Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در باب یک جانی!
شخصا هیچ گونه ارتباط عاطفی با "امپریالیسم ستیزانی!" مثل صدام و قذافی برقرار نمی کنم! به لطف دوستان اکوایران مجموعه مصاحبه هایی در مورد چین انجام شده است که به تدریج خواهد آمد و به نظر ارزش شنیدن دارد، این قسمت به یک جانی متوهم یعنی مائوتسه تونگ اختصاص دارد، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
شخصا هیچ گونه ارتباط عاطفی با "امپریالیسم ستیزانی!" مثل صدام و قذافی برقرار نمی کنم! به لطف دوستان اکوایران مجموعه مصاحبه هایی در مورد چین انجام شده است که به تدریج خواهد آمد و به نظر ارزش شنیدن دارد، این قسمت به یک جانی متوهم یعنی مائوتسه تونگ اختصاص دارد، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
یک تذکر آیین نامه ای
در این هیاهوی گرگ های وال استریت مراقب خطاهای شناختی تان باشید! والله اعلم.
یادآوری:
"یک بابایی ملخی را می گیرد و می گوید: بپر!
ملخ می پرد، پای ملخ را می کند و می گوید: بپر!
ملخ باز می پرد ، پای دوم را هم می کند و باز میگوید بپر! این بار ملخ نمی پرد. طرف نتیجه علمی می گیرد: وقتی دوتا پای ملخ کنده شود، ملخ کر میشود!".
https://bit.ly/35b5Esy
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در این هیاهوی گرگ های وال استریت مراقب خطاهای شناختی تان باشید! والله اعلم.
یادآوری:
"یک بابایی ملخی را می گیرد و می گوید: بپر!
ملخ می پرد، پای ملخ را می کند و می گوید: بپر!
ملخ باز می پرد ، پای دوم را هم می کند و باز میگوید بپر! این بار ملخ نمی پرد. طرف نتیجه علمی می گیرد: وقتی دوتا پای ملخ کنده شود، ملخ کر میشود!".
https://bit.ly/35b5Esy
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
آیا می توان برای مدت نامحدود رشد اقتصادی داشت؟ رشد اقتصادی "همیشگی" متصور است؟
به نظر می رسد جواب منفی است، هرچه باشد منابع فیزیکی محدود اند و عنصر کمیابی خود را دیر یا زود نشان می دهد. برای مثال میزان مس موجود در دنیا بی نهایت نیست و زمانی می رسد که همه آنها مصرف شده باشند، دیگری چیزی برای تولید محصولات بیشتر ( بخوانید رشد اقتصادی بیشتر) باقی نمی ماند، همین استدلال را می توان برای بقیه هم تکرار کرد. انگار رشد اقتصادی نامحدود ناممکن است.
اما کمی صبر کنید! وقتی از رشد اقتصادی صحبت می کنیم، منظورمان اغلب افزایش جی دی پی (تولید ناخالص داخلی) است، جی دی پی هم ارزش بازار کل کالاها و خدماتی است که در طی یک دوره یک ساله در یک قلمرو سرزمینی تولید می شود و البته نقدها بر آن کم نیست. ناگفته پیداست که اگر محصولات بیشتری تولید شود، جی دی پی افزایش می یابد، ولی این معنایش استفاده بیشتر از منابع است که بالا گفتیم این نمی تواند نامحدود باشد.
اما جز تولید محصول بیشتر دو راه دیگر هم برای افزایش جی دی پی وجود دارد: افزایش قیمت کالاها و افزایش ارزش آنها! اولی را به خوبی می شناسیم نامش تورم است و رشد "اسمی" را رقم می زند، ولی دومی رشد "واقعی" اقتصاد را به همراه دارد و به اصطلاح اثرات تورمی از آن حذف شده است. بد نیست روی این رشد "واقعی" مکث کنیم.
در همان مثال بالا در یک سناریوی فرضی تصور کنید ما تمام منابع مس را صرف تولید ظروف مسی می کنیم و دیگر برای محصول بیشتر چیزی باقی نمی ماند، آیا رشد اقتصاد متوقف می شود؟ جواب منفی است، خلاقیت و پویایی نیاز آدم ها را دستکم گرفته اید! فرض کنید محصولی دیگر، با همین مس می توان مادربورد کامپیوتر تولید کرد که از ارزش (مطلوبیت ذهنی) بیشتری برای مشتری برخوردار است، چه اتفاقی می افتد؟ یحتمل تعداد زیادی از ظروف مسی ذوب می شوند و مس حاصل از برای تولید محصول جدید باارزش تر به کار می رود، میزان مس موجود اضافه نشده، ولی "رشد اقتصادی" را به همراه می آورد که معنایش رفاه و ثروت و ارزش بیشتر برای انسان هاست. همان منابع محدود می تواند به کاربردهای جدید تخصیص داده شوند.
شاید هنوز ندانیم رشد اقتصادی نامحدود ممکن باشد یا نه، ولی دلیل آن قطعا تمام شدن منابع فیزیکی جهان نیست، بلکه زمانی است که انسان ها در تولید فناوری های جدید و راه های تازه ارزش افزایی عاجز شوند، چیزی که حتما غیرممکن است! به اصطلاح اگر بهبود کمّی با محدودیت روبه رو باشد، همچنان جای برای بهبود کیفی باز است و از قضا محرک اصلی رشد هم همان بهبودهای کیفی است، اما راه جوانه زدن این نوآوری ها چیست؟ در بلندمدت راهی بهتر از اقتصاد بازار و عدم مداخله دولت وجود ندارد، والله اعلم.
https://amzn.to/3l6ItVz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
به نظر می رسد جواب منفی است، هرچه باشد منابع فیزیکی محدود اند و عنصر کمیابی خود را دیر یا زود نشان می دهد. برای مثال میزان مس موجود در دنیا بی نهایت نیست و زمانی می رسد که همه آنها مصرف شده باشند، دیگری چیزی برای تولید محصولات بیشتر ( بخوانید رشد اقتصادی بیشتر) باقی نمی ماند، همین استدلال را می توان برای بقیه هم تکرار کرد. انگار رشد اقتصادی نامحدود ناممکن است.
اما کمی صبر کنید! وقتی از رشد اقتصادی صحبت می کنیم، منظورمان اغلب افزایش جی دی پی (تولید ناخالص داخلی) است، جی دی پی هم ارزش بازار کل کالاها و خدماتی است که در طی یک دوره یک ساله در یک قلمرو سرزمینی تولید می شود و البته نقدها بر آن کم نیست. ناگفته پیداست که اگر محصولات بیشتری تولید شود، جی دی پی افزایش می یابد، ولی این معنایش استفاده بیشتر از منابع است که بالا گفتیم این نمی تواند نامحدود باشد.
اما جز تولید محصول بیشتر دو راه دیگر هم برای افزایش جی دی پی وجود دارد: افزایش قیمت کالاها و افزایش ارزش آنها! اولی را به خوبی می شناسیم نامش تورم است و رشد "اسمی" را رقم می زند، ولی دومی رشد "واقعی" اقتصاد را به همراه دارد و به اصطلاح اثرات تورمی از آن حذف شده است. بد نیست روی این رشد "واقعی" مکث کنیم.
در همان مثال بالا در یک سناریوی فرضی تصور کنید ما تمام منابع مس را صرف تولید ظروف مسی می کنیم و دیگر برای محصول بیشتر چیزی باقی نمی ماند، آیا رشد اقتصاد متوقف می شود؟ جواب منفی است، خلاقیت و پویایی نیاز آدم ها را دستکم گرفته اید! فرض کنید محصولی دیگر، با همین مس می توان مادربورد کامپیوتر تولید کرد که از ارزش (مطلوبیت ذهنی) بیشتری برای مشتری برخوردار است، چه اتفاقی می افتد؟ یحتمل تعداد زیادی از ظروف مسی ذوب می شوند و مس حاصل از برای تولید محصول جدید باارزش تر به کار می رود، میزان مس موجود اضافه نشده، ولی "رشد اقتصادی" را به همراه می آورد که معنایش رفاه و ثروت و ارزش بیشتر برای انسان هاست. همان منابع محدود می تواند به کاربردهای جدید تخصیص داده شوند.
شاید هنوز ندانیم رشد اقتصادی نامحدود ممکن باشد یا نه، ولی دلیل آن قطعا تمام شدن منابع فیزیکی جهان نیست، بلکه زمانی است که انسان ها در تولید فناوری های جدید و راه های تازه ارزش افزایی عاجز شوند، چیزی که حتما غیرممکن است! به اصطلاح اگر بهبود کمّی با محدودیت روبه رو باشد، همچنان جای برای بهبود کیفی باز است و از قضا محرک اصلی رشد هم همان بهبودهای کیفی است، اما راه جوانه زدن این نوآوری ها چیست؟ در بلندمدت راهی بهتر از اقتصاد بازار و عدم مداخله دولت وجود ندارد، والله اعلم.
https://amzn.to/3l6ItVz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Amazon
20 Economics Fallacies
فتیش کوبا!
ایران و کوبا را مقایسه کنید:
۱۱ میلیون در برابر ۸۰ و اندی میلیون نفر
110 هزار در برابر ۱ میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع
جباریت مردکی متوهم در برابر "دولت" رانتیر نفتی
کاش بفهمید "اندازه" و "تنوع" عامل مهمی در اقتصاد ملی است و اقتصاد را نباید "اداره" کرد! نگاهی سرسری به این ارقام کافی است که فتیش کوبا نداشته باشیم، "اداره" اقتصاد کوبا هم عمدتا به مدد صادرات مواد خام است و البته کوبایی ها در ایستادن در صف رقیب جدی ایرانی هایند. والله اعلم.
https://bit.ly/2Zour8z
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ایران و کوبا را مقایسه کنید:
۱۱ میلیون در برابر ۸۰ و اندی میلیون نفر
110 هزار در برابر ۱ میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع
جباریت مردکی متوهم در برابر "دولت" رانتیر نفتی
کاش بفهمید "اندازه" و "تنوع" عامل مهمی در اقتصاد ملی است و اقتصاد را نباید "اداره" کرد! نگاهی سرسری به این ارقام کافی است که فتیش کوبا نداشته باشیم، "اداره" اقتصاد کوبا هم عمدتا به مدد صادرات مواد خام است و البته کوبایی ها در ایستادن در صف رقیب جدی ایرانی هایند. والله اعلم.
https://bit.ly/2Zour8z
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب سرپا ماندن!
دوستی فرهیخته در پیوند با بحث قبلی و کوبا و سر پا ماندن تحریم ها نکته جالبی را اشاره کرده است:
مفهوم "زنده بودن (سرپاماندن)" با "زندگی" کردن تفاوتهای فراوانی دارد. سنگین ترین تحریمهای جهانی در حالی بر عراق اعمال شد که تقریبا تمام راههای هوایی و دریایی بغداد مسدود شده بود و درآمد سرانه از ۳ هزار دلار در ۱۹۸۸ به ۴۰۰ دلار در ۱۹۹۸ رسید.
اما صدام "سرپا" ماند و حتی آنقدری اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال ۲۰۰۲) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشن های تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و ... میکرد. به خانواده انتحاری های حماس ده هزار دلار پول میداد و ظاهرا هم در عراق همه چیز سر جای خودش و کشور "سرپا" بود. ولی در واقع این صدام بود که به شکل "سرپا" به اقتصاد و زیرساختهای عراق ...!
در این مواقع باید دید کشور کجا باید قرار داشت و الان کجاست؟ عراق با ۳۰ میلیون جمعیت و ۴ میلیون بشکه صادرات نفت امروز باید با درآمد سرانه ۱۰ هزار دلاری چیزی شبیه عمان و بحرین و ترکیه بود نه با ساعتها قطعی برق، هر چند همین عراق هم به نسبت برخی روند حرکت مثبت تری دارد. کوبا نیز میتوانست مانند شیلی، کاستاریکا و دومینیکن کشوری عادی باشد اما کاسترو به نیابت از مردم تصمیم گرفت "اینجوری" زندگی کنند.
https://bit.ly/3jZZ10b
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دوستی فرهیخته در پیوند با بحث قبلی و کوبا و سر پا ماندن تحریم ها نکته جالبی را اشاره کرده است:
مفهوم "زنده بودن (سرپاماندن)" با "زندگی" کردن تفاوتهای فراوانی دارد. سنگین ترین تحریمهای جهانی در حالی بر عراق اعمال شد که تقریبا تمام راههای هوایی و دریایی بغداد مسدود شده بود و درآمد سرانه از ۳ هزار دلار در ۱۹۸۸ به ۴۰۰ دلار در ۱۹۹۸ رسید.
اما صدام "سرپا" ماند و حتی آنقدری اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال ۲۰۰۲) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشن های تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و ... میکرد. به خانواده انتحاری های حماس ده هزار دلار پول میداد و ظاهرا هم در عراق همه چیز سر جای خودش و کشور "سرپا" بود. ولی در واقع این صدام بود که به شکل "سرپا" به اقتصاد و زیرساختهای عراق ...!
در این مواقع باید دید کشور کجا باید قرار داشت و الان کجاست؟ عراق با ۳۰ میلیون جمعیت و ۴ میلیون بشکه صادرات نفت امروز باید با درآمد سرانه ۱۰ هزار دلاری چیزی شبیه عمان و بحرین و ترکیه بود نه با ساعتها قطعی برق، هر چند همین عراق هم به نسبت برخی روند حرکت مثبت تری دارد. کوبا نیز میتوانست مانند شیلی، کاستاریکا و دومینیکن کشوری عادی باشد اما کاسترو به نیابت از مردم تصمیم گرفت "اینجوری" زندگی کنند.
https://bit.ly/3jZZ10b
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Twitter
2.اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال2002) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشنهای تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و.. میکرد. به خانواده انتحاریهای..…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مذمت "اصول گرایی"!
گربه باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش مهم نیست! در این گفتگو در ادامه مرور تاریخ چین به دوران دنگ شیائوپینگ و پذیرفتن درجاتی از اقتصاد بازار در چین پرداخته ام، یک حرکت عملگرایانه که باعث شد میلیون ها چینی از فقر مطلق خارج شوند، در واقع مروری کوتاه که "چین چگونه سرمایه داری شد"، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گربه باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش مهم نیست! در این گفتگو در ادامه مرور تاریخ چین به دوران دنگ شیائوپینگ و پذیرفتن درجاتی از اقتصاد بازار در چین پرداخته ام، یک حرکت عملگرایانه که باعث شد میلیون ها چینی از فقر مطلق خارج شوند، در واقع مروری کوتاه که "چین چگونه سرمایه داری شد"، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مداخله گرایی!
ای دولت، بدان و آگاه باش که هر آینه با اقتصاد ور بروی، اقتصاد هم با تو ور خواهد رفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ای دولت، بدان و آگاه باش که هر آینه با اقتصاد ور بروی، اقتصاد هم با تو ور خواهد رفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
تفکر ضدتوسعه!
نقطه اوج این "نق های بی پایان" و نفی زمین و زمان در آثار علی شریعتی دیده می شد که الحق آیتی در پریشان گویی بود و هرجا مضمون کم می آمد ناسزایی هم نثار بورژوازی و لیبرالیسم و سرمایه داری می کرد. هرچند سخنرانی های او به دلیل وزن و قافیه اش، شاید بیشتر به کار اهل ادب و شب نشینی شعرا می آمد، حواریون ادیب! فقید اصراری غریب داشتند که تخیل را جای واقعیت بگیرند. به عنوان مشتی از خروار، زمانی گفته بود: "لیبرالیسم فرنگی که قانون جنگل را دوباره بر مردم بی پول و بی پناه حاکم میسازد و ضعیفان را طمعه اقویا، یعنی اغنیا…دموکراسی که چماق طلایی بورژوازی بود و بر کله فئودالیسم و چادر چاقچور این فاحشه پلید پولکی اما خوش زبان و شیرین حرکات و روشنفکر و اومانیسم که نقاب فریبنده امپریالیسم است و چنگال درندهی سرمایه داری صنعتی که در جستجوی بازارهای تازه و مصرف کنندههای تازه است". بدیهی است که از این "اشعار" نگاه مثبتی به بورژوازی و بازاری و صنعتگر و ... در نمی آید. مخاطبان این سخنان که کم هم نبودند، بیشتر وظیفه خود را "به هم زدن کافه سرمایه داری" می دانستند، تا چیز دیگر.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نقطه اوج این "نق های بی پایان" و نفی زمین و زمان در آثار علی شریعتی دیده می شد که الحق آیتی در پریشان گویی بود و هرجا مضمون کم می آمد ناسزایی هم نثار بورژوازی و لیبرالیسم و سرمایه داری می کرد. هرچند سخنرانی های او به دلیل وزن و قافیه اش، شاید بیشتر به کار اهل ادب و شب نشینی شعرا می آمد، حواریون ادیب! فقید اصراری غریب داشتند که تخیل را جای واقعیت بگیرند. به عنوان مشتی از خروار، زمانی گفته بود: "لیبرالیسم فرنگی که قانون جنگل را دوباره بر مردم بی پول و بی پناه حاکم میسازد و ضعیفان را طمعه اقویا، یعنی اغنیا…دموکراسی که چماق طلایی بورژوازی بود و بر کله فئودالیسم و چادر چاقچور این فاحشه پلید پولکی اما خوش زبان و شیرین حرکات و روشنفکر و اومانیسم که نقاب فریبنده امپریالیسم است و چنگال درندهی سرمایه داری صنعتی که در جستجوی بازارهای تازه و مصرف کنندههای تازه است". بدیهی است که از این "اشعار" نگاه مثبتی به بورژوازی و بازاری و صنعتگر و ... در نمی آید. مخاطبان این سخنان که کم هم نبودند، بیشتر وظیفه خود را "به هم زدن کافه سرمایه داری" می دانستند، تا چیز دیگر.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
چند نکته در باب یک نظرسنجی
1. به جای سوال اول بپرسید چقدر حاضری در صف بایستی تا کالای "ارزان" گیرت بیاید؟
2. دولت دخالت کند که کار من رونق پیدا کند؟ من هوادار دو آتشه بازار هم نه نمی گویم! اما شرح و پیامدهای دخالت که داده شد، پرده ها می افتد.
3. توزیع "عادلانه"؟ خیلی ها از اینکه با داشتن یک خانه متوسط پدری و خودرو جز دهک های بالای درآمدی به حساب می آیند، تعجب می کنند. به جایش بپرسید حاضرید برای "عادلانه" شدن مالیات بیشتری بپردازید و نتیجه را ببینید!
4. به جای نظارت بر دستمزد بپرسید، آیا حاضری برای تامین حقوق مطابق با "شان انسانی کارگران"، اجناس مصرفی ات را گران تر بخری تا خیری رسانده باشی؟ جواب خیلی ها بعید است مثبت باشد!
یادمان باشد اشتباه اشتباه است حتی اگر چند میلیارد نفر به آن معتقد باشند، در ضمن انگار باید در ایسپا را گل گرفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
1. به جای سوال اول بپرسید چقدر حاضری در صف بایستی تا کالای "ارزان" گیرت بیاید؟
2. دولت دخالت کند که کار من رونق پیدا کند؟ من هوادار دو آتشه بازار هم نه نمی گویم! اما شرح و پیامدهای دخالت که داده شد، پرده ها می افتد.
3. توزیع "عادلانه"؟ خیلی ها از اینکه با داشتن یک خانه متوسط پدری و خودرو جز دهک های بالای درآمدی به حساب می آیند، تعجب می کنند. به جایش بپرسید حاضرید برای "عادلانه" شدن مالیات بیشتری بپردازید و نتیجه را ببینید!
4. به جای نظارت بر دستمزد بپرسید، آیا حاضری برای تامین حقوق مطابق با "شان انسانی کارگران"، اجناس مصرفی ات را گران تر بخری تا خیری رسانده باشی؟ جواب خیلی ها بعید است مثبت باشد!
یادمان باشد اشتباه اشتباه است حتی اگر چند میلیارد نفر به آن معتقد باشند، در ضمن انگار باید در ایسپا را گل گرفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا چین برای دنیا خطرناک خواهد بود؟
احتمالا متهم به چین هراسی بشوم، ولی چه باک! قدرت گرفتن امثال چین و روسیه دنیا را جای بهتری نخواهد کرد (خوشبختانه انگار به دلایل جدی محتمل نیست)، مراقب این پدیده جدید اقتدارگرایی فنی باشید، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
احتمالا متهم به چین هراسی بشوم، ولی چه باک! قدرت گرفتن امثال چین و روسیه دنیا را جای بهتری نخواهد کرد (خوشبختانه انگار به دلایل جدی محتمل نیست)، مراقب این پدیده جدید اقتدارگرایی فنی باشید، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب روانشناسی اجتماعی مداخله گرایی!
"سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگانگیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدی است که از کسی که جان، مال و آزادیش را تهدید میکند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش میکند. علت این عارضه روانی عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته میشود".
مردم گرفتارند و دنبال بهبود اوضاع، زیر فشار انتظاری نیست که دوردست ها را ببینند، ولی کسانی که روی شانه غول ها ایستاده اند باید روشنگری کنند و بگویند راه برون رفت از بحران اقتصادی فعلی فضولی بیشتر دولت نیست، رها شدن از شر این "گروگانگیر" اعظم است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگانگیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدی است که از کسی که جان، مال و آزادیش را تهدید میکند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش میکند. علت این عارضه روانی عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته میشود".
مردم گرفتارند و دنبال بهبود اوضاع، زیر فشار انتظاری نیست که دوردست ها را ببینند، ولی کسانی که روی شانه غول ها ایستاده اند باید روشنگری کنند و بگویند راه برون رفت از بحران اقتصادی فعلی فضولی بیشتر دولت نیست، رها شدن از شر این "گروگانگیر" اعظم است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
درسی از روانشناسی سیاسی درباره ایران و آمریکا و باقی قضایا
اگر تصویر دیگران از شما "دشمن" باشد، مهار و بازدارندگی (به مفهوم موردعلاقه در ایران) شاید فرضی قابل اعتنا باشد، ولی اگر شما را "بربر" یا "یاغی" بدانند، اولویت چیزهای دیگری خواهد بود و این چه بسا فاجعه ای ترسناک باشد. اهالی قدرت مراقب تصویر "ایران" باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اگر تصویر دیگران از شما "دشمن" باشد، مهار و بازدارندگی (به مفهوم موردعلاقه در ایران) شاید فرضی قابل اعتنا باشد، ولی اگر شما را "بربر" یا "یاغی" بدانند، اولویت چیزهای دیگری خواهد بود و این چه بسا فاجعه ای ترسناک باشد. اهالی قدرت مراقب تصویر "ایران" باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب چکمه پوش ها!
هزینه نظامی کشورهای مختلف را ببینید؛ آمریکا با اختلاف در صدر است (بیش از ۱.۵ برابر خروجی اقتصاد ایران و حدود سه برابر نزدیک ترین رقیب یعنی چین)؛ اما نکته اساسی چیز دیگری است، در نیمکره غربی خبری نیست، ولی نزدیک چین را ببینید، انگار "جبر جغرافیایی" هم مسئله ای است، دلیل آنکه کسانی به آینده چین به عنوان قدرتی جهانی و جایگزین آمریکا خیلی خوشبین نیستند، شاید همین باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
هزینه نظامی کشورهای مختلف را ببینید؛ آمریکا با اختلاف در صدر است (بیش از ۱.۵ برابر خروجی اقتصاد ایران و حدود سه برابر نزدیک ترین رقیب یعنی چین)؛ اما نکته اساسی چیز دیگری است، در نیمکره غربی خبری نیست، ولی نزدیک چین را ببینید، انگار "جبر جغرافیایی" هم مسئله ای است، دلیل آنکه کسانی به آینده چین به عنوان قدرتی جهانی و جایگزین آمریکا خیلی خوشبین نیستند، شاید همین باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اقتصاد صلواتی!
دیدم یکی از "اقتصاد صلواتی" نوشته است: توضیح داده بود: "مثلا یک زنجیره ی اقتصادی از صفر تا صد به صورت صلواتی و رایگان و برای رضای خدا و جهادی باشد و کشاورز گندم صلواتی تولید کند و اسیاب صلواتی شود و نونوایی صلواتی پخش کند". با این توضیح که "این راه حل نجات اقتصاد ایران است".
نگارنده این سطور (بنده مخلص) یک بار نوشت: مشکل اساسی اینست بسیاری در مملکت هیچ، تاکید می کنم هیچ، درکی از "اداره" جامعه بزرگ با تقسیم کار پیچیده و روابط غیرشخصی که افراد نه تنها همدیگر را "عضو یک خانواده" نمی دانند، بلکه چه بسا در جهان های متفاوت زندگی کنند و در رقابت به هم رحم نکنند، ندارند.
برخی ایده ها را به زحمت بتوان در یک روستای کوچک ۱۰۰ نفره هم اجرایی کرد و چه بسا اعضای هر خانواده ای هم زیر بار آن نروند،اینکه تصور کنیم آدم ها می توانند چنین فرشتگانی باشند، البته فقط اشتباهی تحلیلی نیست، چه بسا وقتی سعی در اجرای آن کنیم راه به خشونتی بی مهار ببرد، بد نیست همه آدم ها آنقدر دگردوست و خیرخواه باشند، ولی متاسفانه حتی در قصه های جن و پری هم چنین نیستند! شاید در یک قریه ۱۰۰ نفره بشود این به اصطلاح ایده های خیرخواهانه را "اجرایی" کرد، ولی در جامعه ای که "به میلیارد می گویند تومن و سگ صاحبش را نمی شناسد" حتی شوخی هم نیست. کمیت از جایی به بعد کیفیت را هم تغییر می دهد، بد نیست آدم کاخی در آسمان بسازد، ولی باید برای پایه هایش روی زمین هم فکری کند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دیدم یکی از "اقتصاد صلواتی" نوشته است: توضیح داده بود: "مثلا یک زنجیره ی اقتصادی از صفر تا صد به صورت صلواتی و رایگان و برای رضای خدا و جهادی باشد و کشاورز گندم صلواتی تولید کند و اسیاب صلواتی شود و نونوایی صلواتی پخش کند". با این توضیح که "این راه حل نجات اقتصاد ایران است".
نگارنده این سطور (بنده مخلص) یک بار نوشت: مشکل اساسی اینست بسیاری در مملکت هیچ، تاکید می کنم هیچ، درکی از "اداره" جامعه بزرگ با تقسیم کار پیچیده و روابط غیرشخصی که افراد نه تنها همدیگر را "عضو یک خانواده" نمی دانند، بلکه چه بسا در جهان های متفاوت زندگی کنند و در رقابت به هم رحم نکنند، ندارند.
برخی ایده ها را به زحمت بتوان در یک روستای کوچک ۱۰۰ نفره هم اجرایی کرد و چه بسا اعضای هر خانواده ای هم زیر بار آن نروند،اینکه تصور کنیم آدم ها می توانند چنین فرشتگانی باشند، البته فقط اشتباهی تحلیلی نیست، چه بسا وقتی سعی در اجرای آن کنیم راه به خشونتی بی مهار ببرد، بد نیست همه آدم ها آنقدر دگردوست و خیرخواه باشند، ولی متاسفانه حتی در قصه های جن و پری هم چنین نیستند! شاید در یک قریه ۱۰۰ نفره بشود این به اصطلاح ایده های خیرخواهانه را "اجرایی" کرد، ولی در جامعه ای که "به میلیارد می گویند تومن و سگ صاحبش را نمی شناسد" حتی شوخی هم نیست. کمیت از جایی به بعد کیفیت را هم تغییر می دهد، بد نیست آدم کاخی در آسمان بسازد، ولی باید برای پایه هایش روی زمین هم فکری کند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب اندیشه های ظلمانی
"اجازه دهید حدسی بزنم رویکرد مکتب وابستگی هدیه ای از آسمان برای دولت های کشورهای خام فروش و ثروتمند "جنوب" است؛ همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز می گذارد. غریب نیست که خیلی ها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرت های بیگانه وجود داشته باشد.
روشن است که بنا نیست نقش مداخله های خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطه گری داریم؟ اما نقش آنها را به دلایل مشخص بسیار پررنگ کرده و می کنند. خودکفایی و جایگزینی واردات البته بیشتر اندرزهایی سیاسی برای استقلال اند تا یک سیاست اقتصادی برای افزایش حداکثری ثروت! اگر خودکفایی در قلعه سلطانی انور خوجه در آلبانی جواب داد، در ایران و جاهای دیگر هم کارساز خواهد بود".
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"اجازه دهید حدسی بزنم رویکرد مکتب وابستگی هدیه ای از آسمان برای دولت های کشورهای خام فروش و ثروتمند "جنوب" است؛ همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز می گذارد. غریب نیست که خیلی ها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرت های بیگانه وجود داشته باشد.
روشن است که بنا نیست نقش مداخله های خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطه گری داریم؟ اما نقش آنها را به دلایل مشخص بسیار پررنگ کرده و می کنند. خودکفایی و جایگزینی واردات البته بیشتر اندرزهایی سیاسی برای استقلال اند تا یک سیاست اقتصادی برای افزایش حداکثری ثروت! اگر خودکفایی در قلعه سلطانی انور خوجه در آلبانی جواب داد، در ایران و جاهای دیگر هم کارساز خواهد بود".
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
راهنمای چپ بزن به راست بپیچ!
"برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضد استعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خود بسنده بود امروز ٧٠ درصد خوار بارش را وارد میکند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها بسر میبرند تولید کشاورزی تنها ٧ درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل میدهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریختهاند، همراه گروههای سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغههای شهرهای بزرگ را پر کردهاند. صدها کارخانه “سیاسی” که با پول دولت و بی توجه به سودآوری برپا شدهاند با چیزی نزدیک به ٣٠ درصد ظرفیت کار میکنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است".
این را زمانی شادروان داریوش همایون گفته بود، اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: "البته اکنون الجزایریها رهبری تازهای دارند که میکوشد محتاطانه ندانمکاریهای ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبانهاست که راننده اتومبیل شاذلی بن جدید، رئیس جمهوری، از او میپرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ میشنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!".
این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر می نگریم کشوری را می بینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فراورده های نفتی است، از بسته ترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانه ای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایده ها و عوامل بیگانه نسبت داد! والله اعلم.
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضد استعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خود بسنده بود امروز ٧٠ درصد خوار بارش را وارد میکند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها بسر میبرند تولید کشاورزی تنها ٧ درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل میدهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریختهاند، همراه گروههای سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغههای شهرهای بزرگ را پر کردهاند. صدها کارخانه “سیاسی” که با پول دولت و بی توجه به سودآوری برپا شدهاند با چیزی نزدیک به ٣٠ درصد ظرفیت کار میکنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است".
این را زمانی شادروان داریوش همایون گفته بود، اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: "البته اکنون الجزایریها رهبری تازهای دارند که میکوشد محتاطانه ندانمکاریهای ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبانهاست که راننده اتومبیل شاذلی بن جدید، رئیس جمهوری، از او میپرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ میشنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!".
این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر می نگریم کشوری را می بینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فراورده های نفتی است، از بسته ترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانه ای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایده ها و عوامل بیگانه نسبت داد! والله اعلم.
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دو سوی مدار ۳۸ درجه و "روی پای خود ایستادن"!
"مفاهیمی مثل استثمار و بهره کشی واژه هایی مبهم و گشوده به تفسیر اند، قدرت کشورها برابر نیست، طبیعی است که در هر ارتباطی، یک طرف قدرت نسبی بیشتری دارد و چه بسا این به استثمار تعبیر شود، ماهیت قدرت تلاش برای تغییر رفتار دیگران به سود خود است. دیگر مستعمره داری به سبک گذشته صرفه اقتصادی ندارد و نوع مناسبات اقتصادی تحولی هم جدی پیدا کرده است، دریافته ایم می توان با تجارت و مبادله به ثروت بیشتری رسید. قدرت یک کشور هم در کنار نظامی هایش با صنعتگران و تجار آن مشخص می شود، اینکه باید چه کرد خیلی پیچیده است و به خیلی چیزها بستگی دارد، ولی بدون مکث می توان گفت راهش چسبیدن به برخی اندیشه های ظلمانی نظیر همین مکتب وابستگی و بستن یک کشور به روی جهان نیست، به عنوان گواهی بر این نکته شاید کافی است نظری به دو سوی مدار 38 درجه یعنی کره شمالی و جنوبی بیندازیم، والله اعلم".
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"مفاهیمی مثل استثمار و بهره کشی واژه هایی مبهم و گشوده به تفسیر اند، قدرت کشورها برابر نیست، طبیعی است که در هر ارتباطی، یک طرف قدرت نسبی بیشتری دارد و چه بسا این به استثمار تعبیر شود، ماهیت قدرت تلاش برای تغییر رفتار دیگران به سود خود است. دیگر مستعمره داری به سبک گذشته صرفه اقتصادی ندارد و نوع مناسبات اقتصادی تحولی هم جدی پیدا کرده است، دریافته ایم می توان با تجارت و مبادله به ثروت بیشتری رسید. قدرت یک کشور هم در کنار نظامی هایش با صنعتگران و تجار آن مشخص می شود، اینکه باید چه کرد خیلی پیچیده است و به خیلی چیزها بستگی دارد، ولی بدون مکث می توان گفت راهش چسبیدن به برخی اندیشه های ظلمانی نظیر همین مکتب وابستگی و بستن یک کشور به روی جهان نیست، به عنوان گواهی بر این نکته شاید کافی است نظری به دو سوی مدار 38 درجه یعنی کره شمالی و جنوبی بیندازیم، والله اعلم".
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب شکم سیری!
در مصاحبهای از حضرت سید جواد طباطبایی می خوانیم:
"نه شریعتی میدانست در غرب چه میگذرد و نه آل احمد که برخلاف شریعتی نمونه کامل غرض و مرض بود. همه حرف آنها تکرار کلیشه ای ابتداییترین حرفهایی بود که در دهه ۶۰ میلادی اروپا مطرح میشد. شورش بر مصرف گرایی در کشوری که به اکثریت قریب به اتفاق آن نصف کالری لازم نمیرسید، گسسته خردی بیش نبود، سیاست بازی مبتنی بر جهل. روشنفکر غربی از این حیث به مصرف گرایی اعتراض میکرد که امریکایی در هر وعده یک استیک چهار صد گرمی میخورد. در همان زمان هر دیزی وطنی از ۴۰ گرم گوشت، ۵۰ گرم دنبه، ۶۰ گرم استخوان، یک سیب زمینی و نیم لیتر آب فراهم میآمد. اگر روشنفکر ایرانی «بومی» میبود، میبایست اعتراض میکرد که چرا در هر دیزی ۱۵۰ گرم گوشت وجود ندارد".
یاد انبوه منتقدان نئولیبرالیسم در وطن آریایی اسلامی می افتم، کلا کمی واقع بینی ضرری ندارد، والله اعلم.
در توییتر
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در مصاحبهای از حضرت سید جواد طباطبایی می خوانیم:
"نه شریعتی میدانست در غرب چه میگذرد و نه آل احمد که برخلاف شریعتی نمونه کامل غرض و مرض بود. همه حرف آنها تکرار کلیشه ای ابتداییترین حرفهایی بود که در دهه ۶۰ میلادی اروپا مطرح میشد. شورش بر مصرف گرایی در کشوری که به اکثریت قریب به اتفاق آن نصف کالری لازم نمیرسید، گسسته خردی بیش نبود، سیاست بازی مبتنی بر جهل. روشنفکر غربی از این حیث به مصرف گرایی اعتراض میکرد که امریکایی در هر وعده یک استیک چهار صد گرمی میخورد. در همان زمان هر دیزی وطنی از ۴۰ گرم گوشت، ۵۰ گرم دنبه، ۶۰ گرم استخوان، یک سیب زمینی و نیم لیتر آب فراهم میآمد. اگر روشنفکر ایرانی «بومی» میبود، میبایست اعتراض میکرد که چرا در هر دیزی ۱۵۰ گرم گوشت وجود ندارد".
یاد انبوه منتقدان نئولیبرالیسم در وطن آریایی اسلامی می افتم، کلا کمی واقع بینی ضرری ندارد، والله اعلم.
در توییتر
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ایرانی ها و یانکی ها
نگارنده این سطور بر این باور است که چه جو در کاخ سفید باشد چه دونالد، اوضاع تغییری اساسی نخواهد کرد. خیلی نقدهای اخیر و سخنرانیهای انتخاباتی را نمیتوان جدی گرفت، آنچه در خیابانها میگذرد هم به معنای بحرانی اساسی نیست؛ آمریکاییها به شکل تاریخی عادت دارند با هم در فضای عمومی بلندبلند حرف بزنند و مسائلشان را مطرح کنند و در خیابان ریختن اهالی اتازونی هم غیرعادی و در مایههای انقلابی بنیادین نیست. نباید هم آن نکته اساسی جرج فریدمن تحلیلگر و استراتژیست مشهور را از یاد برد که در مورد آمریکا با یک بوروکراسی قدرتمند و تخصصگرا و کموبیش مستقل طرف هستیم که تا اندازه زیادی سیاسیون را هم متاثر میکند و با عوض شدن این یا آن گروه سیاسی بعید است همه چیز زیروزبر شود.
در مورد ایران هم از قرار خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که باید اعمال فشار حداکثری را تا به اصطلاح نرمال شدن ایرانیها ادامه داد. اوضاع دوران اوباما و برجام بیش از آنکه قاعده باشد، استثنایی بود که باید آن را بیشتر به شخصیت خود رئیسجمهور وقت نسبت داد. برجام بهرغم آنکه دستاوردی برای طرف ایرانی به حساب میآمد، ولی نوزادی بود که از همان فردای تولد هم امیدی به زنده ماندنش نبود.
نامه تند و تیز 47 سناتور جمهوریخواه در همان روزها نشان میداد که نمیتوان اطمینان داشت این توافق عمر درازی داشته باشد. بعدها هم که ترامپ به قدرت رسید و وعده انتخاباتی خود را برای خروج از برجام و توافق بهتر عملی کرد و حتی کار دو کشور داشت به جنگی تمامعیار میکشید. این همه نشان میدهد که محال است کار دوباره بر مدار گذشته بگردد، ایران و آمریکا چهار دهه تخاصم را پشت سر گذاشتهاند و اختلافها هم یکی دو مورد نیست.
اگر بنا به فیصله قضیه است، باید در قالب پیمان و توافقی جامع به آن پرداخته شود که البته اراده سیاسی جدی برای آن وجود ندارد یا بهتر بگوییم نمیتواند هم وجود داشته باشد. نرمال شدن ایران هدفی است که شاید خیلی از اهالی سیاست در آمریکا از آن صحبت کنند، ولی اهل فن میدانند که اجرای این ایده تا چه اندازه «ماموریت غیرممکن» است. نگاهی به خاطرات تازه بیرونآمده جان بولتون نشان میدهد که نگرانی از تشدید نزاع چندان هم بیپایه نیست.
چیزی که ایرانیها میتوانند روی آن حساب کنند شاید این باشد که در رقابت میان ایران و چین که دموکرات و جمهوریخواه بر آن اشتراک نظر دارند، منطق استراتژیک حکم میکند نگذارند ایران مثل یک میوه رسیده به دامن چینیهای تشنه منابع انرژی بیفتد و فرصتی عالی را تقدیم رقیب کنند. تردیدی نیست، تکرار میکنم تردیدی نیست، که ارتباط عادی با بزرگترین قدرت دنیا و متحدان آن، برداشتن موانع مبادله اقتصادی با دیگر کشورها و برداشتن تحریمها میتواند به توسعه و رشد اقتصادی کشور کمک کند. بسیار مهم است و بعید است کسی با آن مخالفتی داشته باشد، ولی کار بسیار پیچیدهتر از اینهاست.
بیایید فرض کنیم بهبود روابط خارجی و کاهش فشارها در آینده خیلی هم غیرممکن نباشد، آیا فتح الفتوحی رخ خواهد داد؟ دستکم در کوتاهمدت بعید است چنین شود، برای مثال مداخلهگری گسترده و کسری بودجه مزمن دولت (بخوانید تورم پایدار) که از مسائل اصلی اقتصاد ایران است و حتی پیش از انقلاب هم که روابط عادی بود یک معضل جدی به حساب میآمد، با آمدن جو بایدن در کاخ سفید حل میشود؟ وضعیت نظام بانکی (که البته انگار در رونق چند ماه اخیر بورس تخفیف یافته است) بهبود خواهد یافت؟ نرخ بیکاری بالا به ویژه در میان تحصیلکردگان چاره خواهد شد؟ انحصارهای مخل در اقتصاد درمان خواهند شد؟ به نظر نمیرسد چنین باشد. والله اعلم.
https://bit.ly/30DtolP
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نگارنده این سطور بر این باور است که چه جو در کاخ سفید باشد چه دونالد، اوضاع تغییری اساسی نخواهد کرد. خیلی نقدهای اخیر و سخنرانیهای انتخاباتی را نمیتوان جدی گرفت، آنچه در خیابانها میگذرد هم به معنای بحرانی اساسی نیست؛ آمریکاییها به شکل تاریخی عادت دارند با هم در فضای عمومی بلندبلند حرف بزنند و مسائلشان را مطرح کنند و در خیابان ریختن اهالی اتازونی هم غیرعادی و در مایههای انقلابی بنیادین نیست. نباید هم آن نکته اساسی جرج فریدمن تحلیلگر و استراتژیست مشهور را از یاد برد که در مورد آمریکا با یک بوروکراسی قدرتمند و تخصصگرا و کموبیش مستقل طرف هستیم که تا اندازه زیادی سیاسیون را هم متاثر میکند و با عوض شدن این یا آن گروه سیاسی بعید است همه چیز زیروزبر شود.
در مورد ایران هم از قرار خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که باید اعمال فشار حداکثری را تا به اصطلاح نرمال شدن ایرانیها ادامه داد. اوضاع دوران اوباما و برجام بیش از آنکه قاعده باشد، استثنایی بود که باید آن را بیشتر به شخصیت خود رئیسجمهور وقت نسبت داد. برجام بهرغم آنکه دستاوردی برای طرف ایرانی به حساب میآمد، ولی نوزادی بود که از همان فردای تولد هم امیدی به زنده ماندنش نبود.
نامه تند و تیز 47 سناتور جمهوریخواه در همان روزها نشان میداد که نمیتوان اطمینان داشت این توافق عمر درازی داشته باشد. بعدها هم که ترامپ به قدرت رسید و وعده انتخاباتی خود را برای خروج از برجام و توافق بهتر عملی کرد و حتی کار دو کشور داشت به جنگی تمامعیار میکشید. این همه نشان میدهد که محال است کار دوباره بر مدار گذشته بگردد، ایران و آمریکا چهار دهه تخاصم را پشت سر گذاشتهاند و اختلافها هم یکی دو مورد نیست.
اگر بنا به فیصله قضیه است، باید در قالب پیمان و توافقی جامع به آن پرداخته شود که البته اراده سیاسی جدی برای آن وجود ندارد یا بهتر بگوییم نمیتواند هم وجود داشته باشد. نرمال شدن ایران هدفی است که شاید خیلی از اهالی سیاست در آمریکا از آن صحبت کنند، ولی اهل فن میدانند که اجرای این ایده تا چه اندازه «ماموریت غیرممکن» است. نگاهی به خاطرات تازه بیرونآمده جان بولتون نشان میدهد که نگرانی از تشدید نزاع چندان هم بیپایه نیست.
چیزی که ایرانیها میتوانند روی آن حساب کنند شاید این باشد که در رقابت میان ایران و چین که دموکرات و جمهوریخواه بر آن اشتراک نظر دارند، منطق استراتژیک حکم میکند نگذارند ایران مثل یک میوه رسیده به دامن چینیهای تشنه منابع انرژی بیفتد و فرصتی عالی را تقدیم رقیب کنند. تردیدی نیست، تکرار میکنم تردیدی نیست، که ارتباط عادی با بزرگترین قدرت دنیا و متحدان آن، برداشتن موانع مبادله اقتصادی با دیگر کشورها و برداشتن تحریمها میتواند به توسعه و رشد اقتصادی کشور کمک کند. بسیار مهم است و بعید است کسی با آن مخالفتی داشته باشد، ولی کار بسیار پیچیدهتر از اینهاست.
بیایید فرض کنیم بهبود روابط خارجی و کاهش فشارها در آینده خیلی هم غیرممکن نباشد، آیا فتح الفتوحی رخ خواهد داد؟ دستکم در کوتاهمدت بعید است چنین شود، برای مثال مداخلهگری گسترده و کسری بودجه مزمن دولت (بخوانید تورم پایدار) که از مسائل اصلی اقتصاد ایران است و حتی پیش از انقلاب هم که روابط عادی بود یک معضل جدی به حساب میآمد، با آمدن جو بایدن در کاخ سفید حل میشود؟ وضعیت نظام بانکی (که البته انگار در رونق چند ماه اخیر بورس تخفیف یافته است) بهبود خواهد یافت؟ نرخ بیکاری بالا به ویژه در میان تحصیلکردگان چاره خواهد شد؟ انحصارهای مخل در اقتصاد درمان خواهند شد؟ به نظر نمیرسد چنین باشد. والله اعلم.
https://bit.ly/30DtolP
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
هفته نامه تجارت فردا
ایرانیها و یانکیها
امیرحسین خالقی/ دکترای سیاستگذاری عمومی
در فرهنگ سیاسی این دیار رئیسجمهور آمریکا برای مردم چیزی فراتر از رئیسجمهور و کسی است که چیزهایی
در فرهنگ سیاسی این دیار رئیسجمهور آمریکا برای مردم چیزی فراتر از رئیسجمهور و کسی است که چیزهایی
با این ریش نمی شود رفت تجریش!
وضعیت ایران در شاخص حاکمیت قانون اسفبار است (رتبه ۱۰۹ در میان ۱۲۷ کشور)، کشوری با چنین شرایطی حتی اگر بخواهد هم نمی تواند اقتصاد بازار به شمار آید، پیش شرط اقتصاد بازار یا همان سرمایه داری یک بستر حقوقی قدرتمند برای حفظ حقوق مالکیت و رفع تعارض هاست که فرسنگ ها با آن فاصله داریم، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
وضعیت ایران در شاخص حاکمیت قانون اسفبار است (رتبه ۱۰۹ در میان ۱۲۷ کشور)، کشوری با چنین شرایطی حتی اگر بخواهد هم نمی تواند اقتصاد بازار به شمار آید، پیش شرط اقتصاد بازار یا همان سرمایه داری یک بستر حقوقی قدرتمند برای حفظ حقوق مالکیت و رفع تعارض هاست که فرسنگ ها با آن فاصله داریم، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب "ایماژ"
به لطف دوستان اکوایران یک برنامه معرفی کتاب راه انداخته ایم که هر بار بخشی از کتاب های اقتصادی معرفی می شود، از نقد و نظر دوستان استقبال می کنم، یاران همراه ببینید، شاید پسندیدید، والله اعلم.
https://bit.ly/3iJXhag
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
به لطف دوستان اکوایران یک برنامه معرفی کتاب راه انداخته ایم که هر بار بخشی از کتاب های اقتصادی معرفی می شود، از نقد و نظر دوستان استقبال می کنم، یاران همراه ببینید، شاید پسندیدید، والله اعلم.
https://bit.ly/3iJXhag
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel