پادشاه مشروطه را محترم میشمارد
اما آنها که از مشروطه دکان ساختند را نه!
هشدار به مشروطهچیها به ویژه (حزب لیبرال دموکرات مشروطه و سازمان جعلی مشروطه(کلاشی)
برای درک انحراف ساختاری جریانهای مدعی مشروطه، باید از پوستههای شعاری فراتر رفت و آناتومی رفتار سیاسی آنها را بررسی کرد.
امروز که انقلاب ملی شیروخورشید در مسیر پیروزی قرار دارد، بازخوانیِ این انحراف یک ضرورتِ اساسی است:
اولا مشروطیت؛ یک ایدهٔ بنیادین ملی است نه ملکِ طلقِ یک فرقه(کلاشی،طاهری،پاشایی)
مشروطه در اصالتِ تاریخیِ خود، یک حزب یا سازمان نبود؛ مشروطه یک جنبش، یک بسترِ فکری و مانیفستِ عمیقِ آزادیخواهی و حاکمیتِ قانون بود که خونِ شریفترین فرزندان این خاک پای بنای آن ریخته شد.
این جنبش متعلق به کل جغرافیای ایران و تمام نسلهاست.
اینکه یک گروه یا سازمان بیاید این ابرروایتِ ملی را مصادره کند، روی آن برچسبِ حزبی و سازمانی بزند و برایش دبیرکل و بوروکراسیِ بسته تعریف کند، اولاً یک دستاندازی غیرمشروع به تاریخ ایران است و ثانیاً دزدی انقلاب و انحصارطلبی است.
حزب مشروطه و سازمان مشروطه هر دو به جنبش ملی و تاریخی مشروطه دست اندازی کرده و آن را به نفع حزب و سازمان خود مصادره نمودند. ننگ بر شما!
۲/ چه کسی به مشروطه خیانت کرد؟
امروز همین محافل و سازمانهای پوچ مدام به پادشاه رضا پهلوی حمله کرده و ادعا میکنند که به آرمانهای مشروطه خیانت شده است.
اما حقیقتِ عریانِ میدان نشان میدهد که بزرگترین خیانت را خودِ این محافل و سازمانها مرتکب شدند.
آنها یک جنبشِ تاریخی، سیال و فراگیرِ ملی را تا حد یک سازمانِ چندنفره با منافعِ فرقهای کوچک و مچاله کردند.
آنها با تبدیل کردنِ مشروطه به یک حزب و باند، عملاً آن را از یک مفهومِ وفاقساز و چترِ ملی به یک عنصرِ تفرقهافکن و قطبساز در پهنهٔ مبارزه تقلیل دادند.
۳/ تفاوتِ بنیادین میانِ (مبارزه برای ایران) و (مبارزه برای صندلی)
در دکترینِ گذار، میانِ ایدهٔ حکومت قانون به عنوان یک ساختارِ ضروری، با حزببازیهای کاسبکارانه یک مرز بنیادین وجود دارد.
ملت ایران امروز در خیابان برای استقرار نظم ملی و آزادی تحت لیدرشیپ پهلوی مبارزه میکند، در حالی که این دکانهای سازمانی، تمام دغدغهشان چانهزنیهای صندلیمحور و سهمخواهیهای پیشدستانه است.
مشروطه، بسترِ قانون است و قانون مالِ ملت است. هیچ فرقه، حزب یا سازمانی حق ندارد صندلیِ صدارتِ خود را روی خونِ مشروطهخواهانِ واقعی بنا کند.
انقلابِ شیروخورشید، ارادهٔ بنیادین ملت برای عبور از هر نوع رفتار پنجاهوهفتی در سیاست است.
سهمخواهی یک رفتار پنجاهوهفتی است.
نفهمیدن شاه یک رفتار پنجاهوهفتی است.
حمله به شاه وقت آن هم شاه در تبعید
یک رفتار پنجاهوهفتی است
در اولویت نبودن ایران و پرداختن
به حواشی، یک رفتار پنجاهوهفتی است
قطبنمای شاه روی ارادهٔ ملت قفل است
فرکانس ملت هم روی سیگنال و فرمان شاه قفل است.
کار تمام است.
#جاویدشاه
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
@OmidIranAzad
اما آنها که از مشروطه دکان ساختند را نه!
هشدار به مشروطهچیها به ویژه (حزب لیبرال دموکرات مشروطه و سازمان جعلی مشروطه(کلاشی)
برای درک انحراف ساختاری جریانهای مدعی مشروطه، باید از پوستههای شعاری فراتر رفت و آناتومی رفتار سیاسی آنها را بررسی کرد.
امروز که انقلاب ملی شیروخورشید در مسیر پیروزی قرار دارد، بازخوانیِ این انحراف یک ضرورتِ اساسی است:
اولا مشروطیت؛ یک ایدهٔ بنیادین ملی است نه ملکِ طلقِ یک فرقه(کلاشی،طاهری،پاشایی)
مشروطه در اصالتِ تاریخیِ خود، یک حزب یا سازمان نبود؛ مشروطه یک جنبش، یک بسترِ فکری و مانیفستِ عمیقِ آزادیخواهی و حاکمیتِ قانون بود که خونِ شریفترین فرزندان این خاک پای بنای آن ریخته شد.
این جنبش متعلق به کل جغرافیای ایران و تمام نسلهاست.
اینکه یک گروه یا سازمان بیاید این ابرروایتِ ملی را مصادره کند، روی آن برچسبِ حزبی و سازمانی بزند و برایش دبیرکل و بوروکراسیِ بسته تعریف کند، اولاً یک دستاندازی غیرمشروع به تاریخ ایران است و ثانیاً دزدی انقلاب و انحصارطلبی است.
حزب مشروطه و سازمان مشروطه هر دو به جنبش ملی و تاریخی مشروطه دست اندازی کرده و آن را به نفع حزب و سازمان خود مصادره نمودند. ننگ بر شما!
۲/ چه کسی به مشروطه خیانت کرد؟
امروز همین محافل و سازمانهای پوچ مدام به پادشاه رضا پهلوی حمله کرده و ادعا میکنند که به آرمانهای مشروطه خیانت شده است.
اما حقیقتِ عریانِ میدان نشان میدهد که بزرگترین خیانت را خودِ این محافل و سازمانها مرتکب شدند.
آنها یک جنبشِ تاریخی، سیال و فراگیرِ ملی را تا حد یک سازمانِ چندنفره با منافعِ فرقهای کوچک و مچاله کردند.
آنها با تبدیل کردنِ مشروطه به یک حزب و باند، عملاً آن را از یک مفهومِ وفاقساز و چترِ ملی به یک عنصرِ تفرقهافکن و قطبساز در پهنهٔ مبارزه تقلیل دادند.
۳/ تفاوتِ بنیادین میانِ (مبارزه برای ایران) و (مبارزه برای صندلی)
در دکترینِ گذار، میانِ ایدهٔ حکومت قانون به عنوان یک ساختارِ ضروری، با حزببازیهای کاسبکارانه یک مرز بنیادین وجود دارد.
ملت ایران امروز در خیابان برای استقرار نظم ملی و آزادی تحت لیدرشیپ پهلوی مبارزه میکند، در حالی که این دکانهای سازمانی، تمام دغدغهشان چانهزنیهای صندلیمحور و سهمخواهیهای پیشدستانه است.
مشروطه، بسترِ قانون است و قانون مالِ ملت است. هیچ فرقه، حزب یا سازمانی حق ندارد صندلیِ صدارتِ خود را روی خونِ مشروطهخواهانِ واقعی بنا کند.
انقلابِ شیروخورشید، ارادهٔ بنیادین ملت برای عبور از هر نوع رفتار پنجاهوهفتی در سیاست است.
سهمخواهی یک رفتار پنجاهوهفتی است.
نفهمیدن شاه یک رفتار پنجاهوهفتی است.
حمله به شاه وقت آن هم شاه در تبعید
یک رفتار پنجاهوهفتی است
در اولویت نبودن ایران و پرداختن
به حواشی، یک رفتار پنجاهوهفتی است
قطبنمای شاه روی ارادهٔ ملت قفل است
فرکانس ملت هم روی سیگنال و فرمان شاه قفل است.
کار تمام است.
#جاویدشاه
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
@OmidIranAzad
💯208❤26👍15🤝3👎2🖕2🫡2😁1