راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
گرفتار تورم

چندی پیش سرقت از صندوق امانات بانک ملی در تهران خبرساز شد. بازار گمانه زنی در مورد دلایل و جزئیات ماجرا گرم بوده و هست: از حضور سرویس های خارجی گرفته تا سارقان پُرروی داخلی! در مورد محتویات صندوق های سرقتی هم شایعات زیادی گفته شد ولی خیلی ها معتقد بودند با توجه به موقعیت و سابقه آن بانک خاص میزان اموال سرقتی چشمگیر بوده است؛ تصاویر بخشی از اموال سرقت شده و محتویات دلاری و طلایی صندوق ها (که بعدتر منتشر شد) نشان می داد که حرف ها خیلی هم بیراه نبوده است.

بماند که پیشتر از زبان برخی از مقامات شنیده شده بود که حدود 20 میلیارد دلار ارز دست مردم است و می شد انتظار داشت که بخشی از آنها در جاهایی مثل صندوق امانات بانک ها ذخیره شده باشد؛ جایی امن که دولت هم در آن سرک نمی کشد. اما اینست که چرا پول بی زبان باید تبدیل به دارایی های سخت مثل ارز و طلا شود و مردم بخواهند آنها را در خانه یا بانک، با وجود تمام ریسک ها، پنهان کنند؟ چرا ایرانی ها اینقدر پول «احتکار» می کنند؟

پاسخ شاید این باشد: به دلیل اینکه عاقلانه ترین کار است و اگر مردم جز این عمل می کردند باید تعجب می کردیم! مردم همواره مجبور به پس‎انداز (یعنی کنار گذاشتن پولِ امروز برای مصرف فردا) هستند؛ میزان پس انداز با توجه به بسیاری عوامل از جمله رجحان زمانی افراد تغییر می کند ولی به هرحال چنین نیازی هست و از آن گریزی نیست. اما پس انداز با پول تورمی کار عاقلانه ای نیست؛ مردم می بینند که اگر پول نقد نگهداری کنند در شرایط تورمی شدید به سرعت ارزش آن از دست می رود؛ پس سراغ دارایی های سختتر و با نقدشوندگی بالا مثل طلا و ارز می‎روند.

اما صبر کنید! چرا افراد برای حفظ و بیشتر کردن ثروت خود سراغ سرمایه گذاری های به‎اصطلاح «مولد» نمی روند؟ نکته این است که سرمایه گذاری و پس انداز اهداف متفاوتی دارند و بنا نیست جای هم بگیرند؛ سرمایه گذاری به ویژه در افق بلندمدت حتی در شرایط عادی هم کاری همراه با ریسک (به درجات مختلف) به شمار می آید و در شرایط تورمی به دلیل مختل شدن قابلیت محاسبه اقتصادی ماجرا پیچیده تر هم می شود. نمی توان به مردمِ گرفتارِ تورم‎ خُرده گرفت که چرا سراغ سرمایه گذاری های به اصطلاح «مولد» نمی روید! پس انداز مقدم بر سرمایه‎گذاری است؛ وقتی نتوان با خیال راحت «پس‎انداز» کرد طبیعی است که سرمایه گذاری هم دچار مشکل می شود.

اما مگر حساب های پس انداز چه ایرادی دارد؟ از جذاب نبودن آنها که بگذریم یک مشکل جدی در این ماجرا وجود دارد و آن هم دولت است! وقتی دولت و نظام پولی آن (شامل بانک ها) مقصر اصلی تورم به معنای کاهش قدرت خرید پول به حساب می آیند پس باید با گزینه های پیشنهادی آنها هم با احتیاط روبه رو شد. اگر این وسط دولتی هم باشد که به بهانه های مختلف بخواهد بخشی از پس انداز مردم را مال خود بکند طبیعی است که مردم نخواهند ثروتشان را با او شریک شوند! خیلی ها سعی می کنند پس انداز و ذخیره ثروت خود را در جاهای امنی نگهداری کنند که دولت به آنها سرک نکشد. اسمش را احتکار، پنهان کردن پول، سودجویی یا هر چیز دیگری بگذاریم تفاوتی نمی کند؛ نمی‎توان مردم را سرزنش کرد که چرا با این همه سیاهکاری دولت را به حد کافی دوست ندارید و اختیار ثروت تان را به دست آن نمی دهید! چه بسا این بی اعتمادی عاقلانه ترین کار باشد، والله اعلم.

پ.ن: متن کامل را در شماره این هفته جریده وزین تجارت فردا بخوانید.

https://bit.ly/3RlCSLr
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍75❤8👎3
نوسان قیمت نفت در طی زمان

با قیمت‌گذاری نفت بر حسب ارزهای 《معتبر》طی چند دهه گذشته نوسان‌های شدیدی را شاهد بوده‌ایم ولی بر حسب طلا خبری از آن نوسان‌های شدید نیست. (زرد بر حسب طلا، نارنجی بر حسب دلار)

پول پایه‌طلا (غیردولتی) علی‌الاصول از نوسان‌ها خواهد کاست ولی هزینه‌ها و محدودیت‌های انتقال طلا ایراد بزرگی است. اگر فرض کنیم روزی طلا جای پول بی‌پشتوانه دولتی را در مبادلات بین‌المللی بگیرد به دلیل همین ایراد باز همچنان پول تحت کنترل دولت‌ها یا شبه‌دولت‌ها باقی خواهد ماند؛ مقصد اصلی آزادی اقتصادی چیزی جز آزادی پول از چنگ دولت‌ها و انحصارگران نیست؛ ایده پول خصوصی شاید تنها گزینه باقیمانده در دوران دولت‌زدگی حداکثری باشد، والله اعلم.

https://bit.ly/3yhq6G4

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍25🔥1
Forwarded from Farhad Exchange
✅ نسخه فارسی کتاب فیات استاندارد (Fiat Standard)، به ترجمه دکتر امیرحسین خالقی و با اسپانسری مجموعه فرهاد اکسچنج، به زودی منتشر خواهد شد.

📚 کتاب فیات استاندارد (Fiat standard)، نوشته‌ی Saifedean Ammous، نویسنده مشهور کتاب‌ بیت‌کوین استاندارد، به توضیح فناوری پشت سیستم پولی جهانی فعلی می‌پردازد.
این نویسنده، به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا ما سیستم مالی امروزی را داریم؟!
وی در نهایت نشان می‌دهد که بیت‌کوین می‌تواند گام بعدی ما در ارتقای سیستم پولی جهان باشد و بازارهای سرمایه را متحول کند.
👍63🤩16👎11❤3🔥1
تکه‌ای از تاریخ ظلمات

《قشر نخبگان شهرنشین کامبوج با ترس و وحشت پی برد که نیروهای فاتح تا چه حد بدوی اند. سربازان خمر سرخ از کاسه توالت های فرنگی آب می نوشیدند، با این گمان که این کاسه ها چاه های آبی است که شهری ها از آن آب می نوشند.

یک کارگر جوان کارخانه بعدها به یاد آورد که: «آنها خمرهای سرخ از هر چیزی که داخل قوطی کنسرو بود می ترسیدند. یکی از آنها محتویات یک قوطی کنسرو ساردین را خورده و مریض شده بود و همین قضیه باعث شده بود که بقیه شان گمان کنند که این قوطی ها سم ماهی دارد.» بعضی از آنها سعی کردند که محتویات یک قوطی روغن موتور را بنوشند؛ بعضی دیگر به سراغ خوردن خمیر دندان رفتند. فرانسوا بیزو، باستانشناس فرانسوی، پس از بازگشت به خانه اش در پنوم پن مشاهده کرد که همه صندلی ها و شیشه های پنجره شکسته شده و کاسه توالت فرنگی پر مدفوع است. چندین دهه بعد، تیونن موام، که در رژیم خمرهای سرخ به مقام وزارت رسیده بود، هنوز از بابت مشاهده نحوه نظافت فرزندان کادرهای دهاتی اما بلند مرتبه خمرهای سرخ بهت زده بود. او تلاش فراوان اما بی ثمری کرده بود تا به این بچه ها یاد بدهد که پس از قضای حاجت خود را با شاخ و برگ درختان تمیز نکنند و این شاخ و برگ های کثیف را در محیط اطرافشان نریزند.

یاران خمر سرخ نیز متقابلا حالشان از تماشای شیوه زندگی مفسدانه شهری ها به هم می خورد. بسیاری از این سربازان نوجوان بودند و بعضی از آنها فقط دوازده سیزده سال سن باید و قدشان چندان بلندتر از تفنگ هایی که مثل مردان بزرگسال بر دوش هایشان انداخته بودند نبود. از نظر آنها، دختران شهري ماتیک به لب و جوانان مو بلند فواحش و منحرفان جنسی بودند. آنها که طی سال های گذشته مدام در باره فساد و انحراف اخلاقی بورژواها شنیده بودند حالا با مشاهده چنین جوانانی مطمئن شده بودند که همه آن حرف ها درست بوده است》.

خواندن تاریخ سیاه کمونیسم و دیگر اشکال جمع‌گرایی را باید همیشه ادامه داد تا یادمان نرود آدم‌ها به بهانه 《برابری》و 《عدالت》می‌توانند چه بلاهایی به سر هم بیاورند، هر ایده‌ای که فرد را به خاطر مصلحتی اعلی مثل منافع جامعه و طبقه قربانی می‌کند راهی است به سوی جهنم، والله اعلم.

https://bit.ly/3y0WD1Z

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍72😱4👎2
مالکیت و بازار

در یکی از دهشتناکترین فرازهای تاریخ معاصر از زبان یکی از رهبران خمر سرخ در کامبوج می خوانیم: «چگونه یک انقلاب کمونیستی برپا می کنیم؟ نخستین کاری که باید بکنید نابود کردن مالکیت خصوصی است که هم در ساحت مادی وجود دارد و هم در ساحت ذهنی ... برای نابود کردن مالکیت خصوصی، روش مناسب تخلیه شهرهاست ... اما مالکیت خصوصی ذهنی به مراتب خطرناکتر است؛ این نوع مالکیت برآمده از هرچیزی است که فکر می کنید «مال شما» است ... والدین‎تان، خانواده‎تان، همسرتان. هر چیزی که می گویید «این مال من است» مالکیت خصوصی ذهنی است. فکر کردن به واژه های من و مال من ممنوع است. اگر بگویید «همسر من»، غلط است. شما باید بگویید خانواده ما، ملت کامبوج خانواده بزرگ ماست ... علمی که در سرتان دارید، ایده هایتان هم مالکیت خصوصی ذهنی هستند ... باید ذهن تان را بشویید و پاک کنید ... اگر بتوانیم همه مالکیت های خصوصی مادی و ذهنی را نابود کنیم مردم با هم برابر خواهند شد ...».

شوربختانه هذیان های شوک‎آور آن رهبر نیمه مجنون فقط به حرف محدود نماند و عملی شد. از تخلیه شهرها و توحش غریب خمرهای سرخ که بگذریم، گفته اند که رفقا برای زدودن مالکیت خصوصی حتی خواستند زبان را هم پیرایش کنند. مردم به جای «من» باید می گفتند «ما». بچه ها باید پدر و مادر خود را «عمو یا عمه» و دیگر بزرگسالان را «مادر» یا «پدر» صدا می زدند که معلوم نشود این بچه مال چه کسانی است!

امروز بعید است کسی (البته جز برخی جنون زدگان هوادار ایدئولوژی های جمع گرا) چنین بی مهابا از چنگ انداختن به جان و مال مردم سخن بگوید؛ حتی بسیاری از منتقدان رادیکال هم مالکیت شخصی بر کالاهای مصرفی نظیر پیراهن و مسواک را می پذیرند و دعوا به طور عمده بر سر مالکیت ابزار تولید است. وصف این رهبر سرخ از جامعه! آرمانی اش بیشتر شبیه کلونی حشرات است تا جمعی که انسان ها بتوانند در آن ببالند و امید به پیشرفت داشته باشند.

لودویگ فون میزس، اقتصاددان نامدار اتریشی، در کلامی ماندگار گفته بود که اگر بشود چیزی از تاریخ آموخت اینست که تمدن پیوندی ناگسستی با مالکیت خصوصی دارد. او بر این باور بود که نظام پیچیده تقسیم کار در جامعه که ثروت و رفاه را برای انسان ها به ارمغان می آورد جز از طریق مالکیت خصوصی، به ویژه مالکیت خصوصی ابزار تولید، امکان پذیر نیست. از نظر وی مالکیت خصوصی به معنای آزادی از شر دولت هاست؛ خلق عرصه‎ای که انسان ها می توانند آزادی را تجربه کنند و اقتدار و زور به آن راهی ندارد. تضعیف مالکیت خصوصی راهی به سوی بربریت است و درهای جهنم را به روی انسان ها می گشاید. بسیاری از تجربه های غم انگیز قرن بیستم از جمله همین مهندسی اجتماعی خمرهای سرخ به خوبی ایده اصلی میزس را تایید می کند.

اما اجازه دهید از منظر دیگری هم ماجرا را ببینیم مالکیت خصوصی اصلی ترین نهاد اقتصاد بازار است. حق مالکیت یعنی تغییرات در ارزش یک دارایی را مالک آن متحمل می شود و سود و زیان تصمیم ها بر دوش اوست. این هم انگیزه مالک را برای جستجوی بالاترین ارزش برای دارایی اش بالا می برد. به زبان دیگر، بدون مالکیت خصوصی در واقع انگیزه فعالیت اقتصادی عمده افراد جامعه (اگر نگوییم همه آنها) نابود می شود و میل به پیشرفت از بین می رود. باید به یاد داشت که مناسبات اقتصادی در جوامع انسانی امروزی بسیار پیچیده اند و منابع اقتصادی هم کمیاب هستند پس افراد مجبورند برای تصمیم گیری (در حوزه مصرف و تولید) دست به محاسبه اقتصادی بزنند تا بتوانند گزینه های بدیل را با هم مقایسه کنند. اما برای داشتن شناختی کلی از کمیابی کالاهای مختلف باید برآوردی از ترجیحات ذهنی افراد داشت و قیمت های بازاری هستند که چنین امکانی را فراهم می سازند. والله اعلم.

متن کامل این مقاله دنیای اقتصاد را اینجا بخوانید.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍69❤9👎2😱1
کارنامه دولت، چرا سال اول؟

رابرت مک نامارا وزیر دفاع اسبق ایالات متحده به وسواس به اعداد و ارقام و اندازه گیری مشهور بود و البته همین تمرکز زیاد وی بر کمّی‎جات در جنگ ویتنام کار دستش داد و آن افتضاح به بار آمد. به یاد او یک خطای رایج در ارزیابی ها را «خطای مک نامارا» نامگذاری کرده اند که به معنای توجه افراطی به اعداد و ارقام (سنجه‎های کمّی) و نادیده گرفتن عوامل مهم کیفی است. خلاصه باید حواسمان باشد آنقدر غرق درخت ها نشویم که جنگل را نبینیم! اما حالا چرا از این خطا یاد کردیم؟

یک سالی از عمر دولت سیزدهم گذشته و حرف از کارنامه و عملکرد آن است که آیا این دولت را تا امروز می توان موفق به حساب آورد؟ یکسال زمان زیادی نیست ولی شاید بتوان برخی قضاوت ها را داشت. کسانی معتقدند موفقیت یک دولت را باید با وعده هایش سنجید؛ اگر دولتی قول ساخت فلان تعداد مسکن در سال یا اشتغال‎زایی یا پایین آوردن قیمت ارز را می دهد و نتواند آن را عملی کند طبیعی است که موفق تلقی نمی شود. کسانی دیگر برای ارزیابی دولت دست به دامن شاخص هایی نظیر رشد اقتصادی، نرخ بیکاری و تورم می شوند. آخرین رقم رشد اقتصادی در دسترس مربوط به سال 1400 است که عدد 4.4 درصد (3.9 درصد بدون نفت) را نشان می دهد و تفاوت چندانی با نرخ رشد سال قبل ندارد. در این سال تشکیل سرمایه ثابت ناخالص صفر بوده است. تورم اما بیداد می کند و محاسبه اقتصادی را ناممکن ساخته است. در خرداد 1401 نرخ تورم به 12.2 درصد (نرخ تورم نقطه به نقطه 52.5 درصد) رسید که بی سابقه بود؛ به طور خاص جهش قیمت مواد غذایی به دغدغه ای جدی برای بسیاری از خانوارهای ایرانی تبدیل شده است.

در مورد اشتغال در سال 1400 هم در عمل بهبودی رخ نداده است؛ کاهش 0.4 درصدی نسبت به سال قبل که البته با اُفت نرخ مشارکت اقتصادی همراه بوده است. در مورد نقدینگی هنوز باید منتظر آمار ماند ولی گفته های مقامات حاکی از اینست که در شش ماهه دوم 1400 از شتاب رشد آن کاسته شده و نرخ رشد یک ساله آن تا فروردین 1401 حدود 35.6 درصد است. بودجه عمومی کشور در 1401 هم نسبت به سال گذشته کمی کمتر از 10 درصد رشد داشته است.

با استناد به این اعداد و شاخص های مشابه البته می توان دست به قضاوت هایی زد ولی جنبه های مهم دیگری هم هست که در ارزیابی باید آنها را در نظر چشم داشت تا اسیر نفرین مک نامارا نشویم! بزرگترین ضعف دولت شاید این باشد که ایده مشخصی برای اداره کشور و پرداختن به اقتصاد ندارد. فقط بحث عملکرد واقعی نیست که یک سال برای بررسی آن زمان کوتاهی است؛ رویکرد نظری مشخصی برای ثروت آفرینی و بالندگی واقعی اقتصاد وجود ندارد. دولت انگار دوست دارد شبیه دولت مهرورزی عمل کند ولی از موهبت عواید هنگفت نفتی بی بهره است و در حال حاضر هم فقط تلاش کند با افزایش مالیات ها خرج خودش را درآورد.

فشار تحریم ها نیز کار را خیلی سختتر از پیش کرده است؛ این وسط جنگ اوکراین هم قوز بالا قوز به حساب می آید و بر پیچیدگی های ماجرا افزوده است. مذاکرات با کشورهای غربی هم که به جایی نرسیده و بعید است به جایی هم برسد؛ نشانه های امید یا ناامیدی بازار به سرانجام آن را در نوسان های قیمت ارز می بینیم. اما از نظر من جالب ترین ویژگی دولت سیزدهم اجرای طرح هایی در همین سال نخست بود که خیلی از روسای جمهور در دوره دوم ریاست خود هم به سادگی زیر بار اجرای آن نمی روند! بحث خوب و بد بودن طرحی مثل افزایش (و نه آزادسازی) قیمت نان یا موارد مشابه نیست؛ این قبیل اقدامات نارضایتی اجتماعی گسترده به بار می آورند و محبوبیت اهل سیاست را کاهش می دهند. وقتی دولتی در همین سال نخست دست روی چنین طرح های محبوبیت سوزی می گذارد که خیلی با منطق رایج اهالی سیاست نمی خواند، می توان حدس زد خیلی باید منتظر تحولی جدی، تاکید می کنم بسیار جدی، در فضای کلان سیاسی کشور و مناسبات قدرت آن باشیم، چیزی که باید منتظر نشست و دید، والله اعلم.

متن کامل این مقاله را اینجا بخوانید.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍59❤5👎2😢2
در باب عاقبت رمزریال‎جات!

«با متمرکزتر شدن بانکداری و دسترسی به پول می‎توان به سادگی کاری کرد که ارقام رسمی شاخص بهای مصرف‎کننده (همان به اصطلاح شاخص تورم رسمی) خیلی هم فاجعه‎بار به نظر نرسند؛ بستن مالیات سنگین، سهمیه‎بندی یا حتی ممنوعیت مستقیم خرید برخی کالاها نمونه‎ای از این اقدامات به شمار می‎آیند. با اجرایی شدن ارزهای دیجیتال بانک مرکزی بر فشارها برای ترویج سوخت دستوری و غذای دستوری و مصرف زورکی! آنها افزوده می‎شود. سال گذشته شاهد بودیم که چطور «ازمابهتران» به بهانه سلامت عمومی می‎توانند این نوع کنترل پولی تمامیت‎خواهانه را توجیه کنند: قرنطینه‎ها انگار بخشی ناگزیر و همیشگی از اقتصاد دستوری مدرن خواهند شد، کسب‎وکارهای خصوصی از بین می‎روند، ارزش پس‎اندازها کمتر و کمتر می‎شود و شهروندان برای گذران زندگی خود بیشتر و بیشتر وابسته به دولت می‎شوند.

اتحاد شوروی تا اواخر دهه 1980 رشد اقتصادی بسیار بالایی داشت؛ هرچند شهروندانش به دلیل کمبودها سر گرسنه به بالین می‎گذاشتند. بانک‎های مرکزی دولتی امروزی هم به شکلی مشابه می‎توانند افسانه ثروت را تبلیغ کنند و بر توهم ثروت دامن بزنند؛ هرچند واقعیت چیزی خلاف آن باشد. پل ساموئلسون و ویلیام نوردهاوس، دو تن از اقتصاددانان اثرگذار دوران پس از جنگ در ایالات متحده که آن جایزه معروف بانک سوئد (که اغلب به نادرست نوبل خوانده می‎شود) را دریافت کردند، در سال 1989 در کتاب «اصول علم اقتصاد» خود نوشتند: اقتصاد شوروی گواهی است بر اینکه برخلاف آنچه بدبینان اعتقاد داشتند یک اقتصاد دستوری سوسیالیستی هم می‎تواند کار کند و حتی رشد بالایی داشته باشد ». اقتصاد کلان مدرن نیز مومن به همان کیش اقتصاد کلان شوروی است؛ انگار کاهنان اعظم دکتری‎دار (با مدرک دکتری)‎ که امور به یکباره بر آنها مکشوف می‎شود می‎توانند معجزه کنند و با مدل‎ها، شاخص‎ها و تحلیل‎های آماری خود عملکرد اقتصاد را بهینه سازند.

بانک‎های مرکزی با کنترل انحصاری روزافزون خود بر اقتصاد و آمارهای آن می‎توانند اعداد و ارقامی جعل کنند و واقعیت‎های اقتصادی را از چشم اکثریت مردم پنهان دارند و کار را باب طبع «ازمابهتران» جلوه دهند. فرجام اقتصادهای متصلب و تبلیغات‎زده دولتی هم یحتمل چیزی جز بریدن از واقعیت‎ها و فروافتادن در باتلاق ناکارآمدی نیست؛ شبیه آنچه برای اقتصاد شوروی رخ داد. سرانجام کار این سازمان‎های آشفته هم اینست که باقی می‎مانند ولی از درون پوک می‎شوند؛ آنها جذابیت خود از دست می‎دهد و مردم به دنبال منفعت شخصی خود به سوی اقتصادی تازه رهسپار می‎شوند. بنگاه‎های وصل به دولت کارشان را ادامه می‎دهند ولی دیگر کارآمدی نخواهند داشت و ‎ارزشی ایجاد نمی‎کنند.

دولت‎های مرکزی «انتشار» پول را بیشتر و بیشتر متمرکز و انحصاری می‎کنند و همین روند را در قدرت سیاسی و اقتصادی هم شاهد خواهیم بود. آنهایی که روابط خوبی دارند و به آن «دستگاه چاپ پول دیجیتال» وصل هستند یحتمل تنها کسانی خواهند بود که همچنان می‎توانند با توجه به رشد شتابان قیمت کالاهای خوب و باکیفیت، مشتری آنها باشند. اما اکثریت قاطع مردم می‎بینند که قدرت خرید، حقوق و دستمزد و سرمایه‎گذاری‎های آنها یارای مقابله با تورم را ندارد. این تورم «متمرکز» یک سیستم طبقاتی (کاستی) پولی شبیه جوامع سوسیالیستی به وجود می‎آورد: طبقه حاکم که انبوهی از کالاهای مطلوب و خوب در اختیار دارد و اکثریت فقیر که کالاهای نازل نصیبش می‎شود و اگر بازار سیاهی در کار نباشد حتی بعید است زنده بماند».

این بخشی از کتاب استاندارد دستوری به قلم حضرت سیف الدین عموص است که به زودی تقدیم عزیزان خواهد شد، والله اعلم.

https://bit.ly/3NuXvCc

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍50❤6👎2🔥1
پیشنهاد کتاب برای علاقه مندان به کلاه برداری

جرائم مالی عمری به اندازه خود پول دارند؛ اکونومیست برای آشنایی اهل دل با جرایم مالی پنج کتاب را معرفی کرده است که البته شخصا هیچکدام را نخوانده ام ولی احتمالا بسیار جذاب اند و در آینده سری به آنها خواهم زد. خبری از ترجمه آنها ندارم؛ والله اعلم.

https://econ.st/3J86pUW

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍35😁9❤3👎3🔥3
نمره سیاست خارجی ایران

شاخص قدرت گذرنامه خلاصه عملکرد وزارت خارجه یک کشور است؛ بر اساس تعداد کشورهایی که بدون ویزا می‌توانید سفر کنید یا در هنگام ورود به شما ویزا می‌دهند یا باید قبل از ورود ویزا بگیرید محاسبه می‌شود؛ امارات در صدر این شاخص است و شهروندانش می‌توانند به ۱۱۹ کشور بدون ویزا سفر کنند. سهولت تجارت و سرمایه‌گذاری و گردشگری هم دستاورد آنست. رتبه ایران و سودان ۸۰ در جهان است؛ والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍56😢21👎2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
《شرح عرضه و تقاضا در نظام سرمایه‌داری》

گفته‌اند نظام بازار همین‌طور مثل این دو بانو عمل می‌کند. با کمال احترام مفت است و پیچیدگی بازار را نادیده می‌گیرد:

۱. تولیدکننده نمی‌تواند هر قیمتی دلش خواست برای محصولش تعیین کند، ماجرا سوی دیگر یعنی مشتری هم دارد. به نظرتان در این ویدئو آن قیمت ۱۴۰ و ۱۵۰ اولیه چطور تعیین شده بود؟

۲. نباید ورود رقبای جدید برای افزایش عرضه را ندیده بگیریم.

۳. در صورت گران بودن یک کالا (در اینجا تخم‌مرغ)، مشتری سراغ کالای جانشین می‌رود.

۴. کارافرین‌ها برای ارزان‌تر کردن کالاها وارد کار می‌شوند تا محصولی ارزان‌تر تولید کنند.

راستی یک سوال مهم: به نظرتان آن بانویی که تمام دارایی‌اش را به دیگری فروخت، الان با پولش چه می‌کند؟ در جیب می‌گذارد و با حسرت به دیگری نگاه می‌کند؟ در این نکته‌هاست برای اهل دل، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍102😁11👎4🔥1
در باب غائله اخیر فولاد مبارکه

فساد چیز خوبی نیست ولی تعجبی هم ندارد؛ در صنایع پایه و بالادستی معمولا نرخ فساد در همه جای دنیا بالاتر است. بماند که در باب قضیه فولاد مبارکه باید بگذاریم گردوخاک‌ها بخوابد تا ببینیم چی به چیست و دوغ را از دوشاب جدا کنیم؛ در جاهایی مثل ایران شما مجبورید برای رندان پول خرج کنید تا بگذارند کار کنید. والله اعلم.

لینک مرجع

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍80👎28😁1😱1😢1
در باب واقعیت‌ها

هر کس می‌گوید قلم بر شمشیر پیروز می‌شود معلوم است که هنوز سلاح اتوماتیک به چشمش نخورده است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
😁60👍54😢4👎2
از نگاه افرادی مثل من که هوادار بازار آزاد هستم، نظام سوسیالیستی دولتی که در آن زمان در شوروی سابق وجود داشت، محکوم به شکست بود. فون میزس (اقتصاددان اتریشی) مدت‌‌ها قبل از فروپاشی اقتصادی شوروی پیش‌‌بینی دقیقی انجام داده بود. اینکه بدون درجاتی از اقتصاد بازار آزاد و کشف قیمت امکان گرداندن یک اقتصاد وجود ندارد.

کسی در مورد امپراتوری رم گفته بود؛ نباید پرسید چرا امپراتوری رم از هم فروپاشید بلکه باید گفت که چرا تا آن زمان دوام آورد. در مورد شوروی هم باید همین را تکرار کرد. به نظر من این شکست به نام کسی مثل گورباچف نوشته شد، وگرنه سرنوشت محتومی بود که دیر یا زود رخ می‌‌داد. والله اعلم.

لینک متن کامل مصاحبه

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍102❤6👎2
مصیبت اصلاح

تصویری مشهور از بوریس یلتسین مربوط به سال ۱۹۸۹ (قبل از فروپاشی) می‌بینیم که در حال بازدید از سوپرمارکتی در ایالات‌متحده، از تنوع اجناس شگفت‌زده شده است. تجربه وی به چیزی که مردم در شوروی تجربه می‌کردند، شباهتی نداشت؛ کالاهایی با تنوع محدود و کیفیت پایین که البته با قیمت ارزان عرضه می‌شدند؛ کمبود کالاهای اساسی جدی بود و انتظار در صف هم بخشی از تجربه روزمره مردم به حساب می‌آمد. وقتی یکی از سیاستمداران برجسته شوروی چنین واکنشی جلوی دوربین‌ها از خود نشان می‌دهد، طبیعی است که فکر کنیم، یک‌جای کار می‌لنگد و فروپاشی امپراتوری شر فقط تقصیر پروسترویکا و گلاسنوست گورباچف و مشتی گمراه خودفروخته نیست.

راستی اقتصاد شوروی سوسیالیستی بود؟ رفقای هوادار معتقدند که خیر، تاکنون سوسیالیسم واقعی نداشته‌ایم! شوروی به‌نسبت سوسیالیسم «پل پوت» و «مائو» البته معتدل‌تر بود. یادمان نرود حتی در سال ۱۹۲۱ لنین آن‌قدر عاقل بود که بفهمد در واقعیت کار جدی‌تر از تخیل است و سراغ سیاست اقتصادی نوین رفت که رویکردهای رادیکال اولیه را تعدیل می‌کرد. اما پیش‌بینی سرنوشت شوروی و دیگر سیستم‌های سوسیالیستی کار سختی نبود؛ به طور خاص لودویگ فُن‌میزس اتریشی، به‌خوبی در کتاب خواندنی‌اش «محاسبه اقتصادی در کشورهای سوسیالیستی» شرح می‌دهد که اقتصاد این کشورها «کار نمی‌کند» و قرار هم نیست «کار کند». با پیچیده‌تر شدن اقتصاد، دیگر بوروکرات‌های دولتی از پس رتق و فتق اوضاع برنمی‌آیند و بحران انگیزه و اطلاعات باعث می‌شود که کار عیب کند. نگاهی کوتاه به تجربه تاریخی این کشورها هم نشان می‌دهد که سوسیالیسم «مالکیت دولتی ابزار تولید» چه بلایی بر سر اقتصاد و معیشت مردم آنها می‌آورد، از نظر سیاسی و آزادی‌های اجتماعی هم که تکلیف روشن است. وقتی سرنوشت محتوم یک سیستم شکست است، نباید روی نقش تلاش‌های اصلاحی این یا آن آدم خیلی مانور داد. قدما گفته‌اند که تمدن‌ها وقتی فرومی‌پاشند که از درون فروپاشیده باشند؛ وقتی منطق سیستمی معیوب باشد، طبیعی است که امکان سپری‌کردن بحران را هم نخواهد داشت.

اما برخی در ایران خیلی روی رویدادهای پس از فروپاشی شوروی و اتفاقات ناخوشایندی که در روسیه و برخی کشورهای بلوک شرق شاهد بودیم، مانور می‌دهند. خیلی‌ها معتقدند «شوک درمانی» و اصلاحات بازارمحور پس از فروپاشی شوروی، در روسیه شکست خورد و مردم را به خاک سیاه نشاند. اما قضیه پیچیده‌تر از اینهاست.  در آن سال‌ها آمار و ارقام تولید ناخالص داخلی یا جی‌دی‌پی (GDP) نزول چشمگیری نشان می‌داد. این چیز بدی بود؟ بله و خیر! پایین آمدن تولید صنعتی، در بسیاری موارد به کاهش تولید کارخانه‌هایی منجر شد که محصولشان از اول هم براساس تقاضای مشتری تولید نشده بود و کسی آنها را نمی‌خواست. حدود ۱۰ تا ۲۰‌درصد اقتصاد شوروی را صنایع نظامی تشکیل می‌دادند، کاهش بودجه نظامی و رساندن آن به حد رایج دیگر کشورها البته جی‌دی‌پی را کاهش می‌داد؛ ولی بعید است هدر ندادن منابع برای ماجراجویی‌های نظامی و تولید راکت و اسلحه کمتر، وضع شهروندان روسی را بدتر کرده باشد.

در واقع روس‌ها در انتهای دهه ۱۹۹۰ رفاه مادی بیشتری از ابتدای آن داشتند که تازه از شر کمونیسم رها شده بودند ...

متن کامل یادداشت بنده مخلص را در جریده وزین دنیای اقتصاد اینجا بخوانید، تا یار چه پسندد، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍77❤4👎2😁2😱1
مشکل اقتصاد ایران هرچه باشد نئولیبرالیسم افسار گسیخته نیست!

آخرین گزارش آزادی اقتصادی فریزر به ما می‌گوید که در بین غیرآزادترین و 《سیاسی‌ترین》اقتصادهای دنیا قرار داریم؛ به طور خاص در مورد پول سالم گند زده‌ایم، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍60😢11😁5❤2
در باب حجاب

حضرت می فرمود در هر حزبی همیشه کسی هست که چنان از اصول آن دفاع می کند که حال بقیه را به هم می زند. فکر می کنم هم مصداق هایی از این گفته سراغ داریم ولی نکته مهمی که نباید از قلم انداخت اهمیت چنین آدم هایی برای بقای آن حزب است! برای باقی ماندن یک حزب، رژیم سیاسی و ... لازم نیست اکثریتی هوادار آن باشند همینکه به تعداد کافی آدم باورمند جان سخت وجود داشته باشند که حاضر به فداکاری برای بقای آن نهاد سیاسی باشند می تواند در مناسبات قدرت اثرگذار باشد.

آنچه به یک رژیم سیاسی هویت می بخشد و آن را اثرگذار می کند چیزی جز همان ارزش های بنیادین و آرمان ها نیست؛ اگر کسانی بخواهند آنها را کنار بگذارند مشروعیت آن رژیم سیاسی برای بسیاری از هواداران مهمش از دست می رود. پس تغییر ممکن نیست؟ حتما هست ولی دگردیسی و تغییر کاری هنرمندانه و زمانبر است و البته همیشه بر ستون باورهای هسته ای پیشین بنا می شود و بازتعریف آنها پیش می رود. وانگهی باید ایده ای بدیلی باشد که بتوان آن را به هواداران فروخت. اما چرا این توضیحات؟

خیابان های مملکت شلوغ است و بسیاری از مردم به طور جدی ناراضی اند، تعداد زیادی جوانترها از سخت گیری هایی مثل گشت ارشاد دل خوشی ندارند و مرگ غم انگیز مهسا امینی هم خیلی از ما را خشمگین کرد. اما در پی این اعتراض های گسترده چه اتفاقی می افتد؟ آیا بناست در آینده ای نزدیک حجاب اجباری لغو شود و آزادی پوشش به رسمیت شناخته شود؟ حدس بنده مخلص اینست که چنین نخواهد شد. حجاب بزرگترین سرمایه نمادین جمهوری اسلامی است و از آن عقب نشینی نخواهد کرد. یک اهرم قوی برای اثرگذاری بر اجتماع که با باورهای مذهبی هم حمایت می شود. از دید تصمیم گیران به ماجرا نگاه کنیم: چرا باید حجاب را کنار گذاشت و عملا هواداران را ناامید کرد؟ هواداران حجاب را نشانه حضور دین و اخلاق در جامعه می دانند و اینکه هر مرد و زنی به محض حضور در فضای عمومی می فهمد که دارد در کشوری با قوانین اسلامی زیست می کند، مگر می شود این مهمترین نماد ملموس را کنار گذاشت؟ به فرض چنین شد با پیامدهای آن چه باید بکنیم؟ آیا گفتمان موثری برای ادامه مسیر و گفتگو با مردم در اختیار داریم؟ بعید می دانم جواب رضایت بخشی برای سوال های بالا داشته باشند.

شاید گشت ارشاد برود ولی بعید به نظر می رسد حجاب اجباری برداشته شود؛ سازوکاری دیگر برای آن می اندیشند؛ بحث عملگرایی آدم های تصمیم گیر نیست، زیر تحریم و با هزار مسئله دیگر بعید است آدم ها زیر بار فروختن نمادهای قدرتمندشان بروند و هواداران را ناامید کنند. وانگهی از این هم که بگذریم تغییرات مهم نیاز به یک پروژه سیاسی بلندمدت و مهمتر از آن چهره موجه دارد تا با ابزارهای مناسب از جمله حضور در خیابان بتوانند کار را پیش ببرند، چنین کسی را در میان صداهای فعال در سیاست ایران سراغ دارید؟ می بینید که آنها هم سراغ این مسائل حساس نمی روند و در بهترین حالت به محکومیت مرگ آن عزیز از دست رفته بسنده می کنند.

بحث موافق یا مخالف بودن با حجاب اجباری نیست، ولی از منظر تحلیل رفتار یک سیستم اجازه بدهید عرض کنم با تمام اعتراض ها بعید است دستاورد لغو حجاب باشد ولی آیا حضور این همه جوان در جغرافیای گسترده در سیاست آینده اثرگذار است؟ حتما هست و این چیزی است که باید نشست و آینده را برای آن رصد کرد. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍117👎9❤8😢7