Mansoor Osanloo-Official
37 subscribers
460 photos
370 videos
8 files
770 links
Download Telegram
آب پاکی روی دست مردم

سوم مردادماه، بعد از ماه‌ها تبلیغات و وعده در مورد افزایش مبلغ کالابرگ، سخنگوی دولت، آب پاکی را روی دست فرودستان ریخت و با این بهانه که دولت «رویافروشی» نمی‌کند، افزایش اعتبار کالابرگ را منتفی دانست؛ مهاجرانی رو به دوربین‌ها گفت: اگر قرار باشد منابعی افزایش پیدا کند، دولت علاقه‌مند است که این منابع از محل‌های پایدار تأمین شود. دولت به هیچ عنوان «رویافروشی» نمی‌کند و آنچه را که مبتنی بر واقعیت باشد، صادقانه با مردم در میان خواهد گذاشت». اما سخنگوی دولت خبر بدتر دیگری هم برای مردم داشت: «برای بنزین برنامه‌هایی در راه است و اینکه اصلاحات احتمالی از طریق سهمیه‌بندی یا قیمت‌گذاری انجام شود، در صورت نهایی شدن، با دقت، شفافیت و صداقت همانند دفعات گذشته به مردم اعلام خواهد شد.». البته در عمل فرق چندانی بین اصلاحات احتمالی دولت نیست، چه قیمت هر لیتر بنزین گران شود و چه سهمیه بنزین دولتی کاهش یابد، نتیجه یک چیز است: اعمال فشار تورمی مجدد به زندگی مردم و سرایت گرانی به تمام حوزه‌ها، از نان گرفته تا حمل و نقل و اجاره خانه.

وقتی این دو خبر را کنار هم می‌گذاریم، معادله واضح‌تر می‌شود؛ کالابرگ یک میلیون تومانی که دیگر پول دو کیلو برنج ایرانی نیست و با آن می‌شود یک لیتر روغن مایع، یک کیلو شکر ونهایتاً چند دانه تخم مرغ خرید، ارزشی در زندگی فرودستان ندارد. اسف‌بار اینکه، بعد از حداقل ده بار وعده و خبررسانی در مورد دو برابر شدن مبلغ یک میلیون تومانیِ کالابرگ، فعلاً خبری از این افزایش نیست. از آن سو، موج جدید تورم در راه است؛ فضاسازی رسانه‌ای برای افزایش قیمت بنزین در سطح گسترده صورت گرفته و الگوی مصرف مردم در رسانه‌های دست راستی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

در آرزوی یک زندگی معمولی

در این بین، امیدِ «یک زندگی معمولی» برای فرودستانی مثل محمدرضا قربانی که از ترس بدتر شدن شرایط زندگی و به خاطر نگرانی بابت آینده، در گرمای شدید تابستان، کف خیابان تجمع می‌کنند، یک امید بی‌سرانجام است.

چراغ کم‌سوی امید در حال خاموش شدن است؛ مدت‌هاست که انتظار مزدبگیران و دهک‌های فرودست، نه یک زندگی شایسته و مرفه، بلکه یک زندگی بسیار معمولی‌ست؛ قربانی می‌گوید «زندگی معمولی پیشکش، روزی سه وعده غذای ساده هم از طبقات فقیر دریغ شده است، سفره‌های مردم خالی‌ست اما ثروت ملی در دست یک درصدی‌هاست و حتی ده درصد آن برای «معیشت» هزینه نمی‌شود…».

گزارش: نسرین هزاره مقدم


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
در ستایش کارگران ایران

✍️میلاد تاجیک



گاهی انسان در دلِ ویرانی بهتر می‌فهمد که چه کسانی واقعاً ستونِ این سرزمین‌اند. جنگ که آمد، پل‌ها را زدند، مسیرهای ارتباطی آسیب دیدند و کرکس‌ها و بوزینگان خیال کردند زندگی هم مثل همان سنگ و آهن فرو می‌ریزد. در آن لحظه‌ها، کارگران بودند که بی‌هیاهو و بی‌منت، وارد میدان می‌شدند. در کمتر از پنج روز خط ریلی میانه-زنجان، دوباره راه اندازی شد. این یعنی امید را از زیر آوار بیرون کشیدن، یعنی تداوم جریان زندگی، یعنی گفتنِ روشنِ طبقه‌ی کارگر به تاریخ: ما هستیم، ما می‌سازیم، ما نمی‌گذاریم زندگی متوقف شود.


فقط پل نبود. به چشم خود در نارمک تهران دیدم وقتی خانه‌ای موشک خورد، وقتی خیابان‌های اطراف پر از خاک و آوار شد، وقتی تکه‌های بدن مردمِ ما (بله! تکه‌های بدن مردم ما) بر بستر آسفالت خیابان آرمیده بود، باز هم همین دست‌های زحمتکش بودند که زودتر از همه پاکسازی را شروع کردند و دو ساعت بعد، انگار نه انگار که تن شهر، زخمیِ موشک‌های صهیون شده بود. خیابانِ موشک‌خورده را تمیز کردند، راه را باز کردند، شهر زخمی را پانسمان کردند. اکنون نیز بازسازی فولاد مبارکه اصفهان در حال انجام و بخش‌هایی از آن راه اندازی شده است. همچنین اکنون مسیرِ کنار پل‌های آسیب دیده در جنوب عزیز، آسفالت شده و خودروها دیگر می‌توانند به راحتی و با سرعت عبور کنند. راستی از خودمان پرسیده‌ایم که تکه‌های باقی مانده از گل‌های پر پر میناب را چه کسانی پیدا کرده‌اند؟

آدم می‌ماند که این سرعت و این مسئولیت را با چه کلمه‌ای توصیف کند. این عشق به مردم است. این شرافتِ طبقاتی است.

مهندسان زحمتکش ایران را از یاد نبریم، همان‌هایی که طراح پروژه‌های عمرانی‌ای هستند که همین چند ده سال گذشته، قادر به انجام آن نبودیم. اکنون این عزیزان نیز مشغول به خدمت‌رسانی هستند.

وظیفه داریم از آن‌ها که در روزهای سخت، وقتی همه‌چیز تیره و سنگین می‌شود، در سکوت اما استوار جلو می‌آیند، پیشگام می‌شوند و نمی‌گذارند چراغ زندگی خاموش بماند، تشکر کنیم.

از آن‌ها که با دست‌هایشان خرابی را به سامان تبدیل می‌کنند و با غیرتشان به شهر دوباره نفس می‌دهند تشکر می‌کنیم.

تداوم جریان زندگی، بویژه در شرایط تجاوز به میهن‌مان، مدیون زحمت‌کشان بود. پشتِ همه‌ی این‌ها زحمت‌کشانی هستند که بی‌ادعا کار می‌کنند و عظمتشان در همان بی‌ادعایی‌شان است.

دست همه‌ی شما درد نکند رفقا!
انصافاً گل کاشتید. زندگی‌تان گلستان باد.

سپاس از شما که در سخت‌ترین روزها، امید را از نو می‌سازید و نشان می‌دهید که نیروی واقعیِ زندگی، از دلِ کار و رفاقت و ایستادگی می‌آید❤️🌹❤️

پی‌نوشت: فراموش هم نمی‌کنیم که طبقه‌ی کارگر چه در ایران و چه در جهان باید رها شود، نه تقدیس.


#اندیشکده_مزدک
@mazdakacademy


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
فروشندگان نفت، وارد کنندگان اصلی کالا به داخل کشور، توزیع کنندگان ارز های خارجی، همه کمیته ای از اولیگارش های حکومتی هستند که حسابرسی امور مالی آنها را نماینده وزیر اطلاعات انجام می‌دهد. هیچ کدام از نهادهای دولتی در این کمیته که سرنوشت اقتصادی کشور در دستهای آن هست، حضور ندارند! چنین تمرکز قدرتی چگونه در یک کمیته غیر دولتی جمع شده است؟ قدرت اولیه اینها از کجا ناشی میشود؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکمرانی باند مافیایی که پدرخوانده اش مخفی شده است ❗️

مملکت افتاده دست یه مشت دزد و جنابتکار...بعد میگن چرا پیشرفت نمی کنیم. بودجه مملکت صرف ماجراجویی های منطقه و نیابتی میشه ، به هیچکس هم‌پاسخگو نیستن، تازه  طلبکارم هستن
یکشنبه های اعتراضی!
حمایت از کارگران معترض سکوهای نفتی


به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۵ شهریور بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، شوش، کرمانشاه، اهواز، دزفول، تبریز، قزوین تجمع اعتراضی هفتگی خود را برگزار کردند.
اعتراض بازنشستگان به فروش اموال تامین اجتماعی برای فراهم کردن حقوق های بازنشستگی، واریز قطره چکانی افزایش حقوق عقب افتاده فروردین و مبهم بودن واریز افزایش حقوق اردیبهشت، بی عملی کانون های بازنشستگان، بی اعتنایی دولت به مشکلات کارگران و بازنشستگان و همچنین اعتراض به اعدام جوانان معترض که در شهرهای تهران، رشت طنین انداز بود. در موضوع اعتراض به جنگ و جنگ افروزی نیز شهرهای تهران، رشت و کرمانشاه دست مایه شعارهای بازنشستگان بود.
همسو گشتن شعارهای صنفی و اجتماعی و ارتقا سطح جنبش بازنشستگان پیام شورافرینی را به جامعه منتقل می کند و بی تردید باعث رشد و گسترش جنبش اعتراضی خواهد بود.
خوشحالیم که آموزگاران امروز در تهران در مقابل ساختمان برنامه و بودجه تجمع داشتند که توان دیگری به جنبش می دهد.
شعارهای امروز بازنشستگان:
اموال بازنشسته/ غارت میشه پیوسته - دلار نفتی کجاست/ تورمش مال ماست - نان گران، دارو گران/ دولت شده دشمن جان - درمان بازنشسته/ فاجعه ای گسترده - مرگ بر گرانی/ فقر و جنگ و ویرانی - ارز و سکه و بنزین/ نان دانی مسئولین - رجزخوانی کافیه/ سفره ما خالیه - طرح خصوصی سازی/ علیه بازنشسته محکومست محکومست - نرخ دلار عدد نیست /نابودی زندگیست - خیابان خیابان/ سنگر زحمتکشان - ظلم و ستم فراوان/ ما رو کشاند خیابان - نالیدن مسیولین/ فریب است فریب است - معترض زندانی آزاد باید گردد - معلم زندانی آزاد باید گردد - فریاد فریاد/ از این همه بیداد - اتحاد اتحاد/ علیه فقر و فساد - بیکاری، تورم/ بلای جان مردم - اختلاس نجومی/ فلاکت عمومی - حاصل کار دولت/ عادت جیب ملت - خواسته ما هر زمان/ صلح رفاه آزادی - بودجه بندی دولت/ بلای جان ملت - دیگه نگید نداریم/خسته از این ریاییم - تورم گرانی/ نه به جنگ و ویرانی - فقط کف خیابان/ بدست میاد حقمان- درمان رایگان/ حق ماست حق ماست - تجمع اعتراض/ حق ماست حق ماست - یه اختلاس رو میشه/ چند تا مسئول پشتشه - حداقل حقوق/ برای همه وزیران - با حقوق کم ما/ میدری زندگی کن - درود بر کارگر نفت ما/ کارگر دلیر و سرسخت ما - کارگر معترض نفت ما/ حمایتت می کنیم.

در تهران در مقابل وزارت کار بازنشستگان صندوق آینده ساز در اعتراض به عدم اجرای همسان سازی و بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع داشتند که نماینده ای از هر دو سو برای بازنشستگان سخن گفته خواهان اتحاد شدند.
در تبریز در دو نقطه شهر یکی در مقابل کانون بازنشستگان و یکی هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت که بین هر دو گروه صحبت اتحاد داغ بود.
در شوش پس از ۳ روز تجمع مقابل دفتر نماینده مجلس شهر بازنشستگان نه تنها مسایل معیشتی بلکه ایجاد یک بیمارستان تخصصی را خواستار شدند.
در گیلان سرافراز، علیرغم مزاحمت نيروى انتظامى، خواستار لغو حکم ظالمانه ى اعدام و آزادی بی قید و شرط کارگران، معلمان و معترضان زندانی شدند. فریاد رسای همبستگی آنان، با طنین پرصلابت "کارگر، معلم، کشوری، لشکری-اتحاد، اتحاد"، دیوارهای هراس را درنوردید و چنان پژواکی در فضای شهر افکند که نیروهای سرکوب، که برای جمع‌آوری و ضبط تراکت‌ها و به ويژه بنر "ظلم و ستم فراوان-ما را کشاند خیابان" آمده بودند، در برابر اراده و ایستادگی معترضان، ناگزیر از عقب‌نشینی و چشم‌پوشی از اقدام خود شدند.
تجمع اعتراضی فرهنگیان بازنشسته یاسوجی مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان در حمایت از همکاران اعزامی به تهران برگزار شد. مطالبات معترضان شامل اجرای کامل رتبه‌بندی معلمان و همسان‌سازی حقوق، افزایش مستمری‌ها متناسب با تورم، تأمین بیمه کارآمد و پرداخت فوری تمام معوقات است.
خشم خروشان طبقه زحمتکش هر روز علیه تصمیمات ضد انسانی، گرانی و تورم کمرشکن، همسویی مسوولین حکومتی با مافیا نضج می گیرد و خاموش نخواهد شد.

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
بدون حضور تشکیلاتی اکثریت جامعه که طیقه کارگر و خانواده هایشان هستند ، هیچ انقلابی و هیچ سرزمینی و مردمی پیروز و خوشبخت نمیشومد! حتا کره زمین برای زندگی باقی نخواهد ماند!
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران

«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*


آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آن‌ها به فیلسوف حرفه‌ای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافت‌های خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نام‌ها با "فلسفه" جور درمی‌آیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفل‌دار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا این‌جوری کار می‌کنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آن‌گاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع می‌شود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفه‌ای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموس‌تر کردنِ زندگی و کارمان.»

*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیه‌های خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفه‌ای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار می‌کنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه می‌آورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفه‌ای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف می‌زنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم می‌کند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بی‌پاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسش‌هایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه می‌شود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار می‌کند، چه معنایی می‌توان برای رنج و رنج‌نامه‌های روزمره ساخت، و چگونه می‌شود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»

قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من می‌خورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدم‌های مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خسته‌کننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره می‌زنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟

اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.

ادامه دارد...

*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
بازداشت رسول بداقی، غفار دیندار و شماری از معلمان در نورآباد ممسنی

#رسول_بداقی و #غفار_دیندار، دو کنشگر صنفی عضو کانون فرهنگیان اسلامشهر، روز جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ همراه با شماری از معلمان در #نورآباد_ممسنی بازداشت و به زندان این شهرستان منتقل شدند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این افراد برای دیدار و عیادت از یکی از معلمان به نورآباد سفر کرده بودند که نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه آنان را بدون ارائه حکم قضایی بازداشت کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که #رسول_بداقی و #غفار_دیندار هنگام بازداشت مورد ضرب‌وشتم و هتک حرمت قرار گرفته‌اند.

میزبانان و تعدادی دیگر از معلمان حاضر در محل نیز بازداشت شده‌اند. تاکنون از تعداد دقیق بازداشت‌شدگان، اتهامات احتمالی و وضعیت آنان اطلاعات بیشتری منتشر نشده است.
کنشگران حقوق بشر ایران این بازداشت‌ها و برخورد با معلمان را محکوم می‌کند و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بازداشت‌شدگان است.

#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
#کنشگران_حقوق_بشر_ایران

📌 کنشگران را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

   تویتر / یوتوب / تلگرام / تویتردوم / اینستاگرام / فیسبوک
ثروت ملی بازیچه دزدها!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ارزش پول ملی هر روز اب می رود، برای پروژه های عمرانی پول نیست، یارانه مردم را افزایش نمی دهند و کالا برگ به قیمت ۲ شانه تخم مرغ هم نمی رسد، برای افزایش حقوق کارگران و بازنشستگان عمله مافیا در دولت جان می دهند، و بدتر از همه مذاکره کنندگان برای ۶ میلیارد دلار گردن کج کرده اند. دلیل آن را از زبان مسوولین بشنویم.
قاسم نوده فراهانی رییس اتاق اصناف ایران:«از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است»
رییس سازمان بازرسی:«یک نفر ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه کشور را برداشته و فرار کرده و ۲۰ هزار شخص حقیقی و حقوقی ۹۴ میلیارد یورو پول نفت کشور را به کشور بازنگردادند»
همچنین در خبرهاست که فردی به نام تاج که احتمال می رود برادر رییس فدراسیون فوتبال کشور باشد پس از خارج کردن صدها میلیون دلار پول به خارج حالا شرط کرده است به جای پول ۸ تا ۱۰ هزار خودرو لوکس وارداتی تحویل دهد. به اینها اضافه کنیم ۵۰۰ میلیارد دلار در امارات مانده را.
از دولت احمدی نژاد تاکنون که بیش از ۲۵ سال می گذرد حداقل ۳ هزار میلیارد دلار پول از کشور غارت شده و به خارج برده شده است. برای آنکه درک بهتری از غارت ثروت ملی مردم ایران داشته باشیم کافی است نظری به مبلغ بودجه امسال کشور بیاندازیم. بودجه کشور ۱۵۵۱۳۳۰۱۷۲۷۵ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار است یعنی بودجه ۳۰ سال کشور در جلوی چشمان قوه مجریه، قوه قضاییه، بازرسی کل کشور، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دهها نهاد نظارتی به غارت رفته است که نشانگر بی خاصیتی و ناکارآمدی این نهادهاست. این ۳ میلیارد دلار منهای حقوق های نجومی، دکل های گمشده، بریز و بپاش ها، و میلیاردها دلار که مسوولین بی خاصیت و همدست دزدها حقوق دریافت کرده اند و با مدیریت خود گند به اقتصاد و سیاست و اخلاق این کشور زده اند، است.
در کشور ما پول هست برای دزدها، نه برای ۹۰ میلیون ایرانی. امروز در جلوی چشم همه مسوولین ۳ میلیارد دلار بودجه غذا و دارو را به واردات خودروهای لوکس اختصاص داده اند. امروز اگر بازنشسته و کارگر و آحاد مردم بی دارو مانده اند، هر قرص نان بربری به ۵۰ هزارتومان رسیده و حتا آن جوان نظامی پای لانچر که دست و پای خود را از دست داده است باید با حقوق ماهانه ۱۷ میلیون تومان سر کند، به این دلیل واضح هست:
مافیا همه ارکان را در دست دارد. می دزد، فرار می کند، قانون را مسخره می کند، به مردم نوکرم چاکرم می گوید اما دستش تا آرنج در جیب هر ایرانی است.
پول هست اما نه برای ۹۰ میلیون ایرانی بلکه برای ۴ تا ۵ هزار دزد بی پدر و مادر.

متحد شویم، در سندیکاهای کارگری متشکل شده، و یا به بازنشستگان در یکشنبه های اعتراض پیوسته تا دستان این پلیدان را از زندگی خود کوتاه کنیم.

اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، جنبش گرسنگان که هر هفته تعداد بیشتری از بازنشستگان را در بر می گیرد این هفته ۱۱ مرداد در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول برگزار شد. تمامی شعارها حول خواست معیشت مناسب، درمان رایگان، آزادی زندانیان و محکوم کردن اعدام دور می زد.
رزمندگان دیروز/ گرسنگان امروز-حداقل حقوق/ برای همه وزیران-درمان رایگان/ حق مسلم ماست-
با این حقوق ناچیز/ میدری زندگی کن-ظلم و ستم فراوان/ ما را کشاند خیابان-اتحاد اتحاد/ علیه ظلم و فساد- جنگ افروزی کافیه/ سفره ما خالیه-سالاری بی عرضه/ استعفا استعفا- نه به اعدام/ نه نه نه.


بازنشستگان در رشت و در اعتراض به توزیع ناعادلانه ثروت، نابرابری، تورم افسار گسیخته، عدم اجرای ماده 54 و 96 قانون تامین اجتماعی، بازداشت کنشگران سیاسی،مدنی،صنفی، اعدام معترضان، بازداشت کارگران و معلمان، جنگ خانمانسوز و ايران سوز ميان آمریکا و حاکميت ولايي، گردهم آمده و کف خیابان را از آن خود کردند و با شعارهای کوبنده، لرزه بر اندام حاکمان سرمايه داری انداختند.و با در دست داشتن تصاویر زندانیان محکوم به اعدامِ محبوس در زندان لاکان رشت، انزجار خود از پدیده قرون وسطایی حکم " اعدام" ابراز كرده و خواستار آزادی بى قيد و شرط اين فرزندان ميهن شدند.
بازنشستگان در شوش در مقابل خانه دوم خود بعنوان سهامدار واقعی تجمع اعتراضی برگزار کردند. بحث معوقات و روش اجرای متناسب سازی سال سوم؛ افزایش مزایا و حذف بیمه تکمیلی و اجرای ماده ۵۴ و حذف ماده ۸۹ بوده و نسبت به اعلام مدیرعامل سازمان مبنی بر عدم وجود منابع جهت پرداخت و اجرای این مطالبات معترض بودنداین بازنشستگان عدم پرداخت بدهی دولت و دخالت آن در مدیریت و منابع سازمان با انتصاب مدیران دولتی و فساد در شرکتهای شستا و سازمان طبق تحقیق و تفحص مجلس در سال ۱۴۰۱ و عدم برخورد با مفسدین، را مهمترین دلیل شرایط بحرانی سازمان به غیر از عوامل جنگ کنونی که باعث کاهش بیمه پردازی شده است، دانسته راه نجات سازمان را استقلال سازمان می دانند و از مجلس و دولت خواهان اجرای این حق قانونی و شرعی هستند.
در تبریز بازنشستگان موفق شده اند به وزارت بهداشت بقبولانند که بیماران بازنشسته تامین اجتماعی را اورژانس به بیمارستان های خصوصی نبرد و به یکی از بیمارستانهای ملکی تحویل دهد و اتاقی در بیمارستان های ملکی برای گرفتن وقت اختصاص داده شود تا بازنشستگان سرگردان وقت گرفتن از سایت نشوند.
در قزوین هم بازنشستگان به دیدار مدیرعامل رفته و ایشان گفتند معوقات با حقوق خرداد پرداخت می شود و برای موضوع درمان هم به معاونت ایشان مراجعه کنند. در حقیقت از این دیدارها برای بازنشستگان آبی تاکنون گرم نشده است.

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران




https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی پر صلابت!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، اعتراضات هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی علیرغم همه فشارها و احضارها، در شهرهای تهران، قزوین، تبریز، شوش، رشت اهواز و دزفول برگزار شد. فولاد مردان سپید موی هم در اصفهان تجمع خود را برگزار کردند. این بازنشستگان در اعتراض به تداوم بلاتکلیفی در پوشش خدمات درمانی و اجرا نشدن تعهدات مربوط به متناسب‌سازی حقوق، مقابل استانداری تجمع کردند.
در شهرهای دزفول و تبریز بازنشستگان تلاش دارند از مجرای کانون های بازنشستگی خود پیگیر مطالبات باشند و از آمدن به کف خیابان فعلن پرهیز می کنند. با این حضور در کانون های بازنشستگی، که به نامه نگاری و دیدارهای بی خاصیت روسای این کانون ها با مسوولین تامین اجتماعی منجر شده تاکنون ثمری حاصل نگردیده است. قابل ذکر است که در تبریز دو گروه دیگر یکی در پارک و دیگری در مقابل تامین اجتماعی گردهم می آیند که امیدواریم هر سه جریان به هم پیوسته و مطالبه گری را با توان بیشتری پی بگیرند.
در قزوین بازنشستگان بعد از تجمع به دیدار مدیرکل درمان استان رفته بودند که جلسه ای با دیگر مدیران درمان شهرهای استان در حال برگزاری بود که مدیرکل درمان استان اعلام کردند:«زرنگ باشیم همین شرایط را برایتان نگه داریم. به دلیل بی پولی و ندادن بدهی های دولت به ما، مجبور شدیم شیفت شب ۲ بیمارستان ملکی در شهر قزوین را تعطیل کنیم» این هم از راهکار مسوولین، فشار به زحمتکشان.
بازنشستگان شوش/ کرخه/ هفت تپه، راه نجات سازمان تامین اجتماعی از بحران و ناترازی را عدم دخالت دولت در مدیریت و منابع سازمان و پرداخت بدهی دولت به سازمان و انحلال هیات امنای ناکارآمد دانستند. بازنشستگان خواستار اعلام نتیجه تحقق وتفحص سال ۱۴۰۱، لغو بند«ت»ماده ۲۸ برنامه هفتم توسعه،اجرای ماده ۵۴ تامین اجتماعی وحذف بیمه تکمیلی و ماده ۸۹ بوده و پرداخت دوباره مبلغی تحت عنوان ماده دو درصد برای درمان را در تناقص با ماده ۵۴ میدانند.اصلاح اساسنامه کانون ها، پرداخت معوقه اردیبهشت و ۲۴ ماه متناسب سازی برنامه ششم و افزایش مزایا و مستمری برمبنای تورم و هزینه های زندگی، اصلاح اجرای متناسب سازی سال سوم، بازگشت امتیاز بیمارستان ملکی و ارتقای درمانگاه به پلی کلینیک را نیز خواستار شدند.
شعارها در تجمع امروز حول:
«وعده وعید کافیه/ سفره ما خالیه- همسان سازی دائم/ حق ماست حق ماست- درمان رایگان / حق ماست حق ماست- مزایای بازنشسته/ پرداخت باید گردد- حقوق بازنشسته/ فقط برای به هفته- یخچال بازنشسته/ خالی تر از گذشته-کنترل تورم / خواسته روز مردم- حقوق ما ریالیه/ هزینه ها دلاریه- گرانی تورم/ شکسته پشت مردم
حقوق طبق تورم- بدهی های دولت / پرداخت باید گردد- نیاز ما این زمان/ معیشت است و درمان- بیمه های تکمیلی/ دزد سر گردنه- گرانی بی علت / شلیک بسوی ملت- تجمع تشکل / حق ماست حق ماست- با حقوق کم ما/ میدری زندگی کن- کنترل نرخ ارز/ حق ماست حق ماست- نه سرما نه گرما/ نیست جلودارمان- تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها همین جا-حداقل حقوق/ برای همه وزیران»

بازنشستگان در رشت به فقیرسازی عامدانه ى مردم به دست حاکمیت بحران‌آفرین و جنگ‌افروز جمهوری اسلامی اعتراض کرده و در برابر صدور احکام ظالمانه زندان برای وکلا و کنشگران مدنی، و احکام اعدام برای معترضان، فریاد اعتراض برآوردند. هم‌چنین، در مخالفت با جنگ ویرانگر جاری، با سردادن شعار "نه به جنگ، نه به کشتار، نه به اعدام؛ نه، نه، نه" ، خواستار صلحی فوری و پایدار در كشور و منطقه شدند.

آنچه در حال روی دادن است خشمی است که از بدکرداری حاکمان، جولان دادن مافیا در اقتصاد و سیاست و دزدی های هر روزه ای که ۹۰ درصد مردم به نان شب محتاجند، افزون تر می شود. هنوز دزدی تراستی ها کهنه نشده که ۷۰۰ میلیون یورویی که قرار بوده پنل خورشیدی وارد شود هم نیست شده و شایع است که تراستی ها از ۵۶۰ میلیون دلار به جیب زده مقداری هم برای رضا پهلوی هزینه کرده اند.
مردم نان شب ندارند، دارو برای درمان رنج هایشان نیست اما میلیارد میلیارد دلار از ثروت مان بازیچه عده ای رانتخوار خیانتکار شده است در عوض فرزندان کارگران و زحمتکشان هر روز مرگ را چه در زندان ها، چه در خیابان، چه در بیمارستان ها، و چه در خانه پیش روی خود دارند.

پیام ما به مافیا این است:

تا حق خود نگیریم/ از پا نمی نشینیم!

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
Forwarded from خبرگر
حسین معروف عضو اتاق بازرگانی پرده از پروژه های الیگارش های تراستی حکومتی با همدستی همتی و ‌دهنوی رئیس های بانک مرکزی و سیستم مالی کشور بر میدارد.
هفتصد میلیون یورو فقط یک فقره از این غارت سرمایه های ملی مردم ایران است. بیش از سه هزار میلیارد دلار از سرمایه های ملی ایرانیان توسط الیگارش ها و باند تراستی های حکومتی موتلفه ای ها، اصلاح طلبان، تراستی های مورد اعتماد خاندان سران رژیم، قالیباف، خاتمی، روحانی، رفسنجانی، سران قوه ناقضائیه نفوذی صیهونیسم و نیولیبرال های جهانی، علی انصاری و سعید مدلل ها، و بقیه تریلیاردر شده ها غارت شده است! یکی از راه های نجات مردم ایران در خواست کمک از سوی نیروهای دفاعی کشور است، که تا کنون کشور را پس از حمله نظامی نتانیاهو و ترامپ حفظ کرده اند. نیروی دفاعی کشور و کسانی که شب ها در خیابان ها و میدان ها بیش از هفت ماه است حضور دارند، باید از همه مردم ستمدیده دادخواه ایران بخواهند که به آنها بپیوندند و حضور در میدان های مقاومت در شهر های بزرگ را میلیونی کنند، تا بتوانیم با کمک تشکیلات سندیکاها، شوراها و نهادهای مردمی کارگری، دهقانی، دانشگاهی، مدنی، به سراغ الیگارش ها برویم و‌ تراستی های تریلیاردر و الیگارش های نفوذی نئولیبرال و دشمن ایران را از قدرت برکنار کنیم، اموال غارت کرده از مردم را به مردم برگردانیم. مالیات سنگین بر اموال و در آمد تریلیاردر ها و بانکداران خصوصی و دولتی که اصول قانون اساسی را زیر پا گذاشت اند، ببندیم. کنترل قیمت دلار و ارز را از چنگ تریلیاردر های غارتگر و دولتی های همراه آنها بگیریم. جلوی رشد تورم را بگیریم و آموزش رایگان و درمان رایگان و خوراک و پوشاک و‌مسکن ارزان و یا رایگان را به مردم بازگردانیم. جلوی رشد قیمت بنزین و سوخت، انرژی را به سال های دهه شصت بازگردانیم. خانه ها و آپارتمان های خالی را در سراسر کشور شناسایی کنیم و به مردم مستاجر و بی خانمان تحویل دهیم. زمین های بزرگ که به چنگ الیگارشی حکومتی افتاده است، را به مردم هر منطقه به شکل برابر بازگردانیم. امکان خانه سازی ارزان قیمت و از دم قسط را برای همه مردم بی خان و مان فراهم کنیم. امکان تولید صنعتی و‌کشاورزی را با همکاری تعاونی های روستایی، شهری و دانشگاهیان فراهم کنیم. با کشورهای مثل روسیه و‌چین، ویتنام و دیگر کشورهایی که جلوی احکام ضد بشری شورای امنیت سازمان ملل متحد ایستادند و‌مانع از اجرای عملی تبصره ۷ شورای امنیت شده اند، که جلوی حمله نظامی و تحریم های بزرگ‌تری بر علیه ایران را بگیرند، اتحاد اقتصادی و نظامی و دفاعی متقابل را هر چه زودتر تشکیل دهیم. الیگارشی تراستی و دولت کنونی حاکم بر ایران ستون پنجم و نفوذی الیگارشی جهانی و ترامپ و‌نتانیاهو است. با برکنار کردن هر چه سریعتر این غارتگران حکومتی و کنترل امکانات کشور و ایجاد سیستم کوپنی و توزیع خوراک و امکانات زندگی بین اکثر مردم ایران که به زیر خط فقر فرو رفته اند، تعادل را به ایران بازگردانیم و جلوی نارضایتی های گسترده مردم را بگیریم. دشمنان تمدن ایران با استفاده از این نارضایتی های دروغین مثل گران کردن قیمت بنزین و دلار و کالاها و مواد غذایی و‌اجاره و مسکن ، که توسط الیگارش های تریلیاردر نفوذی پترو دلاری بوجود آمده است، میخواهند که زمینه درگیری داخلی در ایران بوجود بیاورند. مثل ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ که فاجعه دی ماه را پدید آوردند!
لذا پیشنهاد ما سندیکالیستها، کارگران، معلمان، فرهنگیان، دهقانان، فرهنگیان، دانشگاهیان، مزدبگیران، و زنان و مردان ترقی خواه، به نیروهای دفاعی و دلاوران حاضر در میدان هاش شبانه تهران و دیگر شهرهای بزرگ این است، که با قول دادن به مردم برای تحقق این نیازهای جامعه و نجات ایران، از همه مردمان ایران بخواهند که به آنها بپیوندند تا برای نجات دادن تمدن ایران به حساب الیگارش ها، تراستی ها و دولت خدمتگزار ضد ملی آنها با قدرت اتحاد سراسری مدافعان نظامی ایران و زحمتکشان و سندیکالیستها و تشکل گراهای دیگر و گروه های مقاومت
برسیم!!!
#جنبش_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
مهرگان ۱۴۰۵

https://t.me/khabargar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ریشه گرانی‌های اخیر هیچ ارتباطی به #جنگ ندارد/ عامل اصلی #جهش_قیمت_ارز در کشور، سخنان #همتی و برخی مسئولان اقتصادی و ارسال پالس گرانی به بازار است
👤 دکتر #محمدرضا_یزدی‌زاده، تحلیلگر مسائل اقتصادی در گفت‌وگو با «#اقتصاد_۱۲۰ : گرانی‌های اخیر نه تنها اصلا نتیجه جنگ نیست بلکه اول این #گرانی‌ ها به وجود آمد و باعث جنگ شد/ چرا کسی از همتی نمی‌پرسد چگونه در کوتاه‌ترین مدت قیمت ارز را از ۷۰ هزار تومان به ۱۴۰ هزار تومان جهش داد، در حالی که اصلا جنگ هم نشده بود.
⬇️ اخبار و تحلیل‌های اقتصاد ایران را بدون #سانسور دنبال کنید 👇
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زمستونه دین ‌ایمون نمونه! الیگارش های غارتگر سرمایه های ملی ایرانیان، همدست تریلیاردر های جهانی، خون کارگران و مردم جهان را در شیشه ها کرده و می فروشند! کارگران زحمتکش معدن های جهان، بخشی از بردگان قرن بیست و یکم هستند، که توسط برده داران نوین کمپانی های جهانی و الیگارش های تریلیاردر غارتگر ایرانی با شدید ترین وجهی استثمار می شوند. هر لحظه با جانشان بازی میکنند! سرمایه داران با غارت ارزش اضافی کارگران طبقه ای بی رحم و جنایتکار را تشکیل می دهند که کمر به نابودی کارگران و مردم ایران و جهان بسته اند! جنبش های سندیکایی و کارگری یکی از نیروهای مقاومت بشریت در مقابل این بیدادگری ملی و جهانی هستند.
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی متحد!

امروز ۱۲ مهرماه تجمعات هفتگی بازنشستگان در تهران

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
#در_چنین_روزی مهر ۱۳۰۷، #مرتضی_حجازی از سازماندهان اتحادیه‌های کارگری و از اعضای حزب فرقه کمونیست ایران زیر شکنجه در زندان شهربانی پهلوی کشته شد.
@TarTaKar
مرتضی در سال ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمده بود. از ۱۵ سالگی در چاپخانه به عنوان حروف‌چین استخدام شد و در همان جا از موسسین اتحادیه کارگران چاپخانه‌های تهران بود و در اعتصابات آنها که به خصوص برای ۸ ساعت کار روزانه و حق تشکیابی بود، شرکت فعال داشت. مرتضی در اوج دستگیری فعالان سیاسی، صنفی و سرکوب اتحادیه‌ها در پاییز ۱۳۰۴ از کشور فرار کرد ولی پس از بازگشتش در سال ۱۳۰۷ بازداشت و چند ماه بعد در زندان کشته می‌شود.
معروف است که او در آخرین دیدار خود با یکی دیگر از زندانیان یعنی جعفر ارودبادی گفته است:« اطمینان دارم که من زنده از این محبس بیرون نمی‌روم.‌ چند شب است از سینه‌ام خون می‌آید. اینطور سرنوشت من بود که در اول جوانی، در تنگنای نظمیه با این فشار سختی که ملاحظه می‌کنید بمیرم. سلام مرا به دوستان و همرزمان برسان … بگو بین ما دیگر دیداری نخواهد بود. من امیدی به زنده ماندن ندارم، به سراغم نیایید، بلکه فراموشم کنید. امیدوارم رفقای من به هدف مقدس خود نائل آیند و قاتلین من به سزای اعمال بیرحمانه خود برسند. ما غرض و نظری جز سعادت و رفاه زحمتکشان نداشتیم». ولی ما فراموشش نمی‌کنیم!
@TarTaKar