سوريه،نماد شکست و ضعف جمهوری اسلامی!
براستی سوریه چه شد و چه کسی برنده ی میدان بود؟
به قلم #پسرعاقل_نوح
شکست مفتضحانه جمهوری اسلامی در سوریه: هزینهها برای ایران، منافع برای روسیه و ترکیه!
با گذشت بیش از یک دهه از جنگ داخلی سوریه، آنچه امروز به وضوح آشکار است، شکست استراتژیک و سیاسی جمهوری اسلامی در این کشور است. در حالی که ایران میلیاردها دلار از منابع ملی خود را صرف حمایت از رژیم بشار اسد و حضور نظامی در سوریه کرد، اما نهایتاً منافع اصلی به روسیه و ترکیه رسید، و رژیم ملایان #باز به حاشیه رانده شد.
جمهوری اسلامی از آغاز بحران سوریه در سال ۲۰۱۱، حمایت بیدریغی از رژیم بشار اسد به عمل آورد. این حمایتها شامل تأمین مالی، حضور نظامی گسترده از طریق سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی، و حتی بازسازی زیرساختهای جنگزده سوریه بود. تخمینها نشان میدهد ایران دهها میلیارد دلار از منابع عمومی کشور را برای این حضور هزینه کرده است.
این در حالی است که فشار اقتصادی ناشی از تحریمها و سوءمدیریت داخلی، زندگی مردم ایران را با بحرانهای اقتصادی شدید مواجه کرده بود.
-روسها و ترکها برنده بازی شدند:
با ورود روسیه به معادلات سوریه در سال ۲۰۱۵، نقش ایران بهطور قابلتوجهی کمرنگ شد. مسکو با قدرت نظامی و دیپلماتیک خود توانست معادلات جنگ را به نفع اسد تغییر دهد و جایگاه اصلی را در تعیین سرنوشت سوریه تصاحب کند.
از سوی دیگر، ترکیه نیز با استفاده از نفوذ خود بر گروههای مخالف اسد و توافقهای امنیتی با روسیه، جایگاه خود را در شمال سوریه تثبیت کرد.
در این میان، جمهوری اسلامی بهجز هزینههای مالی و انسانی سنگین، از معادلات سیاسی و امنیتی به مفتضحترین شکل ممکن و تحقیری دیپلماتیک،کنار گذاشته شد و به شریک دستدوم،مستعمل و از رده خارج شده تبدیل شد.
پیامدهای این شکست برای جمهوری اسلامی:
۱-بیاعتبار شدن استراتژی منطقهای ایران: پروژه «محور مقاومت» که از اهمیت خاصی بعنوان تیر مهم درون خشاب محسوب میشد و یکی از ستونهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود، در سوریه به شکست انجامید. این شکست نشان داد که توان حکومت مستقر در ایران در حفظ متحدان منطقهای خود بسیار محدود است.
۲-افزایش نارضایتی داخلی:
مردم ایران، که با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند، بهطور فزایندهای از هزینههای سنگین سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه ناراضی هستند و حالا به استواری حکومت بر پروپاگاندا بیشتر واقف گشته اند و دیگر بی تعارف خامنه ای و دستگاهش را فریبکار،دروغگو و ضد ایرانی میدانند.
۳-تشدید انزوای ایران و ایرانیان در عرصه بینالمللی: شکست در سوریه، جایگاه ایران را بهعنوان یک بازیگر تأثیرگذار در خاورمیانه تضعیف کرد و روسیه و ترکیه را در موقعیت برتر قرار داد،اتفاقی که کشور ایران با توجه به قدرت و ثروتش،اولین بار است تجربه میکند و شاید در دوران پس از جنگ دوم جهانی،اینچنین ضعف و دستانی خالی در عرصه ی سیاست منطقه را برای اولین بار است که در تاریخ کشور ایران شاهدیم.
-حالا جمهوری اسلامی فقط برای بقاء باید بجنگد و خوب عیان است که حاضر به هر امتیاز دهی و تعظیمی در برابر خواست غرب و روسیه ایست که خنجر را تا دسته از پشت بر اندام حکومت فرو برده و حالا آماده است در صورت نافرمانی تهران،اعضای پوسیده ی درونش را از هم جدا کند.
نفس های آخر جمهوری اسلامی میتواند توام با امتیاز دهی های فراوان باشد.
پ ن:
چنین سوخت و خطایی در هر کشور نرمالی مستلزم استعفای کل دولت و حکومت بود،اما تمامیت خواهی فاسد بنام سید علی خامنه ای بهمراه دستگاه اطراف وفادار به وی«اعم از اصولگرا و اصلاحطلب و تمامیت مجلس و ائمه ی تهران و...» مانع از مطالبه ی مردم و سوال در باب اینچنین افتضاحیست،پس رژیم تا روز سقوط در پی تکرار اشتباهاتش است و شاید تجزیه ی ایران در قاب تعریف فدرالیسم یکی از گزینه های این حکومت فاسد ضد ایرانی!
همه به ایران فکر کنیم.
#پسر_عاقل_نوح
براستی سوریه چه شد و چه کسی برنده ی میدان بود؟
به قلم #پسرعاقل_نوح
شکست مفتضحانه جمهوری اسلامی در سوریه: هزینهها برای ایران، منافع برای روسیه و ترکیه!
با گذشت بیش از یک دهه از جنگ داخلی سوریه، آنچه امروز به وضوح آشکار است، شکست استراتژیک و سیاسی جمهوری اسلامی در این کشور است. در حالی که ایران میلیاردها دلار از منابع ملی خود را صرف حمایت از رژیم بشار اسد و حضور نظامی در سوریه کرد، اما نهایتاً منافع اصلی به روسیه و ترکیه رسید، و رژیم ملایان #باز به حاشیه رانده شد.
جمهوری اسلامی از آغاز بحران سوریه در سال ۲۰۱۱، حمایت بیدریغی از رژیم بشار اسد به عمل آورد. این حمایتها شامل تأمین مالی، حضور نظامی گسترده از طریق سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی، و حتی بازسازی زیرساختهای جنگزده سوریه بود. تخمینها نشان میدهد ایران دهها میلیارد دلار از منابع عمومی کشور را برای این حضور هزینه کرده است.
این در حالی است که فشار اقتصادی ناشی از تحریمها و سوءمدیریت داخلی، زندگی مردم ایران را با بحرانهای اقتصادی شدید مواجه کرده بود.
-روسها و ترکها برنده بازی شدند:
با ورود روسیه به معادلات سوریه در سال ۲۰۱۵، نقش ایران بهطور قابلتوجهی کمرنگ شد. مسکو با قدرت نظامی و دیپلماتیک خود توانست معادلات جنگ را به نفع اسد تغییر دهد و جایگاه اصلی را در تعیین سرنوشت سوریه تصاحب کند.
از سوی دیگر، ترکیه نیز با استفاده از نفوذ خود بر گروههای مخالف اسد و توافقهای امنیتی با روسیه، جایگاه خود را در شمال سوریه تثبیت کرد.
در این میان، جمهوری اسلامی بهجز هزینههای مالی و انسانی سنگین، از معادلات سیاسی و امنیتی به مفتضحترین شکل ممکن و تحقیری دیپلماتیک،کنار گذاشته شد و به شریک دستدوم،مستعمل و از رده خارج شده تبدیل شد.
پیامدهای این شکست برای جمهوری اسلامی:
۱-بیاعتبار شدن استراتژی منطقهای ایران: پروژه «محور مقاومت» که از اهمیت خاصی بعنوان تیر مهم درون خشاب محسوب میشد و یکی از ستونهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود، در سوریه به شکست انجامید. این شکست نشان داد که توان حکومت مستقر در ایران در حفظ متحدان منطقهای خود بسیار محدود است.
۲-افزایش نارضایتی داخلی:
مردم ایران، که با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند، بهطور فزایندهای از هزینههای سنگین سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه ناراضی هستند و حالا به استواری حکومت بر پروپاگاندا بیشتر واقف گشته اند و دیگر بی تعارف خامنه ای و دستگاهش را فریبکار،دروغگو و ضد ایرانی میدانند.
۳-تشدید انزوای ایران و ایرانیان در عرصه بینالمللی: شکست در سوریه، جایگاه ایران را بهعنوان یک بازیگر تأثیرگذار در خاورمیانه تضعیف کرد و روسیه و ترکیه را در موقعیت برتر قرار داد،اتفاقی که کشور ایران با توجه به قدرت و ثروتش،اولین بار است تجربه میکند و شاید در دوران پس از جنگ دوم جهانی،اینچنین ضعف و دستانی خالی در عرصه ی سیاست منطقه را برای اولین بار است که در تاریخ کشور ایران شاهدیم.
-حالا جمهوری اسلامی فقط برای بقاء باید بجنگد و خوب عیان است که حاضر به هر امتیاز دهی و تعظیمی در برابر خواست غرب و روسیه ایست که خنجر را تا دسته از پشت بر اندام حکومت فرو برده و حالا آماده است در صورت نافرمانی تهران،اعضای پوسیده ی درونش را از هم جدا کند.
نفس های آخر جمهوری اسلامی میتواند توام با امتیاز دهی های فراوان باشد.
پ ن:
چنین سوخت و خطایی در هر کشور نرمالی مستلزم استعفای کل دولت و حکومت بود،اما تمامیت خواهی فاسد بنام سید علی خامنه ای بهمراه دستگاه اطراف وفادار به وی«اعم از اصولگرا و اصلاحطلب و تمامیت مجلس و ائمه ی تهران و...» مانع از مطالبه ی مردم و سوال در باب اینچنین افتضاحیست،پس رژیم تا روز سقوط در پی تکرار اشتباهاتش است و شاید تجزیه ی ایران در قاب تعریف فدرالیسم یکی از گزینه های این حکومت فاسد ضد ایرانی!
همه به ایران فکر کنیم.
#پسر_عاقل_نوح