Forwarded from خبرگر
🔴 چه کسی کارگران را میکشد؟
در خبرهای امروز آمده همسر یک کارگر شهرداری در دهدشت به دلیل فقر و نداری اقدام به خودسوزی کرده است. همسرش که سعی داشته آتش را خاموش کند نیز دچار سوختگی شده. زن جان سپرده و مرد در بیمارستان بستری است.
چند شب پیش نیز پیکر بیجان یکی کارگران شرکت نفت و گاز پارس عسلویه در حالی توسط همکارانش پیدا شد که در یادداشتی فشارهای اقتصادی ناشی از حقوق ناچیز و سیاستهای ستمگرانهی مدیران شرکت را دلیل خودکشی خود عنوان کرده بود. کارگری که در عسلویه خودش را کشته، نزدیک به دو دهه سابقهی کار داشته است.
هر دو خودکشی در بخشهایی از طبقهی کارگر اتفاق میافتد که از یکسو در ماههای گذشته بارها در اعتراض به کمی حقوق و شرایط زیست طاقتفرسای خودشان، در نقاط مختلف دست به اعتصاب زدهاند و از سوی دیگر طرف حساب آنها، علاوه بر دولت و سرمایهداریِ حاکم، شرکتهای پیمانکاری خصوصی بودهاند.
در واقع میتوان گفت بخشی از طبقهی کارگر ایران در همدستی دولت سرمایهداری و سرمایهداری خصوصی به سمت مرگ رانده میشوند و به قتل میرسند.
هر دو بخش سرمایه در کشتار طبقهی کارگر سهیم و شریکند. به یاد بیاوریم خودکشیهای سریالی معلمان را در ماههای گذشته و آن را کنار اظهارات جدید الیاس نادران، عضو کمیسیون برنامه و بودجهی مجلس را که از دولت خواسته لایحهی رتبهبندی را پس بگیرد چون این لایحه ابعاد اجتماعی، بار مالی و آثار تورمی دارد.
از نظر غارتگران حاکم و شرکای تجاری آنها در بخش خصوصی افزایش حقوق کارگران، پرداخت حقوقهای معوقهی آنان و تعیین تکلیف استخدامی آنان بار مالی و آثار تورمی دارد اما انواع غارت و چپاول طبقهی دارا امری عادی و نیازی بدیهی است.
دست سرمایهی ایرانی، دولتی و خصوصی، تا مرفق در خون طبقهی کارگر آلوده است. اینها که امروز خودکشی میکنند نام آخرین قربانیان سلسلهی طولانی آنهایی هستند که برای شکوفایی سرمایه به قتل رسیدهاند.
#اسلام_سرمایه
#اسلام_غارت
#اسلام_فلاکت
#اسلام_کشتار
#اسلام_نادانی
#خبرگرارگانستمدیدگان_دادخواه_ایران #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_سخنگوی_جنبش_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#اعتصابات_سراسری #
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
در خبرهای امروز آمده همسر یک کارگر شهرداری در دهدشت به دلیل فقر و نداری اقدام به خودسوزی کرده است. همسرش که سعی داشته آتش را خاموش کند نیز دچار سوختگی شده. زن جان سپرده و مرد در بیمارستان بستری است.
چند شب پیش نیز پیکر بیجان یکی کارگران شرکت نفت و گاز پارس عسلویه در حالی توسط همکارانش پیدا شد که در یادداشتی فشارهای اقتصادی ناشی از حقوق ناچیز و سیاستهای ستمگرانهی مدیران شرکت را دلیل خودکشی خود عنوان کرده بود. کارگری که در عسلویه خودش را کشته، نزدیک به دو دهه سابقهی کار داشته است.
هر دو خودکشی در بخشهایی از طبقهی کارگر اتفاق میافتد که از یکسو در ماههای گذشته بارها در اعتراض به کمی حقوق و شرایط زیست طاقتفرسای خودشان، در نقاط مختلف دست به اعتصاب زدهاند و از سوی دیگر طرف حساب آنها، علاوه بر دولت و سرمایهداریِ حاکم، شرکتهای پیمانکاری خصوصی بودهاند.
در واقع میتوان گفت بخشی از طبقهی کارگر ایران در همدستی دولت سرمایهداری و سرمایهداری خصوصی به سمت مرگ رانده میشوند و به قتل میرسند.
هر دو بخش سرمایه در کشتار طبقهی کارگر سهیم و شریکند. به یاد بیاوریم خودکشیهای سریالی معلمان را در ماههای گذشته و آن را کنار اظهارات جدید الیاس نادران، عضو کمیسیون برنامه و بودجهی مجلس را که از دولت خواسته لایحهی رتبهبندی را پس بگیرد چون این لایحه ابعاد اجتماعی، بار مالی و آثار تورمی دارد.
از نظر غارتگران حاکم و شرکای تجاری آنها در بخش خصوصی افزایش حقوق کارگران، پرداخت حقوقهای معوقهی آنان و تعیین تکلیف استخدامی آنان بار مالی و آثار تورمی دارد اما انواع غارت و چپاول طبقهی دارا امری عادی و نیازی بدیهی است.
دست سرمایهی ایرانی، دولتی و خصوصی، تا مرفق در خون طبقهی کارگر آلوده است. اینها که امروز خودکشی میکنند نام آخرین قربانیان سلسلهی طولانی آنهایی هستند که برای شکوفایی سرمایه به قتل رسیدهاند.
#اسلام_سرمایه
#اسلام_غارت
#اسلام_فلاکت
#اسلام_کشتار
#اسلام_نادانی
#خبرگرارگانستمدیدگان_دادخواه_ایران #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_سخنگوی_جنبش_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#اعتصابات_سراسری #
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Forwarded from خبرگر
ارثیهٔ اعلیحضرت
حال سیامک همبندی بیستسالهمان در سلول عمومی کمیته مشترک ضد خرابکاری حال خاصی بود. قبلاً در سلولی دیگر بود و در جریان پخش “برنامهٔ حکومتی اعتراف” او جزو هیستریک شدهها بود. سرش را به در آهنی سلول کوبیده بود. از حال رفته بود و آمده بودند با برانکارد برده بودنش به بهداری زندان. از بهداری زندان هم آوردنش به سلول عمومی ما که سی و پنج نفر در آن بودیم. روزهای اول در کنجی خپ میکرد و سر به زیر به زیلوی چرکمردهٔ کف سلول خیره میماند. یک شب که طبق معمول پس از شام در سلول قدم میزدیم آمد کنار من و با سر بهزیر انداخته زمزمه کرد: امشب در سر شوری دارم… امشب در دل نوری دارم… بعد گفت پدرش در کسب و کار فیلم و سینماست و او کمکیاش بوده. حالا پدر و خواهرش هم زندانند.
رفیق سیامک جوان شبهای دیگر هم کنار من در قدم زدنهای شبانه کنار من میآمد و زمزمه میکرد: امشب در سر شوری دارم… و پس از چند لحظه که میگذشت قدمهایش را تندتر برمیداشت، کلمات ترانه را پشت هم و بیمکث لازم ادا میکرد و صدایش هم کم کم بلند میشد. هر شب چنین میکرد و کار من هم شده بود این که دستش را بگیرم و بفشارم و ملتمسانه بگویمش سیامک جان ، رفیق، آرام، آرام، اینطوری… امشب… در سر… شوری… دارم…خب؟ به روالی که گفته بودم زمزمه را شروع میکرد اما چیزی نمیگذشت که قدمهایش سریعتر، ادای کلمات شعر تند تند و پشت هم و صدایش بلندتر میشد. باز نگهش میداشتم و او ساکت میشد و نمیخواند. از او میپرسیدم چرا نمیخوانی بخوان رفیق اما آرام. میخواند اما چند لحظه بعد ضرباهنگ قدمها و ادای واژهها تند میشدند و صدایش هم بلند میشد. شبی کنار من آمد اما ترانهاش را زمزمه نکرد. سرش زیر بود مثل آدمی که فکری در سرش جا کرده و با آن درکلنجار باشد. ناگهان ایستاد و گفت دیشب یه خوابی دیدم. خواب دیدم شاه جلو خمینی دوزانو نشسته و به او میگه من که از پس این چپها برنیامدم مگر شما حاجآقا کاری بکنی. واسه همینم این کمیته مشترک را برایت بهارث گذاشتم. اگرم خواستی موزهش کنی بعد از اینکه کلک اونا را کندی موزهش بکن. گفتم سیامک جان این که شد یک رمان و نه خواب. گفت همینه دیگه.
رفیق سیامک جوان ما ذهنی پرجوش و در حال غلیان داشت. شبی دیگر مثل همیشه کنار من آمد و با هم قدم میزدیم که یکباره ایستاد نگاهی پرسان به من انداخت با صدای بلند گفت تو گفتی اون که حزب را منحل کرد… دستش را محکم فشردم و حرفش را قطع کردم: رفیق سیامک آرام. او هم زمزمهوار ادامه داد:گفتی شکنجه شده ولی من آن شب جلو تلویزیون توی آن حالم دیدم شق و رق نشسته بود و کلماتش را سفت به سق دهنش میکوفت و یکی یکی پرتشان میکرد بیرون، شمرده، خونسرد. ها؟ تو چی میگی؟ بیحوصله گفتم سیامک عزیز بذار برای بعد. نگاهی که تلاشی برای باور کردن در آن موج میزد اما همچنان ناباور بود به من انداخت و شروع کرد: امشب در سر شوری دارم… و خلاف معمول زمزمهاش را قطع کرد: مگه حزب را او ساخته که منحلش میکنه؟ ها؟ تو چی میگی؟ دستش را هیچوقت بهاین سختی فشار نداده بودم: اینجا صدایت را باید کنترل کنی، صدایت را باید دراختیار بگیری. …
روز بعد سیامک را با کیسهٔ پلاستیکی کوچک لباس زیرش از سلول ما بردند. احتمال میدادم یا انفرادی بردنش یا توی راهرو روی پتوی سربازی چشمبند بهچشم نشاندنش.
چهارده ماه در کمیته مشترک سپری شد. یک روز همه را در گروههایی سه چهار نفره چشمبند آجیده بهچشم توی استیشنهای کمیته نشاندند تا ببرند جایی دیگر. آن جای دیگر در صحبتهای راننده از قرار زندان اوین بود. بیاختیار یاد سیامک و خوابش افتادم و توی دلم گفتم سیامک جان این هم ارثیهای دیگر.
استیشن در حرکت بود. مأمور نگهبان کنار راننده مرتب میگفت سرا زیر باشه… صدا نباشه…
انگشتان عرق کرده پنجهای استخوانی دور مچم حلقه شد. صدایی آرام گفت: امشب در سر شوری دارم… امشب در دل نوری دارم…
نمیدانم آیا از کشتار ۶۷ جان بدر برد یا نه. خبری از او ندارم.
به نقل از «نامهٔمردم»، شمارهٔ ۱۱۴۰، ۱۹ مهر ۱۴۰۰
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
حال سیامک همبندی بیستسالهمان در سلول عمومی کمیته مشترک ضد خرابکاری حال خاصی بود. قبلاً در سلولی دیگر بود و در جریان پخش “برنامهٔ حکومتی اعتراف” او جزو هیستریک شدهها بود. سرش را به در آهنی سلول کوبیده بود. از حال رفته بود و آمده بودند با برانکارد برده بودنش به بهداری زندان. از بهداری زندان هم آوردنش به سلول عمومی ما که سی و پنج نفر در آن بودیم. روزهای اول در کنجی خپ میکرد و سر به زیر به زیلوی چرکمردهٔ کف سلول خیره میماند. یک شب که طبق معمول پس از شام در سلول قدم میزدیم آمد کنار من و با سر بهزیر انداخته زمزمه کرد: امشب در سر شوری دارم… امشب در دل نوری دارم… بعد گفت پدرش در کسب و کار فیلم و سینماست و او کمکیاش بوده. حالا پدر و خواهرش هم زندانند.
رفیق سیامک جوان شبهای دیگر هم کنار من در قدم زدنهای شبانه کنار من میآمد و زمزمه میکرد: امشب در سر شوری دارم… و پس از چند لحظه که میگذشت قدمهایش را تندتر برمیداشت، کلمات ترانه را پشت هم و بیمکث لازم ادا میکرد و صدایش هم کم کم بلند میشد. هر شب چنین میکرد و کار من هم شده بود این که دستش را بگیرم و بفشارم و ملتمسانه بگویمش سیامک جان ، رفیق، آرام، آرام، اینطوری… امشب… در سر… شوری… دارم…خب؟ به روالی که گفته بودم زمزمه را شروع میکرد اما چیزی نمیگذشت که قدمهایش سریعتر، ادای کلمات شعر تند تند و پشت هم و صدایش بلندتر میشد. باز نگهش میداشتم و او ساکت میشد و نمیخواند. از او میپرسیدم چرا نمیخوانی بخوان رفیق اما آرام. میخواند اما چند لحظه بعد ضرباهنگ قدمها و ادای واژهها تند میشدند و صدایش هم بلند میشد. شبی کنار من آمد اما ترانهاش را زمزمه نکرد. سرش زیر بود مثل آدمی که فکری در سرش جا کرده و با آن درکلنجار باشد. ناگهان ایستاد و گفت دیشب یه خوابی دیدم. خواب دیدم شاه جلو خمینی دوزانو نشسته و به او میگه من که از پس این چپها برنیامدم مگر شما حاجآقا کاری بکنی. واسه همینم این کمیته مشترک را برایت بهارث گذاشتم. اگرم خواستی موزهش کنی بعد از اینکه کلک اونا را کندی موزهش بکن. گفتم سیامک جان این که شد یک رمان و نه خواب. گفت همینه دیگه.
رفیق سیامک جوان ما ذهنی پرجوش و در حال غلیان داشت. شبی دیگر مثل همیشه کنار من آمد و با هم قدم میزدیم که یکباره ایستاد نگاهی پرسان به من انداخت با صدای بلند گفت تو گفتی اون که حزب را منحل کرد… دستش را محکم فشردم و حرفش را قطع کردم: رفیق سیامک آرام. او هم زمزمهوار ادامه داد:گفتی شکنجه شده ولی من آن شب جلو تلویزیون توی آن حالم دیدم شق و رق نشسته بود و کلماتش را سفت به سق دهنش میکوفت و یکی یکی پرتشان میکرد بیرون، شمرده، خونسرد. ها؟ تو چی میگی؟ بیحوصله گفتم سیامک عزیز بذار برای بعد. نگاهی که تلاشی برای باور کردن در آن موج میزد اما همچنان ناباور بود به من انداخت و شروع کرد: امشب در سر شوری دارم… و خلاف معمول زمزمهاش را قطع کرد: مگه حزب را او ساخته که منحلش میکنه؟ ها؟ تو چی میگی؟ دستش را هیچوقت بهاین سختی فشار نداده بودم: اینجا صدایت را باید کنترل کنی، صدایت را باید دراختیار بگیری. …
روز بعد سیامک را با کیسهٔ پلاستیکی کوچک لباس زیرش از سلول ما بردند. احتمال میدادم یا انفرادی بردنش یا توی راهرو روی پتوی سربازی چشمبند بهچشم نشاندنش.
چهارده ماه در کمیته مشترک سپری شد. یک روز همه را در گروههایی سه چهار نفره چشمبند آجیده بهچشم توی استیشنهای کمیته نشاندند تا ببرند جایی دیگر. آن جای دیگر در صحبتهای راننده از قرار زندان اوین بود. بیاختیار یاد سیامک و خوابش افتادم و توی دلم گفتم سیامک جان این هم ارثیهای دیگر.
استیشن در حرکت بود. مأمور نگهبان کنار راننده مرتب میگفت سرا زیر باشه… صدا نباشه…
انگشتان عرق کرده پنجهای استخوانی دور مچم حلقه شد. صدایی آرام گفت: امشب در سر شوری دارم… امشب در دل نوری دارم…
نمیدانم آیا از کشتار ۶۷ جان بدر برد یا نه. خبری از او ندارم.
به نقل از «نامهٔمردم»، شمارهٔ ۱۱۴۰، ۱۹ مهر ۱۴۰۰
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Forwarded from خبرگر
در سالهای پس از انقلاب، شمار زیادی از مبارزان تودهای، از جمله رفقای قهرمانی مانند هما نصر زنجانی و فاطمه مدرسی عضو مشاور کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، در کنار مبارزان سایر نیروهای سیاسی در سالهای سیاه دههٔ ۱۳۶۰، در راه آرمانهای انسانی خود جان باختند، یا در شکنجهگاهها اسیر و شکنجه شدند.
در هشتادمین سالگرد تأسیس حزب تودهٔ ایران، یاد همهٔ عزیزان به خون خفته را گرامی میداریم و با آرزوی پیروزی جنبش مردمی ایران در نبرد پیش رو، و آزادی همهٔ زندانیان سیاسی ایران، این روز را به همهٔ مبارزان راستین راه آزادی و عدالت اجتماعی، بهویژه به اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران خجسته باد میگویم.
با تشکر از توجه شما.
به نقل از «نامهٔمردم»، شمارهٔ ۱۱۴۰، ۱۹ مهر ۱۴۰۰
@mansoor1999
@mansoor1999
در هشتادمین سالگرد تأسیس حزب تودهٔ ایران، یاد همهٔ عزیزان به خون خفته را گرامی میداریم و با آرزوی پیروزی جنبش مردمی ایران در نبرد پیش رو، و آزادی همهٔ زندانیان سیاسی ایران، این روز را به همهٔ مبارزان راستین راه آزادی و عدالت اجتماعی، بهویژه به اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران خجسته باد میگویم.
با تشکر از توجه شما.
به نقل از «نامهٔمردم»، شمارهٔ ۱۱۴۰، ۱۹ مهر ۱۴۰۰
@mansoor1999
@mansoor1999
Forwarded from خبرگر
✅ لغو ملاقات حضوری بهنام موسیوند با خانواده در پی ضرب و شتم این زندانی و سهیل عربی در زندان
در پی ضرب و شتم و انتقال بهنام موسیوند و سهیل عربی به قرنطینه زندان رجائی شهر ، از صبح امروز خانواده بهنام باحضور در مقابل زندان که تا پایان وقت اداری ادامه داشت، خواهان کسب اطلاع از وضعیت عزیز خود شدند. اما به رغم اعتراض شدید مادر بهنام که از بیماری قلبی نیز رنج می برد، مسئولین زندان از دادن ملاقات حضوری و حتی تماس تلفنی به خانواده این زندانی سیاسی خودداری کردند.
این مسئله، امروز باعث تشدید نگرانی خانواده بهنام نسبت به وضعیت جسمانی او شده است.
جعفر عظیم زاده، فعال کارگری در صفحه اینستاگرام خود در این ارتباط نوشت؛ بهنام موسیوند صبح دیروز طبق برنامه قرار بود جهت رسیدگی پزشکی به بیماری پروستات و پاره گی تاندول پا به بیمارستان اعزام شود. همچنین بطور همزمان سهیل عربی نیز قرار بود به دادستانی اعزام شود. اما بدنبال خودداری این دو زندانی سیاسی از پوشیدن لباس زندان برای اعزام که امری طبیعی و همیشگی در میان زندانیان سیاسی است، آنان مورد تعرض زندانبانان قرار گرفتند و پس از ضرب و شتم شدید به قرنطینه منتقل شدند.
بهنام طی تماس کوتاهی که دیروز داشت اعلام کرد همراه با سهیل عربی از لحظه ورود به قرنطینه دست به اعتصاب غذا زده اند.
از اواخر سال گذشته به این سو این دومین بار است که زندانیان سياسی در زندان رجائی شهر از سوی زندانبانان مورد ضرب و شتم قرار میگیرند. سال گذشته رضا محمد حسینی و مهدی مسکین نواز نیز حین انتقال به دادگاه و بدنبال خودداری از پوشیدن لباس زندان از سوی زندانبانان بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
محل نگهداری سهیل عربی و بهنام موسیوند در یکی از اتاقهای فاقد دوربین قرنطینه می باشد. این مسئله به علاوه ندادن ملاقات حضوری و تماس تلفنی به خانواده بهنام، باعث تشدید نگرانی نسبت به وضعیت این دو زندانی سیاسی شده است. جنبش ستمدیدگان دادخواه از این همکاران خویش دفاع میکند!
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
در پی ضرب و شتم و انتقال بهنام موسیوند و سهیل عربی به قرنطینه زندان رجائی شهر ، از صبح امروز خانواده بهنام باحضور در مقابل زندان که تا پایان وقت اداری ادامه داشت، خواهان کسب اطلاع از وضعیت عزیز خود شدند. اما به رغم اعتراض شدید مادر بهنام که از بیماری قلبی نیز رنج می برد، مسئولین زندان از دادن ملاقات حضوری و حتی تماس تلفنی به خانواده این زندانی سیاسی خودداری کردند.
این مسئله، امروز باعث تشدید نگرانی خانواده بهنام نسبت به وضعیت جسمانی او شده است.
جعفر عظیم زاده، فعال کارگری در صفحه اینستاگرام خود در این ارتباط نوشت؛ بهنام موسیوند صبح دیروز طبق برنامه قرار بود جهت رسیدگی پزشکی به بیماری پروستات و پاره گی تاندول پا به بیمارستان اعزام شود. همچنین بطور همزمان سهیل عربی نیز قرار بود به دادستانی اعزام شود. اما بدنبال خودداری این دو زندانی سیاسی از پوشیدن لباس زندان برای اعزام که امری طبیعی و همیشگی در میان زندانیان سیاسی است، آنان مورد تعرض زندانبانان قرار گرفتند و پس از ضرب و شتم شدید به قرنطینه منتقل شدند.
بهنام طی تماس کوتاهی که دیروز داشت اعلام کرد همراه با سهیل عربی از لحظه ورود به قرنطینه دست به اعتصاب غذا زده اند.
از اواخر سال گذشته به این سو این دومین بار است که زندانیان سياسی در زندان رجائی شهر از سوی زندانبانان مورد ضرب و شتم قرار میگیرند. سال گذشته رضا محمد حسینی و مهدی مسکین نواز نیز حین انتقال به دادگاه و بدنبال خودداری از پوشیدن لباس زندان از سوی زندانبانان بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
محل نگهداری سهیل عربی و بهنام موسیوند در یکی از اتاقهای فاقد دوربین قرنطینه می باشد. این مسئله به علاوه ندادن ملاقات حضوری و تماس تلفنی به خانواده بهنام، باعث تشدید نگرانی نسبت به وضعیت این دو زندانی سیاسی شده است. جنبش ستمدیدگان دادخواه از این همکاران خویش دفاع میکند!
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Forwarded from خبرگر
نام حاج داوود یادآور شکنجه قفس، خاطرات تلخ یک زندانی
۱. قفس
حاج داوود در سال ۱۳۶۲ شیوه شکنجه قبر (یا همان قیامت، تخت، تابوت، جعبه، دستگاه) ابداع کرد. در این روش زندانی باید درمیان تختههای نئوپانی که از سه طرف او را احاطه کردهاند (به طول ۲ متر و عرض و ارتفاع حدود ۸۰ سانتیمتر) با چشمبند و در سکوت مطلق بدون هیچ تماسی با زندانیان دیگر به صورت چمباتمه می نشست.
این شکنجه مستمر بود. روزها، هفتهها و ماهها ادامه می یافت. این شکنجه آن قدر ادامه می یافت تا یا زندانی تسلیم شود و یا سلامت روانی اش را از دست بدهد.
گاهی در میان این سکوت در تمام مدت از بلندگوها، سخنرانیهای مذهبی، اذان، قرآن یا بعدترها مصاحبه افرادی که بریده بودند، پخش میشد. در این شکنجه، هدف تحت اختیار گرفتن تمامی حواس و تحرک زندانی و به تبع آن تمامی تفکر و اراده او است.
یک خانم زندانی دیگر می نویسد حاج داوود به او می گوید که باید به دستگاه برود. یعنی دستگاه آدم سازی!
«در هر گور یک زندانی، با چادر و چشمبند، رو به دیوار نشسته بود. زندانی نخست با فاصلهای از دیوار نشسته بود که حدود بیست سانتیمتر از آن فاصله داشت و زندانی بعدی در انتهای گور، با فاصله ۲ متر از دیوار نشسته بود و همین جریان تا انتهای دیوار ادامه داشت. بدین ترتیب زندانیان نسبت به هم یک زیگزاگ را تشکیل میدادند».
یک زندانی سیاسی دیگر مشاهداتش را از گود زورخانه قزلحصار چنین شرح می دهد: «درب را بازکردم و رفتم بداخل. آن چه را دیدم نشانی از یک کشتار، یک جنایت خونین بزرگ بود. من که داخل راهرو شدم روشن بود. قدمی برداشتم. سمت راست چند اتاقک داشت. … در این حمام نمرههای مرگ، انسانهای جوان بی شماری را دیدم. مردانی نحیف واستخوانی که به دیوار و یا از سقف انگار آویزان شدهاند…. انگار اتاق حلق آویز انسانها بود…». [حماسهخاموش زنان زندانی دهه۶۰؟ : گفتگو هما جابری]
خانم مهری حاجی نژاد در باره قفس می گوید: «روزهای آخری قفس بود که یک شب هراسان همه را از قفس بیرون آوردند. اسم ۵۰ نفر را خواندند که اسم من هم جزو آنها بود… زیر پایم آن قدر خون بود که پایم روی زمین رد میانداخت. این خون اعدام شدهها بود. ولی ما نمی فهمیدیم آن ها را چگونه اعدام می کنند چون صدای هیچ گلولهای به گوش نمی رسید. ۴۷ نفر از این لیست ۵۰نفره را همان جا اعدام کردند…
همه مزدوران با عجله محل را ترک کردند و درها را بستند و ما سه نفر را همان جا گذاشتند. از پشت در صدایی را میشنیدیم که میگفت اینجا چیست؟ و صدای حاج داوود رحمانی جلاد را شنیدیم که گفت اینجا انباری است…».
این هیأت بازدید کننده منتظری بود که برای بازدید از زندان بعد از انتشار خبر مربوط به قفس آمده بودند.
خانم هنگام حاج حسن در مورد شکنجه در قفس می گوید: «حتی سرفه نمیتوانستیم بکنیم و مثلا اگر قاشق مون میخورد به بشقاب به بهانه این که شما با سلول بغلی مورس زدید تا با هم ارتباط برقرار کنید، پشتش شکنجه بود.
همیشه چند تا پاسدار بالا سر بچه ها بود و بدون اینکه ما بفهمیم یهو مورد ضرب و شتم قرار میگرفتیم!
طوری که یک بار به خودمن لگد زدن که من پرت شدم و سرم خورد به دیوار روبرو و تازه این کمترین چیزش بود». #خبرگرصدای بی صدایان وتمامی ستمدیدگان دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999 https://t.me/khabargar
۱. قفس
حاج داوود در سال ۱۳۶۲ شیوه شکنجه قبر (یا همان قیامت، تخت، تابوت، جعبه، دستگاه) ابداع کرد. در این روش زندانی باید درمیان تختههای نئوپانی که از سه طرف او را احاطه کردهاند (به طول ۲ متر و عرض و ارتفاع حدود ۸۰ سانتیمتر) با چشمبند و در سکوت مطلق بدون هیچ تماسی با زندانیان دیگر به صورت چمباتمه می نشست.
این شکنجه مستمر بود. روزها، هفتهها و ماهها ادامه می یافت. این شکنجه آن قدر ادامه می یافت تا یا زندانی تسلیم شود و یا سلامت روانی اش را از دست بدهد.
گاهی در میان این سکوت در تمام مدت از بلندگوها، سخنرانیهای مذهبی، اذان، قرآن یا بعدترها مصاحبه افرادی که بریده بودند، پخش میشد. در این شکنجه، هدف تحت اختیار گرفتن تمامی حواس و تحرک زندانی و به تبع آن تمامی تفکر و اراده او است.
یک خانم زندانی دیگر می نویسد حاج داوود به او می گوید که باید به دستگاه برود. یعنی دستگاه آدم سازی!
«در هر گور یک زندانی، با چادر و چشمبند، رو به دیوار نشسته بود. زندانی نخست با فاصلهای از دیوار نشسته بود که حدود بیست سانتیمتر از آن فاصله داشت و زندانی بعدی در انتهای گور، با فاصله ۲ متر از دیوار نشسته بود و همین جریان تا انتهای دیوار ادامه داشت. بدین ترتیب زندانیان نسبت به هم یک زیگزاگ را تشکیل میدادند».
یک زندانی سیاسی دیگر مشاهداتش را از گود زورخانه قزلحصار چنین شرح می دهد: «درب را بازکردم و رفتم بداخل. آن چه را دیدم نشانی از یک کشتار، یک جنایت خونین بزرگ بود. من که داخل راهرو شدم روشن بود. قدمی برداشتم. سمت راست چند اتاقک داشت. … در این حمام نمرههای مرگ، انسانهای جوان بی شماری را دیدم. مردانی نحیف واستخوانی که به دیوار و یا از سقف انگار آویزان شدهاند…. انگار اتاق حلق آویز انسانها بود…». [حماسهخاموش زنان زندانی دهه۶۰؟ : گفتگو هما جابری]
خانم مهری حاجی نژاد در باره قفس می گوید: «روزهای آخری قفس بود که یک شب هراسان همه را از قفس بیرون آوردند. اسم ۵۰ نفر را خواندند که اسم من هم جزو آنها بود… زیر پایم آن قدر خون بود که پایم روی زمین رد میانداخت. این خون اعدام شدهها بود. ولی ما نمی فهمیدیم آن ها را چگونه اعدام می کنند چون صدای هیچ گلولهای به گوش نمی رسید. ۴۷ نفر از این لیست ۵۰نفره را همان جا اعدام کردند…
همه مزدوران با عجله محل را ترک کردند و درها را بستند و ما سه نفر را همان جا گذاشتند. از پشت در صدایی را میشنیدیم که میگفت اینجا چیست؟ و صدای حاج داوود رحمانی جلاد را شنیدیم که گفت اینجا انباری است…».
این هیأت بازدید کننده منتظری بود که برای بازدید از زندان بعد از انتشار خبر مربوط به قفس آمده بودند.
خانم هنگام حاج حسن در مورد شکنجه در قفس می گوید: «حتی سرفه نمیتوانستیم بکنیم و مثلا اگر قاشق مون میخورد به بشقاب به بهانه این که شما با سلول بغلی مورس زدید تا با هم ارتباط برقرار کنید، پشتش شکنجه بود.
همیشه چند تا پاسدار بالا سر بچه ها بود و بدون اینکه ما بفهمیم یهو مورد ضرب و شتم قرار میگرفتیم!
طوری که یک بار به خودمن لگد زدن که من پرت شدم و سرم خورد به دیوار روبرو و تازه این کمترین چیزش بود». #خبرگرصدای بی صدایان وتمامی ستمدیدگان دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999 https://t.me/khabargar
Telegram
attach 📎
Forwarded from خبرگر
🌹🌹🌹 ترس رژیم اسلامی از جنبش کارگری ایران بالا گرفته است. روز ۲۷ مهرماه مأموران وزارت اطلاعات در فواصل کوتاهی با تعدادی از فعالین کارگری از جمله عسل محمدی، هیراد پیربداقی، عاطفی رنگریز، کامیار فکور، امیرعباس آزرموند، رهام یگانه و سرو ناز احمدی تماس گرفتند و با لحنی تهدید آمیز آنها را احضار کردهاند.
لازم به یادآوری است که این تماسها در روزهای اخیر به همین تعداد از فعالین ختم نشده و تعداد دیگری نیز تلفنی احضار و تهدید شدهاند.
هدف نهادهای امنیتی از این احضارها و تهدیدها ایجاد فشار و اعمال آزار و اذیت بر فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی است.🌹🌹🌹
جنبش همبستگی ستم دیدگان دادخواه ایران احضار و تهدید فعالین کارگری را قویاً محکوم مینماید و خواهان پایان دادن به اینگونه برخوردهای امنیتی و سرکوب گرانه علیه فعالین است. فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اعتراضی باید با اتحاد عمل بیشتر در مقابل این اعمال سرکوب گرانه بایستند.🔴🔴🔴 #خبرگر
لازم به یادآوری است که این تماسها در روزهای اخیر به همین تعداد از فعالین ختم نشده و تعداد دیگری نیز تلفنی احضار و تهدید شدهاند.
هدف نهادهای امنیتی از این احضارها و تهدیدها ایجاد فشار و اعمال آزار و اذیت بر فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی است.🌹🌹🌹
جنبش همبستگی ستم دیدگان دادخواه ایران احضار و تهدید فعالین کارگری را قویاً محکوم مینماید و خواهان پایان دادن به اینگونه برخوردهای امنیتی و سرکوب گرانه علیه فعالین است. فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اعتراضی باید با اتحاد عمل بیشتر در مقابل این اعمال سرکوب گرانه بایستند.🔴🔴🔴 #خبرگر
Forwarded from خبرگر
ایران سازان دوشنبه ۲۶ مهر
شما را به دیدن بخش یکصد و شصتمین برنامه ایران سازان دعوت می کنیم. در این برنامه به میزبانی آقای منصور اسانلو از بنیان گذاران جنبش نوین سندیکایی، نگاهی خواهیم داشت به مهمترین خبرهای کارگری. با ما همراه باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمایید. https://www.youtube.com/watch?v=5_dWmUKa8ME&ab_channel=IranefardaTVNetwork
شما را به دیدن بخش یکصد و شصتمین برنامه ایران سازان دعوت می کنیم. در این برنامه به میزبانی آقای منصور اسانلو از بنیان گذاران جنبش نوین سندیکایی، نگاهی خواهیم داشت به مهمترین خبرهای کارگری. با ما همراه باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمایید. https://www.youtube.com/watch?v=5_dWmUKa8ME&ab_channel=IranefardaTVNetwork
YouTube
ایران سازان دوشنبه ۲۶ مهر
شما را به دیدن بخش یکصد و شصتمین برنامه ایران سازان دعوت می کنیم. در این برنامه به میزبانی آقای منصور اسانلو از بنیان گذاران جنبش نوین سندیکایی، نگاهی خواهیم داشت به مهمترین خبرهای کارگری. با ما همراه باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمایید.
About Iranefarda…
About Iranefarda…
Forwarded from خبرگر
https://khabargar.net/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%aa%d9%85%da%af%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b1/
«مرگ بر ستمگر!» تهران: تجمع رانندگان شرکت واحد در برابر ساختمان قوه قضائیه،
«مرگ بر ستمگر!» تهران: تجمع رانندگان شرکت واحد در برابر ساختمان قوه قضائیه،
خبرگر
«مرگ بر ستمگر!» تهران: تجمع رانندگان شرکت واحد در برابر ساختمان قوه قضائیه،
تهران: تجمع رانندگان شرکت واحد در برابر ساختمان قوه قضائیه، در اعتراض به پیمان شکنی شرکت کلاهبردار تعاونی مسکن شرکت واحد در پروژه ی مسکن “سپیدار ۲ و ۳” ۱۴۰۰.۷.۲۵…
Forwarded from خبرگر
سمت راستی رئیس پدافند غیر عامل ومسئولیت جلوگیری از حملات سایبری است...
سمت چپ نخبههایی هستند که دراین مورد تخصص داشتن ونتوانستند گزینش واستخدام شوند و از ایران رفتند.
#مرگ_بر_خامنه_ای
#اعتصابات_اعتراضات_سراسری_فروپاشی_رژیم
#نه_به_رژیم_اسلامی
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#MANSOUROSANLOUSENDIKALIST
🆔 https://t.me/khabargar
سمت چپ نخبههایی هستند که دراین مورد تخصص داشتن ونتوانستند گزینش واستخدام شوند و از ایران رفتند.
#مرگ_بر_خامنه_ای
#اعتصابات_اعتراضات_سراسری_فروپاشی_رژیم
#نه_به_رژیم_اسلامی
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#MANSOUROSANLOUSENDIKALIST
🆔 https://t.me/khabargar
Forwarded from خبرگر
https://www.youtube.com/watch?v=k2flfLL9F3Y Wصادق زیبا کلام از حقایق فرار می کند. تهمت می زند و فرار می کند. ببینید و بشنوید خیلی جالب است.
YouTube
مصاحبه اسانلو با زیبا کلام13 بهمن 1396 پیرامون دستاوردهای نداشته جمهوری اسلامی کلمهtv
پیرامون دستاورد های جمهوری اسلامی در این 40 سال گفتگو شدوکه اقای زیبا کلام به همراه سروش، در پاسخ به اینکه در دستاورد انقلاب فرهنگی در سال 1359 چه نقشی داشت؟ از مصاحبه فرار کرد.
Forwarded from خبرگر
https://www.youtube.com/watch?v=oZG3vxAlCNg با حضور منصور اسانلو موتا و شکوفه اذر ماسوله پیرامون آبان خونین و نتایج وادامه ان.
YouTube
Hambastegi No 11 04 21 همبستگی نو
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
🔴 ما در پی ساختن ایرانی هستیم مبتنی بر
➖#آزادی،
➖#دمکراسی،
➖#عدالت_اجتماعی،
➖#تساهل،
➖#مدارا
➖#چندگرایی
🌐وبسایت شبکه اندیشه:
https:…
🔴 ما در پی ساختن ایرانی هستیم مبتنی بر
➖#آزادی،
➖#دمکراسی،
➖#عدالت_اجتماعی،
➖#تساهل،
➖#مدارا
➖#چندگرایی
🌐وبسایت شبکه اندیشه:
https:…
Forwarded from خبرگر
https://vimeo.com/647440594 آبان خونین با منصور اسانلو شکوفه اذر ماسوله و علی عبدالرضایی -موتا-
Vimeo
Hambastegi No 11-18-21 همبستگی نو
میهمانان برنامه: شکوفه آذر ماسوله - علی عبدالرضایی
Forwarded from خبرگر
شما را به دیدن بخش یکصد و شصت و دومین برنامه ایران سازان دعوت می کنیم. در این برنامه به میزبانی آقای منصور اسانلو از بنیان گذاران جنبش نوین سندیکایی، نگاهی خواهیم داشت به مهمترین خبرهای کارگری. با ما همراه باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمایید.
About Iranefarda TV Network:
IraneFarda is an independent, 24-hour Persian language television station. Its offices and studios are in London, UK. Its American branch is in Los Angeles, US. Iranefarda is not affiliated with any political or government group. Iranefarda TV features political, economic and business world and local news, hourly news updates, current affairs opinion and analysis, and educational programming with a strong line-up of locally produced shows featuring subject matter experts.
https://www.youtube.com/watch?v=MMohcIhBO70
About Iranefarda TV Network:
IraneFarda is an independent, 24-hour Persian language television station. Its offices and studios are in London, UK. Its American branch is in Los Angeles, US. Iranefarda is not affiliated with any political or government group. Iranefarda TV features political, economic and business world and local news, hourly news updates, current affairs opinion and analysis, and educational programming with a strong line-up of locally produced shows featuring subject matter experts.
https://www.youtube.com/watch?v=MMohcIhBO70
YouTube
ایران سازان دوشنبه ۲۴ آبان
شما را به دیدن بخش یکصد و شصت و دومین برنامه ایران سازان دعوت می کنیم. در این برنامه به میزبانی آقای منصور اسانلو از بنیان گذاران جنبش نوین سندیکایی، نگاهی خواهیم داشت به مهمترین خبرهای کارگری. با ما همراه باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمایید.
About…
About…
Forwarded from خبرگر
چرا ایران هرگز ایران نخواهد شد مگر با نابودی اسلام!؟
امشب نیز #موتا مهمان برنامه #منصور_اسانلو در تلویزیون اندیشه بود که فیلم آن لحظاتی پیش در یوتیوب منتشر شد.
بحث موتا که از دقیقه بیستم این برنامه آغاز میشود بیشتر به لزوم مبارزه همهجانبه با اسلام جهت رهایی ایران اختصاص دارد و او نشان میدهد چرا با وجود اسلام نمیشود دست به انقلابی شعوری و ساختاری در ایران زد و ایرانیان را از شر استعمار نجات داد.
https://youtu.be/g7Z1A0TQ2Nk
YouTube
Hambastegi No 02 10 22 همبستگی نو
مهمان برنامه: علی عبدالرضایی
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
امشب نیز #موتا مهمان برنامه #منصور_اسانلو در تلویزیون اندیشه بود که فیلم آن لحظاتی پیش در یوتیوب منتشر شد.
بحث موتا که از دقیقه بیستم این برنامه آغاز میشود بیشتر به لزوم مبارزه همهجانبه با اسلام جهت رهایی ایران اختصاص دارد و او نشان میدهد چرا با وجود اسلام نمیشود دست به انقلابی شعوری و ساختاری در ایران زد و ایرانیان را از شر استعمار نجات داد.
https://youtu.be/g7Z1A0TQ2Nk
YouTube
Hambastegi No 02 10 22 همبستگی نو
مهمان برنامه: علی عبدالرضایی
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
YouTube
Hambastegi No 02 10 22 همبستگی نو
مهمان برنامه: علی عبدالرضایی
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
🔴 ما در پی ساختن ایرانی هستیم مبتنی بر
➖#آزادی،
➖#دمکراسی،
➖#عدالت_اجتماعی،
➖#تساهل،
➖#مدارا
➖#چندگرایی
…
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
🔴 ما در پی ساختن ایرانی هستیم مبتنی بر
➖#آزادی،
➖#دمکراسی،
➖#عدالت_اجتماعی،
➖#تساهل،
➖#مدارا
➖#چندگرایی
…
Forwarded from خبرگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گاودار زحمتکش که گاو شیرده پرورش می دهد، فریادش همراه هزاران دامپرور ایرانی بلند است، چرا که حکومت به زور قیمت شیر تولید شده آنها را زیر قیمت می خرد. او نشان می دهد ادامه این سیاست به نابودی تمام تولید کننده منجر میشود . در آینده ای نزدیک گاو شیری هم در ایران وجود نخواهد داشت. با ادامه وجود رژیم اسلامی همه چیز ایران نابود میشود.
سخنانش را بشنویم !
https://t.me/khabargar
سخنانش را بشنویم !
https://t.me/khabargar
Forwarded from خبرگر
https://www.youtube.com/watch?v=Gue-BoJpAKs در این برنامه مقاومت شهروندی مردم ایران و جنگی که روسیه راه انداخته است و سانسور صیانتی رژیم مورد بررسی قرار می گیرد. در همین رابطه موتا هم تحلیل های حزب براندازان رابیان می کند. https://t.me/khabargar
YouTube
Hambastegi No 02 24 22 همبستگی نو
مهمان برنامه: علی عبدالرضایی
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
🔴 ما در پی ساختن ایرانی هستیم مبتنی بر
➖#آزادی،
➖#دمکراسی،
➖#عدالت_اجتماعی،
➖#تساهل،
➖#مدارا
➖#چندگرایی
…
📡 تلویزیون اندیشه امیدوار است که با همت بینندگان فعال خود از خرد جمعی استفاده کرده و کیفیت کار خود را هر چه بهتر سازد.
🔴 ما در پی ساختن ایرانی هستیم مبتنی بر
➖#آزادی،
➖#دمکراسی،
➖#عدالت_اجتماعی،
➖#تساهل،
➖#مدارا
➖#چندگرایی
…