مصیبت اصلاح
تصویری مشهور از بوریس یلتسین مربوط به سال ۱۹۸۹ (قبل از فروپاشی) میبینیم که در حال بازدید از سوپرمارکتی در ایالاتمتحده، از تنوع اجناس شگفتزده شده است. تجربه وی به چیزی که مردم در شوروی تجربه میکردند، شباهتی نداشت؛ کالاهایی با تنوع محدود و کیفیت پایین که البته با قیمت ارزان عرضه میشدند؛ کمبود کالاهای اساسی جدی بود و انتظار در صف هم بخشی از تجربه روزمره مردم به حساب میآمد. وقتی یکی از سیاستمداران برجسته شوروی چنین واکنشی جلوی دوربینها از خود نشان میدهد، طبیعی است که فکر کنیم، یکجای کار میلنگد و فروپاشی امپراتوری شر فقط تقصیر پروسترویکا و گلاسنوست گورباچف و مشتی گمراه خودفروخته نیست.
راستی اقتصاد شوروی سوسیالیستی بود؟ رفقای هوادار معتقدند که خیر، تاکنون سوسیالیسم واقعی نداشتهایم! شوروی بهنسبت سوسیالیسم «پل پوت» و «مائو» البته معتدلتر بود. یادمان نرود حتی در سال ۱۹۲۱ لنین آنقدر عاقل بود که بفهمد در واقعیت کار جدیتر از تخیل است و سراغ سیاست اقتصادی نوین رفت که رویکردهای رادیکال اولیه را تعدیل میکرد. اما پیشبینی سرنوشت شوروی و دیگر سیستمهای سوسیالیستی کار سختی نبود؛ به طور خاص لودویگ فُنمیزس اتریشی، بهخوبی در کتاب خواندنیاش «محاسبه اقتصادی در کشورهای سوسیالیستی» شرح میدهد که اقتصاد این کشورها «کار نمیکند» و قرار هم نیست «کار کند». با پیچیدهتر شدن اقتصاد، دیگر بوروکراتهای دولتی از پس رتق و فتق اوضاع برنمیآیند و بحران انگیزه و اطلاعات باعث میشود که کار عیب کند. نگاهی کوتاه به تجربه تاریخی این کشورها هم نشان میدهد که سوسیالیسم «مالکیت دولتی ابزار تولید» چه بلایی بر سر اقتصاد و معیشت مردم آنها میآورد، از نظر سیاسی و آزادیهای اجتماعی هم که تکلیف روشن است. وقتی سرنوشت محتوم یک سیستم شکست است، نباید روی نقش تلاشهای اصلاحی این یا آن آدم خیلی مانور داد. قدما گفتهاند که تمدنها وقتی فرومیپاشند که از درون فروپاشیده باشند؛ وقتی منطق سیستمی معیوب باشد، طبیعی است که امکان سپریکردن بحران را هم نخواهد داشت.
اما برخی در ایران خیلی روی رویدادهای پس از فروپاشی شوروی و اتفاقات ناخوشایندی که در روسیه و برخی کشورهای بلوک شرق شاهد بودیم، مانور میدهند. خیلیها معتقدند «شوک درمانی» و اصلاحات بازارمحور پس از فروپاشی شوروی، در روسیه شکست خورد و مردم را به خاک سیاه نشاند. اما قضیه پیچیدهتر از اینهاست. در آن سالها آمار و ارقام تولید ناخالص داخلی یا جیدیپی (GDP) نزول چشمگیری نشان میداد. این چیز بدی بود؟ بله و خیر! پایین آمدن تولید صنعتی، در بسیاری موارد به کاهش تولید کارخانههایی منجر شد که محصولشان از اول هم براساس تقاضای مشتری تولید نشده بود و کسی آنها را نمیخواست. حدود ۱۰ تا ۲۰درصد اقتصاد شوروی را صنایع نظامی تشکیل میدادند، کاهش بودجه نظامی و رساندن آن به حد رایج دیگر کشورها البته جیدیپی را کاهش میداد؛ ولی بعید است هدر ندادن منابع برای ماجراجوییهای نظامی و تولید راکت و اسلحه کمتر، وضع شهروندان روسی را بدتر کرده باشد.
در واقع روسها در انتهای دهه ۱۹۹۰ رفاه مادی بیشتری از ابتدای آن داشتند که تازه از شر کمونیسم رها شده بودند ...
متن کامل یادداشت بنده مخلص را در جریده وزین دنیای اقتصاد اینجا بخوانید، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
تصویری مشهور از بوریس یلتسین مربوط به سال ۱۹۸۹ (قبل از فروپاشی) میبینیم که در حال بازدید از سوپرمارکتی در ایالاتمتحده، از تنوع اجناس شگفتزده شده است. تجربه وی به چیزی که مردم در شوروی تجربه میکردند، شباهتی نداشت؛ کالاهایی با تنوع محدود و کیفیت پایین که البته با قیمت ارزان عرضه میشدند؛ کمبود کالاهای اساسی جدی بود و انتظار در صف هم بخشی از تجربه روزمره مردم به حساب میآمد. وقتی یکی از سیاستمداران برجسته شوروی چنین واکنشی جلوی دوربینها از خود نشان میدهد، طبیعی است که فکر کنیم، یکجای کار میلنگد و فروپاشی امپراتوری شر فقط تقصیر پروسترویکا و گلاسنوست گورباچف و مشتی گمراه خودفروخته نیست.
راستی اقتصاد شوروی سوسیالیستی بود؟ رفقای هوادار معتقدند که خیر، تاکنون سوسیالیسم واقعی نداشتهایم! شوروی بهنسبت سوسیالیسم «پل پوت» و «مائو» البته معتدلتر بود. یادمان نرود حتی در سال ۱۹۲۱ لنین آنقدر عاقل بود که بفهمد در واقعیت کار جدیتر از تخیل است و سراغ سیاست اقتصادی نوین رفت که رویکردهای رادیکال اولیه را تعدیل میکرد. اما پیشبینی سرنوشت شوروی و دیگر سیستمهای سوسیالیستی کار سختی نبود؛ به طور خاص لودویگ فُنمیزس اتریشی، بهخوبی در کتاب خواندنیاش «محاسبه اقتصادی در کشورهای سوسیالیستی» شرح میدهد که اقتصاد این کشورها «کار نمیکند» و قرار هم نیست «کار کند». با پیچیدهتر شدن اقتصاد، دیگر بوروکراتهای دولتی از پس رتق و فتق اوضاع برنمیآیند و بحران انگیزه و اطلاعات باعث میشود که کار عیب کند. نگاهی کوتاه به تجربه تاریخی این کشورها هم نشان میدهد که سوسیالیسم «مالکیت دولتی ابزار تولید» چه بلایی بر سر اقتصاد و معیشت مردم آنها میآورد، از نظر سیاسی و آزادیهای اجتماعی هم که تکلیف روشن است. وقتی سرنوشت محتوم یک سیستم شکست است، نباید روی نقش تلاشهای اصلاحی این یا آن آدم خیلی مانور داد. قدما گفتهاند که تمدنها وقتی فرومیپاشند که از درون فروپاشیده باشند؛ وقتی منطق سیستمی معیوب باشد، طبیعی است که امکان سپریکردن بحران را هم نخواهد داشت.
اما برخی در ایران خیلی روی رویدادهای پس از فروپاشی شوروی و اتفاقات ناخوشایندی که در روسیه و برخی کشورهای بلوک شرق شاهد بودیم، مانور میدهند. خیلیها معتقدند «شوک درمانی» و اصلاحات بازارمحور پس از فروپاشی شوروی، در روسیه شکست خورد و مردم را به خاک سیاه نشاند. اما قضیه پیچیدهتر از اینهاست. در آن سالها آمار و ارقام تولید ناخالص داخلی یا جیدیپی (GDP) نزول چشمگیری نشان میداد. این چیز بدی بود؟ بله و خیر! پایین آمدن تولید صنعتی، در بسیاری موارد به کاهش تولید کارخانههایی منجر شد که محصولشان از اول هم براساس تقاضای مشتری تولید نشده بود و کسی آنها را نمیخواست. حدود ۱۰ تا ۲۰درصد اقتصاد شوروی را صنایع نظامی تشکیل میدادند، کاهش بودجه نظامی و رساندن آن به حد رایج دیگر کشورها البته جیدیپی را کاهش میداد؛ ولی بعید است هدر ندادن منابع برای ماجراجوییهای نظامی و تولید راکت و اسلحه کمتر، وضع شهروندان روسی را بدتر کرده باشد.
در واقع روسها در انتهای دهه ۱۹۹۰ رفاه مادی بیشتری از ابتدای آن داشتند که تازه از شر کمونیسم رها شده بودند ...
متن کامل یادداشت بنده مخلص را در جریده وزین دنیای اقتصاد اینجا بخوانید، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
روزنامه دنیای اقتصاد
مصیبت اصلاح
در تصویری مشهور از بوریس یلتسین مربوط به سال 1989 (قبل از فروپاشی) میبینیم که در حال بازدید از سوپرمارکتی در ایالاتمتحده، از تنوع اجناس شگفتزده شده است. تجربه وی به چیزی که مردم در شوروی تجربه میکردند، شباهتی نداشت؛ کالاهایی با تنوع محدود و کیفیت پایین…
👍77❤4👎2😁2😱1
مشکل اقتصاد ایران هرچه باشد نئولیبرالیسم افسار گسیخته نیست!
آخرین گزارش آزادی اقتصادی فریزر به ما میگوید که در بین غیرآزادترین و 《سیاسیترین》اقتصادهای دنیا قرار داریم؛ به طور خاص در مورد پول سالم گند زدهایم، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آخرین گزارش آزادی اقتصادی فریزر به ما میگوید که در بین غیرآزادترین و 《سیاسیترین》اقتصادهای دنیا قرار داریم؛ به طور خاص در مورد پول سالم گند زدهایم، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍60😢11😁5❤2
در باب حجاب
حضرت می فرمود در هر حزبی همیشه کسی هست که چنان از اصول آن دفاع می کند که حال بقیه را به هم می زند. فکر می کنم هم مصداق هایی از این گفته سراغ داریم ولی نکته مهمی که نباید از قلم انداخت اهمیت چنین آدم هایی برای بقای آن حزب است! برای باقی ماندن یک حزب، رژیم سیاسی و ... لازم نیست اکثریتی هوادار آن باشند همینکه به تعداد کافی آدم باورمند جان سخت وجود داشته باشند که حاضر به فداکاری برای بقای آن نهاد سیاسی باشند می تواند در مناسبات قدرت اثرگذار باشد.
آنچه به یک رژیم سیاسی هویت می بخشد و آن را اثرگذار می کند چیزی جز همان ارزش های بنیادین و آرمان ها نیست؛ اگر کسانی بخواهند آنها را کنار بگذارند مشروعیت آن رژیم سیاسی برای بسیاری از هواداران مهمش از دست می رود. پس تغییر ممکن نیست؟ حتما هست ولی دگردیسی و تغییر کاری هنرمندانه و زمانبر است و البته همیشه بر ستون باورهای هسته ای پیشین بنا می شود و بازتعریف آنها پیش می رود. وانگهی باید ایده ای بدیلی باشد که بتوان آن را به هواداران فروخت. اما چرا این توضیحات؟
خیابان های مملکت شلوغ است و بسیاری از مردم به طور جدی ناراضی اند، تعداد زیادی جوانترها از سخت گیری هایی مثل گشت ارشاد دل خوشی ندارند و مرگ غم انگیز مهسا امینی هم خیلی از ما را خشمگین کرد. اما در پی این اعتراض های گسترده چه اتفاقی می افتد؟ آیا بناست در آینده ای نزدیک حجاب اجباری لغو شود و آزادی پوشش به رسمیت شناخته شود؟ حدس بنده مخلص اینست که چنین نخواهد شد. حجاب بزرگترین سرمایه نمادین جمهوری اسلامی است و از آن عقب نشینی نخواهد کرد. یک اهرم قوی برای اثرگذاری بر اجتماع که با باورهای مذهبی هم حمایت می شود. از دید تصمیم گیران به ماجرا نگاه کنیم: چرا باید حجاب را کنار گذاشت و عملا هواداران را ناامید کرد؟ هواداران حجاب را نشانه حضور دین و اخلاق در جامعه می دانند و اینکه هر مرد و زنی به محض حضور در فضای عمومی می فهمد که دارد در کشوری با قوانین اسلامی زیست می کند، مگر می شود این مهمترین نماد ملموس را کنار گذاشت؟ به فرض چنین شد با پیامدهای آن چه باید بکنیم؟ آیا گفتمان موثری برای ادامه مسیر و گفتگو با مردم در اختیار داریم؟ بعید می دانم جواب رضایت بخشی برای سوال های بالا داشته باشند.
شاید گشت ارشاد برود ولی بعید به نظر می رسد حجاب اجباری برداشته شود؛ سازوکاری دیگر برای آن می اندیشند؛ بحث عملگرایی آدم های تصمیم گیر نیست، زیر تحریم و با هزار مسئله دیگر بعید است آدم ها زیر بار فروختن نمادهای قدرتمندشان بروند و هواداران را ناامید کنند. وانگهی از این هم که بگذریم تغییرات مهم نیاز به یک پروژه سیاسی بلندمدت و مهمتر از آن چهره موجه دارد تا با ابزارهای مناسب از جمله حضور در خیابان بتوانند کار را پیش ببرند، چنین کسی را در میان صداهای فعال در سیاست ایران سراغ دارید؟ می بینید که آنها هم سراغ این مسائل حساس نمی روند و در بهترین حالت به محکومیت مرگ آن عزیز از دست رفته بسنده می کنند.
بحث موافق یا مخالف بودن با حجاب اجباری نیست، ولی از منظر تحلیل رفتار یک سیستم اجازه بدهید عرض کنم با تمام اعتراض ها بعید است دستاورد لغو حجاب باشد ولی آیا حضور این همه جوان در جغرافیای گسترده در سیاست آینده اثرگذار است؟ حتما هست و این چیزی است که باید نشست و آینده را برای آن رصد کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
حضرت می فرمود در هر حزبی همیشه کسی هست که چنان از اصول آن دفاع می کند که حال بقیه را به هم می زند. فکر می کنم هم مصداق هایی از این گفته سراغ داریم ولی نکته مهمی که نباید از قلم انداخت اهمیت چنین آدم هایی برای بقای آن حزب است! برای باقی ماندن یک حزب، رژیم سیاسی و ... لازم نیست اکثریتی هوادار آن باشند همینکه به تعداد کافی آدم باورمند جان سخت وجود داشته باشند که حاضر به فداکاری برای بقای آن نهاد سیاسی باشند می تواند در مناسبات قدرت اثرگذار باشد.
آنچه به یک رژیم سیاسی هویت می بخشد و آن را اثرگذار می کند چیزی جز همان ارزش های بنیادین و آرمان ها نیست؛ اگر کسانی بخواهند آنها را کنار بگذارند مشروعیت آن رژیم سیاسی برای بسیاری از هواداران مهمش از دست می رود. پس تغییر ممکن نیست؟ حتما هست ولی دگردیسی و تغییر کاری هنرمندانه و زمانبر است و البته همیشه بر ستون باورهای هسته ای پیشین بنا می شود و بازتعریف آنها پیش می رود. وانگهی باید ایده ای بدیلی باشد که بتوان آن را به هواداران فروخت. اما چرا این توضیحات؟
خیابان های مملکت شلوغ است و بسیاری از مردم به طور جدی ناراضی اند، تعداد زیادی جوانترها از سخت گیری هایی مثل گشت ارشاد دل خوشی ندارند و مرگ غم انگیز مهسا امینی هم خیلی از ما را خشمگین کرد. اما در پی این اعتراض های گسترده چه اتفاقی می افتد؟ آیا بناست در آینده ای نزدیک حجاب اجباری لغو شود و آزادی پوشش به رسمیت شناخته شود؟ حدس بنده مخلص اینست که چنین نخواهد شد. حجاب بزرگترین سرمایه نمادین جمهوری اسلامی است و از آن عقب نشینی نخواهد کرد. یک اهرم قوی برای اثرگذاری بر اجتماع که با باورهای مذهبی هم حمایت می شود. از دید تصمیم گیران به ماجرا نگاه کنیم: چرا باید حجاب را کنار گذاشت و عملا هواداران را ناامید کرد؟ هواداران حجاب را نشانه حضور دین و اخلاق در جامعه می دانند و اینکه هر مرد و زنی به محض حضور در فضای عمومی می فهمد که دارد در کشوری با قوانین اسلامی زیست می کند، مگر می شود این مهمترین نماد ملموس را کنار گذاشت؟ به فرض چنین شد با پیامدهای آن چه باید بکنیم؟ آیا گفتمان موثری برای ادامه مسیر و گفتگو با مردم در اختیار داریم؟ بعید می دانم جواب رضایت بخشی برای سوال های بالا داشته باشند.
شاید گشت ارشاد برود ولی بعید به نظر می رسد حجاب اجباری برداشته شود؛ سازوکاری دیگر برای آن می اندیشند؛ بحث عملگرایی آدم های تصمیم گیر نیست، زیر تحریم و با هزار مسئله دیگر بعید است آدم ها زیر بار فروختن نمادهای قدرتمندشان بروند و هواداران را ناامید کنند. وانگهی از این هم که بگذریم تغییرات مهم نیاز به یک پروژه سیاسی بلندمدت و مهمتر از آن چهره موجه دارد تا با ابزارهای مناسب از جمله حضور در خیابان بتوانند کار را پیش ببرند، چنین کسی را در میان صداهای فعال در سیاست ایران سراغ دارید؟ می بینید که آنها هم سراغ این مسائل حساس نمی روند و در بهترین حالت به محکومیت مرگ آن عزیز از دست رفته بسنده می کنند.
بحث موافق یا مخالف بودن با حجاب اجباری نیست، ولی از منظر تحلیل رفتار یک سیستم اجازه بدهید عرض کنم با تمام اعتراض ها بعید است دستاورد لغو حجاب باشد ولی آیا حضور این همه جوان در جغرافیای گسترده در سیاست آینده اثرگذار است؟ حتما هست و این چیزی است که باید نشست و آینده را برای آن رصد کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍117👎9❤8😢7
در باب اخلاقیات و دولت
اینکه پاسداری از اخلاق را به دولت بسپاریم، مثل این است که روباه را مسوول نگهبانی از مرغها کرده باشیم!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اینکه پاسداری از اخلاق را به دولت بسپاریم، مثل این است که روباه را مسوول نگهبانی از مرغها کرده باشیم!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍70❤61👎4😱1
دانشگاهی که دانشکاه شد!
《دولتها با کنترل پول توانستند به سیستم آموزش هم دست بیندازند. دانشگاهها طی چند دهه دگرگون شدند؛ دانشگاه دیگر مکانی نبود که افراد در آن آموزش میدیدند و یاد میگرفتند بلکه به ماشین پروپاگاندا تبدیل شده بود! در این بهاصطلاح دانشگاههای جدید فقط دنبال این بودند که آموزههای خاصی را در سر جوانها فرو کنند. تمکین به دولت و گوشبهفرمان آن بودن از همهچیز مهمتر بود و کسی حرفهایی مثل استقلال در تحقیق، اندیشهورزی خردمندانه و مبادله آزاد افکار و ایدهها را جدی نمیگرفت. حتی غولی همچون میزس هم دیگر نتوانست در دانشگاه کاری پیدا کند؛ دانشگاهی که کارش اشاعه پروپاگاندای دولت و ترویج برنامهریزی متمرکز بود.
اما دانشگاهیهای دولتگراها اثری ماندگار بر اذهان چندین نسل از رهبران و اقتصاددانان کشورهای درحالتوسعه گذاشتند و برداشت آنها از سیاست و اقتصاد را شکل دادند. برای فهم درست فجایع اقتصادی در کشورهای درحالتوسعه در نیمه دوم قرن بیستم باید این زمینههای فکری و تاریخی را هم در نظر داشت.
تعداد رهبران پرنفوذ جهان سوم که از دهه 1930 به این سو در دانشگاههای امریکا و بریتانیا تحصیل کردهاند حیرتآور است . من مطالعه منسجمی در این باره ندیدهام ولی از یک چیز اطمینان دارم: هرکسی که با تاریخ اقتصادی کشورهای درحالتوسعه آشنا باشد یا لفاظیهای وزارتخانهها و سازمانهای توسعهای این کشورها به گوشش خورده باشد شهادت خواهد داد که ایدههای متعفن کینزی و مارکسیستیِ برنامهریزی متمرکز تا مغز استخوان آنها نفوذ کردهاند.
در تحلیل نهایی، صورتبندی ایده «توسعه اقتصادی» به طور کامل متأثر از نگاهی بهشدت سوسیالیستی به اقتصاد است. شاخصهای تجمیعیِ اقتصاد کلان در نوشتهجات «توسعه اقتصادی» حضور پررنگی دارند و شیدایی غریبی نسبت به دولت و صنعت توسعه در آنها به چشم میآید. دولت و اهالی صنعت توسعه همچون لشکر عدالت تصویر میشوند که بناست با علم و قدرت مطلق خود اهداف مقدس توسعه را محقق سازند!》.
پ.ن: بخشی از کتاب استاندارد دستوری نوشته سیفالدین عموص و ترجمه بنده مخلص که گوش شیطان کر در آبان ۱۴۰۱ (ماه آینده) به بازار خواهد آمد. والله اعلم.
https://bit.ly/3C3pdSl
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
《دولتها با کنترل پول توانستند به سیستم آموزش هم دست بیندازند. دانشگاهها طی چند دهه دگرگون شدند؛ دانشگاه دیگر مکانی نبود که افراد در آن آموزش میدیدند و یاد میگرفتند بلکه به ماشین پروپاگاندا تبدیل شده بود! در این بهاصطلاح دانشگاههای جدید فقط دنبال این بودند که آموزههای خاصی را در سر جوانها فرو کنند. تمکین به دولت و گوشبهفرمان آن بودن از همهچیز مهمتر بود و کسی حرفهایی مثل استقلال در تحقیق، اندیشهورزی خردمندانه و مبادله آزاد افکار و ایدهها را جدی نمیگرفت. حتی غولی همچون میزس هم دیگر نتوانست در دانشگاه کاری پیدا کند؛ دانشگاهی که کارش اشاعه پروپاگاندای دولت و ترویج برنامهریزی متمرکز بود.
اما دانشگاهیهای دولتگراها اثری ماندگار بر اذهان چندین نسل از رهبران و اقتصاددانان کشورهای درحالتوسعه گذاشتند و برداشت آنها از سیاست و اقتصاد را شکل دادند. برای فهم درست فجایع اقتصادی در کشورهای درحالتوسعه در نیمه دوم قرن بیستم باید این زمینههای فکری و تاریخی را هم در نظر داشت.
تعداد رهبران پرنفوذ جهان سوم که از دهه 1930 به این سو در دانشگاههای امریکا و بریتانیا تحصیل کردهاند حیرتآور است . من مطالعه منسجمی در این باره ندیدهام ولی از یک چیز اطمینان دارم: هرکسی که با تاریخ اقتصادی کشورهای درحالتوسعه آشنا باشد یا لفاظیهای وزارتخانهها و سازمانهای توسعهای این کشورها به گوشش خورده باشد شهادت خواهد داد که ایدههای متعفن کینزی و مارکسیستیِ برنامهریزی متمرکز تا مغز استخوان آنها نفوذ کردهاند.
در تحلیل نهایی، صورتبندی ایده «توسعه اقتصادی» به طور کامل متأثر از نگاهی بهشدت سوسیالیستی به اقتصاد است. شاخصهای تجمیعیِ اقتصاد کلان در نوشتهجات «توسعه اقتصادی» حضور پررنگی دارند و شیدایی غریبی نسبت به دولت و صنعت توسعه در آنها به چشم میآید. دولت و اهالی صنعت توسعه همچون لشکر عدالت تصویر میشوند که بناست با علم و قدرت مطلق خود اهداف مقدس توسعه را محقق سازند!》.
پ.ن: بخشی از کتاب استاندارد دستوری نوشته سیفالدین عموص و ترجمه بنده مخلص که گوش شیطان کر در آبان ۱۴۰۱ (ماه آینده) به بازار خواهد آمد. والله اعلم.
https://bit.ly/3C3pdSl
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
The Fiat Standard: Debt Slavery Alternative to Human Civilization | 9781544526478 |... | bol
The Fiat Standard: Debt Slavery Alternative to Human Civilization (Hardcover). In The Fiat Standard, world-renowned economist Saifedean Ammous applies...
👍60❤5🔥5👎4
دوربینهایی که ما را میپایند!
از چین که بگذریم، شهرهای هند بیشترین تعداد سرانه دوربینهای نظارتی را برای مقاصد امنیتی و پایش رفتار شهروندان به کار میگیرند و بعد نوبت به سنگاپور و روسیه میرسد. در صدر این جدول میبینیم که به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۶۳ دوربین کار گذاشته شده است.
در مورد چین اطلاعات دقیقی نداریم ولی ۵۴ درصد از بیش از ۱ میلیارد دوربین کار گذاشته در جهان متعلق به چینیهاست و این یعنی به ازای هر ۱۰۰۰ نفر چینی 《حداقل》 ۳۷۳ دوربین نظارتی داریم که در شهرهای بزرگ قطعا تعدادش بیشتر است! این عدد برای تهران ۰.۲۲ دوربین به ازای هر ۱۰۰۰ نفر گزارش شده است. اقتدارگرایی فنی را جدی بگیرید، والله اعلم.
https://bit.ly/3SVPLM6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از چین که بگذریم، شهرهای هند بیشترین تعداد سرانه دوربینهای نظارتی را برای مقاصد امنیتی و پایش رفتار شهروندان به کار میگیرند و بعد نوبت به سنگاپور و روسیه میرسد. در صدر این جدول میبینیم که به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۶۳ دوربین کار گذاشته شده است.
در مورد چین اطلاعات دقیقی نداریم ولی ۵۴ درصد از بیش از ۱ میلیارد دوربین کار گذاشته در جهان متعلق به چینیهاست و این یعنی به ازای هر ۱۰۰۰ نفر چینی 《حداقل》 ۳۷۳ دوربین نظارتی داریم که در شهرهای بزرگ قطعا تعدادش بیشتر است! این عدد برای تهران ۰.۲۲ دوربین به ازای هر ۱۰۰۰ نفر گزارش شده است. اقتدارگرایی فنی را جدی بگیرید، والله اعلم.
https://bit.ly/3SVPLM6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍63👎14😢1
56-57_221014_180309.pdf
929.2 KB
سرطان سیاستگذاری!
《پس ما نمی توانیم در این شرایط از سیاستگذار توقع اصلاحات اقتصادی
برنامه ریزی شده را داشته باشیم؟
این تغییرات موضعی است چون تئوری و اعتمادی وجود ندارد. هر سیاستی نیاز به سیاستگذار قدرتمند و باور پذیری موجه دارد که اکنون شاهد آن نیستیم. جامعه هر روز پیچیده تر میشود و با شکاف های بیشتری روبه رو می شود. هیچ گروه و گفتمانی را که بتواند آن را سامان بدهد و جواب رضایت بخشی برای اکثریت بدهد شاهد نیستیم.》
خلاصه: وقتی سیاستورزی بلد نیستید طبیعی است که سیاستگذاری هم به مشکل بخورد!
بخشی از مصاحبه بنده مخلص با ماهنامه بازار و سرمایه، تا یار جه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
《پس ما نمی توانیم در این شرایط از سیاستگذار توقع اصلاحات اقتصادی
برنامه ریزی شده را داشته باشیم؟
این تغییرات موضعی است چون تئوری و اعتمادی وجود ندارد. هر سیاستی نیاز به سیاستگذار قدرتمند و باور پذیری موجه دارد که اکنون شاهد آن نیستیم. جامعه هر روز پیچیده تر میشود و با شکاف های بیشتری روبه رو می شود. هیچ گروه و گفتمانی را که بتواند آن را سامان بدهد و جواب رضایت بخشی برای اکثریت بدهد شاهد نیستیم.》
خلاصه: وقتی سیاستورزی بلد نیستید طبیعی است که سیاستگذاری هم به مشکل بخورد!
بخشی از مصاحبه بنده مخلص با ماهنامه بازار و سرمایه، تا یار جه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍33❤1
استراتژی خوب برای این روزهای تلخ
از مارکس، انگلس و لنین می پرسند که آیا ترجیح می دهند همسری برای خود اختیار کنند یا معشوقه داشته باشند . مارکس که در مسائل خصوصی تا حدودی محافظه کار بود، همان گونه که از او انتظار می رود می گوید: 《همسر》.
انگلس که خوش گذران تر از او بود معشوقه داشتن را انتخاب می کند. لنین در کمال شگفتی می گوید: 《هر دو》.
چرا؟ آیا در پشت تصویر خشکی انقلابی که از او وجود دارد رگه ای از خوش گذرانی منحط پنهان است؟
نه!
او توضیح می دهد: 《زیرا بدین ترتیب می توانم به همسرم بگویم که پیش معشوقه ام می روم و به معشوقه ام بگویم باید پیش همسرم باشم ...》.
بقیه میپرسند:《و بعد چه می کنی؟》
لنین میگوید: 《یک گوشه خلوت پیدا می کنم و می آموزم و می آموزم و می آموزم》.
این لطیفه جدی را از کتاب 《خشونت؛ پنج نگاه زیرچشمی》نوشته اسلاوُی ژیژک گرفتم؛ در این واویلایی که درگیرش هستیم ایده خوبی است، خلاصه گوشه خلوت را گیر بیاورید و بیاموزید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از مارکس، انگلس و لنین می پرسند که آیا ترجیح می دهند همسری برای خود اختیار کنند یا معشوقه داشته باشند . مارکس که در مسائل خصوصی تا حدودی محافظه کار بود، همان گونه که از او انتظار می رود می گوید: 《همسر》.
انگلس که خوش گذران تر از او بود معشوقه داشتن را انتخاب می کند. لنین در کمال شگفتی می گوید: 《هر دو》.
چرا؟ آیا در پشت تصویر خشکی انقلابی که از او وجود دارد رگه ای از خوش گذرانی منحط پنهان است؟
نه!
او توضیح می دهد: 《زیرا بدین ترتیب می توانم به همسرم بگویم که پیش معشوقه ام می روم و به معشوقه ام بگویم باید پیش همسرم باشم ...》.
بقیه میپرسند:《و بعد چه می کنی؟》
لنین میگوید: 《یک گوشه خلوت پیدا می کنم و می آموزم و می آموزم و می آموزم》.
این لطیفه جدی را از کتاب 《خشونت؛ پنج نگاه زیرچشمی》نوشته اسلاوُی ژیژک گرفتم؛ در این واویلایی که درگیرش هستیم ایده خوبی است، خلاصه گوشه خلوت را گیر بیاورید و بیاموزید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👎86👍85❤12🔥7😢4😁2🤩1
ده پیشنهاد برای خروج مملکت از وضعیت فعلی
پ.ن: این بالایی که عین متن مانیفست کمونیست بود ولی باور کنید همین الان در یک نامه منتشر می شد مردانی و زنانی از سرزمین پارس پایش را امضا می کردند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
پ.ن: این بالایی که عین متن مانیفست کمونیست بود ولی باور کنید همین الان در یک نامه منتشر می شد مردانی و زنانی از سرزمین پارس پایش را امضا می کردند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
😁101👎47😱18👍16😢1🤩1
حکایتی در باب اعتراضات ۱۴۰۱
مسعود بهنود مدتها پیش نوشته بود: 《هشتاد نود سالی قبل در تهران و در محله درخونگاه یک جاهل سیاسی بود به نام آق منصور رباطی مداح بود و به خود لقب داده بود حق نظر، در دوره صدارت وثوق الدوله، به جرم بدگوئی و گردن کشی یک چند گرفتار شد و نزدیک بود به سرنوشت دیگر یاغی های زمان مبتلا شود، اما بعد از آن سوراخ دعا را یافت و مداحان را گرد خود آورد، خدمت بزرگان می کرد و برای خودش دستگاهی به هم زده بود. جهال هم از او حساب می بردند به حساب آن که لولهنگش آب بر می داشت
...
پس عجب نبود اگر نسق گرفتن از آق منصور، منتهای آرزوی جوان های زورخانه رو بود و عشق لاتی ها آن روزگار. گیرم او که در جریان جمهوریت و بعد هم تظاهرات ضد قاجار و خلاصه به سلطنت رسیدن رضاشاه، دسته راه انداخته و مداحان را به صف، و خدمت ها کرده بود وانمود می کرد که دمش به جاهای بالا وصل است.
در همین روزگار اصغر آب منگل، یک روز جوانی کرد و سر راه آق منصور قد کشید. آن هم وقتی که داشت برای نوچه ها رجز می خواند که "فرمانفرما از من لم رعیتداری پرسید و رضاخان بهم گفت کجائی آق منصورر، یک سری به کاخ مرمر بزن، بهش گفتم کوخ پیرزن را به صد تا کاخ نمی دهیم". سرمست از این که عده ای از جوان ها زیر بازارچه پای صحبتش ایستاده اند و رهگذران بی سلام رد نمی شدند گل انداخته بود نقلش "همین دیشب صاحب اختیار پیغام فرستاده بود که آقا مستوفی الماللک می فرمایند اگر آق منصور نبود همه جای تهرون درخون بود، اما الان به همت آق منصور درخونگاه و سنگلج بهشت شده".
نوچه ها و مداحان در نشئه این رجزها مست بودند که صدای اصغر آب منگل بلند شد که گفت "حالا که آق منصور نقاره زن سبیل شاه شده چرا تخت گیوه اش سه تاست، چرا تو گوش عین الله پینه دوز کوبیده که گیوه را تخت گرفتی قدمو کوتاه نشون کردی، چرا حسن حاجی را که فقط گناهش این بود که تملق نمی گفت انداختین گوشه خندق، چرا نان زیر کبابتو ضبط و ربط نمی کنی که باعث بی حرمتی محل نشه..." از این تندتر وهنی نمی شد به گنده لات شهر روا داشت.
یک باره سی چهل نوچه لات دست به قمه شدند. کنایت های اصغر به بدجاهائی اشارت داشت، آق منصور که از کوتاهی قدش خیلی شکوه داشت با فاش شدن سه تخته بودن گیوه اش، راستی دمغ شد. و این رازی نبود که افشایش بی عقوبت بماند.
کلام اصغر آب منگل هنوز در فضا بود که امنیت پوشالی درخونگاه به هم ریخت، هیاهو بود و صدای الله اکبر از هر سو بلند، حسین شرخر تونتاب حمام گلشن که صدای بمی هم داشت شروع کرد بر پشت بام حمام سنج زدن و وحشت انداختن، از وحشتش بود. همه محل گوش شدند. اصغر و چند تا جوجه پهلوان که باهاش بودند در این کوچه و آن پسکوچه به چنگ لات ها افتادند تن خونینشان به خانه رسید. یکی شان هم در خون غلتید و بی جان شد.
تا یکی دو هفته ای هم لات ها سر شب سرچهار راه عربده می زدند و هل من مبارز می طلبیدند. شب های آب انداختن به آب انبارها هم مداح ها و میرآب ها دسته جمع داد می زدند زنده باد آق منصور ندیم فقرا، دشمن اغنیا. مردم در خانه دندان قورچه می رفتند. دو سه روز بعدش درخونگاه باز آرام شد، و قصه به روزگار ماند.
سال ها بعد خبرنگار فضولی اصغر آب منگل را یافت، هنوز جای نیش چاقوها و کناره قمه بر دست و بالش بود. اما چون به حکایت رسید لبخندی محو صورت پرچینش را پوشاند و گفت ما جوانی کردیم اما آق منصور هم دیگر آق منصور نشد ها》.
حکایت اعتراضهای ایران در ۱۴۰۱ هم متفاوت نیست. دیر یا زود سروصداها میخوابد ولی دیگر اوضاع مثل سابق نخواهد شد و اگر بنا به ادامه است باید شیوه سیاستورزی به کلی تغییر کند و ادمهای جدید وسط بیایند و البته ایدهای هم ظاهرا وجود ندارد. والله اعلم.
https://bit.ly/2Hja5HY
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مسعود بهنود مدتها پیش نوشته بود: 《هشتاد نود سالی قبل در تهران و در محله درخونگاه یک جاهل سیاسی بود به نام آق منصور رباطی مداح بود و به خود لقب داده بود حق نظر، در دوره صدارت وثوق الدوله، به جرم بدگوئی و گردن کشی یک چند گرفتار شد و نزدیک بود به سرنوشت دیگر یاغی های زمان مبتلا شود، اما بعد از آن سوراخ دعا را یافت و مداحان را گرد خود آورد، خدمت بزرگان می کرد و برای خودش دستگاهی به هم زده بود. جهال هم از او حساب می بردند به حساب آن که لولهنگش آب بر می داشت
...
پس عجب نبود اگر نسق گرفتن از آق منصور، منتهای آرزوی جوان های زورخانه رو بود و عشق لاتی ها آن روزگار. گیرم او که در جریان جمهوریت و بعد هم تظاهرات ضد قاجار و خلاصه به سلطنت رسیدن رضاشاه، دسته راه انداخته و مداحان را به صف، و خدمت ها کرده بود وانمود می کرد که دمش به جاهای بالا وصل است.
در همین روزگار اصغر آب منگل، یک روز جوانی کرد و سر راه آق منصور قد کشید. آن هم وقتی که داشت برای نوچه ها رجز می خواند که "فرمانفرما از من لم رعیتداری پرسید و رضاخان بهم گفت کجائی آق منصورر، یک سری به کاخ مرمر بزن، بهش گفتم کوخ پیرزن را به صد تا کاخ نمی دهیم". سرمست از این که عده ای از جوان ها زیر بازارچه پای صحبتش ایستاده اند و رهگذران بی سلام رد نمی شدند گل انداخته بود نقلش "همین دیشب صاحب اختیار پیغام فرستاده بود که آقا مستوفی الماللک می فرمایند اگر آق منصور نبود همه جای تهرون درخون بود، اما الان به همت آق منصور درخونگاه و سنگلج بهشت شده".
نوچه ها و مداحان در نشئه این رجزها مست بودند که صدای اصغر آب منگل بلند شد که گفت "حالا که آق منصور نقاره زن سبیل شاه شده چرا تخت گیوه اش سه تاست، چرا تو گوش عین الله پینه دوز کوبیده که گیوه را تخت گرفتی قدمو کوتاه نشون کردی، چرا حسن حاجی را که فقط گناهش این بود که تملق نمی گفت انداختین گوشه خندق، چرا نان زیر کبابتو ضبط و ربط نمی کنی که باعث بی حرمتی محل نشه..." از این تندتر وهنی نمی شد به گنده لات شهر روا داشت.
یک باره سی چهل نوچه لات دست به قمه شدند. کنایت های اصغر به بدجاهائی اشارت داشت، آق منصور که از کوتاهی قدش خیلی شکوه داشت با فاش شدن سه تخته بودن گیوه اش، راستی دمغ شد. و این رازی نبود که افشایش بی عقوبت بماند.
کلام اصغر آب منگل هنوز در فضا بود که امنیت پوشالی درخونگاه به هم ریخت، هیاهو بود و صدای الله اکبر از هر سو بلند، حسین شرخر تونتاب حمام گلشن که صدای بمی هم داشت شروع کرد بر پشت بام حمام سنج زدن و وحشت انداختن، از وحشتش بود. همه محل گوش شدند. اصغر و چند تا جوجه پهلوان که باهاش بودند در این کوچه و آن پسکوچه به چنگ لات ها افتادند تن خونینشان به خانه رسید. یکی شان هم در خون غلتید و بی جان شد.
تا یکی دو هفته ای هم لات ها سر شب سرچهار راه عربده می زدند و هل من مبارز می طلبیدند. شب های آب انداختن به آب انبارها هم مداح ها و میرآب ها دسته جمع داد می زدند زنده باد آق منصور ندیم فقرا، دشمن اغنیا. مردم در خانه دندان قورچه می رفتند. دو سه روز بعدش درخونگاه باز آرام شد، و قصه به روزگار ماند.
سال ها بعد خبرنگار فضولی اصغر آب منگل را یافت، هنوز جای نیش چاقوها و کناره قمه بر دست و بالش بود. اما چون به حکایت رسید لبخندی محو صورت پرچینش را پوشاند و گفت ما جوانی کردیم اما آق منصور هم دیگر آق منصور نشد ها》.
حکایت اعتراضهای ایران در ۱۴۰۱ هم متفاوت نیست. دیر یا زود سروصداها میخوابد ولی دیگر اوضاع مثل سابق نخواهد شد و اگر بنا به ادامه است باید شیوه سیاستورزی به کلی تغییر کند و ادمهای جدید وسط بیایند و البته ایدهای هم ظاهرا وجود ندارد. والله اعلم.
https://bit.ly/2Hja5HY
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍161👎35🔥4❤1😁1
🔲⭕️چه شد که کار به این جا کشیده شد؟ آیا روزنه ای برای خروج هست؟
کتاب «چرا ایران عقب ماند؟ و چگونه پیشرفت کنیم؟» به قلم دکتر مجتبی لشکربلوکی (@Dr_Lashkarbolouki) مجوز چاپ و نشر گرفت.
در این کتاب اندیشه های بیش از ۵۰ اندیشمند و دغدغه مند توسعه دسته بندی و جمع بندی شده اند و در نهایت به زبان ساده توضیح داده شده که چرا ایران در مسیر توسعه با سرعت به پیش نمی رود و از کدام روزنه می توان برای خروج از چرخه شوم عقب ماندگی راهی به توسعه پیدا کرد؟
برای کسانی که فرصت نمی کنند کتاب های مرتبط با عقب ماندگی و توسعه نیافتگی ایران را بخوانند این کتاب با متن روان و صمیمی اش بسیار کاربردی است و نکات ناب و نغزی دارد.
مهم: منافع فروش این کتاب صرف امور عام المنفعه و فرهنگی خواهد شد.
سفارش در تلگرام
@NashrShams
شماره تماس
۰۹۱۰۱۹۳۲۱۱۴
۰۲۱-۸۸۷۵۵۸۹۴
کتاب «چرا ایران عقب ماند؟ و چگونه پیشرفت کنیم؟» به قلم دکتر مجتبی لشکربلوکی (@Dr_Lashkarbolouki) مجوز چاپ و نشر گرفت.
در این کتاب اندیشه های بیش از ۵۰ اندیشمند و دغدغه مند توسعه دسته بندی و جمع بندی شده اند و در نهایت به زبان ساده توضیح داده شده که چرا ایران در مسیر توسعه با سرعت به پیش نمی رود و از کدام روزنه می توان برای خروج از چرخه شوم عقب ماندگی راهی به توسعه پیدا کرد؟
برای کسانی که فرصت نمی کنند کتاب های مرتبط با عقب ماندگی و توسعه نیافتگی ایران را بخوانند این کتاب با متن روان و صمیمی اش بسیار کاربردی است و نکات ناب و نغزی دارد.
مهم: منافع فروش این کتاب صرف امور عام المنفعه و فرهنگی خواهد شد.
سفارش در تلگرام
@NashrShams
شماره تماس
۰۹۱۰۱۹۳۲۱۱۴
۰۲۱-۸۸۷۵۵۸۹۴
👍61❤7👎5😁2
میخواهید دولتها را کنترل کنید؟ پول را از دستشان خارج کنید!
《اگر مانعی پیش روی دولت وجود نداشته باشد که از دستاندازی آن به ثروت مردم جلوگیری کند آن دولت با احتمال بیشتری وارد منازعات نظامی میشود؛ همچنین بیشتر محتمل است جنگها را طولانی کند و کش بدهد. فهم علت آن هم دشوار نیست: دولت به سادگی میتواند هزینه این کارها را بر دوش مردم کشورش بیندازد.
در استاندارد طلا دولتها تا وقتی طلایشان تمام شود و دیگر نتوانند از مردم مالیات بگیرند جنگ را ادامه میدهند. اما در استاندارد دستوری، کار تا مصادره و غصب کل ارزش پول شهروندان ادامه پیدا میکند. ران پل ، سناتور سابق جمهوریخواه ایالات متحده، به خوبی شرح داده است که بیدلیل نیست قرن بانکداری مرکزی و قرن جنگهای تمامعیار یکی است!
آر. جی. رومل تخمین میزند که دولتها 169 میلیون نفر را در قرن بیستم به قتل رساندهاند. همه این دولتها به برکت! پول دستوری بود که توانستند به چنین توحش و بربریتی دست بزنند؛ آنها با پول دستوری میتوانستند بدون هیچ محدودیتی خرج خودشان را درآورند. دو جنگ جهانی و چند دوجین از جنگها و نسلکشیها چنان هراس و وحشتی آفریدند که پیش از آن هرگز دیده نشده بود. هزینه کشتهشدگان و وابستگان آنها هم که از حساب خارج است و نمیتوان برآوردی از آن ارائه کرد》.
پ.ن: بخشی از کتاب 《استاندارد دستوری؛ بدهی، بردگی و بربریت》که این ماه منتشر خواهد شد. مهار دولت جز با مهار آن دمودستگاه چاپ پول آن ممکن نیست، والله اعلم.
https://bit.ly/3gHier1
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
《اگر مانعی پیش روی دولت وجود نداشته باشد که از دستاندازی آن به ثروت مردم جلوگیری کند آن دولت با احتمال بیشتری وارد منازعات نظامی میشود؛ همچنین بیشتر محتمل است جنگها را طولانی کند و کش بدهد. فهم علت آن هم دشوار نیست: دولت به سادگی میتواند هزینه این کارها را بر دوش مردم کشورش بیندازد.
در استاندارد طلا دولتها تا وقتی طلایشان تمام شود و دیگر نتوانند از مردم مالیات بگیرند جنگ را ادامه میدهند. اما در استاندارد دستوری، کار تا مصادره و غصب کل ارزش پول شهروندان ادامه پیدا میکند. ران پل ، سناتور سابق جمهوریخواه ایالات متحده، به خوبی شرح داده است که بیدلیل نیست قرن بانکداری مرکزی و قرن جنگهای تمامعیار یکی است!
آر. جی. رومل تخمین میزند که دولتها 169 میلیون نفر را در قرن بیستم به قتل رساندهاند. همه این دولتها به برکت! پول دستوری بود که توانستند به چنین توحش و بربریتی دست بزنند؛ آنها با پول دستوری میتوانستند بدون هیچ محدودیتی خرج خودشان را درآورند. دو جنگ جهانی و چند دوجین از جنگها و نسلکشیها چنان هراس و وحشتی آفریدند که پیش از آن هرگز دیده نشده بود. هزینه کشتهشدگان و وابستگان آنها هم که از حساب خارج است و نمیتوان برآوردی از آن ارائه کرد》.
پ.ن: بخشی از کتاب 《استاندارد دستوری؛ بدهی، بردگی و بربریت》که این ماه منتشر خواهد شد. مهار دولت جز با مهار آن دمودستگاه چاپ پول آن ممکن نیست، والله اعلم.
https://bit.ly/3gHier1
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍93😢3❤1🔥1🤩1
از فیلترینگ خوشتان نمیآید؟ صبر کنید! فیلترینگ اعظم در راه است: مصیبتی به نام رمزریال!
《اهالی بانک مرکزی این ارزهای دیجیتال را یک نوآوری تکنولوژیک پیشرو معرفی میکنند که از طریق آن پرداختهای دیجیتال با امنیت و سرعت بیشتری انجام میگیرند. اما کمتر کسی از قابلیتهای شگرف این ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در پاییدن شهروندان، مریدپروری سیاسی و برنامهریزی متمرکز سخن میگوید. این ارزهای دیجیتال، سرک کشیدن و پاییدن لحظهای جیب و مخارج همه شهروندان را برای بانکهای مرکزی ممکن میسازند.
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی به دولتها این امکان را میدهند که از شهروندانشان به شکل مؤثرتر و سرراستتری مالیات بگیرند؛ دولتها میتوانند با سهولت بیشتری در کار اقتصاد بازار مداخله کنند و آن را بر هم بزنند. در دوران پساکرونا پرداخت اعانههای دولتی اقبال زیادی پیدا کرده است و این ارزهای دیجیتال نیز محصولی معرکه و متناسب با نیاز دولتهایی است که به دنبال توزیع پول کلان بین شهروندان خود هستند.
در سیستم دستوری فعلی همه نهادهای وامدهنده میتوانند با اعطای وام، دست به استخراج (ماینینگ) پول دستوری بزنند ولی با این ارزهای دیجیتال جدید کل فرایند در دستان بانک مرکزی متمرکز میشود. وقتی همه ماندهها در بانک مرکزی نگهداری شود و اعطای اعتبار هم به شکل سیاسی و متمرکز صورت بگیرد میتوان گفت که سیستم دستوری گامی بسیار بلند به سوی تحقق یک جامعه اقتدارگرا و سوسیالیست برداشته است. ارزهای دیجیتال بانک مرکزی از پایان عصر پول دستوری خبر میدهند؛ پول دستوری دیگر پولی اعتباری نیست که از طریق اعطای وام ایجاد میشود بلکه یک پول کالایی دیجیتالی است که بانک مرکزی آن را منتشر میسازد.
در صورت رواج ارزهای دیجیتالِ «غیراعتباری» منتشرشده از طرف بانک مرکزی، دیگر سازوکار اصلاحی پول دستوری فعلی (یعنی همان ترکیدن حبابهای اعتباری) کار نخواهد کرد و ابزار مهار و «ترمز تورم» از دست میرود. عادتهای قرن پول دستوری در بسیاری از دولتها رسوب کرده است و آنها در آینده هم دست از خرج کردن برنخواهند داشت؛ حجم ارزهای دیجیتال بانک مرکزی پیوسته بیشتر میشود ولی این بار دیگر فروپاشی اعتباری در کار نیست که ترمز را بکشد》.
پ.ن: بخشی از کتاب 《استاندارد دستوری؛ بدهی، بردگی و بربریت》که این ماه منتشر خواهد شد. اهالی دولت برایتان برنامهها دارند، شاید باید این واژه نحس رمزریال را جدیتر دنبال کنید. والله اعلم.
https://bit.ly/3gHier1
پ.ن ۲: این نوشته خواندنی جناب گاو را در پیوند با این موضوع از دست ندهید
https://t.me/jenabegav/896
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
《اهالی بانک مرکزی این ارزهای دیجیتال را یک نوآوری تکنولوژیک پیشرو معرفی میکنند که از طریق آن پرداختهای دیجیتال با امنیت و سرعت بیشتری انجام میگیرند. اما کمتر کسی از قابلیتهای شگرف این ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در پاییدن شهروندان، مریدپروری سیاسی و برنامهریزی متمرکز سخن میگوید. این ارزهای دیجیتال، سرک کشیدن و پاییدن لحظهای جیب و مخارج همه شهروندان را برای بانکهای مرکزی ممکن میسازند.
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی به دولتها این امکان را میدهند که از شهروندانشان به شکل مؤثرتر و سرراستتری مالیات بگیرند؛ دولتها میتوانند با سهولت بیشتری در کار اقتصاد بازار مداخله کنند و آن را بر هم بزنند. در دوران پساکرونا پرداخت اعانههای دولتی اقبال زیادی پیدا کرده است و این ارزهای دیجیتال نیز محصولی معرکه و متناسب با نیاز دولتهایی است که به دنبال توزیع پول کلان بین شهروندان خود هستند.
در سیستم دستوری فعلی همه نهادهای وامدهنده میتوانند با اعطای وام، دست به استخراج (ماینینگ) پول دستوری بزنند ولی با این ارزهای دیجیتال جدید کل فرایند در دستان بانک مرکزی متمرکز میشود. وقتی همه ماندهها در بانک مرکزی نگهداری شود و اعطای اعتبار هم به شکل سیاسی و متمرکز صورت بگیرد میتوان گفت که سیستم دستوری گامی بسیار بلند به سوی تحقق یک جامعه اقتدارگرا و سوسیالیست برداشته است. ارزهای دیجیتال بانک مرکزی از پایان عصر پول دستوری خبر میدهند؛ پول دستوری دیگر پولی اعتباری نیست که از طریق اعطای وام ایجاد میشود بلکه یک پول کالایی دیجیتالی است که بانک مرکزی آن را منتشر میسازد.
در صورت رواج ارزهای دیجیتالِ «غیراعتباری» منتشرشده از طرف بانک مرکزی، دیگر سازوکار اصلاحی پول دستوری فعلی (یعنی همان ترکیدن حبابهای اعتباری) کار نخواهد کرد و ابزار مهار و «ترمز تورم» از دست میرود. عادتهای قرن پول دستوری در بسیاری از دولتها رسوب کرده است و آنها در آینده هم دست از خرج کردن برنخواهند داشت؛ حجم ارزهای دیجیتال بانک مرکزی پیوسته بیشتر میشود ولی این بار دیگر فروپاشی اعتباری در کار نیست که ترمز را بکشد》.
پ.ن: بخشی از کتاب 《استاندارد دستوری؛ بدهی، بردگی و بربریت》که این ماه منتشر خواهد شد. اهالی دولت برایتان برنامهها دارند، شاید باید این واژه نحس رمزریال را جدیتر دنبال کنید. والله اعلم.
https://bit.ly/3gHier1
پ.ن ۲: این نوشته خواندنی جناب گاو را در پیوند با این موضوع از دست ندهید
https://t.me/jenabegav/896
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍84😱15😢6👎5
در باب فیلترینگ و اهالی بیزینس فیلترشکن
ماجرای فیلترینگ فقط یک سیاست بد نیست؛ ذینفعانی دارد؛ در حد هزار میلیارد برای فروشندگان فیلترشکنها گردش مالی دارد و جیبهایی پر میشود؛ این پدیده مصداق کامل پدیده مومن و ساقی است که پیشتر گفته بودم:
گفته می شود در قرن بیستم باپتیست ها و دیگر مسیحیان انجیلی (اونجلیکال) به دلایل مذهبی به شدت مایل به محدود شدن فروش الکل در روزهای یکشنبه بودند. چنین قوانینی علی الظاهر خیلی به سود ساقیجماعت نبود، اما از قضا همین محدودیت بر رونق کسب و کار آنها می افزود و آنها به صورت «غیرقانونی» می توانستند پول خوبی به جیب بزنند و کارشان سکه می شد.
این پدیده «مومن و ساقی» را نخستین بار بروس یاندل مطرح کرد که طی تنظیم گری دولت همزمان هم گروهی که هوادار قانونگذاری است و هم مخالفان هر دو بهره مند می شوند و البته سیاستمداران هم که از این وضعیت بدشان نمی آید و می توانند دل هر دو گروه را به طریقی به دست آورند و هم از توبره و هم از آخور بخورند.
«تعدادی مقدسنما یک نبرد شبهمذهبی به اصطلاح «اخلاقی» را آغاز می کنند و خواهان مداخله و سیاستگذاری دولت می شوند که مهمترین پیامد آن منتفع شدن برخی گروه های ذینفع و پر شدن جیب آنهاست»
یکی دنبال اهداف متعالی است و به اصطلاح مخالف او هم جیبش را پر می کند؛ انگار که ائتلافی شکل گرفته باشد که هر دو طرف از آن بهره مندند و مشخص است که پایدار هم می ماند، والله اعلم.
https://bit.ly/3zMKzQR
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ماجرای فیلترینگ فقط یک سیاست بد نیست؛ ذینفعانی دارد؛ در حد هزار میلیارد برای فروشندگان فیلترشکنها گردش مالی دارد و جیبهایی پر میشود؛ این پدیده مصداق کامل پدیده مومن و ساقی است که پیشتر گفته بودم:
گفته می شود در قرن بیستم باپتیست ها و دیگر مسیحیان انجیلی (اونجلیکال) به دلایل مذهبی به شدت مایل به محدود شدن فروش الکل در روزهای یکشنبه بودند. چنین قوانینی علی الظاهر خیلی به سود ساقیجماعت نبود، اما از قضا همین محدودیت بر رونق کسب و کار آنها می افزود و آنها به صورت «غیرقانونی» می توانستند پول خوبی به جیب بزنند و کارشان سکه می شد.
این پدیده «مومن و ساقی» را نخستین بار بروس یاندل مطرح کرد که طی تنظیم گری دولت همزمان هم گروهی که هوادار قانونگذاری است و هم مخالفان هر دو بهره مند می شوند و البته سیاستمداران هم که از این وضعیت بدشان نمی آید و می توانند دل هر دو گروه را به طریقی به دست آورند و هم از توبره و هم از آخور بخورند.
«تعدادی مقدسنما یک نبرد شبهمذهبی به اصطلاح «اخلاقی» را آغاز می کنند و خواهان مداخله و سیاستگذاری دولت می شوند که مهمترین پیامد آن منتفع شدن برخی گروه های ذینفع و پر شدن جیب آنهاست»
یکی دنبال اهداف متعالی است و به اصطلاح مخالف او هم جیبش را پر می کند؛ انگار که ائتلافی شکل گرفته باشد که هر دو طرف از آن بهره مندند و مشخص است که پایدار هم می ماند، والله اعلم.
https://bit.ly/3zMKzQR
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Wikipedia
Bootleggers and Baptists
Economic concept
👍100😁5👎4
حرف حق اقتصادی
اگر 《چاپ》پول فقر را از بین میبرد پس چاپ مدرک هم بلاهت را از بین خواهد برد!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اگر 《چاپ》پول فقر را از بین میبرد پس چاپ مدرک هم بلاهت را از بین خواهد برد!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍169🤩7😁5😱1
رمزریال: سازی که فردا صدایش در میآید!
در مَثَلی از قدما نقل کردهاند که شبی دزدی به سراغ خانهای رفت. در همین اثنا همسایه هم بیدار شده و طرف را دیده بود که مشغول ور رفتن به قفل خانه مجاور است. از طرف پرسیده بود: چه میکنی؟ دزد هم پاسخ داده بود: کمانچه میزنم. همسایه گفته بود: پس صدایش کو؟ دزد با مرام هم جواب داده بود: صدایش را فردا صبح میشنوی! همسایه ساده دل خوابیده بود و صبح فهمیده بود که خانه را خالی کردهاند.
ماجرای رمزریال و به طور کلی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هم خیلی متفاوت نیست و صدایش بعدها در میآید. حتی در انتخاب نام رمزریال هم بی سلیقگی به خرج دادهاند؛ رمزریال البته رمزارز نیست و نوعی ارز دیجیتال به شمار میآید و در واقع بیشتر از آنکه به رمزارز شباهت داشته باشد، دشمن آن است! منطق عمل رمزارزها بر مبنای عدمتمرکز و دولتگریزی است ولی رمزریال به دنبال تحقق تمرکز دولتی به شدیدترین شکل است.
شاید مهلک ترین پیامد «ارزهای دیجیتال» در صورت تبدیل شدن به ارزهای ملی انحصاری اینست که یک سازوکار موثرِ مهار تورم از دست میرود. اجازه دهید توضیح دهیم: از نظریه ادوار تجاری اتریشی میدانیم که پیامد ناگزیر فرآیند اعطای اعتبار بانکها یا همان سیاست انبساط اعتباری چیزی جز رونق «ظاهری» و ایجاد حبابهای گوناگون در ابتدای کار و سپس ترکیدن آنها و رکود نیست؛ در ابتدا با تورم روبه رو هستیم و بعد تورم منفی، خود را نشان میدهد.
ترکیدن حبابها البته چیز خوبی نیست ولی در واقع باید آن را سازوکاری برای اصلاح پولی به شمار آورد که «ترمز» تورم را میکشد. در صورت رواج «ارزهای دیجیتال»، دیگر این سازوکار اصلاحی، کار نخواهد کرد و ابزار مهار از دست میرود. عادتهای قرن پول دستوری، در بسیاری از دولتها رسوب کرده است و آنها در آینده هم دست از خرج کردن برنخواهند داشت؛ حجم «ارزهای دیجیتال»، پیوسته بیشتر و بیشتر میشود ولی این بار دیگر فروپاشی اعتباری در کار نیست که ترمز را بکشد.
جان کلام آنکه صدای ساز «ارزهای دیجیتال» و از جمله رمزریال، فردا در میآید! بنا به وعده اهالی دولت، در حال حاضر رمزریال فقط یک شیوه پرداخت است که میتواند در کنار بقیه ابزارها و فناوریها در سبد انتخاب افراد قرار بگیرد ولی رمزریال آمده است که بماند! در جنگ جهانی نخست هم بنا بود استاندارد طلا (پول با پشتوانه طلا) به صورت موقت تعلیق شود ولی اکنون بیش از 100 سال میگذرد و در بر همان پاشنه میچرخد. با اطمینان بالا میتوان گفت دولتها بعید است راه دیگری جز همین «ارزهای دیجیتال» را پی بگیرند. نتیجه رواج آنها نیز اقتصادی دولتیتر و متمرکزتر خواهد بود که اهالی سیاست با در اختیار گرفتن پول (یعنی نیمی از هر معامله در اقتصاد) تمام زندگی اقتصادی و اجتماعی شهروندان را زیر کنترل خود خواهند گرفت.
دولت با «ارز دیجیتال» میتواند با کارایی بسیار بالا و «هدفگیریشده» هزینه کند و «ماشین» اقتصاد را به راه بیندازد! «ارز دیجیتال» در واقع چیزی جز تحقق تمام عیار پیشنهاد مارکس در مانیفست کمونیست نیست: «تمرکز اعتبارات مالی در دست دولت از طریق یک بانک ملی دارای سرمایه دولتی». فساد و مریدپروری سیاسی هم پیامد طبیعی چنین وضعیتی است و بعید است شهروندان هم اوضاعی بهتر از رعایای شوروی داشته باشند.
پ.ن: متن کامل این نوشته را در اینجا بخوانید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در مَثَلی از قدما نقل کردهاند که شبی دزدی به سراغ خانهای رفت. در همین اثنا همسایه هم بیدار شده و طرف را دیده بود که مشغول ور رفتن به قفل خانه مجاور است. از طرف پرسیده بود: چه میکنی؟ دزد هم پاسخ داده بود: کمانچه میزنم. همسایه گفته بود: پس صدایش کو؟ دزد با مرام هم جواب داده بود: صدایش را فردا صبح میشنوی! همسایه ساده دل خوابیده بود و صبح فهمیده بود که خانه را خالی کردهاند.
ماجرای رمزریال و به طور کلی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هم خیلی متفاوت نیست و صدایش بعدها در میآید. حتی در انتخاب نام رمزریال هم بی سلیقگی به خرج دادهاند؛ رمزریال البته رمزارز نیست و نوعی ارز دیجیتال به شمار میآید و در واقع بیشتر از آنکه به رمزارز شباهت داشته باشد، دشمن آن است! منطق عمل رمزارزها بر مبنای عدمتمرکز و دولتگریزی است ولی رمزریال به دنبال تحقق تمرکز دولتی به شدیدترین شکل است.
شاید مهلک ترین پیامد «ارزهای دیجیتال» در صورت تبدیل شدن به ارزهای ملی انحصاری اینست که یک سازوکار موثرِ مهار تورم از دست میرود. اجازه دهید توضیح دهیم: از نظریه ادوار تجاری اتریشی میدانیم که پیامد ناگزیر فرآیند اعطای اعتبار بانکها یا همان سیاست انبساط اعتباری چیزی جز رونق «ظاهری» و ایجاد حبابهای گوناگون در ابتدای کار و سپس ترکیدن آنها و رکود نیست؛ در ابتدا با تورم روبه رو هستیم و بعد تورم منفی، خود را نشان میدهد.
ترکیدن حبابها البته چیز خوبی نیست ولی در واقع باید آن را سازوکاری برای اصلاح پولی به شمار آورد که «ترمز» تورم را میکشد. در صورت رواج «ارزهای دیجیتال»، دیگر این سازوکار اصلاحی، کار نخواهد کرد و ابزار مهار از دست میرود. عادتهای قرن پول دستوری، در بسیاری از دولتها رسوب کرده است و آنها در آینده هم دست از خرج کردن برنخواهند داشت؛ حجم «ارزهای دیجیتال»، پیوسته بیشتر و بیشتر میشود ولی این بار دیگر فروپاشی اعتباری در کار نیست که ترمز را بکشد.
جان کلام آنکه صدای ساز «ارزهای دیجیتال» و از جمله رمزریال، فردا در میآید! بنا به وعده اهالی دولت، در حال حاضر رمزریال فقط یک شیوه پرداخت است که میتواند در کنار بقیه ابزارها و فناوریها در سبد انتخاب افراد قرار بگیرد ولی رمزریال آمده است که بماند! در جنگ جهانی نخست هم بنا بود استاندارد طلا (پول با پشتوانه طلا) به صورت موقت تعلیق شود ولی اکنون بیش از 100 سال میگذرد و در بر همان پاشنه میچرخد. با اطمینان بالا میتوان گفت دولتها بعید است راه دیگری جز همین «ارزهای دیجیتال» را پی بگیرند. نتیجه رواج آنها نیز اقتصادی دولتیتر و متمرکزتر خواهد بود که اهالی سیاست با در اختیار گرفتن پول (یعنی نیمی از هر معامله در اقتصاد) تمام زندگی اقتصادی و اجتماعی شهروندان را زیر کنترل خود خواهند گرفت.
دولت با «ارز دیجیتال» میتواند با کارایی بسیار بالا و «هدفگیریشده» هزینه کند و «ماشین» اقتصاد را به راه بیندازد! «ارز دیجیتال» در واقع چیزی جز تحقق تمام عیار پیشنهاد مارکس در مانیفست کمونیست نیست: «تمرکز اعتبارات مالی در دست دولت از طریق یک بانک ملی دارای سرمایه دولتی». فساد و مریدپروری سیاسی هم پیامد طبیعی چنین وضعیتی است و بعید است شهروندان هم اوضاعی بهتر از رعایای شوروی داشته باشند.
پ.ن: متن کامل این نوشته را در اینجا بخوانید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
borna.news
رمزریال و رمزارز
امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی در مَثَلی از قدما نقل کردهاند که شبی دزدی به سراغ خانهای رفت. در همین اثنا همسایه هم بیدار شده و طرف را دیده بود که مش...
👍108👎3😁1😱1🤩1
چپزدگی و قانون اساسی ایران
در کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی نوشته بهمن امویی خاطره ای از مرحوم عزت الله سحابی ذکر شده است که یادآوری آن خالی از لطف نیست. ایشان می گوید که زمانی از آیت الله محمد حسینی بهشتی (از چهره هایی که مهمترین نقش را تدوین و تصویب قانون اساسی رژیم نوپا داشت) دعوت کردیم به ستاد بسیج اقتصادی بیایند تا در مورد صنایع با ایشان صحبت کنیم. آیت الله بهشتی می گفت که انقلاب ما متکی بر جوانان است و از آنجا که جوانان در آن دوران چپ می اندیشیدند پس به مسئله توزیع ثروت اهمیت می دهند. پس نظام اقتصادی ما باید یک به سه باشد؛ یعنی بالاترین درآمد سه و پایین ترین یک باشد. سحابی پاسخ می دهد: «در چین که یک کشور کمونیستی است و چهل سال هم سابقه کمونیستی دارد یک به شش اعلام کرده اند، ما چطور می توانیم بگوییم یک به سه. حتی اگر هیچ گونه فساد یا میراث خانوادگی هم نباشد، تفاوت میزان کار افراد یا میزان فکر آنها از سه درجه یک و دو و سه بالاتر است. اما ایشان می گفتند ما برای اینکه نیروی اصلی انقلاب یعنی جوانان را حفظ کنیم باید این کار را انجام دهیم».
به دلیل اقبال اندیشه های چپ در دوران پیش از انقلاب و فعالیت سازمانیافته گروه های چپگرا، خیلی غریب نبود که فضای کلی جامعه به سمت و سوی اقتصاد دستوری و سوسیالیسم گرایش داشته باشد. مشهورترین و پرخواننده ترین اثر به اصطلاح اقتصادی آن دوران کتابچه ای به نام «اقتصاد به زبان ساده» نوشته محسن عسکری زاده بود؛ توصیفی سرسری و غیردقیق از اندیشه های مارکس با دوز احساسات بالا و مثال های مبتذل؛ نهایت آرمان آن هم الغای مالکیت خصوصی و برابری کامل! بود. رفقا در واقع تبلیغ یوتوپیایی را می کردند که خمرهای سرخ تلاش کردند در کامبوج اجرایی کنند. رژیم سلطنتی نیز نماد سرمایه داری وابسته و غارتگری تصویر می شد و بازار آزاد و سرمایه داری در ذهن بسیاری از عوام و خواص تفاوتی با دشنام نداشت.
تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی هم در چنین حال و هوایی صورت گرفت؛ گفته می شود در میان اصول قانون اساسی دو اصل 43 و 44 بیشترین اثر را در سرنوشت اقتصادی کشور گذاشته اند؛ اصل 43 انبوهی از وظایف را بر دوش می گذارد که باید مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش و امکانات تشکیل خانواده را فراهم سازد؛ اشتغال برای همه مردم ایجادکند؛ برنامه اقتصادی را چنان تنظیم کند که مردم علاوه به گذران مناسب زندگی مادی خود، وقت برای خودسازی معنوی هم داشته باشند و البته جلوی سلطه بیگانگان بر اقتصاد کشور را هم بگیرد. گفتنی است در همان زمان تصویب برخی از روحانیون سنتی از منظر فقهی با دولتی شدن اقتصاد و حمله به مالکیت خصوصی مخالفت می کردند و حتی برنامه ریزی کلان برای اقتصاد نظیر آنچه در کشورهای بلوک شرق انجام می شود را با اسلام در تعارض می دانستند. اصل 44 هم سه بخش اصلی اقتصاد کشور را از نظر مالکیت و شیوه اداره بنگاه های اقتصادی کشور تعیین می کند؛ این اصل از قرار در پاسخ به دغدغه برخی منتقدان سنتی اقتصاد دولتی در دستور کار قرار گرفت که نگران نقض حقوق مالکیت خصوصی مردم بودند؛ اصل 44 تاکیدی بر مالکیت خصوصی و فعالیت اقتصادی افراد مستقل است. با این حال بخش خصوصی بیشتر نوعی مکمل برای بخش دولتی به حساب می آید.
همزمان و حتی پیش از تدوین و تصویب قانون اساسی اتفاقات دیگری هم در شرف وقوع بود؛ دولتی شدن نظام بانکی و قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران بود که این دومی تیر خلاصی بر بنگاه داری صنعتی خصوصی به شمار می آمد. قانون احیا و واگذاری اراضی هم دولت را به مقام تیول دار بزرگ ارتقاء داد که با صلاحدید خود به تقسیم زمین های کشاورزی می پرداخت. جنگ هشت ساله با بعثی ها عراق هم بر وخامت اوضاع افزود؛ می دانیم که جنگ بهانه ای معرکه برای اهالی سیاست است که اختیار معیشت و اقتصاد مردم را در دست بگیرند و به بهانه «شرایط حساس کنونی» دست به برنامه ریزی همهجانبه اقتصاد بزنند. با پایان جنگ و مدتی بعد فروپاشی شوروی خیلی ها دیدند بسیاری از کشورهایی که پیش از جنگ از سطح رفاه کمتری نسبت به ایرانی ها برخوردار بودند، امروز خیلی سریع پیش رفته اند و وضعیت با دهه گذشته تفاوت کرده است. دیدند که این امام زاده (دولت) حاجت نمی دهد و برای تولید ثروت و پیشرفت باید به بازار و بخش خصوصی اعتماد کرد. پایان جنگ ۸ ساله و اوضاع جدید جهان یک بزنگاه مهم بود که بسیاری را به فکر تجدیدنظر در باورهای پیشین انداخت. عده ای دریافتند که با اقتصاد برنامه ریزی شده بعید است سرنوشتی بهتر از شوروی و اقمار آن در انتظار ایران باشد ولی عده ای همچنان بر سر موضع ماندند و بعدها اسم نهادگرا روی خود گذاشتند؛ آنها واژه دیگر یعنی نئولیبرالیسم هم پیدا کردند که به گوش مریدان خوش بیاید. والله اعلم.
https://bit.ly/3VS4rhf
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی نوشته بهمن امویی خاطره ای از مرحوم عزت الله سحابی ذکر شده است که یادآوری آن خالی از لطف نیست. ایشان می گوید که زمانی از آیت الله محمد حسینی بهشتی (از چهره هایی که مهمترین نقش را تدوین و تصویب قانون اساسی رژیم نوپا داشت) دعوت کردیم به ستاد بسیج اقتصادی بیایند تا در مورد صنایع با ایشان صحبت کنیم. آیت الله بهشتی می گفت که انقلاب ما متکی بر جوانان است و از آنجا که جوانان در آن دوران چپ می اندیشیدند پس به مسئله توزیع ثروت اهمیت می دهند. پس نظام اقتصادی ما باید یک به سه باشد؛ یعنی بالاترین درآمد سه و پایین ترین یک باشد. سحابی پاسخ می دهد: «در چین که یک کشور کمونیستی است و چهل سال هم سابقه کمونیستی دارد یک به شش اعلام کرده اند، ما چطور می توانیم بگوییم یک به سه. حتی اگر هیچ گونه فساد یا میراث خانوادگی هم نباشد، تفاوت میزان کار افراد یا میزان فکر آنها از سه درجه یک و دو و سه بالاتر است. اما ایشان می گفتند ما برای اینکه نیروی اصلی انقلاب یعنی جوانان را حفظ کنیم باید این کار را انجام دهیم».
به دلیل اقبال اندیشه های چپ در دوران پیش از انقلاب و فعالیت سازمانیافته گروه های چپگرا، خیلی غریب نبود که فضای کلی جامعه به سمت و سوی اقتصاد دستوری و سوسیالیسم گرایش داشته باشد. مشهورترین و پرخواننده ترین اثر به اصطلاح اقتصادی آن دوران کتابچه ای به نام «اقتصاد به زبان ساده» نوشته محسن عسکری زاده بود؛ توصیفی سرسری و غیردقیق از اندیشه های مارکس با دوز احساسات بالا و مثال های مبتذل؛ نهایت آرمان آن هم الغای مالکیت خصوصی و برابری کامل! بود. رفقا در واقع تبلیغ یوتوپیایی را می کردند که خمرهای سرخ تلاش کردند در کامبوج اجرایی کنند. رژیم سلطنتی نیز نماد سرمایه داری وابسته و غارتگری تصویر می شد و بازار آزاد و سرمایه داری در ذهن بسیاری از عوام و خواص تفاوتی با دشنام نداشت.
تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی هم در چنین حال و هوایی صورت گرفت؛ گفته می شود در میان اصول قانون اساسی دو اصل 43 و 44 بیشترین اثر را در سرنوشت اقتصادی کشور گذاشته اند؛ اصل 43 انبوهی از وظایف را بر دوش می گذارد که باید مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش و امکانات تشکیل خانواده را فراهم سازد؛ اشتغال برای همه مردم ایجادکند؛ برنامه اقتصادی را چنان تنظیم کند که مردم علاوه به گذران مناسب زندگی مادی خود، وقت برای خودسازی معنوی هم داشته باشند و البته جلوی سلطه بیگانگان بر اقتصاد کشور را هم بگیرد. گفتنی است در همان زمان تصویب برخی از روحانیون سنتی از منظر فقهی با دولتی شدن اقتصاد و حمله به مالکیت خصوصی مخالفت می کردند و حتی برنامه ریزی کلان برای اقتصاد نظیر آنچه در کشورهای بلوک شرق انجام می شود را با اسلام در تعارض می دانستند. اصل 44 هم سه بخش اصلی اقتصاد کشور را از نظر مالکیت و شیوه اداره بنگاه های اقتصادی کشور تعیین می کند؛ این اصل از قرار در پاسخ به دغدغه برخی منتقدان سنتی اقتصاد دولتی در دستور کار قرار گرفت که نگران نقض حقوق مالکیت خصوصی مردم بودند؛ اصل 44 تاکیدی بر مالکیت خصوصی و فعالیت اقتصادی افراد مستقل است. با این حال بخش خصوصی بیشتر نوعی مکمل برای بخش دولتی به حساب می آید.
همزمان و حتی پیش از تدوین و تصویب قانون اساسی اتفاقات دیگری هم در شرف وقوع بود؛ دولتی شدن نظام بانکی و قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران بود که این دومی تیر خلاصی بر بنگاه داری صنعتی خصوصی به شمار می آمد. قانون احیا و واگذاری اراضی هم دولت را به مقام تیول دار بزرگ ارتقاء داد که با صلاحدید خود به تقسیم زمین های کشاورزی می پرداخت. جنگ هشت ساله با بعثی ها عراق هم بر وخامت اوضاع افزود؛ می دانیم که جنگ بهانه ای معرکه برای اهالی سیاست است که اختیار معیشت و اقتصاد مردم را در دست بگیرند و به بهانه «شرایط حساس کنونی» دست به برنامه ریزی همهجانبه اقتصاد بزنند. با پایان جنگ و مدتی بعد فروپاشی شوروی خیلی ها دیدند بسیاری از کشورهایی که پیش از جنگ از سطح رفاه کمتری نسبت به ایرانی ها برخوردار بودند، امروز خیلی سریع پیش رفته اند و وضعیت با دهه گذشته تفاوت کرده است. دیدند که این امام زاده (دولت) حاجت نمی دهد و برای تولید ثروت و پیشرفت باید به بازار و بخش خصوصی اعتماد کرد. پایان جنگ ۸ ساله و اوضاع جدید جهان یک بزنگاه مهم بود که بسیاری را به فکر تجدیدنظر در باورهای پیشین انداخت. عده ای دریافتند که با اقتصاد برنامه ریزی شده بعید است سرنوشتی بهتر از شوروی و اقمار آن در انتظار ایران باشد ولی عده ای همچنان بر سر موضع ماندند و بعدها اسم نهادگرا روی خود گذاشتند؛ آنها واژه دیگر یعنی نئولیبرالیسم هم پیدا کردند که به گوش مریدان خوش بیاید. والله اعلم.
https://bit.ly/3VS4rhf
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
کمونیستتر از چین
امیرحسین خالقی / تحلیلگر اقتصاد
در کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی نوشته بهمن امویی، خاطرهای از مرحوم عزتالله سحابی ذکر شده
👍142👎6❤4😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو در باب حاکمیت قانون
فیلم کامل گفتگو را در اینجا ببینید، گفتگوی خوبی بود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
فیلم کامل گفتگو را در اینجا ببینید، گفتگوی خوبی بود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍31😁5
در باب استاندارد دستوری
با شیما و هاتف (خورههای کتاب) در مورد کتاب استاندارد دستوری نوشته سیف الدین عموص صحبت کردیم.
به نظرم خلاصه خوبی از کل کتاب است، والله اعلم.
لینک کستباکس
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
با شیما و هاتف (خورههای کتاب) در مورد کتاب استاندارد دستوری نوشته سیف الدین عموص صحبت کردیم.
به نظرم خلاصه خوبی از کل کتاب است، والله اعلم.
لینک کستباکس
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍26😁2
گپ با امیر خالقی: پول، فیات، تورم و اقتصاد دولتی
خوره کتاب
در باب استاندارد دستوری
با شیما و هاتف (خورههای کتاب) در مورد کتاب استاندارد دستوری نوشته سیف الدین عموص صحبت کردیم.
به نظرم خلاصه خوبی از کل کتاب است، والله اعلم.
لینک کستباکس
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
با شیما و هاتف (خورههای کتاب) در مورد کتاب استاندارد دستوری نوشته سیف الدین عموص صحبت کردیم.
به نظرم خلاصه خوبی از کل کتاب است، والله اعلم.
لینک کستباکس
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
❤27👍7👎1😱1