This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورود ارتش فاتح به کشور چگونه است؟
این فیلم ورود نیروهای عراقی به قصر شیرین در مهر ۱۳۵۹ است که دوست فرهیخته جناب ابراهیمی به اشتراک گذاشته اند. دیدنش برای عبرت بد نیست، صحنه پایین کشیدن پرچم ایران را از دست ندهید. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
این فیلم ورود نیروهای عراقی به قصر شیرین در مهر ۱۳۵۹ است که دوست فرهیخته جناب ابراهیمی به اشتراک گذاشته اند. دیدنش برای عبرت بد نیست، صحنه پایین کشیدن پرچم ایران را از دست ندهید. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
روانشناسی مالیات بالا!
هواداری از بازتوزیع (مالیات گرفتن از ثروتمندان و دادن به فقرا) البته می تواند ناشی از دلسوزی، عقده و حسادت و منفعت شخصی باشد، ولی ربطی به طرفداری از مساوات و عدالت ندارد، والله اعلم.
http://bit.ly/2A63DNq
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
هواداری از بازتوزیع (مالیات گرفتن از ثروتمندان و دادن به فقرا) البته می تواند ناشی از دلسوزی، عقده و حسادت و منفعت شخصی باشد، ولی ربطی به طرفداری از مساوات و عدالت ندارد، والله اعلم.
http://bit.ly/2A63DNq
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب مداحی های جدید و دریافتی مداحان و باقی قضایا
"اخلاق باورانی که از نازل بودن سلیقه دیگر انسان ها خشمگین اند باید یاد بگیرند که به جای اقتصاد بازار که برایش این یا آن موسیقی و نوا فرقی ندارد، خشم خود را نثار عامل اصلی کنند؛ یعنی متوجه نهادهایی که چنین رجحان ها و سلیقه هایی را تولید می کنند که در میان آنها تشکیلات و نهادهای آموزش نقشی ویژه دارند".
پ.ن: این متن از ترجمه کتاب "مبانی فلسفی و اقتصادی سرمایه داری" نوشته اِسوِتُزار پژویچ است که در آینده ای نزدیک به بازار خواهد آمد. والله اعلم
https://amzn.to/31bu4x9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"اخلاق باورانی که از نازل بودن سلیقه دیگر انسان ها خشمگین اند باید یاد بگیرند که به جای اقتصاد بازار که برایش این یا آن موسیقی و نوا فرقی ندارد، خشم خود را نثار عامل اصلی کنند؛ یعنی متوجه نهادهایی که چنین رجحان ها و سلیقه هایی را تولید می کنند که در میان آنها تشکیلات و نهادهای آموزش نقشی ویژه دارند".
پ.ن: این متن از ترجمه کتاب "مبانی فلسفی و اقتصادی سرمایه داری" نوشته اِسوِتُزار پژویچ است که در آینده ای نزدیک به بازار خواهد آمد. والله اعلم
https://amzn.to/31bu4x9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب اعتراض های "زرد"
بعد از حادثه خودسوزی دختر جوان هوادار فوتبال و مرگ دردناک او تعداد زیادی از اهالی مجازی واکنش نشان دادند و خواستار رفع موانع حضور بانوان در ورزشگاه ها شدند. عده دیگری صدایشان درآمد که چرا برای این قضیه کم اهمیت! واکنش نشان می دهید، ولی برای مسائل اساسی تر مثل خودسوزی ناشی از فقر و نداری ساکت اید؟ بازی سیاسیون و رسانه ها را می خورید و فکر می کنید مستقل اید! دست های پنهان را نمی بینید؟ قضیه البته مسبوق به سابقه است و هر بار عده ای به چیزی اعتراض می کنند، کسانی هم پیدا می شوند که بگویند ای فریب خوردگان مسئله ما اینست؟ کورید که مسائل اصلی را نمی بینید؟
اما این پرسش هست که اگر کسی بخواهد به چیزی اعتراض کند دقیقا باید چه کند که کار درستی کرده باشد و اعتراضش "زرد" تلقی نشود؟ به کمیته رده بندی مورد وثوق این دوستان مراجعه کند که شدت مناسب اعتراض خود را بداند؟ ببیند اگر فلانی و فلانیِ معلوم الحال اعتراضی داشتند، بی خیال اعتراض شود چون حتما طرح پنهانی هست و بازی آنها را می خورد؟ برای همه رویدادهای منفی به یکسان اعتراض کند که مهم ها از دستش در نروند؟ کلا جز در مورد فقرا و کارگران در مورد چیزی اعتراض نکند؟ ...
نگارنده این قبیل مخالفت های روشنفکرانه! با اعتراض ها را تا حدی ذیل منطق بازاریابی شخصی می فهمد، وقتی همه یک حرف می زنند باید حرفی متفاوت زد و چه بهتر که نوعی افشاگری و پته روی آب ریختن هم چاشنی آن باشد. مشتری آدم "روشنفکر" مردم اند و بازار "روشنفکری" هم پررقابت است و باید مرتب چیزی رو کرد که جلب نظر کند، اینکه بگوییم ای ساده دلان چه نشسته اید که دست های پنهان با تسلط بر رسانه ها و از طریق لشکر مزدورانی که دارند می خواهند حواس شما را پرت کنند، البته برای خلایق جذابیت دارد.
اما خواست مردم آن چیزی است که خودشان بیان می کنند، نه آن چیزی که ما فکر می کنیم باید بیان کنند.قضیه این قبیل اعتراض ها و هشتک سازی ها را باید بیشتر به صورت نوعی بازار دید، هر سوژه اعتراضی یک محصول جدید است که باید مورد اقبال مشتریان قرار گیرد، همانطور که نمی شود تیغ صورت تراش را "به سادگی" و با زور تبلیغ به بانوان قالب کرد، چون به کارشان نمی آید، تا وقت اعتراض هم زمینه ای مناسب برای پذیرش نداشته باشد گسترش نمی یابد و البته بخت و اقبال هم بخشی از کار است. اینکه جنگی برای جلب نظر مردم در بین اهالی سیاست در جریان است و آنها از پروپاگاندا و هزار ترفند استفاده می کنند که نیاز به یادآوری ندارد، ولی ذهن مردم هم لوح سفید نیست که با بمباران رسانه ای بشود شکلش داد. بماند که رسانه ها هم یکدست نیستند و با هم در حال رقابت بر سر گوش و چشم های بیشترند.
غر زدن بر سر مردم که اولویت هایتان را نمی شناسید، شاید برای تخلیه فشار روانی مناسب باشد، ولی بعید است کمکی کند. واقعیت اینست که مثلا برای بسیاری از جوانان شهرنشین اینکه کسی جلوی تفریحات جوانانه آنها را نگیرد، احتمالا بیشتر از مطالباتی نظیر بهبود وضع کارگران تعدیل شده در خصوصی سازی اهمیت دارد. این هم ایرادی ندارد، جز این انتظار داریم؟ نمی شود از آدم ها خواست که مثل ما فکر کنند. آنها به جای خودشان فکر می کنند و ملاحظات خودشان را دارند.
اگر کسی مطالبه رفتن زنان به ورزشگاه را نمی پسندد و آن را فقط مربوط به ونک به بالایی ها می داند، اول باید به او یادآور شد ونک به بالایی ها هم حق دارند مطالبه خودشان را داشته باشند و آزادی های بورژوایی سطحی! طلب کنند و دوم اینکه کار روشنفکر و لشکر اندیشه همینست که محصول خوب (اندیشه) مقبول برای افراد تامین کند. اگر قبلی ها را نمی پسندید، خوبترش را عرضه کنید، اگر تلاش کرده اید و خریدار نیست، شاید در تشخیص اولویت های "واقعی" اشتباه کرده اید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
بعد از حادثه خودسوزی دختر جوان هوادار فوتبال و مرگ دردناک او تعداد زیادی از اهالی مجازی واکنش نشان دادند و خواستار رفع موانع حضور بانوان در ورزشگاه ها شدند. عده دیگری صدایشان درآمد که چرا برای این قضیه کم اهمیت! واکنش نشان می دهید، ولی برای مسائل اساسی تر مثل خودسوزی ناشی از فقر و نداری ساکت اید؟ بازی سیاسیون و رسانه ها را می خورید و فکر می کنید مستقل اید! دست های پنهان را نمی بینید؟ قضیه البته مسبوق به سابقه است و هر بار عده ای به چیزی اعتراض می کنند، کسانی هم پیدا می شوند که بگویند ای فریب خوردگان مسئله ما اینست؟ کورید که مسائل اصلی را نمی بینید؟
اما این پرسش هست که اگر کسی بخواهد به چیزی اعتراض کند دقیقا باید چه کند که کار درستی کرده باشد و اعتراضش "زرد" تلقی نشود؟ به کمیته رده بندی مورد وثوق این دوستان مراجعه کند که شدت مناسب اعتراض خود را بداند؟ ببیند اگر فلانی و فلانیِ معلوم الحال اعتراضی داشتند، بی خیال اعتراض شود چون حتما طرح پنهانی هست و بازی آنها را می خورد؟ برای همه رویدادهای منفی به یکسان اعتراض کند که مهم ها از دستش در نروند؟ کلا جز در مورد فقرا و کارگران در مورد چیزی اعتراض نکند؟ ...
نگارنده این قبیل مخالفت های روشنفکرانه! با اعتراض ها را تا حدی ذیل منطق بازاریابی شخصی می فهمد، وقتی همه یک حرف می زنند باید حرفی متفاوت زد و چه بهتر که نوعی افشاگری و پته روی آب ریختن هم چاشنی آن باشد. مشتری آدم "روشنفکر" مردم اند و بازار "روشنفکری" هم پررقابت است و باید مرتب چیزی رو کرد که جلب نظر کند، اینکه بگوییم ای ساده دلان چه نشسته اید که دست های پنهان با تسلط بر رسانه ها و از طریق لشکر مزدورانی که دارند می خواهند حواس شما را پرت کنند، البته برای خلایق جذابیت دارد.
اما خواست مردم آن چیزی است که خودشان بیان می کنند، نه آن چیزی که ما فکر می کنیم باید بیان کنند.قضیه این قبیل اعتراض ها و هشتک سازی ها را باید بیشتر به صورت نوعی بازار دید، هر سوژه اعتراضی یک محصول جدید است که باید مورد اقبال مشتریان قرار گیرد، همانطور که نمی شود تیغ صورت تراش را "به سادگی" و با زور تبلیغ به بانوان قالب کرد، چون به کارشان نمی آید، تا وقت اعتراض هم زمینه ای مناسب برای پذیرش نداشته باشد گسترش نمی یابد و البته بخت و اقبال هم بخشی از کار است. اینکه جنگی برای جلب نظر مردم در بین اهالی سیاست در جریان است و آنها از پروپاگاندا و هزار ترفند استفاده می کنند که نیاز به یادآوری ندارد، ولی ذهن مردم هم لوح سفید نیست که با بمباران رسانه ای بشود شکلش داد. بماند که رسانه ها هم یکدست نیستند و با هم در حال رقابت بر سر گوش و چشم های بیشترند.
غر زدن بر سر مردم که اولویت هایتان را نمی شناسید، شاید برای تخلیه فشار روانی مناسب باشد، ولی بعید است کمکی کند. واقعیت اینست که مثلا برای بسیاری از جوانان شهرنشین اینکه کسی جلوی تفریحات جوانانه آنها را نگیرد، احتمالا بیشتر از مطالباتی نظیر بهبود وضع کارگران تعدیل شده در خصوصی سازی اهمیت دارد. این هم ایرادی ندارد، جز این انتظار داریم؟ نمی شود از آدم ها خواست که مثل ما فکر کنند. آنها به جای خودشان فکر می کنند و ملاحظات خودشان را دارند.
اگر کسی مطالبه رفتن زنان به ورزشگاه را نمی پسندد و آن را فقط مربوط به ونک به بالایی ها می داند، اول باید به او یادآور شد ونک به بالایی ها هم حق دارند مطالبه خودشان را داشته باشند و آزادی های بورژوایی سطحی! طلب کنند و دوم اینکه کار روشنفکر و لشکر اندیشه همینست که محصول خوب (اندیشه) مقبول برای افراد تامین کند. اگر قبلی ها را نمی پسندید، خوبترش را عرضه کنید، اگر تلاش کرده اید و خریدار نیست، شاید در تشخیص اولویت های "واقعی" اشتباه کرده اید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
قیمت ذاتی هفت تپه؟
نوشته اند: "در شرایطی که ارزش داراییهای شرکت در تاریخ واگذاری بالغ بر 213 م دلار بوده است، واگذاری این ... داراییها آنهم با رقمی ناچیز (حدود ۲ م دلار یا ۰.۰۱ ارزش داراییها) بهعنوان پیشپرداخت، ... تضییع حقوق مشاع مردم توسط دولت است".
این استدلال نشان می دهد هنوز قیمت بازار را نفهمیده ایم. قیمت بازار با بهای دفتری یکی نیست. بستگی دارد چند مشتری و با چه شرایطی پای کار باشند. فرض کنیم قیمت "واقعی" همانی است که ما می گوییم، اگر کسی نخرد، چه کنیم؟ همچنان سالانه ۴۰ میلیارد پول عمومی تزریق کنیم تا حق کارگران ضایع نشود؟
تبدیل به دلار زمانی معنا دارد که دارایی ها همه با قیمت مشخصِ قابل صادرات باشند، در مورد زمین و ساختمان این استدلال رواست؟ در بهترین حالت این نوعی هزینه فرصت را نشان می دهد، درآمدی که می شد با فروش به قیمت دفتری در سال ۹۲ و تبدیل فوری به دلار عاید شود و البته حاصل نشد.
حواسمان باشد داریم از یک دارایی متعلق به ۸۰ میلیون حرف می زنیم، حالا هواداران حقوق کارگران پاسخ دهند حالا که نمی خرند چه کنیم؟ اداره شورایی؟ 😁 ول کن بابا اسدالله.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
نوشته اند: "در شرایطی که ارزش داراییهای شرکت در تاریخ واگذاری بالغ بر 213 م دلار بوده است، واگذاری این ... داراییها آنهم با رقمی ناچیز (حدود ۲ م دلار یا ۰.۰۱ ارزش داراییها) بهعنوان پیشپرداخت، ... تضییع حقوق مشاع مردم توسط دولت است".
این استدلال نشان می دهد هنوز قیمت بازار را نفهمیده ایم. قیمت بازار با بهای دفتری یکی نیست. بستگی دارد چند مشتری و با چه شرایطی پای کار باشند. فرض کنیم قیمت "واقعی" همانی است که ما می گوییم، اگر کسی نخرد، چه کنیم؟ همچنان سالانه ۴۰ میلیارد پول عمومی تزریق کنیم تا حق کارگران ضایع نشود؟
تبدیل به دلار زمانی معنا دارد که دارایی ها همه با قیمت مشخصِ قابل صادرات باشند، در مورد زمین و ساختمان این استدلال رواست؟ در بهترین حالت این نوعی هزینه فرصت را نشان می دهد، درآمدی که می شد با فروش به قیمت دفتری در سال ۹۲ و تبدیل فوری به دلار عاید شود و البته حاصل نشد.
حواسمان باشد داریم از یک دارایی متعلق به ۸۰ میلیون حرف می زنیم، حالا هواداران حقوق کارگران پاسخ دهند حالا که نمی خرند چه کنیم؟ اداره شورایی؟ 😁 ول کن بابا اسدالله.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دولت ایران بزرگ است؟
میزان مصرف دولت و اعطای یارانه ها زیاد نیست، ولی سهم دولت در سرمایه گذاری ها در اقتصاد و همچنین میزان مالکیت آن بر دارایی ها چشمگیر است، در کل دولت ایران بسیار بزرگ است، رتبه ۱۳۲ از میان ۱۶۲ کشور! در واقع ۱۳۱ کشور جهان دولتی کوچک تر از ایران دارند. والله اعلم.
پ.ن: تا سال گذشته مولفه "مالکیت دولت بر دارایی ها" در محاسبه شاخص آزادی اقتصادی وجود نداشت که امسال افزوده شده است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
میزان مصرف دولت و اعطای یارانه ها زیاد نیست، ولی سهم دولت در سرمایه گذاری ها در اقتصاد و همچنین میزان مالکیت آن بر دارایی ها چشمگیر است، در کل دولت ایران بسیار بزرگ است، رتبه ۱۳۲ از میان ۱۶۲ کشور! در واقع ۱۳۱ کشور جهان دولتی کوچک تر از ایران دارند. والله اعلم.
پ.ن: تا سال گذشته مولفه "مالکیت دولت بر دارایی ها" در محاسبه شاخص آزادی اقتصادی وجود نداشت که امسال افزوده شده است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بازاری شدن اقتصاد و فقرا!
نمودار بالا سهمی از درآمد است که گیر فقیرترین ۱۰ درصد یک کشور می آید، می توان دید که از بسته ترین اقتصادها (قرمز) تا آزادترین آنها (آبی) سهم آنها چندان تفاوتی نمی کند! پس یعنی فارغ از میزان آزاد بودن اقتصاد اوضاع فقرا همیشه بد خواهد بود؟
جواب منفی است، داریم از سهم های مساوی در کیک های نامساوی صحبت می کنیم، متوسط سرانه درآمد در آزادترین اقتصاد ها (بیش از ۱۰۵۰۰ دلار) تا هفت برابر بسته ترین اقتصادها (حدود ۱۵۰۰ دلار) است. در واقع انگار موج رونق همه قایق ها را بالا آورده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
نمودار بالا سهمی از درآمد است که گیر فقیرترین ۱۰ درصد یک کشور می آید، می توان دید که از بسته ترین اقتصادها (قرمز) تا آزادترین آنها (آبی) سهم آنها چندان تفاوتی نمی کند! پس یعنی فارغ از میزان آزاد بودن اقتصاد اوضاع فقرا همیشه بد خواهد بود؟
جواب منفی است، داریم از سهم های مساوی در کیک های نامساوی صحبت می کنیم، متوسط سرانه درآمد در آزادترین اقتصاد ها (بیش از ۱۰۵۰۰ دلار) تا هفت برابر بسته ترین اقتصادها (حدود ۱۵۰۰ دلار) است. در واقع انگار موج رونق همه قایق ها را بالا آورده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
لزوم "قهرمان" ضد فساد!
دیدم دوستی ارجمند این را به اشتراک گذاشته است، خیلی از ما تجربه برخوردهایی مشابه را داریم، وقتی که می گوییم افشای پی در پی فساد فی نفسه مهم نیست و باید کسی از درون همین سیستم فعلی نقش قهرمان ضد فساد را به خود بگیرد به همین دلیل است. صرف افشای فساد فقط به گسترش این پدیده می انجامد که رندان هر کس را ثروتی اندوخته است، فاسد و جزء از مابهتران بدانند و اگر سایه اقتدار دولت برداشته شد کار به آشوب و غارت برسد.
وجود یک قهرمان ضد فساد آبرودار از درون سیستم باعث می شود بتوان خشم عمومی را کنترل و مهار کرد، کسی که نقش دست انتقام مردم را به خود بگیرد و البته او را باور کنند. در مقاله زیر مفصل تر گفته ام. در بلندمدت البته راه مبارزه با فساد روشن است، ولی در میان مدت نیاز به یک قهرمان و البته یک پروژه سیاسی سنجیده است، انتخابات ریاست جمهوری آینده را جدی بگیرید، شاید بزرگترین چالش این سالها برای نخبگان سیاسی است، باید مواظب پوپولیست های ابن الوقت بود خلاصه، والله اعلم.
http://bit.ly/2HrTLl4
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم دوستی ارجمند این را به اشتراک گذاشته است، خیلی از ما تجربه برخوردهایی مشابه را داریم، وقتی که می گوییم افشای پی در پی فساد فی نفسه مهم نیست و باید کسی از درون همین سیستم فعلی نقش قهرمان ضد فساد را به خود بگیرد به همین دلیل است. صرف افشای فساد فقط به گسترش این پدیده می انجامد که رندان هر کس را ثروتی اندوخته است، فاسد و جزء از مابهتران بدانند و اگر سایه اقتدار دولت برداشته شد کار به آشوب و غارت برسد.
وجود یک قهرمان ضد فساد آبرودار از درون سیستم باعث می شود بتوان خشم عمومی را کنترل و مهار کرد، کسی که نقش دست انتقام مردم را به خود بگیرد و البته او را باور کنند. در مقاله زیر مفصل تر گفته ام. در بلندمدت البته راه مبارزه با فساد روشن است، ولی در میان مدت نیاز به یک قهرمان و البته یک پروژه سیاسی سنجیده است، انتخابات ریاست جمهوری آینده را جدی بگیرید، شاید بزرگترین چالش این سالها برای نخبگان سیاسی است، باید مواظب پوپولیست های ابن الوقت بود خلاصه، والله اعلم.
http://bit.ly/2HrTLl4
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
پاکستانیزه شدن اقتصاد ایران!
توماس ساول، اقتصاددان مشهور آمریکایی، زمانی گفته بود وقتی قیمت را «کنترل» میکنیم و آن را پایینتر از حدی نگه میداریم که با سازوکار عرضه و تقاضا در بازار آزاد تعیین میشود بهطور مشخص چهار پیامد خواهد داشت: نخست این است که استفاده از کالا یا خدمتی که قیمت آن پایین نگه داشته شده است افزایش مییابد (تقاضا برای آن بالا میرود)، دوم، عرضه آن کالا یا خدمت کاهش مییابد (انگیزهای برای افزایش تولید، سرمایهگذاری و ارتقای فناوری وجود ندارد)، سوم، شاهد تنزل کیفیت خواهیم بود (تولیدکننده به دنبال کاهش هزینه تولید برای پوشش هزینهها و حفظ سطح سودآوری قبلی است) و چهارم به وجود آمدن بازار سیاه است (البته بازار سیاه و سفید نداریم، هرجا را که عرضه و تقاضا با هم برخورد میکنند باید بازار، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، دانست).
در مورد حامل های انرژی هم قضیه متفاوت نیست، در واقع بدیهی است که از منظر کارایی اقتصادی و تخصیص مناسب باید قیمتها را واقعی کرد، ولی در کوتاهمدت (که البته مفهومی است پیچیده و گشوده به تفسیر) این کار پیامدهای گسترده سیاسی و اجتماعی دارد، پس باید به شکلی این مخمصه را رفع و رجوع کرد که تا فرا رسیدن زمان تحقق مزایای ناشی از واقعی شدن قیمتها ثبات سیاسی به خطر نیفتد.
راهحل رایج هم البته این است که اهالی دولت و سیاست برای تحملپذیرتر شدن این دوره موقت به شهروندان خود (خانوارها و بنگاهها) «امتیاز» بدهند تا کار زیاد بالا نگیرد. تفاوتی نمیکند اسم آن را یارانه یا سهم حمایتی از تولید یا چیز دیگری بگذاریم. منطق کلی یکی است و البته از نظر سیاسی کار عاقلانهای است. سیاستهای نرم برای اجرای چنین طرحهایی را که بیشتر با واژههایی مثل «اطلاعرسانی» و «گفتوگوی مستقیم با شهروندان» و «فرهنگسازی» همراه میشود، باید با همین نگاه فهمید. اجازه دهید ادعا کنیم به نظر میرسد از منظر «سیاستگذار» و اهالی سیاست اصل مطلب یک چیز بیشتر نیست؛ آن هم اینکه بنا به منطق سیاسی باید به سلامت از این مرحله گذار (از یک تعادل به تعادل دیگر) گذشت.
در دموکراسیها اندکی «پوپولیسم» (به مفهوم عام، تقدم محبوبیت بر تخصص) نمک کار است و از آن گریزی نیست، ولی سیاستمدار کاربلد فانتزی را بدل از واقعیت نمیگیرد و مفاهیمی مثل «عدالت اجتماعی» را جز وسیلهای برای زمینهسازی خلق ثروت تلقی نمیکند. کسانی میگویند زمانی قرار بود تبدیل به ژاپن خاورمیانه بشویم، ولی اکنون باید مراقب باشیم به روزگار پاکستان دچار نشویم. دغدغه نابجایی هم نیست، بیتدبیری در اقتصاد و سیاست میتواند وضع ما را از همسایه شرقیمان بدتر کند و فقری گسترده به بار آورد. راه بهبود اما از اقتصاد نیست، از سیاست است، به سیاق همان گفته معروف که راهحل اقتصاد ایران سیاسی است. باید به تغییر در قرارداد اجتماعی اندیشید و چشماندازی مناسب را برای شهروندان تصویر کرد تا تحمل رنج و درد دوران گذار آسان شود. فرآیند توسعه فراز و فرودهای بسیاری دارد و در فرآیند ارتقای استانداردهای زندگی (توسعه) نارضایتیها و نقدها کم نیست، باید این نارضایتیها و خشمها را کانالیزه کرد تا مخالفان میز بازی را بر هم نزنند و دستاوردهای مثبت محقق شوند. بدون وجود یک پروژه سیاسی مناسب و سیاستمدارانی اهل فن کار توسعه پیش نمیرود، شاید بهترین و تنها راه برای پاکستانیزه نشدن همانا بهکارگیری سیاستمدارانی توسعهگراست، والله اعلم.
متن کامل یادداشت در هفته نامه تجارت فردا:
http://bit.ly/2I8f0cd
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
توماس ساول، اقتصاددان مشهور آمریکایی، زمانی گفته بود وقتی قیمت را «کنترل» میکنیم و آن را پایینتر از حدی نگه میداریم که با سازوکار عرضه و تقاضا در بازار آزاد تعیین میشود بهطور مشخص چهار پیامد خواهد داشت: نخست این است که استفاده از کالا یا خدمتی که قیمت آن پایین نگه داشته شده است افزایش مییابد (تقاضا برای آن بالا میرود)، دوم، عرضه آن کالا یا خدمت کاهش مییابد (انگیزهای برای افزایش تولید، سرمایهگذاری و ارتقای فناوری وجود ندارد)، سوم، شاهد تنزل کیفیت خواهیم بود (تولیدکننده به دنبال کاهش هزینه تولید برای پوشش هزینهها و حفظ سطح سودآوری قبلی است) و چهارم به وجود آمدن بازار سیاه است (البته بازار سیاه و سفید نداریم، هرجا را که عرضه و تقاضا با هم برخورد میکنند باید بازار، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، دانست).
در مورد حامل های انرژی هم قضیه متفاوت نیست، در واقع بدیهی است که از منظر کارایی اقتصادی و تخصیص مناسب باید قیمتها را واقعی کرد، ولی در کوتاهمدت (که البته مفهومی است پیچیده و گشوده به تفسیر) این کار پیامدهای گسترده سیاسی و اجتماعی دارد، پس باید به شکلی این مخمصه را رفع و رجوع کرد که تا فرا رسیدن زمان تحقق مزایای ناشی از واقعی شدن قیمتها ثبات سیاسی به خطر نیفتد.
راهحل رایج هم البته این است که اهالی دولت و سیاست برای تحملپذیرتر شدن این دوره موقت به شهروندان خود (خانوارها و بنگاهها) «امتیاز» بدهند تا کار زیاد بالا نگیرد. تفاوتی نمیکند اسم آن را یارانه یا سهم حمایتی از تولید یا چیز دیگری بگذاریم. منطق کلی یکی است و البته از نظر سیاسی کار عاقلانهای است. سیاستهای نرم برای اجرای چنین طرحهایی را که بیشتر با واژههایی مثل «اطلاعرسانی» و «گفتوگوی مستقیم با شهروندان» و «فرهنگسازی» همراه میشود، باید با همین نگاه فهمید. اجازه دهید ادعا کنیم به نظر میرسد از منظر «سیاستگذار» و اهالی سیاست اصل مطلب یک چیز بیشتر نیست؛ آن هم اینکه بنا به منطق سیاسی باید به سلامت از این مرحله گذار (از یک تعادل به تعادل دیگر) گذشت.
در دموکراسیها اندکی «پوپولیسم» (به مفهوم عام، تقدم محبوبیت بر تخصص) نمک کار است و از آن گریزی نیست، ولی سیاستمدار کاربلد فانتزی را بدل از واقعیت نمیگیرد و مفاهیمی مثل «عدالت اجتماعی» را جز وسیلهای برای زمینهسازی خلق ثروت تلقی نمیکند. کسانی میگویند زمانی قرار بود تبدیل به ژاپن خاورمیانه بشویم، ولی اکنون باید مراقب باشیم به روزگار پاکستان دچار نشویم. دغدغه نابجایی هم نیست، بیتدبیری در اقتصاد و سیاست میتواند وضع ما را از همسایه شرقیمان بدتر کند و فقری گسترده به بار آورد. راه بهبود اما از اقتصاد نیست، از سیاست است، به سیاق همان گفته معروف که راهحل اقتصاد ایران سیاسی است. باید به تغییر در قرارداد اجتماعی اندیشید و چشماندازی مناسب را برای شهروندان تصویر کرد تا تحمل رنج و درد دوران گذار آسان شود. فرآیند توسعه فراز و فرودهای بسیاری دارد و در فرآیند ارتقای استانداردهای زندگی (توسعه) نارضایتیها و نقدها کم نیست، باید این نارضایتیها و خشمها را کانالیزه کرد تا مخالفان میز بازی را بر هم نزنند و دستاوردهای مثبت محقق شوند. بدون وجود یک پروژه سیاسی مناسب و سیاستمدارانی اهل فن کار توسعه پیش نمیرود، شاید بهترین و تنها راه برای پاکستانیزه نشدن همانا بهکارگیری سیاستمدارانی توسعهگراست، والله اعلم.
متن کامل یادداشت در هفته نامه تجارت فردا:
http://bit.ly/2I8f0cd
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
هفته نامه تجارت فردا
از فانتزی تا واقعیت
توماس ساول، اقتصاددان مشهور آمریکایی، زمانی گفته بود وقتی قیمت را «کنترل» میکنیم و آن را پایینتر از حدی نگه میداریم که با سازوکار عرضه و تقاضا در بازار آزاد تعیین میشود بهطور مشخص چهار پیامد خواهد داشت: نخست این است که استفاده از کالا یا خدمتی که قیمت…
در باب خودسوزی دختر جوان، چپول های وطنی و باقی قضایا
"انواع مکاتب نئومارکسیست، به ویژه نظر بازی های ناظر به جامعه توده ای، که در ستیز آشتی ناپذیر با نظام سرمایه داری لیبرال، از مکتب انتقادی تا نظریه پردازان اخیرتر فرهنگ توده ای، کوشیدند از غم غربت گذشته از دست رفته، که بیش از توهمی عوامانه نبوده، نظریه علمی بپردازند، و از این نظریات علمی، ابزار مبارزه برای عقاید ایدئولوژیک خود بسازند.
پس چنین گفتند که فرهنگ بومی پدیده ای اصیل و عزیز و مفید و انسانی بوده است، اما نظام سرمایه داری برای بازتولید روشها و ارزش های خود با ابزار های تکنولوژیک با صنعت فرهنگ به توسعه ذائقه هایی دست زده که باعث شده است مردم در حسرت آنچه در گذشته داشته و اینک از دست داده اند، اندوه بخورند، اینان در فرهنگی که در دنیای معاصر و در جوامع صنعتی از طریق رسانه ها و آموزش و پرورش و سامانه های هنری ترویج می شود، چنان تاختند که حاصل آن نظریه سازی در غم غربت گذشته از دست رفته شد؛
گذشته ای که در آن چه خوب بود که از تلویزیون و رادیو و روزنامه و سینما و فروشگاههای زنجیره ای و مترو و ... خبری نبود و فرهنگ و اقتصاد محلی در معرض حمله فرهنگ و اقتصاد عام نبود، و لیبرالیسم با تمامی ویترین های عامه فریبش غایب بود!
البته فهم این دشوار نیست که برخی از بنی بشر خصومت با کسانی یا چیزهایی را به جایی برسانند که آرزو کنند کاش هیچ نبود تا آن هم نبود؛ و براین اساس، به ستایش گذشته ای بپردازند که اگر حتی تنها حسنش این بوده که لیبرالیسم در آن نبوده، خوب بوده است.
اما این ایده های غریب و عقل آزار ویروس خطرناکی را منتشر می کند که حرکت روبه پیش و تدریجی جوامع را در مسیر رفاه و اخلاق در مظان سقوط و انحراف می اندازد. عامه مردم و شاید برخی عقول سلیم را از جهت خطایایی که از این بابت دارند و ساده دلانه دنیای معاصر را بدتر از گذشته می دانند، شاید بتوان بخشید، اما روشنفکران و دانشمندانی را که بر هیزم این گذشته ستایی و حال ستیزی نفت تبیین و تحلیل و توجیه می ریزند، نه".
برگرفته از کتاب فلسفه های روانگردان، نوشته حضرت مرتضی مردیها
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"انواع مکاتب نئومارکسیست، به ویژه نظر بازی های ناظر به جامعه توده ای، که در ستیز آشتی ناپذیر با نظام سرمایه داری لیبرال، از مکتب انتقادی تا نظریه پردازان اخیرتر فرهنگ توده ای، کوشیدند از غم غربت گذشته از دست رفته، که بیش از توهمی عوامانه نبوده، نظریه علمی بپردازند، و از این نظریات علمی، ابزار مبارزه برای عقاید ایدئولوژیک خود بسازند.
پس چنین گفتند که فرهنگ بومی پدیده ای اصیل و عزیز و مفید و انسانی بوده است، اما نظام سرمایه داری برای بازتولید روشها و ارزش های خود با ابزار های تکنولوژیک با صنعت فرهنگ به توسعه ذائقه هایی دست زده که باعث شده است مردم در حسرت آنچه در گذشته داشته و اینک از دست داده اند، اندوه بخورند، اینان در فرهنگی که در دنیای معاصر و در جوامع صنعتی از طریق رسانه ها و آموزش و پرورش و سامانه های هنری ترویج می شود، چنان تاختند که حاصل آن نظریه سازی در غم غربت گذشته از دست رفته شد؛
گذشته ای که در آن چه خوب بود که از تلویزیون و رادیو و روزنامه و سینما و فروشگاههای زنجیره ای و مترو و ... خبری نبود و فرهنگ و اقتصاد محلی در معرض حمله فرهنگ و اقتصاد عام نبود، و لیبرالیسم با تمامی ویترین های عامه فریبش غایب بود!
البته فهم این دشوار نیست که برخی از بنی بشر خصومت با کسانی یا چیزهایی را به جایی برسانند که آرزو کنند کاش هیچ نبود تا آن هم نبود؛ و براین اساس، به ستایش گذشته ای بپردازند که اگر حتی تنها حسنش این بوده که لیبرالیسم در آن نبوده، خوب بوده است.
اما این ایده های غریب و عقل آزار ویروس خطرناکی را منتشر می کند که حرکت روبه پیش و تدریجی جوامع را در مسیر رفاه و اخلاق در مظان سقوط و انحراف می اندازد. عامه مردم و شاید برخی عقول سلیم را از جهت خطایایی که از این بابت دارند و ساده دلانه دنیای معاصر را بدتر از گذشته می دانند، شاید بتوان بخشید، اما روشنفکران و دانشمندانی را که بر هیزم این گذشته ستایی و حال ستیزی نفت تبیین و تحلیل و توجیه می ریزند، نه".
برگرفته از کتاب فلسفه های روانگردان، نوشته حضرت مرتضی مردیها
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
شفافیت البته خوب است، ولی مراقب پس لرزه هایش باشید!
از دوره قاجار تاکنون "مواجب" دریافتی اهل "دولت" و دربار با "مداخل" واقعی آنها فرق داشته و بیرون آوردن حق "خود" از جیب رعیت سنتی دیرپا در صحاری خاورمیانه بوده است.
حالا که قرار است اهل دولت فیش حقوقی و مواجبشان را به دید عموم بگذارند، البته عالی است، ولی مراقب باشید آه مظلوم! دامنتان را نگیرد، در این مصاحبه کوتاه چیزهایی گفته ام، امید که به کار آید، والله اعلم.
http://bit.ly/2O4zu9e
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
از دوره قاجار تاکنون "مواجب" دریافتی اهل "دولت" و دربار با "مداخل" واقعی آنها فرق داشته و بیرون آوردن حق "خود" از جیب رعیت سنتی دیرپا در صحاری خاورمیانه بوده است.
حالا که قرار است اهل دولت فیش حقوقی و مواجبشان را به دید عموم بگذارند، البته عالی است، ولی مراقب باشید آه مظلوم! دامنتان را نگیرد، در این مصاحبه کوتاه چیزهایی گفته ام، امید که به کار آید، والله اعلم.
http://bit.ly/2O4zu9e
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ایسنا
انتشار فیشهای حقوقی تبعات دارد
یک اقتصاددان معتقد است انتشار فیشهای حقوقی در سامانه حقوق و مزایا میتواند باعث افزایش شفافیت شود اما این قضیه میتواند باعث افزایش فشارهای افکار عمومی برای کاهش حقوقهای کارمندان شود که تبعاتی به دنبال خواهد داشت.
در باب حقوق روسای جمهور مملکت
این حقوق دریافتی جناب پرزیدنت در ایالات متحده امریکاست، حالا که بحث شفافیت حقوق دولتی ها راه افتاده است، به نظرتان دریافتی رئیس جمهور ایران (نه لزوما شیخ دیپلمات) چقدر باشد تا زیاد ملت اعتراض نکنند؟ توجه داشته باشید که این پول از کیسه همه ملت پرداخت می شود.
پیشنهاد با شما، خواهشمند است یک رقم حدودی پیشنهاد دهید که هم جبران کار دشوار ریاست اجرایی بر مملکت بلاخیز ایران باشد که می دانیم از مشاغل سخت است و هم صدای هواداران مستضعفان و "مقام دولتی فقط باید به عشق خدمت آمده باشد" را در نیاورد.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
این حقوق دریافتی جناب پرزیدنت در ایالات متحده امریکاست، حالا که بحث شفافیت حقوق دولتی ها راه افتاده است، به نظرتان دریافتی رئیس جمهور ایران (نه لزوما شیخ دیپلمات) چقدر باشد تا زیاد ملت اعتراض نکنند؟ توجه داشته باشید که این پول از کیسه همه ملت پرداخت می شود.
پیشنهاد با شما، خواهشمند است یک رقم حدودی پیشنهاد دهید که هم جبران کار دشوار ریاست اجرایی بر مملکت بلاخیز ایران باشد که می دانیم از مشاغل سخت است و هم صدای هواداران مستضعفان و "مقام دولتی فقط باید به عشق خدمت آمده باشد" را در نیاورد.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
چه کنیم؟
این تصاویر دل آزار زیاد دست به دست می شوند، اعتراض ها از قرار برای حقوق معوقه است، طبیعی است که طبق قرارداد با لحاظ دیرکرد باید پرداخت شود، خشونت هم البته پذیرفتنی نیست، اما با امثال هپکو واقعا باید چه کرد؟
خریداری پیدا می شود که اهلیت و البته جرات داشته باشد؟ ظاهرا خریدار دوم هم پیگیر اینست که سود نخواستم، همان پول اولیه را بدهید پشت سرم را هم نگاه نمی کنم. آن خریدار احتمالی اهل که خواهد آمد در آینده اجازه تعدیل نیرو خواهد داشت یا باز همین بساط است؟ اگر خودش اهل نبود، ولی عقلش می رسید آدم کاربلد برای مدیریت بنگاه بیاورد هم قبول نیست؟ قبلا واردات ماشین آلات سنگین محدود بود و چرخ هپکو می چرخید، الان دوباره آن را تعرفه ببندیم تا اوضاع شرکت بهتر شود؟ سراغ جوکی به نام اداره شورایی برویم؟ مگر هپکو در واقع متعلق به ۸۰ میلیون ایرانی نیست؟ ...
به نظر پاسخ به این قبیل سوالها مهمتر از دلسوزی و ناله برای کارگرانی است که البته باید معوقات آنها پرداخت شود و کتک نخورند، والله اعلم.
پ.ن: بنا به شنیده ها ماهانه باید ۵ میلیارد چوق به کارگران هپکو حقوق پرداخت شود.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
این تصاویر دل آزار زیاد دست به دست می شوند، اعتراض ها از قرار برای حقوق معوقه است، طبیعی است که طبق قرارداد با لحاظ دیرکرد باید پرداخت شود، خشونت هم البته پذیرفتنی نیست، اما با امثال هپکو واقعا باید چه کرد؟
خریداری پیدا می شود که اهلیت و البته جرات داشته باشد؟ ظاهرا خریدار دوم هم پیگیر اینست که سود نخواستم، همان پول اولیه را بدهید پشت سرم را هم نگاه نمی کنم. آن خریدار احتمالی اهل که خواهد آمد در آینده اجازه تعدیل نیرو خواهد داشت یا باز همین بساط است؟ اگر خودش اهل نبود، ولی عقلش می رسید آدم کاربلد برای مدیریت بنگاه بیاورد هم قبول نیست؟ قبلا واردات ماشین آلات سنگین محدود بود و چرخ هپکو می چرخید، الان دوباره آن را تعرفه ببندیم تا اوضاع شرکت بهتر شود؟ سراغ جوکی به نام اداره شورایی برویم؟ مگر هپکو در واقع متعلق به ۸۰ میلیون ایرانی نیست؟ ...
به نظر پاسخ به این قبیل سوالها مهمتر از دلسوزی و ناله برای کارگرانی است که البته باید معوقات آنها پرداخت شود و کتک نخورند، والله اعلم.
پ.ن: بنا به شنیده ها ماهانه باید ۵ میلیارد چوق به کارگران هپکو حقوق پرداخت شود.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ۵ دقیقه درخشان را از دست ندهید!
رئیس سابق سازمان خصوصی سازی از وضعیت هپکو می گوید، دلیل زمین خوردن هپکو بیش از سوء مدیریت احتمالی این بود که دست حمایت دولت از سرش برداشته شد و بعد هم تحریم ها اوضاع را به وضع غمبار کنونی رساند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
رئیس سابق سازمان خصوصی سازی از وضعیت هپکو می گوید، دلیل زمین خوردن هپکو بیش از سوء مدیریت احتمالی این بود که دست حمایت دولت از سرش برداشته شد و بعد هم تحریم ها اوضاع را به وضع غمبار کنونی رساند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
هپکو و ۱۰ میلیون و باقی قضایا
این نامه انصراف همان خریداری است (احمدپور) که ۸ ماه پس از آن معامله شیرین! (۱۰ میلیونی و پرداخت اقساط بعد از دو سال) انصراف را اعلام می کند و به اصطلاح می گوید نخواستم!
در اوضاع بحران زده ای که خریدار قبلی (عطاریان) خلع ید شده بود و شرکت با مصیبت های بسیار روبه رو بود، یک نورچشمی؟ (احمدپور) به ثمن بخس! با ده میلیون تومان یک گنج؟ را خریده بود و طبیعی است که نباید به فکر فروشش دستکم بعد از ۸ ماه می افتاد!
به نظر می رسد باید قضیه چیزی بیش از تصویر رایج چند مفتخور رانتی دید که قرار بوده است، حق کارگران زحمتکش را بخورند! البته که ناله برای کارگر زحمتکش بین مردم صحاری خاورمیانه که همیشه فکر می کنند حقشان خورده شده، آدم را محبوب تر می کند، ولی بعید است مشکلی را حل کند. اگر دنبال جزئیات اید در خود سایت سازمان خصوصی سازی مستندات خوبی هست، بهتر است نگاهی هم به آنها انداخت و منتظر نظر کارشناسان بی طرفتر نشست، والله اعلم.
http://bit.ly/3071nnJ
http://bit.ly/304W9sC
https://t.me/IPMag/41
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
این نامه انصراف همان خریداری است (احمدپور) که ۸ ماه پس از آن معامله شیرین! (۱۰ میلیونی و پرداخت اقساط بعد از دو سال) انصراف را اعلام می کند و به اصطلاح می گوید نخواستم!
در اوضاع بحران زده ای که خریدار قبلی (عطاریان) خلع ید شده بود و شرکت با مصیبت های بسیار روبه رو بود، یک نورچشمی؟ (احمدپور) به ثمن بخس! با ده میلیون تومان یک گنج؟ را خریده بود و طبیعی است که نباید به فکر فروشش دستکم بعد از ۸ ماه می افتاد!
به نظر می رسد باید قضیه چیزی بیش از تصویر رایج چند مفتخور رانتی دید که قرار بوده است، حق کارگران زحمتکش را بخورند! البته که ناله برای کارگر زحمتکش بین مردم صحاری خاورمیانه که همیشه فکر می کنند حقشان خورده شده، آدم را محبوب تر می کند، ولی بعید است مشکلی را حل کند. اگر دنبال جزئیات اید در خود سایت سازمان خصوصی سازی مستندات خوبی هست، بهتر است نگاهی هم به آنها انداخت و منتظر نظر کارشناسان بی طرفتر نشست، والله اعلم.
http://bit.ly/3071nnJ
http://bit.ly/304W9sC
https://t.me/IPMag/41
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مداوم آدامس خریدن عاقلانه نیست!
بارها با صنعتگرانی صحبت کرده ام که گفته اند ابله نیستند که با کارگر خود بد تا کنند تا صد برابر بیشتر به آنها ضرر بزند. یکی می گفت چند ده میلیارد سرمایه در کارخانه ام خوابانده ام، حالا بیایم به خاطر صد تومان دویست تومان پول ندادن به کارگرانم کاری کنم که با خرابکاری چند صد میلیون هزینه روی دستم بگذارند؟
به عبارتی طرف حتی اگر نخواهد خیلی هم اخلاقی عمل کند، باید به درجاتی هوای کارگر را داشته باشد، اساسا علم مدیریت منابع انسانی با چنین نگاهی تاسیس شد. اینکه اهالی رسانه بیشتر حرف های کارگر را می شنوند، ولی مصائب کارآفرین و کارفرما را نمی بینند البته قابل درک است، ولی گاهی برای تنوع هم شده بد نیست حرف بقیه را هم بشنوند و البته تخیل و توهم را بدل از واقعیت نگیرند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بارها با صنعتگرانی صحبت کرده ام که گفته اند ابله نیستند که با کارگر خود بد تا کنند تا صد برابر بیشتر به آنها ضرر بزند. یکی می گفت چند ده میلیارد سرمایه در کارخانه ام خوابانده ام، حالا بیایم به خاطر صد تومان دویست تومان پول ندادن به کارگرانم کاری کنم که با خرابکاری چند صد میلیون هزینه روی دستم بگذارند؟
به عبارتی طرف حتی اگر نخواهد خیلی هم اخلاقی عمل کند، باید به درجاتی هوای کارگر را داشته باشد، اساسا علم مدیریت منابع انسانی با چنین نگاهی تاسیس شد. اینکه اهالی رسانه بیشتر حرف های کارگر را می شنوند، ولی مصائب کارآفرین و کارفرما را نمی بینند البته قابل درک است، ولی گاهی برای تنوع هم شده بد نیست حرف بقیه را هم بشنوند و البته تخیل و توهم را بدل از واقعیت نگیرند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
پادگانی با بیش از یک میلیارد نفر سرباز!
فرض کنید سیستمی وجود دارد که اگر به فقرا کمک کنید و در خیریه ها مشارکت کنید و هوای دولت را داشته باشید، امتیاز مثبت می گیرید و از آن سو اگر به پدر و مادر پیر خودتان سر نزنید، در اینترنت شایعه پراکنی کنید و حرف های ناجور بزنید و موضع گیری های غیرمتعارف کنید امتیاز منفی نصیبتان می شود.
اگر امتیاز خوبی داشته باشید، کارهای اداری تان زودتر انجام می شود و سریعتر ترفیع می گیرید و مالیات سبک تری خواهید پرداخت و اگر امتیازتان پایین باشد شاید حتی حق گرفتن بلیت هواپیما هم نداشته باشید و امکان گرفتن بعضی مشاغل هم برایتان وجود ندارد و شاید مجبور به عذرخواهی در پیشگاه مردم بشوید.
قضیه قصه نیست، سیستمی است که پیشتر آزمایشی اجرا شده است و چینی ها آن را به زودی عملیاتی خواهند کرد. قرار است انگیزه کارهای "خوب" در جمعیت میلیاردی چین افزایش یابد، با توجه به علاقه سیاسیون ایران به چین، یحتمل بعدها الگوی ایرانی ها هم قرار گیرد، با این حال موضوع جالبی است برای بررسی اهل دل، والله اعلم.
http://bit.ly/2M7yi2p
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
فرض کنید سیستمی وجود دارد که اگر به فقرا کمک کنید و در خیریه ها مشارکت کنید و هوای دولت را داشته باشید، امتیاز مثبت می گیرید و از آن سو اگر به پدر و مادر پیر خودتان سر نزنید، در اینترنت شایعه پراکنی کنید و حرف های ناجور بزنید و موضع گیری های غیرمتعارف کنید امتیاز منفی نصیبتان می شود.
اگر امتیاز خوبی داشته باشید، کارهای اداری تان زودتر انجام می شود و سریعتر ترفیع می گیرید و مالیات سبک تری خواهید پرداخت و اگر امتیازتان پایین باشد شاید حتی حق گرفتن بلیت هواپیما هم نداشته باشید و امکان گرفتن بعضی مشاغل هم برایتان وجود ندارد و شاید مجبور به عذرخواهی در پیشگاه مردم بشوید.
قضیه قصه نیست، سیستمی است که پیشتر آزمایشی اجرا شده است و چینی ها آن را به زودی عملیاتی خواهند کرد. قرار است انگیزه کارهای "خوب" در جمعیت میلیاردی چین افزایش یابد، با توجه به علاقه سیاسیون ایران به چین، یحتمل بعدها الگوی ایرانی ها هم قرار گیرد، با این حال موضوع جالبی است برای بررسی اهل دل، والله اعلم.
http://bit.ly/2M7yi2p
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"آنها" جای شما را نخواهند گرفت!
گفته اند عده ای از کارگران انگلیسی موسوم به لودیت ها در آغاز قرن 19 دشمن خونی ماشین آلات و تجهیزات (بیشتر در صنعت نساجی) شده بودند، حمله می کردند، آتش می زدند و آنها را از کار می انداختند. حرفشان این بود که ماشین باعث بیکاری می شود و باید از شرشان خلاص شد. لفظ لودیت از آن زمان به معنای کسانی که از تکنولوژی های جدید هراس دارند به صورت استعاری به کار گرفته می شود.
از قرار پیشرفت های تکنولوژی همیشه عده ای را که کم هم نیستند دل آشوب می کند، قرن 19 حرف از ماشین های مکانیکی و نخ ریسی بود، امروز صحبت از ربات ها و هوش مصنوعی است. استدلال ها البته شنیدنی است. گفته اند با پیشرفت های اخیر در هوش مصنوعی و رباتیک دیگر انسان ها به عنوان نیروی کار ارزشی ندارند، با توجه به کارایی بالای ربات ها همه از کار بیکار می شوند و تولید به ماشین های هوشمند سپرده می شود. انسان ها به مصرف کنندگانی بدل خواهند شد که البته با توجه به بی بیکاری امکان خرید محصولاتی که ربات ها تولید کرده اند را ندارند.
قضیه حتی می تواند دراماتیک تر شود، وقتی ربات ها خود بتوانند ربات بسازند و خود را تعمیر کنند ورق کلا بر می گردد، اولین کسی که به این توانایی دست یافت، با قدرت تمام می تواند بقیه را از میدان به در کند و بقای نسل بشر به دست سرمایه دار از خدا بی خبری خواهد افتاد که می تواند سرنوشت همه را کنترل کند. اینجاست که انسان هایی (گونه هایی) که توانمندی بیشتری دارند و از داده های بیشتر استفاده می کنند، می مانند و بقیه در طی روال تکاملی از بین خواهند رفت.
باری، این روایت حاکی از درست نفهمیدن اقتصاد است، تولید را نباید به فناوری و مهندسی تقلیل داد و در اقتصاد هم هدف تولید بیشتر و حداکثر کردن خروجی و کارایی فرایند تولید نیست! در اقتصاد دنبال چیزی اساسی تر می گردیم: استفاده از منابع کمیاب برای ارضا نیازهای انسان. به زبان ساده تر، دنبال این ایم که با "وسایل" در دسترس "اهدافی" را برآورده کنیم.
اما صبر کنید! برای این کار نیازمند تعیین "ارزش ذهنی" مصرف کنندگان هم برای وسایل و هم برای اهداف ایم. بگذارید توضیح دهیم، برای مثال شاید ربات بتوانند با هزینه کم و کارایی بالا محصولی ارائه کنند که نیاز تغذیه یک فرد متوسط (2 هزار کالری) را فراهم کند، ولی این با "تولید خوراکی که مشتری حاضر باشد آن را خریداری کند" بسیار متفاوت است. برای این هدف اخیر باید نخست فهمید که خریداران احتمالی چه چیزهایی را دارای "ارزش" می دانند.
این "ارزش" هم امری کاملا "ذهنی" و در چشم "ارزش گذار" است، کاری است که از ربات ها و غیرانسان ها برنمی آید. کار کارآفرین در واقع جز این نیست که حدس بزند برای مشتری احتمالی چه محصولی "ارزش" دارد و برای تولید آن خطر کند. همین طور در مورد منابع و به اصطلاح وسایل اقتصادی نیز می توان استدلال کرد. برای نمونه نفت زمانی فقط یک منبع طبیعی موجود در طبیعت بود که استفاده ای نداشت، وقتی انسان ها آن را دارای "ارزش" تلقی کردند، نفت هم تبدیل به یک منبع اقتصادی شد.
خلاصه کنیم، فقط انسان ها "ارزش گذاری" می کنند و روبات ها و ماشین های هوشمند از پس این کار برنمی آیند، اقتصاد هم از بر اساس همین "ارزش" عمل می کند، پس بدون انسان ها و "ارزش ذهنی" آنها اساسا نمی توان درباره تولید و مصرف (اقتصاد) صحبت کرد. فناوری های جدید هرچند می توانند کار را ساده تر کنند، ولی جایگزین آدم ها نخواهند شد. نباید از پیشرفت فناوری ها هراسید، آنها زندگی ما را ساده تر می کنند و فرصت برای آزمودن راه های جدید را به ما می دهند. اگر قرار به هراس باشد باید از آن هیولای همه جا حاضر (دولت) ترسید که به بهانه خیر عمومی با ابزارهایی مثل مقررات (رگیولیشن) و محدودیت ها به کنترل همه جانبه انسان ها خواهد پرداخت، چنانکه در پست قبلی در مورد چینی ها دیدیم. باید مراقب بود دولت ها با این ابزارهای کارآمد جدید آزادی انسان ها را مصادره نکنند، اینجا هم بازار و منطق رقابت گزینه مطمئن تری است. والله اعلم.
http://bit.ly/31KP2mS
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
گفته اند عده ای از کارگران انگلیسی موسوم به لودیت ها در آغاز قرن 19 دشمن خونی ماشین آلات و تجهیزات (بیشتر در صنعت نساجی) شده بودند، حمله می کردند، آتش می زدند و آنها را از کار می انداختند. حرفشان این بود که ماشین باعث بیکاری می شود و باید از شرشان خلاص شد. لفظ لودیت از آن زمان به معنای کسانی که از تکنولوژی های جدید هراس دارند به صورت استعاری به کار گرفته می شود.
از قرار پیشرفت های تکنولوژی همیشه عده ای را که کم هم نیستند دل آشوب می کند، قرن 19 حرف از ماشین های مکانیکی و نخ ریسی بود، امروز صحبت از ربات ها و هوش مصنوعی است. استدلال ها البته شنیدنی است. گفته اند با پیشرفت های اخیر در هوش مصنوعی و رباتیک دیگر انسان ها به عنوان نیروی کار ارزشی ندارند، با توجه به کارایی بالای ربات ها همه از کار بیکار می شوند و تولید به ماشین های هوشمند سپرده می شود. انسان ها به مصرف کنندگانی بدل خواهند شد که البته با توجه به بی بیکاری امکان خرید محصولاتی که ربات ها تولید کرده اند را ندارند.
قضیه حتی می تواند دراماتیک تر شود، وقتی ربات ها خود بتوانند ربات بسازند و خود را تعمیر کنند ورق کلا بر می گردد، اولین کسی که به این توانایی دست یافت، با قدرت تمام می تواند بقیه را از میدان به در کند و بقای نسل بشر به دست سرمایه دار از خدا بی خبری خواهد افتاد که می تواند سرنوشت همه را کنترل کند. اینجاست که انسان هایی (گونه هایی) که توانمندی بیشتری دارند و از داده های بیشتر استفاده می کنند، می مانند و بقیه در طی روال تکاملی از بین خواهند رفت.
باری، این روایت حاکی از درست نفهمیدن اقتصاد است، تولید را نباید به فناوری و مهندسی تقلیل داد و در اقتصاد هم هدف تولید بیشتر و حداکثر کردن خروجی و کارایی فرایند تولید نیست! در اقتصاد دنبال چیزی اساسی تر می گردیم: استفاده از منابع کمیاب برای ارضا نیازهای انسان. به زبان ساده تر، دنبال این ایم که با "وسایل" در دسترس "اهدافی" را برآورده کنیم.
اما صبر کنید! برای این کار نیازمند تعیین "ارزش ذهنی" مصرف کنندگان هم برای وسایل و هم برای اهداف ایم. بگذارید توضیح دهیم، برای مثال شاید ربات بتوانند با هزینه کم و کارایی بالا محصولی ارائه کنند که نیاز تغذیه یک فرد متوسط (2 هزار کالری) را فراهم کند، ولی این با "تولید خوراکی که مشتری حاضر باشد آن را خریداری کند" بسیار متفاوت است. برای این هدف اخیر باید نخست فهمید که خریداران احتمالی چه چیزهایی را دارای "ارزش" می دانند.
این "ارزش" هم امری کاملا "ذهنی" و در چشم "ارزش گذار" است، کاری است که از ربات ها و غیرانسان ها برنمی آید. کار کارآفرین در واقع جز این نیست که حدس بزند برای مشتری احتمالی چه محصولی "ارزش" دارد و برای تولید آن خطر کند. همین طور در مورد منابع و به اصطلاح وسایل اقتصادی نیز می توان استدلال کرد. برای نمونه نفت زمانی فقط یک منبع طبیعی موجود در طبیعت بود که استفاده ای نداشت، وقتی انسان ها آن را دارای "ارزش" تلقی کردند، نفت هم تبدیل به یک منبع اقتصادی شد.
خلاصه کنیم، فقط انسان ها "ارزش گذاری" می کنند و روبات ها و ماشین های هوشمند از پس این کار برنمی آیند، اقتصاد هم از بر اساس همین "ارزش" عمل می کند، پس بدون انسان ها و "ارزش ذهنی" آنها اساسا نمی توان درباره تولید و مصرف (اقتصاد) صحبت کرد. فناوری های جدید هرچند می توانند کار را ساده تر کنند، ولی جایگزین آدم ها نخواهند شد. نباید از پیشرفت فناوری ها هراسید، آنها زندگی ما را ساده تر می کنند و فرصت برای آزمودن راه های جدید را به ما می دهند. اگر قرار به هراس باشد باید از آن هیولای همه جا حاضر (دولت) ترسید که به بهانه خیر عمومی با ابزارهایی مثل مقررات (رگیولیشن) و محدودیت ها به کنترل همه جانبه انسان ها خواهد پرداخت، چنانکه در پست قبلی در مورد چینی ها دیدیم. باید مراقب بود دولت ها با این ابزارهای کارآمد جدید آزادی انسان ها را مصادره نکنند، اینجا هم بازار و منطق رقابت گزینه مطمئن تری است. والله اعلم.
http://bit.ly/31KP2mS
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Mises Institute
No, Robots Cannot Replace Us
When robots may be more effective workers and possibly better engineers, they cannot figure out what is valued. That’s the task of entrepreneurs, who bet on what consumers will want.
دعوا بر سر لحاف ملا
انصاف نیوز نوشته است سیدمجید حسینی مدرس دانشگاه تهران که در سالهای اخیر در فضای مجازی با طرح موضوعاتی از جمله کنکور شهرت پیدا کرده است، به احتمال زیاد در اسفندماه کاندیدای مجلس خواهد شد. او که اهل تربت جام، از شهرهای خراسان رضوی، است، احتمالا از همین حوزهی انتخابیه قصد دارد کاندیدای مجلس یازدهم در اسفندماه امسال خواهد شد.
پوپولیسم البته فحش نیست، در یک تعریف ساده برجسته کردن کاستی های موجود است بدون آنکه راه حل مناسبی برای آن داشته باشیم. هدف هم روشن است، ماهیگیری از آب گل آلود برای رسیدن به قدرت! پیشنهاد دوستانه ام اینست اگر سر سوزنی حسن نیت هست، بدون وارد شدن به ساختار رسمی، همان منتقد "مستقل" بمانید تا آن فتیش "کودک سیستانی" و "عدالت خواهی" رمانتیک شما باورپذیر باشد، بعید است، ولی امیدوارم خبر اشتباه باشد، والله اعلم.
http://www.ensafnews.com/T7yVM
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
انصاف نیوز نوشته است سیدمجید حسینی مدرس دانشگاه تهران که در سالهای اخیر در فضای مجازی با طرح موضوعاتی از جمله کنکور شهرت پیدا کرده است، به احتمال زیاد در اسفندماه کاندیدای مجلس خواهد شد. او که اهل تربت جام، از شهرهای خراسان رضوی، است، احتمالا از همین حوزهی انتخابیه قصد دارد کاندیدای مجلس یازدهم در اسفندماه امسال خواهد شد.
پوپولیسم البته فحش نیست، در یک تعریف ساده برجسته کردن کاستی های موجود است بدون آنکه راه حل مناسبی برای آن داشته باشیم. هدف هم روشن است، ماهیگیری از آب گل آلود برای رسیدن به قدرت! پیشنهاد دوستانه ام اینست اگر سر سوزنی حسن نیت هست، بدون وارد شدن به ساختار رسمی، همان منتقد "مستقل" بمانید تا آن فتیش "کودک سیستانی" و "عدالت خواهی" رمانتیک شما باورپذیر باشد، بعید است، ولی امیدوارم خبر اشتباه باشد، والله اعلم.
http://www.ensafnews.com/T7yVM
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
شاید پیش بینی آینده مملکت
"دولت و سیاست نابود شدنی یا منقرض شدنی نیستند. جهان به کمک تعاریف و سازه هایی که تمامی آنها حول دوقطبي اخلاق و اقتصاد می چرخند سیاست زدایی نخواهد شد. دشمنی های اقتصادی می توانند سیاسی شوند و این واقعیت که قدرتی اقتصادی می تواند ظهور کند ثابت می کند که می توان از طریق امر اقتصادی و یا هر قلمرو دیگری به نقطه امر سیاسی دست یافت. عبارت مشهور والتر راتناو مبنی بر این که امروزه سرنوشت نه در سیاست بلکه در اقتصاد است، از چنین بستری برخاسته است. به بیان دیگر، سیاست همچنان سرنوشت است، اما آنچه اتفاق افتاده این است که اقتصاد به سیاست و بدین وسیله به سرنوشت تبدیل شده است.
این باور نیز اشتباه است که موضع سیاسی ای که بر برتری اقتصادی مبتنی است. آنگونه که ژوزف شومپیتر در کتاب "جامعه شناسی امپریالیسمها" "ذاتا غیرجنگجویانه است". آنچه ذاتا غيرجنگجویانه است اصطلاحاتی است که بر ذات ایدئولوژی لیبرال متکی هستند. امپریالیسم که بر قدرت اقتصادی خالص مبتنی باشد طبیعتا تلاش خواهد کرد اوضاعی را در جهان حفظ کند که آن را قادر می سازند ابزارهای اقتصادی اش را بدون دست اندازی دیگران به کار بندد و مدیریت کند؛ ابزارهایی مثل فسخ اعتبارات، تحریم مواد خام، نابود کردن ارز دیگران و غیره این نوع امپریالیسم هر گونه تلاش مردم را برای گریز از تیرهای چنین روش های "صلح آمیزی" قدرت فراقتصادی محسوب خواهد کرد.
امپریالیسم اقتصادي خالص، ابزار اجبار نیرومندتر، اما همچنان اقتصادی و، از این رو (بر اساس این اصطلاح شناسی) غیرسیاسی را نیز که ذاتا صلح آمیز است استفاده می کند. برای مثال، قطعنامه سال ۱۹۲۱ اتحادیه ملل مواردی چند از این ابزارها را بر می شمارد: تحریم های اقتصادی و محدود کردن منابع غذایی جمعیت غیرنظامی. و در آخر، این قدرت خالصا اقتصادی ابزارهای فنی کافی را برای ایجاد مرگ خشونت آمیز در اختیار دارد. ابزارهای مدرن نابودی را سرمایه گذاری های عظیم مالی و فکری تولید کرده اند، ابزارهایی که مطمئنا در صورت لزوم مورد استفاده قرار خواهند گرفت".
این قطعه درخشان از کارل اشمیت از کتاب "مفهوم امر سیاسی" است، مضمون کلی حرفش البته نقد لیبرالیسم است، ولی به شدت تامل برانگیز و شاید باید آن را چندبار خواند، والله اعلم.
http://bit.ly/2lobn9T
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"دولت و سیاست نابود شدنی یا منقرض شدنی نیستند. جهان به کمک تعاریف و سازه هایی که تمامی آنها حول دوقطبي اخلاق و اقتصاد می چرخند سیاست زدایی نخواهد شد. دشمنی های اقتصادی می توانند سیاسی شوند و این واقعیت که قدرتی اقتصادی می تواند ظهور کند ثابت می کند که می توان از طریق امر اقتصادی و یا هر قلمرو دیگری به نقطه امر سیاسی دست یافت. عبارت مشهور والتر راتناو مبنی بر این که امروزه سرنوشت نه در سیاست بلکه در اقتصاد است، از چنین بستری برخاسته است. به بیان دیگر، سیاست همچنان سرنوشت است، اما آنچه اتفاق افتاده این است که اقتصاد به سیاست و بدین وسیله به سرنوشت تبدیل شده است.
این باور نیز اشتباه است که موضع سیاسی ای که بر برتری اقتصادی مبتنی است. آنگونه که ژوزف شومپیتر در کتاب "جامعه شناسی امپریالیسمها" "ذاتا غیرجنگجویانه است". آنچه ذاتا غيرجنگجویانه است اصطلاحاتی است که بر ذات ایدئولوژی لیبرال متکی هستند. امپریالیسم که بر قدرت اقتصادی خالص مبتنی باشد طبیعتا تلاش خواهد کرد اوضاعی را در جهان حفظ کند که آن را قادر می سازند ابزارهای اقتصادی اش را بدون دست اندازی دیگران به کار بندد و مدیریت کند؛ ابزارهایی مثل فسخ اعتبارات، تحریم مواد خام، نابود کردن ارز دیگران و غیره این نوع امپریالیسم هر گونه تلاش مردم را برای گریز از تیرهای چنین روش های "صلح آمیزی" قدرت فراقتصادی محسوب خواهد کرد.
امپریالیسم اقتصادي خالص، ابزار اجبار نیرومندتر، اما همچنان اقتصادی و، از این رو (بر اساس این اصطلاح شناسی) غیرسیاسی را نیز که ذاتا صلح آمیز است استفاده می کند. برای مثال، قطعنامه سال ۱۹۲۱ اتحادیه ملل مواردی چند از این ابزارها را بر می شمارد: تحریم های اقتصادی و محدود کردن منابع غذایی جمعیت غیرنظامی. و در آخر، این قدرت خالصا اقتصادی ابزارهای فنی کافی را برای ایجاد مرگ خشونت آمیز در اختیار دارد. ابزارهای مدرن نابودی را سرمایه گذاری های عظیم مالی و فکری تولید کرده اند، ابزارهایی که مطمئنا در صورت لزوم مورد استفاده قرار خواهند گرفت".
این قطعه درخشان از کارل اشمیت از کتاب "مفهوم امر سیاسی" است، مضمون کلی حرفش البته نقد لیبرالیسم است، ولی به شدت تامل برانگیز و شاید باید آن را چندبار خواند، والله اعلم.
http://bit.ly/2lobn9T
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
بزرگترین چالش ایران برای پیشرفت اجتماعی!
شاخص پیشرفت اجتماعی نشان می دهد اوضاع مادی و زیرساخت های کشور برای پیشرفت اجتماعی به طور نسبی بد نیست، بزرگترین مشکل در اینست که وضعیت فرصت های پیش روی ایرانی ها نامطلوب است، این هم بیشتر به دلیل اینست آزادی و حقوق شهروندان ایرانی با حد مطلوب فاصله زیادی دارد، شاید بیش از قوه مجریه باید روی قوه مقننه و قضاییه تمرکز کرد، انگار مشکل همانی است که از دوران مشروطه در پی اش هستیم، حکومت "قانون"، والله اعلم.
http://bit.ly/2mErwrK
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
شاخص پیشرفت اجتماعی نشان می دهد اوضاع مادی و زیرساخت های کشور برای پیشرفت اجتماعی به طور نسبی بد نیست، بزرگترین مشکل در اینست که وضعیت فرصت های پیش روی ایرانی ها نامطلوب است، این هم بیشتر به دلیل اینست آزادی و حقوق شهروندان ایرانی با حد مطلوب فاصله زیادی دارد، شاید بیش از قوه مجریه باید روی قوه مقننه و قضاییه تمرکز کرد، انگار مشکل همانی است که از دوران مشروطه در پی اش هستیم، حکومت "قانون"، والله اعلم.
http://bit.ly/2mErwrK
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel