در باب حمایت از تولید و رانت و باقی قضایا
دبیرکل انجمن صنایع لوازمخانگی ایران خواستار ممنوعیت واردات لوازم خانگی برای یک دوره حداقل پنج ساله شده و اشاره کرده است که این درخواست بر اساس مصالح کشور و حمایت از صنایع بهویژه صنایع نوپای داخلی و همچنین صیانت از سرمایهگذاری ها و تلاش های انجام شده در زمان تحریم ها است. اما نگارنده این سطور به تجربه دریافته است در مورد قضایایی نظیر این درخواست که ذینفعانی آشکار دارد، حرف از مصالح کشور و منابع ملی و مانند آنها را باید در رده قصه های کلثوم ننه تلقی کرد.
روشن نیست محروم کردن شهروندان ایرانی از کالاهای مرغوب و وعده آینده ای خیالی چه نسبتی با منافع ملی و مصالح کشور پیدا می کند. حق اساسی و بدیهی هر شهروند ایرانی اینست که با پولی که از زحمت خود به دست آورده است، بیشترین و بهترین گزینه های ممکن را در دسترس داشته باشد. اگر با ضرب قانون و داغ و درفش دولت گزینه های پیش روی شهروندان ایرانی محدود شوند، البته کسانی سود می برند، ولی بعید است بتوان آنها را نماینده همه "ملت ایران" دانست و واژه نورچشمی برای توصیف آنها بیشتر رواست. باری، سابقه این قبیل محدودیت ها هم چندان درخشان نیست، مدتهاست صنعت خودروسازی کشور دارد به اصطلاح "حمایت" می شود و علی الحساب خبری نیست و بعید است در آینده هم فتح الفتوحی را شاهد باشیم.
اما دبیر کل محترم آنقدرها هم بی ترمز نرفته و در ادامه گفته است: "برای ارتقای دانش فنی، دستیابی به فناوریهای روز و قالبهای روز جهان و بهویژه تامین سرمایهگذاریهای خارجی در حوزه لوازمخانگی باید بتوان با دنیا تعامل کرد، اما با سیاستهایی که آسیبی به صنایع داخلی وارد نکند" و همچنین "البته این مساله به معنای کشیدن دیواری به دور کشور و اجازه ورود ندادن به خارجیها نیست، بلکه یک دوره زمانی پنج ساله در نظر گرفته شده تا با تغییر دولتها و مسوولان نیز با آن برخورد سلیقهای نشده و تغییر نکند". دوبله این حرف ها به فارسی عامیانه خطاب به حضرات دولتی و سیاسیون این می شود: وعده سرخرمن هم ندهید، اگر بناست "حمایت" کنید، میخ را محکم بکوبید. به بیانی دیگر، این "حمایت" مورد اشاره باید چنان سفت و سخت باشد که این دولت و این وزیر رفت و دولت و وزیر دیگری هم آمد خللی به آن وارد نشود و این امتیاز ارزشمند برای نورچشمی ها حفظ شود! بعد از پنچ سال هم خدا کریم است و می توان بهانه های دیگری برای ادامه این "حمایت" تراشید.
البته غرض متهم کردن تولیدکنندگان وطنی و این یا آن صنف نیست، چه بسا باید دست آن تولیدکننده ای را که در میانه این مصایب همچنان چراغ کارخانه اش را روشن نگاه داشته است فشرد. اما این قاعده بازی قرار نیست به جایی برسد و ویرانگر است. علت هم بیش از رانت جویی ذاتی نورچشمی ها! خود "دولت" است، وقتی "دولتی" همه جا حاضر است و همیشه اهالی اقتصاد باید گوش به فرمان سیاسیون باشند، اگر جز این مسابقه رانت جویی برقرار باشد باید تعجب کرد. در بازی "سیاسی" غریب نیست که بازیگران "اقتصادی" عمل نکنند. والله اعلم.
پ.ن: این بخشی از مقاله در حال چاپ مخلص در جریده وزین تجارت فرداست.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دبیرکل انجمن صنایع لوازمخانگی ایران خواستار ممنوعیت واردات لوازم خانگی برای یک دوره حداقل پنج ساله شده و اشاره کرده است که این درخواست بر اساس مصالح کشور و حمایت از صنایع بهویژه صنایع نوپای داخلی و همچنین صیانت از سرمایهگذاری ها و تلاش های انجام شده در زمان تحریم ها است. اما نگارنده این سطور به تجربه دریافته است در مورد قضایایی نظیر این درخواست که ذینفعانی آشکار دارد، حرف از مصالح کشور و منابع ملی و مانند آنها را باید در رده قصه های کلثوم ننه تلقی کرد.
روشن نیست محروم کردن شهروندان ایرانی از کالاهای مرغوب و وعده آینده ای خیالی چه نسبتی با منافع ملی و مصالح کشور پیدا می کند. حق اساسی و بدیهی هر شهروند ایرانی اینست که با پولی که از زحمت خود به دست آورده است، بیشترین و بهترین گزینه های ممکن را در دسترس داشته باشد. اگر با ضرب قانون و داغ و درفش دولت گزینه های پیش روی شهروندان ایرانی محدود شوند، البته کسانی سود می برند، ولی بعید است بتوان آنها را نماینده همه "ملت ایران" دانست و واژه نورچشمی برای توصیف آنها بیشتر رواست. باری، سابقه این قبیل محدودیت ها هم چندان درخشان نیست، مدتهاست صنعت خودروسازی کشور دارد به اصطلاح "حمایت" می شود و علی الحساب خبری نیست و بعید است در آینده هم فتح الفتوحی را شاهد باشیم.
اما دبیر کل محترم آنقدرها هم بی ترمز نرفته و در ادامه گفته است: "برای ارتقای دانش فنی، دستیابی به فناوریهای روز و قالبهای روز جهان و بهویژه تامین سرمایهگذاریهای خارجی در حوزه لوازمخانگی باید بتوان با دنیا تعامل کرد، اما با سیاستهایی که آسیبی به صنایع داخلی وارد نکند" و همچنین "البته این مساله به معنای کشیدن دیواری به دور کشور و اجازه ورود ندادن به خارجیها نیست، بلکه یک دوره زمانی پنج ساله در نظر گرفته شده تا با تغییر دولتها و مسوولان نیز با آن برخورد سلیقهای نشده و تغییر نکند". دوبله این حرف ها به فارسی عامیانه خطاب به حضرات دولتی و سیاسیون این می شود: وعده سرخرمن هم ندهید، اگر بناست "حمایت" کنید، میخ را محکم بکوبید. به بیانی دیگر، این "حمایت" مورد اشاره باید چنان سفت و سخت باشد که این دولت و این وزیر رفت و دولت و وزیر دیگری هم آمد خللی به آن وارد نشود و این امتیاز ارزشمند برای نورچشمی ها حفظ شود! بعد از پنچ سال هم خدا کریم است و می توان بهانه های دیگری برای ادامه این "حمایت" تراشید.
البته غرض متهم کردن تولیدکنندگان وطنی و این یا آن صنف نیست، چه بسا باید دست آن تولیدکننده ای را که در میانه این مصایب همچنان چراغ کارخانه اش را روشن نگاه داشته است فشرد. اما این قاعده بازی قرار نیست به جایی برسد و ویرانگر است. علت هم بیش از رانت جویی ذاتی نورچشمی ها! خود "دولت" است، وقتی "دولتی" همه جا حاضر است و همیشه اهالی اقتصاد باید گوش به فرمان سیاسیون باشند، اگر جز این مسابقه رانت جویی برقرار باشد باید تعجب کرد. در بازی "سیاسی" غریب نیست که بازیگران "اقتصادی" عمل نکنند. والله اعلم.
پ.ن: این بخشی از مقاله در حال چاپ مخلص در جریده وزین تجارت فرداست.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب یک جانی انقلابی!
«چه گوارا انقلابیِ بزرگ این امکان را پیدا کرد تا با ریاست بر بانک مرکزی کوبا، ریاست بخش صنعت در سازمان اصلاحات ارضی از اواخر ۱۹۵۹، و در اوایل ۱۹۶۱ بعنوان وزیر صنعت، دیدگاه اقتصادی خود-برداشت او از عدالت اجتماعی- را به اجرا بگذارد. در دورهای که گوارا تقریبا اداره کل اقتصاد کوبا را برعهده داشت، تولید شکر تقریبا از هم پاشید، صنعتی سازی شکست خورد و جیره بندی آغاز گشت. تمام اینها در کشوری اتفاق افتاد که از دوران پیش از باتیستا تا آن زمان چهارمین کشور موفق اقتصادی در آمریکای لاتین بود.
خسّت او در دوران ریاستش بر بانک مرکزی، همان دورانی که او امضای «چه» را بر روی اسکناسها میانداخت، توسط معاونش ارنستو بتانکورت به روشنی جمع بندی شده است: «او از اکثر قواعد و اصول اولیه اقتصادی بی اطلاع بود». قدرت درک گوارا از اقتصاد جهانی به خوبی در سال ۱۹۶۱ در کنفرانس نیم کره در اروگوئه نمایش داده میشود، هنگامی که او «بدون کوچکترین ترسی» رشد اقتصادی ۱۰ درصدی کوبا را پیش بینی کرد و تا سال ۱۹۸۰، از درآمد سرانهای بالاتر از «ایالات متحده امروز» خبر داد. اما در حقیقت، در سال ۱۹۹۷ و سی سال پس از مرگ او، کوباییها رژیمی غذایی متشکل از پنج پوند (هر پوند ۴۵۰ گرم.م) برنج و یک پوند لوبیا در ماه، چهار اونس (هر اونس ۳۱ گرم) گوشت دوبار در سال، و چهار اونس خمیر سویا در هفته و چهار تخم مرغ در ماه داشتند.
اصلاحات ارضی زمینها را از ثروتمندان گرفت، اما آنها را در اختیار دیوان سالاران، و نه کشاورزان، قرار داد (حکم آن در منزل گوارا نوشته شد). به نام تنوع گرایی، اراضی کشاورزی کاهش یافت و نیروی کار در سایر فعالیتها گسترده شد. نتیجه این که بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳، برداشت محصول نصف شد و به تقریبا ۳٫۸ میلیون تُن رسید. آیا صنعتی سازی کوبا این هزینه را توجیه میکرد؟ متاسفانه، کوبا مواد خام صنایع سنگین را در اختیار نداشت و در نتیجهی توزیع انقلابی، منابع مالی خرید آنها -و حتی کالاهای اساسی- را نیز از دست داده بود. در ۱۹۶۱ کار به جایی رسید که گوارا مجبور به ارائه توضیحاتی خجالت آور به کارمندان دفتر شده بود: «رفقای فنی ما در کارخانهها موفق به ساختن خمیردندان شدهاند،… که به خوبی خمیردندان سابق است؛ به همان خوبی تمیز میکند، اما بعد از مدتی تبدیل به سنگ میشود».
تا سال ۱۹۶۳، تمام امیدها به صنعتی شدن کوبا فراموش شده بود و انقلاب به نقش مستعمراتی خود بعنوان تهیه کننده شکر برای بلوک شوروی در برابر نفت برای رفع نیازهایش و فروش دوباره به سایر کشورها را پذیرفته بود. برای سه دهه بعدی، کوبا با گرفتن یارانهای بین ۶۵ میلیارد تا ۱۰۰ میلیارد دلار از شوروی زنده ماند».
https://bit.ly/3ibDe6h
شخصا معتقدم منفعت سیگار برگ های مرغوب کوبایی برای بشریت از تمام دستاوردهای انقلابی! این مردک نیم مجنون بیشتر بوده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
«چه گوارا انقلابیِ بزرگ این امکان را پیدا کرد تا با ریاست بر بانک مرکزی کوبا، ریاست بخش صنعت در سازمان اصلاحات ارضی از اواخر ۱۹۵۹، و در اوایل ۱۹۶۱ بعنوان وزیر صنعت، دیدگاه اقتصادی خود-برداشت او از عدالت اجتماعی- را به اجرا بگذارد. در دورهای که گوارا تقریبا اداره کل اقتصاد کوبا را برعهده داشت، تولید شکر تقریبا از هم پاشید، صنعتی سازی شکست خورد و جیره بندی آغاز گشت. تمام اینها در کشوری اتفاق افتاد که از دوران پیش از باتیستا تا آن زمان چهارمین کشور موفق اقتصادی در آمریکای لاتین بود.
خسّت او در دوران ریاستش بر بانک مرکزی، همان دورانی که او امضای «چه» را بر روی اسکناسها میانداخت، توسط معاونش ارنستو بتانکورت به روشنی جمع بندی شده است: «او از اکثر قواعد و اصول اولیه اقتصادی بی اطلاع بود». قدرت درک گوارا از اقتصاد جهانی به خوبی در سال ۱۹۶۱ در کنفرانس نیم کره در اروگوئه نمایش داده میشود، هنگامی که او «بدون کوچکترین ترسی» رشد اقتصادی ۱۰ درصدی کوبا را پیش بینی کرد و تا سال ۱۹۸۰، از درآمد سرانهای بالاتر از «ایالات متحده امروز» خبر داد. اما در حقیقت، در سال ۱۹۹۷ و سی سال پس از مرگ او، کوباییها رژیمی غذایی متشکل از پنج پوند (هر پوند ۴۵۰ گرم.م) برنج و یک پوند لوبیا در ماه، چهار اونس (هر اونس ۳۱ گرم) گوشت دوبار در سال، و چهار اونس خمیر سویا در هفته و چهار تخم مرغ در ماه داشتند.
اصلاحات ارضی زمینها را از ثروتمندان گرفت، اما آنها را در اختیار دیوان سالاران، و نه کشاورزان، قرار داد (حکم آن در منزل گوارا نوشته شد). به نام تنوع گرایی، اراضی کشاورزی کاهش یافت و نیروی کار در سایر فعالیتها گسترده شد. نتیجه این که بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳، برداشت محصول نصف شد و به تقریبا ۳٫۸ میلیون تُن رسید. آیا صنعتی سازی کوبا این هزینه را توجیه میکرد؟ متاسفانه، کوبا مواد خام صنایع سنگین را در اختیار نداشت و در نتیجهی توزیع انقلابی، منابع مالی خرید آنها -و حتی کالاهای اساسی- را نیز از دست داده بود. در ۱۹۶۱ کار به جایی رسید که گوارا مجبور به ارائه توضیحاتی خجالت آور به کارمندان دفتر شده بود: «رفقای فنی ما در کارخانهها موفق به ساختن خمیردندان شدهاند،… که به خوبی خمیردندان سابق است؛ به همان خوبی تمیز میکند، اما بعد از مدتی تبدیل به سنگ میشود».
تا سال ۱۹۶۳، تمام امیدها به صنعتی شدن کوبا فراموش شده بود و انقلاب به نقش مستعمراتی خود بعنوان تهیه کننده شکر برای بلوک شوروی در برابر نفت برای رفع نیازهایش و فروش دوباره به سایر کشورها را پذیرفته بود. برای سه دهه بعدی، کوبا با گرفتن یارانهای بین ۶۵ میلیارد تا ۱۰۰ میلیارد دلار از شوروی زنده ماند».
https://bit.ly/3ibDe6h
شخصا معتقدم منفعت سیگار برگ های مرغوب کوبایی برای بشریت از تمام دستاوردهای انقلابی! این مردک نیم مجنون بیشتر بوده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
3danet.net
ماشین کشتار: چه گوارا ؛ از کمونیست دو آتشه تا مارک کاپیتالیستی
چه گوارا که برای نابودی سرمایهداری تلاش میکرد، اکنون به مارکی پرفروش تبدیل شده است. تصویر او بر کالاهای گوناگون نمادی شده که حتی کسانی با اهداف متضاد نیز از آن استفاده میکنند؛ فاصلهای میان واقعیت و اسطوره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان جالب شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان، وزیر امور خارجه امارات
شیخ: به انگلیسی میگویم که متوجه شوید.
گزارشگر: حرفهایتان ترجمه میشود.
شیخ: میدانم ترجمه میشود، ولی می خواهم مطمئن شوم که حرفم را درست میفهمید.
روزی خواهد آمد که تروریست ها و افراطیهای رادیکال بسیار بیشتری را در اروپا شاهد باشیم، دلیلش هم تزلزل در تصمیمگیریها و رعایت به اصطلاح《نزاکت سیاسی》 (لیلی به لالای اقلیتها گذاشتن) است یا اینکه فکر میکنند خاورمیانه، اسلام و چیزهای دیگر را خیلی بهتر از ما میشناسند، ولی با کمال تاسف این چیزی جز جهالت محض نیست!
پ.ن: عبارت داخل پرانتز برای وضوح بیشتر و افزوده از سوی بنده مخلص است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
شیخ: به انگلیسی میگویم که متوجه شوید.
گزارشگر: حرفهایتان ترجمه میشود.
شیخ: میدانم ترجمه میشود، ولی می خواهم مطمئن شوم که حرفم را درست میفهمید.
روزی خواهد آمد که تروریست ها و افراطیهای رادیکال بسیار بیشتری را در اروپا شاهد باشیم، دلیلش هم تزلزل در تصمیمگیریها و رعایت به اصطلاح《نزاکت سیاسی》 (لیلی به لالای اقلیتها گذاشتن) است یا اینکه فکر میکنند خاورمیانه، اسلام و چیزهای دیگر را خیلی بهتر از ما میشناسند، ولی با کمال تاسف این چیزی جز جهالت محض نیست!
پ.ن: عبارت داخل پرانتز برای وضوح بیشتر و افزوده از سوی بنده مخلص است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍2
یک هشدار
سالهای آخر دولت سازندگی سالهای نارضایتی و شورشهای شهری بود، دو نمونه مشهد و اسلامشهر برای خیلیها آشناست. دولت اصلاحات بعد از آن توانست علیرغم کاهش قیمت نفت در ابتدای کارش تا اندازهای (با تمام نقدها) اقتصاد را سامان دهد؛ بدون آنکه وارد پیچیدگیهای مناسبات سیاسی آن دوران شویم، چیزی که باعث شد از آن مرحله خطرناک به درجاتی گذر شود، بیش و پیش از همه یک گفتمان و پروژه سیاسی بود که آن زمان برای خیلیها جذاب بود. با آن گفتمان و پروژه سیاسی که الان البته آن را نافرجام میدانیم، راه برای اقتصاد باز شد و به طور نسبی دستاوردهایی هم حاصل شد.
امروز البته زمینه و زمانه متفاوت است، ولی اجازه دهید به عنوان احدی از رعایای ممالک محروسه ایران وارد بیزینس متخصصان فال قهوه شوم و یک پیشبینی در مورد دولت جدید داشته باشم: ملاحظات جانشینی به کنار، این دولت از آغاز در اقتصاد شکست خورده است!
با کیفیت سیاستهای اقتصادی احتمالی کاری ندارم، برای اجرا هر کار موثری در اقتصاد پیشاپیش نیاز به یک پروژه سیاسی دارید که هنوز حتی متولد نشده است. مردم به حرف سیاستگذاران گوش نمیکنند مگر پیش از آن به درجاتی به آینده امیدوار باشند؛ این امیدواری هم نیازمند ایدههای جذاب سیاسی است تا کار به خیابان نرسد. کار پروژه سیاسی کانالیزه کردن نارضایتیهاست تا اساسا بتوان به اقتصاد فکر کرد، والا بهترین سیاستهای اقتصادی هم بختی برای اجرای موثر ندارند.
دولت جدید این پیشنیاز اولیه را مطلقا ندارد و ایران دارد به جاهای خطرناکی نزدیک میشود، خیلی خطرناک! یادمان باشد تاریخ خاورمیانه نشان داده است که اوضاع در زمانی کوتاه میتواند از آنچه بدبینترین ناظران تصور می کنند هم بدتر شود. در جعبه پاندورا باز شد، دیگر عاقبت کار مشخص نیست. امیدوارم اشتباه کنم، به امید سربلندی ایران و مردمانش.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
سالهای آخر دولت سازندگی سالهای نارضایتی و شورشهای شهری بود، دو نمونه مشهد و اسلامشهر برای خیلیها آشناست. دولت اصلاحات بعد از آن توانست علیرغم کاهش قیمت نفت در ابتدای کارش تا اندازهای (با تمام نقدها) اقتصاد را سامان دهد؛ بدون آنکه وارد پیچیدگیهای مناسبات سیاسی آن دوران شویم، چیزی که باعث شد از آن مرحله خطرناک به درجاتی گذر شود، بیش و پیش از همه یک گفتمان و پروژه سیاسی بود که آن زمان برای خیلیها جذاب بود. با آن گفتمان و پروژه سیاسی که الان البته آن را نافرجام میدانیم، راه برای اقتصاد باز شد و به طور نسبی دستاوردهایی هم حاصل شد.
امروز البته زمینه و زمانه متفاوت است، ولی اجازه دهید به عنوان احدی از رعایای ممالک محروسه ایران وارد بیزینس متخصصان فال قهوه شوم و یک پیشبینی در مورد دولت جدید داشته باشم: ملاحظات جانشینی به کنار، این دولت از آغاز در اقتصاد شکست خورده است!
با کیفیت سیاستهای اقتصادی احتمالی کاری ندارم، برای اجرا هر کار موثری در اقتصاد پیشاپیش نیاز به یک پروژه سیاسی دارید که هنوز حتی متولد نشده است. مردم به حرف سیاستگذاران گوش نمیکنند مگر پیش از آن به درجاتی به آینده امیدوار باشند؛ این امیدواری هم نیازمند ایدههای جذاب سیاسی است تا کار به خیابان نرسد. کار پروژه سیاسی کانالیزه کردن نارضایتیهاست تا اساسا بتوان به اقتصاد فکر کرد، والا بهترین سیاستهای اقتصادی هم بختی برای اجرای موثر ندارند.
دولت جدید این پیشنیاز اولیه را مطلقا ندارد و ایران دارد به جاهای خطرناکی نزدیک میشود، خیلی خطرناک! یادمان باشد تاریخ خاورمیانه نشان داده است که اوضاع در زمانی کوتاه میتواند از آنچه بدبینترین ناظران تصور می کنند هم بدتر شود. در جعبه پاندورا باز شد، دیگر عاقبت کار مشخص نیست. امیدوارم اشتباه کنم، به امید سربلندی ایران و مردمانش.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
سفسطه کالای مشابه
یکی از مضحکترین استدلال های «اقتصادی» اینست که اگر «مشابه» یک کالای خارجی در داخل تولید شود، میتوان/باید واردات آن کالای خارجی را محدود و ممنوع کرد!
برای کسانی دو «محصول» بالا «مشابه»اند، زیرا هر دو برای یک کار یعنی ارتباط راه دور استفاده میشوند. نزد خیلیها حتی دو مدل گوشی پایینی هم با هم دنیایی «تفاوت» دارند؛ آنقدر که حاضرند یک شب در صف بایستند تا مدل جدیدتر را داشته باشند.
«ارزش» و «تشابه» و «تفاوت» مفاهیمی ذهنیاند و هر فردی آنها را نزد خود تعریف میکند و به کار میبرد. اینکه چند بوروکرات پرت دولتی برای همه افراد تصمیم بگیرند که چه چیز را نیاز دارند/ندارند و محصول «مشابه» و «متفاوت» کدام است، نه تنها اخلاقی نیست و جلوی خلاقیت و رشد را میگیرد، بلکه حتی بی معناست؛ شبیه اینکه به همولایتی ما گفته بودند پای چشمت سیاه شده گفته بود: «جان من؟ درد هم میکند؟». داور نهایی «تشابه» فرد است که با صرف هزینه این یا آن را انتخاب میکند. جای بقیه فکر نکنیم. فهم همین نکته بدیهی ده قدم به جلوست، والله اعلم
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
یکی از مضحکترین استدلال های «اقتصادی» اینست که اگر «مشابه» یک کالای خارجی در داخل تولید شود، میتوان/باید واردات آن کالای خارجی را محدود و ممنوع کرد!
برای کسانی دو «محصول» بالا «مشابه»اند، زیرا هر دو برای یک کار یعنی ارتباط راه دور استفاده میشوند. نزد خیلیها حتی دو مدل گوشی پایینی هم با هم دنیایی «تفاوت» دارند؛ آنقدر که حاضرند یک شب در صف بایستند تا مدل جدیدتر را داشته باشند.
«ارزش» و «تشابه» و «تفاوت» مفاهیمی ذهنیاند و هر فردی آنها را نزد خود تعریف میکند و به کار میبرد. اینکه چند بوروکرات پرت دولتی برای همه افراد تصمیم بگیرند که چه چیز را نیاز دارند/ندارند و محصول «مشابه» و «متفاوت» کدام است، نه تنها اخلاقی نیست و جلوی خلاقیت و رشد را میگیرد، بلکه حتی بی معناست؛ شبیه اینکه به همولایتی ما گفته بودند پای چشمت سیاه شده گفته بود: «جان من؟ درد هم میکند؟». داور نهایی «تشابه» فرد است که با صرف هزینه این یا آن را انتخاب میکند. جای بقیه فکر نکنیم. فهم همین نکته بدیهی ده قدم به جلوست، والله اعلم
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مشکل عقبماندگی تو مو بورهای چشم آبی نیستند!
«امپریالیسم اروپایی در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به پایان رسید. از آن زمان تا کنون دنیای غیرغرب نیم قرن فرصت داشته تا به شکوفایی اقتصادی خاص خود دست پیدا کند. این حقیقت که بسیاری از این کشورها در طول این مدت، یک قدم از آن فناوری قدیمی که سرمایه گذاری اروپای استعماری در آنجا ایجاد کرد پیش تر نرفته اند، تقصير غرب نیست. آن دسته از کشورهایی که غرب را الگوی خود کردند، همچون کره جنوبی، سنگاپور، و تایوان، نشان دادند که با یک پس زمینه جهان سومی هم می توان در طول دو نسل به یک ملت مدرن، لیبرال دموکرات و شکوفا تبدیل شد. آن کشورهایی که کماکان غرق در افلاس و عقب ماندگی اند، فلاكتشان ناشی از سلطه جویی، نژادپرستی و ستم غرب نیست، بلکه معلول سیاست ها و برنامه های سوسیالیستی ای است که خود انتخاب کرده اند یا از قبل جنگ داخلی و انقلاب بر آنها تحمیل شده است ...
امروز ما در دوره ای از بربریت و انحطاط زندگی می کنیم. پشت دیوارها بربرهایی هستند که می خواهند ما را نابود کنند و در درون جامعه ما فرهنگی رو به انحطاط قرار دارد. ما فقط چیزی را به دست می آوریم که سزاوارش هستیم. انتقادهای بی رحمانه از غرب که چپهای دانشگاهی و نخبگان فرهنگی ما از دهه ۱۹۶۰ خود را درگیر آن کرده اند رقبای ما را جسارت می دهد و هم زمان اراده ما برای مقاومت را تحلیل می برد. پیامدهای این فرهنگ رقیب همه جا در اطراف ما دیده می شود، اما راه رویارویی با آن چندان روشن نیست. بقای اصول بنیادین فرهنگ غرب درباره آزادی بیان و آزادی تحقیق علمی تماما بسته به این است که آیا ما از آن درجه هوش برخوردار هستیم که ارزش واقعی آنها را درک کرده و آیا اراده این را داریم که با دشمنان این ارزش ها مقابله کنیم».
این بخشی از نوشته کیت ویندشاتل از کتاب لیبرالیسم محافظهکار حضرت مردیهاست. به زبان ساده مراقب آنهایی باشید که علت بدبختی شما را به عاملی جز «خودتان» نسبت می دهند، اگر چیزی نشدهایم، شاید قرار نبوده چیزی بشویم، والله اعلم.
https://bit.ly/2VCvwem
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
«امپریالیسم اروپایی در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به پایان رسید. از آن زمان تا کنون دنیای غیرغرب نیم قرن فرصت داشته تا به شکوفایی اقتصادی خاص خود دست پیدا کند. این حقیقت که بسیاری از این کشورها در طول این مدت، یک قدم از آن فناوری قدیمی که سرمایه گذاری اروپای استعماری در آنجا ایجاد کرد پیش تر نرفته اند، تقصير غرب نیست. آن دسته از کشورهایی که غرب را الگوی خود کردند، همچون کره جنوبی، سنگاپور، و تایوان، نشان دادند که با یک پس زمینه جهان سومی هم می توان در طول دو نسل به یک ملت مدرن، لیبرال دموکرات و شکوفا تبدیل شد. آن کشورهایی که کماکان غرق در افلاس و عقب ماندگی اند، فلاكتشان ناشی از سلطه جویی، نژادپرستی و ستم غرب نیست، بلکه معلول سیاست ها و برنامه های سوسیالیستی ای است که خود انتخاب کرده اند یا از قبل جنگ داخلی و انقلاب بر آنها تحمیل شده است ...
امروز ما در دوره ای از بربریت و انحطاط زندگی می کنیم. پشت دیوارها بربرهایی هستند که می خواهند ما را نابود کنند و در درون جامعه ما فرهنگی رو به انحطاط قرار دارد. ما فقط چیزی را به دست می آوریم که سزاوارش هستیم. انتقادهای بی رحمانه از غرب که چپهای دانشگاهی و نخبگان فرهنگی ما از دهه ۱۹۶۰ خود را درگیر آن کرده اند رقبای ما را جسارت می دهد و هم زمان اراده ما برای مقاومت را تحلیل می برد. پیامدهای این فرهنگ رقیب همه جا در اطراف ما دیده می شود، اما راه رویارویی با آن چندان روشن نیست. بقای اصول بنیادین فرهنگ غرب درباره آزادی بیان و آزادی تحقیق علمی تماما بسته به این است که آیا ما از آن درجه هوش برخوردار هستیم که ارزش واقعی آنها را درک کرده و آیا اراده این را داریم که با دشمنان این ارزش ها مقابله کنیم».
این بخشی از نوشته کیت ویندشاتل از کتاب لیبرالیسم محافظهکار حضرت مردیهاست. به زبان ساده مراقب آنهایی باشید که علت بدبختی شما را به عاملی جز «خودتان» نسبت می دهند، اگر چیزی نشدهایم، شاید قرار نبوده چیزی بشویم، والله اعلم.
https://bit.ly/2VCvwem
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب لیبرالیسم محافظه کار اثر مرتضی مردیها | ایران کتاب
خرید کتاب لیبرالیسم محافظه کار نویسنده مرتضی مردیها انتشارات علمی و فرهنگی
سیاست بازی یا سیاستگذاری؟
از وودی آلن، سینماگر مشهور، لطیفهای بامزه نقل میکنند؛ «کسی پیش روانپزشک میرود و میگوید، برادرش دیوانه است و خودش را مرغ تصور میکند. دکتر از او میپرسد، پس چرا او را برای درمان در بیمارستان بستری نمیکند. طرف پاسخ میدهد که خیلی مایل است این کار را بکند، ولی به تخممرغهایش احتیاج دارد!» حرف این است که گاهی شاید کل قضیه «اشتباه» است، ولی نمیتوان از آن صرفنظر کرد و باید ادامه داد.
قضیه خصوصیسازی هم برای دولتیها، کموبیش در همه جای دنیا، چنین وضعیتی دارد؛ با آنکه دل خوشی از آن ندارند، مجبورند ادامه دهند. کارخانه و شرکت دولتی، ابزار اعمال قدرت سیاسی است؛ کدام صیاد دام خود را میفروشد؟ اگر اوضاع خوب باشد تا صد سال هم کسی به فکر واگذاری فلان کارخانه و شرکت نمیافتد. اما مدیریت دولتی بهطور ذاتی ناکارآمد است و وقتی کار گره خورد و دیگر پولی برای لاپوشانی نیست، اهالی دولت سراغ خصوصیسازی (بخوانید رد کردن مال بد) میروند.
خصوصیسازی در ایران از همان آغاز با استقبال روبهرو نشد و به بهانهای برای تسویهحسابهای سیاسی بدل شد. گروههای مختلف، به بهانههایی مثل رسوخ نئولیبرالیسم و تجویزهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، آن را کوبیدند. در بیشتر موارد، البته راهکار مشخصی هم پیشنهاد نمیشد و کار بیشتر به شعار میگذشت، ولی به هر حال تا همین امروز بازار سیاسیکاری داغ بوده است. حاکمیت هنوز تکلیف خود را با قضیه خصوصیسازی مشخص نکرده است و معلوم نیست، میخواهد چه کند. بهویژه در مورد شرکتهای بزرگ، کار بهشدت گره میخورد. به خریدار بختبرگشته، قولهایی میدهند، ولی در وقت بحران طرف میبیند که دورش خالی است. مواردی مثل هپکو، نیشکر هفتتپه و کشتوصنعت مغان به خیلیها نشان داد که در خرید اموال دولتی باید خیلی احتیاط کنند؛ زیرا بازی اصلی تازه پس از واگذاری شروع میشود. طبیعی است که آدم زرنگ مالش را جاهایی چنین پرخطر گیر نمیاندازد؛ دراقتصاد ایران خیلی بیدردسرتر میشود پول درآورد.
بدون آنکه بخواهیم خطاها و فسادهای احتمالی را نادیده بگیریم، آنقدر فضای روانی جامعه برضد خصوصیسازی است که کمتر کسی جرات بیان واقعیتها و دفاع از آن را دارد. میدانیم که حقیقت تا کفش بپوشد، دروغ زمین را دور زده است! میبینیم که برخی رندان، تمام کاسهکوزهها را سر بخش خصوصی میشکنند که شاید عهدهدار چیزی نزدیک به ۱۸درصد از واگذاریهاست. تصور بسیاری از مردم از فرآیند خصوصیسازی بهشدت مخدوش و ناقص است، البته حق هم دارند.
در این یادداشت دنیای اقتصاد به این پرداخته ام که عدم شفافیت و «روابط عمومی» غلط نمیتواند جز این هم پیامدی داشته باشد. مخالفان خصوصیسازی طی این سه دهه با تمام قوا و رسانههای در دسترس فعالیت کردند و از این طرف دولت و هواداران خصوصیسازی شاید تا همین یکی، دو سال اخیر در عمل هیچ کاری انجام ندادند. اگر از همان آغاز اطلاعات به شکل مناسبی در اختیار مردم قرار میگرفت و این با یک استراتژی روابط عمومی مناسب همراه میشد، شاید وضعیت امروز بسیار متفاوت بود. اگر از همان آغاز گفته میشد که سرپا نگهداشتن مصنوعی شرکتهای دولتی چه هزینهای به جیب همه مردم تحمیل میکند و چه سیاستبازی غریبی پشت آنها لانه کرده است، شاید افکار عمومی هم همراهی بیشتری با خصوصیسازی داشت. اما امروز هم قضیه متفاوت نیست و برای بهبود اوضاع سه کار میتوان انجام داد: آگاهیبخشی، آگاهیبخشی، آگاهیبخشی! والله اعلم.
https://bit.ly/3m8Qyw9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از وودی آلن، سینماگر مشهور، لطیفهای بامزه نقل میکنند؛ «کسی پیش روانپزشک میرود و میگوید، برادرش دیوانه است و خودش را مرغ تصور میکند. دکتر از او میپرسد، پس چرا او را برای درمان در بیمارستان بستری نمیکند. طرف پاسخ میدهد که خیلی مایل است این کار را بکند، ولی به تخممرغهایش احتیاج دارد!» حرف این است که گاهی شاید کل قضیه «اشتباه» است، ولی نمیتوان از آن صرفنظر کرد و باید ادامه داد.
قضیه خصوصیسازی هم برای دولتیها، کموبیش در همه جای دنیا، چنین وضعیتی دارد؛ با آنکه دل خوشی از آن ندارند، مجبورند ادامه دهند. کارخانه و شرکت دولتی، ابزار اعمال قدرت سیاسی است؛ کدام صیاد دام خود را میفروشد؟ اگر اوضاع خوب باشد تا صد سال هم کسی به فکر واگذاری فلان کارخانه و شرکت نمیافتد. اما مدیریت دولتی بهطور ذاتی ناکارآمد است و وقتی کار گره خورد و دیگر پولی برای لاپوشانی نیست، اهالی دولت سراغ خصوصیسازی (بخوانید رد کردن مال بد) میروند.
خصوصیسازی در ایران از همان آغاز با استقبال روبهرو نشد و به بهانهای برای تسویهحسابهای سیاسی بدل شد. گروههای مختلف، به بهانههایی مثل رسوخ نئولیبرالیسم و تجویزهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، آن را کوبیدند. در بیشتر موارد، البته راهکار مشخصی هم پیشنهاد نمیشد و کار بیشتر به شعار میگذشت، ولی به هر حال تا همین امروز بازار سیاسیکاری داغ بوده است. حاکمیت هنوز تکلیف خود را با قضیه خصوصیسازی مشخص نکرده است و معلوم نیست، میخواهد چه کند. بهویژه در مورد شرکتهای بزرگ، کار بهشدت گره میخورد. به خریدار بختبرگشته، قولهایی میدهند، ولی در وقت بحران طرف میبیند که دورش خالی است. مواردی مثل هپکو، نیشکر هفتتپه و کشتوصنعت مغان به خیلیها نشان داد که در خرید اموال دولتی باید خیلی احتیاط کنند؛ زیرا بازی اصلی تازه پس از واگذاری شروع میشود. طبیعی است که آدم زرنگ مالش را جاهایی چنین پرخطر گیر نمیاندازد؛ دراقتصاد ایران خیلی بیدردسرتر میشود پول درآورد.
بدون آنکه بخواهیم خطاها و فسادهای احتمالی را نادیده بگیریم، آنقدر فضای روانی جامعه برضد خصوصیسازی است که کمتر کسی جرات بیان واقعیتها و دفاع از آن را دارد. میدانیم که حقیقت تا کفش بپوشد، دروغ زمین را دور زده است! میبینیم که برخی رندان، تمام کاسهکوزهها را سر بخش خصوصی میشکنند که شاید عهدهدار چیزی نزدیک به ۱۸درصد از واگذاریهاست. تصور بسیاری از مردم از فرآیند خصوصیسازی بهشدت مخدوش و ناقص است، البته حق هم دارند.
در این یادداشت دنیای اقتصاد به این پرداخته ام که عدم شفافیت و «روابط عمومی» غلط نمیتواند جز این هم پیامدی داشته باشد. مخالفان خصوصیسازی طی این سه دهه با تمام قوا و رسانههای در دسترس فعالیت کردند و از این طرف دولت و هواداران خصوصیسازی شاید تا همین یکی، دو سال اخیر در عمل هیچ کاری انجام ندادند. اگر از همان آغاز اطلاعات به شکل مناسبی در اختیار مردم قرار میگرفت و این با یک استراتژی روابط عمومی مناسب همراه میشد، شاید وضعیت امروز بسیار متفاوت بود. اگر از همان آغاز گفته میشد که سرپا نگهداشتن مصنوعی شرکتهای دولتی چه هزینهای به جیب همه مردم تحمیل میکند و چه سیاستبازی غریبی پشت آنها لانه کرده است، شاید افکار عمومی هم همراهی بیشتری با خصوصیسازی داشت. اما امروز هم قضیه متفاوت نیست و برای بهبود اوضاع سه کار میتوان انجام داد: آگاهیبخشی، آگاهیبخشی، آگاهیبخشی! والله اعلم.
https://bit.ly/3m8Qyw9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
روزنامه دنیای اقتصاد
سیاست بازی یا سیاستگذاری؟
از وودی آلن، سینماگر مشهور، لطیفهای بامزه نقل میکنند؛ «کسی پیش روانپزشک میرود و میگوید، برادرش دیوانه است و خودش را مرغ تصور میکند. دکتر از او میپرسد، پس چرا او را برای درمان در بیمارستان بستری نمیکند. طرف پاسخ میدهد که خیلی مایل است این کار را بکند،…
👍1
حرف حساب!
پنیر مفت را فقط در تله موش میتوانید پیدا کنید، اول چیزی باید تولید شود تا اساسا بتوان به 《بازتوزیع》آن فکر کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
پنیر مفت را فقط در تله موش میتوانید پیدا کنید، اول چیزی باید تولید شود تا اساسا بتوان به 《بازتوزیع》آن فکر کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خاورمیانه از نگاه برنارد لوییس بزرگ
«این به طور کلی پیام قدرت های خارجی در دهه فرجامین قرن بیستم بود. این قدرتها، خیلی که غیرت به خرج دهند، از منافع خود، به سخن دیگر، از بازارها و از نفت پاسداری می کنند - و شاید هم به دفاع از مصالح جامعه بین المللی، احترام مقتضی به موازين اساسی سازمان ملل، برخیزند. از اینها که بگذریم، مردم و دول خاورمیانه، برای نخستین مرتبه طی دو قرن، خود سرنوشت خود را رقم خواهند زد. (!) آنها ممکن است قدرت های تازه منطقه ای تشکیل دهند، شاید که هماهنگ عمل کنند، و شاید هم برای تسلط بر منطقه چشم و هم چشمی از سر گیرند. ای بسا که به راه یوگسلاوی و سومالی، یعنی به سوی تجزیه و آشفتگی خانمان برانداز روند - و کم نیستند افراد و جنبش هایی در منطقه که صریحا گفته اند ترجیح می دهند این راه را انتخاب کنند تا از، به زعم خویش، وظایف دینی و حقوق ملی شان درگذرند. رویدادهای جنگ داخلی لبنان به سهولت و می تواند الگوی تمامی منطقه گردد. شاید هم، همانگونه که افرادی مصرا می طلبند، در اتحادی به هم بپیوندند و به نوعی جهاد جدید بپردازند که، دوباره مانند گذشته، جنگ صلیبی تازه ای در واکنش برانگیزد. و یا ممکن است در راه صلح - با یکدیگر، با همسایگان و با جهان خارج - متحد شوند و از منابع معنوی و مادی خود به دیگران هم بهره رسانند و این برکات را در جست و جوی زندگانی کامل تر و غنی تر و آزادتری به کار اندازند. دنیای خارج، فعلا، به نظر می رسد حاضر است آنها را آرام به حال خود گذارد و در تحقق این نیات حتی یاری رساند. تنها اینان - مردم و دول خاورمیانه - قادرند تصمیم بگیرند که آیا و به چه روال، در دوره ای از تاریخ پر مشقت معاصرشان، از این دریچه فرصت، تا بسته نشده، استفاده جویند».
https://bit.ly/38J9Ccl
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
«این به طور کلی پیام قدرت های خارجی در دهه فرجامین قرن بیستم بود. این قدرتها، خیلی که غیرت به خرج دهند، از منافع خود، به سخن دیگر، از بازارها و از نفت پاسداری می کنند - و شاید هم به دفاع از مصالح جامعه بین المللی، احترام مقتضی به موازين اساسی سازمان ملل، برخیزند. از اینها که بگذریم، مردم و دول خاورمیانه، برای نخستین مرتبه طی دو قرن، خود سرنوشت خود را رقم خواهند زد. (!) آنها ممکن است قدرت های تازه منطقه ای تشکیل دهند، شاید که هماهنگ عمل کنند، و شاید هم برای تسلط بر منطقه چشم و هم چشمی از سر گیرند. ای بسا که به راه یوگسلاوی و سومالی، یعنی به سوی تجزیه و آشفتگی خانمان برانداز روند - و کم نیستند افراد و جنبش هایی در منطقه که صریحا گفته اند ترجیح می دهند این راه را انتخاب کنند تا از، به زعم خویش، وظایف دینی و حقوق ملی شان درگذرند. رویدادهای جنگ داخلی لبنان به سهولت و می تواند الگوی تمامی منطقه گردد. شاید هم، همانگونه که افرادی مصرا می طلبند، در اتحادی به هم بپیوندند و به نوعی جهاد جدید بپردازند که، دوباره مانند گذشته، جنگ صلیبی تازه ای در واکنش برانگیزد. و یا ممکن است در راه صلح - با یکدیگر، با همسایگان و با جهان خارج - متحد شوند و از منابع معنوی و مادی خود به دیگران هم بهره رسانند و این برکات را در جست و جوی زندگانی کامل تر و غنی تر و آزادتری به کار اندازند. دنیای خارج، فعلا، به نظر می رسد حاضر است آنها را آرام به حال خود گذارد و در تحقق این نیات حتی یاری رساند. تنها اینان - مردم و دول خاورمیانه - قادرند تصمیم بگیرند که آیا و به چه روال، در دوره ای از تاریخ پر مشقت معاصرشان، از این دریچه فرصت، تا بسته نشده، استفاده جویند».
https://bit.ly/38J9Ccl
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
❤1
بازار آزاد راه حل مشکلات ایران است؟
وقتی توصیه میشود که اقتصاد ایران به سمت بازاریتر شدن حرکت کند و از مداخلههای دولت کاسته شود، منظور این نیست که نزدیک شدن به اقتصاد بازار فینفسه «راهحل» مشکلات است. چنین نیست، اما در اقتصاد بازار «ما» این فرصت را پیدا میکنیم که مشکلات «خودمان» را حل کنیم. در واقع بازار مشکلات را حل نمیکند، انسانهای آزاد هستند که چنین میکنند. در بازار است که افراد این آزادی را پیدا میکنند که راهی برای گشودن گرههای خود و دیگران بیابند. از اینرو باید نزدیک شدن به اقتصاد بازار را قدمی ضروری برای جستوجوی راهحل و نه خود آن دانست.
اگر هم کسانی «باید بازارها را آزاد کنیم» و «مقرراتزدایی کنیم» و مانند آن را به عنوان راهحل نهایی تجویز میکنند، نشان از بدفهمی دارد. مشکلات با بازار حل نمیشود، ولی در بازار میتوان امید به گشودن آن داشت. هدف بیش از همه این است که بتوان از دانش و خلاقیت هشتاد و اندی میلیون نفر ایرانی بهره گرفت. البته با چنین نگاهی دنبال جهان آرمانی هم نیستیم، بلکه میخواهیم فضایی ایجاد شود تا بتوان از رنج آدمها کم کرد و این نیز جز با بهرهگیری از دانش و توانِ همه انسانهای آزاد ممکن نمیشود. به قول هایک برنامهای که اکثریت مردم آن را پی ریخته باشند، بسیار بهتر از اقلیت (یعنی برنامهریزهای دولتی) است. والله اعلم.
پ.ن: این بخشی از یادداشت بنده مخلص در تجارت فرداست، متن کامل را در لینک زیر ببینید:
https://bit.ly/3DMhCaR
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
وقتی توصیه میشود که اقتصاد ایران به سمت بازاریتر شدن حرکت کند و از مداخلههای دولت کاسته شود، منظور این نیست که نزدیک شدن به اقتصاد بازار فینفسه «راهحل» مشکلات است. چنین نیست، اما در اقتصاد بازار «ما» این فرصت را پیدا میکنیم که مشکلات «خودمان» را حل کنیم. در واقع بازار مشکلات را حل نمیکند، انسانهای آزاد هستند که چنین میکنند. در بازار است که افراد این آزادی را پیدا میکنند که راهی برای گشودن گرههای خود و دیگران بیابند. از اینرو باید نزدیک شدن به اقتصاد بازار را قدمی ضروری برای جستوجوی راهحل و نه خود آن دانست.
اگر هم کسانی «باید بازارها را آزاد کنیم» و «مقرراتزدایی کنیم» و مانند آن را به عنوان راهحل نهایی تجویز میکنند، نشان از بدفهمی دارد. مشکلات با بازار حل نمیشود، ولی در بازار میتوان امید به گشودن آن داشت. هدف بیش از همه این است که بتوان از دانش و خلاقیت هشتاد و اندی میلیون نفر ایرانی بهره گرفت. البته با چنین نگاهی دنبال جهان آرمانی هم نیستیم، بلکه میخواهیم فضایی ایجاد شود تا بتوان از رنج آدمها کم کرد و این نیز جز با بهرهگیری از دانش و توانِ همه انسانهای آزاد ممکن نمیشود. به قول هایک برنامهای که اکثریت مردم آن را پی ریخته باشند، بسیار بهتر از اقلیت (یعنی برنامهریزهای دولتی) است. والله اعلم.
پ.ن: این بخشی از یادداشت بنده مخلص در تجارت فرداست، متن کامل را در لینک زیر ببینید:
https://bit.ly/3DMhCaR
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
فضیلت آزادی
امیرحسین خالقی / دانشآموخته دکترای سیاستگذاری عمومی
جملهای مشهور منسوب به هنری فورد است که گفته بود همه مشتریانش میتوانند
درختان میوه یا هیزم؟
دوستی می گفت اولویت اول سیاستگذاری مملکت افزایش تولید است، نه کنترل تورم که البته آن هم بسیار مهم است. با این گفته مخالفم! بدون آنکه بخواهیم نقش افزایش تولید اقتصادی را در بهبود اوضاع نادیده بگیریم باید به این نکته توجه کرد که تولید و هر فعالیت اقتصادی نیازمند محاسبه پذیری است. تولیدکننده سرمایه را به خطر می اندازد تا چیزی به بازار بدهد که حدس می زند در بازار خریدار دارد. برای این کار نیازمند محاسبه اقتصادی است؛ باید ترکیب مناسبی از سرمایه و روش تولیدی را برگزیند که در نهایت چیزی مقبول و اقتصادی بیرون بیاید که علاوه بر جبران هزینه ها سودی هم نصیبش شود.
از اثرات سمت تقاضا که بگذریم، تورم، درست همین محاسبه تولیدکننده را مخدوش می کند؛ او تکلیف کارش را نمی داند و با قیمت هایی که روز به روز و چه بسا ساعت به ساعت تغییر می کند در عمل بازخور و یادگیری و اصلاح ناممکن می شود. عدم قطعیت بالا دیگر مجالی برای بهبود فرایند کار و تغییر تکنولوژی باقی نمی گذارد. ریسک البته در ذات کارآفرینی و تولید است ولی تورم در عمل اوضاع را غیرقابل مدیریت می کند و کار از دست در می رود.
در واقع ادامه تورم معنایی جز بازگشت به بدویت ندارد و هر چه انسان ها در طی قرن ها رشته اند را پنبه می کند. در این اوضاع آینده معنایش را از دست می دهد، دوراندیشی دیگر صرف ندارد و انباشتی صورت نمی گیرد. فقط این نیست که قیمت ها بالا می رود فرهنگ و بنیان اخلاقی جامعه هم ویران می شود. با مردمی نزدیکبین نمی توان به آینده فکر کرد و توسعه بی معناست؛ در نمونه ای حاضر در مملکت آریایی اسلامی می بینیم که چند میلیون «خرمرد رند» تربیت کرده ایم و جوان مملکت به جای فکر به کارآفرینی روز را با بررسی بازار دلار و مسکن آغاز می کند و البته حق هم دارد.
ظریفی گفته است در دوران تورم مردم در زمستان چوب درختان میوه را به جای هیزم خواهند سوزاند؛ مراقب باشیم با ادامه تورم هم آینده این مملکت خواهد سوخت، والله اعلم.
پ.ن: در این نوشته بخش هایی از کتاب استاندارد دستوری آورده شده است که در حال ترجمه آنام ؛ یک آموزه مشخص دارد که مراقب باشید سیاست های تورمی نسخه ای برای بازگشت به بربریت است!
https://bit.ly/3z37syX
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دوستی می گفت اولویت اول سیاستگذاری مملکت افزایش تولید است، نه کنترل تورم که البته آن هم بسیار مهم است. با این گفته مخالفم! بدون آنکه بخواهیم نقش افزایش تولید اقتصادی را در بهبود اوضاع نادیده بگیریم باید به این نکته توجه کرد که تولید و هر فعالیت اقتصادی نیازمند محاسبه پذیری است. تولیدکننده سرمایه را به خطر می اندازد تا چیزی به بازار بدهد که حدس می زند در بازار خریدار دارد. برای این کار نیازمند محاسبه اقتصادی است؛ باید ترکیب مناسبی از سرمایه و روش تولیدی را برگزیند که در نهایت چیزی مقبول و اقتصادی بیرون بیاید که علاوه بر جبران هزینه ها سودی هم نصیبش شود.
از اثرات سمت تقاضا که بگذریم، تورم، درست همین محاسبه تولیدکننده را مخدوش می کند؛ او تکلیف کارش را نمی داند و با قیمت هایی که روز به روز و چه بسا ساعت به ساعت تغییر می کند در عمل بازخور و یادگیری و اصلاح ناممکن می شود. عدم قطعیت بالا دیگر مجالی برای بهبود فرایند کار و تغییر تکنولوژی باقی نمی گذارد. ریسک البته در ذات کارآفرینی و تولید است ولی تورم در عمل اوضاع را غیرقابل مدیریت می کند و کار از دست در می رود.
در واقع ادامه تورم معنایی جز بازگشت به بدویت ندارد و هر چه انسان ها در طی قرن ها رشته اند را پنبه می کند. در این اوضاع آینده معنایش را از دست می دهد، دوراندیشی دیگر صرف ندارد و انباشتی صورت نمی گیرد. فقط این نیست که قیمت ها بالا می رود فرهنگ و بنیان اخلاقی جامعه هم ویران می شود. با مردمی نزدیکبین نمی توان به آینده فکر کرد و توسعه بی معناست؛ در نمونه ای حاضر در مملکت آریایی اسلامی می بینیم که چند میلیون «خرمرد رند» تربیت کرده ایم و جوان مملکت به جای فکر به کارآفرینی روز را با بررسی بازار دلار و مسکن آغاز می کند و البته حق هم دارد.
ظریفی گفته است در دوران تورم مردم در زمستان چوب درختان میوه را به جای هیزم خواهند سوزاند؛ مراقب باشیم با ادامه تورم هم آینده این مملکت خواهد سوخت، والله اعلم.
پ.ن: در این نوشته بخش هایی از کتاب استاندارد دستوری آورده شده است که در حال ترجمه آنام ؛ یک آموزه مشخص دارد که مراقب باشید سیاست های تورمی نسخه ای برای بازگشت به بربریت است!
https://bit.ly/3z37syX
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اقتصاد بازار امانمان را بریده است!
در رتبه آزادی اقتصادی ۲۰۲۱ ششمین کشور جهان از آخر شدیم، نمیخواستم این واژه قبیحه را استفاده کنم ولی نئولیبرالیسم دارد بدجور میتازد. هرکس گفت بازار و سرمایهداری ما را بیچاره کرده است، همین نمودار را بکنید در حلقش! والله اعلم.
https://bit.ly/2XpxSxv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در رتبه آزادی اقتصادی ۲۰۲۱ ششمین کشور جهان از آخر شدیم، نمیخواستم این واژه قبیحه را استفاده کنم ولی نئولیبرالیسم دارد بدجور میتازد. هرکس گفت بازار و سرمایهداری ما را بیچاره کرده است، همین نمودار را بکنید در حلقش! والله اعلم.
https://bit.ly/2XpxSxv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اصالت آزادیها چه می گویند؟
آقای دکتر سرزعیم، اقتصاددان فرهیخته، لطف کرده و نظرشان درباره کتاب اقتصاد اتریشی را قلمی کردهاند، تایید عزیزانی چون ایشان بر کیفیت کتاب مایه دلگرمی است.
《مکاتب اقتصادی بر حسب میزان مداخله مقبول و مطلوب دولت در اقتصاد متفاوت هستند. در یک سمت طیف کمونیستها هستند که معتقدند همه چیز باید دولتی باشد و مالکیت خصوصی نباید وجود داشته باشد و در سمت دیگر کسانی هستند که اصل را بر آزادی می گذارند و دخالت دولت را تنها در حالتهای خاص و استثنائی آنهم به شکل بسیار محدود قبول می کنند. امروزه در زمانه ای زندگی می کنیم که بطلان آن دسته اول کاملا آشکار شده اما جامعه ما کماکان ذهنیت دولت گرایی دارد. فضای رسانه ای کشور پر شده از سخنان کسانی که اقتصاد بازار، سرمایه داری، خصوصی سازی و اموری از این دست را عامل اصلی مشکلات می پندارند. به همین دلیل وجود یک مکتب اقتصادی که از اساس با دخالت دولت مشکل داشته باشد، امر غریبی به نظر میرسد. اما واقعیت آنست که این مکتب غریب که گاه با نام اصالت آزادی (libertarianism) و گاه با نام اقتصاد اتریشی خوانده می شود، از همان ابتدای ظهور و رشد کمونیسم، زوال آن را به درستی پیش بینی کرد و بعدها که دولت گرایی تحت عنوان دولت رفاه در اروپا فراگیر شد پیامدهای آن را به درستی گوشزد کرد.
خوشبختانه کتابهای چندی از بزرگان این مکتب به فارسی ترجمه شده ولی جای یک کتاب خلاصه و کوچک خالی بود که بتواند به زبان ساده و همه فهم مفاهیم اصلی این دیدگاه را تشریح کند و تفسیر آن از مفاهیم رایج اقتصادی مثل بازار ، پول، بازدهی سرمایه و اموری از این دست معرفی کند. مهمترین امتیاز این کتاب زبان ساده آنست که با ترجمه خوب و موفق آقای خالقی همین سادگی و روانی حفظ شده است. اینجانب اگرچه با دیدگاه های این مکتب از قبل آشنا بودم اما از خواندن این کتاب هم چیزهایی آموختم و هم از چگونگی طرح موضوع لذت بردم و مطمئن هستم دیگر خوانندگان نیز چنین تجربه ای خواهند داشت. کتاب طراحی بسیار خوبی دارد و به اصطلاح خوش دست است و در قطع مناسبی چاپ شده است. کیفیت چاپ، نوع فونتها و اندازه حروف مطلوب است. البته معدود اشکالاتی در ویراستاری کتاب میتوان دید؛ اما آنقدر نیست پرنگ بوده و به کلیت متن آسیب بزند یا خواندن آن را دچار مشکل کند.
علاوه بر متن اصلی کتاب، دو مقدمه قابل ذکر نیز در این کتاب به چاپ رسیده است. نخست نوشته ای از نویسنده کتاب ( استیون هورویتز) که برای مخاطبان ایرانی و به مناسبت انتشار کتاب آن به زبان فارسی آمده است و دیگری به قلم دکتر موسی غنینژاد. سخن آخر اینکه خواندن این کتاب را به همه علاقه مندان جریانهای فکری خصوصا در عرصه اقتصاد (و سیاست) پیشنهاد می کنم》.
https://bit.ly/3nSV0zS
دوستات علاقهمند کتاب را با تخفیف میتوانند از اینجا خریداری کنند.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آقای دکتر سرزعیم، اقتصاددان فرهیخته، لطف کرده و نظرشان درباره کتاب اقتصاد اتریشی را قلمی کردهاند، تایید عزیزانی چون ایشان بر کیفیت کتاب مایه دلگرمی است.
《مکاتب اقتصادی بر حسب میزان مداخله مقبول و مطلوب دولت در اقتصاد متفاوت هستند. در یک سمت طیف کمونیستها هستند که معتقدند همه چیز باید دولتی باشد و مالکیت خصوصی نباید وجود داشته باشد و در سمت دیگر کسانی هستند که اصل را بر آزادی می گذارند و دخالت دولت را تنها در حالتهای خاص و استثنائی آنهم به شکل بسیار محدود قبول می کنند. امروزه در زمانه ای زندگی می کنیم که بطلان آن دسته اول کاملا آشکار شده اما جامعه ما کماکان ذهنیت دولت گرایی دارد. فضای رسانه ای کشور پر شده از سخنان کسانی که اقتصاد بازار، سرمایه داری، خصوصی سازی و اموری از این دست را عامل اصلی مشکلات می پندارند. به همین دلیل وجود یک مکتب اقتصادی که از اساس با دخالت دولت مشکل داشته باشد، امر غریبی به نظر میرسد. اما واقعیت آنست که این مکتب غریب که گاه با نام اصالت آزادی (libertarianism) و گاه با نام اقتصاد اتریشی خوانده می شود، از همان ابتدای ظهور و رشد کمونیسم، زوال آن را به درستی پیش بینی کرد و بعدها که دولت گرایی تحت عنوان دولت رفاه در اروپا فراگیر شد پیامدهای آن را به درستی گوشزد کرد.
خوشبختانه کتابهای چندی از بزرگان این مکتب به فارسی ترجمه شده ولی جای یک کتاب خلاصه و کوچک خالی بود که بتواند به زبان ساده و همه فهم مفاهیم اصلی این دیدگاه را تشریح کند و تفسیر آن از مفاهیم رایج اقتصادی مثل بازار ، پول، بازدهی سرمایه و اموری از این دست معرفی کند. مهمترین امتیاز این کتاب زبان ساده آنست که با ترجمه خوب و موفق آقای خالقی همین سادگی و روانی حفظ شده است. اینجانب اگرچه با دیدگاه های این مکتب از قبل آشنا بودم اما از خواندن این کتاب هم چیزهایی آموختم و هم از چگونگی طرح موضوع لذت بردم و مطمئن هستم دیگر خوانندگان نیز چنین تجربه ای خواهند داشت. کتاب طراحی بسیار خوبی دارد و به اصطلاح خوش دست است و در قطع مناسبی چاپ شده است. کیفیت چاپ، نوع فونتها و اندازه حروف مطلوب است. البته معدود اشکالاتی در ویراستاری کتاب میتوان دید؛ اما آنقدر نیست پرنگ بوده و به کلیت متن آسیب بزند یا خواندن آن را دچار مشکل کند.
علاوه بر متن اصلی کتاب، دو مقدمه قابل ذکر نیز در این کتاب به چاپ رسیده است. نخست نوشته ای از نویسنده کتاب ( استیون هورویتز) که برای مخاطبان ایرانی و به مناسبت انتشار کتاب آن به زبان فارسی آمده است و دیگری به قلم دکتر موسی غنینژاد. سخن آخر اینکه خواندن این کتاب را به همه علاقه مندان جریانهای فکری خصوصا در عرصه اقتصاد (و سیاست) پیشنهاد می کنم》.
https://bit.ly/3nSV0zS
دوستات علاقهمند کتاب را با تخفیف میتوانند از اینجا خریداری کنند.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
جامعه خبری تحلیلی الف
«اقتصاد اتریشی: آشنایی با مکتب بازار»؛ استیون هورویتز ؛امیرحسین خالقی؛ نشر آماره اصالت آزادیها چه می گویند؟
اثر «مومن و ساقی»
گفته می شود در قرن بیستم باپتیست ها و دیگر مسیحیان انجیلی (اونجلیکال) به دلایل مذهبی به شدت مایل به محدود شدن فروش الکل در روزهای یکشنبه بودند. چنین قوانینی علی الظاهر خیلی به سود ساقیجماعت نبود، اما از قضا همین محدودیت بر رونق کسب و کار آنها می افزود و آنها به صورت «غیرقانونی» می توانستند پول خوبی به جیب بزنند و کارشان سکه می شد.
این پدیده «مومن و ساقی» را نخستین بار بروس یاندل مطرح کرد که طی تنظیم گری دولت همزمان هم گروهی که هوادار قانونگذاری است و هم مخالفان هر دو بهره مند می شوند و البته سیاستمداران هم که از این وضعیت بدشان نمی آید و می توانند دل هر دو گروه را به طریقی به دست آورند و هم از توبره و هم از آخور بخورند.
«تعدادی مقدسنما یک نبرد شبهمذهبی به اصطلاح «اخلاقی» را آغاز می کنند و خواهان مداخله و سیاستگذاری دولت می شوند که مهمترین پیامد آن منتفع شدن برخی گروه های ذینفع و پر شدن جیب آنهاست»
یکی دنبال اهداف متعالی است و به اصطلاح مخالف او هم جیبش را پر می کند؛ انگار که ائتلافی شکل گرفته باشد که هر دو طرف از آن بهره مندند و مشخص است که پایدار هم می ماند، مثال در این زمینه زیاد داریم، این طور نیست؟ والله اعلم.
https://bit.ly/3zMKzQR
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
گفته می شود در قرن بیستم باپتیست ها و دیگر مسیحیان انجیلی (اونجلیکال) به دلایل مذهبی به شدت مایل به محدود شدن فروش الکل در روزهای یکشنبه بودند. چنین قوانینی علی الظاهر خیلی به سود ساقیجماعت نبود، اما از قضا همین محدودیت بر رونق کسب و کار آنها می افزود و آنها به صورت «غیرقانونی» می توانستند پول خوبی به جیب بزنند و کارشان سکه می شد.
این پدیده «مومن و ساقی» را نخستین بار بروس یاندل مطرح کرد که طی تنظیم گری دولت همزمان هم گروهی که هوادار قانونگذاری است و هم مخالفان هر دو بهره مند می شوند و البته سیاستمداران هم که از این وضعیت بدشان نمی آید و می توانند دل هر دو گروه را به طریقی به دست آورند و هم از توبره و هم از آخور بخورند.
«تعدادی مقدسنما یک نبرد شبهمذهبی به اصطلاح «اخلاقی» را آغاز می کنند و خواهان مداخله و سیاستگذاری دولت می شوند که مهمترین پیامد آن منتفع شدن برخی گروه های ذینفع و پر شدن جیب آنهاست»
یکی دنبال اهداف متعالی است و به اصطلاح مخالف او هم جیبش را پر می کند؛ انگار که ائتلافی شکل گرفته باشد که هر دو طرف از آن بهره مندند و مشخص است که پایدار هم می ماند، مثال در این زمینه زیاد داریم، این طور نیست؟ والله اعلم.
https://bit.ly/3zMKzQR
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Wikipedia
Bootleggers and Baptists
Economic concept
👍3
باشگاه صد میلیاردیها
این بزرگواران روی هم ۱.۴ تریلیون دلار یعنی 《از نظر عددی》 معادل تولید ناخالص داخلی استرالیا ثروت دارند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
این بزرگواران روی هم ۱.۴ تریلیون دلار یعنی 《از نظر عددی》 معادل تولید ناخالص داخلی استرالیا ثروت دارند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
طرز لباس پوشیدن را هم من باید به اغلب یاد بدهم؟
《به وضعیات این مملکت، از سر تا ته که نگاه می کنم، به جزئی و کلی اصلاحاتی که در هر رشته و هر شعبه باید به عمل آید، و همین طور به مسئولیت خود در مقابل اینهمه خرابی که توجه می کنم، حقیقتا گاهی مرا رنجور مینماید.
هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کرده اند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، بر روی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفته ام. این کار شوخی نیست و سرمن در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است.
مگر خرابی یکی، دو، ده و هزار است که بتوان یک حد و سدی برای آن قائل شد. آیا کسی باور خواهد کرد طرز لباس پوشیدن را هم من باید به اغلب یاد بدهم؟
هنوز در ایام سلام، که روز رسمی و دارای پروگرام معینی است، اشخاص را می بینم که انصافا از حيث لباس، استحقاق عبور در هیچ خیابان و پس کوچه را ندارند. اغلب از وکلای مجلس شورا و وزراء، که طبعأ برگزیدگان جماعت هستند، هنوز لباس پوشیدن را بلد نیستند، و من در حین انعقاد سلام و رسمیت جلسه باید حوصله به خرج داده، و معایب اندام آنها را به آنها گوشزد نمایم.
چند روز قبل در تهران که برای سرکشی انبار غله و تأمین آذوقه شهر رفته بودم، شخصی را دیدم که با لباس خواب و زیرشلواری و پای لخت روی سکوی عمارت خود نشسته، و به سیگار کشیدن مشغول است، و زن و مردی را که از پهلوی او عبور می کنند، با نهایت لاقیدی می نگرد، و ابدأ خیال نمی کند که احترام جامعه، مخصوصا زنها، برای هر فردی لازم است. مجبور شدم که از اتومبیل پیاده شده و با دست خود این عنصر بی ادب و غیر محترم را تنبه نمایم. اکثریت این مردم هنوز میل ندارند که درب عمارات خود را جارو کرده، دو قدم از زباله های منزل خود دورتر بنشینند.
صرف نظر از ادوار انحطاط و غلبه های عرب و مغول و غیره، يکصدو پنجاه سال است که عده ای از افراد مملکت در سرحد اعلای فساد اخلاق نشوونما کرده، و به آن انس و خو گرفته اند. در بحبوحه این مذلت است، که من باید رقابت بین المللی را راجع به امور سیاسی و اقتصادی مملکت خود فکر کنم حقیقتا گاهی این افکار گوناگون برای خود من هم خندهآور می شود》.
این بخشی از سفرنامه رضاشاه به مازندران و خوزستان است، انگار تاریخ چندبار تکرار میشود و هربار تراژدی است، والله اعلم.
https://bit.ly/3iikW4k
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
《به وضعیات این مملکت، از سر تا ته که نگاه می کنم، به جزئی و کلی اصلاحاتی که در هر رشته و هر شعبه باید به عمل آید، و همین طور به مسئولیت خود در مقابل اینهمه خرابی که توجه می کنم، حقیقتا گاهی مرا رنجور مینماید.
هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کرده اند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، بر روی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفته ام. این کار شوخی نیست و سرمن در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است.
مگر خرابی یکی، دو، ده و هزار است که بتوان یک حد و سدی برای آن قائل شد. آیا کسی باور خواهد کرد طرز لباس پوشیدن را هم من باید به اغلب یاد بدهم؟
هنوز در ایام سلام، که روز رسمی و دارای پروگرام معینی است، اشخاص را می بینم که انصافا از حيث لباس، استحقاق عبور در هیچ خیابان و پس کوچه را ندارند. اغلب از وکلای مجلس شورا و وزراء، که طبعأ برگزیدگان جماعت هستند، هنوز لباس پوشیدن را بلد نیستند، و من در حین انعقاد سلام و رسمیت جلسه باید حوصله به خرج داده، و معایب اندام آنها را به آنها گوشزد نمایم.
چند روز قبل در تهران که برای سرکشی انبار غله و تأمین آذوقه شهر رفته بودم، شخصی را دیدم که با لباس خواب و زیرشلواری و پای لخت روی سکوی عمارت خود نشسته، و به سیگار کشیدن مشغول است، و زن و مردی را که از پهلوی او عبور می کنند، با نهایت لاقیدی می نگرد، و ابدأ خیال نمی کند که احترام جامعه، مخصوصا زنها، برای هر فردی لازم است. مجبور شدم که از اتومبیل پیاده شده و با دست خود این عنصر بی ادب و غیر محترم را تنبه نمایم. اکثریت این مردم هنوز میل ندارند که درب عمارات خود را جارو کرده، دو قدم از زباله های منزل خود دورتر بنشینند.
صرف نظر از ادوار انحطاط و غلبه های عرب و مغول و غیره، يکصدو پنجاه سال است که عده ای از افراد مملکت در سرحد اعلای فساد اخلاق نشوونما کرده، و به آن انس و خو گرفته اند. در بحبوحه این مذلت است، که من باید رقابت بین المللی را راجع به امور سیاسی و اقتصادی مملکت خود فکر کنم حقیقتا گاهی این افکار گوناگون برای خود من هم خندهآور می شود》.
این بخشی از سفرنامه رضاشاه به مازندران و خوزستان است، انگار تاریخ چندبار تکرار میشود و هربار تراژدی است، والله اعلم.
https://bit.ly/3iikW4k
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ایران پیپر - دانلود رایگان کتاب
دانلود کتاب سفرنامه خوزستان و مازندران رضاشاه - ایران پیپر
دانلود کتاب سفرنامه خوزستان و مازندران رضاشاه سخنان رضاشاه پهلوی به خامه فرج الله بهرامی
👍4
در باب دولت رفاه 《خوب》!
بابای پولدار خوب است رفاه مناسبی فراهم میکند ولی یحتمل وقت زیادی نمیتواند برای خانواده بگذارد.
بابای 《کارمند》 هم خوب است بیشتر با خانوادهاش وقت سپری میکند ولی رفاه زیادی نمیتواند فراهم کند.
چه اشکال دارد بابای پولدار 《کارمند》صفت داشته باشیم؟ روی کاغذ رویای خوبی است، فقط بدیاش اینست که در عمل حاصل یک بابای معتاد بیتوجه به خانواده خواهد بود. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
بابای پولدار خوب است رفاه مناسبی فراهم میکند ولی یحتمل وقت زیادی نمیتواند برای خانواده بگذارد.
بابای 《کارمند》 هم خوب است بیشتر با خانوادهاش وقت سپری میکند ولی رفاه زیادی نمیتواند فراهم کند.
چه اشکال دارد بابای پولدار 《کارمند》صفت داشته باشیم؟ روی کاغذ رویای خوبی است، فقط بدیاش اینست که در عمل حاصل یک بابای معتاد بیتوجه به خانواده خواهد بود. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب زمان شاه
اقتصاد لیبرال! دوران پهلوی یکی از بامزهترین جوکهایی است که شنیدهام؛ از بعد از انفجار نفتی که با یک اقتصاد باز ولی به شدت دستوری طرف بودیم حتی در دهه ۴۰ علیرغم ظهور کارآفرینان نخبه اطلاق وصف لیبرال به اقتصاد حتی شوخی هم نیست؛ باز بودن اقتصاد با بازاری/لیبرال بودن آن یکی نیست. وقتی دولت نفتی با سیاست 《توسعهای》 فعال و مداخله چشمگیر بر سر کار است باید با احتیاط حکم کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اقتصاد لیبرال! دوران پهلوی یکی از بامزهترین جوکهایی است که شنیدهام؛ از بعد از انفجار نفتی که با یک اقتصاد باز ولی به شدت دستوری طرف بودیم حتی در دهه ۴۰ علیرغم ظهور کارآفرینان نخبه اطلاق وصف لیبرال به اقتصاد حتی شوخی هم نیست؛ باز بودن اقتصاد با بازاری/لیبرال بودن آن یکی نیست. وقتی دولت نفتی با سیاست 《توسعهای》 فعال و مداخله چشمگیر بر سر کار است باید با احتیاط حکم کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
چین و خاورمیانه در ۲۰۲۲
جرج فریدمن بزرگ معتقد است در ۲۰۲۲ چین جنگی را شروع نخواهد کرد؛ چین درگیر بحران اقتصادی است و سال آینده را باید به مهار آن بپردازد. کشورهایی که رشد اقتصادی مبتنی بر صادرات را تجربه کردهاند دیر یا زود با چالش تغییر مسیر حرکت خود روبه رو خواهند شد و باید آن را چاره کنند. آیا چین در این مرحله است؟ آیا میتواند از این چالش موفق بیرون بیاید؟
جنگ برای چنین کشورهایی به دلیل هزینههای شکست یا بعید است یا به دلیل منافع پیروزی خیلی محتملتر! چین هم همیشه اعتماد به نفس زیادی از خود نشان داده است ولی حدس فریدمن بر خویشتنداری آنهاست.
خاورمیانه هم دو مسئله دارد یکی پیمان ابراهیم و پیامدهای ناشناخته آن و دیگری ترکیه! خبری از ایران نیست و سرنوشت ترکیه هم به یک نفر گره خورده است: رجب طیب اردوغان!
باید نشست و دید کار به کجا میرسد، والله اعلم.
https://bit.ly/3mo6Z7z
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
جرج فریدمن بزرگ معتقد است در ۲۰۲۲ چین جنگی را شروع نخواهد کرد؛ چین درگیر بحران اقتصادی است و سال آینده را باید به مهار آن بپردازد. کشورهایی که رشد اقتصادی مبتنی بر صادرات را تجربه کردهاند دیر یا زود با چالش تغییر مسیر حرکت خود روبه رو خواهند شد و باید آن را چاره کنند. آیا چین در این مرحله است؟ آیا میتواند از این چالش موفق بیرون بیاید؟
جنگ برای چنین کشورهایی به دلیل هزینههای شکست یا بعید است یا به دلیل منافع پیروزی خیلی محتملتر! چین هم همیشه اعتماد به نفس زیادی از خود نشان داده است ولی حدس فریدمن بر خویشتنداری آنهاست.
خاورمیانه هم دو مسئله دارد یکی پیمان ابراهیم و پیامدهای ناشناخته آن و دیگری ترکیه! خبری از ایران نیست و سرنوشت ترکیه هم به یک نفر گره خورده است: رجب طیب اردوغان!
باید نشست و دید کار به کجا میرسد، والله اعلم.
https://bit.ly/3mo6Z7z
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Geopolitical Futures
Forecasting Time - Geopolitical Futures
Around November each year, we at GPF begin our forecasting process for the coming year. In a real sense, we are always forecasting, as our analysis may be
👍1
بستن شمشیر کافی نیست باید نشان دهید اراده استفاده از آن را هم دارید!
ایران دیگر آمریکا را جدی نمیگیرد و باید تهدید به استفاده از گزینه نظامی را دوباره به میز بازگرداند. این کشور به بهانه خرابکاریهای اسرائیل بسیاری از خطوط قرمز را رد کرده است و از آنجا که نسبت به انفعال و بیکنشی آمریکا و بقیه کشورهای ۱+۵ اطمینان دارد رسیدن به دیپلماسی و توافق هم بسیار دشوار شده است.
در صورت ادامه کار به ترتیب فعلی خطر حمله خودسرانه اسرائیل جدی است و برای کاهش احتمال آن باید کاری کرد. ترس ایران نسبت به واکنش آمریکا را باید دوباره احیا کرد. باید بسته ای از اقدامات دیپلماتیک، اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و نظامی را توامان پیش برد. از نطر سیاسی و دیپلماتیک تمام تلاشها باید بر انزوای ایران متمرکز شود. ترامپ با خروج از برجام عملا آمریکا را منزوی کرد ولی امروز باید انزوای ایران را در دستور کار قرار داد. چین دنبال اینست که خاورمیانه شلوغ نشود تا جریان انرژی وی آسیب نبیند و روسیه و اروپاییها هم دغدغه های مشابهی دارند و از ناآرام شدن منطقه استقبال نمیکنند. با نشان دادن پیامدهای ادامه مسیر فعلی ایران میتوان ائتلافی قدرتمند برای انزوای ایران تشکیل داد. پیشنهاد فروش واکسن کرونا و کمک به حل مسئله آب را می توان به ایرانیها داد و از آنجا که احتمالا رد می کنند همین میتواند به بهانهای برای انزوای بیشتر آنها بدل کند.
از نظر اقتصادی هم آمریکا نباید تحریم ها را بردارد بلکه تعلیق و ارائه بعضی امتیازها به ایران گزینه بهتری است که غنی سازی بیشتر را متوقف کند و سمت ساخت بمب نرود. از نظر نظامی هم مانورهای مشترک با کشورهای همسایه ایران و تشدید حضور نظامی و به رخ کشیدن قابلیت های رزمی بسیار مهم است؛ ایرانیها حساسیت زیادی به مانورهای نظامی یانکیها دارند و آنها را با دقت دنبال میکنند. تحویل سلاحهای سنگین نظیر آن هیولای ۳۰ هزار پوندی (مناسب حمله به تاسیسات فردو در اعماق زمین) به اسرائیل و اعلام حمایت از حمله احتمالی آن کشور در صورت نرسیدن به توافق هم می تواند در دستور کار قرار بگیرد.
برای آنکه مجبور به جنگ نشویم باید بازدارندگی را احیا کرد. تهدید بجا و درست به استفاده از زور میتواند نیاز به اعمال واقعی آن را به حداقل برساند.
آنچه بالا آمد پیشنهادهای دنیس راس از بیاعصابهای یانکی است که در موسسه واشینگتن مشغول است. همانطور که میبینید ظاهرا قرار است این عدم ثبات و خطر جنگ حالاحالاها بالای سر ما باشد؛ چیزی که سمی مهلک برای اقتصاد است! کاش اشتباه کنم ولی این مملکت دارد به جاهای خیلی خطرناکی میرود، والله اعلم.
https://bit.ly/3CooWYW
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ایران دیگر آمریکا را جدی نمیگیرد و باید تهدید به استفاده از گزینه نظامی را دوباره به میز بازگرداند. این کشور به بهانه خرابکاریهای اسرائیل بسیاری از خطوط قرمز را رد کرده است و از آنجا که نسبت به انفعال و بیکنشی آمریکا و بقیه کشورهای ۱+۵ اطمینان دارد رسیدن به دیپلماسی و توافق هم بسیار دشوار شده است.
در صورت ادامه کار به ترتیب فعلی خطر حمله خودسرانه اسرائیل جدی است و برای کاهش احتمال آن باید کاری کرد. ترس ایران نسبت به واکنش آمریکا را باید دوباره احیا کرد. باید بسته ای از اقدامات دیپلماتیک، اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و نظامی را توامان پیش برد. از نطر سیاسی و دیپلماتیک تمام تلاشها باید بر انزوای ایران متمرکز شود. ترامپ با خروج از برجام عملا آمریکا را منزوی کرد ولی امروز باید انزوای ایران را در دستور کار قرار داد. چین دنبال اینست که خاورمیانه شلوغ نشود تا جریان انرژی وی آسیب نبیند و روسیه و اروپاییها هم دغدغه های مشابهی دارند و از ناآرام شدن منطقه استقبال نمیکنند. با نشان دادن پیامدهای ادامه مسیر فعلی ایران میتوان ائتلافی قدرتمند برای انزوای ایران تشکیل داد. پیشنهاد فروش واکسن کرونا و کمک به حل مسئله آب را می توان به ایرانیها داد و از آنجا که احتمالا رد می کنند همین میتواند به بهانهای برای انزوای بیشتر آنها بدل کند.
از نظر اقتصادی هم آمریکا نباید تحریم ها را بردارد بلکه تعلیق و ارائه بعضی امتیازها به ایران گزینه بهتری است که غنی سازی بیشتر را متوقف کند و سمت ساخت بمب نرود. از نظر نظامی هم مانورهای مشترک با کشورهای همسایه ایران و تشدید حضور نظامی و به رخ کشیدن قابلیت های رزمی بسیار مهم است؛ ایرانیها حساسیت زیادی به مانورهای نظامی یانکیها دارند و آنها را با دقت دنبال میکنند. تحویل سلاحهای سنگین نظیر آن هیولای ۳۰ هزار پوندی (مناسب حمله به تاسیسات فردو در اعماق زمین) به اسرائیل و اعلام حمایت از حمله احتمالی آن کشور در صورت نرسیدن به توافق هم می تواند در دستور کار قرار بگیرد.
برای آنکه مجبور به جنگ نشویم باید بازدارندگی را احیا کرد. تهدید بجا و درست به استفاده از زور میتواند نیاز به اعمال واقعی آن را به حداقل برساند.
آنچه بالا آمد پیشنهادهای دنیس راس از بیاعصابهای یانکی است که در موسسه واشینگتن مشغول است. همانطور که میبینید ظاهرا قرار است این عدم ثبات و خطر جنگ حالاحالاها بالای سر ما باشد؛ چیزی که سمی مهلک برای اقتصاد است! کاش اشتباه کنم ولی این مملکت دارد به جاهای خیلی خطرناکی میرود، والله اعلم.
https://bit.ly/3CooWYW
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Foreign Policy
The Threat of War Is the Only Way to Achieve Peace With Iran
Tehran no longer takes Washington seriously. To revive the nuclear deal, the threat of military escalation needs to be on the table.