راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
عقل کل ها را فراموش کنید!

"رنه دومون، متخصص کشاورزی و جامعه شناس فرانسوی، طی سیاحتی از کوبا به همراه خود کاسترو، مشاهداتش را اینگونه بیان کرده است: "او یک پل خراب دید و فورا دستور داد به تعمیر آن بپردازند. پنجاه مایل بعد دستور داد که هماهنگ کنند و یک جاده آسفالت خوب در آنجا بسازند. در جایی دیگری گفت که دستور بدهند و آنجا یک سد کوچک ساخته شود. جای دیگر که در آن محصولات زراعی شرایط خوبی نداشتند گفت که می خواهند آنجا یک مدرسه کشاورزی خوب ساخته شود".

مشاور سیاسی رابرت اف. کندی و مدیر رادیوی عمومی ملی نوشته بودند که کاسترو از موارد زیر باخبر بوده است: "نرخ سالانه ساخت مدرسه، خانه، کارخانه و بیمارستان. او از تعداد پروژه های در حال ساخت و ساخت شده و برنامه پایان ساخت آنها باخبر است و نقشه های ساختمان 5 تا 10 سال آینده را می داند. او تعداد دانش آموزان هر سطح از فرایند آموزشی را می داندو با برنامه درسی آنها آشناست ... او دمای ماهانه بندرهای ماهیگیری را هم می داند".

آنجلا دیویس نوشته است: "بعد از حرف زدن درباره فیدل با تقریبا هر فرد کوبایی، مشخص شد از نظر آنها او فوق العاده باهوش، شدیدا متعهد و یک انسان خونگرم است ... فیدل رهبر آنها بود اما فراتر از آن، بیشتر از هرچیزی برادرشان محسوب می شد".

اما ... خروج دسته جمعی مردم از کشور همچنان ادامه داشت. اولین موج مهاجرت که طی آن یک چهارم جمعیت کوبا به امریکا رفت، برای زوار کاسترو و مشتاقان حکومت مردمی کوبا مشکلی به حساب نمی آمد. اینها اکثرا مهاجران طبقه متوسط و متوسط به بالا بودند، یعنی از دید سوسیالیستی، بخشی از مردم محسوب نمی شدند، اما در نیمه دوم 1960و گذشت چند سال از انقلاب کوبا ترکیب مهاجران به امریکا تغییری بنیادین کرد و کارگران دولتی و کشاورزان هم شروع به مهاجرت در تعداد بالا کردند، دیگر نمی شد همه آنها دوستداران باتیستا (دیکتاتور سابق) یا صاحبان زمین های کلان حساب آورد.

مدافعان کاسترو، همیشه حکومت او را با دیکتاتوری 7 ساله باتیستا پیش از به قدرت رسیدن اش مقایسه می کنند و حتی چند دهه بعد از مرگ دیکتاتور سابق، باز منتقدان را مزدور باتیستا می نامند. جرمی کوربین بریتانیایی می گفت: " قبل از انقلاب 1959 کوبا جایی بود که فرهنگ و هویت آن زیر بدترین نوع اقتصاد بازارمحور سرکوب شده بود. انقلاب 1959 بسیار محبوب بود و کاسترو هم به تنهایی انقلاب نکرد ... بلکه صدها هزار نفر در این راه به او کمک کردند. حالا هم کوبا یک انتخاب دارد آیا تسلیم خلافکاران میامی شود که می خواهند کنترل را در دست گیرند و دستاوردهای انقلاب را نابود سازد یا مبارزه کند و بهترین نوع سوسیالیسمی که در کوبا قابل دسترسی است را بسازد". البته واضح نیست این خلافکاران میامی دقیقا چه کسانی اند، اما در آن زمین بیش از یک میلیون تبعیدی کوبایی در فلوریدا زندگی می کردند که همه آنها نمی توانستند مزدور دیکتاتور سابقی باشند که دو دهه پیش از آن مرده بود".

اجازه دهید نتیجه اصلی را بگیریم اطلاعات وسیع پیشوای بزرگ و فضولی وی در تقریبا همه امور شاید برای برخی نشانه هوشمندی تلقی می شد، ولی بیشتر اقدامی سیاسی خنکی برای تحبیب قلوب رعیت بود. می شد انتظار داشت کسی که در همه امور صاحبنظر بود، در هیچ زمینه نظر جدی و قابل اعتننا ندهد! فون هایک یک درس به ما آموخته باشد اینست که با پیچیده تر شدن اقتصاد، عقل کل ها حتی اگر واقعا توانمند هم باشند، کاری از پیش نخواهند برد و جز نکبت چیزی به بار نخواهند آورد که در کوبا هم اوضاع متفاوت نبود. به جای عقل کل ها باید دنبال فرایندها و نهادهای مناسب بود. اینکه چقدر موفق عمل کرده ایم هم روشن است، شاخص موفقیت در این راه مردمی اند که با پاهای خود رای می دهند. اگر کشوری درست عمل کرده باشد، تعداد کسانی که ترجیح می دهند در ان زندگی کنند بیشتر و بیشتر خواهد بود، اگر می بینیم در جایی مهاجرت به خارجه مسئله ای جدی است، فارغ از هر شاخص و عدد و رقمی یعنی راه را اشتباه رفته ایم. همچنین اساسا نباید مداحی های مجانین فرنگی ضد امپریالیسم و امثال زوار کاسترو را جدی گرفت. والله اعلم.

https://bit.ly/2z3PEdH


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍2❤1
برده داران نقابدار!

در قانون لغو برده داری 1833 بریتانیا مالکیت و فروش برده در سراسر آن امپراتوری جز مناطق قلمرو "کمپانی هند شرقی" ممنوع شد!

شاید فکر کنیم اقتصاد بر بشردوستی غلبه کرده بود و نمی خواستند آن کمپانی معظم زیان ببیند. ملاحظات اقتصادی البته مهم بود، زیرا دولت باید بردگان را از مالکان آنها می خرید، اما قضیه جدی تر بود، آن مناطق زیر نظر مقررات خود کمپانی اداره می شد. جالب اینجاست از قضا در این مناطق، از سالهای پیش از این قانون یعنی حتی از 1774 برده گیری و تجارت برده ممنوع یا محدود شده بود. همچنین سال 1843 افزون بر تشدید ممنوعیت، حتی حمایت قانونی محدود هم از بردگان به عمل آورده بود و امکان تملک دارایی و انتقال اموال هم برای آنها به شکل محدود وجود داشت. انگار اینجا هم بخش "خصوصی" بد عمل نکرده بود.

اما برده داری چیست؟ کسی کار کند و اختیاری روی پولی که در می آورد نداشته باشد و مجبور باشد به میل دیگری کار کند. بسیاری از هواداران عدالت اجتماعی هم همین را می خواهند، باید مراقب این نوع از برده داری جدید بود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordCahnnel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"حرامزاده های بی شرف"!

در سال ۲۰۱۷ کارلا استی تحلیل گر ژئوپلتیک مرکز پژوهش های جهانی شدن و خبرنگار دفتر مرکزی سازمان ملل به کره شمالی رفت. او کره شمالی را "نمونه موفق نظام سوسیالیستی" و "بهشتی برای کودکان" لقب می دهد که آموزش و بهداشت رایگان، به روز و عالی ارائه می کند: انتقال دستاوردهای تمام اعجاب انگیز مردم و حکومت کره شمالی با کلام یا حتی تصویر اگر غیر ممکن نباشد بسیار دشوار است ... مردم کره شمالی در توسعه سوسیالیستی کشورشان قهرمانانه ثابت قدم بوده اند، ... مردم کره شمالی نمونه شکوهمند جامعه ای دموکراتیک و برابر به لحاظ اجتماعی و اقتصادی هستند. کره شمالی همچنان مثالی از پیگیری شجاعانه عدالت اجتماعی و اقتصادی است ...

استی به ویژه تحت تأثیر پیشرفت این کشور در زمینه برابری جنسیتی قرار گرفت، هرچند استدلالش اندکی نامتعارف است: برای من عجیب بود ... که زنی پاشنه بلند سوزنی طلایی رنگ می پوشید... بعد با شگفتی متوجه شدم که بقیه زنان هم پاشنه بلندهای پر زرق و برق می پوشند ... من بر این جزئیات تأکید دارم چون کفش های یک زن به ویژه از نوع پاشنه بلند اغلب بیانگر عزت نفس اوست و این زنها در سرتاسر پیونگ یانگ آشکارا از عزت نفس بالایی برخوردارند و همچنان که پیش می رفتم می فهمیدم که کره شمالی دستاوردهای خیره کننده ای در برابری جنسیتی داشته است... او بر این باور بود: نقض حقوق بشر هیاهویی ساختگی و متنی - گزارش های فراریانی است که پول زیادی بابت داستان های ساختگی مخوفشان دریافت کرده اند... جعل اطلاعات گمراه کننده درباره کره شمالی دارد به صنعتی بسیار پرسود و حرفه ای پول ساز تبدیل می شود.

او شناختی از کیم جونگ اون نداشت اما چیزهای مثبت زیادی درباره اش می شنید: خیلی ها به من می گویند که رئیس جمهورشان کیم یونگ اون بچه ها را دوست دارد و این را می توان به وضوح در بسیاری از امکانات در دسترس برای تشویق و کمک به کودکان در فعالیت های بهداشتی، آموزشی و تفریحی مشاهده کرد... رئیس جمهور کره شمالی ... آشکارا خود را وقف مردمش کرده است، به نیازهای ایتام و معلولان رسیدگی می کند، بالاترین سطح آموزش را برای مردمش فراهم کرده است، کارخانجاتی ساخته که بهترین کفش های چرمی را برای زنان تولید می کنند ...

دلیل دشمنی غرب با این کشور چیست؟ به اعتقاد استی: توسعه کره شمالی تا به امروز همچنان الگوی موفقی از اقتصاد سوسیالیستی و توسعه اجتماعی بوده است و دستاوردهایش تهدیدی فزاینده برای اقتصادهای سرمایه داری رو به زوال ایالات متحده و اروپای غربی است و این کشورهای سرمایه داری به لحاظ آسیب شناسی در پی تخریب آن چیزی اند که نظام های خودشان در رسیدن به آن ناکام مانده اند.

هر آدمی اگر "چپ جات" ذهنش را فاسد نکرده باشد، به آن اندازه درایت دارد که بفهمد اگر چیزی آنقدر مطلوب است، برای حفظ آن انقدر بگیر و ببند و خشونت لازم نیست، مرزها را هم باز بگذارند، کسی این "بهشت" را ترک نمی کند. اگر بانویی در نیویورک کفش پاشنه بلند بپوشد عروسک کمپانی ها مد و بنده سرمایه داری است، ولی در پیونگ یانگ عزت نفس دارد! رسیدگی شخصی پیشوای بزرگ کره به ایتام و معلولان یعنی خودش را وقف مردمش کرده است، ولی در بقیه جاها عوام فریبی و پوپولیسم معنا می شود. داستان این اوباش اهل "ابتذال شر" همینقدر کمدی است، یک معیار بهتر از حرف های این جانوران روزنامه نگار غربی ضد امپریالیست وجود دارد، ببینید ملت برای رفتن به کدام کشورها توی صف می ایستند: بهشت کره شمالی و کوبا یا جهنم سرمایه داری در امریکا؟ والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH

پ.ن: عصبانی نیستم، عنوان نوشته فقط یادی از برادر اهل کتاب کوئنتین تارانتینو است!

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ماجراهای زحمتکشان!

قضیه هفت تپه پیچیده تر از اینهاست که در بادی امر به نظر می رسد، کاستن آن به تقابل ظالم و مظلوم صرف خطاست، آدم هایی که سرکار نمی آمدند و حقوق نمی گرفتند و معترضانی که خیلی هم بی پول بی پول نیستند و البته احتمالا کارگران زحمتکشی که به حقشان نرسیدند، شخصا امیدوارم همه ایرانی ها و از جمله کارگران رفاه بالایی را تجربه کنند، ولی پیشنیازش واقع بینی است. از ظلم ظالم زیاد شنیده ایم، شاید بد نباشد شیادی برخی "مظلومان" را هم ببینیم، پرس و جوی اولیه ام حاکی از صحت این مستندات است. والله اعلم.

پ.ن: وسط این هیاهوی خلع ید حواسمان باشد بازی با "حق مالکیت" بازی با آتش است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
منتظر برجام نباشید، ولی برجام 2 ...

کار خیلی سخت است، ایرانی ها خواهان قرارداد سفت و سخت و حتی جبران خسارات تحریم اند، اسرائیل و امارات و عربستان نگران نفوذ منطقه ای ایران اند، کنگره جمهوری خواه هم برجام را نمی پسندید و نمی پسندد و با برداشتن تحریم ها که اهرمی در برخورد با ایران است مخالف است. اما از آن سو اروپایی ها نظر مثبت تری برای بازگشت به برجام دارند، ولی با محدودتر کردن ایران هم مشکلی ندارند. ایران هم البته به دنبال کاهش تحریم هاست.

دنیس راس از کاربلدهای امنیتی که در دولت های مختلف از ریگان و کلینتون گرفته تا بوش و اوباما دست اندرکار بوده است معتقد است، بایدن نمی تواند به برجام برگردد و حتی نباید برگردد، باید دنبال توافق جامع تر باشد که در حال حاضر ممکن نیست، تنها کاری که می تواند امروز پیش ببرد این است که با حفظ تحریم ها گشایش های مختصری ایجاد کند تا بعد با جلب اعتماد طرفین شاید بتواند به توافق بهتری از برجام برسد.

پیشنهاد او اینست بدون برگشت به برجام و برداشتن تحریم ها، در برابر گرفتن امتیازهایی مثل کاهش تعداد سانترفیوژها (برچیدن دو آبشار) و ذخیره اورانیوم (از 2400 کیلوگرم فعلی به 1000 کیلوگرم) "بدون برچیدن تحریم ها"، برخی از حساب های ذخایر ارزی ایران را آزاد کند که البته نیازی به تایید کنگره ندارد و می تواند نظر طرفین را تامین کنند تا بتوانند به توافق جامع تری فکر کنند.

نگارنده این سطور البته به توافق خوش بین نیست و جز تغییری اساسی در ساختار تصمیم گیری ایرانی ها بعید می داند که اتفاقی اساسی بیفتد، اوضاع ما به عراق پس از طوفان صحرا شبیه تر می نماید، ولی به هرحال ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، والله اعلم.

https://bloom.bg/38BgyYn

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
به یکی از غیرآزادترین اقتصادهای جهان خوش آمدید!

رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی فریزر (بخوانید فضولی نکردن دولت در اقتصاد) کم از فاجعه ندارد، در کل رتبه پنجم از آخر قرار گرفته ایم. کمی جزئی تر ورود کنیم نتایج حتی دردآورتر است. رتبه ایران در جهان را ببینید:

اندازه (کوچک بودن) دولت: 117 از 162
سیستم قانونی و حمایت از حقوق مالکیت: 129 از 162
دستکاری نکردن ارزش پول: 154 از 162
آزادی تجارت با دیگر کشورها: 161 از 162
عدم وجود مقررات دست و پاگیر برای فعالان اقتصادی: 149 از 162

این معجون به هرچیزی شبیه باشد به اقتصاد سرمایه داری و نئولیبرال و ... شبیه نیست، هرکس ادعا کرد که آی سرمایه داری ما را بیچاره کرد، بدانید که شیادی بیش نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب یک ایده ظلمانی

‏انصافا کار دارد به کمدی می رسد، سلبریتی اینستاگرامی هفت تپه فرموده اند "عامل اصلی بدبختی و تبعیض و نابرابری و طبقاتی شدن جامعه چیزی نیست جز مالکیت خصوصی و ..."

‏دکتر سید حسین نصر در خاطره ای تعریف می کرد که یک بار در حسینیه ارشاد از علی شریعتی در حین سخنرانی اش شنیده بود که امام حسین را باید چه گوارای عصر خود دانست، نصر می گفت همانجا بلند شدم و از همکاری با آن مجموعه استعفا دادم. برای او مشخص بود از ته چاه خورشید بیرون نمی آید. حواسمان باشد یک کلمه کافی است تا بفهمیم بعضی ایده ها به کجا می رسند. این بحث لغو مالکیت خصوصی سلبریتی های بیزینس ‏حقوق کارگران را جدی بگیریم، مراقب باشید با رمانتیسیسم و زیر نقاب بشردوستی هیولای کمونیسم را به شما قالب نکنند، این ترفند قدیمی است!

جناب نجات بهرامی و تنی چند از هواداران اقتصاد بازار به همین مناسبت بیانیه ای تهیه دیده اند که خواندنی است؛ از دست ندهید، والله اعلم.

اینجا

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
ترجمه یک کتاب خوب

به لطف و حمایت جناب فرهاد مقدم سلیمی و مجموعه فرهاد اکسچینج کار ترجمه این کتاب که معرفی ایده های اصلی اقتصاد اتریشی (مکتب اتریش) است را از امروز شروع کردم، نگاه جامع و زبان ساده آن و البته مولف کاربلد از نقاط قوت کتاب است، امیدوارم که کار به شکل مناسبی پیش برود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"وابستگی"، هدیه ای از آسمان

"خیال‌پردازی‌های بی‌مبنا که نقض اصول پایه‌ای اقتصاد است شاید به کار حرف‌درمانی بیاید، ولی بعید است روی زمین اثرات مثبتی ایجاد کند. به ویژه فقره الجزایر که زمانی در ایران کسانی نظیر علی شریعتی در شوق آن می‌سوختند و کتاب‌های فرانتس فانون را ترجمه می‌کردند عبرت‌آموز بود. بعد از حماسه استقلال و بیرون راندن فرانسوی‌ها این کشور غنی از نظر مواد معدنی و نفت و گاز اوضاع غم‌انگیزی داشت.

توصیفی بهتر از گفته داریوش همایون فقید از اوضاع الجزایر ندیدم: برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضداستعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خود‌بسنده بود امروز ۷۰ درصد خوار‌بارش را وارد می‌کند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها به‌سر می‌برند تولید کشاورزی تنها هفت درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل می‌دهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریخته‌اند، همراه گروه‌های سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغه‌های شهرهای بزرگ را پر کرده‌اند.

صدها کارخانه «سیاسی» که با پول دولت و بی‌توجه به سودآوری برپا شده‌اند با چیزی نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت کار می‌کنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است. اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: البته اکنون الجزایری‌ها رهبری تازه‌ای دارند که می‌کوشد محتاطانه ندانم‌کاری‌های ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبان‌هاست که راننده اتومبیل «شاذلی بن‌جدید»، رئیس‌جمهوری، از او می‌پرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ می‌شنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!. این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر می‌نگریم کشوری را می‌بینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فرآورده‌های نفتی است، از بسته‌ترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانه‌ای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایده‌ها و عوامل بیگانه نسبت داد!"

در این مصاحبه با جریده وزین دنیای اقتصاد به مقوله پرمخاطره "وابستگی پرداختم، عرض کردم: "رویکرد مکتب وابستگی هدیه‌ای از آسمان برای دولت‌های کشورهای خام‌فروش و ثروتمند «جنوب» است. همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز می‌گذارد. غریب نیست که خیلی‌ها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرت‌های بیگانه وجود داشته باشد. البته روشن است که بنا نیست نقش مداخله‌های خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطه‌گری داریم؟" والله اعلم.

https://bit.ly/3b53GwA

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
کسی نردبان را واژگون نکرده است؛ به جای بارآفرینان دنبال کارآفرینان باشید!

خیلی ها از جمله چانگ کره ای (سلبریتی مداخله گرایان وطنی) اشاره دارند که کشورهای ثروتمند در دوران استعمار از صنایع خود حمایت می کردند، ولی برای بقیه خواهان اقتصاد آزاد و باز بودند، این را به اصطلاح امپریالیسم تجارت آزاد می خوانند، به عبارتی آنها از نردبان حمایت گرایی بالا رفتند و بعد نردبان را واژگون کردند.

ویلیام ایسترلی، اقتصاددان مشهور امریکایی نقدی جدی بر این دیدگاه دارد، به باور وی چانگ شواهد چندانی از این حمایت ارائه نمی کند، بیشتر حمایت ها از کشاورزی، و نه صنایع، بود و البته پلت، تاریخدان اقتصاد، میز نشان می دهد که نمی توان از الگوی تاریخی به نام امپریالیسم تجارت آزاد سراغ گرفت، با آنکه طبیعتا کشورهای ثروتمند علاقه مند به واردات آزاد مواد خام از کشورهای فقیرتر بودند و از صنعتی شدن آنها استقبال نمی کردند، کمتر بتوان از امپریالیسم تجارت آزاد سخن گفت، مسئله مهمتر در قضیه تجارت آزاد میان بود، هزینه حمل و نقل! در کشورهای فقیر به دلیل نبود زیرساخت و تکنولوژی های ارزان حمل و نقل اساسا امکان تجارت آزاد وجود نداشت و این کشورها حتی برای واردات ارزان از قضا اقدامات حمایتی متعددی داشتند.

در همان دوران البته در اروپا و امریکا هم خبری از حمایت نبود و تجارت آزاد از مسیرهای آبی میان کشورهای اروپایی و همچنین بندرهای شرقی امریکا در جریان بود، مزایای تجارت هم که نیازی به گفتن ندارد و در تجارت همیشه هر دو طرف "سود" می برند.

اما مرد اقتصاددان در آخر نقد نکته ای می گوید که برای کشورهایی نظیر ایران ما هم رواست: کره جنوبی بیش از کارشناسانی مثل همین چانگ برای توسعه نیاز به کارآفرینانی مثل بنیانگذار سامسونگ دارد! راست هم می گوید، در تحلیل نهایی رشد اقتصادی و ثروت را کارآفرینان ایجاد می کنند، نه مشتی بوروکرات پرت (بارآفرین) که یحتمل بیش از رشد کشور به جیبشان فکر می کنند، والله اعلم.

https://bit.ly/35fnPMT

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آفرینِ منابع!

ایران از نظر میزان ذخایر نفت چهارمین کشور جهان است، ولی از نظر هزینه تولید بعد از عربستان دومین کشور ارزان به حساب می آید، این باعث می شود حتی زمانی که قیمت جهانی نفت پایین است، باز فروش نفت سودآور باشد و این چه بسا گاه از میزان ذخایر اهمیت بیشتری داشته باشد، ونزوئلا با اختلاف و کمی کمتر از دو برابر ایران ذخایر دارد، ولی می بینید که به طور نسبی هزینه تولید آن گرانتر است، خلاصه گاهی مردد می شوم که بگویم "نفرین منابع" یا "آفرینِ منابع"، والله اعلم.


https://bit.ly/3ooDReF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقب فریبکاری اصحاب ناله باشید!

در مورد هفت تپه حرف مفت زیاد می شنوید، چیزی که هست قضیه بسیار پیچیده تر از قصه کارگر مظلوم و کارفرمای ظالم است. اوضاع کارگران و مردم مهمان نواز آن حوالی هم جز با سرمایه گذاری ها و ایجاد اشتغال بخش خصوصی بسامان نمی شود. دیدن این ویدئو کوتاه ثواب دارد، مراقب باشید شاید شما هم هدف پروپاگاندای اصحاب ناله و اهالی بیزینس حقوق کارگران (سلبریتی ها و به اصطلاح روشنفکران دلسوز!) قرار گرفته باشید، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انتخابات، نظامی ها، پوپولیسم راست و باقی قضایا

س: پوپولیسم راست چه تفاوتی با پوپولیسم چپ دارد؟

ج: تعریف خیلی دندانگیری از خود پوپولیسم نداریم، بیشتر شبیه ناسزایی است که افراد به آنها که دوستشان ندارند نسبت می دهند و برای خیلی ها کم بیش معادل عوامفریبی (دماگوژی) است. در گفتار تاریخی نام حزبی است که اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده فعال بود و هوادارانش بیشتر کشاورزانی بودند که کارشان در عصر طلایی امریکا خوب نچرخیده بود؛ بازندگانی که دولت و کسب و کارهای بزرگ را مقصر می دانستند و به دنبال تقسیم عادلانه عواید حاصل از آن پیشرفت بودند.

در سیاست کسانی آن را رویکردی می دانند که بیشتر در پی جلب محبوبیت مردم است تا تن دادن به نظر کارشناسان و خبرگان، پوپولیسم هم در این معنا نمک کار سیاست ورزی در دموکراسی هاست و به درجاتی گریزی از آن نیست. دیگرانی با تاکید متفاوت پوپولیسم را به معنای سیاست ورزی بر مبنای قرار دادن "مردم" در برابر نخبگان حاکم دانسته اند، سیاستی که به اصطلاح “ضدنظام” (آنتی استبلیشمنت) است. از این نگاه پوپولیسم پیدا کردن یک شکاف بزرگ و تلاش برای بسیج سیاسی از طریق آن است، شیوه عمل هم اینست که مقصران اصلی وضع بد را نخبگان و اهالی نظام موجود بدانیم. در یک تقسیم بندی کلی نیز پوپولیسم را می توان در دو مسیر به اصطلاح چپ و راست پیش برد، در نوع چپ آن حرف از ضدیت با سرمایه داری و هواداری از توزیع درآمد و ثروت و البته آن واژه قبیحه عدالت اجتماعی است و در پوپولیسم راست از مخالفت با مهاجرپذیری و تاکید بر ناسیونالیسم و به طور خاص رد محیط زیست گرایی می شنویم.

این وسط جهانی سازی جایگاه ویژه ای دارد، مرغ عروسی و عزاست و انگار در هر دو نوع پوپولیسم با آن مسئله دارند، یکی آن را بیشتر استثمار فرامرزی و گسترش سلطه و ویرانی سیاره می داند و دیگری از جنبه کمرنگ شدن هویت ملی با آن مشکل دارد. مصداق های معمول اینها هم زیاد شنیده می شوند، خیلی ها ترامپ امریکایی، لوپن فرانسوی و ویلدرز هلندی را در زمره پوپولیسم راست به شمار می آورند و چاوز ونزوئلایی، پرون آرژانتینی و سیپراس یونانی (سیریزا) را در دسته پوپولیسم چپ جای می دهند. اینجا و آنجا واریته های دیگر پوپولیسم را هم استفاده کرده اند از جمله پوپولیسم نفتی (پترو پوپولیسم) که در کشورهای نفتی مثل ما موضوعیت می یابد و محمود خان احمدی نژاد از چهره های شاخص آن است و پوپولیسم خودکفا خواهانه و دیگر مفاهیم مشابه که بیشتر در گفتار سیاسی رایج اند تا میان اهل دانشگاه.

س: در ایران خطر پوپولیسم راست بیشتر است یا پوپولیسم چپ؟

ج: در ایران خطر متاسفانه خطر همه چیز اعم از چپ و راست جدی است! آنقدر شکاف جدی داریم که کافی است دست دراز کنیم تا یکی نصیبمان شود و بتوانیم بر مبنای آن به اصطلاح سیاست ورزی کنیم. به نظر می رسد اهالی سیاست در کشور ما با چیزی به نام بحران دستاورد روبه رو اند، چیزی که بتوان آن را به افکار عمومی فروخت وجود ندارد. وضعیت اقتصادی خوبی نیست و قرار هم نیست خوب شود، آدم های بیکار و محتاج نان شب رو به افزایش اند و آن به اصطلاح نابرابری خود را تمام قد نشان می دهد. کشور در حال تحریم است و هر روز شاهد ناکارآمدی جدیدی هستیم که این حماسه مازوت و آلودگی هوا و قطع برق نمونه های اخیر آن اند، پاسپورت ایرانی را خیلی جاهای دنیا جدی نمی گیرند و هر روز درست یا غلط خبر از پیشرفت حیرت آور کشورهایی که تا مدتها پیش از این جزء میوه جات نبودند به گوش می رسد و ایران زیبا با آن همه قابلیت و منبع و پیشینه ده سال است که رشد اقتصادی نداشته و بیکاری تحصیل کرده ها و جوانانش چشمگیر است. خیلی ها با پاهایشان به گزینه " به آینده امیدی نیست" رای داده اند و مهاجرت را انتخاب کرده اند.

بدی کار هم اینجاست که متاسفانه امیدی به اینکه "اوضاع از اینکه هست، خیلی بدتر نشود" هم به چشم نمی خورد. اما اگر بخواهیم یک حدس و "استمباد" (منظور همان استنباط مبتنی بر باد و از اصطلاحاتی که است که روزنامه نگار پیش کسوت ایرانی استاد محمد قائد شرفی آن را باب کرد) شخصی داشته باشم، این بار باید منتظر ظهور نوعی پوپولیسم راست باشیم.

بخشی از مصاحبه با جریده وزين تجارت فردا

https://bit.ly/3b53GwA

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اقتدارگرایی یا تمامیت خواهی؟

باید میان اقتدارگرایی و تمامیت خواهی تفاوت قائل شد: رژیم های تمامیت خواه نفوذ در تمامی جنبه های زندگی انسانها، اعم از اقتصاد، اجتماع، دین، فرهنگ و خانواده را مجاز می دانند و چنین قدرتی را اعمال می کنند، ولی در اقتدارگرایی چنین نیست. در رژیم های تمامیت خواه یک حزب غالب با یک ایدئولوژی مشخص و انضباطی سفت و سخت نقش آفرینی می کند و با جهدی تمام به دنبال بسیج سیاسی اند، دستکاری فرایندهای سیاسی برای ایجاد مشارکت بالا در میان شهروندان به طور جدی دنبال می شود و البته کنترل شدیدی روی نامزدهای و سیاست های آنها وجود دارد.

اقتدارگرایی ولی بیشتر ذهنیت (منتالیتی) است تا ایدئولوژی، مشارکت سیاسی پایین است و از تکثرگرایی و رقابت میان سیاست ها و کنشگران سیاسی (از جمله رسانه ها) هم خبری نیست و البته کنترل محدودی روی جنبه های دیگر (اقتصاد، دین، فرهنگ و ...) وجود دارد و تلاش چندانی برای دستکاری آنها صورت نمی گیرد.

برای مقایسه بد نیست یادی از شیلی و کوبا کنیم، کوبا یک نمونه از رژیم های تمامیت خواه است، ولی شیلی دوران پینوشه را می توان اقتدارگرا به حساب آورد، در یکی در کمتر از دو دهه انتقال به دموکراسی صورت گرفت و اقتصادی شکوفا باقی ماند که در آینده یحتمل چپ ها نابودش کنند، در دیگری بعد از چند دهه نکبت، همچنان امیدی به بهبود نیست! در میان بدی ها هم همه در یک سطح قرار ندارند، والله اعلم.

https://hvr.co/38Wjr7E

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب فعالان بیزینس حقوق کارگر

"جز برای ابلهانی که هنوز بر این باورند که به صرف افزایش میزان پول می توان سرمایه را هم افزایش داد، بر همگان مسلم است که در میان کارگران، سود آنها که سازماندهی بهتری دارند را در واقع باید زیان بقیه تلقی کرد. آن همه توجیه و دلیل تراشی برای بالا بردن حقوق و دستمزدها نه یک پیروزی بلکه شکستی برای طبقه کارگر به شمار می آید. در واقع این به معنای دزدی از ندارترها و البته کمتر سازماندهی شده ترها به سود داراترهاست به گونه ای که سهمی کمتر از تولید کل گیر آنها می آید.

تا زمانی که این نکته اصلی را درنیابیم مشکل بیکاری حل نخواهد شد: کسانی که بیشترین رنج را از انحصارگری اتحادیه های کارگری می بینند کارگران صنایع دیگرند؛ نه فقط آنها که کار بهتر یا حتی کاری گیرشان نمی آید، بلکه آنها که درآمدشان به دلیل رفتن سرمایه ها به صنایع با انحصار نیروی کار قوی تر بسیار کمتر شده است. یکی از کارهای پوچ روشفکران امروز است که سرمایه داری را برای بیکاری سرزنش و نقد می کنند. اقتصاد بازار نیست که این مشکلات را به بار آورده است، بلکه سنگ انداختن پیش روی فرایند بازار با قدرت سازمان یافته (بیشتر از طریق انحصارگری اتحادیه ها ولی همچنین با انحصار چاپ پول) است که اجازه نمی دهد رقابت برای تسویه بازار عمل کند ...

انحصارچی های بزرگ دیگر و دلیل اصلی مصیبت کنونی همین اتحادیه های کارگری اند. این بدان معنا نیست که باید اتحادیه ها را سرکوب کرد. اما باید آنها را به تمامی و از اساس از همه امتیازهای ویژه محروم کرد، همان امتیازهایی که قوای قضاییه و مقننه با بی مبالاتی و بلاهت به آنها بخشیده اند به نظر نمی رسد افکار عمومی بریتانیا آگاه باشد که تا چه اندازه اعطای این امتیازها از سوی قوه مقننه به اتحادیه های کارگری مغایر و متضاد با همان اصول اساسی قانونی است که عظمت این کشور را به بار آورده است و چقدر می تواند ثروت آن را هدر دهد و از بین ببرد".

گفته بالا از فردریش فون هایک درباره بریتانیاست، ولی درسی است بزرگ برای همه ما که فریب رمانتیسیسم بیزینس اعتراض را نخوریم، والله اعلم.

https://amzn.to/31bu4x9

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"عدالت اجتماعی" و دولت

وقتی دولت فخیمه می خواهد در راستای "عدالت اجتماعی" فقرا سهم بزرگتری از اقتصاد داشته باشند، می بینید که واقعا کارساز است! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دولت وارد می شود!

در مورد هفت تپه، هیاهوی سلبریتی های حقوق کارگر و فعالان بیزینس اعتراض را زیاد شنیده اید، ولی سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و اهل دل چیزهای دیگری در سر دارند، این فیلم کوتاه به قول فرنگی ها "ماست- واچ" را از دست ندهید که ثواب دارد و در می یابید چه کیسه ای برای پول شما دوخته شده است. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دیکتاتوری همیشه بد نیست، دموکراسی های بدتر هم داریم!

"خب من با دیکتاتوری به عنوان یک نهاد ماندگار و بلندمدت کاملا مخالفم، اما دیکتاتوری شاید برای دوره گذار ضروری باشد، گاهی برای یکی کشور لازم است که برای دوره ای شکلی از دیکتاتوری را تجربه کند. یک دیکتاتور ممکن است به شکل لیبرال حکومت کند و البته همچنین می توان دموکراسی داشت که هیچ بهره ای از لیبرالیسم نداشته باشد. شخصا دیکتاتوری لیبرال را به یک دموکراسی غیرلیبرال ترجیح می دهم. برداشت شخصی ام از جمله در مورد امریکای لاتین اینست که برای مثال در شیلی ما گذاری از حکومت دیکتاتوری به یک دولت لیبرال خواهیم داشت. طی این دور گذار شاید لازم باشد درجاتی از دیکتاتوری را داشته باشیم، نه به عنوان نظامی همیشگی بلکه در جایگاه یک نظم موقت".

"دموکراسی" همیشه بهترین گزینه برای مردمی که عقل کرم و چنگال اژدها دارند نیست، دموکراسی که در آن به بهانه منفعت جمعی و نظر اکثریت، مال و آزادی من سلب شود، به درد زباله دانی هم نمی خورد، دموکراسی یا "لیبرال" دموکراسی است یا اصلا دموکراسی نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد
https://bit.ly/2Hja5HY