Mansoor Osanloo-Official
39 subscribers
445 photos
363 videos
8 files
729 links
Download Telegram
Forwarded from خبرگر
دوستان آزاديخواه و ايراندوست در جريان باشيد تيم نفوذ سپاه پاسداران ( باز كنندگان گروه هاي واتساپي مطالبات معدني، تالارهاي گفتگوي ١،٢،٣ و آزادگان) از ترس روشنگري هاي من و خواسته مشخص نوشتن متن در باره ديده شدن هاي شماره تلفن ها در گروه هاي بزرگ واتساپي توسط نفوذي هاي رژيم، بخصوص براي هم ميهنان داخل كشور در صفحه اين گروه ها روزي چند بار، مرا دوباره سانسور كردند و دست رسي مرا به گروهي كه خودشان دعوت كرده بودند، قطع كردند. اين يعني بريدن زبان دادخواهان و راست گويان، ادمين گروه آزادگان(سانسورچيان رژيم اسلامي ) اين جنايت عليه بشريت را مرتكب شد!
همكاران سرهنگ جاعش آرين، آرياسب باوند، حميدرضا اميني، محسن قايمي، دكتر حسن زاده (؟) را يكي يكي شناسايي ميكنيم. با سانسور و بستن زبان هاي بريده شده بوسيله رژيم اسلامي نميگذاريم پروژه نفوذ جديد رژيم و درست كردن آلترناتيو درون حكومتي مثلازتحول طا لبان را پيش ببريد! همانطور با آنكه در حمله به سنديكاي كارگران شركت واحد در ١٩/٢/١٣٨٤ زبان مرا بريديد، و شكست خورديد با بريدن زبان من در گروهاي واتساپي هم شكست ميخوريد و پروژه نفوذ شما مزدوران سپاه تروريستي قدس را شكست ميدهيم!
منصوراسانلوكارگرسنديكاليست! ٣١/٢/٢٥٥٨ كوروشي
@mansoor1999

https://t.me/khabargar
Forwarded from خبرگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنایات علیه بشریت رژیم را نمی گذاریم فراموش شود. تا خامنهی وسران سپاه وهیات های موتلفه و دولت اسلامی را پای میز دادرسی عادلانه با استاندارد های دادگاه نورنبرگ (علنی و حق دفاع و داشتن وکیل وحضور خبرنگاران جهانی) از اغاز دادرسی ها نیاوریم. هرگز از پای نمینشینیم. #جنبش ستمدیدگان دادخواه ایران @mansoor1999 https://t.me/khabargar
این بحث متفاوت را از دست ندهید!

اگر بنا داری بروی آن‌طرف زندگی، از همین حالا باید به سبک آن‌ سمت زندگی رفتار بزنی. خیلی از مبارزان سیاسی و حتی تلویزیون‌ها مدعی لائیسیته‌اند اما مطلقن لايیک نیستند و به تمام اصول اخلاق و بودوباش اسلامی وفادارند در حالی‌که علی عبدالرضایی(موتا) این سد را بارها شکسته‌ست، مثلن در دقایق آخر همین ویدیو نکاتی را طرح می‌کند که هرگز در تلویزیون‌های مطرح برونمرزی ندیده‌ایم و هر کسی جرأت نمی‌کند به آنها بپردازد. این ویدیو را که حاوی تازه‌ترین برنامه همبستگی نوست که توسط کارگر سندیکالیست منصور اسانلو اجرا می‌شود حتمن ببینید و تا می‌توانید پخش کنید شاید که مخاطب ایرانی گوش‌هایش را کم‌کم به آن صدای دیگر عادت بدهد.

https://vimeo.com/421621181
ر رسی نقاط ضعف و قوت شورای مدیریت گذار بعد از 9 ماه اعلام موجودیت با درود
این گزارش با همفکری کارگروه کارگران، مزد بگیران وفرودستان شورا تهیه شده است.
با نگاهی به اسناد شورای گذار و عملکرد تا کنونی اش به بررسی نقاط ضعف و قوت این شورا میپردازم.
الف : نقاط قوت: شورای گذار را یک ائتلاف و پلاتفرم دموکراتیک، ملی و فراگیر میدانم. پلاتفرم و ائتلافی که فضای لازم را جهت جمع شدن تمامی نیروهای ملی، دموکراتیک ، حقوق بشری، حقوق اتینکی و برابر حقوقی و تا حدی عدالت خواه فراهم کرده است.

در این رابطه این شورا از همه ائتلافهایی که تا کنون در میان اپوزیسیون عمدتا سیاسی رژیم جمهوری اسلامی شکل گرفت دمکراتیک تر هست.
با نگاهی به سند شماره 2 شورای گذار صحت این مسئله را مشاهده میکنیم: در این سند آمده است: مدیریت گذار باید خصلتی پلورالیستی و فراگیر داشته باشد. شرکت کنندگان باید به گذار از رژیم جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک، سکولار، و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، حفظ تمامیت سرزمینی کشوربا گوشه چشمی به برپایی یک سیستم غیرمتمرکز اداری برای جلوگیری از رشد یک سیستم توتالیترمتمرکز متعهد باشند.
نوع و ساختار آینده نظام آینده بر عهده مجلس موسسان هست. هم چنین این شورا یک بلوک بندی سیاسی مشخص نیست. بنابراین میتواند گرایشات موجود اجتماعی از قبیل جمهوری خواهان، فدرالیستها، مشروطه خواهان و غیره را در خود جای دهد. به همین خاطر یک پلاتفرم و ائتلاف فراگیر هست. از آنجاییکه شورا با هر گونه حکومت انحصاری و مطلقه مرزبندی شدید دارد، راه هر گونه حکومت مادام العمر ولایی، سلطنتی و جمهوری را میبندد. چون در خاور میانه هر سه تجربه ارتجاعی و غیر دموکراتیک وجود داشته و بعضا هنوز وجود دارد.

2- شورای گذار اولین ائتلافی است که توانسته است دو مسئله پایبندی به تمامیت سرزمینی با کمک به حل مسئله حقوق خلقها و ملیتهای مختلف ایرانی را به شکل اصولی پیوند زده و در این رابطه گامهای نخست عملی را بر دارد. در همین رابطه در اسناد شورا در بخش نظام و ساختار آینده کشور آمده است: رفع هر گونه تبعیض و به رسمیت شناختن حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی گروه های اتنیکی ایران، به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در کنار زبان فارسی. سازماندهی نظام اداری کشور بر اساس عدم تمرکز.
سپردن حداکثر ممکن امور اداری و چگونگی مصرف بودجه های عمرانی به نهادها و مجالس منتخب، محلی، تصمیم گیری در باره مناسب ترین شکل ساختار سیاسی در این زمینه بر عهده نمایندگان مردم در مجلس موسسان خواهد بود.

اتکاه به راهکارهای موثر جهت جلو گیری از باز تولید استبداد. به جرات میتوان گفت که در میان پلاتفرم ها و ائتلافهای فراگیر شورای گذار نخستین ائتلافی است که با صراحت از حقوق خلقها در کنار پایبندی به تمامیت سرزمینی کشور سخن گفته و آنرا در اسنادش مستند کرد.

3 شورای گذار مسئله گذار از رژیم جمهوری اسلامی را به عنوان یک شاخص اصلی در چند جا با صراحت اعلام کرد. در این رابطه با نیروها، افراد و جریاناتی که هنوز به گذار از رژیم جمهوری اسلامی باور ندارند ، مرزبندی قاطع کرد.
زیرا عدم قاطعیت در این خصوص میتواند پاشنه آشیل هر ائتلافی در میان اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی باشد.

4- وجود کارگروه ها و تقسیم وظایف در اسناد و اساسنانه شورا یکی از نکات بر جسته در این شوراست و لازم هست تا شورا در این خصوص سرمایه گذاری جدی نماید.

نقاط ضعف شورا:
1- در اسناد شورا ، واژه گذار مسالمت آمیز از رژیم جمهوری اسلامی در چند جا مطرح شده است. در سند شماره 1 آمده است؛ هدایت اعتراضات سازمان یافته و مبارزات ساختارمند و خشونت پرهیز تا تسلیم استبداد حاکم به خواست مردم برای کناره گیری از قدرت و تشکیل مجلس موسسان منتخب برای جایگزینی نظام.
هم چنین در سند شماره 2 آمده است،: هدف مشترک ما: دست یابی به آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، رفاه و امنیت از طریق تقویت و گسترش و وحدت بخشیدن به جنبش های اجتماعی و مبارزات مدنی و خشونت پرهیز.

سوال اینجاست: چگونه میتوان از رژیمی که حاضر هست برای بقای خویس نه تنها تمام مخالفین، بلکه کل مردم ایران و نهایتا ایران را نابود کند، به صورت مطلقا مسالمت آمیزو خشونت پرهیز عبور کرد؟
پس چرا از حق دفاع انسانها درمقابل حمله وکشتار حکومتیان به منظور دفاع از جان ،مال اندیشه واعتراضها و خواسته های خود کمتر سخن به میان امده است؟
در این رابطه شورا تلاش اش بر این هست تا با مبارزات قهرآمیز و سرنگونی طلبانه مرزبندی قاطع کرده و مدام بر مبارزات و گذار مسالمت آمیز آمیز تکیه کند. به گونه ای که انگار مبارزات مسالمت آمیز نیز همانند گذار مسالمت آمیز برای شورا یک استراتژی ثابت هست. شورا در همین رابطه در اسناد خویش در بند نظام اداری کشور میگوید : اتکاء به اشکال مدنی خشونت پرهیز و مبارزات سیاسی و اجتماعی.
با بودن شبکه های نیو تکنولوژیک اینترنتی ما سازمان های افقی را با قدرت تصمیم گیری بصورت مجامع عمومی همیشه در حال برگزار شدن می بینیم. دموکراسی نیوتکنولوزیک از کف سازمانها و جامعه را باید سازمان دهیم.
دگرگون کردن این ضعف ساختاری فعلی جهت عدم تبدیل شورای گذار به یک ائتلاف کاملا دموکراتیک یک پیشنهاد پایه ایست. در همین رابطه لازم هست که تمامی کارگروه های شورا حداقل سه عضو داشته باشند و از دادن مسولیتهای فردی به یک فرد و همچنین دادن چند مسولیت به یک فرد اجتناب شود. پیشنهاد میشود همه تصمیمات بصورت کمیسیونی گرفته شود. در شرایط فعلی شورا با گسترش بال های چپ وراست اقتصادی در دیدگاه هایش باید تجدید نظر کند. و خودش در میانه بین هر دوپلاتفرم اقتصادی بایستد. در این رابطه وچگونگی بحث دفاع یکطرفه از اقتصاد خصوصی کارگروه کارگران، مزد بگیران وفرو دستان گفتگو ها وپیشنهادات زیادی دارد. که در سمینار پیش روی در صورت توافق برای حضور اعضای این کارگروه در سمینار پیش روی پیشنهادات خود را دقیقا وکلاسه شده ارایه خواهیم داد. ما نمایندگان صدای بی صدایان واکثریت بیش از 90 درصدی مردم ایران هستیم که در 2 دوم اسفند به رژیم اسلامی رای ندادند. آنها خواهان برکناری این رژیم هستند. ما پیشنهاد داریم تمام اعضای کارگروه های جدی دیگر هم علاوه بر کارگروه کارگران، مزد بگیران وفرودستان مثل کارگروه هموندان مستقل پشتیبان شوراهم در سمینار پیش روی حضور داشته باشند. چراکه طی ماه های گذشته زندگی وعمر خودشان را روی مباجث ودفاع از شورا گذاشته اند، و راهکار ها و الگویی ها را یافته اند که باید مستقیما با دیگر اعضای شورا بیان کنند. پیشنهاد می کنیم همه اعضای شورا وکارگروه ها در سمینار درکنار هم بیایند و برای اولین بار لا اقل همدیگر را بشناسند تا بدانند چه کسانی در شورا تلاش وکوشش می کنند برای ازادی ایران و بهبود کار وشرایط زندگی مردم ایران! منصور اسانلو کارگر سندیکالیست عضو کارگروه های هموندان مستقل پشتیبان و کارگروه کارگران، مزدبگیران وفرودستان شورای مدیریت گذار از جمهوری اسلامی
اردیبهشت
یعنی شورا با هر گونه مبارزات قهر آمیز هم مرزبندی دارد! و اگر توده ها بر اثر خشم و عصیان درمقابل خشونت وکشتار حکومتی ها که در این 41 ساله مرتب انجام داده است، که آخرین های ان کشتار: مردم معترض مسالمت جو در سراسر کشور در دی ماه 96، آبان 98، و همکنون در خوزستان و اهواز که جواب اعتراض در خواست آب سالم مردم را با گلوله و سرکوب خشن ودستگیری مردم تشنه انجام می دهد، اگر مردم در مواردی دست به مبارزات قهر آمیز بزنند، شورای گذار از آن مردم حمایت نمی کند؟ این مسئله در هیچ جای اسناد شورا روشن نیست. آیا شورای گذار از مبارزات قهر آمیز مردم به جان رسیده حمایت میکند یا خیر. آین مرز بندی شدید با مقاومت شهروندی و عدم طرح روشن حق دفاع متقابل در برابر کشتارگران رژیم که در روزهای براندازی رژیم بخصوص در روزهای آخرپیکار میدانی بدلیل آنکه حکومتیان راهی برای فرار ندارند و از لحاظ فکری آخرالزمانی هستند، روی خواهد داد، عملا بهش بزرگی از چوانان که پیکار گران اصلی میدان برای برکناری رژیم هستند را از شورا و سیاست های کلی و استراتژیک آن دور می کند. شورا باید این چاله را در تجدید نظربر اسنادش با توجه به تغییر شرایط میدانی و بالا رفتن سطح اعتراضات وتغییر کیفی خواسته ها و برانداز شدن اکثرنیروهای طبقه متوسط به پایین و ریزش بخش بزرگی از طبقه متوسط بدرون طبقات فرو دستان، در طی ماه های گذشته حتمن به روشنی وگویای پر کند. تا پتانسیل این نیروهای پیکار گر به شورا باور کنند. شورا را بخش دیگر از پروژه تحول طلبان حکومتی که با زبان دیگری می خواهند رژیم را خیلی نرم نرم وسیاستمدارانه حفظ کنند، ندانند. چون حضور یارانی مثل اقای سازگار، دوست گرامی من و استاد سیاست ، همچنین جناب شهریار آهی بدلیل سوابق تاریخی ونقش برجسته ی تشکیلاتی که درتاریخ معاصر ایران داشته اند، و افرادی نظیر
،دیوید اعتباری وبرخی دیگر از کسانی که از داخل مثل اقای محسنی در جلسات اسکایپی میایند و در جلسات مدیران شورا شرکت می کنند وبرای عموم نا شناخته اند این هراس را در بین افرادی که کار مستقیم با توده ها می کنند، ایجاد می کنند که دوباره مبادا دچار یک سرنوشت گوادالوپیستی دیگر بشویم.مبادا هزاران خردمند از جان گذشته ی دیگر که در دیکتاتوری ولایت فقیه با هزار بدبختی مخفی باقی مانده و رشد کرده اند وامروز بخشی از سرمایه ملی و معنوی ایرانیان هستند، دوبارمثل دهه شصت همه را به ذبح گاه دوران گذار ببرند و سر بزنند. این شک راه بسیاری از کسانی که توانایی پیشبرد پروژه همبستگی برای برکناری رژیم واستقرار حکومت دموکراتیک وانسانگرا را در ایران دارند، سد کرده است. برای
همین دراین رابطه بهتر هست که در اساسنامه و یا اسناد شورا ، این مسئله با صراحت اعلام شود و شورا عنوان کند که از

مبارزات حق طلبانه مردم ایران علیه نظام جمهوری اسلامی حمایت میکنیم.
این مبارزات میتواند قهر آمیز یا مسالمت آمیز باشد، مهم حقانیت این مبارزات هست نه صرفا اشکال آن.‌

عدم توجه به این مسئله نشان میدهد که نه تنها شورا به گذار مسالمت آمیز به عنوان یک استراتژی پایدار و خدشه ناپذیر باور دارد، بلکه به مبارزات مسالمت آمیز هم به عنوان یک استراتژی مینگرد. ( در حالیکه خود شورا اعلام میکند یک وسیله است نه هدف! و با پویایی جامعه ایران که هزاران شبکه مختلف با نقطه نظر های مختلف انقلابی که در آن وجود دارد و با هم گفتگو میکنند، نمی توان ونباید همه راهکار های مبارزاتی را به یک شیوه ختم کنیم. ) در حالی که این دو( شیوه مبارزات در شرایط مختلف، وپذیرش یک استراتژی اجرایی ثابت و غیر منعطف امری متناقض با اعلام پلاتفرم بودن شورا ست،) گذار از رژیم جمهوری اسلامی میتواند بر اساس موقعیتی کاملا استثنایی و برای جلوی گیری از بوجود آمدن دریای خون ، فروپاشی و تجزیه کشور مسالمت آمیز باشد، اما مبارزات مردم نمیتواند الزاما مسالمت آمیز باشد و قهر آمیز بودن مبارزات مردم جهت مقابله با دشمنی که تمامی راه های مسالمت آمیز را مسدود میکند ، گاها الزامی ، اجتناب ناپذیر و درست هست.

اما این مبارزات قهر آمیز نباید خصلتی استراتژیک و درازمدت داشته باشد بلکه باید به مثابه تاکتیکهای مشخص در شرایط مشخص استفاده شده و حقانیت آنها مورد تائید شفاف شورای گذار قرار گیرد.
در حالیکه در مرحله اول جهت دست یابی به عدالت اجتماعی، جامعه ما شدیدا به دولت رفاه نیازمند هست تا بتواند با بینش رانتی و اختلاس گر انه دولت و حکومتهای متکی بر در آمدهای نفتی و مشتقات آن مقابله کرده و به تقویت گسترده اتحادیه ها، سندیکا های کارگران، و مزدبگیران پرداخته و برای فرودستان و لشکر بیکاران کار ایجاد کند.

بنابراین در دوران گذار و پس از آن لازم هست تا سه امر توسعه، رفاه و عدالت اجتماعی و نهایتا تقویت جامعه مدنی در دستور کار دولت رفاه باشد.

این روش شاید تنها روشی باشد که منجر به از بین بردن بینش های رانتی و اختلاس گرایانه میشود.

3- ساختار :

در بخش ساختار ، علیرغم اینکه در شورای گذار، کار گروه های مختلف وجود دارد، اما بخاطر عدم استقبال چشم گیر از شورای گذار، بعد از اعلام موجودیت ، بنا به دلائل گوناگون از جمله تبلیغ فرد منشی و نبودن علاقه وآموزش به کار های جمعی پایدار و مسوولیت گریزی اجرایی در میان صفوف اپوزیسیون نظام، عملا بخش زیادی از این کارگروه ها هنوز شکل نگرفته و عمدتا به صورت فردی اداره میشوند.

در همین رابطه کار گروه هایی همانند، کارگران، مزدبگیران و فرودستان هم که بوجود آمدند، بیشتر بر اساس یک سیستم عمودی- افقی حرکت میکنند.

رابطه ما بین اعضاء هم بسته و پیوسته و یا مدیران شورا با با حامیان شورا دقیقا روشن نیست.

روابط درونی کارگروه ها بویژه کارگروه، کارگران، مزدبگیران و فرودستان دموکراتیک هست ، اما ارتباط خود گروه با شورای گذار دموکراتیک و متقابل نیست. چون مسئولیت در این رابطه چرخشی نیست.

به گونه ای که هر کدام از اعضای کار گروه ما متشکل از اعضای اصلی شورا و حامیان شورا ( غیر عضو) بتوانند به صورت چرخشی در جلسات هفتگی یا ماهانه اعضاء و مدیران شورا مشارکت و دخالت داشته و یا حداقل نظر بدهند. هم چنین لازم هست که مسئولین ارتباطات شورا از بخش زیادی از حامیان شورا به عنوان نیروهای ارگانیک استفاده کرده و آنها را وارد ارتباط گیری با نیروهایی که خواهان جذب و همکاری هستند، نمایند. در صورتی که افرادی که اصلا شناخته شده نیستند وهیچ سابقه سیاسی ندارند وهزینه ای برای آزادی مردم ایران نداده اند، بعنوان میهمان به جلسات مدیران شورا می آیند و ساعتها وقت شورا را می گیرند و از کلیات سخن می گویند. چون بطور هفتگی اعضای کارگروه ها صورتجلسات و متن سخنرانی ها وپرسش وپاسخ ها را نداریم، نمی دانیم که حضور این افراد که رابطه تشکیلاتی هم با شورا ندارند، چه فایده ای برای برکناری رژیم اسلامی همکنون خواهد داشت؟ به ویژه با افرادی که از داخل ایران هستند و احتمال نفوذی بودن آنها می رود . مگر آنکه یکی از مدیران یا افراد بسیار سرشناس شورا با اعتبارش انها را تضمین کند و رسما این تضمین، سندش در اسناد شورا گذاشته شود، تا همه بدانند در مقابل تشکیلات، مردم، اعضا و تاریخ مسئول هستند که کسی را در آن حد وارد جلسه مدیران شورا می کنند. از سوی دیگر کسانی شناخته شده، که کارگروه ها انها را بعد از طی مرحله آزمایشی وآموزشی بصورت کاتالیزوری برای همپیوندی با شورا معرفی میکنند که خواهان رابطه و همکاری هستند.‌چگونه به دموکراتیک بودن شورا باور کنند؟ وقتی هیچ راه اجرایی و همکاری و پاسخگویی دو طرفه دسترسی به حضور در شورا ندارند. ترس همه ما از عمودی شدن شوراست، وقتی که قدرت بگیرد و پست هایش چرخشی نباشد. همان بلایی که گوادالوپیستها ومذهبیون بر سر انقلاب ملی ودموکراتیک مردم ایران آوردند، را نمی خواهیم شاهدش باشیم. پیشنهاد میشود در اساسنامه جدید معلوم باشد که مدیران ودبیران شور4 دوره حداکثر شش ماهه دبیر یا مدیر خواهند بود و بعد از آن دیگر نمی توانند تا آخر عمرشان بر مسند شورا تکیه بزنند مثل آحزاب اسلامی وکمونیستی !ناچارمسئولیت را به دیگر نیروها و سازماندهندگان و خردمندان بدهند. تا همه تجربه مدیریت کلان ومسوولیت پذیری ملی را عملا فرا گیرند. همه یاد بگیرند در هر لحظه زیر تیغ نظارت عمومی و رسانه ای واینترنتی هستند. پذیرش مسوولیتهای بزرگتر در زندگی سیاسی و سندیکایی هیچ سود مادی ندارد. مثل سندیکاهای ما کارگران که تمام وقت آزادت را باید برای بهتر کردن شرایط کار و زندگی کارگران وخانواده هایشان بگذاری بدون اینکه دیناری بگیری. سود تو در همان سود همگانی است که برای تحقق ان تلاش کرده ای! ما کارگرها وسندیکالیستها ومزدبگیران نمی خواهیم ا نمی خواهیم دوباره گردن زده بشویم. به همین دلیل به روابط دموکراتیک وشبکه ای مسئوولانه و برابر حقوق باور و احتیاج داریم. هیچ کس رهبر و عقل کل نیست. همه باید در شورا برابر حقوق و دارای قدرت تاثیر گذاری بر تصمیمات شورا بصورت دموکراتیک داشته باشند که ما در ساختار های سندیکاهای کارگری آنها را اجرا کردیم وموفق شدیم.
اگر شورای گذار در این رابطه سیاست و خط مشی روشی نداشته باشد، این خطر وجود دارد که با مبارزات سرنگون طلبانه و بر انداز آنه در تعارض افتاده و با جریانات اصلاح طلبانه و مثلا تحول خواهانه همصدا شود. خطری که واقعا شورای گذار را دنبال میکند و اعتماد توده های فرودست را از آن می گیرد. .
دیگر مورد پر اهمیت این است که پلاتفرم شورا تا کنون نتوانسته است خودش را یک پلاتفرم ملی نشان دهد. مبارزان میدانی وسندیکالیست ها وسازماندهندگان قدیمی سیاسی اجتماعی ایران که در بین توده ها هنوز هزاران نفر هستند و در تشکیلات های مخفی، کوچک و با تجربه خود کار می کنند، اینها هستند که سازماندهی کف جامعه را اجرایی خواهند کرد، عملا در شورا نمایندگانی از بلوک چپ و توده های مردم و از جنس خودشان نمی بینند. هنوز به شورا باور ندارند. شورا عملا صدایی از بین بی صدایان ندارد. این اصلی ترین مشکلی است که ما مبارزان میدانی در کارگروه کارگران ،مزد بگیران وفرودستان با آن روبرو هستیم. چرا که این افراد توانا در بین بازنشستگان کارگران فرهنگیان حتا ارتشیان توان سازماندهی دارند: مثلا با خود من حاضرند کار کنند اما برای شورا و بنام شورا نه! انها به شورا شدیدا مشکوک هستند تکست های بسیاری از این همرزمانم دارم. که حتا از وقتی من با شورا کار میکنم و برای شورا پیام حمایتی فرستادم، عملا فاصله شان را با من هم بیشتر کردند و محتاط تر شدند .به نوعی اتهام خیانت طبقاتی به امثال من می زنند. حتا برادران وخانواده وفامیل من که همه سابقه مبارزاتی و رفتن به زندانهای شاه و رژیم اسلامی را دارند، مستقیما می پرسند که شما همه نام و آبروی خودت را روی شورا گذاشتی ولی تاکنون برای جنبش ما کدام امکانات و پشتیبانی را شورا به شما داده است؟ کدام تریبون بزرگ راکه خودشان هر روز در انجاها خودشان را نشان می دهند برای شما فراهم کردند> اگر شورا یک پلاتفرم ملی است پس نمایندگتن جناح چپ ایران کچای ان هستند؟ چرا مردم نمی بینند این یاران خودشان را؟ برادر گرامی ام که در دهه شصت چهار سال از عمر نوجوانی وجوانی اش را در زندان های رژیم اسلامی بدلیل دفاع از حقوق طبقه کارگر در زندانهای رژیم اسلامی گذرانده است می پرسد ، شورا کدام امکان را برای همصدایی با ما برای شما ایجاد کرده است که ما به ان باور کنیم، ودر بین توده ها نام وسیاستهای راست ولیبرال انها را پیش ببریم. عملا شورا را یک پلاتفرم راست می بینند که در محتوای اقتصادی وسیاسی تفاوتی با تکنوکرات های رژیم ندارد. این یکی از اصلی ترین مشکلاتی است که ما پیکار گران میدانی واتحادگرا با آن روبرو هستیم. تصور می کنم شورا ژرف تر باید به این مساله نگاه کند و از این حالت پلاتفرم راست لیبرال خودش را خارج کند .چون اصلی ترین نیروی سازمانده داخلی ما برای فرو پاشاندن رژیم اسلامی نیروهای چپ سازمانده هستند که هیچ نماینده ای از جنس خودشان را در مدیریت شورا نمی بینند. اگر می خواهیم از حمایت این، یگانه باقی مانده نیروی سازمانده، با تجربه بیش از 130 سال سابقه دراین کار،بهره ببریم، این یک باله بودن پرواز را باید دوبال کنیم. تا اعتماد این یگانه سازماندهندگان واقعی میدانی قابل اعتماد که همه عمر خود رادر پیکار دادخواهانه بوده اند به شورا جلب شود. پشتیبانی این قهرمانان گمنام، که در حال پیر شدن هستند را باید بدست بیاوریم. اینها ان داروی معجزه آسای ساماندهی نیروهای داخل و خارج ایران را در کف با کفایت و اندیشه های خلاق خود دارند. اصلی ترین چیزی که شورا باید درست کند این دوباله بودن خودش است. تاکتیک پیروزی واقعی در میدان این برگ بر روی میز است.
یکی از استمرار طالبان سابق که الان به تحول خواهان؟؟ پیوست در سخنانش دو هفته بعد از اعلام موجودیت شورای گذار در نشست جمهوری خواهان در یکی از شهرهای آلمان ، عنوان کرد که خط مشی شورای گذار را باید در کادر تحول خواهی بر رسی کنیم نه سرنگونی و براندازی رژیم جمهوری اسلامی.‌

2- نقطه ضعف دوم: در اسناد شورا چند بار به عدالت اجتماعی و رفاه عمومی در کنار توسعه تکیه شد.
مثلا در سند شماره 2 آمده است: هدف مشترک ما دستیابی به آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، رفاه و امنیت از طریق تقویت و گسترش و وحدت بخشیدن به جنبش های اجتماعی و مبارزاتی و ...

اما در رابطه با بینش اقتصادی شورا، مشاورین اقتصادی شورا و گاها اعضای شورا بر نوعی از اقتصاد آزاد، بازار آزاد،خصوصی سازی و در نهایت نوعی از نئولیبرالیزم و هم آوایی با جهانی کردنی است که نتیجه اش در هم کوبیده شدن توسط ملا کرونا ستمقایسه سیستم بهداشتی و درمانی کوبای فقیر با دیگر کشورهای جهان در این شرایط ملاکرونایی توانایی راهکار میانه را به خوبی نشان می دهد.
عزیزانی که موفق نشدند تازه‌ترین گفتگوی منصور اسانلو و موتا را ببینند می‌توانند به سهولت آن را در اینستاگرام تماشا کنند


https://www.instagram.com/tv/CAjsBMSC98q/?igshid=150rlcjvbazjk
Forwarded from خبرگر
با سازماندهی محله ای شهری، سندیکایی شورایی از کف شهرها‌ و روستاهای ایران و با همکاری با کارگروه های شورای مدیریت گذار در فاز رهبری سراسری ، میتوانیم رژیم اسلامی را برکنار و حکومت دموکراتیک انسانگرا و لاییک را مستقر کنیم. منصور اسانلوکارگرسندیکالیست۶خرداد۲٥٥٨ كورشي
https://youtu.be/RoqegSrMNBg
Forwarded from خبرگر
مقاله اي از علي از جوانان عاشق ايران آگاه، آزاد و آباد
یادی از احسان طبری فیلسوف ، سیاستمدار و ادیب بزرگ

احسان طبری را نخست با نوشته هایش شناختم .بعد او را در مناظره های تلویزیونی دیدم . بسیار چابک و سرشار از دانایی بود . هم در زمینه مسایل فلسفی ، هم مسایل تاریخی و سیاسی و هم در زمینۀ ادبیات دارای اطلاعات فراوان بود . نوشته ها و گفته های او جزو اسناد معتبر جنبش سوسیالیستی و البته حزب تودۀ ایران بودند ( و البته هنوز هم هستند ) . در سال سیاه 1362 وقتی بر صفحۀ تلویزیون ظاهر شد ولی این بار نه برای مناظره بلکه اعتراف به ناکرده بسیار در هم شکسته بود. او که یکی از خوش لباس ترین و خوش تیپ ترین چهره های سیاسی بود چنان درهم شکسته بود که نشان از حالت عادی حبس نمی داد و معلوم بود او را بسیار نواخته اند .خودش می گفت که در زندان دچار ضربه مغزی شده ولذا لکنت زبان ( و به نظر بنده مخالف نظرات قبلیش سخن گفتن ) ناشی از همین ضربات بوده است .

دکتر سروش نقل می کند که دکتر احسان طبری را در منزل یکی از روحانیون می آورند و به او می گویند مناظره کند. دکتر سروش می گوید من گفتم آن زمان که آزاد بود با او مناظره کردم و آن زمان نظراتی که می گفت صحت داشت اکنون که در اسارت است سخنش از روی اجبار است و من با او مناظره نمی کنم.

هیچکس باور نمی کرد آن مخزن معلومات و چون شیر ستیزنده به یک باره ظرف چند روز آن چنان تحول یافته باشد که برعلیه نظرات قبلیش سخن بگوید .

تا آینکه به اصطلاح خاطرا ت او به نام « کژ راهه » منتشر شد . احسان طبری در مقدمه این کتاب می گوید این « ضد خاطرات » است و بعد بیتی عجیب از شعر حافظ را در ابتدای کتاب می آورد که می گوید « کو پیک صبح تا گله های شب فراق – با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم » . اگر به اصل غزل مراجعه می کردید می خواندید « حاشا که من به موسم گل ترک می کنم – من لاف عقل می زنم این کار کی کنم؟ » و بدین ترتیب خط بطلان بر کل این ضد خاطرات که کژ راهه نام نهاده بودند کشید .

سعید امامی و یارانش که از زیرکی مرددانای حزب توده ایران مطلع گشتند او را تاب نیاوردند و یک سال بعد از انتشار این کتاب گفتند که او فوت کرده است .

مرگ او لکه ننگی بود بر اعترافات اجباری که اکنون طشت رسوایی آن از بام افتاده است!

نهم اردیبهشت سالروز درگذشت اوست .یادش همیشه ماندگار
خواهد بود.

رژيم اسلامي با كشتارو شكنجه و تبعيد بيش از صد هزارانسان ديگر انديش ديكتاتوري مدهبي خود را در ايران برپا كرد!!!
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
Forwarded from Mansoor Osanloo
پیش درآمدی بر روز جهانی کارگر به قلم کارگر سندیکالیست منصور اسانلو
Forwarded from Mansoor Osanloo
مناسبت اول مه به عنوان روز کارگر به این لحاظ بوده‌است که در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو، پلیس به روی آنان آتش گشود که شماری کشته، عده‌ای مجروح و بعداً چهارتن نیز اعدام شدند. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یک‌هزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در «میدان بیده = Haymarket» جمع شده و از اینجا به حرکت درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار می‌دادند. پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مأمور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. آمار کشته‌شدگان اعلام نشده‌است ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده‌سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیر شدگان را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند.

با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. چون اعدام‌شدگان شیکاگو عمدتاً آلمانی بودند، در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه مه را روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد. در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که از 1917 میلادی با پیروزی انقلاب کارگران ودهقانان و سربازان روسی بر علیه رژیم تزاریسم برپا شده بود، روز اول ماه می از سال 1918 روزکارگر بعنوان روز عید جهانی کارگران اعلام شدو تعسیل رسمی اعلام شد. یکی از سخنرانان اصلی این جشن جهانی کارگران ماکسیم گورکی کارگر نویسنده بود.

روز اول ماه مه در هند
می دی، روز اول ماه می در سرتاسر هند به افتخار الهٔ بهار و جشنوارهٔ باروری، جشن گرفته می‌شود. این روز همچنین یادآور روز بین‌المللی کارگر هست که اهمیت تاریخی دارد. این روز همچنین روز معترضان سیاسی ست. روز اول ماه می غیر از این روز جشن قدیسین هست. برای سازمان دادن کارگران، این روز در بسیاری از کشورها، تعطیل عمومی ست.

روز اول ماه می به عنوان روز کارگر

منشأ این روز، جنبش کارگری آمریکا در اواخر قرن نوزدهم ست. تاریخ این حرکت به اول ماه می ۱۸۸۶ میلادی بازمی‌گردد. در این روز تعداد زیادی از کارگران آمریکایی با رهبری مخفی شوالیه های کارگری ( Working Knights) دست به اعتصاب زدند و خواستار یک روز کاری استاندارد و هشت ساعته شدند. پیش از ان زنان کارگر خیاط در یک کارخانه لباس دوزی برای افزایش حقوق و کم کردن ساعت کار دست به اعتصاب زده بودند، که توسط مزدوران کارفرما درهای کارگاه بسته شد و کارگاه را به اتش کشیدند. ده ها زن کارگر زنده زنده در اتش سوختند. 8 مارس (زنان کارگر فابریکه نساجی کتان در سال 1857 میلادی در شهر نیویورک آمریکا ) در چهارم ماه مه در میدان هی مارکت شیکاگو یک بمب پرتاب شده توسط یک نفوذی پلیس(لباس شخصی)، منجر به مرگ ده‌ها نفر (از جمله چند افسر پلیس) و زخمی شدن بیش از ۱۰۰ نفر شد.
Forwarded from Mansoor Osanloo
کارگران نتیجه فوری دریافت نکردند، اما اعتراضات آنها مؤثر واقع شدند. (اگوست اسپایز متولد آلمان در سال ١۸۵۵، ساموئل فیلدن متولد انگلستان در سال ١۸۴۷، اسکار نیب متولد آمریکا در سال ١۸۵٠، میشل شواب متولد آلمان در سال ١۸۵٣، لوئی لینگ متولد آلمان در سال ١۸۶۴، ادولف فیشر متولد آلمان در سال ١۸۶١، جرج إنگِل متولد آلمان در سال ١۸۳۶ و آلبرت پارسونز متولد آمریکا در سال ١۸۴۸ دستگیر شدند.
حکم دادگاه روز ١۷ مه صادر شد. هشت کارگر آنارشیست به اعدام محکوم گردیدند. سپس در حکم اعدام شواب و فیلدن بازبینی شد و به حبس ابد تغییر کرد. حکم نیب نیز به پانزده سال زندان تبدیل شد. محکومان روز ١١ نوامبر ١۸۸۷ اعدام شدند، اما پیش از آن لینگ در زندان خودکشی نمود.
جان التگلد، فرماندار جدید ایلی نویز شش سال پس از اجرای حکم اعدام محکوم شدگان شیکاگو به بی گناهی کامل آنان اعتراف کرد. او گفت:»چنین وحشیگری در تاریخ بی سابقه است. من این را وظیفه ی خود می دانم که با توجه به نتاییج تحقیقاتی که اکنون در دست است همین امروز، ۲۶ ژوئن ١۸۹٣ آزادی بی قید و شرط ساموئل فیلدن، اسکار نیب و میشل شواب را اعلام نمایم.» اسپایز، لینگ، انگل، فیشر و پارسونز نیز اعاده حیثیت شدند.
زحمتکشان کشورهای دیگر نظر کارگران آمریکایی را برای کاهش ساعات کار پیگیری کردند. در یک کنگره ی بین المللی که در سال ١۸۸۹ در پاریس برگزار شد «سازماندهی یک تظاهرات بزرگ بین المللی که در یک روز سال در همه جای جهان برپا می شود تا خواسته ی کاهش ساعات کار مطرح گردد» تصویب شد. این چنین بود که روز اول ماه مه به یک روز بین المللی برای مطرح نمودن مطالبات زحمتکشان از نظام سرمایه داری تبدیل گشت. از این روز به بعد اتحادیه جهانی کارگران به رهبری انترناسیونال دوم کارگران جهان پیاپی دست به پیکار زدند و روز اول ماه می را سمبل اتحاد جهانی کارگران اعلام کردند. پس از آن، هشت ساعت کار در روز عرف بسیاری از کشورها در سراسر جهان شد. از این رو این روز به عنوان روز تظاهرات، راهپیمایی، و سخنرانی انتخاب شد. این روز در اکثر ایالات متحده، روسیه و دیگر کشورهای کمونیستی تعطیل است. در هند، روز اول ماه مه نیز یک روز تعطیل عمومی اعلام شد.

اولین جشن روز اول ماه مه در هند در مدرس توسط حزب کارگر کیسان هندوستان در ۱ مه سال ۱۹۲۳ برگزار شد. نیز اولین بار بود که پرچم قرمز در هند مورد استفاده قرار گرفت. چتار سینگاراویلو رهبر حزب بزرگداشت روز اول ماه مه را در دو محل در سال برگزار کرد. ۱۹۲۳. یک جلسه در ساحلی روبروی دادگاه عالی مدرس برگزار شد، نشست دیگر در ساحل تریپلیکن برگزار شد. روزنامهٔ «هندو»، از مدرس گزارشی منتشر کرد.

حزب کار کیسان جشن روز اول ماه مه را در چنای معرفی کرد. رفیق سینگاراولار رئیس نشست بود و قطعنامه‌ای مبنی بر این که دولت باید روز اول ماه مه را به عنوان یک روز تعطیل اعلام کند، به تصویب رسید. رئیس حزب اصول غیر خشونت‌آمیز حزب را توضیح داد. یک درخواست برای کمک مالی نیز وجود داشت. تأکید شده بود که کارگران جهان باید برای رسیدن به استقلال، متحد باشند.

روز اول ماه مه، یک بانک در سراسر کشور و تعطیلات عمومی در هند است. تعطیلات به جنبشهای کارگری برای احزاب سیاسی کمونیست و سوسیالیست گره خورده‌است. در ماهاراشترا و گجرات، رسماً به نام روز ماهاراشترا و روز گجرات بود، چرا که در این روز در سال ۱۹۶۰ هر یک استقلال خود را پس از جدا شدن از ایالت قدیمی بمبئی بر اساس خطوط زبانی، به دست آوردند.

روز کار در تاریخ اول مه در بسیاری از کشورها در سراسر جهان جشن گرفته می‌شده‌است و هنوز هم اغلب، روزی برای اعتراضات و تظاهرات است. در این روز، سازمان‌های مختلف کارگری در سراسر کشور در قالب گروه، به برگزاری مسابقات مختلف برای کودکان طبقهٔ کارگر می‌پردازند. با این حال، در سال‌های اخیر، مراسم این روز، شکل تازه‌ای گرفته که در آن کارگران و اتحادیه‌های کارگری خواستار حفاظت از منافع خود و و دادن وجه انسانی به اصلاحات اقتصادی هستند.

کلیسای کاتولیک
در سال ۱۹۵۵ در کلیسای کاتولیک رومی، ۱ می به عنوان روز «قدیس یوسف کارگر»، نامزد مریم مقدس نامگذاری شد.

روز اول ماه مه در ایران، ترکیه و عراق
در روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۲۵ (اول ماه مه ۱۹۴۶ میلادی) تظاهرات کارگران در کرمانشاه مورد حملهٔ پلیس قرار گرفت. در این تظاهرات ۱۴ کارگر کشته و ۱۲۰ کارگر زخمی شدند. این کارگران نخستین جانباختگان اول ماه مه در ایران هستند.[۴] [۵]
Forwarded from Mansoor Osanloo
در حمله پلیس ترکیه به تظاهرات کنندگان در شهر استانبول در اول ماه مه سال ۱۹۷۷، ۳۴ کارگر کشته شدند. در عراق هم از 1925 به بعد توسط سندیکاهای کارگران ، اتحادیه های نخل داران ، کشاورزان و حزب کمونیست عراق هرسال مراسم و تظاهرات روز کارگر در بغداد و سایر شهرهای عراق برگزار می‌شود. با همه خشونتی که پلیس و نظامیان کشورهای خاورمیانه بخرج می دهند، برای نمونه هر سال در عراق تعداد زیادی از کارگران و دانشجویان که در عراق در تظاهرات اول ماه می شرکت می کنند، دستگیر میشوند یا کشته میشوند. مهم ترین شهرهایی که تظاهرات روز جهانی کارگر در عراق در انجاها برگزار میشود، بغداد، بصره، نجف، کرکوک، موصل، سلیمانیه و اربیل بوده اند. طی قرن 20 ام بیش از ده ها هزار عراقی دلیل شرکت در اعتراضات کارگری و دادخواهانه مردم عراق زندانی وکشتار شده اند. در سال های قرن 21 هم کشتار وسرکوب کارگران ودهقانان عراق بدلیل دادخواهی در روز اول ماه می و دیگر روز ها زندانی ف شکنجه وکشتار شده اند. تنها در سال 2003 به بعد ، پس از حمله آمریکا و متحدانش به عراق بیش از 6000 از رهبران سندیکاها و اتحادیه های کارگران نفت و پتروشیمی ، حمل ونقل و اتحادیه دهقانی ربوده و یا در خانه هایشان بیرحمانه کشتار وتکه تکه و یا خفه شده اند. در سال 2006 اسلامیستها ، بهران یک متخصص نرم ابزار کامپیوتری فرزند حسن تفاح از رهبران ایرانی تبار سندیکای حقوقدانان عراق و از رهبران بازنشسته حزب کمونیست را که سال ها با نگارنده در زندان رجایی شهر یا گوهر دشت سابق کرج هم سلول بود، را در بغداد ربوده و پس از دریافت 50 هزار دلار غرامت ،جسدش را در خودروی خودش در نزدیک خانه اش یافته اند. او از سازماندهنگان تظاهرات اول ماه می در بغداد وگاه در بصره بود.