راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
نفرین تورم

《تورم (افزایش حجم پول) نه میتواند برای کشوری که نیازمند دفاع از استقلال خویش است تسلیحات فراهم کند و نه میتواند کالاهای سرمایه ای لازم را برای هیچ پروژه ای تأمین کند تورم نمیتواند شرایط نامطلوب را ترمیم کند تورم فقط به حکمرانانی که سیاستهایشان مسبب وخامت اوضاع است
فرصت میدهد تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.

این باور موهوم باید برای همیشه نابود شود که دولت ها یا بانکها میتوانند از هیچ ثروت خلق کنند و بدون آنکه کسی را فقیرتر کرده باشند، کشور یا تک تک شهروندان را ثروتمند کنند. ناظری که افق دید کوتاه مدت ،دارد، فقط کارهایی را میبیند که دولت با خرج کردن پولهای جدید خلق شده انجام میدهد او نمیبیند انجام شدن این کارها به بهای انجام نشدن چه کارهایی تمام شده است. او نمیتواند درک کند که تورم کالاهای بیشتری تولید نمیکند بلکه فقط ثروت و درآمد گروههایی از مردم را به دیگران منتقل می.کند. اثرات ثانوی تورم را هم نباید نادیده گرفت: سوءسرمایه‌گذاری و واپاشی(انباشت‌زدایی) سرمایه!》.

https://bit.ly/3X8rTHj

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍87🔥1
نکته بدیهی: بانک واسطه پول نیست، خالق پول است.

بانک بنا نیست پول سپرده‌گذار را به متقاضی وام بدهد. وقتی شما برای خرید مسکن وام می‌گیرید، بانک پول بقیه را به حساب شما نمی‌ریزد. حساب شما به اندازه میزان وام بستانکار می‌شود و در دو سوی ترازنامه بانک به تعهدات و دارایی‌های ان اضافه می‌شود. پس اگر اعطای وام بانک‌ها ربطی به سپرده‌های آنها ندارد، آیا بانک می‌تواند هر میزان دلش خواست خلق پول کند و وام بدهد؟ خیر! ماجرا بسیار پیچیده‌تر است و دینامیزم خودش را دارد. در آینده بیشتر توضیح خواهم داد، والله اعلم.

پ.ن: تغییرات در ترازنامه (تعهدات و دارایی‌ها) بانک‌های تجاری و مشتریان (شرکت‌ها و خانوارها) را در بالا ببینید.

https://bit.ly/3VQtMr3

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
❤29👍23
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بانکداری خصوصی در استاندارد دستوری

گفتگو با دوستان ارجمند آقایان یزدان‌پناه، خسروشاهی و راکعی با اجرای مرتضی خان کاظمی.

یادی هم از ایده‌های اتریشی‌ها شد.

فیلم کامل گفتگو

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍21❤3
انتشار کتاب استاندارد دستوری

بعد از مدتها این کتاب خواندنی حضرت سیف‌الدین عموص به ترجمه بنده مخلص به بازار آمد. کتابی است جالب و جنجالی در باب  مهمترین اسلحه لویاتان دولت: پول!

این کتاب را تقدیم می‌کنیم به ضیاء صدر که زحمت زیادی برای معرفی بیت‌کوین و رمزارزها به جامعه ایرانی کشیده است.

به نظر خودم کاری خوبی از آب درآمده؛ بخوانید و به بقیه هم پیشنهاد کنید، والله اعلم.

نکته مهم: کتاب توزیع عمومی ندارد و فقط از لینک‌های زیر قابل خریداری است.

لینک۱
لینک۲

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍51❤12👎2
📌 اقتصاد غیردستوری، آنچه کارآفرینان به آن نیاز دارند!


🔴 از همین حالا، به مدت یک هفته می‌توانید کتاب‌های مجموعه فرهاد اکسچنج را با 20% تخفیف و ارسال رایگان، خریداری کنید.

تنها 17 کتاب امضا شده از جدیدترین کتاب ترجمه شده دکتر امیرحسین خالقی (استاندارد دستوری) باقی مانده!

17 نفر اولی که کتاب فیات استاندارد را از این فروشگاه خریداری نمایند، کتاب امضا شده دریافت خواهند کرد.

📚 لینک فروشگاه
👍35👎4🤩4
اقتصاد دستوری به زبان آدمیزاد

اقتصاد دستوری را اغلب در مقابل اقتصاد بازار استفاده می کنند؛ اقتصادی که در آن به جای انتخاب افراد (اعم از تولیدکننده و مصرف کننده) کار با دستور و حکم دولت پیش می رود؛ اقتصادی که در آن دولت با دستور و ماده و تبصره می گوید چه چیزی و به چه میزان باید تولید و توزیع و مصرف شود؛ اقتصادی که در آن کار به «دست نامرئی بازار» و نیروهای عرضه و تقاضا سپرده نمی شود و «دست مرئی دولت» در همه جا حرف سیاسیون را به کرسی می نشاند.

در اقتصاد دستوری حق انتخاب چندانی ندارید، باید از میان آنچه دولتی ها برایتان انتخاب کرده اند یکی را برگزینید، جنس خوب گیرتان نمی آید و باید در صف بایستید و دم این و آن را ببینید. در چنین اقتصادی، دولت ها به بهانه مصلحت عمومی فقط نورچشمی تولید می کنند و از جیب شما به جیب آدم های «وصل» می ریزند. در اقتصاد دستوری، دولت پول را دستکاری می کند؛ ثروت شما را به یغما می برد و البته جیب عده معدودی نورچشمی هم دراین میان پر می شوند. دولت هر طور بخواهد خرج می کند و تورم ایجاد می کند و بعد از شما مالیات می گیرد تا به اصطلاح تورم را مهار کند!

در اقتصاد دستوری برای راه انداختن یک کسب و کار مجبورید ناز دولتی ها را بخرید تا بتوانید مجوز بگیرید؛ اگر هم کارتان را راه انداختند، فکر نکنید رهایتان می کنند در آینده هم باید گوش به فرمان آنها باشید تا مجوزتان باطل نشود. خیلی وقت ها مجبور می شوید برای سرعت دادن به کار دست به جیب شوید و پول چایی و سیگار صاحبان امضا را هم بدهید. در اقتصاد دستوری، دولت به شمای فروشنده می گوید باید به قیمتی بفروشید که من تعیین می کنم؛ اگر هم بگویید ضرر می کنم و با آن قیمت نفروشید جریمه در انتظارتان است. در اقتصاد دستوری اگر با نوآوری و ابتکار سودی به دست آوردید باید «سهم شیر» را به دولتی ها بدهید.

در اقتصاد دستوری همه چیز مال دولت است؛ حتی اگر خودش مالک فلان چیز نباشد طوری با ماده و تبصره شما را محدود می کند که نتوانید بدون اذن دولتی ها تکان بخورید. در اقتصاد دستوری شاید فکر کنید برای خودتان کار می کنید ولی در واقع برده دولت هستید؛ باید کار کنید و دسترنج را دودستی تقدیم دولتی ها کنید تا در جاهایی که صلاح می دانند خرج کنند. خلاصه کنم در اقتصاد دستوری شما به جای یک شهروند آزاد در واقع باید یک ربات مطیع دولت باشید تا با شما کاری نداشته باشد، والله اعلم.

https://bit.ly/3XiHcxv

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍91👎3😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با فروختن بلیط بیشتر، تعداد صندلی‌ها بیشتر نمی‌شود!

خلاصه ۳ دقیقه‌ای صحبت‌های بنده مخلص را در باب بانکداری دستوری و اعتبار و باقی قضایا بشنوید.

فیلم کامل

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍47😁1
استاندارد دستوری

《به تازگی کتاب استاندارد دستوری را دریافت کردم. این کتاب نوشته‌ی سیف‌الدین عموص (یک آمریکایی فلسطینی‌الاصل) و با ترجمه‌ی بسیار خوب و روان امیرحسین خالقی (کانال راهبرد) است. موضوع اصلی کتاب، پول دستوری (فیات) و عواقب و نتایج آن در اقتصادهای قرن بیستم است.

ابتدا در مورد کیفیت ترجمه: معمولاً برای من، خواندن یک کتاب انگلیسی در زبان اصلیش راحت‌تر از خواندن ترجمه‌ی فارسی آن است. ولی ترجمه‌ی این کتاب یک استثنا بود: ترجمه‌ی این‌کتاب چنان خوب و روان انجام شده که خواندن ترجمه‌ی فارسی را بسیار دلنشین کرده است. دست‌مریزادی باید گفت به خالقی برای چنین ترجمه‌ی روان و بی‌نقص و در عین حال کاملاً وفادار به متن.

حال در مورد محتوای کتاب! نه تنها فهمِ اقتصادهای مدرن، بلکه فهم تقریباً هر چیزی در دنیای مدرن (سیاست، علم و صنعت، نقش دولت‌ها ....) نیاز به فهم‌ پول مدرن دارد، یعنی فهم پول دستوری. و متاسفانه مبحث پول‌های دستوری یکی از سخت‌ترین مباحث برای فهم مردم عادی است. نه تنها مردم عادی، بلکه بسیاری از اقتصادخوانده‌ها هم آن را درست نمی‌فهمند یا از نتایج منطقی و بالضروره‌ی آن غافلند. مردم عادی کوچه و خیابان، هنوز در ذهن‌شان پول چیزی مثل پول‌های قدیم (مثلاً سکه‌های طلا و نقره) است. فقط گاهی شنیده‌اند که دولت "بدون پشتوانه" پول چاپ می‌کند! درحالی‌که اولاً اصلاً مسئله پشتوانه دیگر هیچ جا و در هیچ کشوری وجود ندارد، و در ثانی، زیاد شدن حجم‌ پول توسط سازوکارهای خلق بدهی و اعتبار حاصل می‌شود، و نه چاپ پول فیزیکی. حتی اقتصادخوانده‌ها هم در بسیاری از این مباحث دچار سردرگمی‌اند‌.

با این حال و با توجه به اهمیت مسئله، فهم پول مدرن از ضروریات است!

این کتاب با زبانی ساده و گویا، و در عین حال بدون آنکه مسائل را پیش‌وپا افتاده کند، پول دستوری و "تکنولوژی" خلق پول دستوری را شرح می‌دهد. احتمالاً بعد از خواندن این کتاب، نگاهتان به پول، به اقتصاد و به خیلی چیزهای دیگر تغییر اساسی خواهد کرد. نویسنده به خصوص مصائب پول دستوری را به خوبی شرح داده است، مصائبی که به خاطر تورم سنگین برای ما ایرانیان بسیار ملموس‌تر است. ولی با خواندن کتاب خواهید دید که پول دستوری برای بقیه‌ی دنیا هم، برای همه‌ی کشورها، چه مشکلاتی به همراه آورده است. 

وقتی پول دستوری "ثروت" می‌آورد، آن ثروت بیشتر حبابی و تورمی است. وقتی رفاه می‌آورد، آن رفاه معمولاً زودگذر و فاسدکننده است (فاسدکننده، چون مطابق شایستگی‌های کسب‌شده نیست). پول دستوری به دولت‌های مدرن قدرتی داده است که هیچ سلطان مستبدی در قدیم حتی خوابش را هم نمی‌دید! به کمک پول دستوری، دولت‌ها از محدودیت‌های طبیعی می‌رهند، می‌توانند توهمات ایجاد کنند، می‌توانند جامعه را مهندسی کنند، و می‌توانند (تا وقتی که هوار واقعیت‌ها بر سرشان خراب نشده) در توهمات خودساخته خود و جامعه را غرق کنند.

مولف کتاب طرفدار پروپاقرص بیت‌کوین است و معتقد است که بیت‌کوین می‌تواند  جای پول دستوری را بگیرد. در حقیقت، در همه جای کتاب، مولف پول دستوری را با بیت‌کوین مقایسه می‌کند (حتی در مورد سازوکار خلق پول در هر دو سیستم). شاید تنها نکته‌ای که در آن با مولف همدل نیستم، همین شور و اشتیاق او نسبت به بیت‌کوین است. من آنقدر نسبت به بیت‌کوین (یا اختراعات مشابه) خوش‌بین نیستم، گرچه مطمئنم روی گرداندن از پول دستوری، چه با بازگشت به طلا باشد چه با رفتن سراغ اختراعاتی چون ارز دیجیتالِ غیرمتمرکز، کاری است که باید بشود! عدم خوش‌بینی من، از یک طرف به مسائل تکنیکال مربوط می‌شود (که نمی‌خواهم در اینجا به آن بپردازم). ولی قسمت مهم‌تر آن است که من، به عنوان یک سنت‌گرا و یک محافظه‌کار (به معنای فلسفی و اجتماعی کلمه)، درمان بیماری‌های مدرن را در اختراعات بدیع نمی‌دانم! ولی این‌ نکته‌ایست خارج از حوصله‌ی این پُست.

خلاصه که خواندن این‌کتاب را شدیداً توصیه می‌کنم. خرید فقط به صورت اینترنتی و از اینجا امکان‌پذیر است》.

@jenabegav

پ.ن: دوست فرهیخته نظرشان را در باب کتاب نوشته‌اند که برای من مایه مباهات است. خوشحالم که امثال این بزرگوار نظر مثبت به ترجمه دارند.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍57
کتاب‌های الکترونیکی و صوتی

علاوه بر نسخه فیزیکی، می‌توانید نسخه الکترونیکی کتاب‌ها را از اینجا خریداری کنید. کتاب صوتی اقتصاد اتریشی هم به بازار آمد.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍21❤6
شورای رقابت را منحل کنید!

در روایتی تاریخی نقل می کنند که روزی برای کریم خان زند، بنیانگذار سلسله زندیه و مشهور به وکیل الرعایا، یک قوش (نوعی پرنده شکاری) را هدیه می‎آورند. کریم خان می پرسد: «خوراک این پرنده چیست و چطور باید نگهداری اش کرد؟». پاسخ می شنود: «این پرنده در شبانه روز دو وعده غذا می خورد و هر وعده باید گوشت یک مرغ بزرگ یا دو کبوتر به او داد. برای نگهداری‎اش هم نیاز به یک قفس بزرگ است و البته روزی یک بار هم باید این زبان بسته را شستشو داد تا تمیز و پاکیزه بماند!».

کریم خان دوباره پرسید :« حالا از این پرنده با این همه پرستاری و تیمارداری چه کاری بر می آید؟» می گویند: «در وقت شکار اگر حضرت وکیل الرعایا کبک یا کبوتری را ببینند می توانند قوش را رها کنند و این پرنده  آنها را صید می کند و به حضورشان می آورد. اگر هم آهویی از تیررس فرار کرد هنر قوش اینست که خود را به آهو برساند و با پرپر زدن در مقابلش، شکار را معطل می کند تا بتوان به آهو نزدیک شد و هدف قرارش داد!». کریم خان باز می پرسد: «پس باید روزانه کلی غذا خرج این پرنده شود و یک نفر را هم مامور تیمارداری و پرستاری از آن کرد؟». وقتی وکیل الرعایا جواب مثبت را می شنود می گوید: «ولش کنید تا خودش بگیرد و خودش هم بخورد».

وقتی دولت سراغ به اصطلاح «تسهیل رقابت» می روند هم ماجرا چندان متفاوت نیست؛ با هزینه های بسیار بناست کاری انجام گیرد که بدون نیاز به آن هزینه ها نیز به خوبی صورت می گرفت. همین که بگذارند بازار کارش را بکند کافی است؛ از قضا بهترین کار اینست که اهالی سیاست پایشان را کنار بکشند و با «کمیسیون» و «شورا» و «مرکز» ماجرا را پیچیده تر نکنند. اجازه دهید روی یک مورد جالب تمرکز کنیم: شورای رقابت. هدف رسمی از تشکیل این شورا که از سال 1388 شروع به کار کرده است این بود که «تشکلی فراقوه‌ای و جامع الشمول با ویژگی‌های علمی، تخصصی، حقوقی و اجرایی ...  در زمینه مبارزه علمی ، ریشه ای و همه جانبه با انحصار و اعمال ناسالم وتبعیض آمیز یا مخل رقابت، از طریق سازوکارهای قانونی و بعضا پیشگیرانه» کار را پیش برد.

گستردگی وظایف این شورا و قدرت قانونی آن هراس آور! است و مواردی نظیر «تشخیص مصادیق رویه های ضدرقابتی»، «ارزیابی وضعیت و تعیین محدوده بازار کالا و خدمات»، «تصویب دستور العمل های تنظیم قیمت، مقدار و شرایط دسترسی به بازار کالاها و خدمات انحصاری»، «پیشنهاد تشکیل نهادهای تنظیم کننده بخشی در حوزه کالا یا خدمتی خاص در انحصارات طبیعی و اعضای این نهادها به هیات وزیران» و حتی «ایفای سمت شاکی در کلیه جرایم ضدرقابتی و درخواست از دادگاه صلاحیت دار برای رسیدگی و جبران خسارات وارده به منافع عموم» را شامل می شود. بازرسی از شرکت ها و بنگاه ها و بررسی فعالیت های اقتصادی و دفاتر آنها و حتی تفتیش و ورود به اماکن، انبارها، وسایل نقلیه، رایانه ها و همچنین اختیار حضور در مجامع عمومی و جمع آوری اطلاعات (از جمله مصوبات هیات مدیره) و احضار قضایی و تحقیق از افراد همه از اختیارات این شورا به شمار می آید.
شورای رقابت با چنین سطحی از انحصار قدرت بناست جلوی انحصار بنگاه ها را بگیرد که مردم متضرر نشوند! اعضای آن هم به طور عمده از منصوبان مستقیم و غیرمستقیم دولت و مجلس به حساب می آیند. هرچند دلیل تاسیس شورای رقابت اینست که با رویکرد علمی به رفع انحصار در اقتصاد پرداخته شود، ترکیب اعضا، اختیارات و ماهیت وظایف آن نشان می دهد که باید نقش سیاست و مناسبات قدرت را در تصمیم گیری های آن بسیار پررنگ تلقی کرد. این قبیل نهادها با هر اسمی که باشند بیش از آنکه انحصاری را رفع کنند در واقع تنها انحصار دولتی را بازتولید می کنند!

کار شورای رقابت چیزی جز مداخله غیرموثر در اقتصاد نیست و پیامدهای مشخصی هم دارد. باید اجازه داد بازار حتی در موارد موسوم به انحصار طبیعی، کار خودش را بکند و شاید بهترین تصمیم برای شورای رقابت چیزی جز انحلال آن نباشد!

پ.ن: متن کامل این یادداشت را در این شماره تجارت فردا بخوانید.

https://bit.ly/3MqCNTb

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍64❤2🔥1
متن‌خوانی آثار اقتصاد سیاسی

بناست با همراهی دوستان برخی کتاب‌های اقتصاد سیاسی را بخوانیم و جلو برویم، من هم از کتاب در حال چاپ 《تاریخ مختصر سرمایه داری》 یورگن کوکا خواهم گفت؛ تجربه جالبی خواهد بود. والله اعلم.

لینک ثبت‌نام:
https://evnd.co/Rp9vi

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍32
در باب مولدسازی به زبان آدميزاد

دارایی‌های عمومی خاک می‌خورند و چنانکه از دولت‌ها انتظار داریم کارایی لازم برای بهره‌برداری موثر از آن را ندارند. پیشنهاد شده است که اینها را بسپاریم به اهلش! تا این وضع فعلی خارج شویم و پولی هم دستمان را بگیرد. بحث مصونیت قضایی آدم‌های تصمیم‌گیر هم به درستی ملت را نگران کرده است که اگر همه چیز شفاف و درست پیش می‌رود چرا اساسا باید دنبال تمهیدات فرا《قانونی》 رفت. این دارایی‌ها اگر واگذار هم شوند علی‌الاصول در یک فضای قانونی و با حفظ حقوق مالکیت صاحبان آن می‌توانند در اقتصاد ارزش ایجاد کنند؛ وقتی از اول خشت کج می‌گذاریم و می‌خواهیم میانبر برویم، نتیجه معلوم است.

بماند که با این شرایطی که ایجاد شده اساسا بخش خصوصی واقعی دستش به خرید نمی‌رود. بدنامی را به جان بخری و مالک این دارایی‌ها بشوی و بعد تازه اول مصیبت است.

گفته‌اند می‌خواهیم با شفافیت جلو برویم که شبهه‌ای نباشد؛ لازم نیست خیلی نگران این مصونیت باشید و آش انقدرها که منتقدان می‌گویند شور نیست. اما این نگرانی هست که اگر واقعا شفافیتی باشد دیگر نیاز به قیقاج رفتن نیست و چرا باید دنبال ترفندهای بوروکراتیک مانند مصونیت باشیم تا مدیر دولتی دستش به امضا برود! شفافیت حداکثری اساسا نیاز به مصونیت را از بین می‌برد.

اما اجازه دهید یک نگاه متفاوت داشته باشیم. از جانب یکی از اهالی بهارستان گفته شده است ارزش این دارایی‌ها حدود ۱۰ هزار همت است. خب فرض کنید با مصونیت یا بی‌مصونیت این اموال را واگذار کردید؛ دقیقا با وجه حاصله می خواهید چه بکنید؟ برنامه مشخصتان برای مصرف آنها و بهتر کردن اوضاع چیست؟ کجاها می‌خواهید سرمایه‌گذاری کنید؟ دارایی عمومی را گیرم به قیمت واقعی! واگذار کردید خب بعدش؟ هیچ برنامه‌ای برای سرمایه‌گذاری عایدات حاصل وجود دارد؟ ظاهرا چیزی وجود ندارد! بگذارید بدبین باشم که اگر طرحی جدی وجود داشت که اساسا به فکر رد کردن آنها نمی‌افتادید!

فردای واگذاری بحثی بی‌پایان در می گیرد که ارزان دادید رفت. اما بعید است کسی بپرسد با همان عایدی حاصل از مفت‌فروشی! چه می‌شد کرد و در عمل چه رخ داد؟ به نظرم مطالبه درست شاید این باشد با مصونیت یا بی مصونیت برنامه شما برای استفاده از آن ده‌هزار همت یا هر رقم دیگری چیست و البته پیشنهادتان برای سازوکار سنجش مناسب برای اینکه چقدر کارها خوب پیش رفته است؟ این چیزی است که در این هیاهو کمتر می‌شنویم. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍86❤5👎1
مغزهای کوچک دولت‌زده!

کسانی فکر می کنند اگر در بحث‌های اقتصادی به جای دولت ایران بگذاریم دولتِ مثلا امریکا ماهیت ماجرا عوض می‌شود و مشکل حل می‌شود!  بدون آنکه بخواهیم تفاوت‌ها را نادیده بگیریم مهم است بدانیم  دولت بیش و پیش از هر چیز یعنی نهاد اعمال زور و فرقی نمی‌کند کجای جهان کار می‌کند. وقتی در ایران از مداخله دولتی صحبت می‌کنیم که چه بر سر اقتصاد می‌آورد، کسانی بلافاصله از نمونه‌ای مشابه در ینگه دنیا یاد می‌کنند. واکنشم همواره لبخندی به این مغزهای کوچک دولت‌زده بوده است که هنوز مانده است بفهمید سیاست یعنی چه!

برای مثال در پاسخ به نقدها درباره فلان قرارگاه نظامی در ایران می‌شنویم که از واحد مهندسان ارتش امریکا می‌گویند که حتی در مهد سرمایه‌داری! هم همین طور است. بله! شاید چنین باشد ولی این واقعیت‌های روی زمین را تغییر نمی‌دهد. به طور خاص در مورد همین فقره اخیر در کتاب 《ثروت عمومی ملل》 می‌خوانیم:

《واحد مهندسان ارتش امریکا یکی از ارگانهای دولت فدرال است که زیر ساختها برای بنادر و آبراهها را ساخته و نگهداری می.کند بیشتر بودجه سالانه ۵ میلیارد دلاری این ارگان صرف لایروبی بندرگاه ها و سرمایه گذاری در کنترل دریچه ها و سطح آب آبراهه ها و کانالها همانند رود میسیسیپی می.شود به علاوه، این واحد مالک بزرگترین نیروگاههای برق آبی در کشور است و ۴۳۰۰ منطقه تفریحی را مدیریت میکند، پول نوسازی سواحل را تأمین کرده و سامانه های آب و فاضلاب محلی را ارتقا می بخشد.

کنگره آمریکا ده ها سال است که از این واحد مهندسی به عنوان ابزار صرف مخارج برای اجرای پروژه های رأی آور محلی استفاده می.کند وجوه مالی به پروژه های بی ارزش در مناطقی اختصاص مییابد که اعضای مهم کنگره نماینده آنجا هستند در حالی که پروژه های باارزش بدون تأمین منابع باقی میماند تعجبی ندارد که این واحد در بسیاری از افتضاحات مالی درگیر بوده باشد شامل فروریختن خاکریزها در نیواورلئان طی طوفان کاترینا در سال ۲۰۰۵، که بیش از ۱۰۰ هزار خانه و کسب وکار را سیل برد و به مرگ دست کم ۱۸۳۳ نفر منجر شد و تقریباً ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت به بار آورد》.

پیشنهاد نویسندگان کتاب هم برای بهبود اوضاع جالب است: 《با خارج کردن حکمرانی ثروت عمومی از کنترل مستقیم دولت به دولتها فرصت داده می‌شود به جای اداره تعدادی بنگاه عمومی تمرکز خود را بر اداره کشور بگذارند. آنها این قدرت را پیدا میکنند تا به شکل بیطرفانه و همسو با منافع مصرف کنندگان و عامه مردم به پایش عملکرد ثروت عمومی بپردازند و هر جا نیاز بود مقرراتی برای تخفیف شکست های بازار وضع کنند》.

امثال ما هوادار اقتصاد بازار ازاد که البته همواره سعی می‌کنیم بدبینی موجه خود نسبت به دولت، هر دولتی، را حفظ کنیم. اما دولت‌زدگی دردی است که بعید است به زودی درمان شود، موضع درست بدبینی حداکثری به دولت، هر دولتی، است. با این حال پیشنهادها در کتاب 《ثروت عمومی ملل》 که به زبان ساده 《مهار دولت با منطق و ابزارهای بخش خصوصی 》باز دو قدم به جلوست. والله اعلم.

https://bit.ly/3jMFsxY

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍75❤3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ مصاحبه با دکتر امیرحسین خالقی، مترجم کتاب اقتصاد اتریشی در رابطه با این رویکرد اقتصادی - بخش اول


مکتب اقتصاد اتریشی نوعی تفکر بوده و زیر شاخه‌ای از تئوری اقتصاد آزاد محسوب می‌شود. این تفکر به حذف نهاد‌های مرکزی در اقتصاد تاکید داشته و ارزش هر کالایی را وابسته به طرز فکر افراد (ارزشیابی ذهنی) می‌داند. طرفداران مکتب اقتصاد اتریشی معتقد هستند که مردم، خود تعیین‌کننده ارزش و قیمت کالاها هستند.

کتب متعددی در این رابطه منتشر شده‌اند. کتاب اقتصاد اتریشی – آشنایی با مکتب بازار، به نویسندگی استیون هورویتز (Steven Horwitz)، با روشی ساده و قابل فهم، این مکتب را توضیح داده و تمام جنبه‌های آن را بررسی کرده است.


نسخه فارسی کتاب اقتصاد اتریشی، با ترجمه‌ی دکتر امیرحسین خالقی و اسپانسری فرهاد اکسچنج، از طریق لینک زیر در دسترس علاقه‌مندان است.

📚 لینک خرید کتاب


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍29👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمایت از تولید ملی!

وقتی دولت بناست از تولید ملی حمایت کند ماجرا خیلی متفاوت از این نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
😁35👍18🤩3