ذخایر پنهان اژدها
دلارزدایی دغدغه جدیدی نیست ولی به ویژه بعد از جنگ اوکراین خیلی از آن می شنویم. در بحث از دلارزدایی داستان ذخایر خارجی چینی ها اهمیت ویژه ای دارد؛ جدی ترین بازیگر دلازدایی شاید همین چینی ها باشند و طبیعی است که ذخایر ارزی آنها توجهات را جلب کند. اما برای فهم دقیق تر ماجرا باید ذخایر پنهان (سایه) چینی ها را هم در نظر داشت؛ ذخایری که در ترازنامه بانک مرکزی حضور ندارند ولی همان نقش را ایفا می کنند!
از سال 2002 تا 2012 بانک مرکزی چین فعالیت جدی در بازار ارز داشت و با خرید دلار سعی می کند ارزش پول خود را پایین نگاه دارد تا محصولات صادراتی این کشور همچنان ارزان باقی بمانند. در این دوره ذخایر ارزی این کشور شامل اوراق خزانه و قرضه های دولتی روند صعودی داشت. همین هم خیلی ها را نگران کرده بود که با بالا گرفتن تعارض های میان چین و امریکا شاید چینی ها با فروش یکباره اوراق مالی امریکا به قیمت پایین یک بحران مالی برای رقیب ایجاد کنند. این روزها می بینیم که در آمار و ارقام بانک مرکزی این کشور سهم اوراق خزانه امریکا در این سال ها کاهش زیادی پیدا کرده است و کسانی این را از نشانگرهای جدی به خطر افتادن هژمونی دلار می دانند.
اما عجیب اینجاست که در ده سال اخیر مقدار ذخایر ارزی (که فقط منحصر به دلار هم نیست) بانک مرکزی چین با وجود مازاد تجاری بالای این کشور افزایش چندانی نشان نمی دهد. این ماجرا کمی بودار به نظر می رسد. علت چیست؟ راستش سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و پاسخ را باید در ذخایر سایه (پنهان) جستجو کرد. اما چطور یک کشور می تواند از شر ذخایر در ترازنامه بانک مرکزی خود راحت شود؟
بخشی از ذخایر می تواند به صندوق های ثروت ملی (همان صندوق توسعه ملی در ایران) واگذار شود؛ نهادی دولتی که می تواند در سرمایه گذاری های توام با ریسک هم وارد شود. شرکت سرمایه گذاری چین (سی آی سی) روی کاغذ چنین نقشی دارد ولی انگار 120 میلیاردی دریافتی را جایی سرمایه گذاری نکرده است و به نوعی امانتدار ذخایر بانک مرکزی است. همچنین بانک های تجاری دولتی هم بخشی از این ذخایر را نگهداری می کنند بانک چین (بی. اُ. سی.) بانک تجارت و صنعت چین (آی. سی. بی. سی.)، بانک عمران چین و بانک زارعت چین بزرگترین اینها به شمار می آیند. اجبار آنها به خرید ذخایر دلاری و برخی اقدامات دیگر باعث شد تا سال 2008 حدود 400 میلیارد دلار از ذخایر دلاری به چنین شکلی از ترازنامه بانک مرکزی «خارج» شوند!
بانک های توسعه ای (پالیسی بنکز) چین هم نقش خود را دارند؛ بخشی از ذخایر به بانک توسعه چین و بانک صادرات و واردات منتقل می شود که در کشورهای دیگر عمدتا در حوزه انرژی و مخابرات سرمایه گذاری های کلان انجام می دهند. حدود 75 میلیارد دلار در بخش انرژی کشورهای روسیه، برزیل و اکوادور و دیگران یک چشمه از این سرمایه گذاری هاست. نقش این بانک ها بعد از اعلام رسمی پروژه راه ابریشم جدید از 2013 بیشتر هم شد و در واقع با ترفندهای قانونی و با کنترل بانک مرکزی اختیار اعطای وام به دیگر کشور ها را هم پیدا کردند، اینجا هم اعداد کوچک نیست و حرف از 150 میلیارد دلار است. آخرین ترفند هم اینست که بانک های تجاری دولتی بخشی از وظیفه بانک مرکزی چین را در نگهداری ذخایر را به عهده بگیرند (در واقع وادار به انجام آن شوند!) عدد اینجا کم نیست و ذخایر ارزی این بانک ها بالغ بر یک تریلیون دلار می شود.
گفته می شود معادل همین سه تریلیون دلار ذخیره ارزی کنونی بانک مرکزی که ده سالی است ثابت مانده است باید ذخایر پنهان را به حساب آورد و کار بسیار پیچیده تری از چیزی است که به نظر می رسد؛ ماجرای دلارزدایی بسیار پیچیده تر و سیاسی تر از اینهاست، والله اعلم.
https://bit.ly/3PKoIEF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دلارزدایی دغدغه جدیدی نیست ولی به ویژه بعد از جنگ اوکراین خیلی از آن می شنویم. در بحث از دلارزدایی داستان ذخایر خارجی چینی ها اهمیت ویژه ای دارد؛ جدی ترین بازیگر دلازدایی شاید همین چینی ها باشند و طبیعی است که ذخایر ارزی آنها توجهات را جلب کند. اما برای فهم دقیق تر ماجرا باید ذخایر پنهان (سایه) چینی ها را هم در نظر داشت؛ ذخایری که در ترازنامه بانک مرکزی حضور ندارند ولی همان نقش را ایفا می کنند!
از سال 2002 تا 2012 بانک مرکزی چین فعالیت جدی در بازار ارز داشت و با خرید دلار سعی می کند ارزش پول خود را پایین نگاه دارد تا محصولات صادراتی این کشور همچنان ارزان باقی بمانند. در این دوره ذخایر ارزی این کشور شامل اوراق خزانه و قرضه های دولتی روند صعودی داشت. همین هم خیلی ها را نگران کرده بود که با بالا گرفتن تعارض های میان چین و امریکا شاید چینی ها با فروش یکباره اوراق مالی امریکا به قیمت پایین یک بحران مالی برای رقیب ایجاد کنند. این روزها می بینیم که در آمار و ارقام بانک مرکزی این کشور سهم اوراق خزانه امریکا در این سال ها کاهش زیادی پیدا کرده است و کسانی این را از نشانگرهای جدی به خطر افتادن هژمونی دلار می دانند.
اما عجیب اینجاست که در ده سال اخیر مقدار ذخایر ارزی (که فقط منحصر به دلار هم نیست) بانک مرکزی چین با وجود مازاد تجاری بالای این کشور افزایش چندانی نشان نمی دهد. این ماجرا کمی بودار به نظر می رسد. علت چیست؟ راستش سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و پاسخ را باید در ذخایر سایه (پنهان) جستجو کرد. اما چطور یک کشور می تواند از شر ذخایر در ترازنامه بانک مرکزی خود راحت شود؟
بخشی از ذخایر می تواند به صندوق های ثروت ملی (همان صندوق توسعه ملی در ایران) واگذار شود؛ نهادی دولتی که می تواند در سرمایه گذاری های توام با ریسک هم وارد شود. شرکت سرمایه گذاری چین (سی آی سی) روی کاغذ چنین نقشی دارد ولی انگار 120 میلیاردی دریافتی را جایی سرمایه گذاری نکرده است و به نوعی امانتدار ذخایر بانک مرکزی است. همچنین بانک های تجاری دولتی هم بخشی از این ذخایر را نگهداری می کنند بانک چین (بی. اُ. سی.) بانک تجارت و صنعت چین (آی. سی. بی. سی.)، بانک عمران چین و بانک زارعت چین بزرگترین اینها به شمار می آیند. اجبار آنها به خرید ذخایر دلاری و برخی اقدامات دیگر باعث شد تا سال 2008 حدود 400 میلیارد دلار از ذخایر دلاری به چنین شکلی از ترازنامه بانک مرکزی «خارج» شوند!
بانک های توسعه ای (پالیسی بنکز) چین هم نقش خود را دارند؛ بخشی از ذخایر به بانک توسعه چین و بانک صادرات و واردات منتقل می شود که در کشورهای دیگر عمدتا در حوزه انرژی و مخابرات سرمایه گذاری های کلان انجام می دهند. حدود 75 میلیارد دلار در بخش انرژی کشورهای روسیه، برزیل و اکوادور و دیگران یک چشمه از این سرمایه گذاری هاست. نقش این بانک ها بعد از اعلام رسمی پروژه راه ابریشم جدید از 2013 بیشتر هم شد و در واقع با ترفندهای قانونی و با کنترل بانک مرکزی اختیار اعطای وام به دیگر کشور ها را هم پیدا کردند، اینجا هم اعداد کوچک نیست و حرف از 150 میلیارد دلار است. آخرین ترفند هم اینست که بانک های تجاری دولتی بخشی از وظیفه بانک مرکزی چین را در نگهداری ذخایر را به عهده بگیرند (در واقع وادار به انجام آن شوند!) عدد اینجا کم نیست و ذخایر ارزی این بانک ها بالغ بر یک تریلیون دلار می شود.
گفته می شود معادل همین سه تریلیون دلار ذخیره ارزی کنونی بانک مرکزی که ده سالی است ثابت مانده است باید ذخایر پنهان را به حساب آورد و کار بسیار پیچیده تری از چیزی است که به نظر می رسد؛ ماجرای دلارزدایی بسیار پیچیده تر و سیاسی تر از اینهاست، والله اعلم.
https://bit.ly/3PKoIEF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
The China Project
Shadow reserves — how China hides trillions of dollars of hard currency
China has a lot of foreign exchange reserves that do not show up in the official books of the People’s Bank of China. Those funds have been hidden in the state banks, and largely escaped scrutiny.
👍49❤1👎1
اندازه هیولا!
یکی از مولفههای شاخص آزادی اقتصادی که ما مقام ۶ام از آخر! را کسب کردهایم اندازه دولت است؛ هرچقدر دولت کوچکتر باشد رتبه کشورها در شاخص آزادی اقتصادی بالاتر میرود.
رتبه جهانی ایران در مولفه اندازه دولت ۷۹ است یعنی از ۱۶۵ کشور، دولت ایران از ۷۸ تای آنها بزرگتر است. اما رتبه کوچکترین دولتها به ترتیب متعلق به گواتمالا، هندوراس و کامبوج است و بزرگترین دولت ها هم لیبی، گویان و الجزایر هستند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
یکی از مولفههای شاخص آزادی اقتصادی که ما مقام ۶ام از آخر! را کسب کردهایم اندازه دولت است؛ هرچقدر دولت کوچکتر باشد رتبه کشورها در شاخص آزادی اقتصادی بالاتر میرود.
رتبه جهانی ایران در مولفه اندازه دولت ۷۹ است یعنی از ۱۶۵ کشور، دولت ایران از ۷۸ تای آنها بزرگتر است. اما رتبه کوچکترین دولتها به ترتیب متعلق به گواتمالا، هندوراس و کامبوج است و بزرگترین دولت ها هم لیبی، گویان و الجزایر هستند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍39❤5🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرنوشت سیاسی مردم را به دست اهل ادب نسپارید!
گفتگو با موضع نقش روشنفکری چپ در اوضاع امروز مملکت با حضور آقایان دکتر موسی غنینژاد، صحافی، میرزاخانی به میزبانی مرتضی کاظمی. یادی هم از علی شریعتی شد. گفتگوی خوبی است و میپسندید، والله اعلم.
گفتگوی کامل را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
گفتگو با موضع نقش روشنفکری چپ در اوضاع امروز مملکت با حضور آقایان دکتر موسی غنینژاد، صحافی، میرزاخانی به میزبانی مرتضی کاظمی. یادی هم از علی شریعتی شد. گفتگوی خوبی است و میپسندید، والله اعلم.
گفتگوی کامل را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍53🔥13👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهشت جهنمی فرجام انسان طرازنوین
کتاب انسان طراز نوین روایتی از روزگار زیست در شوروی قبل و بعد از فروپاشی است. سوتلانا الکسیویچ نویسنده کتاب که از قضا روزنامه نگاری هوشمند است در یک اثر ادبی به دو برهه از زیست در شوروی پرداخته است.
برهه اول زیست در سایه اندیشه کمونیستی است. دوره ای که می توان از آن به آرمانگرایی شدید و بریده از واقعیت تعبیر کرد و رهبران انقلاب اکتبر آن را در سطح گستردهای در میان تودههای مردم تبلیغ میکردند.
در تجربه دوم خروج از زیر سلطه کمونیسم هست که نویسنده نشان داده در این دوران بخشی از مردم شوروی که تجربه زندگی آزاد نداشتند بواسطه بیگانگی با این سبک زندگی و الزامات آن چگونه دلتنگ زندگی در استبداد شدند.
افتخار این را داشتم در حضور دو بزرگوار مترجم کتاب سرکار خانم مهشید معیری و دکتر موسی غنی نژاد باشم، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
فیلم کامل گفتگو را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
کتاب انسان طراز نوین روایتی از روزگار زیست در شوروی قبل و بعد از فروپاشی است. سوتلانا الکسیویچ نویسنده کتاب که از قضا روزنامه نگاری هوشمند است در یک اثر ادبی به دو برهه از زیست در شوروی پرداخته است.
برهه اول زیست در سایه اندیشه کمونیستی است. دوره ای که می توان از آن به آرمانگرایی شدید و بریده از واقعیت تعبیر کرد و رهبران انقلاب اکتبر آن را در سطح گستردهای در میان تودههای مردم تبلیغ میکردند.
در تجربه دوم خروج از زیر سلطه کمونیسم هست که نویسنده نشان داده در این دوران بخشی از مردم شوروی که تجربه زندگی آزاد نداشتند بواسطه بیگانگی با این سبک زندگی و الزامات آن چگونه دلتنگ زندگی در استبداد شدند.
افتخار این را داشتم در حضور دو بزرگوار مترجم کتاب سرکار خانم مهشید معیری و دکتر موسی غنی نژاد باشم، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
فیلم کامل گفتگو را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍39❤11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیرحسین خالقی: ایدههای بعضی از روشنفکران طاعون اندیشه بوده است
در جدیدترین نشست دورهمی اقتصادی به این موضوع پرداخته شده که آیا ایدههای مطرح شده توسط روشنفکران ایرانی موتور توسعه و خلق ثروت بوده یا باعث عقبافتادگی اقتصادی شده است؟ امیرحسین خالقی در این برنامه علاوه بر مرور ایدههای افرادی مانند رضا براهنی، ناصر پاکدامن، نسیم خاکسار، غلامحسن ساعدی و علی شریعتی معتقد است اقتصاد ایران همچنان گرفتار ایدههای مخربی هستند که این روشنفکران پیشنهاد کردهاند.
پیشنهاد میکنیم تماشای این میزگرد جذاب و آموزنده را از دست ندهید.
⬇️
@Feghtesad
گفتگوی کامل را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در جدیدترین نشست دورهمی اقتصادی به این موضوع پرداخته شده که آیا ایدههای مطرح شده توسط روشنفکران ایرانی موتور توسعه و خلق ثروت بوده یا باعث عقبافتادگی اقتصادی شده است؟ امیرحسین خالقی در این برنامه علاوه بر مرور ایدههای افرادی مانند رضا براهنی، ناصر پاکدامن، نسیم خاکسار، غلامحسن ساعدی و علی شریعتی معتقد است اقتصاد ایران همچنان گرفتار ایدههای مخربی هستند که این روشنفکران پیشنهاد کردهاند.
پیشنهاد میکنیم تماشای این میزگرد جذاب و آموزنده را از دست ندهید.
⬇️
@Feghtesad
گفتگوی کامل را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍47❤6🔥3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امپراتوری کالباس!
شوروی کمونیستی یکی از ابرقدرتهای دوره خود بود. اما نکته جالب اینجاست که وقتی به خاطرات مردم این حکومت نگاهی میاندازیم با آرزوهایی رو به رو میشویم که باور نمیکنیم توسط مردم یکی از دو قدرت بزرگ دنیا نوشته شده باشد.
در اینجا درباره کتاب سرانجام انسان طراز نوین با مترجمان کتاب دکتر موسی غنینژاد و مهشید معیری گفتگو کرده ام. حدس می زنم بپسندید، والله اعلم.
نسخه کامل در تلگرام
نسخه کامل در سایت
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
شوروی کمونیستی یکی از ابرقدرتهای دوره خود بود. اما نکته جالب اینجاست که وقتی به خاطرات مردم این حکومت نگاهی میاندازیم با آرزوهایی رو به رو میشویم که باور نمیکنیم توسط مردم یکی از دو قدرت بزرگ دنیا نوشته شده باشد.
در اینجا درباره کتاب سرانجام انسان طراز نوین با مترجمان کتاب دکتر موسی غنینژاد و مهشید معیری گفتگو کرده ام. حدس می زنم بپسندید، والله اعلم.
نسخه کامل در تلگرام
نسخه کامل در سایت
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
❤31👍22👎8🔥3
یادی از مرد بزرگ: چرا باید از گنداب خاورمیانه بیرون بیاییم؟
شادروان داریوش همایون زمانی گفته بود:
《آينده ملت ما اگر قرار است بهتر از اکنونش باشد در بيرون آمدن از اين دنيا هاست: پشت کردن به جهان سوم، بيرون زدن از خاور ميانه، فراموش کردن اسلام به عنوان يک شيوه زندگی و نه يک رابطه شخصی با آفريننده جهان. ما می بايد اروپائی و جهان اولی بشويم زيرا در اصل چيزی از آنها کم نداريم. ايرانی هر جا باشد به محض آنکه به ابزارهای فرهنگی غرب دست می يابد خود را به غربيان می رساند. ما از جهان سومی های ديگر سبکبار تريم. تجربه ميليونها ايرانی مهاجر و تبعيدی در دو دهه گذشته اين را ثابت کرد.
جهان اسلامی هيچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ايرانی مانده ايم و نه آن دويست سال تاراج و کشتار و ويرانی سيستماتيک را برای نابود کردن عنصر ايرانی فراموش کرده ایم و نه هزار پانصد سال بزرگی پيش از آن را. اسلام دین بسياری از ما هست ولی موجوديت ما نيست. ما با عربها بيش از اينها تفاوت داريم. موضوع برتری و فروتری نيست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته است آن را بزدايد.
خاور ميانه را می بايد به شکست خوردگانی واگذاشت که که در هر شکست دلايلی تازه برای چسبيدن به عوامل اصلی شکستهای خود می يابند. خاورميانه وزنهای بر بال پرواز ماست و هيچ چيز برای عرضه کردن به ما ندارد. يک گنداب واقعی فرهنگی و سياسی است که بايد پای مان را از آن بيرون بکشيم. خاورميانه را، چنانکه بقيه جهان سوم را، می بايد شناخت و با آن رابطه درست داشت ولی راه ما از همه آنها جداست. ايران فردا را هم امروز می بايد باز ساخت》.
هرچه فکر میکنم میبینم این گفته مرد میهندوست همچنان رواست؛ حیف است این مملکت از بین برود، والله اعلم.
https://bit.ly/3Q2I86D
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
شادروان داریوش همایون زمانی گفته بود:
《آينده ملت ما اگر قرار است بهتر از اکنونش باشد در بيرون آمدن از اين دنيا هاست: پشت کردن به جهان سوم، بيرون زدن از خاور ميانه، فراموش کردن اسلام به عنوان يک شيوه زندگی و نه يک رابطه شخصی با آفريننده جهان. ما می بايد اروپائی و جهان اولی بشويم زيرا در اصل چيزی از آنها کم نداريم. ايرانی هر جا باشد به محض آنکه به ابزارهای فرهنگی غرب دست می يابد خود را به غربيان می رساند. ما از جهان سومی های ديگر سبکبار تريم. تجربه ميليونها ايرانی مهاجر و تبعيدی در دو دهه گذشته اين را ثابت کرد.
جهان اسلامی هيچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ايرانی مانده ايم و نه آن دويست سال تاراج و کشتار و ويرانی سيستماتيک را برای نابود کردن عنصر ايرانی فراموش کرده ایم و نه هزار پانصد سال بزرگی پيش از آن را. اسلام دین بسياری از ما هست ولی موجوديت ما نيست. ما با عربها بيش از اينها تفاوت داريم. موضوع برتری و فروتری نيست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته است آن را بزدايد.
خاور ميانه را می بايد به شکست خوردگانی واگذاشت که که در هر شکست دلايلی تازه برای چسبيدن به عوامل اصلی شکستهای خود می يابند. خاورميانه وزنهای بر بال پرواز ماست و هيچ چيز برای عرضه کردن به ما ندارد. يک گنداب واقعی فرهنگی و سياسی است که بايد پای مان را از آن بيرون بکشيم. خاورميانه را، چنانکه بقيه جهان سوم را، می بايد شناخت و با آن رابطه درست داشت ولی راه ما از همه آنها جداست. ايران فردا را هم امروز می بايد باز ساخت》.
هرچه فکر میکنم میبینم این گفته مرد میهندوست همچنان رواست؛ حیف است این مملکت از بین برود، والله اعلم.
https://bit.ly/3Q2I86D
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍190👎46❤19😱1
بازی خطرناک ایران
در یادداشت اکونومیست می خوانیم که پروکسی های ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن در این سال ها از ابزارهای قدرت آن به شمار می آمده اند ولی از سه سال پیش و ماجرای فرودگاه بغداد نفوذ این کشور بر پروکسی هایش کمتر شده است. آنها مستقلتر رفتار می کنند و هریک خط قرمزی را برای اسرائیل ترسیم کرده اند و تهدید می کنند؛ شاید مجبور شوند برای حفظ اعتبار خود نزد حامیان محلی کاری کنند که پای ایران را هم وسط بکشد، به طور خاص عملیات زمینی اسرائیل در غزه می تواند عواقب پیش بینی نشده ای داشته باشد.
حماس بارها از حمایت های ایران بهره مند بوده است ولی پروکسی ایران به حساب نمی آید؛ گفته می شود حمله اخیر به اسرائیل هم بدون اطلاع ایران انجام شده است. همچنین پروکسی ها مجبورند به درجاتی منافع کشورهایی که در آن فعال هستند را در نظر بگیرند؛ در یادداشت آمده است بشار اسد به حزب الله لبنان گفته است که تمایل چندانی به بیش از حد درگیر شدن در ماجرای حماس و اسرائیل ندارد و ماجرا به حمایت های حماس از مخالفان بشار اسد در جنگ سوریه برمی گردد. ماجرای لبنان هم با مشکلات بیشمار داخلی متفاوت نیست و یک جنگ دیگر می تواند اوضاع را بدتر از بد کند.
اگر پروکسی ها خودسرانه علیه امریکا یا اسرائیل کاری کنند کار می تواند به جاهای خطرناکی برسد و واکنش مستقیم امریکا را در پی داشته باشد و دامنه کار بالا گیرد؛ این که چه می شود را باید نشست و دید، والله اعلم.
https://econ.st/40iCu5i
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در یادداشت اکونومیست می خوانیم که پروکسی های ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن در این سال ها از ابزارهای قدرت آن به شمار می آمده اند ولی از سه سال پیش و ماجرای فرودگاه بغداد نفوذ این کشور بر پروکسی هایش کمتر شده است. آنها مستقلتر رفتار می کنند و هریک خط قرمزی را برای اسرائیل ترسیم کرده اند و تهدید می کنند؛ شاید مجبور شوند برای حفظ اعتبار خود نزد حامیان محلی کاری کنند که پای ایران را هم وسط بکشد، به طور خاص عملیات زمینی اسرائیل در غزه می تواند عواقب پیش بینی نشده ای داشته باشد.
حماس بارها از حمایت های ایران بهره مند بوده است ولی پروکسی ایران به حساب نمی آید؛ گفته می شود حمله اخیر به اسرائیل هم بدون اطلاع ایران انجام شده است. همچنین پروکسی ها مجبورند به درجاتی منافع کشورهایی که در آن فعال هستند را در نظر بگیرند؛ در یادداشت آمده است بشار اسد به حزب الله لبنان گفته است که تمایل چندانی به بیش از حد درگیر شدن در ماجرای حماس و اسرائیل ندارد و ماجرا به حمایت های حماس از مخالفان بشار اسد در جنگ سوریه برمی گردد. ماجرای لبنان هم با مشکلات بیشمار داخلی متفاوت نیست و یک جنگ دیگر می تواند اوضاع را بدتر از بد کند.
اگر پروکسی ها خودسرانه علیه امریکا یا اسرائیل کاری کنند کار می تواند به جاهای خطرناکی برسد و واکنش مستقیم امریکا را در پی داشته باشد و دامنه کار بالا گیرد؛ این که چه می شود را باید نشست و دید، والله اعلم.
https://econ.st/40iCu5i
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
The Economist
Iran’s ayatollahs play the Middle East’s most dangerous game
They want to escalate without triggering full-blown war
👍62👎6🔥4❤3😢3😁2
قیمت دلاری مسکن؟
زیاد می شنویم که از قیمت دلاری مسکن صحبت می شود؛ گفته می شود که قیمت مسکن باید در محدوده مشخصی مثلا 1100 تا 1200 دلار قرار گیرد و ارزش واقعی آن در همین حدود است و توصیه های خرید یا فروش هم مطابق آن داده می شود. اما از مشکل ارزش واقعی/ذاتی که بگذریم سوال اینجاست: مسکن یک کالای غیرقابل تجارت است و عرضه و تقاضای آن محلی تعیین می شود، پس چرا باید آن را دلاری قیمت گذاری کنیم؟ روشن است که منظور از مسکن هم محلی برای سکونت افراد است، نه تجارت و کسب و کار. همچنین می دانیم که مسکن کالایی ناهمگن است و متراژ، موقعیت، مصالح، امکانات و ... متفاوت باعث می شود نتوان به راحتی از قیمت متوسط سخت گفت؛ در واقع قیمت متوسط مسکن مثل خیلی از شاخص های کلی/تجمیعی بنا نیست چیز زیادی به ما بگوید! وانگهی قیمت علامت کمیابی است و با بالا و پایین رفتن عرضه و تقاضا قیمت ها هم تغییر کنند. قیمت ثابت هم یعنی عرضه و تقاضا به صورت هماهنگ تغییر کرده اند که فرضی پرمناقشه است. پس قضیه چیست؟ بگذارید ماجرا را بیشتر بررسی کنیم و استمبادهایی! داشته باشیم.
تقاضای مسکن را به دو دسته مصرفی و سرمایه ای تقسیم می کنند. اهل فن می گویند چنانکه در محاسبات تولید ناخالص داخلی هم می بینیم بهتر است که تقاضای مسکن را به طور کلی «سرمایه ای» تلقی کنیم ولی اجازه دهید این ملاحظه مهم را نادیده بگیریم و به همان تقسیم بندی سنتی بچسبیم. آدم ها نمی توانند بی سرپناه بمانند پس به اصطلاح تقاضای مصرفی برای افراد همواره وجود دارد. کسانی که دنبال خرید مسکن جدید برای سکونت خود هستند نظیر زوج های جوان، جوانان تازه مستقل و مانند آنها تقاضای مصرفی را تشکیل می دهند. تقاضای سرمایه ای هم مربوط به کسانی که با هدف حفظ ارزش پول (پس انداز) یا کسب درآمد (سرمایه گذاری) سراغ خرید مسکن می روند. تقاضای سرمایه ای البته در تحلیل نهایی تقاضایی مشتق و وابسته به تقاضای مصرفی است.
در مورد تقاضای مصرفی البته می توان برآوردهای خیلی کلی و غیردقیق داشت (یادمان نرود داریم در مورد کالایی غیرهمگن صحبت می کتیم). اما همین تقاضای به اصطلاح مصرفی ربطی به قیمتگذاری دلاری پیدا نمی کند و سمت عرضه و تقاضا تا اطلاع ثانوی! ریالی کار می کنند. روند و ترکیب تقاضا، تکنولوژی و شیوه ساخت، مقررات شهرسازی و خیلی مسائل دیگر می توانند بنا به دلایل عدیده تغییر کنند و علیرغم تاثیر همه هزینه ها از قیمت دلار خیلی معنا ندارد در مورد قیمت دلاری صحبت کنیم و معتقد باشیم که قیمت ها باید در فلان محدوده دلاری نوسان کنند. یادمان نرود مسکن هم کالایی غیرقابل تجارت است و صادرات و واردات آن معنایی ندارد.
در مورد تقاضای سرمایه ای برآوردها دشوارتر است. حرف اینست که طرف می تواند به سراغ اشکال مختلف دارایی از جمله مسکن برود؛ اینجا یحتمل قیمت دلاری موضوعیت پیدا کند و قیمت مسکن با بیت کوین، ارز و امثالهم مقایسه می شود. اما حتی در همین حالت دوم معنی دارد به همان سیاق نظریه «برابری قدرت خرید» در مورد ارز از محدوده دلاری نوسان قیمت مسکن صحبت کنیم؟ به نظر جواب منفی است. فرد می تواند انتخاب کند که برای پس انداز یا سرمایه گذاری از میان مسکن و سایر دارایی های دلاری سراغ یکی برود؛ طبیعی است که گزینه با بازده بیشتر را می توان جذابتر تلقی کرد. در ایران هم بعید است گزینه ای که سال هاست قیمتش در محدوده دلاری مشخص نوسان کرده است خیلی جذابیتی برای سرمایه گذاری دلاری داشته باشد. در بهترین حالت بنا به اطلاعات تاریخی یک توصیه موجه به کسی است که می خواهد معادل دلاری ثروتش را پس انداز (و نه سرمایه گذاری) کند.
فرض ثبات قیمت دلاری به این معناست که هروقت قیمت مسکن بالا برود ملت «متناسب با آن» دلار بیشتری می خرند و برعکس. دو کالای متفاوت و دو بازار متفاوت با اقتضائات و محرک های متفاوت؛ فرضی پرمناقشه داریم که بعید بدانم بشود آن را خیلی جدی گرفت و حداکثر سرنخی برای اشاره به رفتار گذشته ایرانی ها که البته منطق اقتصادی مشخصی هم ندارد و روشن نیست در آینده هم تکرار شود، والله اعلم.
پ.ن: از نظرات انتقادی دوستان استفاده می کنم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
زیاد می شنویم که از قیمت دلاری مسکن صحبت می شود؛ گفته می شود که قیمت مسکن باید در محدوده مشخصی مثلا 1100 تا 1200 دلار قرار گیرد و ارزش واقعی آن در همین حدود است و توصیه های خرید یا فروش هم مطابق آن داده می شود. اما از مشکل ارزش واقعی/ذاتی که بگذریم سوال اینجاست: مسکن یک کالای غیرقابل تجارت است و عرضه و تقاضای آن محلی تعیین می شود، پس چرا باید آن را دلاری قیمت گذاری کنیم؟ روشن است که منظور از مسکن هم محلی برای سکونت افراد است، نه تجارت و کسب و کار. همچنین می دانیم که مسکن کالایی ناهمگن است و متراژ، موقعیت، مصالح، امکانات و ... متفاوت باعث می شود نتوان به راحتی از قیمت متوسط سخت گفت؛ در واقع قیمت متوسط مسکن مثل خیلی از شاخص های کلی/تجمیعی بنا نیست چیز زیادی به ما بگوید! وانگهی قیمت علامت کمیابی است و با بالا و پایین رفتن عرضه و تقاضا قیمت ها هم تغییر کنند. قیمت ثابت هم یعنی عرضه و تقاضا به صورت هماهنگ تغییر کرده اند که فرضی پرمناقشه است. پس قضیه چیست؟ بگذارید ماجرا را بیشتر بررسی کنیم و استمبادهایی! داشته باشیم.
تقاضای مسکن را به دو دسته مصرفی و سرمایه ای تقسیم می کنند. اهل فن می گویند چنانکه در محاسبات تولید ناخالص داخلی هم می بینیم بهتر است که تقاضای مسکن را به طور کلی «سرمایه ای» تلقی کنیم ولی اجازه دهید این ملاحظه مهم را نادیده بگیریم و به همان تقسیم بندی سنتی بچسبیم. آدم ها نمی توانند بی سرپناه بمانند پس به اصطلاح تقاضای مصرفی برای افراد همواره وجود دارد. کسانی که دنبال خرید مسکن جدید برای سکونت خود هستند نظیر زوج های جوان، جوانان تازه مستقل و مانند آنها تقاضای مصرفی را تشکیل می دهند. تقاضای سرمایه ای هم مربوط به کسانی که با هدف حفظ ارزش پول (پس انداز) یا کسب درآمد (سرمایه گذاری) سراغ خرید مسکن می روند. تقاضای سرمایه ای البته در تحلیل نهایی تقاضایی مشتق و وابسته به تقاضای مصرفی است.
در مورد تقاضای مصرفی البته می توان برآوردهای خیلی کلی و غیردقیق داشت (یادمان نرود داریم در مورد کالایی غیرهمگن صحبت می کتیم). اما همین تقاضای به اصطلاح مصرفی ربطی به قیمتگذاری دلاری پیدا نمی کند و سمت عرضه و تقاضا تا اطلاع ثانوی! ریالی کار می کنند. روند و ترکیب تقاضا، تکنولوژی و شیوه ساخت، مقررات شهرسازی و خیلی مسائل دیگر می توانند بنا به دلایل عدیده تغییر کنند و علیرغم تاثیر همه هزینه ها از قیمت دلار خیلی معنا ندارد در مورد قیمت دلاری صحبت کنیم و معتقد باشیم که قیمت ها باید در فلان محدوده دلاری نوسان کنند. یادمان نرود مسکن هم کالایی غیرقابل تجارت است و صادرات و واردات آن معنایی ندارد.
در مورد تقاضای سرمایه ای برآوردها دشوارتر است. حرف اینست که طرف می تواند به سراغ اشکال مختلف دارایی از جمله مسکن برود؛ اینجا یحتمل قیمت دلاری موضوعیت پیدا کند و قیمت مسکن با بیت کوین، ارز و امثالهم مقایسه می شود. اما حتی در همین حالت دوم معنی دارد به همان سیاق نظریه «برابری قدرت خرید» در مورد ارز از محدوده دلاری نوسان قیمت مسکن صحبت کنیم؟ به نظر جواب منفی است. فرد می تواند انتخاب کند که برای پس انداز یا سرمایه گذاری از میان مسکن و سایر دارایی های دلاری سراغ یکی برود؛ طبیعی است که گزینه با بازده بیشتر را می توان جذابتر تلقی کرد. در ایران هم بعید است گزینه ای که سال هاست قیمتش در محدوده دلاری مشخص نوسان کرده است خیلی جذابیتی برای سرمایه گذاری دلاری داشته باشد. در بهترین حالت بنا به اطلاعات تاریخی یک توصیه موجه به کسی است که می خواهد معادل دلاری ثروتش را پس انداز (و نه سرمایه گذاری) کند.
فرض ثبات قیمت دلاری به این معناست که هروقت قیمت مسکن بالا برود ملت «متناسب با آن» دلار بیشتری می خرند و برعکس. دو کالای متفاوت و دو بازار متفاوت با اقتضائات و محرک های متفاوت؛ فرضی پرمناقشه داریم که بعید بدانم بشود آن را خیلی جدی گرفت و حداکثر سرنخی برای اشاره به رفتار گذشته ایرانی ها که البته منطق اقتصادی مشخصی هم ندارد و روشن نیست در آینده هم تکرار شود، والله اعلم.
پ.ن: از نظرات انتقادی دوستان استفاده می کنم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍51❤6👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دولت یا بازار؟
پرسش از «سرآغاز توسعه» در گفتگوی حسین درودیان و امیرحسین خالقی
درودیان: دولت هم مثل بازار تشخیص غلط دارد. اما تصمیمات درست دولت مانند مترو باید بیشتر شوند. این تصمیمات کلان را بخش خصوصی نمیتواند بگیرد اما برای توسعه ضروری هستند.
خالقی: هزینه تصمیم غلط کارآفرین از جیب خودش است، اما هزینه تصمیمهای غلط دولت از جیب مردم است. ضمن اینکه دولت انگیزه و دانش کافی را در تصمیمگیری ندارد.
فیلم کامل این گفتگو در یوتوب آزاد:
https://youtu.be/UnwmR4MGHVA
@AzadSocial
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
پرسش از «سرآغاز توسعه» در گفتگوی حسین درودیان و امیرحسین خالقی
درودیان: دولت هم مثل بازار تشخیص غلط دارد. اما تصمیمات درست دولت مانند مترو باید بیشتر شوند. این تصمیمات کلان را بخش خصوصی نمیتواند بگیرد اما برای توسعه ضروری هستند.
خالقی: هزینه تصمیم غلط کارآفرین از جیب خودش است، اما هزینه تصمیمهای غلط دولت از جیب مردم است. ضمن اینکه دولت انگیزه و دانش کافی را در تصمیمگیری ندارد.
فیلم کامل این گفتگو در یوتوب آزاد:
https://youtu.be/UnwmR4MGHVA
@AzadSocial
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍55❤4🔥1
مالیات و بزم جغدها
از ابن خلدون نقل شده که جغدی تمام شب هوهو می کرد. روزی پادشاهی کنجکاو میشود و میخواهد بداند جغد با هوهوی خود چه پیامی برای دوستانش میفرستد. بنابراین مردی را که زبان پرندگان میدانست فراخواند تا آواز جغد را به زبان آدمیزاد برگرداند. آنچه مرد ترجمه کرد پادشاه را در حیرت فرو برد.
شاه فهمید هوهوی جغد از روی خوشحالی است زیرا قرار است به زودی ساکن هزار روستایی شوند که از وجود آدمیان خالی خواهند شد چون مالیات زیاده از حدی که از مردمان آن روستاها گرفته میشد اهالی آنها را به ترک خانه و کاشانه خود وادار کرده بود.
https://bit.ly/47ER4q6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از ابن خلدون نقل شده که جغدی تمام شب هوهو می کرد. روزی پادشاهی کنجکاو میشود و میخواهد بداند جغد با هوهوی خود چه پیامی برای دوستانش میفرستد. بنابراین مردی را که زبان پرندگان میدانست فراخواند تا آواز جغد را به زبان آدمیزاد برگرداند. آنچه مرد ترجمه کرد پادشاه را در حیرت فرو برد.
شاه فهمید هوهوی جغد از روی خوشحالی است زیرا قرار است به زودی ساکن هزار روستایی شوند که از وجود آدمیان خالی خواهند شد چون مالیات زیاده از حدی که از مردمان آن روستاها گرفته میشد اهالی آنها را به ترک خانه و کاشانه خود وادار کرده بود.
https://bit.ly/47ER4q6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍145👎4❤3🔥1😱1
گفت و گوی کوتاه بنده مخلص در باب مکتب ناتینگهام (که داروغهاش معرف حضور عزیزان هست!) با «انتخاب»:
درمورد هزینه کرد درآمد نفت پاسخگو نیستند، اما مالیات هم در کنار تورم ۵۰ درصدی می گیرند
مالیات اگر برای خدمات عمومی ست، مردم باید شاهد کیفیت باشند.
پ.ن: جانکلام اینست که به اصطلاح قرارداد بودجهای یا همان fiscal contract در مملکت ایراد دارد؛ هر دولتی نوشته یا نانوشته با مردم به توافقی میرسد که در برابر آنها باید چه کند و مردم هم پاسخ میدهد که چطور هزینههای آن را تأمین کنند. یادمان باشد مالیاتستانی زورکی بنا نیست باعث توسعهیافتگی! یک اقتصاد بشود، اصل حاکمیت قانون، قوت نهادی و صد البته مشروعیت سیاسی است. متاسفانه در دوران خوبی به سر نمیبریم. دوستان اهل دل در مورد اقتصاد سیاسی مالیاتستانی اینجا را بخوانند، والله اعلم.
http://entekhab.ir/fa/news/746439
@Entekhab_ir
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
درمورد هزینه کرد درآمد نفت پاسخگو نیستند، اما مالیات هم در کنار تورم ۵۰ درصدی می گیرند
مالیات اگر برای خدمات عمومی ست، مردم باید شاهد کیفیت باشند.
پ.ن: جانکلام اینست که به اصطلاح قرارداد بودجهای یا همان fiscal contract در مملکت ایراد دارد؛ هر دولتی نوشته یا نانوشته با مردم به توافقی میرسد که در برابر آنها باید چه کند و مردم هم پاسخ میدهد که چطور هزینههای آن را تأمین کنند. یادمان باشد مالیاتستانی زورکی بنا نیست باعث توسعهیافتگی! یک اقتصاد بشود، اصل حاکمیت قانون، قوت نهادی و صد البته مشروعیت سیاسی است. متاسفانه در دوران خوبی به سر نمیبریم. دوستان اهل دل در مورد اقتصاد سیاسی مالیاتستانی اینجا را بخوانند، والله اعلم.
http://entekhab.ir/fa/news/746439
@Entekhab_ir
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍93❤12👎3🔥1
یادی از اقتصاد سیاسی دهه شصت و استمبادی در باب آینده
«بازاری ها تقریبا در اولین روزهای بعد از انقلاب تمام نهاد های اقتصادی را گرفتند. ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ یک هفته بعد از انقلاب، اتاق بازرگانی را به تصرف خود درآوردند و در همان شورای انقلاب امتیاز ویژه تأسیس سازمان اقتصاد اسلامی را که درواقع نوعی بانک بود به دست آوردند. درحالی که همان شورا همه بانک ها را دولتی کرده بود به آنها یک بانک پیشکش کرد. در همان سال هم مبلغی نزدیک ۳ میلیارد تومان وام را مصوب کرد تا این سازمان بین صندوق های قرض الحسنه زیرمجموعه خود تقسیم کند. بنیاد مستضعفان و کل وزارت بازرگانی در اختیار این گروه قرار گرفت.
شرکت بازرگانی دولتی را اساسا این گروه شکل داد، شرکت اقتصادی کمیته امداد امام را این گروه شکل داد، به ستاد داخلی بنیاد شهید رفتند. این گروه در همه جا حضور پیدا کرد و اگر تا پیش از انقلاب کاملا از قدرت بوروکراتیک و رسمی فاصله می گرفتند، این دفعه در قدرت بوروکراتیک و رسمی نشستند. به همین دلیل است که برخی از کارشناسان بر این باورند که تمرکز اقتصادی - سیاسی دوباره و به شکل دیگری بازتولید شد».
این بخشی از کتاب جدید بهمن امویی با عنوان «چگونه می توان یک کشور را دزدید» است؛ البته گفتنی است که بعد از جنگ ماجرا به شکل متفاوتی پیش رفت که نقطه عطف آن ظهور محمود خان احمدی نژاد بود؛ آن زمان یکی از اعضای بلندپایه حزب موتلفه اسلامی به چهره ای از اصطلاح طلبان (چپ های اسلامی) گفته بود شما را با سروصدا حذف کردند ما را بی سروصدا! بعد از ماه عسل نفتی، وضع تحریم های فلج کننده از سال 2012 به این سو هم تحولی اساسی بود که مناسبات اقتصادی-سیاسی را تغییر داد.
با بالا گرفتن تنش های میان امریکا و چین و ماجرای جنگ اوکراین امیدهایی در دل تهران ایجاد شده است ولی فعلا کسی پا پیش نمی گذارد و منتظرند ببیند اوضاع داخلی به کجا می رسد و چه تحولاتی در پیش است؛ وضع یانکی جماعت هم فعلا خرابتر از اینهاست که برنامه مشخصی برای ایران داشته باشند؛ باید دردهای داخلی را درمان و خود را بازآفرینی کند (چیزی که به پیش بینی جرج فریدمن باید در سال 2028 منتظرش باشیم). اما انتخاب آتی و به قدرت رسیدن ترامپ یا یک جمهوری خواه دیگر فشار بر تهران افزایش خواهد داد. خلاصه کنم بزرگواران، خبرهای خوبی نمی رسد و ظاهرا کاری هم از کسی برنمی آید و ما محکوم به نظاره از دست رفتن فرصت های توسعه ایرانیم! ان شاء الله که همه این حرف ها غلط باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3NfUHuG
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
«بازاری ها تقریبا در اولین روزهای بعد از انقلاب تمام نهاد های اقتصادی را گرفتند. ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ یک هفته بعد از انقلاب، اتاق بازرگانی را به تصرف خود درآوردند و در همان شورای انقلاب امتیاز ویژه تأسیس سازمان اقتصاد اسلامی را که درواقع نوعی بانک بود به دست آوردند. درحالی که همان شورا همه بانک ها را دولتی کرده بود به آنها یک بانک پیشکش کرد. در همان سال هم مبلغی نزدیک ۳ میلیارد تومان وام را مصوب کرد تا این سازمان بین صندوق های قرض الحسنه زیرمجموعه خود تقسیم کند. بنیاد مستضعفان و کل وزارت بازرگانی در اختیار این گروه قرار گرفت.
شرکت بازرگانی دولتی را اساسا این گروه شکل داد، شرکت اقتصادی کمیته امداد امام را این گروه شکل داد، به ستاد داخلی بنیاد شهید رفتند. این گروه در همه جا حضور پیدا کرد و اگر تا پیش از انقلاب کاملا از قدرت بوروکراتیک و رسمی فاصله می گرفتند، این دفعه در قدرت بوروکراتیک و رسمی نشستند. به همین دلیل است که برخی از کارشناسان بر این باورند که تمرکز اقتصادی - سیاسی دوباره و به شکل دیگری بازتولید شد».
این بخشی از کتاب جدید بهمن امویی با عنوان «چگونه می توان یک کشور را دزدید» است؛ البته گفتنی است که بعد از جنگ ماجرا به شکل متفاوتی پیش رفت که نقطه عطف آن ظهور محمود خان احمدی نژاد بود؛ آن زمان یکی از اعضای بلندپایه حزب موتلفه اسلامی به چهره ای از اصطلاح طلبان (چپ های اسلامی) گفته بود شما را با سروصدا حذف کردند ما را بی سروصدا! بعد از ماه عسل نفتی، وضع تحریم های فلج کننده از سال 2012 به این سو هم تحولی اساسی بود که مناسبات اقتصادی-سیاسی را تغییر داد.
با بالا گرفتن تنش های میان امریکا و چین و ماجرای جنگ اوکراین امیدهایی در دل تهران ایجاد شده است ولی فعلا کسی پا پیش نمی گذارد و منتظرند ببیند اوضاع داخلی به کجا می رسد و چه تحولاتی در پیش است؛ وضع یانکی جماعت هم فعلا خرابتر از اینهاست که برنامه مشخصی برای ایران داشته باشند؛ باید دردهای داخلی را درمان و خود را بازآفرینی کند (چیزی که به پیش بینی جرج فریدمن باید در سال 2028 منتظرش باشیم). اما انتخاب آتی و به قدرت رسیدن ترامپ یا یک جمهوری خواه دیگر فشار بر تهران افزایش خواهد داد. خلاصه کنم بزرگواران، خبرهای خوبی نمی رسد و ظاهرا کاری هم از کسی برنمی آید و ما محکوم به نظاره از دست رفتن فرصت های توسعه ایرانیم! ان شاء الله که همه این حرف ها غلط باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3NfUHuG
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آسو
چگونه میتوان یک کشور را دزدید؟
بخش عمده و اصلی روند خصوصیسازی در جمهوری اسلامی را باید از زبان دستاندرکاران این فرایندِ ۳۵ساله شنید، فرایندی که بهصورت مکتوب در جایی ضبط و ثبت نشده است. برای درک بهتر تبارشناسی این روند و نوشتن داستان آن، بهجز مراجعه به اطلاعات و ارقام کتابخانهای، لازم…
👍60😢5😁2😱2❤1🔥1
در باب بیبُتِگی!
میزس معتقد بود مالکیت خصوصی سرمایه برای محاسبه اقتصادی ضروری است؛ بدون مالکیت، همه تخصیصها تیری در تاریکی خواهند بود و اساسا قیمت و سود و زیان موضوعیت پیدا نمیکنند.
از صلاحیت اخلاقی بوروکراتجماعت که بگذریم؛ در مورد سیاستگذاری توسعه! هم بیبتههایی که با اتوبوس قبلی امدهاند و با بعدی میروند نمیتوانند به درستی منابع یک کشور را (آن هم در مقیاسی وسیع) تخصیص دهند. کل کار در واقع قمار با پول مردم با اهداف سیاسی-قبیلهای است.
خلاصه کنم حتی اگر راه درست پیشرفت یعنی تخصیص بازاری را هم کنار بگذاریم، پروژه 《توسعه》 یک مملکت جز توسط 《صاحب》 آن پیش نمیرود. شاید موفقیت (واقعا؟) عربستان و امارات را هم باید از این منظر دید. نزد هانس هرمان هوپه دلیل ترجیح سلطنت به دموکراسی هم همین بود که در اولی بالاخره یک کشور 《صاحب》 دارد. الله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
میزس معتقد بود مالکیت خصوصی سرمایه برای محاسبه اقتصادی ضروری است؛ بدون مالکیت، همه تخصیصها تیری در تاریکی خواهند بود و اساسا قیمت و سود و زیان موضوعیت پیدا نمیکنند.
از صلاحیت اخلاقی بوروکراتجماعت که بگذریم؛ در مورد سیاستگذاری توسعه! هم بیبتههایی که با اتوبوس قبلی امدهاند و با بعدی میروند نمیتوانند به درستی منابع یک کشور را (آن هم در مقیاسی وسیع) تخصیص دهند. کل کار در واقع قمار با پول مردم با اهداف سیاسی-قبیلهای است.
خلاصه کنم حتی اگر راه درست پیشرفت یعنی تخصیص بازاری را هم کنار بگذاریم، پروژه 《توسعه》 یک مملکت جز توسط 《صاحب》 آن پیش نمیرود. شاید موفقیت (واقعا؟) عربستان و امارات را هم باید از این منظر دید. نزد هانس هرمان هوپه دلیل ترجیح سلطنت به دموکراسی هم همین بود که در اولی بالاخره یک کشور 《صاحب》 دارد. الله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍89👎9❤3🔥1
عجایب دهه 60: هواپیما ارزانتر از تاکسی در می آمد!
«چون درآمد بالا بود و به رغم جنگ و درگیری های داخلی و افت شدید تولید ناخالص داخلی، عملا تا سال ۱۳۶۴ اصلا کسی نه جنگ را احساس می کرد و نه محدودیت منابع را. درنتیجه کسی احساس نمی کرد که این شیوه تصمیم گیری و تصمیم سازی و بی توجهی به اصل کمیابی منابع اشتباه است و می تواند مشکل ایجاد کند. تا آن زمان منابع قابل توجه بود و زیرساخت هایی که از قبل ساخته شده بود همچنان کارایی از خود نشان می دادند و ظاهرا همه چیز مطابق خواسته پیش می رفت.
همه فکر می کردند اگر هم مشکل و کمبودی وجود دارد به واسطه جنگ است که آن هم به هرحال امری موقتی تلقی می شد. مسعود نیلی ، که در زمان نخست وزیری مهندس موسوی معاون اقتصادی سازمان برنامه بود ، آن روزها را به خوبی به یاد دارد که کسی فکر نمی کرد این نوع سیاست اشکال ایجاد کند تا اینکه سال ۱۳۶۵ یک دفعه قیمت نفت کاهش شدید پیدا کرد. جنگ همچنان ادامه داشت و حتی هزینه های آن بالاتر رفت و زیرساخت ها هم تمام بهره ای را که می توان از وجود آنها متصور بود، پس داده بودند و نیاز به سرمایه گذاری و بازسازی زیرساخت ها ضروری شد. اینجا بود که به تدریج سیاست های مبنی بر وفور منابع مورد هجمه قرار گرفت و یک دفعه کشور بدون منابع ماند.
حال وقتی مردم به مغازه ها می رفتند ، با نبود کالاهای موردنیاز و ضروری روبه رو می شدند . یک حلب روغن نباتی با قیمت دولتی کمتر از ۳۰ تومان و قیمت بازار آزاد آن ۲هزار و ۵۰۰ تومان بود و اگر کوپن جواب نمی داد، مردم صد برابر هزینه می کردند . زمانی قیمت کیسه برنج از خود برنج بیشتر می شد. این نسبت ها خیلی به هم ریخته بود. قیمت بلیت هواپیمای تهران تا مثلا شیراز ارزانتر از قیمت تاکسی و کرایه تهران - کرج بود. آنجاها که دولت دخالت حداکثری می کرد، به حدی ریخت وپاش منابع صورت می گرفت که مانع می شد تا اشتباه در تصمیم گیری ها را نشان دهد. در میان مسئولان بحث راه افتاد و شروع کردند به نقد خود و تصمیم های گذشته. در سال ۱۳۶۷ شرایط خیلی سخت شد و کسری بودجه به بالای ۵۳ درصد رسید».
فقط یک چیزی را لابه لای بحث ها در نظر بگیرید، اگر این کشور وارد جنگی دیگر شد یحتمل اوضاع خیلی خیلی با دهه 60 متفاوت پیش خواهد رفت، مملکت در حال تمام شدن است و نه پول دارد و نه روحیه، والله اعلم.
https://bit.ly/3NfUHuG
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
«چون درآمد بالا بود و به رغم جنگ و درگیری های داخلی و افت شدید تولید ناخالص داخلی، عملا تا سال ۱۳۶۴ اصلا کسی نه جنگ را احساس می کرد و نه محدودیت منابع را. درنتیجه کسی احساس نمی کرد که این شیوه تصمیم گیری و تصمیم سازی و بی توجهی به اصل کمیابی منابع اشتباه است و می تواند مشکل ایجاد کند. تا آن زمان منابع قابل توجه بود و زیرساخت هایی که از قبل ساخته شده بود همچنان کارایی از خود نشان می دادند و ظاهرا همه چیز مطابق خواسته پیش می رفت.
همه فکر می کردند اگر هم مشکل و کمبودی وجود دارد به واسطه جنگ است که آن هم به هرحال امری موقتی تلقی می شد. مسعود نیلی ، که در زمان نخست وزیری مهندس موسوی معاون اقتصادی سازمان برنامه بود ، آن روزها را به خوبی به یاد دارد که کسی فکر نمی کرد این نوع سیاست اشکال ایجاد کند تا اینکه سال ۱۳۶۵ یک دفعه قیمت نفت کاهش شدید پیدا کرد. جنگ همچنان ادامه داشت و حتی هزینه های آن بالاتر رفت و زیرساخت ها هم تمام بهره ای را که می توان از وجود آنها متصور بود، پس داده بودند و نیاز به سرمایه گذاری و بازسازی زیرساخت ها ضروری شد. اینجا بود که به تدریج سیاست های مبنی بر وفور منابع مورد هجمه قرار گرفت و یک دفعه کشور بدون منابع ماند.
حال وقتی مردم به مغازه ها می رفتند ، با نبود کالاهای موردنیاز و ضروری روبه رو می شدند . یک حلب روغن نباتی با قیمت دولتی کمتر از ۳۰ تومان و قیمت بازار آزاد آن ۲هزار و ۵۰۰ تومان بود و اگر کوپن جواب نمی داد، مردم صد برابر هزینه می کردند . زمانی قیمت کیسه برنج از خود برنج بیشتر می شد. این نسبت ها خیلی به هم ریخته بود. قیمت بلیت هواپیمای تهران تا مثلا شیراز ارزانتر از قیمت تاکسی و کرایه تهران - کرج بود. آنجاها که دولت دخالت حداکثری می کرد، به حدی ریخت وپاش منابع صورت می گرفت که مانع می شد تا اشتباه در تصمیم گیری ها را نشان دهد. در میان مسئولان بحث راه افتاد و شروع کردند به نقد خود و تصمیم های گذشته. در سال ۱۳۶۷ شرایط خیلی سخت شد و کسری بودجه به بالای ۵۳ درصد رسید».
فقط یک چیزی را لابه لای بحث ها در نظر بگیرید، اگر این کشور وارد جنگی دیگر شد یحتمل اوضاع خیلی خیلی با دهه 60 متفاوت پیش خواهد رفت، مملکت در حال تمام شدن است و نه پول دارد و نه روحیه، والله اعلم.
https://bit.ly/3NfUHuG
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آسو
چگونه میتوان یک کشور را دزدید؟
بخش عمده و اصلی روند خصوصیسازی در جمهوری اسلامی را باید از زبان دستاندرکاران این فرایندِ ۳۵ساله شنید، فرایندی که بهصورت مکتوب در جایی ضبط و ثبت نشده است. برای درک بهتر تبارشناسی این روند و نوشتن داستان آن، بهجز مراجعه به اطلاعات و ارقام کتابخانهای، لازم…
👍119🔥9❤4👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنده باد آزادی لعنتی؛ گور پدر دولت!
در این دورهمی به آرژانتين و میلی پرداختیم و با حضور رحمتالله نیکنام، رضا قزیپور، شلاله صحافی و مانی بشرزاد با میزبانی مرتضی کاظمی گپی زدیم. جو لیبرال بودن جمع چنان بالا بود که من مرتجعی بیش به حساب نمی امدم! والله اعلم
خاویار میلی آنطور که گفته معتقد است دولت آرژانتین بیش از اندازه بزرگ شده و لازم است تعداد زیادی از وزارتخانهها بهطور ضربتی تعطیل شوند.
برای مشاهده ویدئوی کامل این نشست اینجا کلیک کنید
@Feghtesad
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در این دورهمی به آرژانتين و میلی پرداختیم و با حضور رحمتالله نیکنام، رضا قزیپور، شلاله صحافی و مانی بشرزاد با میزبانی مرتضی کاظمی گپی زدیم. جو لیبرال بودن جمع چنان بالا بود که من مرتجعی بیش به حساب نمی امدم! والله اعلم
خاویار میلی آنطور که گفته معتقد است دولت آرژانتین بیش از اندازه بزرگ شده و لازم است تعداد زیادی از وزارتخانهها بهطور ضربتی تعطیل شوند.
برای مشاهده ویدئوی کامل این نشست اینجا کلیک کنید
@Feghtesad
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍78❤8🔥6😁5👎2
آینده اقتدارگرایی؛ امنیت یا نوآوری؟
در کشورهای اقتدارگرا همیشه این دغدغه وجود دارد که چطور میان نوآوری های رشدافزا (که نیازمند یک جامعه باز و آزادی هستند) با پارانویای همیشگی دولتی ها توازن برقرار کنیم. به زبان دیگر، این دولت ها باید اجازه دهند جامعه آزمون و خطا کند تا نوآوری در اقتصاد را شاهد باشیم ولی در این صورت هم به نظرشان دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود و خرابکارها! قدرت می گیرند.
چین در مواجهه با تکنولوژی های جدید با چالشی مشابه روبه روست، اوایل در مورد اینترنت تصور می شد که نمی توانند از پس کنترل آن بربیایند ولی امروز می بینیم که ظاهرا توانستند؛ فیلترینگ شدید پلتفرم های خارجی و سانسور شدید داخلی ها موفق بوده است. از شرکت های بزرگ مثل علی بابا و تنسنت (همان مالک وی چت) زهرچشم گرفته اند تا خلاف منویات حزب عمل نکنند. حالا اما هوش مصنوعی مُد شده است و چینی ها به دنبال کنترل آن هستند تا مبادا محتوای خرابکارانه! به گوش ملت برسد. چت جی پی تی که فیلتر شده است و پلتفرم های داخلی مشابه را هم مجبور به ثبت دقیق الگوریتم ها و داده های مرتبط کرده اند.
ظاهرا دستورالعمل ها و راهنمایی برای حفظ «ارزش های سوسیالیستی» و به چالش نکشیدن قدرت دولت فخیمه چین هم صادر شده است تا محتوای نامناسب پیشنهاد ندهند. مثلا اگر در نرم افزارهای هوش مصنوعی در مورد شخص شی جی پینگ بپرسید جوابی نمی گیرید! کسی هم خلاف کرد که حسابش با کرام الکاتبین است. دنبال این هستند که یک هوش مصنوعی کمونیست تحویل بدهند که دشمنان خلق را خوشحال نکند!
به این ترتیب هوش مصنوعی وقتی با مصرف کننده عادی و شهروندان سروکار دارد به شدت محدود و مهار شده است. اما در استفاده های تجاری و شرکتی از هوش مصنوعی راه را باز گذاشته و سرمایه گذاری های سنگینی انجام داده اند (یک نمونه صندوق سرمایه گذاری در هوش مصنوعی شنزن با ارزش 14 میلیارد دلار که به طور در سرمایه گذاری در حوزه امنیت داده های شرکتی فعال می کند). اما این نرم افزارها باید از داده های مناسب (شرکتی) یاد بگیرند تا به کارایی مناسب برسند! این داده ها هم داخل شرکت هاست، برای دسترس پذیرتر کردن آنها «بورس داده» راه انداخته اند. در این بورس ها، داده های شرکت ها در حوزه های مختلف (مثلا میزان مصرف برق و انرژی و دیگر جزئیات فنی برای ارزیابی واقعی تر اقتصاد) را به محصولات اطلاعاتی استاندارد تبدیل می کنند و به فروش می گذارند؛ این طور ببینید که حتی شرکت های کوچک هم می توانند از داده های غول های تکنولوژی استفاده کنند و دیگر آنها برتری اطلاعاتی قبلی را ندارند.
امروز حدود 50 تا از این بورس ها در چین داریم! بامزه اینجاست که حتی اطلاعات پرستاران و پزشکان و تخت های بیمارستانی هم به فروش می رسد که به شرکت های خدمات پزشکی و دارویی در تصمیم گیری کمک می کنند، حتی می توانید «داده ها» را وثیقه بگذارید و وام بگیرید. بحث ارزشگذاری داده های شرکت ها هم داغ است و اینکه در ترازنامه شرکت ها هم بیاید! اما این هم چالش های خودش را دارد وقتی داده ها را به بازار می سپاری شاید به دست امریکایی ها بیفتد که این برای چینی ها به معنای خطرات جدی امنیت ملی است، بماند که با تمام مراقبت ها خطر نشت داده های حساس! همیشه وجود دارد؛ وقتی در جعبه پاندورا را باز می کنی خیلی نمی توانی عاقبت کار را پیش بینی کنی. همین تعارض میان نوآوری و امنیت پیشرفت هوش مصنوعی در حوزه تجاری را هم کند می کند و باید نشست و دید چه می شود، والله اعلم.
https://bit.ly/3TSkZr0
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در کشورهای اقتدارگرا همیشه این دغدغه وجود دارد که چطور میان نوآوری های رشدافزا (که نیازمند یک جامعه باز و آزادی هستند) با پارانویای همیشگی دولتی ها توازن برقرار کنیم. به زبان دیگر، این دولت ها باید اجازه دهند جامعه آزمون و خطا کند تا نوآوری در اقتصاد را شاهد باشیم ولی در این صورت هم به نظرشان دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود و خرابکارها! قدرت می گیرند.
چین در مواجهه با تکنولوژی های جدید با چالشی مشابه روبه روست، اوایل در مورد اینترنت تصور می شد که نمی توانند از پس کنترل آن بربیایند ولی امروز می بینیم که ظاهرا توانستند؛ فیلترینگ شدید پلتفرم های خارجی و سانسور شدید داخلی ها موفق بوده است. از شرکت های بزرگ مثل علی بابا و تنسنت (همان مالک وی چت) زهرچشم گرفته اند تا خلاف منویات حزب عمل نکنند. حالا اما هوش مصنوعی مُد شده است و چینی ها به دنبال کنترل آن هستند تا مبادا محتوای خرابکارانه! به گوش ملت برسد. چت جی پی تی که فیلتر شده است و پلتفرم های داخلی مشابه را هم مجبور به ثبت دقیق الگوریتم ها و داده های مرتبط کرده اند.
ظاهرا دستورالعمل ها و راهنمایی برای حفظ «ارزش های سوسیالیستی» و به چالش نکشیدن قدرت دولت فخیمه چین هم صادر شده است تا محتوای نامناسب پیشنهاد ندهند. مثلا اگر در نرم افزارهای هوش مصنوعی در مورد شخص شی جی پینگ بپرسید جوابی نمی گیرید! کسی هم خلاف کرد که حسابش با کرام الکاتبین است. دنبال این هستند که یک هوش مصنوعی کمونیست تحویل بدهند که دشمنان خلق را خوشحال نکند!
به این ترتیب هوش مصنوعی وقتی با مصرف کننده عادی و شهروندان سروکار دارد به شدت محدود و مهار شده است. اما در استفاده های تجاری و شرکتی از هوش مصنوعی راه را باز گذاشته و سرمایه گذاری های سنگینی انجام داده اند (یک نمونه صندوق سرمایه گذاری در هوش مصنوعی شنزن با ارزش 14 میلیارد دلار که به طور در سرمایه گذاری در حوزه امنیت داده های شرکتی فعال می کند). اما این نرم افزارها باید از داده های مناسب (شرکتی) یاد بگیرند تا به کارایی مناسب برسند! این داده ها هم داخل شرکت هاست، برای دسترس پذیرتر کردن آنها «بورس داده» راه انداخته اند. در این بورس ها، داده های شرکت ها در حوزه های مختلف (مثلا میزان مصرف برق و انرژی و دیگر جزئیات فنی برای ارزیابی واقعی تر اقتصاد) را به محصولات اطلاعاتی استاندارد تبدیل می کنند و به فروش می گذارند؛ این طور ببینید که حتی شرکت های کوچک هم می توانند از داده های غول های تکنولوژی استفاده کنند و دیگر آنها برتری اطلاعاتی قبلی را ندارند.
امروز حدود 50 تا از این بورس ها در چین داریم! بامزه اینجاست که حتی اطلاعات پرستاران و پزشکان و تخت های بیمارستانی هم به فروش می رسد که به شرکت های خدمات پزشکی و دارویی در تصمیم گیری کمک می کنند، حتی می توانید «داده ها» را وثیقه بگذارید و وام بگیرید. بحث ارزشگذاری داده های شرکت ها هم داغ است و اینکه در ترازنامه شرکت ها هم بیاید! اما این هم چالش های خودش را دارد وقتی داده ها را به بازار می سپاری شاید به دست امریکایی ها بیفتد که این برای چینی ها به معنای خطرات جدی امنیت ملی است، بماند که با تمام مراقبت ها خطر نشت داده های حساس! همیشه وجود دارد؛ وقتی در جعبه پاندورا را باز می کنی خیلی نمی توانی عاقبت کار را پیش بینی کنی. همین تعارض میان نوآوری و امنیت پیشرفت هوش مصنوعی در حوزه تجاری را هم کند می کند و باید نشست و دید چه می شود، والله اعلم.
https://bit.ly/3TSkZr0
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
The Economist
China is shoring up the great firewall for the AI age
The Communist Party has created a thriving but sanitised digital economy. Can it do the same with artificial intelligence?
👍67❤12
داستان دو محمد!
امارات متحده عربی (محمد بن زاید) و عربستان سعودی (محمد بن سلمان) از نگاه بسیاری افراد متحدین همدیگر به شمار می آیند. در تحریم قطر و عملیات نظامی علیه یمنی ها همکاری های جدی داشتند و به تازگی هم هر دو به درجاتی از یانکی ها فاصله گرفته اند و به مسکو و پکن نزدیک شده اند. اما سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و رقابت شدید زیرپوستی بین آنها حاکم است.
اولی بر سر جذب سرمایه های خارجی است؛ آغاز ماجرا به 2009 و بانک مرکزی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برمی گردد که بنا بود یک اتحادیه پولی ایجاد کنند. امارات از این گله داشت که چرا دفتر اصلی باید در ریاض باشد و البته کل پروژه اتحادیه به جایی نرسید. امارات در جذب سرمایه خارجی خیلی بهتر عمل کرده و بیش از 70 درصد شرکت های معظم فراملیتی در دوبی دفتر دارند ولی ریاض هم به یمن افزایش قیمت نفت بر سر بحران اوکراین اوضاع خوبی دارد و البته خیلی از شرکت ها را ترغیب (و چه بسا تهدید!) می کند که دفاتر خود را به سرزمین حجاز انتقال دهند. در حوزه انرژی هم هردو کشور از بازیگران اصلی هستند ولی اختلاف آنها گاه و بیگاه گل می کند؛ از جمله پیشنهاد عربستان برای کاهش تولید نفت تا آخر سال 2022 که امارات با آن مخالفت کرد.
رقابت غریبی هم بر سر پرستیژ و تصویر جهانی بر هر دو حاکم است و هر دو سعی می کنند خود را به رخ جهانیان بکشند، حکام حجاز کنفرانس فیوچر اینوستمت اینیشیتو(متولی آن صندوقی به همین نام است که توسط صندوق ثروت ملی عربستان بنیان نهاده شده) برگزار می کند و اماراتی ها میزبان رویدادهای مجمع جهانی اقتصاد (دابلیو. ای. اف.) هستند؛ هر دو هم برای حضور بیشتر چهره های مشهور و سرمایه گذاران بزرگ برای حل مشکلات جهانی. اکسپو 2020 دوبی را هم که شنیده ایم و عربستان برای 2030 برنامه دارد. موارد مشابهی هم برای سازمان تجارت جهانی و البته تغییر اقلیم نیز در امارات در جریان است. عربستان حتی نخواسته از قطر عقب بماند و برای جام جهانی و فوتبال هم سرمایه گذاری زیادی (همان حدود طلب همیشگی ایران از کره یعنی حدود 6 میلیارد دلار) کرده و البته برای عقب نماندن از اماراتی ها حتی بزرگترین فستیوال موسیقی خاورمیانه را برگزار کرده است؛ چیزی که شاید یک دهه قبل هم ناممکن به نظر می رسید.
هر دو کشور به دنبال تبدیل شدن به هاب حمل و نقل و کسب و کار منطقه هستند، از قرار اماراتی ها روی بندر خلیفه و جبل علی کار می کنند و عربستان روی جده متمرکز است. یکی هواپیمایی امارات را تقویت می کند و دیگری هواپیمای ریاض را راه انداخته و البته بناست 100 میلیارد دلار! خرج ساخت زیرساخت های لجستیکی کند. پروژه نئوم هم که دیگری نیازی به اشاره ندارد. یک سیاست جالبی حاکم حجاز این بود که در راستای حمایت از تولید در داخل، تعرفه ترجیحی کالاهایی که در تولیدشان از نهاده های اسرائیلی استفاده شده یا در مناطق آزاد (یعنی همان امارات!) ساخته می شوند را حذف کردند.
طرفین برای مهار یکدیگر شاید بیشتر به سمت پکن و مسکو و حتی ایران هم بروند که این شاید امریکا را وادار به بازنگری در رویکردش نسبت به خاورمیانه کند؛ می دانیم که شلوغی در خاورمیانه فقط به آن منطقه محدود نمی ماند!
متن کامل این مقاله را اینجا بخوانید:
https://bit.ly/3vTRZFC
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
امارات متحده عربی (محمد بن زاید) و عربستان سعودی (محمد بن سلمان) از نگاه بسیاری افراد متحدین همدیگر به شمار می آیند. در تحریم قطر و عملیات نظامی علیه یمنی ها همکاری های جدی داشتند و به تازگی هم هر دو به درجاتی از یانکی ها فاصله گرفته اند و به مسکو و پکن نزدیک شده اند. اما سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و رقابت شدید زیرپوستی بین آنها حاکم است.
اولی بر سر جذب سرمایه های خارجی است؛ آغاز ماجرا به 2009 و بانک مرکزی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برمی گردد که بنا بود یک اتحادیه پولی ایجاد کنند. امارات از این گله داشت که چرا دفتر اصلی باید در ریاض باشد و البته کل پروژه اتحادیه به جایی نرسید. امارات در جذب سرمایه خارجی خیلی بهتر عمل کرده و بیش از 70 درصد شرکت های معظم فراملیتی در دوبی دفتر دارند ولی ریاض هم به یمن افزایش قیمت نفت بر سر بحران اوکراین اوضاع خوبی دارد و البته خیلی از شرکت ها را ترغیب (و چه بسا تهدید!) می کند که دفاتر خود را به سرزمین حجاز انتقال دهند. در حوزه انرژی هم هردو کشور از بازیگران اصلی هستند ولی اختلاف آنها گاه و بیگاه گل می کند؛ از جمله پیشنهاد عربستان برای کاهش تولید نفت تا آخر سال 2022 که امارات با آن مخالفت کرد.
رقابت غریبی هم بر سر پرستیژ و تصویر جهانی بر هر دو حاکم است و هر دو سعی می کنند خود را به رخ جهانیان بکشند، حکام حجاز کنفرانس فیوچر اینوستمت اینیشیتو(متولی آن صندوقی به همین نام است که توسط صندوق ثروت ملی عربستان بنیان نهاده شده) برگزار می کند و اماراتی ها میزبان رویدادهای مجمع جهانی اقتصاد (دابلیو. ای. اف.) هستند؛ هر دو هم برای حضور بیشتر چهره های مشهور و سرمایه گذاران بزرگ برای حل مشکلات جهانی. اکسپو 2020 دوبی را هم که شنیده ایم و عربستان برای 2030 برنامه دارد. موارد مشابهی هم برای سازمان تجارت جهانی و البته تغییر اقلیم نیز در امارات در جریان است. عربستان حتی نخواسته از قطر عقب بماند و برای جام جهانی و فوتبال هم سرمایه گذاری زیادی (همان حدود طلب همیشگی ایران از کره یعنی حدود 6 میلیارد دلار) کرده و البته برای عقب نماندن از اماراتی ها حتی بزرگترین فستیوال موسیقی خاورمیانه را برگزار کرده است؛ چیزی که شاید یک دهه قبل هم ناممکن به نظر می رسید.
هر دو کشور به دنبال تبدیل شدن به هاب حمل و نقل و کسب و کار منطقه هستند، از قرار اماراتی ها روی بندر خلیفه و جبل علی کار می کنند و عربستان روی جده متمرکز است. یکی هواپیمایی امارات را تقویت می کند و دیگری هواپیمای ریاض را راه انداخته و البته بناست 100 میلیارد دلار! خرج ساخت زیرساخت های لجستیکی کند. پروژه نئوم هم که دیگری نیازی به اشاره ندارد. یک سیاست جالبی حاکم حجاز این بود که در راستای حمایت از تولید در داخل، تعرفه ترجیحی کالاهایی که در تولیدشان از نهاده های اسرائیلی استفاده شده یا در مناطق آزاد (یعنی همان امارات!) ساخته می شوند را حذف کردند.
طرفین برای مهار یکدیگر شاید بیشتر به سمت پکن و مسکو و حتی ایران هم بروند که این شاید امریکا را وادار به بازنگری در رویکردش نسبت به خاورمیانه کند؛ می دانیم که شلوغی در خاورمیانه فقط به آن منطقه محدود نمی ماند!
متن کامل این مقاله را اینجا بخوانید:
https://bit.ly/3vTRZFC
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Foreign Policy
The Hidden Rivalry of Saudi Arabia and the UAE
The two countries look like allies—but are increasingly regional competitors.
👍52❤7👎4🔥1
اوضاع ما در آن حوزه قبیحه!
در شاخص آزادی انسانی رتبه درخشانی نداریم، 161 در میان 165 کشور؛ لزوما ربطی به اوضاع اقتصادی ندارد، می بینیم که رتبه عربستان سعودی هم 157 است، والله اعلم.
گزارش کامل را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در شاخص آزادی انسانی رتبه درخشانی نداریم، 161 در میان 165 کشور؛ لزوما ربطی به اوضاع اقتصادی ندارد، می بینیم که رتبه عربستان سعودی هم 157 است، والله اعلم.
گزارش کامل را اینجا ببینید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍38😢10❤2🔥2😁2👎1