بخش خصوصی و جنگ!
شون مکفیت صاحبنظر مطالعات جنگ می گفت نیجریه یکی از ارتش های قدرتمند آفریقا و حتی هژمون غرب آسیاست، ولی از پس بوکوحرام برنیامد، تا دست به دامن مرسنریز (مزدورها) شد و آنها ظرف چند هفته کار را جمع کردند. از گروه واگنر سازمان شبه نظامی روسی هم می گفت که بسیار کارآمدتر از ارتش ها عمل می کنند و البته مدتی پیش برای کمک به مادورو وارد ونزوئلا شدند. بخش خصوصی ظاهرا اینجا هم پیش است, والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شون مکفیت صاحبنظر مطالعات جنگ می گفت نیجریه یکی از ارتش های قدرتمند آفریقا و حتی هژمون غرب آسیاست، ولی از پس بوکوحرام برنیامد، تا دست به دامن مرسنریز (مزدورها) شد و آنها ظرف چند هفته کار را جمع کردند. از گروه واگنر سازمان شبه نظامی روسی هم می گفت که بسیار کارآمدتر از ارتش ها عمل می کنند و البته مدتی پیش برای کمک به مادورو وارد ونزوئلا شدند. بخش خصوصی ظاهرا اینجا هم پیش است, والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دو پرده از یک نمایش غم انگیز
پرده ۱
دکتر طبیبیان عزیز که عمرش دراز باد از دوران دهه ۶۰ می گوید: "آن زمان كار كردن واقعاً مشكل بود. اگر شما به عنوان كارشناس درباره سد صحبت ميكرديد، يك بزرگواری حرف ديگري ميزد. مثلاً ما رفتيم در كميسيون برنامه و بودجه مجلس درباره برنامههای مربوط به آب صحبت كنيم.
با همان داده هاي آماري و تجربي و اطلاعاتي كه بود چيزي تهيه كرده بوديم. كارشناسان بخش آب برآورد كرده بودند كه نزولات آسمانی چقدر است، چقدر از آن قابل تحصيل است و چه ميزان آن غيرقابل استفاده است. در كجا ممكن است از سد استفاده كنيم و كجا ميتوان سيلابها را پخش كنيم و اين كه سدهايی كه ميتوان احداث كرد در كجاي كشور بايد باشد. كارشناسان اين بحثها را مطرح مي كردند و ما هم از اين زاويه وارد بحثها می شديم.
بعد ازمدتي كه دو سه ساعت صحبت كرديم و كارشناسان مختلف جداول و نقشهها را ارايه می كردند، يك آقايي از نمايندگان مجلس، وقت گرفت و گفت اين حرفها كه شما ميزنيد آيا به مسايل اسلامی آن هم توجه كردهايد؟ اين حرف برای ما جالب بود. آن اوايل هم كنجكاو بوديم و هم علاقهمند كه مسايل اسلامی در اينجا چيست و چگونه بايد مطرح شوند. آن نماينده ادامه داد ما دعايی برای طلب آب يا باران داریم و شما بهتر است به اين مسايل هم توجه كنيد".
پرده ۲
آقای مسعود روغنی زنجانی رئیس سازمان برنامه و بودجه در دوران جنگ می گوید: " وقتي ما آمار فعاليتهاي فكري و فرهنگي جامعه را به آقاي مهندس موسوي ارائه ميداديم، ايشان هميشه يادآوري ميكردند كه چه قدر به عدد و رقم و رياضيات توجه ميكنيد. بهتر است سري هم به كتابهاي مولوي و حافظ و عارفان بزنيد و اين قدر خشك به مسايل توجه نكنيد.
به خوبي به ياد دارم كه وقتي در شوراي اقتصاد به مسايل نقدينگي ميپرداختيم كه افزايش نقدينگي منجر به بالا رفتن تورم و افزايش هزينههاي سرمايهگذاري ميشود و در نتيجه مردم از سرمايهگذاري منصرف ميشوند و تقاضا كاهش مييابد، آقاي موسوي در پاسخ به نظرات ما ميگفتند، شما در محاسبات خود ضريب ايثار را اعمال نكرديد، شما بايد توجه داشته باشيد كه مردم حاضر به ايثار و از خود گذشتگي هستند.
طبيعي است كه ايشان نخستوزير بودند و ما به راحتي نميتوانستيم بگوييم كه شعر حافظ و مولوي چه ربطي به اين مسايل دارد ..... ايشان روزي به من گفتند به دكتر نيلي سفارش كنيد اين قدر به كميت اهميت ندهد و ايشان را تشويق كنيد يك مقدار هم به عرفان روي بياورد".
کسانی از این می نالند که از بعد از جنگ اقتصاد ایران به دام نئولیبرالیسم و نسخه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول افتاد و نوستالژی دهه ۶۰ را دارند، خلاصه حسرت هرچیزی از دهه مذکور را دارید، حسرت اقتصادش را نداشته باشید، مدیونید فکر کنید سطح فکر خیلی ها از آنچه ذکرش رفت ارتقا پیدا کرده باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
پرده ۱
دکتر طبیبیان عزیز که عمرش دراز باد از دوران دهه ۶۰ می گوید: "آن زمان كار كردن واقعاً مشكل بود. اگر شما به عنوان كارشناس درباره سد صحبت ميكرديد، يك بزرگواری حرف ديگري ميزد. مثلاً ما رفتيم در كميسيون برنامه و بودجه مجلس درباره برنامههای مربوط به آب صحبت كنيم.
با همان داده هاي آماري و تجربي و اطلاعاتي كه بود چيزي تهيه كرده بوديم. كارشناسان بخش آب برآورد كرده بودند كه نزولات آسمانی چقدر است، چقدر از آن قابل تحصيل است و چه ميزان آن غيرقابل استفاده است. در كجا ممكن است از سد استفاده كنيم و كجا ميتوان سيلابها را پخش كنيم و اين كه سدهايی كه ميتوان احداث كرد در كجاي كشور بايد باشد. كارشناسان اين بحثها را مطرح مي كردند و ما هم از اين زاويه وارد بحثها می شديم.
بعد ازمدتي كه دو سه ساعت صحبت كرديم و كارشناسان مختلف جداول و نقشهها را ارايه می كردند، يك آقايي از نمايندگان مجلس، وقت گرفت و گفت اين حرفها كه شما ميزنيد آيا به مسايل اسلامی آن هم توجه كردهايد؟ اين حرف برای ما جالب بود. آن اوايل هم كنجكاو بوديم و هم علاقهمند كه مسايل اسلامی در اينجا چيست و چگونه بايد مطرح شوند. آن نماينده ادامه داد ما دعايی برای طلب آب يا باران داریم و شما بهتر است به اين مسايل هم توجه كنيد".
پرده ۲
آقای مسعود روغنی زنجانی رئیس سازمان برنامه و بودجه در دوران جنگ می گوید: " وقتي ما آمار فعاليتهاي فكري و فرهنگي جامعه را به آقاي مهندس موسوي ارائه ميداديم، ايشان هميشه يادآوري ميكردند كه چه قدر به عدد و رقم و رياضيات توجه ميكنيد. بهتر است سري هم به كتابهاي مولوي و حافظ و عارفان بزنيد و اين قدر خشك به مسايل توجه نكنيد.
به خوبي به ياد دارم كه وقتي در شوراي اقتصاد به مسايل نقدينگي ميپرداختيم كه افزايش نقدينگي منجر به بالا رفتن تورم و افزايش هزينههاي سرمايهگذاري ميشود و در نتيجه مردم از سرمايهگذاري منصرف ميشوند و تقاضا كاهش مييابد، آقاي موسوي در پاسخ به نظرات ما ميگفتند، شما در محاسبات خود ضريب ايثار را اعمال نكرديد، شما بايد توجه داشته باشيد كه مردم حاضر به ايثار و از خود گذشتگي هستند.
طبيعي است كه ايشان نخستوزير بودند و ما به راحتي نميتوانستيم بگوييم كه شعر حافظ و مولوي چه ربطي به اين مسايل دارد ..... ايشان روزي به من گفتند به دكتر نيلي سفارش كنيد اين قدر به كميت اهميت ندهد و ايشان را تشويق كنيد يك مقدار هم به عرفان روي بياورد".
کسانی از این می نالند که از بعد از جنگ اقتصاد ایران به دام نئولیبرالیسم و نسخه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول افتاد و نوستالژی دهه ۶۰ را دارند، خلاصه حسرت هرچیزی از دهه مذکور را دارید، حسرت اقتصادش را نداشته باشید، مدیونید فکر کنید سطح فکر خیلی ها از آنچه ذکرش رفت ارتقا پیدا کرده باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یارانه های بچه افزا!
درآمد پایه همگانی (پرداخت مبلغ مساوی به همه شهروندان ایرانی از محل اصلاح قیمت سوخت) که جمعی از اقتصاددانان خوب کشور مدافع آن اند البته پیشنهاد قابل تاملی است، ولی بنا به ماهیتش طرحی کوتاه مدت است و در بلندمدت با رسیدن قیمت ها به قیمت "جهانی" موضوعیتی نخواهد داشت. اینکه چطور می شود در زمان مناسب از شر چنین طرح هایی راحت شد و انتظار مردم همیشه در صحنه را مدیریت کرد پرسشی جدی است. می دانیم که هیچ چیز دائمی تر از راه حل های "موقت" دولت ها نیست!
به نظر می رسد آثار بلندمدت نامطلوب آن هم کم نباشد، یکی از این موارد می تواند افزایش شدید جمعیت در میان خانواده های کم درآمد باشد، وقتی هر فرزند در خانواده ای فقیر منبع درآمد به حساب آید، انتظار داریم کارخانه تولید بچه فقرا هم با تمام توان به کار افتد، می شود حدس زد مسئله تحصیل و پرورش و تربیت و بعدها کار و خدمات عمومی برای آنها با گذر زمان جدی تر خواهد شد و بر بحران های اجتماعی خواهد افزود. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
درآمد پایه همگانی (پرداخت مبلغ مساوی به همه شهروندان ایرانی از محل اصلاح قیمت سوخت) که جمعی از اقتصاددانان خوب کشور مدافع آن اند البته پیشنهاد قابل تاملی است، ولی بنا به ماهیتش طرحی کوتاه مدت است و در بلندمدت با رسیدن قیمت ها به قیمت "جهانی" موضوعیتی نخواهد داشت. اینکه چطور می شود در زمان مناسب از شر چنین طرح هایی راحت شد و انتظار مردم همیشه در صحنه را مدیریت کرد پرسشی جدی است. می دانیم که هیچ چیز دائمی تر از راه حل های "موقت" دولت ها نیست!
به نظر می رسد آثار بلندمدت نامطلوب آن هم کم نباشد، یکی از این موارد می تواند افزایش شدید جمعیت در میان خانواده های کم درآمد باشد، وقتی هر فرزند در خانواده ای فقیر منبع درآمد به حساب آید، انتظار داریم کارخانه تولید بچه فقرا هم با تمام توان به کار افتد، می شود حدس زد مسئله تحصیل و پرورش و تربیت و بعدها کار و خدمات عمومی برای آنها با گذر زمان جدی تر خواهد شد و بر بحران های اجتماعی خواهد افزود. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
درباره قضیه گوشت با دلار 28 هزارتومانی و یادی از تاریخ
می گویند بلاهت یعنی هر دفعه یک کار را انجام بدهی و انتظار نتایج متفاوتی داشته باشی، این بخشی از مصاحبه مرحوم سحابی در مورد سال های جنگ است. در دوران جنگ که به نظر خیلی ها مردم و مسئولان از خیرخواهی و عطش خدمت روی پا بند نبودند، دلار ارزان فساد می آورد، حالا هم که اختلاس و رانت کسب و کار رسمی خیلی هاست، همان نتیجه را به بار می آورد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
می گویند بلاهت یعنی هر دفعه یک کار را انجام بدهی و انتظار نتایج متفاوتی داشته باشی، این بخشی از مصاحبه مرحوم سحابی در مورد سال های جنگ است. در دوران جنگ که به نظر خیلی ها مردم و مسئولان از خیرخواهی و عطش خدمت روی پا بند نبودند، دلار ارزان فساد می آورد، حالا هم که اختلاس و رانت کسب و کار رسمی خیلی هاست، همان نتیجه را به بار می آورد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
خروجی اقتصاد ایالت های مختلف امریکا برابر با کدام کشورهای جهان است؟
نام بسیاری از کشورهای صنعتی و اقتصادهای بزرگ هست و البته نام ایران هم به چشم می خورد، خروجی اقتصاد ایران با ایالت مریلند یکی است، هرطور حساب می کنم تخاصم با چنین هیولایی به نفع مملکت آریایی اسلامی ما نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نام بسیاری از کشورهای صنعتی و اقتصادهای بزرگ هست و البته نام ایران هم به چشم می خورد، خروجی اقتصاد ایران با ایالت مریلند یکی است، هرطور حساب می کنم تخاصم با چنین هیولایی به نفع مملکت آریایی اسلامی ما نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران چندمین کشور قدرتمند دنیاست؟
یک شاخص جالب برای سنجش توان ملی کشورها وجود دارد که ترکیبی از مولفه های نظامی، اقتصادی و جمعیتی است و البته ایران در رتبه ۱۵ قرار دارد. صدرنشین ها هم چین و امریکا اند. رتبه ۲۰ عربستان، ۱۶ کره شمالی، ۴ ژاپن و ۲۳ بنگلادش قابل توجه اند، والله اعلم.
Composite Indicator of National Capability
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک شاخص جالب برای سنجش توان ملی کشورها وجود دارد که ترکیبی از مولفه های نظامی، اقتصادی و جمعیتی است و البته ایران در رتبه ۱۵ قرار دارد. صدرنشین ها هم چین و امریکا اند. رتبه ۲۰ عربستان، ۱۶ کره شمالی، ۴ ژاپن و ۲۳ بنگلادش قابل توجه اند، والله اعلم.
Composite Indicator of National Capability
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رای دهندگان پر احساس!
اینجا در مورد نقش احساسات در انتخابات صحبت کرده ام که آدم ها چقدر در رای دهی غیرعقلایی عمل می کنند، اشاره هایی هم به انتخابات ایران داشته ام، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اینجا در مورد نقش احساسات در انتخابات صحبت کرده ام که آدم ها چقدر در رای دهی غیرعقلایی عمل می کنند، اشاره هایی هم به انتخابات ایران داشته ام، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فلسفه "والله اعلم"
سال گذشته اسفندماه جریده وزین دنیای اقتصاد از بعضی اهالی اقتصاد و تجارت خواست که پیش بینی خود از نرخ ارز را ارائه دهند و البته من هم استمبادی داشتم (ردیف آخر در تصویر).
نگارنده به کنار، پیش بینی کنندگان آدم های کاربلد و اهل فن بودند، ولی در میان نزدیک به صد نفر جز شاید دو سه نفر کسی فکر نمی کرد دلار بالاتر از ۶ هزار چوق بایستد و بعید می دانم آن دو سه نفر هم نظرشان قیمت های بالای ۱۰ هزار تومان بود.
باری، اقتصاد و سیاست و اجتماع پدیده هایی پیچیده با ابعاد متعددند، حتی فهم چگونگی عمل آنها نیز بسیار دشوار و توام با عدم قطعیت هاست، پیشگویی دقیق آینده ممکن نیست و در بهترین حالت بتوان برخی حدس ها و سناریوها را آورد که البته با تمام دقت و تحلیل ها می توانند درست نباشند. خلاصه با کسانی که ادعای پیشگویی دقیق آینده را دارند با احتیاط روبه رو شوید، امیدوارم این فلسفه "والله اعلم" آخر نوشته های بنده روشن تر شده باشد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سال گذشته اسفندماه جریده وزین دنیای اقتصاد از بعضی اهالی اقتصاد و تجارت خواست که پیش بینی خود از نرخ ارز را ارائه دهند و البته من هم استمبادی داشتم (ردیف آخر در تصویر).
نگارنده به کنار، پیش بینی کنندگان آدم های کاربلد و اهل فن بودند، ولی در میان نزدیک به صد نفر جز شاید دو سه نفر کسی فکر نمی کرد دلار بالاتر از ۶ هزار چوق بایستد و بعید می دانم آن دو سه نفر هم نظرشان قیمت های بالای ۱۰ هزار تومان بود.
باری، اقتصاد و سیاست و اجتماع پدیده هایی پیچیده با ابعاد متعددند، حتی فهم چگونگی عمل آنها نیز بسیار دشوار و توام با عدم قطعیت هاست، پیشگویی دقیق آینده ممکن نیست و در بهترین حالت بتوان برخی حدس ها و سناریوها را آورد که البته با تمام دقت و تحلیل ها می توانند درست نباشند. خلاصه با کسانی که ادعای پیشگویی دقیق آینده را دارند با احتیاط روبه رو شوید، امیدوارم این فلسفه "والله اعلم" آخر نوشته های بنده روشن تر شده باشد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مهلک ترین اشتباه در تحلیل ها
اهل دل می دانند که اصلی پذیرفته در میان اهالی اقتصاد وجود دارد که افزایش حداقل دستمزد اجباری می تواند به افزایش بیکاری منجر شود و البته منطق نظری روشنی هم پشت قضیه هست.
دیروز دیدم یکی آماری را نشان می داد که با افزایش حداقل حقوق میزان سو تغذیه در میان کودکان هم کاهش یافته است و ضمنی نتیجه می گرفت که افزایش حداقل حقوق نه تنها ایرادی ندارد، بلکه عالی است. سوالم این بود آیا مطمئنی ارتباط میان این دو یک همبستگی صرف نیست و افزایش حداقل حقوق باعث کاهش سوتغدیه شده است؟ تنها تغییر همزمان دو متغیر حتی در مدتی طولانی نمی تواند نشان دهد که یک علت دیگری است. در نمودار بالا میزان واردات نفت خام امریکا و سرانه مصرف مرغ در مدتی طولانی با هم بالا و پایین رفته اند؛ آیا می توانیم نتیجه بگیریم که علت تغییر در واردات نفت این کشور، مصرف جوجه شهروندانش بوده است؟ خیلی بعید است!
برای آنکه بتوانید قدم بعدی را بردارید و بگویید یک متغیر علت دیگری است، نیاز به یک تئوری دارید، بدون تئوری منسجم برای شرح منطق تغییرات نمی توانید چیزی را توضیح دهید و علت یابی کنید، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اهل دل می دانند که اصلی پذیرفته در میان اهالی اقتصاد وجود دارد که افزایش حداقل دستمزد اجباری می تواند به افزایش بیکاری منجر شود و البته منطق نظری روشنی هم پشت قضیه هست.
دیروز دیدم یکی آماری را نشان می داد که با افزایش حداقل حقوق میزان سو تغذیه در میان کودکان هم کاهش یافته است و ضمنی نتیجه می گرفت که افزایش حداقل حقوق نه تنها ایرادی ندارد، بلکه عالی است. سوالم این بود آیا مطمئنی ارتباط میان این دو یک همبستگی صرف نیست و افزایش حداقل حقوق باعث کاهش سوتغدیه شده است؟ تنها تغییر همزمان دو متغیر حتی در مدتی طولانی نمی تواند نشان دهد که یک علت دیگری است. در نمودار بالا میزان واردات نفت خام امریکا و سرانه مصرف مرغ در مدتی طولانی با هم بالا و پایین رفته اند؛ آیا می توانیم نتیجه بگیریم که علت تغییر در واردات نفت این کشور، مصرف جوجه شهروندانش بوده است؟ خیلی بعید است!
برای آنکه بتوانید قدم بعدی را بردارید و بگویید یک متغیر علت دیگری است، نیاز به یک تئوری دارید، بدون تئوری منسجم برای شرح منطق تغییرات نمی توانید چیزی را توضیح دهید و علت یابی کنید، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روان شناسی سیاسی رای دادن
اینجا درباره عوامل موثر بر انتخاب نامزدها چیزهایی گفته ام، شاید به کار اهل دل آمد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اینجا درباره عوامل موثر بر انتخاب نامزدها چیزهایی گفته ام، شاید به کار اهل دل آمد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب ابتذال نقد
از فیدل کاسترو فقید، رهبر مادام العمر کوبایی ها، نقل می کنند که زمانی با صراحتی آشکار گفته بود نقد چیزی جز مخالفت نیست و مخالفت هم البته عملی ضد انقلابی است! چریک انقلابی تکلیف را روشن کرده و تعارفات را دور ریخته بود، صاف و پوست کنده گفته بود که نقد و این قبیل تفنن ها را دوست ندارد و حتی همان لفاظی رایج اهالی سیاست که "نقد سازنده برای بهبود عالی است" را هم رها کرده بود. شاید امروز تعداد کسانی که با این صراحت ارزش های "لیبرالی" مانند آزادی بیان و فضای باز سیاسی را حقیر می شمارند زیاد نباشند، حتی در اقتدارگراترین حکومت ها هم ژست تحمل نقدهای سازنده (بخوانید بی خاصیت) رایج است. در کشورهایی که از سازوکارهای دموکراتیک بهره می برند، نه تنها نمی توان به چنان صراحتی سخن گفت، بلکه حتی سخنانی نظیر گفته کاسترو می تواند به تمام شدن عمر سیاسی فرد منجر شود.
اما اوضاع در این حوالی که ما زندگی می کنیم، انگار شباهتی به دیگر جاهای دنیا ندارد، برخی اوقات خود سوژه های نقد یعنی اهالی دولت و سیاستمداران از رادیکال ترین منتقدان هم تندتر عمل می کنند. یحتمل ایران تنها جایی است که دولت مستقر گاهی از اپوزیسیون خود هم تندتر به نقد اوضاع می پردازد، انگار نه انگار که بخشی عمده ای از آنچه رخ داده است در حیطه مسئولیت خود آنها قرار داشته است. در اقتصاد زمانی که حاصل سیاست های نادرست کف خیابان ظاهر می شود و نارضایتی اجتماعی جدی پدید می آورد؛ اهالی قدرت چنان به نقد وضع بد کنونی و البته مقصران می پردازند که ناظر بیرونی تردید می کند که تصمیم گیرندگان واقعی کشور را باید چه کسانی بداند. مقصر و مسئول افتضاح های کنونی هم البته در بیشتر موارد عواملی ناشناخته و نادیده اند؛ آنها یا رقبای سیاسی داخلی اند که در پستوهای ظلمانی توطئه می کنند یا برخی کشورهای خارجی و عوامل نفوذی آنهایند که هدفی جز ناراضی کردن مردم همیشه در صحنه و بدبین کردن آنها ندارند.
با این حال شاید با توجه به فرهنگ و پیشینه سیاسی در ایران چنین رفتارهایی خیلی هم غریب نباشد، هنوز سیاسیون در کشورمان سیاست ورزی مدرن و با هم سر یک میز غذا خوردن را تمرین نکرده اند، فرصت زیادی هم برای این کار نبوده است، آنها بیشتر در پی هجوم به سفره و به دست آوردن سهم حداکثری از کیک قدرت اند. اگر کسی در میدان رقابت بازنده شد، شاید دیگر بخت برگشت نداشته باشد. نشستن بر تخت قدرت البته موقت است، ولی از دست دادن آن می تواند دائمی باشد. سیاسیون می دانند که با اعتراف به شکست بعید است رقبا راهی برای بازگشت و توبه پیش رویشان بگذارند. به قول محمد قائد ترجیح گروه های سیاسی در فرهنگ سیاسی ایران اینست که بگویند از اجنبی شکست خورده اند تا ناکارآمدی خود و خفت شکست در برابر رقبا را بپذیرند. در چنین حال و هوایی است که باید نقدهای رادیکال و پرشور فلان مقام سیاسی و فرار به جلو او را معنا کرد. کار او آشکارا مضحک است، به این می ماند که میزبان بیش از مهمان ها از کیفیت شامی که برایشان تهیه کرده است گله کند. ولی چاره ای هم ندارد. چنین اوضاعی بیشتر شبیه آن کسی است که می گفت اگر در دریا با کوسه مواجه شدم حتما برای در امان ماندن از درخت بالا می روم و در جواب این پرسش که وسط دریا درخت کجا بود، گفته بود می دانم، ولی مجبورم. نمونه دکتر محمد مصدق و قضایای پس از ملی شدن نفت در این مورد درس آموز است.
اما چه کنیم از شر این نقدهای مبتذل رها شویم؟ به نظر نمی رسد با پند و اندرز کار پیش برود. قاعده سیاست ورزی در ایران، شاید بیش از جاهای دیگر در جهان، تن دادن به چنین ابتذالی است. اما شاید تلاش در جهت کوچک کردن فضا و قلمرو عمل سیاست بتواند کارساز باشد، در ایم میان به طور خاص تا وقتی در میدان اقتصاد حضور دولت پررنگ است و اهالی سیاست جولان می دهند، جز این نمی شود انتظار داشت. بگذارید اینگونه بگوییم که اقتصاد منطق خودش را دارد و به دلخواه این یا آن تغییر نمی کند، باید به قاعده های آن تن داد؛ سیاست بازان هم که می فهمند سوار اسبی شده اند که از سوارکار نابلد فرمان نمی برد، سعی می کنند قضیه را به چموشی اسب نسبت دهند. اقتصاد قلمرو "بها" است نه "بهانه"، وقتی نتیجه فاجعه بار باشد. باید با سپردن کار به دستان توانای بازار، سیاست را به بیرون عرصه اقتصاد تبعید کرد، والله اعلم.
https://goo.gl/zW4hYy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از فیدل کاسترو فقید، رهبر مادام العمر کوبایی ها، نقل می کنند که زمانی با صراحتی آشکار گفته بود نقد چیزی جز مخالفت نیست و مخالفت هم البته عملی ضد انقلابی است! چریک انقلابی تکلیف را روشن کرده و تعارفات را دور ریخته بود، صاف و پوست کنده گفته بود که نقد و این قبیل تفنن ها را دوست ندارد و حتی همان لفاظی رایج اهالی سیاست که "نقد سازنده برای بهبود عالی است" را هم رها کرده بود. شاید امروز تعداد کسانی که با این صراحت ارزش های "لیبرالی" مانند آزادی بیان و فضای باز سیاسی را حقیر می شمارند زیاد نباشند، حتی در اقتدارگراترین حکومت ها هم ژست تحمل نقدهای سازنده (بخوانید بی خاصیت) رایج است. در کشورهایی که از سازوکارهای دموکراتیک بهره می برند، نه تنها نمی توان به چنان صراحتی سخن گفت، بلکه حتی سخنانی نظیر گفته کاسترو می تواند به تمام شدن عمر سیاسی فرد منجر شود.
اما اوضاع در این حوالی که ما زندگی می کنیم، انگار شباهتی به دیگر جاهای دنیا ندارد، برخی اوقات خود سوژه های نقد یعنی اهالی دولت و سیاستمداران از رادیکال ترین منتقدان هم تندتر عمل می کنند. یحتمل ایران تنها جایی است که دولت مستقر گاهی از اپوزیسیون خود هم تندتر به نقد اوضاع می پردازد، انگار نه انگار که بخشی عمده ای از آنچه رخ داده است در حیطه مسئولیت خود آنها قرار داشته است. در اقتصاد زمانی که حاصل سیاست های نادرست کف خیابان ظاهر می شود و نارضایتی اجتماعی جدی پدید می آورد؛ اهالی قدرت چنان به نقد وضع بد کنونی و البته مقصران می پردازند که ناظر بیرونی تردید می کند که تصمیم گیرندگان واقعی کشور را باید چه کسانی بداند. مقصر و مسئول افتضاح های کنونی هم البته در بیشتر موارد عواملی ناشناخته و نادیده اند؛ آنها یا رقبای سیاسی داخلی اند که در پستوهای ظلمانی توطئه می کنند یا برخی کشورهای خارجی و عوامل نفوذی آنهایند که هدفی جز ناراضی کردن مردم همیشه در صحنه و بدبین کردن آنها ندارند.
با این حال شاید با توجه به فرهنگ و پیشینه سیاسی در ایران چنین رفتارهایی خیلی هم غریب نباشد، هنوز سیاسیون در کشورمان سیاست ورزی مدرن و با هم سر یک میز غذا خوردن را تمرین نکرده اند، فرصت زیادی هم برای این کار نبوده است، آنها بیشتر در پی هجوم به سفره و به دست آوردن سهم حداکثری از کیک قدرت اند. اگر کسی در میدان رقابت بازنده شد، شاید دیگر بخت برگشت نداشته باشد. نشستن بر تخت قدرت البته موقت است، ولی از دست دادن آن می تواند دائمی باشد. سیاسیون می دانند که با اعتراف به شکست بعید است رقبا راهی برای بازگشت و توبه پیش رویشان بگذارند. به قول محمد قائد ترجیح گروه های سیاسی در فرهنگ سیاسی ایران اینست که بگویند از اجنبی شکست خورده اند تا ناکارآمدی خود و خفت شکست در برابر رقبا را بپذیرند. در چنین حال و هوایی است که باید نقدهای رادیکال و پرشور فلان مقام سیاسی و فرار به جلو او را معنا کرد. کار او آشکارا مضحک است، به این می ماند که میزبان بیش از مهمان ها از کیفیت شامی که برایشان تهیه کرده است گله کند. ولی چاره ای هم ندارد. چنین اوضاعی بیشتر شبیه آن کسی است که می گفت اگر در دریا با کوسه مواجه شدم حتما برای در امان ماندن از درخت بالا می روم و در جواب این پرسش که وسط دریا درخت کجا بود، گفته بود می دانم، ولی مجبورم. نمونه دکتر محمد مصدق و قضایای پس از ملی شدن نفت در این مورد درس آموز است.
اما چه کنیم از شر این نقدهای مبتذل رها شویم؟ به نظر نمی رسد با پند و اندرز کار پیش برود. قاعده سیاست ورزی در ایران، شاید بیش از جاهای دیگر در جهان، تن دادن به چنین ابتذالی است. اما شاید تلاش در جهت کوچک کردن فضا و قلمرو عمل سیاست بتواند کارساز باشد، در ایم میان به طور خاص تا وقتی در میدان اقتصاد حضور دولت پررنگ است و اهالی سیاست جولان می دهند، جز این نمی شود انتظار داشت. بگذارید اینگونه بگوییم که اقتصاد منطق خودش را دارد و به دلخواه این یا آن تغییر نمی کند، باید به قاعده های آن تن داد؛ سیاست بازان هم که می فهمند سوار اسبی شده اند که از سوارکار نابلد فرمان نمی برد، سعی می کنند قضیه را به چموشی اسب نسبت دهند. اقتصاد قلمرو "بها" است نه "بهانه"، وقتی نتیجه فاجعه بار باشد. باید با سپردن کار به دستان توانای بازار، سیاست را به بیرون عرصه اقتصاد تبعید کرد، والله اعلم.
https://goo.gl/zW4hYy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سفر به آینده با دلار ۴۲۰۰
گاهی سفر در مکان، سیاحتی در زمان هم محسوب می شود، در ونزوئلا که کشوری ثروتمند بوده و هست، مرغ در سوپرمارکت ها پیدا نمی شود و به شیوه های جدید توزیع رو آورده اند که البته مقصر همه اینها هم امپریالیسم و تحریم ها و ... است! در صورت ادامه بی تدبیری آینده ایران هم شاید خیلی متفاوت نباشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گاهی سفر در مکان، سیاحتی در زمان هم محسوب می شود، در ونزوئلا که کشوری ثروتمند بوده و هست، مرغ در سوپرمارکت ها پیدا نمی شود و به شیوه های جدید توزیع رو آورده اند که البته مقصر همه اینها هم امپریالیسم و تحریم ها و ... است! در صورت ادامه بی تدبیری آینده ایران هم شاید خیلی متفاوت نباشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران بناست با امریکا وارد جنگ شود؟
از قرار کسانی در خاورمیانه و واشنگتن عزم را جزم کرده اند که ماشین جنگی امریکا را به کار اندازند و مسئله ایران را یک بار برای همیشه حل کنند؛ کار از تهدید لفظی به "رژیم چینج" گذشته است، دنبال سازوکارهای تحقق آن اند؛ مخالفت روسیه و چین به جای خود، خیلی از تحلیل گران به واقع نگران وقوع جنگی جدی در خاورمیانه اند. کره شمالی و ونزوئلا البته از دغدغه های ایالات متحده اند، ولی ایران محتمل ترین هدف برای شروع جنگی تازه است؛ جنگی که به عربستان و اسرائیل محدود نمی ماند و کارش به سوریه و لبنان و یمن و عراق هم خواهد کشید، چیزی که شیخ دیپلمات آن را مادر همه جنگ ها نامیده است.
ژنرال های کاربلدی مثل متیس و کلی و مک مستر هم دیگر کنار ترامپ نیستند که هشدار برای عواقب جنگ بدهند، امروز پمپئو و بولتون با مهارت غریبشان می توانند با آزادی عمل بیشتری کار را پیش ببرند؛ کمیته ای ملی دموکرات ها در کنگره در قطعنامه ای خواستار برگشت امریکا به توافق هسته ای شد، ولی کیست که نداند ایران در میان دموکرات های قدرتمند هم محبوبیتی ندارد و تعداد دموکرات هایی که دنبال حل "نهایی" مسئله ایران اند، آنقدر زیاد هست که در روزهای بحران کسی جلوی اقدام نظامی را نگیرد. اِنگِل، منندز و کاردین حتی در 2015 با برجام مخالف بودند.
سه جا ممکن است این رویارویی صورت گیرد؛ نخست، در سوریه و لبنان که ایران حضوری جدی دارد و حملات اسرائیل به نیروهای ایرانی که تلفات زیادی را هم به بار آورده باید از این منظر دید. تا اینجا ایرانی ها هوشمندانه خویشتن داری کرده اند، ولی واکنش های احتمالی تندروها در آینده شاید درهای جهنم را باز کند. دوم، در عراق که امریکا بنای حفظ نیروهای خود را برای زیرنظر داشتن ایران دارد، یادمان نرود در حملات راکتی به منطقه سبز بغداد و فرودگاه بصره، کسانی ایران را پشت قضیه می دانستند، بولتون از پنتاگون خواستار تدوین طرح حملات تلافی جویانه شده بود، غریب است فکر کنیم در حملات احتمالی آینده آن طرح تدوین شده اجرایی شود؟
سوم در خلیج فارس که از مدتها پیش محل برخوردهای گاه و بیگاه ایران و امریکا بوده است، این وسط کافی است یک سوء محاسبه رخ دهد تا دنیا به کام جنگ طلب ها شود. سال گذشته ترامپ دنبال طرحی برای رفع خطر قایق های تندرو ایرانی ها بود و انگار پرسیده بود چرا ما اینها را غرق نمی کنیم!؟ فعالیت های ایرانی ها در خلیج فارس هم چشمگیر بوده است. همچنین کسانی در ینگه دنیا درست مانند قضیه عراق 2003 دنبال افشا روابط پنهان ایران و القاعده و گروه های تندرو اسلامی اند، چیزی که می تواند شروع جنگ را توجیه پذیرتر سازد.
اما این طرف از منظر جلب متحدان اوضاع خوب نبوده است، اروپایی ها بنا ندارند دنبال گزینه های سخت در برخورد با ایران بروند، آنها با خروج امریکا از برجام موافق نیستند و راهکارهای مثل اینستکس را پیشنهاد کرده اند. نشست ورشو که با هدف ایجاد نوعی ائتلاف سیاسی برای حل مسئله ایران بود، یک افتضاح تمام عیار بود، کافی بود ائتلافی جدی شکل می گرفت تا صدای شیپور جنگ را بلندتر می شنیدیم. اگر برجام و "اعتماد" به اروپایی های فقط به همین درد هم خورده باشد، باید واقعا آن را فتح الفتوحی جدی به شمار آورد.
اما در این میان قدرت گرفتن تندروها در ایران هدیه ای از آسمان به نئوکان های اطراف ترامپ است و مسیر حرکت به جنگ را هموار می کند، پذیرش استعفای ظریف که البته کسانی آن را ترفند روحانی و یارانش برای امتیازگیری می دانستند، می توانست خیلی ها را در واشنگتن خوشحال کند، ولی دیدیم که در حرکتی جالب حتی ژنرال سلیمانی هم از ظریف حمایت کرد. این استعفا می توانست پایان روال مصالحه و دنبال کردن رویکرد تهاجمی تر تلقی شود، ولی انگار اهالی قدرت در ایران حواسشان به وخامت اوضاع هست.
ایرانی ها در میانه چالش های خطیر داخلی و خارجی اند، اینکه اوضاع چه می شود را البته باید به متخصصان فال قهوه سپرد و امید به خردمندی اهالی قدرت داشت، ولی از همینجا می شود حدس زد که یک پروژه اساسی سیاسی نزدیک برای ساختار قدرت در ایران انتخابات ریاست جمهوری آینده است، آن انتخابات را خیلی (با تاکید) جدی بگیرید. والله اعلم.
https://goo.gl/r2QT93
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از قرار کسانی در خاورمیانه و واشنگتن عزم را جزم کرده اند که ماشین جنگی امریکا را به کار اندازند و مسئله ایران را یک بار برای همیشه حل کنند؛ کار از تهدید لفظی به "رژیم چینج" گذشته است، دنبال سازوکارهای تحقق آن اند؛ مخالفت روسیه و چین به جای خود، خیلی از تحلیل گران به واقع نگران وقوع جنگی جدی در خاورمیانه اند. کره شمالی و ونزوئلا البته از دغدغه های ایالات متحده اند، ولی ایران محتمل ترین هدف برای شروع جنگی تازه است؛ جنگی که به عربستان و اسرائیل محدود نمی ماند و کارش به سوریه و لبنان و یمن و عراق هم خواهد کشید، چیزی که شیخ دیپلمات آن را مادر همه جنگ ها نامیده است.
ژنرال های کاربلدی مثل متیس و کلی و مک مستر هم دیگر کنار ترامپ نیستند که هشدار برای عواقب جنگ بدهند، امروز پمپئو و بولتون با مهارت غریبشان می توانند با آزادی عمل بیشتری کار را پیش ببرند؛ کمیته ای ملی دموکرات ها در کنگره در قطعنامه ای خواستار برگشت امریکا به توافق هسته ای شد، ولی کیست که نداند ایران در میان دموکرات های قدرتمند هم محبوبیتی ندارد و تعداد دموکرات هایی که دنبال حل "نهایی" مسئله ایران اند، آنقدر زیاد هست که در روزهای بحران کسی جلوی اقدام نظامی را نگیرد. اِنگِل، منندز و کاردین حتی در 2015 با برجام مخالف بودند.
سه جا ممکن است این رویارویی صورت گیرد؛ نخست، در سوریه و لبنان که ایران حضوری جدی دارد و حملات اسرائیل به نیروهای ایرانی که تلفات زیادی را هم به بار آورده باید از این منظر دید. تا اینجا ایرانی ها هوشمندانه خویشتن داری کرده اند، ولی واکنش های احتمالی تندروها در آینده شاید درهای جهنم را باز کند. دوم، در عراق که امریکا بنای حفظ نیروهای خود را برای زیرنظر داشتن ایران دارد، یادمان نرود در حملات راکتی به منطقه سبز بغداد و فرودگاه بصره، کسانی ایران را پشت قضیه می دانستند، بولتون از پنتاگون خواستار تدوین طرح حملات تلافی جویانه شده بود، غریب است فکر کنیم در حملات احتمالی آینده آن طرح تدوین شده اجرایی شود؟
سوم در خلیج فارس که از مدتها پیش محل برخوردهای گاه و بیگاه ایران و امریکا بوده است، این وسط کافی است یک سوء محاسبه رخ دهد تا دنیا به کام جنگ طلب ها شود. سال گذشته ترامپ دنبال طرحی برای رفع خطر قایق های تندرو ایرانی ها بود و انگار پرسیده بود چرا ما اینها را غرق نمی کنیم!؟ فعالیت های ایرانی ها در خلیج فارس هم چشمگیر بوده است. همچنین کسانی در ینگه دنیا درست مانند قضیه عراق 2003 دنبال افشا روابط پنهان ایران و القاعده و گروه های تندرو اسلامی اند، چیزی که می تواند شروع جنگ را توجیه پذیرتر سازد.
اما این طرف از منظر جلب متحدان اوضاع خوب نبوده است، اروپایی ها بنا ندارند دنبال گزینه های سخت در برخورد با ایران بروند، آنها با خروج امریکا از برجام موافق نیستند و راهکارهای مثل اینستکس را پیشنهاد کرده اند. نشست ورشو که با هدف ایجاد نوعی ائتلاف سیاسی برای حل مسئله ایران بود، یک افتضاح تمام عیار بود، کافی بود ائتلافی جدی شکل می گرفت تا صدای شیپور جنگ را بلندتر می شنیدیم. اگر برجام و "اعتماد" به اروپایی های فقط به همین درد هم خورده باشد، باید واقعا آن را فتح الفتوحی جدی به شمار آورد.
اما در این میان قدرت گرفتن تندروها در ایران هدیه ای از آسمان به نئوکان های اطراف ترامپ است و مسیر حرکت به جنگ را هموار می کند، پذیرش استعفای ظریف که البته کسانی آن را ترفند روحانی و یارانش برای امتیازگیری می دانستند، می توانست خیلی ها را در واشنگتن خوشحال کند، ولی دیدیم که در حرکتی جالب حتی ژنرال سلیمانی هم از ظریف حمایت کرد. این استعفا می توانست پایان روال مصالحه و دنبال کردن رویکرد تهاجمی تر تلقی شود، ولی انگار اهالی قدرت در ایران حواسشان به وخامت اوضاع هست.
ایرانی ها در میانه چالش های خطیر داخلی و خارجی اند، اینکه اوضاع چه می شود را البته باید به متخصصان فال قهوه سپرد و امید به خردمندی اهالی قدرت داشت، ولی از همینجا می شود حدس زد که یک پروژه اساسی سیاسی نزدیک برای ساختار قدرت در ایران انتخابات ریاست جمهوری آینده است، آن انتخابات را خیلی (با تاکید) جدی بگیرید. والله اعلم.
https://goo.gl/r2QT93
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب این بره باشید!
دادستان محترم تهران که از قرار همشهری نگارنده است فرموده اند قیمت مرغ ۱۱ هزار و ۵۰۰ چوق است و هرکس گرانفروشی کند سروکارش با گزمه و عدلیه است. اما حیف که اقتصاد منطق خودش را دارد و از کسی فرمان نمی برد، این سیاست های "خیرخواهانه" نتایج مشخصی دارد که بارها آزمون شده است؛ کمبود کالاها، صف های طولانی و به راه افتادن بازار سیاه و اجحاف بر مشتریان. شاید نخواهیم زیر بار برویم، ولی این قبیل اقدامات بیش از همه به زیان همان کسانی تمام می شود که قرار است از این سیاست ها منتفع شوند: فقرا و نیازمندان! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دادستان محترم تهران که از قرار همشهری نگارنده است فرموده اند قیمت مرغ ۱۱ هزار و ۵۰۰ چوق است و هرکس گرانفروشی کند سروکارش با گزمه و عدلیه است. اما حیف که اقتصاد منطق خودش را دارد و از کسی فرمان نمی برد، این سیاست های "خیرخواهانه" نتایج مشخصی دارد که بارها آزمون شده است؛ کمبود کالاها، صف های طولانی و به راه افتادن بازار سیاه و اجحاف بر مشتریان. شاید نخواهیم زیر بار برویم، ولی این قبیل اقدامات بیش از همه به زیان همان کسانی تمام می شود که قرار است از این سیاست ها منتفع شوند: فقرا و نیازمندان! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب اکسیر اعظم اقتصاد: حکومت قانون
یکی از بزرگواران گفته است راه حل اقتصاد ایران اقتصادی نیست، سیاسی است! حرف درستی است، مشروط به اینکه بدانیم از چه سخن می گوییم، شاید این ویدئو از سوی دوستی فرزانه بهتر از هر متنی گویای آن راه حل اساسی و اکسیر اعظم باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از بزرگواران گفته است راه حل اقتصاد ایران اقتصادی نیست، سیاسی است! حرف درستی است، مشروط به اینکه بدانیم از چه سخن می گوییم، شاید این ویدئو از سوی دوستی فرزانه بهتر از هر متنی گویای آن راه حل اساسی و اکسیر اعظم باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حاجی فیروز فرنگی: برای سال نو یک آرزو کن و یک چیزی از من بخواه!
بچه: یک اسب تک شاخ می خوام!
حاجی فیروز فرنگی: یک آرزوی بهتر
بچه: باشه، دولتی می خوام که به حقوقم احترام بگذاره و پولم را به باد نده!
حاجی فیروز فرنگی: گفتی اون اسب تک شاخ چه رنگی باشه!؟
سال نو را به تمام یاران راهبرد شادباش می گویم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بچه: یک اسب تک شاخ می خوام!
حاجی فیروز فرنگی: یک آرزوی بهتر
بچه: باشه، دولتی می خوام که به حقوقم احترام بگذاره و پولم را به باد نده!
حاجی فیروز فرنگی: گفتی اون اسب تک شاخ چه رنگی باشه!؟
سال نو را به تمام یاران راهبرد شادباش می گویم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چطور از شر کمونیسم راحت شویم؟
(نسخه امریکای جنوبی که البته به کار ایران هم می آید)
۱. روش آرژانتینی: هلیکوپتر سواری
۲. روش شیلیایی: ضیافت در استادیوم
۳. روش برزیلی: خودکشی شدن!
۴. روش ونزوئلایی: کاری به کارشان نداشتن!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
(نسخه امریکای جنوبی که البته به کار ایران هم می آید)
۱. روش آرژانتینی: هلیکوپتر سواری
۲. روش شیلیایی: ضیافت در استادیوم
۳. روش برزیلی: خودکشی شدن!
۴. روش ونزوئلایی: کاری به کارشان نداشتن!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیدن فاجعه از چشم دولت
دکتر کرمی، اقلیم شناس، در مورد قضیه سیل شیراز با اشاره به دروازه قرآن در عکس بالا نوشته است: "این عکس قدیمی نشان میدهد آنچه که به خیابان و میدان و بازار تبدیل شده در اصل یک مسیل بوده است. دوراندیشی یعنی اینکه بدانی جایی که مسیل است حتما یک روز سیل خواهد آمد".
جیمز اسکات در کتاب کم نظیرش "دیدن مثل دولت" با مروری بر کشورهای مختلف به نقد تئوری توسعه و دولت توسعه گرا پرداخته است، او معتقد است ریشه شکست های فاجعه بار ۴ پیش فرض غلط است:
۱. امکان شکل دادن طبیعت و اجتماع با دم و دستگاه اداری دولت
۲. باور به قدرت علم (و نه دانش محلی و تجربی) در بهبود همه جنبه های زندگی بشر
۳. بکارگیری قدرت اجبار دولت برای ایجاد مداخله ها و تحولات بزرگ-مقیاس اجتماعی
۴. نبود جامعه مدنی قدرتمند قادر به مقاومت در برابر طرح های مداخله گرانه دولت
دلیل اینکه هواداران اقتصاد بازار اینقدر نسبت به دولت ها بدبین اند، لجبازی های ایدئولوژیک نیست، بلکه بینش عمیق آنها نسبت به محدودیت های فهم بشری است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دکتر کرمی، اقلیم شناس، در مورد قضیه سیل شیراز با اشاره به دروازه قرآن در عکس بالا نوشته است: "این عکس قدیمی نشان میدهد آنچه که به خیابان و میدان و بازار تبدیل شده در اصل یک مسیل بوده است. دوراندیشی یعنی اینکه بدانی جایی که مسیل است حتما یک روز سیل خواهد آمد".
جیمز اسکات در کتاب کم نظیرش "دیدن مثل دولت" با مروری بر کشورهای مختلف به نقد تئوری توسعه و دولت توسعه گرا پرداخته است، او معتقد است ریشه شکست های فاجعه بار ۴ پیش فرض غلط است:
۱. امکان شکل دادن طبیعت و اجتماع با دم و دستگاه اداری دولت
۲. باور به قدرت علم (و نه دانش محلی و تجربی) در بهبود همه جنبه های زندگی بشر
۳. بکارگیری قدرت اجبار دولت برای ایجاد مداخله ها و تحولات بزرگ-مقیاس اجتماعی
۴. نبود جامعه مدنی قدرتمند قادر به مقاومت در برابر طرح های مداخله گرانه دولت
دلیل اینکه هواداران اقتصاد بازار اینقدر نسبت به دولت ها بدبین اند، لجبازی های ایدئولوژیک نیست، بلکه بینش عمیق آنها نسبت به محدودیت های فهم بشری است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب صف جات
سمت چپ صف جمعه سیاه در آمریکاست که روی کالاها تخفیف چشمگیری ارائه می شود. سمت راست صف مواد غذایی در ونزوئلاست که بناست کالا به قیمت دولتی مصوب عرضه شود.
امریکا و ونزوئلا ندارد، هرکجا قیمت ارزان تر از "خواست" بازار باشد صف تشکیل می شود، در یکی اختیاری است و خود بنگاه ها تخفیف می دهند، صف ها موقت اند و انتظار در صف هم بیشتر نوعی تفریح است. در دیگری دولت قیمت را تعیین می کند و در صف ماندن یک تجربه دردناک روزمره برای کالاهای ضروری و البته نوعی سبک زندگی به شمار می رود که باید به آن عادت کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سمت چپ صف جمعه سیاه در آمریکاست که روی کالاها تخفیف چشمگیری ارائه می شود. سمت راست صف مواد غذایی در ونزوئلاست که بناست کالا به قیمت دولتی مصوب عرضه شود.
امریکا و ونزوئلا ندارد، هرکجا قیمت ارزان تر از "خواست" بازار باشد صف تشکیل می شود، در یکی اختیاری است و خود بنگاه ها تخفیف می دهند، صف ها موقت اند و انتظار در صف هم بیشتر نوعی تفریح است. در دیگری دولت قیمت را تعیین می کند و در صف ماندن یک تجربه دردناک روزمره برای کالاهای ضروری و البته نوعی سبک زندگی به شمار می رود که باید به آن عادت کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب نظارت
قضیه صف ها و فساد ناشی از آنها البته ربطی به نبود نظارت کافی هم ندارد، حتی با نظارت سفت و سخت مثل آنچه در بالا (حضور ارتش ونزوئلا در فروشگاه ها برای نظارت بر عرضه کالاهای اساسی) می بینیم باز کار عیب می کند، گفته می شد شاه سابق ایران هم خیال چنین کاری داشت. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
قضیه صف ها و فساد ناشی از آنها البته ربطی به نبود نظارت کافی هم ندارد، حتی با نظارت سفت و سخت مثل آنچه در بالا (حضور ارتش ونزوئلا در فروشگاه ها برای نظارت بر عرضه کالاهای اساسی) می بینیم باز کار عیب می کند، گفته می شد شاه سابق ایران هم خیال چنین کاری داشت. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel