حزب الله صبح امروز(۲۷ نوامبر۲۰۲۴):
ما پیروز شدیم!!
مقدمه:
قصد این نوشتار،معرفی یکی دیگر از زوایای چپگرایان و چپ های الوده به اسلامیسم است،
تکنیکی خون الود که سالیان طولانی پدرانمان را مسخ و مدهوش کرد،آنجا که « شکست را به پیروزی معنوی و ایدئولوژیک تبدیل میکنند»
خوب به این تصویر نگاه کنید:
این تصویر هرگز نمیتواند خوشایند یک عقل سلیم،یک تفکر نرمال و یک انسان با حداقل شعور باشد،
چنین تصویری تنها خوشایند تفکری گندیده است که بوی ترشیدگی عفونت حاصل از سالها تجاوز فکری و ایدیولوژیک و اکنون میتواند فضا را الوده و مجاری تنفسی یک شهر را درگیر تاول های صعب العلاج کند،دقیقا همان که در دهه های پنجاه و شصت و هفتاد،بعنوان بهترین ابزار جمهوری اسلامی در مسیر بقاء قرار گرفت.
شهادت و نقص عضو بجای پیروزی:
تفکری تحمیلی که دیگر حتی پتانسیل فریب خودی هایش را ندارد و عملا توان مصرف داخلی اش را از دست داده،نگاه به شهادت بهعنوان پیروزی در فرهنگ #شنیع شهیدپروری، بهویژه در گفتمانهای انقلابی، ریشه در نوعی تفکر ایدئولوژیک دارد که اغلب آمیزهای از اسلامگرایی و چپگرایی است. این تفکر بهنوعی ترکیب ایدههای مقاومت در برابر ظلم و امپریالیسم، با مفهوم ایثار و فداکاری در راه آرمانهای جمعی است که در اغلب وادی ایشان میتوان به کرات مشاهده کرد.
پس از کشته شدن حسن نصرالله و جانشین او وجانشین جانشینش و شکست در جبهه های مختلف همچو افتضاح پیچر ها و لبنانی نیمه ویران شده،حالا نشان دادن علامت V ویکتوری با انگشت های قطع شده،فقط طنزی بسیار مضحک و تمسخر کل جبهه ی مقاومت است و عملا هیچ تاثیری
از نظر استراتژیک و تقویت روحیه ی هواداران و البته متقاعد کردن خودی ها را هم ندارد.
چپ گرایی و اسلام گرایی:
نگاه به شهادت بهعنوان پیروزی و شهیدپروری، بهویژه در گفتمانهای انقلابی، ریشه در نوعی تفکر ایدئولوژیک دارد که اغلب آمیزهای از اسلامگرایی و چپگرایی است. این تفکر بهنوعی ترکیب ایدههای مقاومت در برابر ظلم و امپریالیسم، با مفهوم ایثار و فداکاری در راه آرمانهای جمعی است.
ریشههای چپگرایانه:
در اندیشههای چپگرایانه، بهویژه مارکسیسم و جنبشهای ضد استعماری، فداکاری در راه آرمانهای بزرگتر مانند عدالت اجتماعی، مبارزه با استعمار و دفاع از طبقات فرودست بسیار مهم است. در این تفکر، مرگ در راه مبارزه یک شکست نیست، بلکه بهعنوان عاملی برای الهامبخشی و ادامه مبارزه تلقی میشود. این ایده در انقلابهای سوسیالیستی و ضد امپریالیستی بهخوبی دیده میشود.
بعنوان مثال:در انقلاب الجزایر شکستها و تلفات را بخشی از «مسیر ناگزیر آزادی از استعمار»میدانست
و یا مائو در چین شکستهای مقطعی را «گامهایی ضروری برای پیروزی نهایی انقلاب»معرفی میکرد و مرگ هزاران نفر را بهعنوان «هزینههای تاریخی»توجیه میکرد و در نهایت قحطی و فلاکت را بر چین تحمیل نمود.
آمیختگی با اسلامگرایی و ساختن روایتهای اسطورهای از شکست:
اسلامگرایی، بهویژه در نسخههای شیعی، مفهوم کشته شدن را شهادت،و شهادت را با معنای دینی و الهی همراه میکند. نمونه بارز آن واقعه کربلا است که در آن کشته شدن امام سوم شیعه را «شهادت» و انرا به نماد مقاومت در برابر ظلم و طاغوت نام مینهد. این نگاه به شهادت، نه بهعنوان پایان، بلکه بهعنوان پیروزی معنوی و ابدی تعبیر میشود.
در بسیاری از جنبشهای اسلامگرای انقلابی مانند اامچه که سال ۵۷ در ایران رخ داد یا گروههایی مانند حزبالله، این دو ایده درهم تنیده شدهاند. از یک سو، مفاهیم عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم (از نگاه چپگرایانه) وجود دارد و از سوی دیگر، ایده شهادت بهعنوان پیروزی نهایی (از نگاه اسلامی). در این ترکیب، شهیدپروری ابزاری قدرتمند برای توجیه مقاومت، مشروعیتبخشی به مبارزه و استمرار ایدئولوژیک است که نهایتا ضعف ها و ناکارامدی ها و اشتباهات را در ترفندی مشمئز با ساختن روایتهای اسطورهای از شکست، با شعارهای:
«شکست امروز، پیروزی فردا است»در جنبشهای ضد استعماری و انقلابی
و
«خون شهیدان، نهال انقلاب را آبیاری میکند»در گفتمانهای انقلابی از قول امثال خمینی باعث یک فریب و خوابی طولانی مدت منجر به فضاحت همه جانبه ی امروز میگردد.
وقت بیداریست.
#پسرعاقل_نوح
ما پیروز شدیم!!
مقدمه:
قصد این نوشتار،معرفی یکی دیگر از زوایای چپگرایان و چپ های الوده به اسلامیسم است،
تکنیکی خون الود که سالیان طولانی پدرانمان را مسخ و مدهوش کرد،آنجا که « شکست را به پیروزی معنوی و ایدئولوژیک تبدیل میکنند»
خوب به این تصویر نگاه کنید:
این تصویر هرگز نمیتواند خوشایند یک عقل سلیم،یک تفکر نرمال و یک انسان با حداقل شعور باشد،
چنین تصویری تنها خوشایند تفکری گندیده است که بوی ترشیدگی عفونت حاصل از سالها تجاوز فکری و ایدیولوژیک و اکنون میتواند فضا را الوده و مجاری تنفسی یک شهر را درگیر تاول های صعب العلاج کند،دقیقا همان که در دهه های پنجاه و شصت و هفتاد،بعنوان بهترین ابزار جمهوری اسلامی در مسیر بقاء قرار گرفت.
شهادت و نقص عضو بجای پیروزی:
تفکری تحمیلی که دیگر حتی پتانسیل فریب خودی هایش را ندارد و عملا توان مصرف داخلی اش را از دست داده،نگاه به شهادت بهعنوان پیروزی در فرهنگ #شنیع شهیدپروری، بهویژه در گفتمانهای انقلابی، ریشه در نوعی تفکر ایدئولوژیک دارد که اغلب آمیزهای از اسلامگرایی و چپگرایی است. این تفکر بهنوعی ترکیب ایدههای مقاومت در برابر ظلم و امپریالیسم، با مفهوم ایثار و فداکاری در راه آرمانهای جمعی است که در اغلب وادی ایشان میتوان به کرات مشاهده کرد.
پس از کشته شدن حسن نصرالله و جانشین او وجانشین جانشینش و شکست در جبهه های مختلف همچو افتضاح پیچر ها و لبنانی نیمه ویران شده،حالا نشان دادن علامت V ویکتوری با انگشت های قطع شده،فقط طنزی بسیار مضحک و تمسخر کل جبهه ی مقاومت است و عملا هیچ تاثیری
از نظر استراتژیک و تقویت روحیه ی هواداران و البته متقاعد کردن خودی ها را هم ندارد.
چپ گرایی و اسلام گرایی:
نگاه به شهادت بهعنوان پیروزی و شهیدپروری، بهویژه در گفتمانهای انقلابی، ریشه در نوعی تفکر ایدئولوژیک دارد که اغلب آمیزهای از اسلامگرایی و چپگرایی است. این تفکر بهنوعی ترکیب ایدههای مقاومت در برابر ظلم و امپریالیسم، با مفهوم ایثار و فداکاری در راه آرمانهای جمعی است.
ریشههای چپگرایانه:
در اندیشههای چپگرایانه، بهویژه مارکسیسم و جنبشهای ضد استعماری، فداکاری در راه آرمانهای بزرگتر مانند عدالت اجتماعی، مبارزه با استعمار و دفاع از طبقات فرودست بسیار مهم است. در این تفکر، مرگ در راه مبارزه یک شکست نیست، بلکه بهعنوان عاملی برای الهامبخشی و ادامه مبارزه تلقی میشود. این ایده در انقلابهای سوسیالیستی و ضد امپریالیستی بهخوبی دیده میشود.
بعنوان مثال:در انقلاب الجزایر شکستها و تلفات را بخشی از «مسیر ناگزیر آزادی از استعمار»میدانست
و یا مائو در چین شکستهای مقطعی را «گامهایی ضروری برای پیروزی نهایی انقلاب»معرفی میکرد و مرگ هزاران نفر را بهعنوان «هزینههای تاریخی»توجیه میکرد و در نهایت قحطی و فلاکت را بر چین تحمیل نمود.
آمیختگی با اسلامگرایی و ساختن روایتهای اسطورهای از شکست:
اسلامگرایی، بهویژه در نسخههای شیعی، مفهوم کشته شدن را شهادت،و شهادت را با معنای دینی و الهی همراه میکند. نمونه بارز آن واقعه کربلا است که در آن کشته شدن امام سوم شیعه را «شهادت» و انرا به نماد مقاومت در برابر ظلم و طاغوت نام مینهد. این نگاه به شهادت، نه بهعنوان پایان، بلکه بهعنوان پیروزی معنوی و ابدی تعبیر میشود.
در بسیاری از جنبشهای اسلامگرای انقلابی مانند اامچه که سال ۵۷ در ایران رخ داد یا گروههایی مانند حزبالله، این دو ایده درهم تنیده شدهاند. از یک سو، مفاهیم عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم (از نگاه چپگرایانه) وجود دارد و از سوی دیگر، ایده شهادت بهعنوان پیروزی نهایی (از نگاه اسلامی). در این ترکیب، شهیدپروری ابزاری قدرتمند برای توجیه مقاومت، مشروعیتبخشی به مبارزه و استمرار ایدئولوژیک است که نهایتا ضعف ها و ناکارامدی ها و اشتباهات را در ترفندی مشمئز با ساختن روایتهای اسطورهای از شکست، با شعارهای:
«شکست امروز، پیروزی فردا است»در جنبشهای ضد استعماری و انقلابی
و
«خون شهیدان، نهال انقلاب را آبیاری میکند»در گفتمانهای انقلابی از قول امثال خمینی باعث یک فریب و خوابی طولانی مدت منجر به فضاحت همه جانبه ی امروز میگردد.
وقت بیداریست.
#پسرعاقل_نوح