Radio Zamaneh
Photo
روزنامه و سیاستِ ادبی نیما: آیا ژورنالیسم هنوز میتواند انقلابی باشد؟
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/390053&rhash=eec6b76cb50965
بخش اندیشه زمانه / ن. ایپچی: از انتشار شماره اول نخستین روزنامه (در واقع هفتهنامه) فارسی با نام "وقایع اتفاقیه" حدود صد و سی سال میگذرد. اندکی نگذشت که روزنامههای «دولت عِلّیه ایران» و «ملتی» و «ایران» و «دانش» هم پا به عرصه عمومی گذاشتند. همگی به دوره ناصرالدینشاه و پس از او مظفرالدینشاه تعلق دارند. پنجاه سال کافی بود تا نزدیک به پانزده روزنامه بهطور رسمی فعالیت داشته باشند. همین زمان است که نخستین وسایل عکاسی هم به ایران وارد میشوند و طی دورهای نزدیک به هم شاهد ظهور هم عکاسخانه و هم دارالفنون هستیم.
از آن روزها تا به امروز اتفاقات فراوان سیاسیاجتماعی در این زمینتاریخ رخ دادهاند که بسیاری از آنها را نمیتوان منفک از روزنامهها و فرم بیانیشان در نظر گرفت. با این حال وقتی به اهمیت بنیادی روزنامه پی میبریم که انقلابات مشروطه را در نظر بگیریم و نه فرضاً خود را به انقلاب ۱۳۵۷ یا رویدادهای خرد و کلان پس از انقلاب محدود کنیم. تفاوتی بین کارکرد روزنامه و اهمیت این فرم بیان در دو انقلاب وجود دارد، طوری که در انقلاب مشروطه نمیتوان روزنامه را از فرایندهای اجتماعیسیاسی تفکیک کرد، آن هم از این حیث که روزنامهها یکی از پایههای انقلاب و تسریع فرایندهای براندازانه بودند. اما در انقلاب ۱۳۵۷ روزنامهها چه زیر بار سرکوب و سانسور چه بهخاطر محافظهکار بودن و چه بابت شرایط خاص آن دوره چنین نقش حیاتی را بازی نمیکردند، حتی اگر به نوبه خود در خبررسانی و آگاهی مردم نقش داشته باشند. هر چه از انقلاب اسلامی به سمت این روزهایمان نزدیک میشویم، شاهد افول و تقلیل اکید نقش روزنامه هستیم. پس از قتل چندین روشنفکر انتقادی در دهه هفتاد و هشتاد، روزنامهها دیگر هیچ کارکرد تحولآفرینی نداشتند. روزنامهها در این دوران نه تنها به تسریع رسوخ اندیشه مقاومت بینابین اقشار متفاوت مردم یاری نرساندند، بلکه در مجموع در دستگاه حاکم جذب و همسان شدند و چیزی جز مدافعان وضع موجود نبودند.
بااینهمه باید اشاره کرد که بابت فضای تکصدایی پس از انقلاب ۵۷ وقتی از روزنامههای مخالف حرف میزنیم احتمالاً حواسمان هست که هیچ روزنامه مخالفی وجود ندارد. حتی اگر بخواهیم در دوران پس از اصلاحات به سراغ شرق و اعتماد و دیگر نمونههای فرضاً اصلاحطلب و از قضا پرمخاطب برویم بهروشنی میبینیم که همواره در گلوگاههای سیاسی هیچ نقش موثری نداشتند و همواره درون حدومرزهای ازقبلتعیینشده حرکت کردند. احتمالاً برای همه بدیهی شده است که نمیتوان از اصلاحطلبان انتظاری داشت. آنها حتی اگر با شیوه حکومتمداری و اجرای قوانین نسبت به حاکم زاویه داشته باشند و حتی اگر روزنامهنگاران آنها داغ سرکوب و زندان را چشیده باشند باز هم در نهایت یا در تحلیل نهایی یا در وهلهای حساس از منظر اجتماعی طرف حفظ ساختار سیاسی حاکم و صیانت از انقلاب اسلامیاند. چنان که در روزهای اخیر و با شروع تظاهرات سراسری ۹۶ شاهد آن بودیم.
مسئله اصلی ما در این یادداشت این است که آیا روزنامه درمقام یک فرم بیان آگاهیرسانی و تحریک در امروز ایران همان نقشی را بازی میکند که در ایران دوره مشروطه بازی میکرد. این مسئله را با نظر به این نکته طرح میکنیم که دوره مشروطه شاید نقطه اوج درهمتنیدگی کارکرد روزنامه در بستر سیاسیاجتماعی و اثرگذاری مستقیم در بافتِ مردمیِ انقلاب بود. آیا هنوز میتوانیم به این فرم خاص بیان امیدوار باشیم؟ آیا ژورنالیسم میتواند امروز هم به تسریع فرایندهای انقلابی و ضداستبدادی یاری برساند؟ برای پاسخ به این مسئله مسیری احتمالا غیرعادی را از خلال کار «#نیما_یوشیج» طی خواهیم کرد.
🌎 https://www.radiozamaneh.com/390053
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/390053&rhash=eec6b76cb50965
بخش اندیشه زمانه / ن. ایپچی: از انتشار شماره اول نخستین روزنامه (در واقع هفتهنامه) فارسی با نام "وقایع اتفاقیه" حدود صد و سی سال میگذرد. اندکی نگذشت که روزنامههای «دولت عِلّیه ایران» و «ملتی» و «ایران» و «دانش» هم پا به عرصه عمومی گذاشتند. همگی به دوره ناصرالدینشاه و پس از او مظفرالدینشاه تعلق دارند. پنجاه سال کافی بود تا نزدیک به پانزده روزنامه بهطور رسمی فعالیت داشته باشند. همین زمان است که نخستین وسایل عکاسی هم به ایران وارد میشوند و طی دورهای نزدیک به هم شاهد ظهور هم عکاسخانه و هم دارالفنون هستیم.
از آن روزها تا به امروز اتفاقات فراوان سیاسیاجتماعی در این زمینتاریخ رخ دادهاند که بسیاری از آنها را نمیتوان منفک از روزنامهها و فرم بیانیشان در نظر گرفت. با این حال وقتی به اهمیت بنیادی روزنامه پی میبریم که انقلابات مشروطه را در نظر بگیریم و نه فرضاً خود را به انقلاب ۱۳۵۷ یا رویدادهای خرد و کلان پس از انقلاب محدود کنیم. تفاوتی بین کارکرد روزنامه و اهمیت این فرم بیان در دو انقلاب وجود دارد، طوری که در انقلاب مشروطه نمیتوان روزنامه را از فرایندهای اجتماعیسیاسی تفکیک کرد، آن هم از این حیث که روزنامهها یکی از پایههای انقلاب و تسریع فرایندهای براندازانه بودند. اما در انقلاب ۱۳۵۷ روزنامهها چه زیر بار سرکوب و سانسور چه بهخاطر محافظهکار بودن و چه بابت شرایط خاص آن دوره چنین نقش حیاتی را بازی نمیکردند، حتی اگر به نوبه خود در خبررسانی و آگاهی مردم نقش داشته باشند. هر چه از انقلاب اسلامی به سمت این روزهایمان نزدیک میشویم، شاهد افول و تقلیل اکید نقش روزنامه هستیم. پس از قتل چندین روشنفکر انتقادی در دهه هفتاد و هشتاد، روزنامهها دیگر هیچ کارکرد تحولآفرینی نداشتند. روزنامهها در این دوران نه تنها به تسریع رسوخ اندیشه مقاومت بینابین اقشار متفاوت مردم یاری نرساندند، بلکه در مجموع در دستگاه حاکم جذب و همسان شدند و چیزی جز مدافعان وضع موجود نبودند.
بااینهمه باید اشاره کرد که بابت فضای تکصدایی پس از انقلاب ۵۷ وقتی از روزنامههای مخالف حرف میزنیم احتمالاً حواسمان هست که هیچ روزنامه مخالفی وجود ندارد. حتی اگر بخواهیم در دوران پس از اصلاحات به سراغ شرق و اعتماد و دیگر نمونههای فرضاً اصلاحطلب و از قضا پرمخاطب برویم بهروشنی میبینیم که همواره در گلوگاههای سیاسی هیچ نقش موثری نداشتند و همواره درون حدومرزهای ازقبلتعیینشده حرکت کردند. احتمالاً برای همه بدیهی شده است که نمیتوان از اصلاحطلبان انتظاری داشت. آنها حتی اگر با شیوه حکومتمداری و اجرای قوانین نسبت به حاکم زاویه داشته باشند و حتی اگر روزنامهنگاران آنها داغ سرکوب و زندان را چشیده باشند باز هم در نهایت یا در تحلیل نهایی یا در وهلهای حساس از منظر اجتماعی طرف حفظ ساختار سیاسی حاکم و صیانت از انقلاب اسلامیاند. چنان که در روزهای اخیر و با شروع تظاهرات سراسری ۹۶ شاهد آن بودیم.
مسئله اصلی ما در این یادداشت این است که آیا روزنامه درمقام یک فرم بیان آگاهیرسانی و تحریک در امروز ایران همان نقشی را بازی میکند که در ایران دوره مشروطه بازی میکرد. این مسئله را با نظر به این نکته طرح میکنیم که دوره مشروطه شاید نقطه اوج درهمتنیدگی کارکرد روزنامه در بستر سیاسیاجتماعی و اثرگذاری مستقیم در بافتِ مردمیِ انقلاب بود. آیا هنوز میتوانیم به این فرم خاص بیان امیدوار باشیم؟ آیا ژورنالیسم میتواند امروز هم به تسریع فرایندهای انقلابی و ضداستبدادی یاری برساند؟ برای پاسخ به این مسئله مسیری احتمالا غیرعادی را از خلال کار «#نیما_یوشیج» طی خواهیم کرد.
🌎 https://www.radiozamaneh.com/390053
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
روزنامه و سیاستِ ادبی نیما: آیا ژورنالیسم هنوز میتواند انقلابی باشد؟
ن. ایپچی − مسئله اصلی ما در این یادداشت این است که آیا روزنامه درمقام یک فرم بیان آگاهیرسانی و تحریک در امروز ایران همان نقشی را بازی میکند که در ایران دوره مشروطه بازی میکرد.
Radio Zamaneh
Photo
شهرداری تهران مالک خانه نیما یوشیج شد
@radiozamaneh
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/441019&rhash=c6d89e01851023
شهرداری تهران خانه #نیما_یوشیج، پدر شعر نوی فارسی را به مالکیت خود درآورد تا شاید خطر ویرانی کامل از خانه نیما برطرف شود. حمید موسوی شهردار منطقه یک تهران اعلام کرد شهرداری با پرداخت مبلغ ۱۳.۵ میلیارد تومان، خانه نیما واقع در منطقه یک را خریداری کرده است و خردادماه تحویل خواهد گرفت. شهرداری میخواهد ویرانه باقیمانده از خانه نیما را به موزه تبدیل کند.
🌎 https://www.radiozamaneh.com/441019
@radiozamaneh
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/441019&rhash=c6d89e01851023
شهرداری تهران خانه #نیما_یوشیج، پدر شعر نوی فارسی را به مالکیت خود درآورد تا شاید خطر ویرانی کامل از خانه نیما برطرف شود. حمید موسوی شهردار منطقه یک تهران اعلام کرد شهرداری با پرداخت مبلغ ۱۳.۵ میلیارد تومان، خانه نیما واقع در منطقه یک را خریداری کرده است و خردادماه تحویل خواهد گرفت. شهرداری میخواهد ویرانه باقیمانده از خانه نیما را به موزه تبدیل کند.
🌎 https://www.radiozamaneh.com/441019
رادیو زمانه
شهرداری تهران مالک خانه نیما یوشیج شد
امید به آینده خانه نیما یوشیج در دزاشیب. شهرداری این اثر ملی را خرید تا به موزه تبدیل کند
Radio Zamaneh
Photo
خانه احمد شاملو به سرنوشت خانه فروغ فرخزاد دچار نخواهد شد
@radiozamaneh
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/442153&rhash=c6d89e01851023
سایه ویرانی بر بناهایی که زمانی ماوای شاعران بزرگ ایران بودهاند سنگینی میکند. پس از تخریب خانه #فروغ_فرخزاد در محله دروس و ویرانی خانه #نیما_یوشیج در دزاشیب، بسیاری بر این باور بودند که خانه منتسب به #احمد_شاملو در خیابان ویلا نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهد شد. اما سجاد عسگری، دبیر «کمیته مردمنهاد پیگیری حفاظت از خانههای تاریخی تهران» میگوید: «تا کنون درخواستی مبنی بر تخریب و نوسازی خانه احمد شاملو از سوی مالک داده نشده و قرار نیست این بنا تخریب شود».
🌎 https://www.radiozamaneh.com/442153
@radiozamaneh
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/442153&rhash=c6d89e01851023
سایه ویرانی بر بناهایی که زمانی ماوای شاعران بزرگ ایران بودهاند سنگینی میکند. پس از تخریب خانه #فروغ_فرخزاد در محله دروس و ویرانی خانه #نیما_یوشیج در دزاشیب، بسیاری بر این باور بودند که خانه منتسب به #احمد_شاملو در خیابان ویلا نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهد شد. اما سجاد عسگری، دبیر «کمیته مردمنهاد پیگیری حفاظت از خانههای تاریخی تهران» میگوید: «تا کنون درخواستی مبنی بر تخریب و نوسازی خانه احمد شاملو از سوی مالک داده نشده و قرار نیست این بنا تخریب شود».
🌎 https://www.radiozamaneh.com/442153
رادیو زمانه
خانه احمد شاملو به سرنوشت خانه فروغ فرخزاد دچار نخواهد شد
خانه تاریخی احمد شاملو در معرض تخریب قرار دارد. سازمان میراث فرهنگی درصدد است تا این خانه را حفظ و از تخریب غیرقانونی آن جلوگیری کند