راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
درهای جهنم

دوستی نادیده نوشته است: "ستایش‌های جرج برنارد شاو از استالین را که می‌بینم درونمایه یکی از نقدهای توکویل به انقلاب فرانسه به ذهنم میرسد. هرگز عقل سیاسی شهروندان را به دست هنرمندان (به تعبیر توکویل اهل ادب) ندهید. با ذهنیت رومانتیک و فهم ناچیزی که از امر مهیب سیاست دارند درهای جهنم را باز میکنند".

خارجه و داخله هم ندارد، دنیا را کارتون دیدن و به توانایی انسان ها اعتماد نامحدود داشتن در نهایت به مصیبت می رسد، والله اعلم.

https://bit.ly/3kLwHzS

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دغدغه ی این روزها

"مداخله دولت برای ظهور، گسترش و بقای سرمایه داری ناگزیر بوده است. مداخله دولت در اقتصادهای بازار سرمایه داری در سال ها و دهه های پیش رو شاید ضرورت بیشتری هم پیدا کند. می توان سه دلیل اساسی آورد که چرا نیاز به مداخله دولت همیشه پررنگ بوده است و به احتمال زیاد در آینده پررنگ تر هم خواهد شد.

1. پیش نیاز کارکرد بازارها برخی شرایط زمینه ای است که تنها با ابزارهای سیاسی می توان آنها را به وجود آورد. بازارها به خودی خود نمی توانند کار دشوارِ زدودنِ موانع مختل کننده و محدود کننده تجارت (برای مثال سدهای فئودالی نظیر مقررات گیلدها/اصناف، انحصارها و امتیازهای تجاری، جریمه ها و عوارض سفر) را پیش ببرند، بازارها نمی توانند حداقلی از نظم صلح آمیز را برقرار کنند یا قواعدی را برای بستن و اجرای قراردادها و توافق های مشابه ایجاد کنند. بدون استفاده از قدرت سیاسی، سرمایه داری هرگز نمی توانست پا بگیرد، در آینده هم پا نخواهد گرفت. می توان دید که اغلب برای تحقق پیش شرط های ایجاد بازارهای فرامنطقه ای نیاز به درجاتی از استفاده از زور، برای مثال در جنگ یا طی فرایند مستعمره سازی، بوده است.

2. بی ثباتی فزاینده ای در سرمایه داری
به چشم می آید، تا جایی که طی چند دهه گذشته انگار سرمایه داری از زمینه و بستری که پیشتر در آن "حک شده" بود، فک شده است؛ زمینه و بستری که هرچند محدودیت هایی را به سرمایه داری تحمیل می کرد، در عین حال ثبات نیز به همراه می آورد. در مسیر یافتن راه های جدید برای "حک کردن" لازم نیست فقط کنترل ها و راه نماها ی دولتی را علاج کار بدانیم و به آنها اکتفا کنیم. جامعه مدنی هم می تواند نقش آفرینی کند، ولی مداخله موثر و قوی دولت همچنان ناگزیر خواهد بود. (اما مسئله بیرون از منطقه آتلانتیک شمالی قدری متفاوت می شود، همان جاهایی که حامی پروری، پارتی بازی و فساد- که همگی شیوه های مختلف "حک کردن" اقتصاد در جامعه و اجتماع و سیاست به شمار می آیند- بسیار رایج است. پیامد اینها هم سیستمی است که اغلب آن را با نام های "سرمایه داری رفاقتی " و "سرمایه داری پدرسالارانه " می شناسیم.)

3. سرمایه داری، حتی در مراحل پیشرفته خود، به شکلی پیش می رود و توسعه می یابد که اثرات ویرانگر و آشوب انگیزی بر محیط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود می گذارد و این پذیرش اجتماعی آن را دشوار می سازد. اینجا تنها کافی است بحران های بزرگ ناگزیری را به یاد آوریم که پیشتر رخ دادند و الگوی بروزشان این بود که در آغاز بحران مالی به حساب می آمدند (چنانکه در 1873، 1929-1930 و 2007-2008 اتفاق افتاد)، ولی پیامدی جدی برای "اقتصاد حقیقی" به همراه داشتند، رفاه بخش بزرگی از جمعیت زیادی را کاهش دادند و حتی آشوب های اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشتند. با این حال گذشته از بحران ها، حتی وقتی سرمایه داری موفق عمل کرده باشد نیز توجه به اثرات بلندمدت آن در قطبی کردن جامعه به همین میزان شایسته توجه است. این یافته ها همگی نشان می دهد که رشد سرمایه داری اگر با تدابیر جبرانی مناسب مهار نشود البته بینوایی و بدبختی گسترده به همراه نخواهد داشت (از قضا درست عکس این اتفاق می افتد!)، ولی بی تردید پیامد آن افزایش نابرابری درآمد و ثروت خواهد بود. دریافتی بسیار بالای مدیران که تفاوت آن با متوسط درآمد در این دهه های اخیر سرگیجه آور شده است، تنها بخشی کوچک، ولی نمایان و البته بس دل آزار، از معضل بسیار پیچیده افزایش نابرابری است. به ویژه در فرهنگ های سیاسی دموکراتیک، این افزایش نابرابری ناعادلانه تلقی می شود و در بلندمدت می تواند پایه های مشروعیت سیستم را سست کند".

به عنوان یک هوادار اقتصاد بازار البته اینها را موارد قابل تاملی می دانم و اعتراف می کنم پاسخ به مسئله دولت و بازار کار ساده ای نیست، ولی حواسمان باشد مسئله ما "ایران" است و نباید حرف هایی که شاید برای آمریکا و بریتانیا روا باشد، را در کشوری وسط جهنم خاورمیانه تکرار کرد، دغدغه ما همچنان همان پروژه روشنگری است، نه نابرابری حاصل از اقتصاد بازار عملا ناموجود! والله اعلم.

https://amzn.to/2r6HfC9

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
در باب فتیش ۲۸ مرداد

"در دورهٔ پایان امپراتوریهای قرن نوزدهمی، ملتها در آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی دارایی طبیعی خود را در اختیار می‌گرفتند.  در آن سوی خلیج فارس هم تسلط تام‌وتمام بریتانیا بر منابع زیرزمینی مردمان بومی به تاریخ می‌پیوست.  در ایران دلیلی نمی‌دیدند از جریان جهانی عقب بمانند.

محمد مصدق همین هدف را دنبال می‌کرد اما اصرار داشت یکتنه به آن برسد.  پذیرای شریک و حتی همکار به معنی افراد صاحب رأی و دارای اختیار نبود.  پرسش بی‌پاسخ را محققانی مطرح کرده‌اند: اگر در آنچه می‌خواست انجام دهد توفیق می‌یافت آیا حاضر بود قراردادی جدید برای بهره‌برداری از چاههای نفت ایران امضا کند؟

پشت سؤال این نکته نهفته است که قرارداد تجاری را رئیس کشور یا رئیس دولت امضا نمی‌کند؛ مدیران امضا می‌کنند.  آیا مصدق به کسی از مدیران نفت و دارایی اجازهٔ چنین کاری می‌داد؟  نه.  به هیچ‌کس به اندازهٔ کافی اعتماد نداشت و کسی را در آن حد نمی‌دید که طرف کمپانی خارجی قرار دهد.  نوشته‌اند مهمترین اسناد نفت را همواره در کیفی با خود حمل می‌کرد و به دست احدی نمی‌داد.

آیا حاضر بود، خلاف عرف جهانی، شخصاً قرارداد امضا کند؟  باز هم نه.  عظمت تصویر تاریخی خویش را در نفی امضاهای پیشین می‌دید، نه افزودن یک امضای جدید به امضاهای پای قراردادهایی که تقریباً بی‌استثنا از سوی ملت لعن می‌شوند.  مصدقی که قرارداد امضا کند مصدق نیست.  پای آبرو در میان است. نزد او نفت نه کالایی دارای مظنـّهٔ بازار و قابل مبادله، بل مفهومی اخلاقی و غایتی معنوی بود که ختم قضیه با بستن قرارداد ستمی است بزرگ در حق آن". 

توصیف بالا از مولانا محمد قائد شرفی به خوبی گویای وضعیت ماست. سالهاست خیلی از ایرانی ها چنان با حسرت از "کودتا ۲۸ مرداد" یاد می کنند و از "ظلم تاریخی" یانکی ها به این کشور یاد می کنند که انگار اگر مصدق بر قدرت مانده بود، بنا بود کشوری بدون مشتری برای نفت اش و مردمی عشقی و اهل بخیه چه کارستانی کند. مصدق شاید با نیت خیر، ولی مرد توسعه ایران نبود. بماند که به قولی حکومت بر ایران چنان شغل سختی است که حتی او هم بعد از رفتن شاه نتوانست چند روز بیشتر دوام آورد و از پشت بام خانه فراری شد. سیاست موازنه منفی مرحوم هم که برای کشوری نفتی در همسایگی شوروی در دوران جنگ سرد حتی جوک هم نبود. خلاصه از عشق هایتان افسانه نسازید، بعد از این همه سال شاید باید متوجه شده باشیم که بیش از وطن پرستی از نوع مصدق به انواع فروغی و قوام آن نیاز داریم، والله اعلم.

https://bit.ly/3iQfbZk

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
از عشق هایتان افسانه نسازید!

این نشریه "ملی گراترین" تشکل ایرانی و وارث مصدق است، حرف ۱۳۵۰ است که کشور از نظر اقتصادی رشدی غریب را تجربه کرده و اصلاحات "انقلابی" شاه هم انجام شده است و البته هنوز از مستی نفتی خبری نیست.

گروهی "وطن پرست" که زمانی دست استعمار را از منابع نفتی ایران "قطع" کرده اند، ۱۸ سال بعد از "کودتا" مضایقه ندارند برای جزایر سه گانه وارد "مبارزه" با دولت مستقر کشور شوند!

هنوز همینقدر احساساتی ایم و قهرمانهایمان امثال شریعتی و مصدق، دوستی گفته بود: "اولین گام شناسایی حقیقی مسئله و رهایی از توهم و اغتشاش فکری است. به رسمیت شناختن واقعیت فرهنگ و تاریخ منطقه و کشورشان که به هیچ وجه کار آسانی نیست. انسان به دشواری می تواند نقص و حقارت خود و پیشینه اش را بپذیرد. اما راه دیگری نیست. باید عزت نفس بدوی را به عزت نفس مدرن و انعطاف پذیر تبدیل کرد. این شبیه همان توانی است که هر انسانی در آغاز روند روان کاوی باید در خود بپرورد تا بتواند به بلوغی دست یابد که او را از درد و رنج جانکاه رهایی داده و به زندگی بهتر و افتخارآمیز تری رهنمون می کند"، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بوروکراسی از نمای نزدیک

این فیلم کوتاه مربوط به محاکمه شهردار سابق تهران است که آن روزها بیننده زیاد داشت و به سریال کرباسچی معروف شده بود، به زعم بسیاری بوروکرات های دولت سازندگی و از جمله شهردار تهران از کارآمدترین بوروکرات های جمهوری اسلامی بوده اند، اما اینجا دقیقا بوروکراسی دولتی "خوب" را شرح می دهد، مردمی که با میل پول می دهند و پارک و فضای سبزها و "طرح نواب" و ... که "ما" می سازیم. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در ستایش یک "اصول گرای" واقعی

یادم هست در انتخابات 84 از دوستی شنیدم امروز در تلویزیون کسی خواهد آمد که دست راست هاشمی رفسنجانی و مغز اقتصادی اوست! به او گفتم از چه کسی صحبت می کند، پاسخ داد دکتر موسی غنی نژاد! برایم جالب شد، آن شب مردی متین را دیدم که صحبت هایش را یادم نیست، ولی اثر اولیه خوبی گذاشت.

این اسم به خاطرم ماند و بعدها جسته گریخته نوشته هایش را دنبال می کردم، نقد او بر مصدق و هواداری اش از اقتصاد بازار آزاد را می خواندم و جسارتش همیشه برایم جذاب بود. اولین دیدار سال ها بعد با ایشان در نمایشگاه کتاب هم برایم امیدبخش بود و لطفی داشت که نوشته هایم را دیده و پسندیده است، متانت و دانش وی برایم تازگی داشت، در دانشگاه معمولا کمتر می شود آدمی دغدغه مند و مطلع و همچنان اهل مطالعه را دید. بعدها فهمیدم که اساسا پست دولتی نداشته و آگاهانه از این قبیل سمت های دهن پرکن فاصله می گرفته است، چه رسد که دست راست کسی باشد. بر خیلی ها اثر گذاشته و سالها بر اصولش ایستاده است، ولی داخل "سیاست" نشده است. اوایل فکر می کردم مثل خیلی ها مشمول کبر سن شده است و دیگر همان حرف های قبلی را تکرار می کند، کتاب هایش را بیشتر خواندم و فهمیدم که چقدر این تصور از واقعیت فاصله داشته است، کتاب های تازه اش معرفت شناسی علم اقتصاد و روش شناسی علم اقتصاد نشان داد، حالا حالاها باید از استاد آموخت. بماند که در هر دیدار با او جلسه درسی بود برای امثال من.

سال گذشته در مورد توقف خصوصی سازی مطلبی نوشته بود، چیزی که سال ها پیش از این هم گفته بود، مخالف او بودم و صریحا در جلسه ای عمومی ابراز کردم، با عتابی ملایم من را نواخت، ولی چه باک، بیش از اینها وامدار او بودم. بعدها که یکی دو باری ایشان را دیدم، همچنان مهری استادانه داشت و لطفش کم نشده بود. از کتاب در دست نگارشش گفت که نشان می داد جنگجوی کاربلد هنوز اسلحه را زمین نگذاشته است.

موسی غنی نژاد کسی است که جرات کرده است با تمام هزینه های اجتماعی به دگم ها و خرافات حمله کند، شهامت زیادی می خواهد پدر پوپولیسم نفتی را نقد کنی و با فرقه مصدقیه در بیفتی. در این موارد حرف حساب هم داشته باشی باید فحش خورت خوب باشد، مرد فرزانه چنین کرده است و از حواریون بت های زنگ زده ای مثل مصدق و شریعتی نترسیده است، مصاحبه اخیرش با اکو ایران در مورد مصدق و غائله 28 مرداد و واکنش ها را می دیدم، فهمیدم که چقدر دست جای درستی گذاشته است.

سال هاست بر سر اصولش است و بدون وارد شدن در سیاسی بازی های معمول حرفش را زده است، حتی با او مخالف هم باشیم، همچنان قابل احترام است و اثر گذار بر اندیشه ایران. در مواجهه با لشکر تاریکی کار او ساده نبوده و نیست. اهل مرید بازی و مدح کسی نیستم، ولی موسی غنی نژاد یک "اصول گرای" واقعی است. استاد ممنون که هستی، عمرت دراز.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
بهشت پولشویی بیخ گوش ایران

امارات اگر بنا دارد به یک مرکز مالی جهانی بدل شود، باید فکری به حال استانداردها پولشویی و تامین مالی اش کند، از قرار اوضاع در سال های اخیر بدتر هم شده است، والله اعلم.

https://bit.ly/3j59kQi

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
پس از رو به رو شدن با نقد یک شخصیت تاریخی چه کنیم (نکنیم)؟

1. حتی الامکان فقط گوش کنید، قرار نیست به هر نقدی پاسخ بدهید، به ویژه اگر چیزی از موضوع نمی دانید. توجه داشته باشیم که واقعیت می تواند با آنچه در مدرسه خوانده ایم یا در تلویزیون و فلان کانال تلگرامی گفته شده است، متفاوت باشد.

2. واژه های "نقد سازنده" و "ادب نقد" را کلا بی خیال شوید!

3. از عبارت کلیشه ای "مرحوم/مرحومه آدم بزرگی بود، ولی اشتباهاتی هم داشت." مطلقا استفاده نکنید.

4. "اقتضای زمان و مکان ... بود" را خیلی با دقت به کار ببرید.

5. "باید کارشناسان و اهل فن نظر بدهند" را هم رها کنید، آنها نظرشان را می دهند، نیاز به رخصت ما ندارند.

6. اگر در زندگی عادی خود خیلی شوخ طبع نیستید، در پاسخ به نقد هم طنازی و خوشمزگی را کنار بگذارید، مخصوصا از فقره هایی نظیر اساتید را "عصاطید" یا اقتصاددان را "عقتساددان" نوشتن به کل پرهیز کنید.

7. نظر شخصی شما البته شاید برای خودتان و برخی اطرفیان محترم باشد، ولی بسیاری اوقات برای دیگران ارزشی بیش از تولیدات کلامی امثال کلثوم ننه، بی بی شاه زینب، خاله‌ جان‌ آقا، باجی یاسمن و دده بزم‌ آرا ندارد، از شواهد و مستندات مناسب استفاده کنید تا به وقت دیگران احترام گذاشته باشید.

بر این فهرست البته می توان موارد دیگری افزود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
شروع ترجمه کتاب جدید

یاران راهبرد، ترجمه دو کتاب قبلی"مبانی فلسفی اقتصادی سرمایه داری" و "تاریخ مختصر سرمایه داری" به پایان رسید و مشغول کارهای تکمیلی آن ایم، البته تا به بازار آمدن آن زمان می برد.

خوشبختانه به لطف و حمایت شرکت فرهاد اکسچینج و مدیر عامل فرهیخته آن، جناب فرهاد مقدم سلیمی، کار ترجمه یک کتاب دیگر "۲۰ مغلطه اقتصادی" از موسسه ادام اسمیت به قلم تیم ورستال معروف را آغاز کردم و به تدریج بخش هایی از آن را به اشتراک خواهم گذاشت، والله اعلم.

https://amzn.to/3l6ItVz

کانال رسمی شرکت فرهاد اکسچینج حامی کتاب:
@farhadexchanger

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
رانندگان اسنپ و تپسی و راه جهنم!

گفته اند قرارداد رانندگان تاکسی‌ اینترنتی، کارگری می‌شود، بر اساس حکم یک قاضی در کالیفرنیا، شرکت‌های اوبر و لیفت مجبور خواهند شد با رانندگانشان به عنوان کارگر قرارداد ببندند، نه به عنوان پیمانکار مستقل.

استدلال های حقوقی هم آورده اند که رانندگان این شرکت ها در معنای دقیق کلمه پیمانکار مستقل نیستند، در واقع کارمند به حساب می آیند و این معنایش حداقلی از دستمزد و مزایا برای رانندگان است. شرکت‌های اوبر و لیفت تلاش کرده‌اند با تغییراتی در نرم‌افزارشان و همچنین با خرج کردن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای کارزارهای تبلیغاتی و روابط عمومی ماجرا را طوری پیش ببرند که تحت تاثیر قانون جدید قرار نگیرند. می شود حدس زد در ایران هم استدلال هایی مشابه برای رانندگان شرکت‌های اسنپ، تپسی و دیگر شرکت‌های مسافربری اینترنتی مطرح شود. بسیاری معتقدند این شرکت‌ها با برچسب "مستقل و آزاد"، خود را از تعهدات کارفرمای مسئول رها کرده‌اند. منتقدان بر این باورند که تنها در صورت وجود اتحادیه ای قدرتمند از رانندگان این شرکت ها است که می‌توان امید به برقراری نوعی تعادل در رابطه‌ یک طرفه‌ قدرتِ مبتنی بر انحصار محض را داشت.

ظاهرا همه چیز خوب است، ولی بگذارید سر بزرگ قضیه که زیر لحاف است را هم ببینیم و استمبادهایی داشته باشیم. معنای این تغییر قرارداد برای شرکت های مسافربری اینترنتی هزینه های بالاتر است، می شود حدس زد که در صورت اجرای این قانون و افزایش موثر هزینه هایشان، سعی کنند اندازه شبکه رانندگانشان را کنترل کنند و حتی آن را کاهش دهند. یک نتیجه محتمل اینست که کسانی از افراد جویای کار دیگر نمی توانند وارد این شغل شوند، زیرا هر راننده جدید معنایش یک تعهد جدی برای شرکت هاست که طبیعی است اینجا با سختگیری بیشتری عمل کنند.

همچنین یحتمل این شرکت ها شرایط همکاری و نوع پرداختی به رانندگان را تغییر دهند و برای مثال دریافتی آنها که دستکم برای بخشی از رانندگان بسیار بالاتر است به همان "حداقل حقوق قانونی" کاهش یابد. غریب نیست که تعدادی از رانندگان ("پیمانکاران سابق") قید همکاری با این شرکت ها را بزنند و دنبال شغل پردرامدتری بروند. از آن سو کیفیت خدمت رسانی و پوشش این شرکت ها کاهش خواهد یافت یا در صورت اصرار بر حفظ شرایط قبلی مجبور به افزایش هزینه ها خواهند شد که معنایش اینست که برخی از مشتریان امکان استفاده از یک سرویس ارزان را از دست خواهند داد و نوع دیگری از تردد را برخواهند گزید.

بیایید فرض کنید این شرکت ها به دلایلی مثلا رقابت شدید قادر نباشند از تعداد کارکنان ("پیمانکاران سابق") کم کنند و همچنین نتوانند قانون را دور بزنند مجبور به پرداخت هزینه های بالاتر باشند، مشکل حل می شود؟ تردید دارم! در این حالت هم این صنعت در مقایسه با دیگران غیرجذاب می شود و نه تنها دیگر مقصد بسیاری از سرمایه گذاری های جدید نخواهد بود، بلکه سرمایه ها از آن خارج خواهند شد (بخوانید این صنعت کوچک تر و نحیف تر می شود) و چه بسا کسانی حتی سرمایه گذاری در خودروهای بدون راننده را جذاب تر از قبل ببینند!

باری، برای اظهار نظر دقیق باید حساب و کتاب کرد و خیلی متغیر ها را در نظر اورد، ولی به نظر با انکه حرف از دفاع از ضعیف هاست، چه بسا کار بیش از همه به زیان همان ها تمام شود، راه جهنم همیشه با نیت های خیر فرش شده است، والله اعلم.

لینک خبر

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
خاستگاه "آقازادگی"

این روزها سریال آقازاده پدیده ای آشنا را نشان می دهد که کسانی در قدرت با ظاهری مذهبی به قول آن مرحوم با "ریش تیغ می زنند". خیلی ها این را پدیده ای مربوط به سال های دوره سازندگی به این سو می دانند، ولی مروری به مطبوعات یکی دو سال اول بعد از انقلاب نشان می دهد که چنین پدیده ای از همان آغاز مورد توجه اهل دل بوده است، این کاریکاتورها از مجله بهلول حدود سال ۵۸ است، والله اعلم.

منبع

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حضرت مردیها

گفتگو با استاد مرتضی مردیها به بهانه انتشار کتاب جدید و ارزشمند او "لیبرالیسم محافظه کار"، به نظرم حرف های خوبی زده شد که ارزش شنیدن دارد، از نظر دوستان همراه استقبال می کنم، والله اعلم.

توضیح: برای مشاهده کافی است روی تصویر پایین کلیک کنید و نیازی به رفتن فضای اینستاگرام نیست.


https://bit.ly/34NvDWJ

https://youtu.be/aZQ125jSV7E

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در مزایای بی دولتی!

سومالی از ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۶ که دولت انتقالی حاکم شد و حتی پس از آن کم و بیش در حالت بی دولتی به سر می برد، رسانه ها از هرج و مرج ان کشور و حکومت جنگ سالاران می گفتند.

اما انگار اوضاع چندان بد نبوده است، طول عمر و نرخ مرگ و میر بهبود یافته است و تولید ناخالص سرانه افزایش چشمگیری (حدود سه برابر) نشان می دهد، در اثنای همین دوره صنایعی مثل مخابرات در آن کشور رشد حیرت آور داشته است که از بهترین ها در آفریقاست، ارزش پول آین کشور تغییر چندانی نداشته است و البته صادراتش پنج برابر شده است!

این برای کشور ما که امروز در وضع خوبی نیست درس آموز است، چاره کار "دولت مقتدر" و "مداخله بیشتر" و چرندیاتی از این دست نیست، حرف اینست که دولت سنگ نیندازد، لازم نیست سنگی از جلوی پای ما بردارد، والله اعلم.

https://bit.ly/2ZcJnqv

https://bit.ly/3lJ3Cpo

پ.ن: به قول یکی از ساکنان فجازی ما بیش از امید به ناامیدی کامل (ازدولت) نیازمندیم!

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
جمعیت ایران در ۲۱۰۰ چقدر خواهد بود؟

در یک پژوهش جالب جمعیت کشورها تا ۲۱۰۰ را تخمین زده اند، گفته شده است که جمعیت چین تقریبا نصف می شود و هندی ها پرجمعیت ترین کشور جهان خواهند بود و البته جمعیت آمریکا تغییر زیادی نخواهد داشت. جمعیت ایران هم از حدود ۸۰ و اندی میلیون نفر به ۷۰ میلیون نفر کاهش خواهد یافت، در دنیای امروز البته پیش بینی سال و دهه آینده هم بسیار دشوار است و هزار تحول بنیان برافکن انتظار ما را می کشند، اما دیدن این سناریوها خالی از لطف نیست، والله اعلم.

https://bit.ly/3jI8Dwe

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در باب یک جانی!

شخصا هیچ گونه ارتباط عاطفی با "امپریالیسم ستیزانی!" مثل صدام و قذافی برقرار نمی کنم! به لطف دوستان اکوایران مجموعه مصاحبه هایی در مورد چین انجام شده است که به تدریج خواهد آمد و به نظر ارزش شنیدن دارد، این قسمت به یک جانی متوهم یعنی مائوتسه تونگ اختصاص دارد، تا یار چه پسندد، والله اعلم.


@ecoiran_webtv

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
یک تذکر آیین نامه ای

در این هیاهوی گرگ های وال استریت مراقب خطاهای شناختی تان باشید! والله اعلم.

یادآوری:

"یک بابایی ملخی را می گیرد و می گوید: بپر!
ملخ می پرد، پای ملخ را می کند و می گوید: بپر!

ملخ باز می پرد ، پای دوم را هم می کند و باز می‌گوید بپر! این بار ملخ نمی پرد. طرف نتیجه علمی می گیرد: وقتی دوتا پای ملخ کنده شود، ملخ کر می‌شود!".

https://bit.ly/35b5Esy

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
آیا می توان برای مدت نامحدود رشد اقتصادی داشت؟ رشد اقتصادی "همیشگی" متصور است؟

به نظر می رسد جواب منفی است، هرچه باشد منابع فیزیکی محدود اند و عنصر کمیابی خود را دیر یا زود نشان می دهد. برای مثال میزان مس موجود در دنیا بی نهایت نیست و زمانی می رسد که همه آنها مصرف شده باشند، دیگری چیزی برای تولید محصولات بیشتر ( بخوانید رشد اقتصادی بیشتر) باقی نمی ماند، همین استدلال را می توان برای بقیه هم تکرار کرد. انگار رشد اقتصادی نامحدود ناممکن است.

اما کمی صبر کنید! وقتی از رشد اقتصادی صحبت می کنیم، منظورمان اغلب افزایش جی دی پی (تولید ناخالص داخلی) است، جی دی پی هم ارزش بازار کل کالاها و خدماتی است که در طی یک دوره یک ساله در یک قلمرو سرزمینی تولید می شود و البته نقدها بر آن کم نیست. ناگفته پیداست که اگر محصولات بیشتری تولید شود، جی دی پی افزایش می یابد، ولی این معنایش استفاده بیشتر از منابع است که بالا گفتیم این نمی تواند نامحدود باشد.

اما جز تولید محصول بیشتر دو راه دیگر هم برای افزایش جی دی پی وجود دارد: افزایش قیمت کالاها و افزایش ارزش آنها! اولی را به خوبی می شناسیم نامش تورم است و رشد "اسمی" را رقم می زند، ولی دومی رشد "واقعی" اقتصاد را به همراه دارد و به اصطلاح اثرات تورمی از آن حذف شده است. بد نیست روی این رشد "واقعی" مکث کنیم.

در همان مثال بالا در یک سناریوی فرضی تصور کنید ما تمام منابع مس را صرف تولید ظروف مسی می کنیم و دیگر برای محصول بیشتر چیزی باقی نمی ماند، آیا رشد اقتصاد متوقف می شود؟ جواب منفی است، خلاقیت و پویایی نیاز آدم ها را دستکم گرفته اید! فرض کنید محصولی دیگر، با همین مس می توان مادربورد کامپیوتر تولید کرد که از ارزش (مطلوبیت ذهنی) بیشتری برای مشتری برخوردار است، چه اتفاقی می افتد؟ یحتمل تعداد زیادی از ظروف مسی ذوب می شوند و مس حاصل از برای تولید محصول جدید باارزش تر به کار می رود، میزان مس موجود اضافه نشده، ولی "رشد اقتصادی" را به همراه می آورد که معنایش رفاه و ثروت و ارزش بیشتر برای انسان هاست. همان منابع محدود می تواند به کاربردهای جدید تخصیص داده شوند.

شاید هنوز ندانیم رشد اقتصادی نامحدود ممکن باشد یا نه، ولی دلیل آن قطعا تمام شدن منابع فیزیکی جهان نیست، بلکه زمانی است که انسان ها در تولید فناوری های جدید و راه های تازه ارزش افزایی عاجز شوند، چیزی که حتما غیرممکن است! به اصطلاح اگر بهبود کمّی با محدودیت روبه رو باشد، همچنان جای برای بهبود کیفی باز است و از قضا محرک اصلی رشد هم همان بهبودهای کیفی است، اما راه جوانه زدن این نوآوری ها چیست؟ در بلندمدت راهی بهتر از اقتصاد بازار و عدم مداخله دولت وجود ندارد، والله اعلم.

https://amzn.to/3l6ItVz

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
فتیش کوبا!

ایران و کوبا را مقایسه کنید:

‏۱۱ میلیون در برابر ۸۰ و اندی میلیون نفر

110 هزار در برابر ۱ میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع

جباریت مردکی متوهم در برابر "دولت" رانتیر نفتی

کاش بفهمید "اندازه" و "تنوع" عامل مهمی در اقتصاد ملی است و اقتصاد را نباید "اداره" کرد! نگاهی سرسری به این ارقام کافی است که فتیش کوبا نداشته باشیم، "اداره" اقتصاد کوبا هم عمدتا به مدد صادرات مواد خام است و البته کوبایی ها در ایستادن در صف رقیب جدی ایرانی هایند. والله اعلم.

https://bit.ly/2Zour8z

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب سرپا ماندن!

دوستی فرهیخته در پیوند با بحث قبلی و کوبا و سر پا ماندن تحریم ها نکته جالبی را اشاره کرده است:

‏مفهوم "زنده بودن (سرپاماندن)" با "زندگی" کردن تفاوتهای فراوانی دارد. سنگین ترین تحریمهای جهانی در حالی بر عراق اعمال شد که تقریبا تمام راههای هوایی و دریایی بغداد مسدود شده بود و درآمد سرانه از ۳ هزار دلار در ۱۹۸۸ به ۴۰۰ دلار در ۱۹۹۸ رسید.

اما صدام "سرپا" ماند و حتی آنقدری ‏اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال ۲۰۰۲) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشن های تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و ... میکرد. به خانواده انتحاری های حماس ده هزار دلار پول میداد و ظاهرا هم در عراق همه چیز سر جای خودش و کشور "سرپا" بود. ولی در واقع این صدام بود که به شکل "سرپا" به اقتصاد و زیرساختهای عراق ...!

در این مواقع باید دید کشور کجا باید قرار داشت و الان کجاست؟ عراق با ۳۰ میلیون جمعیت و ۴ میلیون بشکه صادرات نفت ‏امروز باید با درآمد سرانه ۱۰ هزار دلاری چیزی شبیه عمان و بحرین و ترکیه بود نه با ساعتها قطعی برق، هر چند همین عراق هم به نسبت برخی روند حرکت مثبت تری دارد. کوبا نیز میتوانست مانند شیلی، کاستاریکا و دومینیکن کشوری عادی باشد اما کاسترو به نیابت از مردم تصمیم گرفت "اینجوری" زندگی کنند.


https://bit.ly/3jZZ10b

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مذمت "اصول گرایی"!

گربه باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش مهم نیست! در این گفتگو در ادامه مرور تاریخ چین به دوران دنگ شیائوپینگ و پذیرفتن درجاتی از اقتصاد بازار در چین پرداخته ام، یک حرکت عملگرایانه که باعث شد میلیون ها چینی از فقر مطلق خارج شوند، در واقع مروری کوتاه که "چین چگونه سرمایه داری شد"، والله اعلم.


@ecoiran_webtv

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مداخله گرایی!

ای دولت، بدان و آگاه باش که هر آینه با اقتصاد ور بروی، اقتصاد هم با تو ور خواهد رفت! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel