریخ نشان داده که در اعتصابات بزرگ (مثل جنبش کارگری دهه ۱۹۳۰ در آمریکا)، کارگران با ملیتهای مختلف برای اولین بار کنار هم ایستادند و متوجه شدند که کارفرما از «تفرقه بینداز و حکومت کن» سود میبرد.
· سندیکاها با مبارزه برای برابری دستمزد نژادی و جنسیتی، به عنوان بستر طبیعی برای همزیستی مسالمتآمیز اقلیتها در جوامع شهری عمل میکنند.
۳. صلح جهانی: سد کردن راه جنگها
این شاید مهمترین بخش باشد:
· جنگ، دشمن طبقه کارگر است: سندیکاها همیشه میدانستند که هزینه جنگها را کارگران میپردازند (جان و مالیات). به همین دلیل، تشکلهای کارگری در سراسر جهان، از مهمترین مخالفان جنگهای توسعهطلبانه بودهاند (مثل مخالفت سندیکاهای بریتانیا با جنگ عراق یا نقش آنها در پایان جنگ ویتنام).
· ایجاد «وابستگی متقابل» فراملی: امروز سندیکاهای جهانی (مثل فدراسیون بینالمللی کارگران) بین کارگران کشورهای مختلف ارتباط برقرار میکنند. وقتی کارگر چینی و آمریکایی از طریق اتحادیهها با هم در ارتباط باشند، کارفرما نمیتواند به راحتی با تهدید به «برونسپاری به کشور دیگر» آنها را بترساند؛ در نتیجه، رقابت ملیگرایانه که منشاء بسیاری از تنشهای سیاسی است، خنثی میشود.
۴. نهادینه کردن گفتوگو به جای انقلاب خونین
برخلاف قرن ۱۹ که اعتراضات به قیام مسلحانه میانجامید، سندیکاها سازوکار میانجیگری و دادگاههای کار را ایجاد کردند. این یعنی اختلافات بزرگ اقتصادی، به جای بمبگذاری و کودتا، به پای میز مذاکره میروند. این نهادینهسازی خشم، بزرگترین کمک به حفظ صلح بلندمدت در جوامع صنعتی بوده است.
در یک جمله: سندیکا با انسانی کردن سرمایهداری، از یک سو شکاف طبقاتی را کم میکند (که ریشه خشونت است) و از سوی دیگر کارگران ملل مختلف را به جای دشمنی، شریک منافع یکدیگر میکند. به همین دلیل است که در کشورهای دموکراتیک، سندیکاهای قوی با صلحطلبی تاریخی همراهند.
سندیکاها دقیقاً پلی هستند که مبارزه برای نان روزانه را به آرمان صلح و همبستگی جهانی گره میزنند. نقش آنها فراتر از کارخانه و دستمزد است:
تاثیر سندیکاهای کارگری در گسترش همبستگی و صلح در کشورها و در جهان :
۱. تبدیل «رقابت» به «همبستگی» (کاهش خشونت داخلی)
در سرمایهداری صنعتی (همان دوره جدول قبلی)، کارگر تنها بود و برای بقا با همکارش میجنگید. سندیکا این منطق را برعکس میکند:
· جایگزین خشونت فردی با چانهزنی جمعی: به جای کتککاری سر یک شغل یا اعتراضات پراکنده و خشونتبار، سندیکا گفتگو و اعتصاب سازمانیافته را جایگزین میکند. این یعنی صلح مدنی درون جوامع.
· کاهش نابرابری: پژوهشها نشان میدهد جوامعی که نفوذ سندیکایی بالایی دارند، شکاف درآمدی کمتری دارند. از آنجا که نابرابری شدید بزرگترین پیشبینکننده خشونت شهری و جرم است، سندیکا با متعادلسازی ثروت، آرامش اجتماعی را افزایش میدهد.
۲. پل زدن میان گروههای قومی و مذهبی (همبستگی بینفرهنگی)
سندیکا تنها جایی است که یک مهاجر، یک بومی، یک سیاهپوست و یک سفیدپوست در مقابل یک کارفرمای واحد، منافع مشترک پیدا میکنند:
· تاریخ نشان داده که در اعتصابات بزرگ (مثل جنبش کارگری دهه ۱۹۳۰ در آمریکا)، کارگران با ملیتهای مختلف برای اولین بار کنار هم ایستادند و متوجه شدند که کارفرما از «تفرقه بینداز و حکومت کن» سود میبرد.
· سندیکاها با مبارزه برای برابری دستمزد نژادی و جنسیتی، به عنوان بستر طبیعی برای همزیستی مسالمتآمیز اقلیتها در جوامع شهری عمل میکنند.
۳. صلح جهانی: سد کردن راه جنگها
این شاید مهمترین بخش باشد:
· جنگ، دشمن طبقه کارگر است: سندیکاها همیشه میدانستند که هزینه جنگها را کارگران میپردازند (جان و مالیات). به همین دلیل، تشکلهای کارگری در سراسر جهان، از مهمترین مخالفان جنگهای توسعهطلبانه بودهاند (مثل مخالفت سندیکاهای بریتانیا با جنگ عراق یا نقش آنها در پایان جنگ ویتنام).
· ایجاد «وابستگی متقابل» فراملی: امروز سندیکاهای جهانی (مثل فدراسیون بینالمللی کارگران) بین کارگران کشورهای مختلف ارتباط برقرار میکنند. وقتی کارگر چینی و آمریکایی از طریق اتحادیهها با هم در ارتباط باشند، کارفرما نمیتواند به راحتی با تهدید به «برونسپاری به کشور دیگر» آنها را بترساند؛ در نتیجه، رقابت ملیگرایانه که منشاء بسیاری از تنشهای سیاسی است، خنثی میشود.
۴. نهادینه کردن گفتوگو به جای انقلاب خونین
برخلاف قرن ۱۹ که اعتراضات به قیام مسلحانه میانجامید، سندیکاها سازوکار میانجیگری و دادگاههای کار را ایجاد کردند. این یعنی اختلافات بزرگ اقتصادی، به جای بمبگذاری و کودتا، به پای میز مذاکره میروند. این نهادینهسازی خشم، بزرگترین کمک به حفظ صلح بلندمدت در جوامع صنعتی بوده است.
در یک جمله: سندیکا با انسانی کردن سرمایهداری، از یک سو شکاف طبقاتی را کم میکند (که ریشه خشونت است) و از سوی دیگر کارگران ملل مختلف را به جای دشمنی، شریک منافع یکدیگر میکند. به همین دلیل است که در کشورهای دموکراتیک، سندیکاهای قوی با صلحطلبی تاریخی همراهند.
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
*شصت درصد روی کاغذ، صفر درصد در سفره ها!*
کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق میبرد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت میکند. اما وقتی کارگر میرود خواربارفروشی، میبیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت میفهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش رنگ و لعاب است.
*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن میشود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفتوآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفرهتان کوچکتر شده است.
*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخصهای هزینه زندگی به روز میشود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم میگردد. اما در برخی سیستمها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*
*چرا این ۶۰ درصد بیاثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقبگرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلیبگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری میگیرد و عقبگردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.
راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینهها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمتها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایدهای ندارد.
۴) تقویت تشکلهای کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.
کارگر با آمار زندگی نمیکند، با سفره زندگی میکند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان میگوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچهاش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پلهها بالا برود و دیگری از پلهها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق میبرد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت میکند. اما وقتی کارگر میرود خواربارفروشی، میبیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت میفهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش رنگ و لعاب است.
*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن میشود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفتوآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفرهتان کوچکتر شده است.
*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخصهای هزینه زندگی به روز میشود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم میگردد. اما در برخی سیستمها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*
*چرا این ۶۰ درصد بیاثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقبگرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلیبگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری میگیرد و عقبگردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.
راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینهها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمتها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایدهای ندارد.
۴) تقویت تشکلهای کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.
کارگر با آمار زندگی نمیکند، با سفره زندگی میکند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان میگوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچهاش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پلهها بالا برود و دیگری از پلهها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from Akhbar-rooz - اخبار روز؛ سايت سياسی - خبری چپ
Akhbar-Rooz
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران ۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتی
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران
۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…
https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران
۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…
https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
Forwarded from سهام نیوز
✅محمد باقر ذوالقدر، دبیر شورای امنیت ملی امروز پس از حدود ۴ ماه در انظار عمومی ظاهر شد.در کنار او اسماعیل قاآنی است.
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
Forwarded from شورای ملی تصمیم
پیام ازیکی از اعضای شورا در ایران : درود
تمام تلاش حکومت بر این قرار گرفته که با فضاسازی و القای شرایط جنگی در مقابل مردم قرار بگیرد و بر خواست اصلی مردم سرپوش بگذارد.
لذا باید در تمامی تریبونهای فعال این اقدام جمهوریاسلامی را خنثی کنیم و اعلام نماییم که :
مذاکره اصلی در داخل کشور است و تا این مذاکره به نتیجه نرسد هیچ مشکل بینالمللی حل نخواهد شد.
* آزادی همه زندانیان سیاسی
* لغو احکام اعدام
* برگزاری انتخابات آزاد مردمی تحت نظارت نهادهای بین المللی و تشکیل دولت مردمی و انتقال بدون خشونت حکومت
*مجازات آمران و عاملان جنایت های خونین
* ادغام نیروهای نظامی و تشکیل یک ارتش ملی
تمام تلاش حکومت بر این قرار گرفته که با فضاسازی و القای شرایط جنگی در مقابل مردم قرار بگیرد و بر خواست اصلی مردم سرپوش بگذارد.
لذا باید در تمامی تریبونهای فعال این اقدام جمهوریاسلامی را خنثی کنیم و اعلام نماییم که :
مذاکره اصلی در داخل کشور است و تا این مذاکره به نتیجه نرسد هیچ مشکل بینالمللی حل نخواهد شد.
* آزادی همه زندانیان سیاسی
* لغو احکام اعدام
* برگزاری انتخابات آزاد مردمی تحت نظارت نهادهای بین المللی و تشکیل دولت مردمی و انتقال بدون خشونت حکومت
*مجازات آمران و عاملان جنایت های خونین
* ادغام نیروهای نظامی و تشکیل یک ارتش ملی
*و اما، "چپ" چيست، كيست، فحش است؟ افتخار است؟*
نويسنده: نميدانم ….
من نه چپم نه راستم نه دنباله رو هیچ فرقه یا سازمانی. من یه شهروند آزادم با حق اندیشه فردی که هیچ کس نمیتونه از من بگیردش!
اما وقتی میبینم «چپ» تبدیل شده به ناسزا، آن هم از طرف کسانی که خارج از ایران زیر سایهی قوانین مدرن زندگی میکنند، لازم میدانم چند واقعیت تاریخی را یادآوری کنم.
بسیاری از کشورهایی که امروز مهاجران ایرانی در آنها زندگی میکنند (کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه، بریتانیا و …) بخش مهمی از این ساختارها را مدیون احزاب سوسیالدموکرات و جنبشهای کارگری هستند.
آیا همه جریانهای چپ بینقص بودهاند؟ نه.
آیا تجربههای شکستخورده یا اقتدارگرا داشتهاند؟ بله.
اما تحریف یک سنت فکری چندصدساله به «فحش» فقط نشان میدهد تاریخ را نخواندهایم.
بخش بزرگی از حقوق و استانداردهای زندگی امروز، حاصل مبارزات جریانهای کارگری، سوسیالدموکرات و چپ در دو قرن گذشته است.
اینها چیزهایی نیست که «از آسمان افتاده» باشند:
حقوق کار و معیشت
۸ ساعت کار در روز
تعطیلات آخر هفته
مرخصی سالانه با حقوق
مرخصی استعلاجی
مرخصی زایمان و پدری
حداقل دستمزد
اضافهکاری با نرخ بالاتر
بیمه بیکاری
بیمه تأمین اجتماعی
حقوق بازنشستگی
ممنوعیت کار کودکان
قوانین ایمنی محیط کار
حق اعتصاب
حق تشکیل اتحادیه
قراردادهای جمعی کار
رفاه و خدمات عمومی
آموزش عمومی و رایگان
دانشگاههای دولتی یارانهای
بهداشت عمومی:
سیستم درمان همگانی
بیمه درمانی عمومی
واکسیناسیون سراسری
مسکن اجتماعی
حملونقل عمومی یارانهای
یارانه انرژی و خدمات اساسی
کمکهزینه فرزند
کمکهزینه ناتوانی
حقوق مدنی و اجتماعی:
حق رأی عمومی برای طبقات کارگر
حق رأی زنان
قوانین ضد تبعیض نژادی
قوانین ضد تبعیض جنسیتی
قوانین حمایت از اقلیتهای جنسی
حقوق کارگران مهاجر
قوانین منع تبعیض در استخدام
قوانین منع اخراج خودسرانه
دسترسی برابر به آموزش
ساختارهای اقتصادی و سیاسی
مالیات تصاعدی بر ثروتمندان
کنترل انحصار شرکتهای بزرگ
مقرراتگذاری بر بازار کار
دولت رفاه (Welfare State)
بیمههای اجتماعی سراسری
شفافیت قراردادهای کار
عجیب است که:
از بیمه بیکاری استفاده میکنیم،
از درمان رایگان بهره میبریم،
از آزادی تجمع دفاع میکنیم،
از حقوق LGBTQ در غرب سود میبریم،
و همزمان «چپ» را عامل نابودی میدانیم.
نقد کنید. مخالفت کنید.
اما قبل از فحاشی، کمی تاریخ بخوانید.
بسیاری از همین «بدیهیات» که امروز با آن زندگی میکنید،
نتیجه خون، اعتصاب و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده میشدند.
گاهی شرم از ناآگاهی، اولین قدم آگاهی است.
دلیل های چپ ستیزی هم موارد زیادی دارد
اما از این نا آگاهی خیلی ها موج سواری می کنند
نويسنده: نميدانم ….
من نه چپم نه راستم نه دنباله رو هیچ فرقه یا سازمانی. من یه شهروند آزادم با حق اندیشه فردی که هیچ کس نمیتونه از من بگیردش!
اما وقتی میبینم «چپ» تبدیل شده به ناسزا، آن هم از طرف کسانی که خارج از ایران زیر سایهی قوانین مدرن زندگی میکنند، لازم میدانم چند واقعیت تاریخی را یادآوری کنم.
بسیاری از کشورهایی که امروز مهاجران ایرانی در آنها زندگی میکنند (کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه، بریتانیا و …) بخش مهمی از این ساختارها را مدیون احزاب سوسیالدموکرات و جنبشهای کارگری هستند.
آیا همه جریانهای چپ بینقص بودهاند؟ نه.
آیا تجربههای شکستخورده یا اقتدارگرا داشتهاند؟ بله.
اما تحریف یک سنت فکری چندصدساله به «فحش» فقط نشان میدهد تاریخ را نخواندهایم.
بخش بزرگی از حقوق و استانداردهای زندگی امروز، حاصل مبارزات جریانهای کارگری، سوسیالدموکرات و چپ در دو قرن گذشته است.
اینها چیزهایی نیست که «از آسمان افتاده» باشند:
حقوق کار و معیشت
۸ ساعت کار در روز
تعطیلات آخر هفته
مرخصی سالانه با حقوق
مرخصی استعلاجی
مرخصی زایمان و پدری
حداقل دستمزد
اضافهکاری با نرخ بالاتر
بیمه بیکاری
بیمه تأمین اجتماعی
حقوق بازنشستگی
ممنوعیت کار کودکان
قوانین ایمنی محیط کار
حق اعتصاب
حق تشکیل اتحادیه
قراردادهای جمعی کار
رفاه و خدمات عمومی
آموزش عمومی و رایگان
دانشگاههای دولتی یارانهای
بهداشت عمومی:
سیستم درمان همگانی
بیمه درمانی عمومی
واکسیناسیون سراسری
مسکن اجتماعی
حملونقل عمومی یارانهای
یارانه انرژی و خدمات اساسی
کمکهزینه فرزند
کمکهزینه ناتوانی
حقوق مدنی و اجتماعی:
حق رأی عمومی برای طبقات کارگر
حق رأی زنان
قوانین ضد تبعیض نژادی
قوانین ضد تبعیض جنسیتی
قوانین حمایت از اقلیتهای جنسی
حقوق کارگران مهاجر
قوانین منع تبعیض در استخدام
قوانین منع اخراج خودسرانه
دسترسی برابر به آموزش
ساختارهای اقتصادی و سیاسی
مالیات تصاعدی بر ثروتمندان
کنترل انحصار شرکتهای بزرگ
مقرراتگذاری بر بازار کار
دولت رفاه (Welfare State)
بیمههای اجتماعی سراسری
شفافیت قراردادهای کار
عجیب است که:
از بیمه بیکاری استفاده میکنیم،
از درمان رایگان بهره میبریم،
از آزادی تجمع دفاع میکنیم،
از حقوق LGBTQ در غرب سود میبریم،
و همزمان «چپ» را عامل نابودی میدانیم.
نقد کنید. مخالفت کنید.
اما قبل از فحاشی، کمی تاریخ بخوانید.
بسیاری از همین «بدیهیات» که امروز با آن زندگی میکنید،
نتیجه خون، اعتصاب و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده میشدند.
گاهی شرم از ناآگاهی، اولین قدم آگاهی است.
دلیل های چپ ستیزی هم موارد زیادی دارد
اما از این نا آگاهی خیلی ها موج سواری می کنند
Forwarded from کانال انجمن ادبی جیحون
به ابوسعید ابوالخیر گفتند:
فلانی قادر است پرواز کند،
گفت: این که مهم نیست ، مگس هم میپرد.
گفتند: فلانی را چه میگویی؟ روی آب راه میرود!
گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را میکند.
گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟
گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی.
این شاهکار است...
🗓@jeyhoonanjomany
فلانی قادر است پرواز کند،
گفت: این که مهم نیست ، مگس هم میپرد.
گفتند: فلانی را چه میگویی؟ روی آب راه میرود!
گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را میکند.
گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟
گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی.
این شاهکار است...
🗓@jeyhoonanjomany
اعتراضات نظامیان وفادار به مردم و قانون اساسی آمریکا بر علیه رفتارهای غیر قانون ترامپ و کابینه اش ادامه دارد.
چرا تریلیاردر ها ی جهانی از داخل و بیرون ایران می خواهند تمدن فرهنگ و تاریخ ۱۵ هزارساله فلات ایران را نابود کنند! چرا در طول تاریخ شکست خوردند و تا امروز این نبرد ادامه دارد!
تفاهم نامه گفتمان دموکراسی خواهی در ایران
چهارشنبه ۲۹ جولای
ساعت ۱۹ الی ۲۱ به وقت اروپا
با حضور
حمید بی آزار: فعال سیاسی چپ
رضا حسین بر: عضو تفاهم نامه دموکراسی خواهی در ایران
حسین یحیایی: فرقه دموکرات آذربایجان فعال سیاسی
بیژن قبادی: عضو حزب کومه له کوردستان ایران
مهرانگیز نعمتی: عضو شورای مرکزی حزب دموکراتیک یارسان
بهروز قربانی: دبیر کل حزب دموکرات مسیحی ایران
جوما بورش: حقوق دان و فعال سیاسی
گرداننده برنامه : آرش آذرخش
این برنامه در کلاب هاوس رادیو تریبون آزاد برگزار میشود
https://www.clubhouse.com/house/رادیو-تریبون-آزاد?chs=4dJS4p2BOd%3Ao751BMOGvz3QWR7HkOkd8S7AYM_GNrToX85MKqrpF7E&utm_medium=ch_house_settings
چهارشنبه ۲۹ جولای
ساعت ۱۹ الی ۲۱ به وقت اروپا
با حضور
حمید بی آزار: فعال سیاسی چپ
رضا حسین بر: عضو تفاهم نامه دموکراسی خواهی در ایران
حسین یحیایی: فرقه دموکرات آذربایجان فعال سیاسی
بیژن قبادی: عضو حزب کومه له کوردستان ایران
مهرانگیز نعمتی: عضو شورای مرکزی حزب دموکراتیک یارسان
بهروز قربانی: دبیر کل حزب دموکرات مسیحی ایران
جوما بورش: حقوق دان و فعال سیاسی
گرداننده برنامه : آرش آذرخش
این برنامه در کلاب هاوس رادیو تریبون آزاد برگزار میشود
https://www.clubhouse.com/house/رادیو-تریبون-آزاد?chs=4dJS4p2BOd%3Ao751BMOGvz3QWR7HkOkd8S7AYM_GNrToX85MKqrpF7E&utm_medium=ch_house_settings
Clubhouse
رادیو تریبون آزاد
talk, listen, hang out
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
نه به اعدام، خواستی همگانی!
طی یک ماه گذشته سیر اعدام در زندان ها افزایش یافته است. به ویژه در اصفهان و در یک عمل غیرانسانی ۲ تن از جوانان معترض دیماه سال گذشته در مقابل چشمان مردم معترض اصفهان دار زده شدند. این عمل پیامی روشن به جامعه دارد: ارعاب و ناتوانی در پاسخگویی.
تجربه حداقل ۴۰ ساله اخیر نشان داده است حذف انسان ها هیچ مشکلی را حل نمی کند که اگر می کرد در دهه ۶۰ صدها جوان و نوجوان و در سال ۶۷ هم قتل عام زندانیان سیاسی مشکلات جامعه را حل می کرد. تورم ماند، فقر گسترش یافت، فحشا هر روز چهره زشت خود را نمایان تر کرد، بیکاری، دزدی و اختلاس همچنان در جامعه ماندگار شده است.
این جوانانی که اعدام می شوند ۴۷ سال در این جامعه بالیده اند. از منابر و مساجد و صداوسیما و کتب درسی هرچه خواستید برایشان تبلیغ کردید. پس اگر امروز همچنان شما را بر نمی تابند ریشه در عملکرد شما دارد.
دزدهای خانگی با ریش و تسبیح همچون خاوری ها، هر آنچه زحمتکشان ثروت تولید می کنند را می دزدند و این از چشمان تیزبین جوانان این روزگار پوشیده نمی ماند، پس معترض می شوند.
فقر، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی، دادرسی های ناعادلانه و روشی که برای اثبات حقانیت خود به اعدام پناه می برد، اعتراض همگانی را بر می انگیزد. اعدام اعتراف به ناتوانی حل مشکلات جامعه است که به جای تولید اعتماد، پس گرفتن سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی برای مهار بحران، باز تولید مرگ را انتخاب کرده است. این نه اقتدار است و نه قدرت، بلکه شکست کامل سیاستی است که از دهه ۶۰ آغاز شده، در گفتگو و شفافیت را بسته و هیچ طرفی هم نبسته است.
این جوانان هیچکدام از طبقه برخوردار جامعه نیستند. فرزندان زحمتکشان و مزدبگیرانی هستند که بار مشکلات جامعه ایران را به دوش می کشند. از تورم تا جنگ. به همین دلیل است که اعدام را بر نمی تابند.
طبق آمار بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۰ درصد رسیده است. آیا با اعدام این جوانان تورم کاهش خواهد یافت؟؟ معضل بیکاری حل می گردد؟؟
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران این اعدام ها را محکوم کرده و آن را یک قتل حکومتی می داند و خواستار توقف فوری آن است.
اعتراض، اعتصاب، راهپیمایی حق مردم ایران است و هیچکسی به این خاطر نباید مجازات شود.
آزادی و عدالت و برابری خواست ۱۲۰ ساله مردم ایران است و هیچگاه از دستورکار مبارزات اجتماعی خارج نخواهد شد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
طی یک ماه گذشته سیر اعدام در زندان ها افزایش یافته است. به ویژه در اصفهان و در یک عمل غیرانسانی ۲ تن از جوانان معترض دیماه سال گذشته در مقابل چشمان مردم معترض اصفهان دار زده شدند. این عمل پیامی روشن به جامعه دارد: ارعاب و ناتوانی در پاسخگویی.
تجربه حداقل ۴۰ ساله اخیر نشان داده است حذف انسان ها هیچ مشکلی را حل نمی کند که اگر می کرد در دهه ۶۰ صدها جوان و نوجوان و در سال ۶۷ هم قتل عام زندانیان سیاسی مشکلات جامعه را حل می کرد. تورم ماند، فقر گسترش یافت، فحشا هر روز چهره زشت خود را نمایان تر کرد، بیکاری، دزدی و اختلاس همچنان در جامعه ماندگار شده است.
این جوانانی که اعدام می شوند ۴۷ سال در این جامعه بالیده اند. از منابر و مساجد و صداوسیما و کتب درسی هرچه خواستید برایشان تبلیغ کردید. پس اگر امروز همچنان شما را بر نمی تابند ریشه در عملکرد شما دارد.
دزدهای خانگی با ریش و تسبیح همچون خاوری ها، هر آنچه زحمتکشان ثروت تولید می کنند را می دزدند و این از چشمان تیزبین جوانان این روزگار پوشیده نمی ماند، پس معترض می شوند.
فقر، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی، دادرسی های ناعادلانه و روشی که برای اثبات حقانیت خود به اعدام پناه می برد، اعتراض همگانی را بر می انگیزد. اعدام اعتراف به ناتوانی حل مشکلات جامعه است که به جای تولید اعتماد، پس گرفتن سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی برای مهار بحران، باز تولید مرگ را انتخاب کرده است. این نه اقتدار است و نه قدرت، بلکه شکست کامل سیاستی است که از دهه ۶۰ آغاز شده، در گفتگو و شفافیت را بسته و هیچ طرفی هم نبسته است.
این جوانان هیچکدام از طبقه برخوردار جامعه نیستند. فرزندان زحمتکشان و مزدبگیرانی هستند که بار مشکلات جامعه ایران را به دوش می کشند. از تورم تا جنگ. به همین دلیل است که اعدام را بر نمی تابند.
طبق آمار بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۰ درصد رسیده است. آیا با اعدام این جوانان تورم کاهش خواهد یافت؟؟ معضل بیکاری حل می گردد؟؟
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران این اعدام ها را محکوم کرده و آن را یک قتل حکومتی می داند و خواستار توقف فوری آن است.
اعتراض، اعتصاب، راهپیمایی حق مردم ایران است و هیچکسی به این خاطر نباید مجازات شود.
آزادی و عدالت و برابری خواست ۱۲۰ ساله مردم ایران است و هیچگاه از دستورکار مبارزات اجتماعی خارج نخواهد شد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran