Mansoor Osanloo-Official
39 subscribers
445 photos
363 videos
8 files
728 links
Download Telegram
رفتم جنگل چند روز پیش تنهای تنها
با دلی شاد
در جنگل شاد
با درخت‌ها
علف ها، خاربوته ها
کاجهای وحشی
سیب های قرمز کوچولوی وحشی
زالزالک های زرد وحشی
با خاک جنگل و تابلوهای راهنمای
تریل های جنگلی
با اندام راست و محکم درختان
که عاشقانه ترین لذت را
استحکامشان
به آدم می دهد،
لذتی وحشی و کور
از جنس غریزه
دادن و کردن
از جنس تنازع بقا
لذت لمس آبی آسمان
از شکاف و نرم جیری ابرها
از لذت وحشی فرو بردن یا فرو خوردن چیزی در چیزی
که آفرینش
حاصل آن هست
لذت همخوابگی با خورشید
که دیگر با او
نرینگی
و مادینگی
بی معنا می شود
و
زندگی بی همتا میشود
مثل شوق شکنجه شدن
زیر دستهای خشن و خونریز
و گاه
جانسوز بازجوها
و
لذت وحشی غرور
هنگامی که شکستشان داده ای
بدون اینکه بخواهند
در کنارت
پیش ر‌ویت
زانو میزنند
و
میگویند میدانیم
میدانیم که حق باتوست
میدانیم که درست میگویی
میدانیم
که قانونی میگویی
میدانیم
که
تسلیم نمیشوی
به زور
میدانیم که شگفت انگیزی
به تمامی دل می بازی
به تمامی با خودت صادقی
دو رویگی
نداری
اما
امان از هنگامی
از کسی
که پا روی دمت
بگذارد
میدانیم که سخت انتقام میگیری
میشناسیمت
مگر که طرف
اطاعت کند
جرمش را صادقانه
نه فریبکارانه
بپذیرد
آنگاه رهاست
در اردوی سندیکایی جا دارد
یک ستمدیده دادخواهست
به بار جو ها
رییس و مهندس
میگویم پس چرا شما
به اردوی سندیکالیستها و ستمدیدگان دادخواه
نمی پیوندید؟
ماندند و رییس کوچولو می‌گوید
چون ما
تخمش
را نداریم
مهندس
با لبخندی تلخی می‌گوید
به کسانی مثل شما
و
همتاهایتان
حسادت می کنم!
چرا که مثل عقاب های دور پرواز
در ژرفای آ سمان پرواز
پرواز میکنید!
و
رییس می افزاید
و ما
مثل کلاغ ها در حاشیه کثافتزارها
پلی‌دی ترس هایمان
را
زندگی میکنیم.
مهندس با شکم کلفتش می خندید و می‌گوید:
در لجنزار
نیاز و طمع
و
ازدواج های خرکی سنتی

بدستور پدر و مادر
و
اسلام خشن
ما جرأتش را نداریم که در سلول های انفرادی بیفتیم
شکنجه شویم ‌تنها بمانیم
دیوانه میشویم
رییس میخندد و با شرم می گوید :
از بی عرضگی و طمع

بسیجی و ما مور قسمت ارکان رکن دوی
سپاه شدیم برای
محافظت
از ناموس
و
حفاظت
از اسلام
که تبدیل شد به
نوکری برای حکومت
برای گرفتن
پول و گاهی دول
بعد سه تایی زیر خنده زدیم.
پایان قسمت اول

https://t.me/MansoorOsanloo
دوباره گذرم به بیمارستان افتاد
چهار روز بستری شدم
این بار با حمله ی
کمتر از حیوان خانگی

پلید و زیرک
مثل شغال
در لباس میش
ضربه زد
چنگ انداخت
آخرسر گریه کرد
مثل همیشه ی
زنان
خود را به موش مرگی زد
وقتی لباس سرمه ای ها
آمدند: شروع کرد به ننه من غریبم بازی در آوردن
کمک خواست
با همراهی فریبستان
از پشت تلفن
پسرش
با لباس سرمه ای ها سخن گفت
راست و دروغ را بافت به هم.
وقتی که سخن تمام‌شد،
پلیس ها آمدند برای بردن من
پسرش طوری سخن گفته بود که انگار در صحنه ی
انقلاب حاضر بوده
با حقه بازی ، نه با خدعه
اسلامی کار را پیش میبرند

بعد پلیس ها با زور مرا دست بند زدند و به زور بردند!
با جیپ پلیس !
حالم بد بود
مرا تا شرق نورت فیلد بردند!
گفتم سخت تشنه ام قفسه سینه ام درد میکند
گلویم ‌زبانم خشک شده.
افسر جوان : باشه الان میرسیم به پاسگاه
رسیدیم
مرا بردند به قرنطینه انفرادی موقت،
دوربین داشت
مأمورها روی سینه هایشان هم دوربین داشتند!
در اتوبوس جای سوزن انداختن نیست.

با خنده
گفت آب به من میدی؟
گفت یس!
دو تا بطری آب کوچک آورد.
هر دو رانوشیدم
بعد ازچند دقیقه بدلیل فشار خون بالا و استرس زیاد ناشی از درگیری با پلیس ها و کشمکش فراوان
استفراغ کردم. دویدم کنار لگن توالت فرنگی بالا آوردم
همه را ریختم داخل لگن توالت فرنگی گوشه سلول ۱۲ متری !
ادامه دارد…

https://t.me/MansoorOsanloo
این بانوی گرامی مادرم هست.
فاطمه اسانلو (گل گزی)
با آنکه ۸۶ ساله هست، و غم دوران سخت زندگی سندیکالیستی پدرم در زمان شاه و درگیری های باقر اسانلو با دکتر منوچهر اقبال مدیر عامل شرکت نفت زمان شاه را بر دل دارد، چرا که دکتر اقبال از شاه هم بیشتر قدرت داشت و مستقیما از طرف کنسرسیوم هفت خواهران به مدیر عاملی نفت ایران برگزیده شده بود. وزیر انرژی آمریکا از طریق وزا ت خارجه آمریکا به نمایندگی از کمپانی های شل و بیریتیش پاترولیوم، اگسان، ژان پل گتی، راکفلر ها، جی پی مورگان و چیس منهتان بانک، روتچیلدز فامیلی که نبض فدرال رزرو آمریکا را در دست دارند،با دکتر منوچهر اقبال گفتگو می کردند. منوچهر اقبال مستقیما تصمیمات قرارداد های نفتی را میگرفت و گاهی یک گزارش به شاه میداد( هر وقت که دلش میخواست)
باقر اسانلو به عنوان عضو سندیکای کارگران پخش
هفت خواهران نفتی (به انگلیسی: Seven Sisters) اصطلاحی است که بازرگان ایتالیایی، انریکو ماتائی، که بعدها در راس شرکت نفتی انی قرار گرفت، در دهه ۱۹۵۰ میلادی ابداع کرد. وی از این اصطلاح، برای توصیف ۷ شرکت نفتی، که «کنسرسیوم نفت ایران» را تشکیل می‌دادند، استفاده نمود. این کارتل، از اواسط دهه ۱۹۴۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، صنعت نفت جهان را، تحت سلطه خود داشت.[۱][۲]
گروه هفت خواهران نفتی، از شرکت‌های زیر تشکیل شده بود:
شرکت نفت ایران و انگلیس (در حال حاضر بی‌پی)
گلف اویل
استاندارد اویل کالیفرنیا
تکزاکو (در حال حاضر شِوْرون)
رویال داچ شل
استاندارد اویل نیوجرسی (در حال حاضر اکسان)
استاندارد اویل نیویورک (در حال حاضر اکسان‌موبیل)[۳]
قبل از
بحران نفتی سال ۱۹۷۳ اعضای هفت خواهران، کنترل بیش از ۸۵٪ درصد از ذخایر نفت جهان را، در اختیار داشتند، اما در دهه‌های اخیر، تسلط این شرکت‌ها و جانشینان آنان، در نتیجه نفوذ کارتل اوپک و نیز افزایش نقش شرکت‌های نفتی دولتی، در بازار اقتصادهای در حال ظهور، کاهش یافت.
باقر اسانلو پدرم به نمایندگی از سندیکای
کارگران پخش نفت تهران در خیابان بهار با چنین قدرت جهانی طرف می شد! و بارها به زندان برده شد. در نبود پدر تمام بارها بر دوش مادر بود.
👇👇👇👇👇پیوند

https://t.me/MansoorOsanloo
قسمت دوم : گوشه ای از زندگی مادرم

پدرم باقر اسانلو از سال ۱۳۳۴ با کمک پدر زن عمو هاجر آقای ابوالحسن گرشاسبی در شرکت نفت استخدام شد.
زن عمو هاجر همسر عمو غلامحسین پسر دوم مش عبدالحسین ، بعد از
پدرم بود.
پس از استخدام موقت یک دوره کوتاه کلاس های برق توسط مهندسین و تکنسین های شرکت نفت در خیابان وزارت خارجه در دروازه باغ ملی تهران موازی خیابان سپه در ضلع شمالی پارک شهر برای او و هم دوره هایش گذاشتند.
بعد از چند ماه کار در تهران آنها را برای کلاس های الکتروموتور و روتور های مختلف و سیم کشی پمپ بنزین ها به اصفهان فرستادند.
در سال ۱۳۳۶ که ناصر برادر بزرگ‌ترم به دنیا آمد، اولین فرزند باقر و فاطمه ، به پالایشگاه آبادان فرستاده شدند.پدرم ، آقای اشرف زاده ، آقای یوسف زاده و رفیق حجازی، از آن زمان باهم یک تیم را تشکیل دادند و تا زنده بودند، رفیق و برادر بودند. در سال ۱۳۴۲ در بهداری های شرکت نفت از طرف انگلیسی ها یک واکسن جدید فلج اطفال را در سراسر ایران با همکاری دفتر اصل ۴ ترومن مورد آزمایش قرار دادند.
متاسفانه تمام کودکانی که در درمانگاه های ایران این واکسن را زدند، فلج شدند. واکسن از طریق درمانگاه های تحت پوشش میایم ادارات دولتی آزمایش شد. به همین دلیل چون همه خانواده ها کارمند دولت بودند، و نانشان به دولت وصل بود اعتراضی صورت نگرفت. اما دولت همه پوشش های بیمه ای و امکانات درمانی را برای این بچه ا فراهم کرد تا درمان بشوند.
از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۸ ادامه کوشش برای درمان فرشته خواهرم ادامه داشت.
در همه این سال ها پدر و مادر هرهفته و روز فرشته را بغلرمیکردند تا دکتر ببرند. کمر درد مادرم بدلیل اینکه فرشته را دایما در بغل میگرفت تا به دکتر ها ی مختلف ببرد، عود کرد!
👇👇👇👇👇 پیوند

https://t.me/MansoorOsanloo
قسمت سوم: گوشه ای از زندگی مادرم

کمر درد مادر از زمان زایمان من اتفاق افتاد.
من فرزند دومش بودم .
در ۴ اسفند ۱۳۳۸ یکروز بعد از سالگرد کودتای رضاخان شصت تیر که بعد سردار سپه و نخست وزیر و بعد رضا شاه شد، بدنیا آمدم.
فرشته خواهرم در ۳ اسفند ۱۳۴۰ به دنیا آمد. عمه طرلان(خاله طلعت )
میگفت ماشاله تو خیلی بزرگ بودی هر چی بی بی خانم دخانیاتی که قابله محله های راه آهن و دخانیات و عباسی خاکی بود در آن دوران، زور میزد تو بیرون نمی آمدی. برای همین هم تا بیرون بیایی بی بی خانم و من و دوتا از خانم های همسایه تون خیلی به کمر و شکم فاطمه خواهرزاده ام فشار آوردیم تا توبیرون آمدی ، برای همین کمر درد گرفت. بعد که بابات بیمارستان شوروی را در بهجت آباد پیدا کرد، مادرت که دختر عمه اش می‌شد، دختر خواهر بزرگ‌تر من ، فرخ ، را به آنجا برد و کمرش را برق گذاشتند و در لگن لجن دریاچه ارومیه گذاشتند. و در استخر آب ولرم ماساژ میدادند تا خوب شد. شش ماه هر هفته مامان میرفت بیمارستان شوروی، نوبتی ما هم باهاش میرفتیم و فرشته را کول میکردیم. من و ناصر. بعضی وقتها هم هر ه تایی مون
با مامان میرفتیم. فرشته دیگر داشت خیلی سنگین و بزرگ می‌شد. اعصاب کمرش قفل کرده بود. از کمر به پایین فلج هر دو پا شده بود. من و ناصر کولش میکردیم تا مامان بتونه راه بیاد.
👇👇👇👇👇 پیوند

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
/https://t.me/MansoorOsanloo
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم سپتامبر رفتم نیوجرسی گردی! متاسفانه در کنار بسیاری از خیابان‌ها. پیاده روی مناسب نیست! عملا پیاده ها از حقوق پیاده روی خود محروم شده اند. و یک دیسکریمنیشین از سوی شهرداری و پلیس علیه پیاده ها اعمال شده است! و تازه پلیس پیاده هایی که کمی بار دارند یا یک چرخ دستی دارند، بعلت آنکه نمی توانند از جایی که پیاده رویی وجود ندارد برون در کنار خیابان تا چرخ دستی را بتوانند همراه خود ببرند. متاسفانه مامور پلیس آنها را جریمه سنگین میکند، بدون آنکه توجه کند که محلی برای پیاده ها که چرخ دستی دارند، در این خیابان ها وجود ندارد.
این بی قانونی و دیسکریمینیشن علیه افراد بدون ماشین سواری را چگونه می توان متوقف کرد؟ کدام وکیل شرافتمند و قاضی دردمندی به این پرونده ها و شکایت ها می تواند رسیدگی کند؟ شهرداری کانتی که وظیفه اش را انجام نداده چگونه باید خسارات پیاده ها را جبران کند؟
یک شهروند بدون ماشین آمریکایی در ایالت نیوجرسی

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی درساحل آزبوری پارک در نیوجرسی،
با پروانه همسرم و استیو رفیقم
به دوران خوشحالی کودکی بازگشتم. شیطنت های کودکانه میکردم، موج سواری، شن بازی، رقص شنی. پروانه به استیو گفت میبینی چه کارهایی میکنه ! استیو گفت پنج ساله شده!!!
پروانه گفت : این مردم که هنوز بچه است چکارش کنم؟ استیو گفت؛ enjoy of him
ازش لذت ببر!
چه زود آگوست و سپتامبر تمام شد!

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی درساحل آزبوری پارک در نیوجرسی،
با پروانه همسرم و استیو رفیقم
به دوران خوشحالی کودکی بازگشتم. شیطنت های کودکانه میکردم، موج سواری، شن بازی، رقص شنی. پروانه به استیو گفت میبینی چه کارهایی میکنه ! استیو گفت پنج ساله شده!!!
پروانه گفت : این مردم که هنوز بچه است چکارش کنم؟ استیو گفت؛ enjoy of him
ازش لذت ببر!
چه زود آگوست و سپتامبر تمام شد!

https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی در موزه یادبود برج های منفجر شده دوقلوی نیویورک توسط اسلامیستها و بن لادنی ها و شرکای آمریکایی آنها

https://t.me/MansoorOsanloo
روی تخت بیمارستان بارناباس نیویورک
بدلیل ضربه خوردن از
نزدیکترین
تا باورهایت از دست برود
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
دل من گرفت اینجا
زغبار این بیابان
به کجا چنین شتابان


https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبی در منهتن افسانه ای در قلب نیویورک تایمز اسکوایر و پیاده روی در خیابان‌های منهتن در قلب نیویورک آزاد و دموکراتیک

https://t.me/MansoorOsanloo
در کشاکش روزهای سخت پیکار در چندین جبهه برای گذار از نادانی و کم دانی.
ناچاریم چون کوه استوار باشیم

https://t.me/MansoorOsanloo