راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
از سرزمین پیشوا چه خبر؟

دوستی مجازی از کوبا سهمیه ماهانه کوبایی ها برای دریافت کالاهای "موردنیاز" را فرستاده است؛ هر پوند 454 گرم (کمتر از نیم کیلو) است و هر دلار امریکا تقریبا برابر با 24 پزو کوباست. صف هم که بخش دائمی از زندگی کوبایی هاست:

سهیمه ها برای یک ماه

برنج نفری ۷ پوند، هر پوند ۷پزو

لوبیا سیاه ۱۰۰ گرم، ۸ پزو

روغن هر دو ماه نیم لیتر، ۱۵ پزو

تخم مرغ ۱۲ عدد، ۲۵ پزو

مرغ، یک پوند ، ۲۵ پزو

خمیر دندون هر شش ماه یک عدد ۸ پزو

صابون هر دوماه، ۴ عدد، ۳۲‌پزو

شکر، یک پوند ۱۰ پزو

قهوه ۱۲۵ گرم، ۱۵ پزو

خلاصه آمادگی داشته باشید که شاید از این تجربیات موفق! در اینجا هم استفاده شود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ترجمه کتاب جدید

ویرایش "مبانی فلسفی و اقتصادی سرمایه داری" تقریبا تمام شده، تا هفته دیگر ترجمه کتاب (Fiat Standard) را شروع می کنم، از این عزیز نویسنده پیشتر (Bitcoin Standard) به بازار آمده است که اقبال خوبی داشته است، خداوند بر عمر حامی کتاب جناب فرهاد خان مقدم سلیمی (فرهاد اکسچینج) بیفزاید.

@farhadexchanger

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب روانشناسی برخی اهالی "سیاست"!

سر ناکسان را برافراشتن،
و از ایشان امید بهی داشتن،
سررشته خویش گم کردن است
به جیب اندرون مار پروردن است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب سیاست ورزی در ایران به مناسبت انتخابات

"تصور کنیم امروز یا در آینده کسانی در ایران بگویند باید ترتیبی داد ساعت ٦ صبح در سراسر مملکت همزمان نان و پنیر و چای شیرین به در خانه‌ها ببرند.

وقتی این فکر به اندازهٔ کافی طرفدار پیدا کرد، اهل دیانت غریو خواهند کشید که، اولاً اصل طرح درخشان مربوط به صدر اسلام و علمای جلیل‌القدر شیعه است؛ ثانیاً باید بین پنیر و کره به مؤمنان حق انتخاب داد زیرا لا اکراه فی‌الدین؛ ثالثاً ساعت ٦ بسیار دیر است و به جهت رفاه حال مؤمنان زحمتکش وقت صحیح تحویل صبحانهٔ شرعی ساعت ٥ خواهد بود.



وقتی مدعیان نخستین را از میدان به در کردند و قدرت را گرفتند خواهند گفت مرگ بر رفاه‌طلبان که بویی از ضیافت الهی به مشامشان نخورده و در پی تنورشکم دم‌به‌دم تافتن‌اند".

خلاصه فهم اوضاع در نیرنگستان آریایی-اسلامی به شدت دشوار است، والله اعلم.

https://bit.ly/3daonrt

پ.ن: گفته داخل گیومه از مولانا محمد قائد شرفی است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
سلامت کالای عمومی است؟

"در حوزه سلامت مواردی هست که بی تردید باید آنها را کالای عمومی به حساب آورد. یک نمونه خوب مهار و جلوگیری از شیوع بیماری های عفونی است. در این زمینه می توان به واکسیناسیون اشاره کرد که پیامد نگرشی است که ایمنی جمعی خوانده می شود. هر واکسن که تولید می شود هم رقابتی و هم استثناپذیر است. واکسن کالای خصوصی است و گیرندگان آن در استفاده از آنها نفع شخصی (مبتلا نشدن به بیماری) دارند.

اما در میان یک اثر دیگر را هم باید در نظر داشت: همینکه 90 یا 95 درصد جمعیت واکسینه شدند، می بینیم که آن همه گیری سرخک یا سرخچه از بین می رود. دیگر در جمعیتی جایی برای ویروس باقی نمی ماند یا اگر هم بماند تعداد اندکی امکان آلوده شدن دارند. بنابراین این خطر که بیماری تمام جمعیت را درنوردد و از پا در آورد رفع خواهد شد. این بخش از کار را باید بی تردید کالایی عمومی دانست. همه افراد از این ایمنی جمعی بهره مند می شوند و جلوگیری از آن و استثنا کردن این یا آن هم ممکن نیست (استثناناپذیری) و همچنین بهره مندی یک فرد، اثر آن برای دیگران را کاهش نمی دهد (رقابتی نبودن)".

https://amzn.to/3wYQIsK

پ.ن: ‏از "کالای الف کالای عمومی است" تا "کالای الف را باید دولت تامین کند" فاصله زیاد است و "لزوما" از آن مقدمه نمی توان به آن نتیجه رسید.
برای چنین نتیجه ای باید یک "دولت باید کالای عمومی را فراهم کند" را هم بپذیریم که به شدت محل بحث است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب راه راست: چپ ("چپول") و راست (دست راستی) یعنی چه؟

"چپ ها این باورند که مواهب و خوبی های جهان ناعادلانه تقسیم شده است. البته به نظر آنها ایراد هم از طبیعت بشر نیست، بلکه حاصل بدکرداری و غصب و غارت طبقه غالب است. چپ ها خودشان را مخالف قدرت مستقر می دانند و بناست قهرمان سرکوب شدگان و نابرخورداران باشند و مصیبت های تاریخی مغلوب شدگان را درمان کنند. دو هدف اصلی هم دارند: عدالت اجتماعی و "آزادی". البته این "آزادی" اخیر به معنای آزادی فردی نیست، بلکه رها شدن و کَندَن از "ساختار"هاست. وقتی هم حرف از "ساختار" می زنیم منظور نهادها، رسوم و عرفی است که به اصطلاح "نظم بورژوازی" را شکل داده است و ارزش های مشترک جوامع امروزی به ویژه در غرب به شمار می آیند. چپ جماعت می خواهد جمع های تاریخی همچون خانواده، کلیسا (مسجد؟)، باشگاه ها و انجمن ها و مانند آن را ویران کند؛ کار این جمع ها چیست؟ ایجاد نظم و ثبات در غیاب دولت و قانون و مقررات است.

اما راست چه می گوید؟ راست معتقد به برتری آن دسته از مناسبات، هنجارها و نهادهای کنترلی است که الف) "مقدم" بر دولت باشند ب) حائل میان افراد و دولت به شمار آیند و ج) ارزش هر فرد و انسان (نه گروه یا دسته یا طبقه ای که به آن تعلق دارند) را پاس بدارند. راست بر نمایندگی و قانون استوار است و هودار نظم مدنی است که از پایین و بدون اجازه از حاکمان پدید می آید. راست ها که قابلیت های خطرناک ایجاد خشونت و بدکرداری دولت ها را می دانند، خواهان پاسخگویی و حساب پس دهی دولت ها به شهروندان اند.

راست ها که از طبیعت گناه آلوده و "عقل ناقص" بشر خبر دارند، به جای تمرکز قدرت، دنبال خنثی و متعادل کردن قدرت اند. برعکس چپ جماعت برای تحقق خیالاتی مثل عدالت اجتماعی و برابری دنبال اعمال زور و قدرت متمرکز اند".

آنچه آمد برگرفته از نظر یکی از خوبای تازه مرحوم محافظه کار راجر اسکروتن است، البته که دیدگاه های مختلف وجود دارند، ولی بد نیست تعریف واژه های پرکاربرد راست و چپ را هم بدانیم، والله اعلم.

https://bit.ly/3anCwQq

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍3
اگر صد بی گناه به مجازات برسند، بهتر از آنست که یک گناهکار از کیفر در امان بماند!

درباره اوج دوره تفتیش عقاید به ویژه در اسپانیا گفته می شود بر دادگاه ها اصلی حکومت می کرد که شگفت انگیزتر از آن در تاریخ وجود ندارد: اگر صد بیگناه به مجازات برسند، بهتر از آنست که یک گناهکار از کیفر در امان بماند! مهم کیفر گناهکار بود، حال این گوشه و کنار چند بی گناه هم قربانی می شدند ایرادی نداشت.

دیدم بانویی با وصف پزشک و جامعه شناس یادداشتکی با عنوان " نتیجه‌ی سیاست نئولیبرالیستی در نظام سلامت" نوشته است: "در حوزه پیشگیری هم دولت تکلیف خود را در تأمین واکسیناسیون عمومی به جا نیاورده و از طرفی با ارجاع خرید واکسن به بخش خصوصی، در واقع در راه تأمین منافع اقلیت گام بر می دارد و می کوشد بخش خصوصی را در ذهن جامعه به عنوان منجی حک کند، آن هم در شرایطی که بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی-اجتماعی کنونی ناشی از همین پروژه خصوصی سازی ویرانگر است. از طرف دیگر با طرح خرید و فروش واکسن، که مصداقی از کالایی شدن سلامت است، برخوردار شدن از سلامت به واسطه واکسن را به امتیازی تبدیل می کند که تنها به کسانی تعلق می گیرد که قادر به پرداختن بهای آن باشند. طرح پولی شدن واکسن، مهر تأیید بر تبعیض طبقاتی و مقدم دانستن اغنیا و دولتمندان بر تهیدستان و از "اعتبار انداختن سلامت به عنوان حقی همگانی" است" و در آخر نتیجه ای بنیادبرافکن گرفته است: "نتیجه سیاست نئولیبرالیستی در نظام سلامت: رایگان نبودن درمان و طرح پولی‌شدن واکسن کووید ۱۹".

چند نکته تیتروار:

1) "سلامت" بخواهید نخواهید مجموعه ای از کالا و خدمات است، برای تولید و ارائه آن هم نیاز به پول است، من ندهم، کسی دیگر در جای دیگر و زمانی دیگر باید پرداخت کند. اسم "حق" روی آن بگذاریم معنی اش این نیست که مجانی می شود، ولی حرف کلی اش این می شود که دولت فخیمه جیب یکی را بزند و با منت به تو تقدیم کند.
2) پنیر مجانی فقط در تله موش است، هیچ چیز اقتصادی ارزشمند از جمله واکسن مجانی نیست، فکر می کنی واکسن "رایگان" می زنی، خبر نداری که دوبله و سوبله از جیبت بیرون می کشند. دنیا کارتون نیست.
3) معرکه گیری با خصوصی سازی نابجاست، بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی-اجتماعی کنونی ناشی از خصوصی سازی است؟ بد نیست مفهوم هزینه فرصت و اینکه هر شرکت زیان ده دولتی جیب بری دولت از بقیه شهروندان است را مرور کنیم.
4) دنیای ما دنیای کمیابی هاست، محدودیت حاکم است و هر کاری را صرف آنکه اراده کنیم نمی شود انجام داد و به دیوار سخت واقعیت می خوریم. این برای دولت هم صادق است، برای دولتی فشل واکسن زدن به چند ده میلیون نفر کار ساده ای نیست، نیاز به منابع زیادی داریم، حال فرض کنیم چند میلیون از شهروندان که توانایی پرداخت دارند، بار دولت را سبک کنند، این حتی برای فقرا هم بهتر است و خدمات بهتری می گیرند.
5) کسی که فکر می کند دزد نباید دست این دولت داد، چه رسد به اختیار سلامت و جان آدم، ترجیح می دهد خودش با اطمینان بیشتر واکسن تهیه کند و زودتر تزریق کند، چرا باید جلوی او را گرفت؟ چون "برابری" در "بدبختی" مهم از اینست که برخی "خوشبخت تر" باشند؟
6) بسیاری از اتفاقات دنیا حاصل دست های پشت پرده و مغز متفکر توطئه نیست، محدودیت های طبیعی است. کشوری زیر تحریم و دشواری انتقال پول با اقتصاد دولتی که بسیاری از کارگزاران ارشدش وصفی جز بی مایگی ندارند، بعید است دنبال پروژه "اعتبار انداختن سلامت به عنوان حقی همگانی" باشد. با کمال احترام نویسنده هیچ فهمی از منطق عمل دولت هایی مثل ایران و اهمیت آموزش و بهداشت برای آنها ندارد؛ خیالتان جمع که نئولیبرالیسم عملا ناموجود در این دو حوزه نفوذ نخواهد کرد.

انگار کسانی قائل اند اگر همه بی واکسنی بکشند، بهتر از اینست که برخی با هزینه شخصی بتوانند ان را تزریق کنند! حتی امثال من هوادار اقتصاد بازار هم در مواردی مثل پاندمی می توانیم با تزریق همگانی و رایگان دولتی همراه باشیم، ولی اینکه همه را مجبور کنیم فقط دولتی مصرف کنند، نامش بلاهت آشکار است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مراقب این اسب تروا باشید!

"عدالت اجتماعی" اسب تروایی است که می‌تواند تمام پیشرفت‌های جامعه انسانی تا امروز را از بین ببرد! برقراری عدالت اجتماعی در "جامعه" بلاموضوع است و فقط در یک پادگان می‌شود به استقرار عدالت اجتماعی اندیشید. خلاصه باید مراقب بود که پشت این ایده ویرانگر "عدالت اجتماعی" شیاطین پنهان شده‌اند!

در این مصاحبه با دو دوست گرامی در حد بضاعت به بررسی مختصر اندیشه هایک و به ویژه نقد وی بر عدالت اجتماعی پرداخته‌ام. به نظرم بد هم از کار درنیامده است، والله اعلم.

https://bit.ly/3u2zVTI

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
شاخص فناشدگی دولت

از میان 178 کشور ایران 44 ام شده است، معنی اش اینست که 43 کشور دیگر که وضع دولتشان بدتر از ماست هم در جهان وجود دارد. اینجا اشاره به توانایی دولت در انجام کارکردهای اولیه اش در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصاد و اجتماعی و مانند آن است، اینجا کشورهای توسعه یافته رتبه بالاتری دارند و برای مثال رتبه فنلاند 178 است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مقصر اصلی بدبختی ونزوئلا!

‏تولید سرانه ونزوئلا از دهه پیش ۸۷ درصد کاهش یافته است، از ۱۲۲۰۰ دلار به حدود ۱۵۰۰ دلار! اوضاع این کشور از هائیتی هم وخیم‌تر است؛ آیا دلیلش تحریم‌های یانکی‌هاست؟

نوربرگ، اقتصاددان معروف موسسه کاتو (کیتو) می گوید: خیر! تحریم‌های جدی این اواخر در ۲۰۱۹ اعمال شدند، ولی از مدتها پیش‌ از آن، به ویژه پس از کاهش قیمت نفت، سقوط اقتصاد ونزوئلا آغاز شده بود.

در واقع مشکل اصلی گاوهایی‌اند که اقتصاد آن کشور را اداره می‌کنند؛ از "سوسیالیسم قرن بیست و یکم" هم مثل نمونه‌‌های قرن بیستمی‌اش جز نکبت و بدبختی بیرون نمی‌آید، والله اعلم.

https://bit.ly/2PWf2Lj

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
راهنمای کاربردی سوسیالیست شدن در هشت گام

1. نقد کنید: به زمین و زمان ناسزا بگوید و ناله کنید. هر مصیبتی را به سرمایه داری نسبت دهید، جنگ، قحطی، سرکوب، استثمار، نابرابری اقتصادی و تخریب محیط زیست گزینه های خوبی اند.

2. رویابافی کنید: یک سوسیالیسم آرمانی و تخیلی تصویر کنید که در آن همه چیز دموکراتیک، صلح آمیز، برابر و بدون تبعیض است. یادتان نرود خاطر نشان کنید در این بهشت همه چیز دولتی است، ولی وارد جزئیات نشوید. به ویژه در مورد اینکه در واقعیت چطور این بهشت بناست محقق شود، مطلقا حرفی نزنید.

3. ندیده بگیرید: اقتصاددان ها، دانشمندان علم سیاست و مورخان در مورد امکان ناپذیری سیستم مطلوب شما زیاد حرف می زنند، ولی توجهی نکنید و آنها را نادیده بگیرید. در مورد اهمیت مالکیت خصوصی و بازار زیاد می شنوید، ولی حرف خودتان را بزنید و کوتاه نیایید.

4. همبستگی ایجاد کنید: چند حکومت نظیر چین، روسیه و کوبا که در گذشته پا در مسیر سوسیالیسم را گذاشته اند را انتخاب کنید و مدام از آنها یاد کنید، اگر فلان دولت سوسیالیست هم در انتخابات پیروز شد و سرکار آمد، حواستان باشد که از برخی سیاست های آن که به دردتان می خورد (کاهش فقر و بی سوادی و ..) دستکم برای مدتی تعریف کنید.

5. محکوم کنید: وقتی تکلیف عروس های تعریفی (رژیم های گام قبلی) مشخص شد و جنگ و قحطی و سرکوب و استثمار آنها خود را نشان داد، به مداخله خارجی، تحریم کشورهای سرمایه داری و ضدانقلاب های داخلی اشاره کنید و آنها را محکوم کنید.

6. انکار کنید: اگر دیدید کار جدی تر از این حرف هاست که بشود همه مشکلات را به مداخله خارجی و تحریم و مانند آن نسبت داد، شدت و وخامت مشکلات را انکار کنید و اگر ممکن بود کلا زیر میز بزنید.

7. نام ها را عوض کنید: اگر دید کار افاقه نکرد و رژیم های سوسیالیست آنقدر تباهی به بار آورده اند که نمی شود فرافکنی کرد و امکان انکار هم نیست، خود را نبازید، حق به جانب بگویید که آن رژیم ها سوسیالیست واقعی نبودند!

8. بازگشت به مرحله نخست

این نسخه مجرب را به کار بگیرید، جواب پس داده است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

https://bit.ly/3vUzmMb

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
در باب فلاکت‌زدگی ما ایرانیان!

استیو بزرگ هرسال شاخص فلاکت کشورهای مختلف را محاسبه می‌کند. جز معدود شاخص‌هایی است که در آن در دنیا حرف داریم‌ و می‌درخشیم! امسال یک خبر خوب و یک خبر بد داریم:

خبر خوب: ۷ کشور دنیا از ما مفلوک‌ترند.
خبر بد: از ۱۴۸ کشور دنیا فلاک‌زده‌تریم.

خلاصه لبخند بزنید که هنوز جای امیدواری هست، والله اعلم.

https://bit.ly/3tAdDYs

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب انتخابات ایران و پوپولیسم راست!

"برخی درباره انتخابات روبه‌رو از خطر بروز پوپولیسم راست خبر می‌دهند؛ چقدر این تحلیل با واقعیت همخوانی دارد؟

در مورد ظهور نوعی پوپولیسم که انگار تردیدی نیست، ولی با توجه به پیشینه کار ما اینجا هم احتمال اینکه کسانی دست به دامن نوعی ملی‌گرایی شوند تا تحمل جراحی‌های آینده را آسان سازد، زیاد است. در بحرانی که در آن به سر می‌بریم، بعید است جز توسل به نوعی ناسیونالیسم چیزی به سیاسیون ایرانی کمک کند، رسیدن ملت باستانی قدرتمند به جایگاهی درخور در آینده شاید تنها چیزی باشد که بتواند امکان نوعی اصلاح را فراهم سازد و بشود آن را به مردم فروخت. اما اجازه دهید اینجا کمی در مورد موفقیت آن بدبین باشم، پوپولیسم بیش از هر چیز به چهره نیاز دارد، در توفیق پوپولیسم، وجود یک پوپولیست اعظم هم شرط است؛ کسی که بتواند با توده‌های مردم ارتباط برقرار کند و به زبان مردمی سخن بگوید و رموز دلبری از آنها را بلد باشد، تا اینجا که چنین کسی معرفی نشده است و حقیقتش بعید بدانم فردی با فاصله از اهالی قدرت فعلی (شرط لازم یک پوپولیست) پیدا شود که توانمندی ایفای چنین نقشی را داشته باشد. انتخاب شدن ترامپ در انتخابات آمریکا برای خیلی‌ها در ایران معنایش این بود که خطر برخورد نظامی بیشتر می‌شود و می‌توان این نقش مردمی-ملی را به یک نظامی واگذار کرد، با کمال احترام به آنها که چنین باوری دارند، ولی فکر نمی‌کنم بتوان چنین تحلیلی را خیلی جدی گرفت.

آیا با هیچ راهی نمی‌توان از بروز پوپولیسم در انتخابات پیش‌رو گریخت؟ به عبارتی چه می‌توان کرد؟

در غیاب یک پروژه سیاسی جدی یا باید قهر مردم از صندوق‌ها و کاهش سرمایه اجتماعی و پیامدهای منفی آن را پذیرفت که از نظر من برای کشوری به وسعت و تنوع ایران شدنی نیست یا نوعی پوپولیسم اعم از چپ و راست را پی گرفت، خیلی در مورد پوپولیسم مساله نداریم، بیشتر تاکید بر این است که آیا کسی پیدا می‌شود که بتواند چنین نقشی را به عهده بگیرد که برای مخاطبان وی باورپذیر باشد. نظر شخصی‌ام البته این است که بسیار بعید به نظر می‌رسد، اما از آنجا که پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است، در این مورد هم باید نشست و دید اوضاع چطور پیش می‌رود.

نقش جامعه مدنی می‌تواند چه باشد؟ به هر حال جریان روشنفکری و جامعه مدنی در همه کشورها هدایت‌کننده بخشی از مردم به ویژه طبقه متوسط به حساب می‌آید. در ایران چه نقشی برای این گروه می‌بینید؟

خیلی جامعه مدنی پرنفوذ و قدرتمندی وجود ندارد که انتظار نقش‌آفرینی داشته باشیم، کدام تشکل و گروه و حزب و رسانه و سمن را سراغ دارید که توان و قابلیتی برای اثرگذاری جدی داشته باشد؟ کمی شلوغ‌کاری رسانه‌ای را احتمالاً در شبکه‌های اجتماعی در سال 1400 شاهد خواهیم بود و سیل بیانیه‌ها و متهم کردن‌های این یا آن، و از آنجا که پوپولیسم متهم کردن زمین و زمان برای بهره‌گیری سیاسی است، شاید خیلی حرف‌ها بشنویم و به طور موقت بحث‌ها داغ شود، ولی اگر روند به همین شکل کنونی پیش برود، فکر نمی‌کنم در انتخابات شاهد تحقق هدف اصلی یعنی مشارکت بالا باشیم.

در صورت به قدرت رسیدن پوپولیسم راست در ریاست‌جمهوری ایران چه سرنوشتی برای اقتصاد می‌توان متصور بود؟ آیا می‌توان به‌‌رغم حضور این افراد در قدرت به سیاست‌های اصلاح اقتصادی دل خوش کرد؟

اگر فرض کنیم این به اصطلاح پوپولیسم راست بتواند کارستان کند و نظر تعداد زیادی از شهروندان را جلب کند، می‌‌توان حدس زد سیاست‌های اقتصاد کلی بر مبنای فلسفه حمایت‌گرایی خواهد بود و سیاست‌هایی از قبیل وام‌های ارزان به تولیدکنندگان و صنعتگران، افزایش تعرفه‌ها و دشوار یا ممنوع کردن واردات، تخصیص ترجیحی ارز برای به اصطلاح «فعالیت‌های تولیدی ارزش‌افزای داخلی»، حمایت از صنایع ملی و سرمایه‌گذاری دولت برای مگاپروژه‌های اشتغال‌ساز و البته تاکید بر خودکفایی و شعارهایی نظیر «ایرانی ایرانی بخر» و «ایرانی می‌تواند» را می‌توان انتظار داشت".

بخش هایی از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا را اینجا آورده ام، مربوط به یکی دو ماه پیش است، ولی هنوز نظرم تغییر نکرده است، تا یار چه پسندد، والله اعلم.

https://bit.ly/3fdKZaz

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
رئیس جمهور آینده ایران کیست؟

مایکل روبین از تحلیلگران شناخته شده محافظه کار است، کتابی خواندنی به نام "رقص با شیطان" در مورد چگونگی تعامل با "دولت های یاغی" نظیر ایران نوشته و البته معتقد به برخورد تند و تیز و مماشات نکردن با این کشورهاست. حدود یک ماه پیش مقاله ای در مورد انتخابات ایران نوشته است، پیش از آنکه اسمی از بسیاری از نامزدهای امروز در میان باشد.

او فکر می کند رئیس جمهور آینده ایران سید ابراهیم رئیسی است، اشاره می کند انتخابات در جمهوری اسلامی دو کارکرد عمده دارد نخست بُر خوردن و گردش قدرت در گروه های سیاسی ایران است، به این شکل جای پای هیچ گروهی آنقدر محکم نمی شود که توازن قوا در سیستم سیاسی ایران را به خطر بیندازد. دوم هم ایجاد مشروعیت برای نظام سیاسی است. روبین به پیام نوروزی آیت الله خامنه ای و شرط مذهبی بودن رئیس جمهور آینده اشاره می کند، ولی دلیل اصلی وی برای این پیش بینی مباحث مربوط به جانشینی در بالاترین سطح نظام سیاسی ایران است. توصیه اش به بلینکن و اصحاب بایدن برای تعامل با ایران هم اینست که مثل اوباما دنبال توافق به هر قیمتی نباشند. آنها نباید یک برجام دیگر که به نظرش پر از اشکال است را به امریکا تحمیل کنند و به ویژه از قضیه موشک های بالستیک غافل نباشند.

به نظرم حدس موجهی است، باید نشست و دید که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت، والله اعلم.

https://bit.ly/2T1MAsJ

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
یادی از دو خرداد: چپ های خجالتی موسوم به "اصلاح طلب"!

"رویکرد جدید نیروهای چپ برای همرزمان سابقشان از طیف سنتی، که بعدتر به اصولگرایان معروف شدند، قابل درک و هضم نبود چراکه مشاهده می کردند افراطیون سابق اکنون به رقبای خود درس تساهل و تسامح می دهند! جوانان پرشوری که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و تخم افراطی گری بی دلیل در روابط بین المللی را در کشور کاشتند، و یا با تنگ نظری و انحصارطلبی حوزه های فرهنگی و هنری را به زعم خود از نیروهای غیر خودی یا غیر انقلابی "پاکسازی" کردند، و طرفدار پیگیر مصادره ها و سلب مالكيتها بودند اکنون پرچم جامعه مدنی، مدرنیته و حقوق شهروندی را به دست گرفته اند ...

اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی گسترده ای در میان تحصیل کردگان و اقشار متوسط جامعه پیدا کردند ... در مدت زمان کوتاهی کتاب ها و نشریات اصلاح طلب با شمارگان کم سابقه ای جامعه را فرا گرفت و مباحث فکری و نظری همانند سال های آغازین انقلاب در محافل آکادمیک و روشنفکری رونق پیدا کرد. اصلاح طلبان (چپ های سابق) خود را وارثان برحق انقلاب می دانستند و معتقد بودند "انحرافی" که پس از پایان جنگ تحمیلی در مسیر انقلاب ایجاد و نیروهای چپ را در صحنه سیاسی به حاشیه راند با جنبش اصلاح طلبی تصحیح شود. آنها که با شعارهای "مدرن" و "آزادی خواهانه" به میدان آمده بودند در مباحث خود کمتر به کارنامه اعمال گذشته خود می پرداخت وانمود می کردندند که گویی همه افراطی گری ها، تنگ نظری ها و انحصارطل سال های نخستین انقلاب کار رقبای “ راستگرای سنتی بوده است.

نیروهای راست سنتی بنا به ماهیت خود توان تبلیغاتی و نفوذ اصلاح طلبان در اقشار مختلف جامعه به ویژه میان تحصیلکردگان و روشنفکران را نداشتند، روش های غیر دموکراتیک مانند توسل به گروه های فشار برای حفظ موقعیت و قدرت خود را در دستور کار قرار دادند و با این کار ناخواسته به تأیید ادعاهای اصلاح طلبان کمک کردند. رویکرد نادرست راست سنتی در این مبارزه رفته رفته به تضعیف هرچه بیشتر پایگاه اجتماعی آنها و تقویت رقبای اصلاح طلبشان در میان اقشار متوسط و تحصیل کرده انجامید...

نباید فراموش کرد که شعارها و اساسا ایدئولوژی آغازین انقلاب اسلامی عمدتا ملهم از تفکرات چپ رایج در آن زمان در میان فعالان سیاسی و روشنفکران مخالف رژیم شاه بود. مذهبیون سنتی نظریه انقلابی منسجمی از آن خود نداشتند و این در حال و هوای اوایل انقلاب که همه گروه ها و جناح های سیاسی بر براندازی رژیم سلطنتی تأکید داشتند به چشم نمی آمد. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب که مصادره واحدهای تولیدی بخش خصوصی و اموال و دارایی های ثروتمندان آغاز شد، مذهبیون سنتی طبیعتا موافق این روش های افراطی نبودند اما با توجه به غلبه فضای انقلابی چندان توان مخالفت علنی با این روش ها را هم نداشتند.

ده سال نخست انقلاب دوران سیطره عملی و نظری ایدئولوژی انقلابی چپ اسلامی بود که نتیجه آن را می توان در ایجاد نوعی اقتصاد دولتی ناکارآمد و فضای سیاسی - فرهنگی بسته و تحت نظارت و ممیزی سختگیرانه مشاهده کرد. اصلاحات اقتصادی که از سال ۱۳۶۸ آغاز شد برخلاف تصور رایج صرفا به دلیل پایان جنگ و ضرورت بازسازی پس از آن نبود بلکه بیشتر به علت بن بست اقتصاد دولتی و فضای بسته فرهنگی بود که برنارضایتی عمومی دامن میزد و دیگر قابل دوام به نظر نمی رسید. این اصلاحات نیازمند تدبیر جدید عمل گرایانه ای خارج از گفتار ایدئولوژیک چپ بود، اقداماتی مانند آزادسازی اقتصادی، میدان دادن به بخش خصوصی که از سوی برخی نیروهای چپ به رجعت به “سرمایه داری منحط غربی" تعبیر شد".

امروز هم که جوانترهای آنها اغلب با لحنی دائم الطلبکار صحبت می کنند، می شود نشانه های آن تاریخ مشعشع را دید، والله اعلم.

https://bit.ly/3fEFO3v

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دولت آینده، تا اطلاع ثانوی دولت اصلاح اقتصاد نیست!

حکمت کشورداری به حاکمان ایران آموخته است که "در مملکتی به این هرزگی" و وسعت و تنوع باید درجاتی از مقبولیت سیاسی وجود داشته باشد، نمی توان با صرف زور و فشار برای مدتی طولانی اوضاع را حفظ کرد. بحث خواستن و نخواستن هم نیست؛ یک دستگاه اداری منسجم (بوروکراسی موثر) و یک ساختار سیاسی کارآمد (حزب فراگیر) نیاز است که در حوالی ما در حکم کیمیاست. دو سه روز اخیر نشان داد که انگار خبری از مشارکت بالا نخواهد بود. چه اتفاقی افتاده است؟ می شود حدس زد پای ملاحظه ای بسیار مهم در میان است که بر بقیه دغدغه ها سایه افکنده است: جانشینی در عالی ترین سطح سیاسی که رویدادی حیاتی برای رژیم های سیاسی نظیر ایران به حساب می آید.

برای دولت آینده، با هر کدام از این هفت نفر، به دلیل مسئله مهم جانشینی با وضعیت "امتناع برنامه ریزی" روبه رو هستیم (حال و هوایی مشابه سال 67 و 68 با شدت بیشتر)، هر برنامه ای هرچقدر هم منسجم بختی برای اجرا ندارد، در کوتاه مدت اولویت چیزی جز اقتصاد است و البته سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای سیاست های اقتصادی هم وجود ندارد.

پیروز انتخابات هر کسی باشد حالا که فشارهای خارجی کاهش یافته و اوضاع بیرونی به طور نسبی روبه بهبود است، کج دار و مریز پیش می رود تا ببیند بعد از "زمان صفر" و شوک سیاسی پیامد آن و عوض شدن صحنه چطور می توان عمل کرد. وضعیت برای بقیه اهالی سیاست هم چندان متفاوت نیست. با توجه به برخی اخبار به نظر می رسد آنها انتظار تحولات اساسی را در کوتاه مدت دارند. جان کلام اینکه در دولت جدید بسیار بعید است شاهد اصلاح جدی در اقتصاد باشیم، انگار تغییرات "پیشا-اقتصادی" زیادی پیش روست. والله اعلم.

https://bit.ly/2StHULC

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
تاریخ هپروت: دکترین شوک!


"تک تک اتفاقاتی که در "دکترین شوک" به عنوان مثال و شاهد ذكر شده و صفحات و سطور بسیاری به آن‌ها اختصاص يافته است را می‌توان بررسی کرد و به شانتاژ بودن آنها پی برد، اما به صورت مختصر و گذرا "دکترین شوک" مدعي است جهان و نظام سرمایه داری برای اجرایی کردن ایده‌های افرادی چون فریدمن، ابتدا شوكي عظيم خلق می‌کند تا جامعه برای پذیرش آن نظریه‌ها و آن تحولات اقتصادی ویرانگر، آمادگی پیدا کند.

به عنوان مثال، جهان سرمایه داری ابتدا در شیلی کودتا به راه انداخت و به شکل خشونت آمیزی رئیس جمهور آلنده را سرنگون كرد و با این شوک باعث شد تا کسی مقاومت نکند و در دوره دولت نظامی "ژنرال پینوشه" ایده‌های فریدمن زير سايه وحشت ناشي از این کودتا که همان شوک محسوب می‌شود، عملیاتی شده و به مرحله اجرا در آید.

وي در این مورد مثال‌هایی دیگری هم دارد؛ مثلا جنگ در برابر تروریسم و حمله آمریکا به افغانستان و عراق را هم برنامه اي پيچيده و از قبل طراحي شده مي داند كه پيش زمينه آن حمله يازده سپتامبر به خاك آمريكا بود. اتفاق 11 سپتامبر را هم به گونه ای تحلیل می کند که مسبب آن خود آمریکا و دنیای سرمایه داری بوده است. از نظر نویسنده، حمله يازده سپتامبر به نیویورک و واشنگتن شوکي بود به آمریکا و جهان كه زمینه‌ را برای تهاجم به کشور‌های دیگر تحت پوشش مبارزه با تروریسم هموار کرد؛ در واقع نويسنده كتاب موضوع را تا اين اندازه ساده ، کودکانه و توطئه انگارانه فرض كرده و از دلایل و مقدمات غلط به نتایج اسفباري رسیده است.

گفتمان چپ در فضاي ضدسرمایه داری و غرب ستیزانه ای که در دهه‌های گذشته در بسیاری از کشور‌های سرمایه‌داری و در محافل روشنفکری به وجود آمده است، به دنبال چنگ زدن به هر ريسمان و توسل به هر ايده اي است تا حقانیت خود را اثبات و قوای پراكنده خويش را سازماندهی کند و چنین آثاری قبل از اینکه در معرض نقد و آزمایش قرار گيرند و در آنها سره از ناسره تشخیص داده شود، با ايجاد موج تبلیغاتی وسیع در بوق و کرنا شده و اين ادعا مطرح مي شود که کتابی آمده و دنیای سرمایه داری را افشا و پستی‌ها و پلشتی‌های این نظام را هویدا کرده و در معرض دید مردم قرار داده است. اما اندكي فاصله گرفتن از این جو هیجانی كافي است تا از همان ابتدا متوجه بطلان شواهدِ به ظاهر تاریخی کتاب شويم".

چاپ دوم کتاب خواندنی "توسعه و بازار در برابر پوپولیسم" نوشته دوست فرهیخته جناب نجات بهرامی منتشر شد. روایتی متفاوت از شیلی که سعی کرده است دور از رمانتیسیسم رایج به بررسی واقعیت‌ها بپردازد و از دروغ های "اصحاب ناله" پرده بردارد، والله اعلم.

https://t.me/bahraminejat/333

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مشکل "جمهوریت" این یا آن چهره نیست، تکنولوژی است!

نخست وزیر فعلی روسیه، میخاییل میشوستین، که پیشتر در مسند رئیس اداره مالیات قرار داشت، از یک روزنامه نگار اجنبی برای حضور در دفتر خود دعوت می کند. از او می پرسد که دیروز عصر در هتل قهوه سفارش داده است؟ او در عرض چند دقیقه با استفاده از پایگاه داده های اقتصادی خود اقلام سفارش روزنامه نگار را در مانیتورهای رو دیوار (ویدئو وال) به او نشان می دهد که یک لاته، یک اسپرسو و سه کاپوچینو سفارش داده است! میشوستین می خواست نشان دهد که ما در اداره مالیات همه چیز را می دانیم و حتی این جزئیات ساده هم از دستمان نمی رود. اینجا برای محاسبه تورم مثل لیبرال دموکراسی های غربی وقت را برای نمونه گیری قیمت کالاهای سبد تورم تلف نمی کنند، کل کار با فشار یک دکمه انجام می شود! این اشراف مایه رشک بسیاری از اهالی سیاست در غرب است، نیاز آدم سیاسی به مالیات گیری حداکثری مثل نیاز ماهی به آب است!

عملکرد مالیاتی میشوستین عالی بود و توانست درآمدهای دولت "تزار بزرگ" را به شکل چشمگیری افزایش دهد، ولی او با آن نمایش در واقع به مخاطبش می گفت که حواسمان به شماها هست و خلاصه بجنبید، شما را خواهیم جنباند! هر چه بخرید و بفروشید و همه مبادله ها و مناسبات شما را جایی ذخیره داریم که لازم باشد به شکل مقتضی مورد استفاده قرار می گیرد. در مملکت "تزار بزرگ" 1984 جورج اورورل نه یک افسانه که واقعیت است. حالا میشوستین نخست وزیر روسیه است.

چین که از این نظر حتی از روسیه جلوتر است و از سیستم رتبه بندی اجتماعی اش زیاد شنیده ایم، خیلی ها ابراز نگرانی می کنند که اگر فلانی به قدرت برسد، کشور پادگان می شود و "جمهوریت" به باد می رود و تسمه از گرده مردم خواهند کشید. بحث در مورد تفاوت های شخصیت این یا آن آدم سیاسی البته می تواند مضمون بحث های داغی باشد، ولی در بهترین حالت سطحی و گمراه کننده است. اگر دلنگران آزادی انسان ها یا به قول رایج در فولکلور سیاسی ایران "جمهوریت" هستید، اصل مطلب جای دیگری است: تکنولوژی و اقتدارگرایی فنی، چیزی که با توجه به اقبال اهالی سیاست در ایران به چین و روسیه احتمالا باید خیلی باعث نگرانی باشد. صدای پای آن را این حوالی نمی شنوید؟ والله اعلم.

https://bit.ly/2RwBpYw

پ.ن: نظر دوست گرانقدر در کانال "جناب گاو" را هم ببینید:
https://t.me/jenabegav/606

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY