Mansoor Osanloo-Official
37 subscribers
460 photos
370 videos
8 files
770 links
Download Telegram
Forwarded from Mansoor Osanloo
بیانیهٔ شورای ملی تصمیم در محکومیت سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات مردمی و در حمایت از جنبش فراگیر ملی
**ملت شریف و آزاده‌ی ایران،**
فریاد دادخواهی یک‌بار دیگر از قلب تپنده‌ی اقتصاد میهنمان برخاست. اعتصاب و اعتراض بازاریان علیه سقوط ارزش ریال، تورم افسارگسیخته و سیاست‌های اقتصادی ویرانگر، که از سه روز پیش آغاز شد، به سرعت به خیابان‌های شهرهای ایران گسترش یافت و به صحنه‌ای از همبستگی بی‌نظیر تبدیل گشت. دانشجویان، کارگران، بازنشستگان و شهروندان از تمامی اقشار، در اتحادی خودجوش و تاریخی به این صفوف پیوسته‌اند و نشان داده‌اند که خواسته‌های این جنبش، دیگر صرفاً صنفی و اقتصادی نیست، بلکه تبدیل به نماد نارضایتی گسترده و عمیق سیاسی و اجتماعی یک ملت شده است.
ما شاهدیم که این حرکت مسالمت‌آمیز، با خشن‌ترین پاسخ ممکن از سوی نظام حاکم روبرو شده است: استفاده از گاز اشک‌آور، ضرب و شتم، دستگیری‌های گسترده و سرکوب سیستماتیک. این خشونت سازمان‌یافته همچون همیشه، تنها به افزایش خشم و عمق بخشیدن به شکاف میان ملت و حکومت می‌انجامد. شورای ملی تصمیم این اقدامات غیرانسانی را به شدت محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری تمامی بازداشت‌شدگان و پایان دادن به این چرخه سرکوب می‌شود.
این جنبش خودجوش، اگرچه در این مرحله فاقد رهبری واحد یا ساختار رسمی است، اما از پتانسیل بی‌همتایی برخوردار است. رخدادی که از بازار آغاز شد، اکنون در حال ایجاد پلی قدرتمند میان مطالبات اقتصادی (نان) و خواسته‌های سیاسی و اجتماعی (آزادی و کرامت) است. این پیوند، مهم‌ترین ویژگی اعتراضات کنونی است و نشان می‌دهد که جامعه ایران به درکی فراتر از اعتراضات پراکنده رسیده است. شکنندگی ظاهری این جنبش، در سایه‌ی همبستگی و اتحاد عمل اقشار مختلف، می‌تواند به بزرگترین نقطه قوت آن تبدیل شود.
شورای ملی تصمیم اعلام می‌دارد که حق تعیین سرنوشت، از جمله حق اعتراض مسالمت‌آمیز و اعتصاب، از حقوق مسلم و خدشه‌ناپذیر ملت ایران است. ما از تمامی نیروهای سیاسی داخل و خارج کشور می‌خواهیم که این جنبش فراگیر را به رسمیت شناخته و از آن حمایت کنند. ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که در برابر این سرکوب سکوت نکرده و ناظران بین‌المللی را برای مستندسازی خشونت‌ها به ایران اعزام کند.
فراخوان ما به ملت ایران :
ملت قهرمان! شما با اقدام شجاعانه خود نشان داده‌اید که خط‌قرمزهای حکومت را در هم شکسته‌اید. اتحاد بازاریان، دانشجویان، کارگران و زنان و مردان آزاده، قدرتمندترین سلاح در برابر دستگاه سرکوب است. این همبستگی را حفظ کنید. جنبش‌های پراکنده را حول محور خواست ملی برای تغییر نظام و برقراری حاکمیت مردمی هم‌صدا سازید. به دنیا ثابت کنید که اراده‌ی شما برای رسیدن به دموکراسی، سکولاریسم و عدالت اجتماعی، بالاتر از هر سرکوبی است.
به یاد داشته باشیم که راهی که از بازار شروع شده و به خیابان‌ها پیوسته است، می‌تواند با حفظ وحدت و هوشمندی، از یک موج اعتراضی گذرا به جنبشی فراگیر، پایدار و تاریخ‌ساز برای به دست آوردن ایران آزاد فردا تبدیل شود.
پیروز باد جنبش همبستگی ملی ایران
شورای ملی تصمیم
9 دی 1404
#شورای_ملی_تصمیم
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
‼️ فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل و نقل، تجاوز نظامی آمریکا علیه ونزوئلا را محکوم کرد

ترجمه متن:

فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل‌ونقل به‌طور قاطع و بی‌پروایانه با تهاجم نظامی ایالات متحده علیه ونزوئلا مخالفت می‌کند؛ تهاجمی که نه‌تنها به‌مثابه یک تشدید بحران است، بلکه نقض آشکار حاکمیت ملی، حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین صلح و حق تعیین سرنوشت به‌شمار می‌رود.

این حملات منجر به کشته شدن نیروهای نظامی و غیرنظامیان شده و نیاز فوری به توقف خشونت و جلوگیری از ادامه تلفات جانی را برجسته می‌سازد.

پدی کراملین، پرزیدنت فدراسیون بین المللی کارگران حمل و‌نقل: «این اقدام، ثبات سیاسی و اجتماعی ونزوئلا را تهدید می‌کند، صلح منطقه‌ای و بین‌المللی را به خطر می‌اندازد و جان و حقوق انسانی میلیون‌ها انسان بی‌گناه را در معرض خطر قرار می‌دهد. هیچ توجیهی برای مداخله مسلحانه وجود ندارد. این اقدامات حقوق بین‌الملل را نقض کرده و شرایط بی‌ثبات‌کننده در جهان ایجاد می‌کنند که دموکراسی و همراه با آن حقوق و آزادی‌های سندیکایی را تضعیف می‌کند. آینده ونزوئلا باید به‌طور انحصاری توسط مردم ونزوئلا تعیین شود.»

کراملین ادامه داد: «فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل خواستار توقف فوری خصومت‌ها و احیای احترام به حاکمیت ونزوئلاست. به‌ویژه این اقدامات مستقیماً حقوق و امنیت کارگران حمل‌ونقل ونزوئلا و نقش حیاتی آن‌ها در ارائه خدمات ضروری و حفظ زنجیره تأمین برای تداوم عملکرد اقتصاد و رفاه عمومی را تهدید می‌کند. همان‌طور که در بسیاری از درگیری‌های دیگر در جهان دیده‌ایم، کارگران حمل‌ونقل در خط مقدم چنین مداخلات خشونت‌آمیزی قرار دارند. اختلافات بین دولت‌ها باید از طریق گفت‌وگو، دیپلماسی و همکاری بین‌المللی حل و فصل شود. ما از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی می‌خواهیم فوراً اقدام کنند تا از تشدید بیشتر بحران جلوگیری شود. همچنین خواستار تحقیق کامل و مستقل در مورد این عملیات نظامی و شرایطی هستیم که برای توجیه آن مطرح شده است، تا پاسخگویی و عدالت تأمین شود و از خشونت‌های آینده جلوگیری گردد.»

فدراسیون بین المللی کارگران حمل و‌نقل همبستگی خود را با سندیکای کارگری عضو خود در ونزوئلا، «فدراسیون بولیوارین کارگران و کارکنان بخش حمل‌ونقل، صنایع وابسته و مرتبط» اعلام کرده و از درخواست‌های آن برای توقف فوری خصومت‌ها، فعال‌سازی حمایت‌های سازمان بین‌المللی کار برای کارگران آسیب‌دیده و آزادی فوری رئیس‌جمهور نیکلاس مادورو و سیلیا فلورس حمایت می‌کند.

کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری و کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری آمریکای لاتین نیز با حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا به‌طور کامل و قاطع مخالفت کرده و آن را نقض حقوق بین‌الملل دانسته، هرگونه تلاش برای تغییر رژیم (رژیم چنج) به‌وسیله زور یا دخالت خارجی را رد کرده، خواستار تضمین کامل برای جان و آزادی فوری رئیس‌جمهور مادورو و سیلیا فلورس شده و بازگشت فوری به گفت‌وگو برای حفظ صلح، حاکمیت و حق تعیین سرنوشت در منطقه را خواستار شده‌اند.

همگام با این درخواست‌ها، پابلو مویانو، نایب‌رئیس فدراسیون بین المللی کارگران حمل و‌نقل در منطقه آمریکای لاتین، همبستگی خود را با مردم ونزوئلا اعلام کرد: «ما عمیق‌ترین همبستگی خود را با مردم ونزوئلا و کارگرانشان که امروز با لحظاتی از ناامنی و درد روبه‌رو هستند، ابراز می‌کنیم و خواستار آزادی رئیس‌جمهور مادورو هستیم. ما به آرزوی مشروع آن‌ها برای زندگی در صلح، با احترام به حاکمیت و حقوق بنیادینشان می‌پیوندیم. ما تعهد خود را برای همراهی آن‌ها در این مبارزه برای عدالت و حق تعیین سرنوشت دوباره تأکید می‌کنیم.»

مویانو افزود: «استقلال و حق حاکمیت مردم قابل معامله نیست؛ صلح با سلاح تحمیل نمی‌شود. امروز ما برای ونزوئلا و برای حق مردم در تعیین سرنوشت خود صدای خود را بلند می‌کنیم، زیرا هر تهاجمی نه تنها یک ملت، بلکه کل منطقه ما و ثبات دموکراتیک آن را تهدید می‌کند.

* فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل‌ونقل دارای اعضا و تشکل‌های کارگری عضو در بیش از ۱۵۰ کشور جهان است و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز از جمله اعضای آن به‌شمار می‌رود. لینک به متن اصلی بیانیه فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل‌ونقل:

ITF condemns US military aggression against Venezuela
عضوها
روز هشتم می ۱۹۴۵ ، روز بزرگ نجات انسانیت و هستی از شر فاشیسم، نازیسم، هولوکاست، جنگ جهانی دوم، و بربریت مدرن است. این بربریت با لباس شیک رسانه های بزرگ و صحنه آرایی تریلیونر های بانکداران و کمپانی های بین المللی و با شعار های تند مثلا ملی گرایانه که راه را برای هیولای فاشیسم و بربریت بی رحمی که جهان را به سوی جنگ جهانی سوم بازگشته است. برای همین باز خوانی و گفتگو در باره جبهه متحد ضد فاشیسم و نازیسم و حکومت های دیکتاتوری و تلاش برای هوشمندی مردم ایران و جهان برای جلوگیری از نابودی جهان اجبار اصلی کنونی برای ادامه زندگی روی کره زمین است.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
در بند ۹ سالن انفرادی های سیاهچال اوین در آبان ماه سال ۱۳۸۵ که بودم، با فرزاد کمانگر گرامی، آموزگار کودکان کردستان آشنا شدم. بسیار گرم جذاب دانا خردمند عاشق و هنرمند بود. در همان ۹ روزی که با هم در راهروی عمومی بند ۹ اطلاعات بودیم، سعی کرد رقص کردی را به من یاد دهد. دست همدیگر را می گرفتیم و با ریتم ترانه کردی که او می خواند پاهای مان را جلو و عقب و چپ و راست و گاه بالا و پایین میبردیم. آموزگار شکیبایی بود. از بنوشه برایم گفت و چشمه آبی در روستایی که درس می داد. ترانه عاشقانه گیرایی که به کردی برای بنوشه سروده بود. در کنار چشمه ساران روستا همراه با آهنگ شر شر جوی روان از چشمه و خنکای صبحدم کوهستان، چشم انداز کوه ها و دشت ها و دره ها، بنه ها، باربند ها، شیروانی خانه ها و تیرهای چوبی که سقف ها بر بن آنها بنا شده بوده بودن. و سنگ و صخره و سنگرهایی که برای زندگی و ادامه آن همه جا بنا شده بود. و ردیف مارپیچ پلکان سنگی که طبقات راه های پلکانی روستا را به هم پیوند میزد. حتمن باید بیشتر از این آموزگار سندیکالیست در این کتاب که برای یادآوری از کوشش های سندیکالیستها و تجربه های آگاهی بخش آنها و دستاورد های آنها نگاشته می شود ، یاد کنیم.
درفش چرم سرخ کاوه و سر خ جامگان ایران به سمبل پرچم سرخ و علامت پتک و داس ، کاوه آهنگر و سربداران و دهقانان همراه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی و سنت دادخواهی و آزادی خواهی ، آزادی خواهان چپ جهان از درون فرهنگ ده ها هزار ساله زندگی اشتراکی و برابر حقوق ایرانیان به جهان صادر می شود. کسانی که آگاهانه و نا آگاهانه به دادگستری، آزادی خواهی، عدالت جویی ، حقوق برابر و حقوق بشر بدون هیچ. تبعیضی میتازند، آب به آسیاب دشمنان ایران، انسان، جهان، هستی، و خردمندی که در هستی برای رسیدن به تعادل که در کره زمین روی داده است. می ریزند .
نا خودآگاه بر علیه زندگی روی کره زمین و ادامه وجود زندگی در ایران و جهان موجود کوشش می کنند!
هرچه که امروز بویی از اجتماع گرایی، قوانین به سود همه انسانها، و حفظ محیط زیست و هستی در روی مره زمین دارد ، بخواهیم و نخواهیم ، بدانیم و ندانیم، ریشه در پیکار اندیشه انسانگرایی و برابری خواهی دارد که از شیوه زندگی و دادگستری جامعه کمون های اولیه ایرانیان برخاسته است. نماد آغازین اسطوره این عدالت جویی برابری خواهی و انسانگرایی اهورایی از اسطوره حماسی کاوه آهنگر آغاز می شود و تا امروز هم شاهنامه و دیگر نوشته های ایرانیان همچون نظامی گنجوی، و هزار رساله و نگاه غیر دینی همچون خیام و ابوریحان بیرونی، حافظ و سعدی، فارابی، ذکریای رازی و پورسینا و منصور حلاج و شمس تبریزی و مولوی، و نسیمی و فضولی تا حروفیه و نقطویه و بابیان، و مشروطه خواهان و سوسیال دموکرات‌ها ، و کمونیستها و توده ای ها فدایی ها مجاهدین، و سندیکالیستها و نویسندگان و شاعران ، هنرمندان تئاتر و سینما و موسیقی، نقاشی و روزنامه نگاران و مترجمان ، آموزگاران و استادهای دانشگاه، تولید کنندگان، طراحان ، کار آفرینان و حنا بر خی از ارتشیان و دولتیان و‌مجلسیان و شاهان خردمند ایران و جهان و سپس احزاب و سازمانهای چپ و عدالت خواه و آزادیخواه در اروپا، آمریکا، آسیا، اقیانوسیه و خاورمیانه از جمله شاهنشاه محمدرضا پهلوی آریامهر و حزب رستاخیز همه از آموزش ها و دیدگاه بدون تعصب و دانشی چپ بهره جستند و جهان پس از برده داری و فیودالیسم و سرمایه داری غیر انسانی را بتدریج با رشد ابزار تولید و فرگشت تکنولوژی ها دگرگون کردند، تا کره زمین با مرگ های سی پنجاه هفتاد و صدها میلیون انسان و نابودی گیاهان و حیوانات روبرو نشود! کسانی که روند فرگشت هستی و جوامع انسانی و سوسیولوژی( جامعه شناسی دانشی ) را نمی دانند، و نمی خوانند، شاید نا آگاهانه با حمله به کلمه چپ ، ماهیت وجودی آنرا تقویت میکنند، تا انسان‌های بیشتری به ریشه های این حمله ها و زرادخانه های تولید کننده این دشمنی بیهوده با تاریخ تکامل و رشد و فرگشت بشر مراجعه کنند و شبهات بیشتری را از دامن اندیشه دادگستر و آزادی خواه چپ جهان که کاوه آهنگر ایرانی سنبل آغازین آن بوده است، بزدایند! با مهر و احترام بسیار
#منصوراسنلوکارگرسندیکالیست
۲ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
اهریمن با لباس های مختلف می آید. داستان آژی دهاک را دنبال کنیم، بخوانیم و وقت بگذاریم، متوجه می شویم در اسطوره های ما در اوسنه های ما در فلات ایران، چگونه هر بار اهریمن در لباس و چهره آشپز ، حکیم ، طبیب ، به دیدار آژی دهاک جوان می آید که با انتخاب نادرست عوام«نه خردمندان«چپ ها» به جای جمشید که در دوران پیری به کهولت و خودخواهی و ادعای خدایی « به جای اهورامزدا » در آمد و از مرز انسانیت و همکار اهورا«سمبل نیکی ها و روشنایی جهان» بیرون شد وستمکار شد. بین خود و دیگر انسانها تبعیض گذاشت و خواست بر دیگر انسانها خدایی و حکمروایی کند.
از دوران کیومرثه، سیامک هوشنگ ، طهمورث، تا جمشید، تکامل هستی و انسان و دوران کمون های اولیه و سامان گیری انسان هوموساپینس
بیان شده است.
بر پایه اسناد و واقعیات بر جای مانده از داستان فرگشت انسانها،
در شاهنامه فردوسی، اولین و دومین حاکم پیش از جمشید، کیومرث و هوشنگ هستند. آنها پایه تمدن بشری را بنا نهادند. [1]
۱. کیومرث (نخستین پادشاه در شاهنامه):
چه کرد: او نخستین انسان در جایگاه پادشاه بود که به کوه‌نشینی پایان داد. در زمان او مردم لباس‌هایی از پوست پلنگ می‌پوشیدند و حیوانات برای نخستین بار رام شدند. او پس از کشته شدن فرزندش (سیامک) به دست اهریمن، با کمک نوه‌اش (هوشنگ) انتقام خون او را گرفت. [1, 2, 3, 4]
۲. هوشنگ (دومین پادشاه، نوه کیومرث):
چه کرد: او با غلبه بر دیوان، جانشین کیومرث شد. بزرگ‌ترین دستاوردهای دوره او شامل کشف آتش (با برخورد سنگ چخماق)، استخراج آهن، ساخت ابزار جنگی، پدید آوردن آهنگری و رام کردن حیوانات وحشی بود. او همچنین برای نخستین بار فن آبیاری و کشاورزی را به انسان‌ها آموخت. [1, 2]
پس از هوشنگ، پسرش تهمورث (ملقب به دیوبند) به پادشاهی رسید و خط و نوشتن را به انسان‌ها آموزش داد. داستان کامل این پادشاهان در بخش‌های ابتدایی شاهنامه فردوسی آمده است.
اندیشه و عدالت جویی، برابری خواهی حقوقی،
نبودن تبعیض ، همه از اندیشه ایرانیان باستان به جهان هدیه شده است.
حتا برای انحراف آژی دهاک اهریمن ده ها ترفند میزند. این انحراف طبقاتی شدن و کاست بندی شدن جامعه بشری بدلیل توان انباشت خوراک و دیگر امکانات در بر هی از کلان ها و کمون ها پدید آمده است.
از زمانی که با فریب های اهریمن ( فرد گرایی، خود خواهی، خود بزرگ بینی، خود را خدا پنداشتن و با فاصله به انسان‌های دیگر نگاه کردن است، که آژی دهاک با فریب های اهریمن ، و بخصوص چاپلوسی های اهریمن است که، اجازه می‌دهد تا این اهریمن در لباس دوست، راهگشا، طبیب، آشپز، هنرمند، سخنور چاپلوس و فریبکار ، شانه های او را ببوسد و بر او و آینده هستی انسان بخندد و غیب شود. از آن به بعد «آژی دهاک» که مارهای شانه اش باید از مغز جوانان اندیشه ورز و توانا خوراک بخورند تا زنده باشند و ضحاک را زجر ندهند ، مسیر اهریمن را در پیش پلی آژی دهاک میگشاید ! پس مردم هزار سال به ستمکاری اهریمن در لباس آژی دهاک تن می دهند، و کشته میدهند و سرزمین خرم آنها(جوامع اولیه اشتراکی، کمونها، ایل ها و کلان ها و قبیله ها ، ترایب هاو عشیره ها) وارد جهان طبقاتی برده داری و کاستی و ستمکاری شاهان و نظامیان، جادوگران ، خاخام ها، کشیشها و آخوندها، و بیدادگاه های انکیزسیون می شوند. )
پس از کشته شدن هزاران هزار جوان بیگناه و از بین رفتن مغز آنها( مرکز مادی اندیشه ورزی ) کاوه آهنگر یک کارگر پتک بدست، با پرچم سرخ چرم
گاو که پیشبند لباس کارگری اوست، پیدا می شود، و در برابر ستمکار تاریخی می ایستد! سمبلی دیگر از آرش کمانگیر(مپرسیدم نشان، فرزند رنج و کار) سمبلی از مانی ارژنگ نویس و مزدک دلیر که کیقباد و ایران را آموزش می‌دهد.
سمبلی از اسپارتاکوس ، برده ای که در برابر حکومت برده دار روم قیام میکند، و دیگر رهبران چپ ارتش های آزادیبخش ایران و جهان، چون ابومسلم، استاذسیس، قارن، ابن مقفع، المقنع، سپید جامگان ، خرم دینان گرگان، عیاران سیستان و بلوچستان که فردوسی سمبل رستم و نیاکانش همچون زال و سام و نریمان و… را از آنها وام می‌گیرد ! از خانواده کارگری مسگران (صفاران، عیاران ) همچون سمک عیار، یعقوب لیث و عمرو لیث صفار و یارانشان، بابک خرمدین و جاویدان سرخ جامگان، که درفش کاوه آهنگر را دوباره بر می افرازند و با اهریمنان دوران خود پیکار میکنند، همچون «مهستی گنجوی» که آذرمیدخت و شاهدخت، گرد آفرید، تهمینه، رودابه، سودابه، رکسانا، و دیگر زنان شاهنامه و تاریخ ایران را با دلاوری، سخنوری، شهامت، شکیبایی، رک بودن و استفاده از آزادی بیان را بر علیه اندیشه اهریمنان دوران خود بر پا میکند!
این پیکار های چپ و عدالت و آزادیخواه از ایران به تمام جهان سینه به سینه منتقل میشود.
🔴 کرایه‌ای که از جیب کارگر می‌رود، اجاره‌ای که از خیابان درمی‌آید

حمل‌ونقل عمومی در شهر فقط یک «خدمت شهری» نیست؛ شرط حضور در شهر است. برای کسی که هر روز از جنوب، حاشیه یا شهرهای اقماری به محل کارش می‌رسد، اتوبوس و مترو نه انتخابی میان چند گزینه، بلکه راه ورود به زندگی روزمره است: رفتن به کار، درمان، مدرسه، دانشگاه، خرید، دیدار خانواده، پیگیری کار اداری و حتی نفس کشیدن در شهری که بخش بزرگی از آن با پول و خودرو خصوصی‌سازی شده است.

در چنین شهری، کرایه حمل‌ونقل عمومی فقط چند هزار تومان ساده نیست. این کرایه، عوارضی است که کارگر برای حق حضور در شهر می‌پردازد. هر بار کارت بلیت زده می‌شود، بخشی از مزد روزانه پیشاپیش از جیب کسی کم می‌شود که برای تولید، خدمات، نظافت، نگهبانی، فروش، پرستاری، کارگاه، کارخانه یا اداره به شهر حرکت می‌کند. حمل‌ونقل عمومی همان مسیری است که نیروی کار را هر روز به شهر می‌رساند؛ پس هزینه آن نباید دوباره از جیب خودِ نیروی کار برداشته شود.

اخبارها گواهی می‌دهد که درآمد مستقیم مترو از فروش بلیت، در برابر کل هزینه‌ها و بودجه شهرداری عدد تعیین‌کننده‌ای نیست. در بودجه ۱۴۰۴، درآمد مستقیم فروش بلیت مترو حدود ۲۱۷۷ میلیارد تومان برآورد شده، درحالی‌که هزینه شرکت بهره‌برداری مترو حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی فروش بلیت فقط حدود ۱۲ درصد هزینه جاری مترو را پوشش می‌دهد. اگر کل بودجه شرکت‌ها و سازمان‌های تابعه شهرداری را در نظر بگیریم، سهم فروش بلیت مترو حدود یک درصد است. متن ضمیمه از همین جا نتیجه می‌گیرد که رایگان کردن مترو بار مالی غیرقابل‌تحملی به شهر تحمیل نمی‌کند و مسئله، بیش از آنکه «نبود پول» باشد، اولویت‌گذاری طبقاتی بودجه شهری است.

برای اتوبوس و به‌ویژه خطوط بی‌آرتی، مسئله حتی روشن‌تر است. مترو دست‌کم نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین برای تونل، ایستگاه، قطار، سیگنالینگ و زیرساخت است. اما بی‌آرتی از خیابان‌هایی استفاده می‌کند که پیشاپیش از بودجه عمومی، زمین عمومی و فضای مشترک شهر ساخته شده‌اند. در بی‌آرتی یک خط از خیابان جدا می‌شود، از ترافیک عمومی مصون می‌ماند و به مسیر انحصاری حمل‌ونقل تبدیل می‌شود. همین امتیاز فضایی، ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند. وقتی اتوبوس‌ها در مسیرهای پرتردد، با مسافر ایستاده و گردش سریع حرکت می‌کنند، این خطوط می‌توانند درآمدزا باشند؛ تا جایی که شرکت‌های خصوصی حاضر شوند برای گرفتن امتیاز بهره‌برداری، اتوبوس، راننده و نیروی اداری خود را وارد کنند و در عین رعایت کرایه مصوب، به شرکت واحد اجاره یا سهمی بپردازند. درباره نمونه‌هایی مثل بهره‌برداری خصوصی از خط راه‌آهن–تجریش، اطلاعات عمومی و شفاف کافی در دسترس نیست؛ همین نبود شفافیت، خودش بخشی از مسئله است.

از نظر رسمی، نرخ بلیت هم همچنان توسط شورای شهر تعیین می‌شود. برای سال ۱۴۰۴، طبق اعلام شورای شهر، بهای بلیت اتوبوس‌های تندرو تا پنج کیلومتر ۲۷۵۰ تومان و برای هر پنج کیلومتر اضافه ۶۰۰ تومان تعیین شده است. یعنی حتی وقتی مسیر، مسیر عمومی است؛ خیابان، خیابان عمومی است؛ و مسافر اصلی، طبقات کارگر و کم‌درآمدند، باز هم ورود به این مسیر عمومی مشروط به پرداخت است. درواقع، شهر از یک سو از نیروی کار برای چرخیدن استفاده می‌کند و از سوی دیگر برای رساندن همین نیروی کار به محل کار از او کرایه می‌گیرد.
اینجاست که باید پرسید: خیابان مال کیست؟ اگر بخشی از خیابان عمومی به خط ویژه تبدیل شده، اگر شهر از کاهش ترافیک و آلودگی سود می‌برد، اگر کارفرماها از رسیدن روزانه کارگران به محل کار سود می‌برند، چرا هزینه جابه‌جایی باید روی دوش همان کسی باشد که کمترین سهم را از ثروت شهر دارد؟
دفاع از حمل‌ونقل رایگان، دفاع از «مجانی‌خواهی» نیست؛ دفاع از بازگرداندن بخشی از ثروتی است که هر روز از کار مردم ساخته می‌شود. شهر بدون کارگران، فروشندگان، رانندگان، پرستاران، کارمندان جزء، کارگران خدماتی و نیروهای روزمزد نمی‌چرخد. اما همین گروه‌ها بیش از همه مجبورند برای رفت‌وآمد هزینه بدهند. برای طبقات مرفه، کرایه اتوبوس مسئله‌ای نیست؛ برای کارگر، همین هزینه وقتی در دو مسیر رفت‌وبرگشت، در چند نفر از اعضای خانواده و در سی روز ماه ضرب شود، به بخشی واقعی از فشار معیشت تبدیل می‌شود.

تجربه‌های جهانی هم نشان می‌دهد رایگان‌سازی حمل‌ونقل عمومی فقط یک شعار نیست. در تالین، پایتخت استونی، کل شبکه حمل‌ونقل عمومی برای ساکنان شهر رایگان شد و هزینه آن از محل مالیات درآمدی تأمین شد که به شهرداری محل سکونت افراد اختصاص می‌یافت. در دانکرک فرانسه نیز اتوبوس‌ها رایگان شدند و بخشی از منابع از مالیات حمل‌ونقل شرکت‌ها و بازتخصیص هزینه‌های شهری تأمین شد. ⬇️