Forwarded from ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
📌 از «تمدن بزرگ» تا «سقوط بزرگ»
🔸چرا آب و برق داشتیم و چرا امروز نداریم؟
🧮 #اقتصادخوانی
✅ همین که تا امروز آب و برق داشتیم را مدیون پهلوی هستیم. برنامهی توسعهی پایدار و همهجانبهای که شاه آن را بر پایهی بورژوازی ملی راهبری کرد، فونداسیونی برای ایران ساخت که تا ۴۵ سال بعد...
ادامه متن👆👆👇👇
@NA_TA_MA
🔸چرا آب و برق داشتیم و چرا امروز نداریم؟
🧮 #اقتصادخوانی
✅ همین که تا امروز آب و برق داشتیم را مدیون پهلوی هستیم. برنامهی توسعهی پایدار و همهجانبهای که شاه آن را بر پایهی بورژوازی ملی راهبری کرد، فونداسیونی برای ایران ساخت که تا ۴۵ سال بعد...
ادامه متن👆👆👇👇
@NA_TA_MA
👍260👌27❤15😢5💔3
Forwarded from ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
Video
.
📌 از «تمدن بزرگ» تا «سقوط بزرگ»
🔸چرا آب و برق داشتیم و چرا امروز نداریم؟
🧮 #اقتصادخوانی
✅ همین که تا امروز آب و برق داشتیم را مدیون پهلوی هستیم. برنامهی توسعهی پایدار و همهجانبهای که شاه آن را بر پایهی بورژوازی ملی راهبری کرد، فونداسیونی برای ایران ساخت که تا ۴۵ سال بعد، ۲.۵ برابر جمعیت ایران در سال ۵۷، از نتیجه و فایدهی آن بهرهمند شوند و بتوانند با وجود شکست اقتصادی جمهوری اسلامی، خروج ایران از ریل توسعه و در نهایت فروپاشی اقتصادی، هنوز هم زندگی کنند.
✅ توسعه راستین و کار زیربنایی به جای خرجکرد پول مملکت در سیاهچالههای موهوم، بار میوهای فرانسلی دارد و خروجیاش میشود همین که نسلهایی از نتیجهی توسعه، بهرهمند میشوند که شاه را ندیدهاند و کمتر میدانند حداقلی از زندگی که در یک بحران ۴۵ سالهی اقتصادی مداوم از آن برخوردار بودند، از کجا آمده است.
📍ایران امروز اگر آب ندارد، برق ندارد و اگر بزرگترین منبع ذخیره هیدروکربنی جهان، گاز ندارد، و البته تقریبن هیچ چیز دیگر قابل زیستنی هم ندارد، به این دلیل ساده است که فکر توسعه، در ذهن ویرانیطلب و ضداقتصاد ۵۷یها جایی نداشت و ندارد و پول نیروگاههایی که باید ساخته میشد، پول سیستم فاضلاب و جمعآوری آبهای سطحی، پول سرمایهگذاریهای بنیادی در نفت و گاز و پول بسیاری از امور زیرساختی دیگر کشور، خرج پروژههایی ضد توسعه، ضد رفاه، ضد مدرنیته، و البته بیهوده شد.
⭕️در تمام این ۴۵ سال، تنها دورهای که طرحی کمرنگ، لجامگسیخته و پر از فساد برای حداقلی از سرمایهگذاری در زیرساختها وجود داشت، در پایان جنگ و دولت رفسنجانی بود که همان نیز چون حاشیهای بر متن و وصلهای ناجور بر ماهیت واقعی سیستمی بود که "میکونوس" و "آمیا" را بر دریافت سرمایه و تکنولوژی بسیار حیاتی برای کشور، ترجیح میداد. با تمام اشتباهها در برنامهریزی و اجرا، دزدیها و رشوهها و کلپتوکراسی عصر رفسنجانی، اگر همان خردَک سرمایهگذاریها هم رخ نمیداد، ایران در حقیقت در ابتدای دهه ۸۰ به اینجا میرسید که مردمش حتا در پایتخت، ساعتها آب و گاز ندارند و برای شستن ماتحتشان، باید شانس بیاورند که وقتی تنگشان بگیرد که هم آب وصل باشد، هم برق!
🔺پژوهش مفصلی که تابستان گذشته انجام دادم، به روشنی نشان میداد تنها دورهای که در ایرانِ پس از ۵۷، از شدتِ افزایش شاخص فلاکت کاسته شده (به این معنی که شاخص فلاکت همچنان افزایش یافته اما با شدت کمتری نسبت به دورههای پیش و پس خود) مربوط به بازدهی همان سرمایهگذاری پر از نشتی عصر رفسنجانیست اما ماهیت حقیقی ۵۷یها و اندیشهی ضدتوسعه، حتا یک کلپتوکراسی کاملن منعتطلبانه برای مافیای قدرت را هم برنتابید و نتیجه آن شد که صدها میلیارد دلار پول مملکت در هر جایی هزینه شد جز ایران و زیرساختهایش.
💢 نگریستن به مسیری که اقتصاد ایران از دهه ۴۰ خورشیدی پیمود(⬆️این عکس) ، آن جهش برقآسا و این سقوط ویرانگر، و اعدادی که گواهی میدهد چگونه از عرش به فرش پرتاب شدیم، پر رنج و بسیار زجرآور است به ویژه که ایران امروز در حال تبدیل شدن به #سومالی_خاورمیانه است، و برای گریز از نقطهی غیرقابل بازگشت مرگ اقتصادی، نه مجال چندی دارد نه حتا یک روز و یک ساعت وقت برای تلف کردن.
🔰اگر به فوریت، مسیر خود را تغییر ندهیم و بر اندیشهی ویرانیطلبی چیره نشویم، فرصت نجات کشور را برای چند نسل سوزاندهایم و ایران کمابیش در وضعیت فیلداستیتهایی چون سومالی، سیرالئون، کنگو یا سودان قرار میگیرد که حتا وضعیت امروز هم در برابرش هنوز "یک وضعیت مطلوب" است. این بهای سنگین و گزافیست برای یک ملت که از تجربهی ۵۷ و هر آنچه ۵۷ را ساخته یا ۵۷، آن را زاییده عبور کند.
♦️زندگی یکایک ما میتوانست جور دیگری رقم بخورد اگر برنامهی توسعهی پایدار، علمی و همهجانبهای که اقتصاد ایران را به شانزدهمین اقتصاد جهان تبدیل کرد، ادامه مییافت.
و اگر ۵۷ی رخ نمیداد، ایران تا پایان دهه، بیهیچ تردیدی یکی از ۱۰ قدرت اقتصادی برتر جهان میبود.
✴️ شاه در تبعید بارها گفت(⬆️این فیلم) که اگر تنها ۳ سال دیگر فرصت داشت، چهها که نمیشد. هزار بار افسوس که آن ۳ سال، مرز میان دو آینده بود: یک سمت، عبور ایران به سلامتی از نقطهی طلایی رشد (Golden Rule) و در سمت دیگر سکتهی اقتصاد کشور و خارج شدنش از ریل و سرانجام فروپاشی اقتصادی.
✍ ساسان آقایی
@NA_TA_MA
📌 از «تمدن بزرگ» تا «سقوط بزرگ»
🔸چرا آب و برق داشتیم و چرا امروز نداریم؟
🧮 #اقتصادخوانی
✅ همین که تا امروز آب و برق داشتیم را مدیون پهلوی هستیم. برنامهی توسعهی پایدار و همهجانبهای که شاه آن را بر پایهی بورژوازی ملی راهبری کرد، فونداسیونی برای ایران ساخت که تا ۴۵ سال بعد، ۲.۵ برابر جمعیت ایران در سال ۵۷، از نتیجه و فایدهی آن بهرهمند شوند و بتوانند با وجود شکست اقتصادی جمهوری اسلامی، خروج ایران از ریل توسعه و در نهایت فروپاشی اقتصادی، هنوز هم زندگی کنند.
✅ توسعه راستین و کار زیربنایی به جای خرجکرد پول مملکت در سیاهچالههای موهوم، بار میوهای فرانسلی دارد و خروجیاش میشود همین که نسلهایی از نتیجهی توسعه، بهرهمند میشوند که شاه را ندیدهاند و کمتر میدانند حداقلی از زندگی که در یک بحران ۴۵ سالهی اقتصادی مداوم از آن برخوردار بودند، از کجا آمده است.
📍ایران امروز اگر آب ندارد، برق ندارد و اگر بزرگترین منبع ذخیره هیدروکربنی جهان، گاز ندارد، و البته تقریبن هیچ چیز دیگر قابل زیستنی هم ندارد، به این دلیل ساده است که فکر توسعه، در ذهن ویرانیطلب و ضداقتصاد ۵۷یها جایی نداشت و ندارد و پول نیروگاههایی که باید ساخته میشد، پول سیستم فاضلاب و جمعآوری آبهای سطحی، پول سرمایهگذاریهای بنیادی در نفت و گاز و پول بسیاری از امور زیرساختی دیگر کشور، خرج پروژههایی ضد توسعه، ضد رفاه، ضد مدرنیته، و البته بیهوده شد.
⭕️در تمام این ۴۵ سال، تنها دورهای که طرحی کمرنگ، لجامگسیخته و پر از فساد برای حداقلی از سرمایهگذاری در زیرساختها وجود داشت، در پایان جنگ و دولت رفسنجانی بود که همان نیز چون حاشیهای بر متن و وصلهای ناجور بر ماهیت واقعی سیستمی بود که "میکونوس" و "آمیا" را بر دریافت سرمایه و تکنولوژی بسیار حیاتی برای کشور، ترجیح میداد. با تمام اشتباهها در برنامهریزی و اجرا، دزدیها و رشوهها و کلپتوکراسی عصر رفسنجانی، اگر همان خردَک سرمایهگذاریها هم رخ نمیداد، ایران در حقیقت در ابتدای دهه ۸۰ به اینجا میرسید که مردمش حتا در پایتخت، ساعتها آب و گاز ندارند و برای شستن ماتحتشان، باید شانس بیاورند که وقتی تنگشان بگیرد که هم آب وصل باشد، هم برق!
🔺پژوهش مفصلی که تابستان گذشته انجام دادم، به روشنی نشان میداد تنها دورهای که در ایرانِ پس از ۵۷، از شدتِ افزایش شاخص فلاکت کاسته شده (به این معنی که شاخص فلاکت همچنان افزایش یافته اما با شدت کمتری نسبت به دورههای پیش و پس خود) مربوط به بازدهی همان سرمایهگذاری پر از نشتی عصر رفسنجانیست اما ماهیت حقیقی ۵۷یها و اندیشهی ضدتوسعه، حتا یک کلپتوکراسی کاملن منعتطلبانه برای مافیای قدرت را هم برنتابید و نتیجه آن شد که صدها میلیارد دلار پول مملکت در هر جایی هزینه شد جز ایران و زیرساختهایش.
💢 نگریستن به مسیری که اقتصاد ایران از دهه ۴۰ خورشیدی پیمود(⬆️این عکس) ، آن جهش برقآسا و این سقوط ویرانگر، و اعدادی که گواهی میدهد چگونه از عرش به فرش پرتاب شدیم، پر رنج و بسیار زجرآور است به ویژه که ایران امروز در حال تبدیل شدن به #سومالی_خاورمیانه است، و برای گریز از نقطهی غیرقابل بازگشت مرگ اقتصادی، نه مجال چندی دارد نه حتا یک روز و یک ساعت وقت برای تلف کردن.
🔰اگر به فوریت، مسیر خود را تغییر ندهیم و بر اندیشهی ویرانیطلبی چیره نشویم، فرصت نجات کشور را برای چند نسل سوزاندهایم و ایران کمابیش در وضعیت فیلداستیتهایی چون سومالی، سیرالئون، کنگو یا سودان قرار میگیرد که حتا وضعیت امروز هم در برابرش هنوز "یک وضعیت مطلوب" است. این بهای سنگین و گزافیست برای یک ملت که از تجربهی ۵۷ و هر آنچه ۵۷ را ساخته یا ۵۷، آن را زاییده عبور کند.
♦️زندگی یکایک ما میتوانست جور دیگری رقم بخورد اگر برنامهی توسعهی پایدار، علمی و همهجانبهای که اقتصاد ایران را به شانزدهمین اقتصاد جهان تبدیل کرد، ادامه مییافت.
و اگر ۵۷ی رخ نمیداد، ایران تا پایان دهه، بیهیچ تردیدی یکی از ۱۰ قدرت اقتصادی برتر جهان میبود.
✴️ شاه در تبعید بارها گفت(⬆️این فیلم) که اگر تنها ۳ سال دیگر فرصت داشت، چهها که نمیشد. هزار بار افسوس که آن ۳ سال، مرز میان دو آینده بود: یک سمت، عبور ایران به سلامتی از نقطهی طلایی رشد (Golden Rule) و در سمت دیگر سکتهی اقتصاد کشور و خارج شدنش از ریل و سرانجام فروپاشی اقتصادی.
✍ ساسان آقایی
@NA_TA_MA
👍224❤31😢11🤝2👌1💯1