روایت منتسب به #رضاشاه_پهلوی درباره احساس اش به ایران زمانی که پس از مغلوب کردن شیخ خزعل در خوزستان از مسیر عراق پس از چند هفته به ایران میرسد:
«جبال برفآلود ایران مدتی بود که نمایش داشت و افق بی تغییر عراق را چون دیواری جلیل و مزین به آسمان مربوط میساخت. اما درشکه در رسانیدن ما به خاک وطن، مثل این بود که تعللی دارد یا شدت شوق، حرکت او را در چشم من کُند و تعللآمیز جلوهگر میساخت…
عاقبت به خاک ایران رسیدیم. چنان شور و سروری در من ایجاد گردید که بیاختیار از درشکه فرود آمده بر خاک افتادم و بر زمین بوسه دادم. در هیچ واقعه این قدر رقت نکرده بودم.
خاک این سرزمین مقدس، گویی توتیایی بود که چشمِ انتظار کشیدهی ما را روشنی بخشید… از حُب وطن راسختر هیچ ریشه محبتی در قلب انسان فرو نرفته است… خدا عمر بدهد که این وطن جذاب و عزیز را به قدری آباد کنم که حتا خائنان راحتطلب سستعنصر عیاش [کنایه به احمد شاه است] هم آن را ترک نگویند و خارجه را بر آن ترجیح ندهند».
@OmidIranAzad
«جبال برفآلود ایران مدتی بود که نمایش داشت و افق بی تغییر عراق را چون دیواری جلیل و مزین به آسمان مربوط میساخت. اما درشکه در رسانیدن ما به خاک وطن، مثل این بود که تعللی دارد یا شدت شوق، حرکت او را در چشم من کُند و تعللآمیز جلوهگر میساخت…
عاقبت به خاک ایران رسیدیم. چنان شور و سروری در من ایجاد گردید که بیاختیار از درشکه فرود آمده بر خاک افتادم و بر زمین بوسه دادم. در هیچ واقعه این قدر رقت نکرده بودم.
خاک این سرزمین مقدس، گویی توتیایی بود که چشمِ انتظار کشیدهی ما را روشنی بخشید… از حُب وطن راسختر هیچ ریشه محبتی در قلب انسان فرو نرفته است… خدا عمر بدهد که این وطن جذاب و عزیز را به قدری آباد کنم که حتا خائنان راحتطلب سستعنصر عیاش [کنایه به احمد شاه است] هم آن را ترک نگویند و خارجه را بر آن ترجیح ندهند».
@OmidIranAzad