مقایسه ای از دو سوی یک مرز!
رتبه های آزادی اقتصادی
جمهوری دومینیکن (سمت راست): 88
هایتی (سمت چپ): 150
و
ایران: 171
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه های آزادی اقتصادی
جمهوری دومینیکن (سمت راست): 88
هایتی (سمت چپ): 150
و
ایران: 171
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب رام کردن یک هیولا: دولت
در میان اهالی اقتصاد این بحث طلبگی "نقش دولت در توسعه اقتصادی" بسیار رایج است، کسانی نقش حداقلی برای دولت قائل اند و از آن سو کسانی نیز آن را ستون خیمه توسعه می دانند. حرف و حدیث کم نیست و این دو در تایید ادعاهایشان شواهدی هم می آورند.
مالزی و سنگاپور دو مثال محبوب هواداران "مداخله دولت" هستند که دولت نقش پررنگی در مسیر توسعه ایفا کرده است. نام رهبران مالزی (ماهاتیر محمد) و سنگاپور (لی کوان یو) برای بسیاری آشناست و آنها را معماران توسعه دو کشور می دانند. آنها با دیسیپلین بالا توانسته اند کشورهایی که تا چند دهه پیش پیشرفته به حساب نمی آمدند را از آب و گل درآورند تا این دو هم در جهان حرفی برای گفتن داشته باشند.
برای مثال دخالت دولت سنگاپور در امور به حدی بود که از سال 1992 فروش آدامس ممنوع اعلام شد و تا امروز هم فقط انواع دارویی آن برای مقاصدی نظیر ترک اعتیاد برای واردات مجاز شمرده می شوند. علت ممنوعیت این بود که ملت آدامس ها را هرکجا دستشان می رسید می چسباندند و این علاوه بر نارضایتی مردم، هزینه نگهداری و نظافت مکان ها عمومی را بالا برده بود. حتی در یک مورد چسباندن آدامس به سنسورهای دربهای مترو خسارت های قابل توجهی ایجاد کرده بود.
اما پیش نیاز نقش آفرینی موثر دولت وجود یک بوروکراسی کارآمد است و مالزی و سنگاپور هم در آغاز "اصلاح ساختار دولت" را مورد توجه قرار دادند. وجود رهبران دوراندیش و تعهد و اراده سیاسی البته شرطی مهم بود، ولی چه چیز آن تعهد و اراده سیاسی را به وجود می آورد و حفظ می کند؟ نیروی بازار!
اگر در آن دو کشور یک فضای اقتصاد آزاد و پویا به وجود نیامده بود، فضایی که نیازمند یک بخش دولتی/عمومی قدرتمند و کارآمد است، بعید بود اصلاحات دولت هم به جایی برسد چنانکه در سریلانکا و بنگلادش نرسید. اکنون هم رتبه سنگاپور و مالزی در شاخص آزادی اقتصادی به ترتیب 2 و 29 است و آنها اقتصادهایی آزاد به شمار می آیند.
نمی توان انتظار داشت سیاسیون یک کشور یک روز صبح از خواب بیدار شوند، اختلاف ها را کنار بگذارند و یکدل و یکزبان شوند برای پیشرفت، بعید است چنین چیزی در خلا رخ دهد، هیولای دولت را باید مجبور کرد. به نظرم این اجبار هم در تحلیل نهایی باید از اقتصاد سرچشمه گرفته باشد. در کشور ما نیز به نظر می رسد بدون آزادسازی اقتصادی بتوان حتی امیدی به اصلاح در دولت داشت، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در میان اهالی اقتصاد این بحث طلبگی "نقش دولت در توسعه اقتصادی" بسیار رایج است، کسانی نقش حداقلی برای دولت قائل اند و از آن سو کسانی نیز آن را ستون خیمه توسعه می دانند. حرف و حدیث کم نیست و این دو در تایید ادعاهایشان شواهدی هم می آورند.
مالزی و سنگاپور دو مثال محبوب هواداران "مداخله دولت" هستند که دولت نقش پررنگی در مسیر توسعه ایفا کرده است. نام رهبران مالزی (ماهاتیر محمد) و سنگاپور (لی کوان یو) برای بسیاری آشناست و آنها را معماران توسعه دو کشور می دانند. آنها با دیسیپلین بالا توانسته اند کشورهایی که تا چند دهه پیش پیشرفته به حساب نمی آمدند را از آب و گل درآورند تا این دو هم در جهان حرفی برای گفتن داشته باشند.
برای مثال دخالت دولت سنگاپور در امور به حدی بود که از سال 1992 فروش آدامس ممنوع اعلام شد و تا امروز هم فقط انواع دارویی آن برای مقاصدی نظیر ترک اعتیاد برای واردات مجاز شمرده می شوند. علت ممنوعیت این بود که ملت آدامس ها را هرکجا دستشان می رسید می چسباندند و این علاوه بر نارضایتی مردم، هزینه نگهداری و نظافت مکان ها عمومی را بالا برده بود. حتی در یک مورد چسباندن آدامس به سنسورهای دربهای مترو خسارت های قابل توجهی ایجاد کرده بود.
اما پیش نیاز نقش آفرینی موثر دولت وجود یک بوروکراسی کارآمد است و مالزی و سنگاپور هم در آغاز "اصلاح ساختار دولت" را مورد توجه قرار دادند. وجود رهبران دوراندیش و تعهد و اراده سیاسی البته شرطی مهم بود، ولی چه چیز آن تعهد و اراده سیاسی را به وجود می آورد و حفظ می کند؟ نیروی بازار!
اگر در آن دو کشور یک فضای اقتصاد آزاد و پویا به وجود نیامده بود، فضایی که نیازمند یک بخش دولتی/عمومی قدرتمند و کارآمد است، بعید بود اصلاحات دولت هم به جایی برسد چنانکه در سریلانکا و بنگلادش نرسید. اکنون هم رتبه سنگاپور و مالزی در شاخص آزادی اقتصادی به ترتیب 2 و 29 است و آنها اقتصادهایی آزاد به شمار می آیند.
نمی توان انتظار داشت سیاسیون یک کشور یک روز صبح از خواب بیدار شوند، اختلاف ها را کنار بگذارند و یکدل و یکزبان شوند برای پیشرفت، بعید است چنین چیزی در خلا رخ دهد، هیولای دولت را باید مجبور کرد. به نظرم این اجبار هم در تحلیل نهایی باید از اقتصاد سرچشمه گرفته باشد. در کشور ما نیز به نظر می رسد بدون آزادسازی اقتصادی بتوان حتی امیدی به اصلاح در دولت داشت، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص حقوق مالکیت 2016
فنلاند و دیگر کشورهای اسکاندیناوی در میان 128 کشور رتبه های نخست را دارند و ایران جایی بهتر از 101 ندارد و البته ونزوئلا هم آخر است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فنلاند و دیگر کشورهای اسکاندیناوی در میان 128 کشور رتبه های نخست را دارند و ایران جایی بهتر از 101 ندارد و البته ونزوئلا هم آخر است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب بهترین دوران تاریخ!
عجیب نیست که آدم ها از اینکه ثروت در دنیا عادلانه تقسیم نشده است گلایه کنند، این به ویژه در جایی مثل مملکت ایرانی اسلامی ما شاید پررنگ تر باشد، با این حال اجازه دهید ببینیم آمار جدید چه می گوید، این آمار بر اساس ثروت (ارزش کل حساب های بانکی، سرمایه گذاری و دیگر دارایی ها) و نه درآمد بیان شده است:
اگر حدود 2220 دلار (حدود 8 میلیون تومان وجه رایج مملکت) و بیشتر ثروت دارید، از نیمی از مردم دنیا ثروتمندترید.
اگر ثروتتان 71560 (حدود 258 میلیون تومان) و بیشتر است جز ده درصد ثروتمند دنیا هستید.
اگر هم در حد 744400 دلار (حدود 2 میلیارد و 700 میلیون تومان) و بیشتر هستید جز همان یک درصد اقلیتی هستید که همه جای دنیا با شما مخالفند و می خواهند نسلتان را بربیندازند، تعداد این یک درصدی ها در جایی مثل امریکا حدود 18 میلیون نفر است!
ثروت کل دنیا 256 تریلیون دلار است، اگر بخواهید آن را به تساوی بین همه ادم ها تقسیم کنید به هریک حدود 52800 چوق می رسد. گفته اند ده درصد ثروتمند دنیا حدود 90 درصد این ثروت کل را در اختیار دارند.
اگر وضعیت را با سی چهل سال پیش مقایسه کنید، می بینید چه پیشرفت شگرفی اتفاق افتاده است، هرچند اکنون هم بالغ بر دو میلیارد نفر در دنیا به توالت بهداشتی و سیستم فاضلاب دسترسی ندارند، ولی زندگی بسیار روبه پیشرفت بوده است. شاید "سرشت" آدم هاست که این پیشرفت ها را کمتر می بیند.
گفته می شود پرویز ثابتی به آل احمد که رفقایش به او "سید جوشی" می گفتند پیشنهاد کرده بود که به عنوان کاردار حکومت به هند برود و اوضاع و فقر گسترده را ببییند تا زیادی تند نرود و بفهمد ایجاد ثروت چقدر دشوار است. خلاصه که درست است که هنوز کمبودها جدی است، ولی خوشحال باشید، شما در یکی از بهترین ادوار زندگی بشر زندگی می کنید. اینها را هم مدیون همان ناسزای معروف "سرمایه داری" هستید.
goo.gl/9ui48E
کانال راهبرد
@RahbordChannel
عجیب نیست که آدم ها از اینکه ثروت در دنیا عادلانه تقسیم نشده است گلایه کنند، این به ویژه در جایی مثل مملکت ایرانی اسلامی ما شاید پررنگ تر باشد، با این حال اجازه دهید ببینیم آمار جدید چه می گوید، این آمار بر اساس ثروت (ارزش کل حساب های بانکی، سرمایه گذاری و دیگر دارایی ها) و نه درآمد بیان شده است:
اگر حدود 2220 دلار (حدود 8 میلیون تومان وجه رایج مملکت) و بیشتر ثروت دارید، از نیمی از مردم دنیا ثروتمندترید.
اگر ثروتتان 71560 (حدود 258 میلیون تومان) و بیشتر است جز ده درصد ثروتمند دنیا هستید.
اگر هم در حد 744400 دلار (حدود 2 میلیارد و 700 میلیون تومان) و بیشتر هستید جز همان یک درصد اقلیتی هستید که همه جای دنیا با شما مخالفند و می خواهند نسلتان را بربیندازند، تعداد این یک درصدی ها در جایی مثل امریکا حدود 18 میلیون نفر است!
ثروت کل دنیا 256 تریلیون دلار است، اگر بخواهید آن را به تساوی بین همه ادم ها تقسیم کنید به هریک حدود 52800 چوق می رسد. گفته اند ده درصد ثروتمند دنیا حدود 90 درصد این ثروت کل را در اختیار دارند.
اگر وضعیت را با سی چهل سال پیش مقایسه کنید، می بینید چه پیشرفت شگرفی اتفاق افتاده است، هرچند اکنون هم بالغ بر دو میلیارد نفر در دنیا به توالت بهداشتی و سیستم فاضلاب دسترسی ندارند، ولی زندگی بسیار روبه پیشرفت بوده است. شاید "سرشت" آدم هاست که این پیشرفت ها را کمتر می بیند.
گفته می شود پرویز ثابتی به آل احمد که رفقایش به او "سید جوشی" می گفتند پیشنهاد کرده بود که به عنوان کاردار حکومت به هند برود و اوضاع و فقر گسترده را ببییند تا زیادی تند نرود و بفهمد ایجاد ثروت چقدر دشوار است. خلاصه که درست است که هنوز کمبودها جدی است، ولی خوشحال باشید، شما در یکی از بهترین ادوار زندگی بشر زندگی می کنید. اینها را هم مدیون همان ناسزای معروف "سرمایه داری" هستید.
goo.gl/9ui48E
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب بهترین دوران تاریخ! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
به یاد چریک پیر!
کاسترو می گفت من کسی ام که دیده ام بعضی رویاهایم به حقیقت پیوسته است، ولی وقتی به کوبا می روی، در می یابی که این رویاها فقط از یک روان پریش بر می آید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کاسترو می گفت من کسی ام که دیده ام بعضی رویاهایم به حقیقت پیوسته است، ولی وقتی به کوبا می روی، در می یابی که این رویاها فقط از یک روان پریش بر می آید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مرده ریگ پیشوای پیر!
بعد از اینکه آن چریک کوبایی ریق رحمت را سر کشید، صحبت هم بر سر او بالا گرفت، متوفی چند دهه ای در این کشور 11 میلیون نفری حکومت کرد و اکنون میراث وی در معرض قضاوت عموم است، بد نیست ده نکته را درباره کوبا بخوانیم:
1- کوبا روزانه حدود 100 هزار بشکه نفت از کشور دوست و برادر ونزوئلا دریافت می کند. گفته اند در سال 2015 پوتین 32 میلیارد دلار از بدهی های کوبا به شوروی سابق را بخشید. (در حدود 90 درصد کل بدهی)
2- درآمد سرانه تجمیعی کوبا 5539 دلار است، ولی بسیای از کوبایی ها ماهانه حدود 20 دلار حقوق دریافت می کنند. بنا بر آمارها 40 درصد از نیروی کار کوبا در طبقه متوسط (البته با یک تعریف گل و گشاد) جا می گیرند، ولی مصرف آنها به دلیل حقوق پایین بسیار محدود است.
3- کمتر از 5 درصد کوبایی ها دسترسی به اینترنت دارند.
4- فقط 201 رده شغلی می توانند به صورت خویش فرما و مستقل اداره شوند، بقیه فعالیت تنها به صورت وابسته به دولت مجازند.
5- بیش از دو سوم از 2 میلیون کوبایی ساکن در ایالات متحده در فلوریدا زندگی می کنند، به عبارتی معادل 18 درصد جمعیت کل کوبا بیرون از این کشور در امریکا اقامت دارند.
6- 90 درصد کوبایی ها صاحب خانه هستند.
7- امریکایی می توانند معادل 400 دلار جنس از کوبا بیاورند که شامل 100 دلار سیگار برگ و نوشیدنی رام می شود.
8- نسبت وابستگی (نسبت افرادی که جز نیروی کار نیستند به جمعیت شاغل) تا سال 2025 از حدود 55 درصد کنونی به 68 درصد می رسد و با توجه به مدل اقتصادی کوبا این یک چالش جدی برای آنهاست.
9- متوسط طول عمر کوبایی ها از شیلیایی ها (همان ها که پینوشه نگذاشت به دموکراسی واقعی برسند) کمتر است!
10- کوبا در شاخص توسعه انسانی رده 67 جهان است، ونزوئلا 71، شیلی 42، آرژانتین 40 و ایران 69 است.
goo.gl/BjyzJS
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
بعد از اینکه آن چریک کوبایی ریق رحمت را سر کشید، صحبت هم بر سر او بالا گرفت، متوفی چند دهه ای در این کشور 11 میلیون نفری حکومت کرد و اکنون میراث وی در معرض قضاوت عموم است، بد نیست ده نکته را درباره کوبا بخوانیم:
1- کوبا روزانه حدود 100 هزار بشکه نفت از کشور دوست و برادر ونزوئلا دریافت می کند. گفته اند در سال 2015 پوتین 32 میلیارد دلار از بدهی های کوبا به شوروی سابق را بخشید. (در حدود 90 درصد کل بدهی)
2- درآمد سرانه تجمیعی کوبا 5539 دلار است، ولی بسیای از کوبایی ها ماهانه حدود 20 دلار حقوق دریافت می کنند. بنا بر آمارها 40 درصد از نیروی کار کوبا در طبقه متوسط (البته با یک تعریف گل و گشاد) جا می گیرند، ولی مصرف آنها به دلیل حقوق پایین بسیار محدود است.
3- کمتر از 5 درصد کوبایی ها دسترسی به اینترنت دارند.
4- فقط 201 رده شغلی می توانند به صورت خویش فرما و مستقل اداره شوند، بقیه فعالیت تنها به صورت وابسته به دولت مجازند.
5- بیش از دو سوم از 2 میلیون کوبایی ساکن در ایالات متحده در فلوریدا زندگی می کنند، به عبارتی معادل 18 درصد جمعیت کل کوبا بیرون از این کشور در امریکا اقامت دارند.
6- 90 درصد کوبایی ها صاحب خانه هستند.
7- امریکایی می توانند معادل 400 دلار جنس از کوبا بیاورند که شامل 100 دلار سیگار برگ و نوشیدنی رام می شود.
8- نسبت وابستگی (نسبت افرادی که جز نیروی کار نیستند به جمعیت شاغل) تا سال 2025 از حدود 55 درصد کنونی به 68 درصد می رسد و با توجه به مدل اقتصادی کوبا این یک چالش جدی برای آنهاست.
9- متوسط طول عمر کوبایی ها از شیلیایی ها (همان ها که پینوشه نگذاشت به دموکراسی واقعی برسند) کمتر است!
10- کوبا در شاخص توسعه انسانی رده 67 جهان است، ونزوئلا 71، شیلی 42، آرژانتین 40 و ایران 69 است.
goo.gl/BjyzJS
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
Khaleqi
مرده ریگ پیشوای پیر! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
سلبریتی عمله جات!
مسعود خان بهنود که عمرش دراز باد در رثای رفیق فیدل نوشته است: "بعد از چه گه وارا فقط زمین یک غول داشت فیدل. حالا این زمین این شما و این غول کاغذی ترامپ" بعد هم ناله کرده است که زمین بدون "جانفدای آرمانخواه" نمی ماند. اگر این نظر آدم اهل مطالعه و تالیف است، پس زیاد نباید به عمله جات (همان "توده های مردم") خرده گرفت.
برای عمله جات هر کسی که حرف از برخی "آرمان" های بلندی مانند "عدالت" و انتقام" بزند و از قضا "جانفدا" هم باشد، محبوب می شود، ولی خوبیت ندارد مطبوعاتچی پیشکسوت همچنان حال و هوای دهه 40 و چریک بازی را داشته باشد. بعد از گذشت این همه سال روزنامه نگاری در مملکتی بلاخیز باید حساب کار دستش آمده باشد که "عقلانیت" و "مردم را هوایی نکردن" بیشتر به کار مملکت می آید.
باری، اجازه بدهید به رفیق کاسترو بپردازیم، کسانی این روزها گفتند همه بدیهایش درست، ولی دستکم سیستم درمانی خوبی به راه انداخته بود و رقم مرگ و میر نوزادانش ناچیز است و متوسط عمر بالاست و فلان. رندان گفته اند چه چیز در ان سیستم فشل دولتی سوسیالیستی درست است که جمع آوری اطلاعاتش باشد؟ سازمان های جهانی هم از اطلاعات دولت کوبا استفاده می کنند.
دکتر مالتسف که حدود ده سال پیش سفری به کوبا داشت، از قضا یاد همان دوران می کند. او اشاره دارد که آمارگیری از نوزادان گاه تا 6 ماه به تاخیر می افتد، نوزادان مرده در این فاصله البته در آمار در نظر گرفته نمی شوند در مورد بقیه آمار هم احتمالا وضعیت خیلی بهتر نیست. او به نقل از یکی از پزشکان کوبایی می گوید ما بهترین سیستم سلامت دنیا را داریم، فقط دارو و آمبولانس به میزان کافی نیست! حرفش بیراه هم نیست، در کشوری نه چندان ثروتمند بعید است وفور نعمت را شاهد باشیم.
در کوبا خوشبختانه مشکل اضافه وزن هم وجود ندارد و برخی به طنز می گویند ظاهر مامور مخفی های دولتی تپل مپل در میان مردم آنها را لو می دهد. خوشبختانه برابری هم حاکم است و حقوق یک پزشک تفاوت چندانی با کارگران غیرماهر ندارد و احتمالا پزشکان پر از انگیزه خدمت هستند!
در آخر یادمان نرود آموزش و سلامت دو ستون مشروعیت حکومت های انقلابی یاغی نظیر کوبا هستند که اقتدار اخلاقی دولت را می سازند، پرداختن به این دو حوزه هم ناشی از ضرورت های سیاسی و عملی است و نه خیرخواهی اهالی سیاست. می گویند کارگران هاییتی با آنکه کوبا نزدیکتر است، فرار و مهاجرت به امریکا را ترجیح می دادند، بعید به نظر می رسد خبر این "بهشت سوسیالیستی کارگران" به گوش آنها نرسیده باشد.
عجیب نیست که خیلی از مخالفان ایرانی ضد امپریالیسم و سرمایه داری هم ترجیح می دهند، در خود امریکا و اروپای شمالی و غربی مبارزه را دنبال کنند تا از جایی مثل کوبا و ونزوئلا، خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند. 😊
goo.gl/KcVlq7
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مسعود خان بهنود که عمرش دراز باد در رثای رفیق فیدل نوشته است: "بعد از چه گه وارا فقط زمین یک غول داشت فیدل. حالا این زمین این شما و این غول کاغذی ترامپ" بعد هم ناله کرده است که زمین بدون "جانفدای آرمانخواه" نمی ماند. اگر این نظر آدم اهل مطالعه و تالیف است، پس زیاد نباید به عمله جات (همان "توده های مردم") خرده گرفت.
برای عمله جات هر کسی که حرف از برخی "آرمان" های بلندی مانند "عدالت" و انتقام" بزند و از قضا "جانفدا" هم باشد، محبوب می شود، ولی خوبیت ندارد مطبوعاتچی پیشکسوت همچنان حال و هوای دهه 40 و چریک بازی را داشته باشد. بعد از گذشت این همه سال روزنامه نگاری در مملکتی بلاخیز باید حساب کار دستش آمده باشد که "عقلانیت" و "مردم را هوایی نکردن" بیشتر به کار مملکت می آید.
باری، اجازه بدهید به رفیق کاسترو بپردازیم، کسانی این روزها گفتند همه بدیهایش درست، ولی دستکم سیستم درمانی خوبی به راه انداخته بود و رقم مرگ و میر نوزادانش ناچیز است و متوسط عمر بالاست و فلان. رندان گفته اند چه چیز در ان سیستم فشل دولتی سوسیالیستی درست است که جمع آوری اطلاعاتش باشد؟ سازمان های جهانی هم از اطلاعات دولت کوبا استفاده می کنند.
دکتر مالتسف که حدود ده سال پیش سفری به کوبا داشت، از قضا یاد همان دوران می کند. او اشاره دارد که آمارگیری از نوزادان گاه تا 6 ماه به تاخیر می افتد، نوزادان مرده در این فاصله البته در آمار در نظر گرفته نمی شوند در مورد بقیه آمار هم احتمالا وضعیت خیلی بهتر نیست. او به نقل از یکی از پزشکان کوبایی می گوید ما بهترین سیستم سلامت دنیا را داریم، فقط دارو و آمبولانس به میزان کافی نیست! حرفش بیراه هم نیست، در کشوری نه چندان ثروتمند بعید است وفور نعمت را شاهد باشیم.
در کوبا خوشبختانه مشکل اضافه وزن هم وجود ندارد و برخی به طنز می گویند ظاهر مامور مخفی های دولتی تپل مپل در میان مردم آنها را لو می دهد. خوشبختانه برابری هم حاکم است و حقوق یک پزشک تفاوت چندانی با کارگران غیرماهر ندارد و احتمالا پزشکان پر از انگیزه خدمت هستند!
در آخر یادمان نرود آموزش و سلامت دو ستون مشروعیت حکومت های انقلابی یاغی نظیر کوبا هستند که اقتدار اخلاقی دولت را می سازند، پرداختن به این دو حوزه هم ناشی از ضرورت های سیاسی و عملی است و نه خیرخواهی اهالی سیاست. می گویند کارگران هاییتی با آنکه کوبا نزدیکتر است، فرار و مهاجرت به امریکا را ترجیح می دادند، بعید به نظر می رسد خبر این "بهشت سوسیالیستی کارگران" به گوش آنها نرسیده باشد.
عجیب نیست که خیلی از مخالفان ایرانی ضد امپریالیسم و سرمایه داری هم ترجیح می دهند، در خود امریکا و اروپای شمالی و غربی مبارزه را دنبال کنند تا از جایی مثل کوبا و ونزوئلا، خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند. 😊
goo.gl/KcVlq7
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
سلبریتی عمله جات! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
ارتباط سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها و شاخص آزادی انسانی
(رتبه ایران 157 در میان 159 کشور، بالاتر از یمن و لیبی)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
(رتبه ایران 157 در میان 159 کشور، بالاتر از یمن و لیبی)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بیماری "عدالت"
جیره غذایی پادشاه اسپانیا برای بردگان کوبایی در 1842، از سهمیه کاسترو برای مردمش در 1962 پروپیمان تر بود! (بعد از آن را هم ببینید)
https://goo.gl/JpAsI9
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جیره غذایی پادشاه اسپانیا برای بردگان کوبایی در 1842، از سهمیه کاسترو برای مردمش در 1962 پروپیمان تر بود! (بعد از آن را هم ببینید)
https://goo.gl/JpAsI9
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص تحقق آرمان های مشروطه
گفته اند مردم در ممالک محروسه ایران به ویژه پس از شکست از روس ها فهمیدند که چیزی کم دارند، بعدها به واسطه اثرات مشتی غربزده که پیشرفت اروپای متمدن را دیده بودند دلشان "مشروطه" خواست. تصمیم گرفتند قدرت را شاه را محدود کنند، شاه فقط سلطنت کنند نه حکومت و حدود رفتارش را هم چیزی به نام "قانون" معین کند. اهل فن به این می گویند "حکومت قانون "
شاخصی هم برای اندازه گیری آن وجود دارد که ابعاد جالبی را هم پوشش می دهد: "محدودیت ها بر قدرت حکومت"، "نبود فساد"، "دولت باز و شفاف"، "حقوق اساسی"، "نظم و امنیت"، "اعمال مقررات"، "عدالت مدنی" و "عدالت کیفری". در سال 2016 این شاخص را برای 113 کشور اندازه گیری کرده اند.
صدر فهرست دانمارک، نروژ، فنلاند و سوئد جا دارند (از قرار منطقه اسکاندیناوی و شمال اروپا به شدت "قانون خیز" است). ایران رتبه 86 دنیا را دارد، سال گذشته کشور ما در میان 102 کشور 88 ام بود و امسال با وجود افزوده شدن 11 کشور دیگر به فهرست باز 2 رتبه پیشرفت نشان می دهد. قعر نشینان هم به ترتیب ونزوئلا، کامبوج و افغانستان هستند.
goo.gl/IghDdj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گفته اند مردم در ممالک محروسه ایران به ویژه پس از شکست از روس ها فهمیدند که چیزی کم دارند، بعدها به واسطه اثرات مشتی غربزده که پیشرفت اروپای متمدن را دیده بودند دلشان "مشروطه" خواست. تصمیم گرفتند قدرت را شاه را محدود کنند، شاه فقط سلطنت کنند نه حکومت و حدود رفتارش را هم چیزی به نام "قانون" معین کند. اهل فن به این می گویند "حکومت قانون "
شاخصی هم برای اندازه گیری آن وجود دارد که ابعاد جالبی را هم پوشش می دهد: "محدودیت ها بر قدرت حکومت"، "نبود فساد"، "دولت باز و شفاف"، "حقوق اساسی"، "نظم و امنیت"، "اعمال مقررات"، "عدالت مدنی" و "عدالت کیفری". در سال 2016 این شاخص را برای 113 کشور اندازه گیری کرده اند.
صدر فهرست دانمارک، نروژ، فنلاند و سوئد جا دارند (از قرار منطقه اسکاندیناوی و شمال اروپا به شدت "قانون خیز" است). ایران رتبه 86 دنیا را دارد، سال گذشته کشور ما در میان 102 کشور 88 ام بود و امسال با وجود افزوده شدن 11 کشور دیگر به فهرست باز 2 رتبه پیشرفت نشان می دهد. قعر نشینان هم به ترتیب ونزوئلا، کامبوج و افغانستان هستند.
goo.gl/IghDdj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
worldjusticeproject.org
WJP Rule of Law Index 2016 | The World Justice Project
WJP Rule of Law Index 2016 The World Justice Project (WJP) Rule of Law Index® is the world’s leading source for original data on the rule of law.
چرا صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟
روانشناسی سیاسی آدمی مثل ترامپ به ما می گوید مشاوران وی نقش مهمی در رفتار دولت آمریکا خواهند داشت، مشاور امنیت ملی وی، مایک فلین، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و ترجمه کتاب وی هم به زودی به بازار می آید؛ عنوان جالبی هم دارد: "میدان نبرد: چگونه می توانیم جنگ جهانی علیه اسلام رادیکال و متحدانش را پیروز شویم" !
او دشمنان امریکا را دو دسته می کند؛ اسلام رادیکال و کشورهای غیردموکراتیکی که دشمنی مشترکی به نام غرب دارند و با هم "ائتلاف" تشکیل می دهند: روسیه، سوریه، چین، کره شمالی، ایران، نیکاراگوا، کوبا، ونزوئلا و بولیوی. این کشورهای "ائتلاف" از نظر ایدئولوژیک با صد من سریش به هم نمی چسبند، ولی "شرایط جنگی" آنها را با یکدیگر همسو می کند.
این مشاور بی اعصاب معتقد است که بزرگترین تهدید ژئوپلیتیک غرب محور دمشق-مسکو-تهران است، ولی حرف عجیبش اینست که در جنگ علیه داعش می شود با روسیه متحد شد، ولی اتحاد با سوریه و ایران عین بلاهت است. سیاستش مشت آهنین است: درهم شکستن دشمن و بی اعتبار کردن ایدئولوژی آنها.
می گوید: "من دشمنانمان را می شناسم و این حتی من نترس را هم به هراس می اندازد، ما هر وقت جدی با آنها جنگیدیم پیروز شدیم". فلین یک حرف ترسناک می زند: "القاعده وایرانی ها را در عراق شکست دادیم، بر طالبان و دیگر متحدانش در افغانستان پیروز شدیم، با این حال آنها به جنگیدن ادامه دادند و ما عقب نشستیم. بگذارید رک بگویم، ما اکنون بازنده ایم و من از یک جنگ بزرگ صحبت می کنم، جنگی که فقط محدود به عراق و سوریه و افغانستان نیست"!
مشاور جدید چنان صحبت می کند که دیک چینی و رامسفلد در برابرش محافظه کار به نظر می رسند، او گفته است ما این جنگ ها را خوب بلدیم، کافی است جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد را به یاد بیاورید. 4 توصیه دارد.
نخست، آمادگی همه جانبه دفاعی مشابه جنگ جهانی دوم و جنگ سرد برای جدالی که شاید چند نسل طول بکشد.
دوم، بیرون کشیدن بنیادگراهای اسلامی از سوراخ هایشان و درهم شکستن آنها و حامیانشان در هرجا که هستند.
سوم، روبه رو شدن با حامیان دولتی و غیردولتی بنیادگرایی اسلامی خشونت طلب.
چهارم، به راه انداختن جنگی ایدئولوژیک با اسلام رادیکال و حامیان آن.
در سیاست از حرف تا عمل البته فاصله است، ولی نفش فلین را در جهت دهی به رفتار آینده امریکا نمی توان نادیده گرفت، از قرار باید کتاب وی را دقیق تر بخوانیم، شما صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟
goo.gl/51lhsD
پ.ن: نسخه الکترونیکی کتاب در دسترس است، دوستان علاقه مند خصوصی خبر بدهند تا برایشان بفرستم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روانشناسی سیاسی آدمی مثل ترامپ به ما می گوید مشاوران وی نقش مهمی در رفتار دولت آمریکا خواهند داشت، مشاور امنیت ملی وی، مایک فلین، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و ترجمه کتاب وی هم به زودی به بازار می آید؛ عنوان جالبی هم دارد: "میدان نبرد: چگونه می توانیم جنگ جهانی علیه اسلام رادیکال و متحدانش را پیروز شویم" !
او دشمنان امریکا را دو دسته می کند؛ اسلام رادیکال و کشورهای غیردموکراتیکی که دشمنی مشترکی به نام غرب دارند و با هم "ائتلاف" تشکیل می دهند: روسیه، سوریه، چین، کره شمالی، ایران، نیکاراگوا، کوبا، ونزوئلا و بولیوی. این کشورهای "ائتلاف" از نظر ایدئولوژیک با صد من سریش به هم نمی چسبند، ولی "شرایط جنگی" آنها را با یکدیگر همسو می کند.
این مشاور بی اعصاب معتقد است که بزرگترین تهدید ژئوپلیتیک غرب محور دمشق-مسکو-تهران است، ولی حرف عجیبش اینست که در جنگ علیه داعش می شود با روسیه متحد شد، ولی اتحاد با سوریه و ایران عین بلاهت است. سیاستش مشت آهنین است: درهم شکستن دشمن و بی اعتبار کردن ایدئولوژی آنها.
می گوید: "من دشمنانمان را می شناسم و این حتی من نترس را هم به هراس می اندازد، ما هر وقت جدی با آنها جنگیدیم پیروز شدیم". فلین یک حرف ترسناک می زند: "القاعده وایرانی ها را در عراق شکست دادیم، بر طالبان و دیگر متحدانش در افغانستان پیروز شدیم، با این حال آنها به جنگیدن ادامه دادند و ما عقب نشستیم. بگذارید رک بگویم، ما اکنون بازنده ایم و من از یک جنگ بزرگ صحبت می کنم، جنگی که فقط محدود به عراق و سوریه و افغانستان نیست"!
مشاور جدید چنان صحبت می کند که دیک چینی و رامسفلد در برابرش محافظه کار به نظر می رسند، او گفته است ما این جنگ ها را خوب بلدیم، کافی است جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد را به یاد بیاورید. 4 توصیه دارد.
نخست، آمادگی همه جانبه دفاعی مشابه جنگ جهانی دوم و جنگ سرد برای جدالی که شاید چند نسل طول بکشد.
دوم، بیرون کشیدن بنیادگراهای اسلامی از سوراخ هایشان و درهم شکستن آنها و حامیانشان در هرجا که هستند.
سوم، روبه رو شدن با حامیان دولتی و غیردولتی بنیادگرایی اسلامی خشونت طلب.
چهارم، به راه انداختن جنگی ایدئولوژیک با اسلام رادیکال و حامیان آن.
در سیاست از حرف تا عمل البته فاصله است، ولی نفش فلین را در جهت دهی به رفتار آینده امریکا نمی توان نادیده گرفت، از قرار باید کتاب وی را دقیق تر بخوانیم، شما صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟
goo.gl/51lhsD
پ.ن: نسخه الکترونیکی کتاب در دسترس است، دوستان علاقه مند خصوصی خبر بدهند تا برایشان بفرستم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
معمای توسعه ایران از زبان شادروان داریوش همایون:
ایرانیان از سه چهار نسل پیش هرچه توانستهاند کردهاند که مانند اروپاییان یا آمریکاییان شوند. دشواری این برداشت نه چندان در این است که ویژگیهای فرهنگ ملی، بی ضرورتی، قربانی فرایند نوسازندگی میشود. در واقع امر کار به آنجا نمیکشد. دشواری اصلی در این است که نمیتوان یک کشور واپسمانده هنوز در بخشهایی قرون وسطائی را، ماننده اروپا و آمریکا کرد. همه تلاشها در این راه به آنجا میکشد که بخشهایی از جامعه فرنگیمآب میشوند و بخشهایی بزرگتر، ظواهری را از زندگی غربی میگیرند. ولی کل جامعه همچنان واپسمانده میماند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایرانیان از سه چهار نسل پیش هرچه توانستهاند کردهاند که مانند اروپاییان یا آمریکاییان شوند. دشواری این برداشت نه چندان در این است که ویژگیهای فرهنگ ملی، بی ضرورتی، قربانی فرایند نوسازندگی میشود. در واقع امر کار به آنجا نمیکشد. دشواری اصلی در این است که نمیتوان یک کشور واپسمانده هنوز در بخشهایی قرون وسطائی را، ماننده اروپا و آمریکا کرد. همه تلاشها در این راه به آنجا میکشد که بخشهایی از جامعه فرنگیمآب میشوند و بخشهایی بزرگتر، ظواهری را از زندگی غربی میگیرند. ولی کل جامعه همچنان واپسمانده میماند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ابلها مردا عدوی نیستم من، انکار توام!
نیما قاسمی، دوستی فرهیخته به قول از کسی نوشته است "این تخم لق بیایید خودمون رو با کشورهای منطقه مقایسه کنیم انصافا وضعیت ما بهتره رو کی تو دهن یه مشت فعال سیاسی دوزاری و شیتیل بگیرهای نایاک انداخته؟". او استدلال می کند که این کوبیدن معیارهای مشترک مقایسه میان کشورهای مختلف یک تلاش مضحک روشنفکری است که در عمل فقط به کار "قابل قبول" جلوه کردن تباه کاری ها می آید.
به محمد قائد و گفته آخرین ملکه ایران هم اشاره ای دارد که زمانی کشور با کشورهای اسکاندیناوی مقایسه می شد و ناظران خارجی می گفتند از نظر حقوق بشر و آزادی سیاسی افتضاح است و حالا با عربستان و بحرین و کویت می سنجند و نتیجه می گیرند خیلی هم بد نیست!
تجربه شخصی من وقتی برخی از رنکینگ های جهانی را به اشتراک می گذارم همین بوده است که عده نه چندان معدودی باورشان نمی شود که عربستان می تواند در بسیاری شاخص های اجتماعی و توسعه از ما پیشتر باشد یا ایران می تواند امن ترین کشور منطقه نباشد یا اعراب این حوالی می توانند از نظر قانون مداری ما را پشت سر گذاشته باشند و ...
بسیاری در سرزمین آریایی اسلامی ما تصورشان این است اگر واقعیت ها با تخیل ما نمی خواند، پس حتما ایراد از واقعیت است، وگرنه تخیل ما که ایرادی ندارد. از این رو اگر فوری نگویند این رتبه بندی ها از داده های معتبر استخراج نشده اند، سراغ این استدلال می روند که این قبیل اعداد و ارقام واقعیت پیچیده "ایران" را نشان نمی دهد و باید با معیارهای "بومی" و "واقعی تر" اوضاع را سنجید.
در اینکه شاخص جات بازتاب کامل واقعیت نیست و مقایسه کار دشواری است البته تردیدی نیست، ولی بنیاد کار یکسره بر باد هم نیست. همه جای دنیا اکثریتی از عقلا ترجیح می دهند که تنعمات مادی به وفور در دسترس باشد، کسی در امور شخصی شان فضولی نکند، دولتی ها زیرمیزی و رومیزی نگیرند، دستکم در بلندمدت چیزی به نام قانون و ضابطه به جای سلیقه شخصی حاکم باشد و بسیاری اشتراکات دیگر. اینکه به بهانه تفاوت های "فرهنگی" بخواهیم کافه را به هم بزنیم یعنی کار اشکال دارد. به ویژه که در نفت آباد خاورمیانه بسیاری رندان در کمین اند تا به بهانه "بومی سازی" جیب ها را پر کنند.
به عنوان یک حرکت درست "سیاسی" برای متمدن کردن مردم این مملکت بلاخیز بد نیست، این "واقعیت ها" جهانی را کمی به رخ ملت کشید و در پاسخ به هواداران "آنچه خود داریم" محکم ایستاد و گفت: نخیر، راه توسعه همان "توسعه غربی" است، شما تازه رنسانس کرده ها لازم نکرده است حرف های مشتی بیزنس من پسا-استعماری در ممالک متمدن را در کشوری کم آب و توسعه نیافته تکرار کنید تا پیشرفتش از این هم عقبتر بیفتد. آن شعر معروف شاملو را هم از یاد نبرید!
goo.gl/Xa52XJ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نیما قاسمی، دوستی فرهیخته به قول از کسی نوشته است "این تخم لق بیایید خودمون رو با کشورهای منطقه مقایسه کنیم انصافا وضعیت ما بهتره رو کی تو دهن یه مشت فعال سیاسی دوزاری و شیتیل بگیرهای نایاک انداخته؟". او استدلال می کند که این کوبیدن معیارهای مشترک مقایسه میان کشورهای مختلف یک تلاش مضحک روشنفکری است که در عمل فقط به کار "قابل قبول" جلوه کردن تباه کاری ها می آید.
به محمد قائد و گفته آخرین ملکه ایران هم اشاره ای دارد که زمانی کشور با کشورهای اسکاندیناوی مقایسه می شد و ناظران خارجی می گفتند از نظر حقوق بشر و آزادی سیاسی افتضاح است و حالا با عربستان و بحرین و کویت می سنجند و نتیجه می گیرند خیلی هم بد نیست!
تجربه شخصی من وقتی برخی از رنکینگ های جهانی را به اشتراک می گذارم همین بوده است که عده نه چندان معدودی باورشان نمی شود که عربستان می تواند در بسیاری شاخص های اجتماعی و توسعه از ما پیشتر باشد یا ایران می تواند امن ترین کشور منطقه نباشد یا اعراب این حوالی می توانند از نظر قانون مداری ما را پشت سر گذاشته باشند و ...
بسیاری در سرزمین آریایی اسلامی ما تصورشان این است اگر واقعیت ها با تخیل ما نمی خواند، پس حتما ایراد از واقعیت است، وگرنه تخیل ما که ایرادی ندارد. از این رو اگر فوری نگویند این رتبه بندی ها از داده های معتبر استخراج نشده اند، سراغ این استدلال می روند که این قبیل اعداد و ارقام واقعیت پیچیده "ایران" را نشان نمی دهد و باید با معیارهای "بومی" و "واقعی تر" اوضاع را سنجید.
در اینکه شاخص جات بازتاب کامل واقعیت نیست و مقایسه کار دشواری است البته تردیدی نیست، ولی بنیاد کار یکسره بر باد هم نیست. همه جای دنیا اکثریتی از عقلا ترجیح می دهند که تنعمات مادی به وفور در دسترس باشد، کسی در امور شخصی شان فضولی نکند، دولتی ها زیرمیزی و رومیزی نگیرند، دستکم در بلندمدت چیزی به نام قانون و ضابطه به جای سلیقه شخصی حاکم باشد و بسیاری اشتراکات دیگر. اینکه به بهانه تفاوت های "فرهنگی" بخواهیم کافه را به هم بزنیم یعنی کار اشکال دارد. به ویژه که در نفت آباد خاورمیانه بسیاری رندان در کمین اند تا به بهانه "بومی سازی" جیب ها را پر کنند.
به عنوان یک حرکت درست "سیاسی" برای متمدن کردن مردم این مملکت بلاخیز بد نیست، این "واقعیت ها" جهانی را کمی به رخ ملت کشید و در پاسخ به هواداران "آنچه خود داریم" محکم ایستاد و گفت: نخیر، راه توسعه همان "توسعه غربی" است، شما تازه رنسانس کرده ها لازم نکرده است حرف های مشتی بیزنس من پسا-استعماری در ممالک متمدن را در کشوری کم آب و توسعه نیافته تکرار کنید تا پیشرفتش از این هم عقبتر بیفتد. آن شعر معروف شاملو را هم از یاد نبرید!
goo.gl/Xa52XJ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
ابلها مردا عدوی نیستم من، انکار توام! - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
نیما قاسمی، دوستی فرهیخته به قول از کسی نوشته است “این تخم لق بیایید خودمون رو با کشورهای منطقه مقایسه کنیم انصافا وضعیت ما بهتره رو کی تو دهن یه مشت فعال سیاسی دوزاری و شیتیل بگیرهای نایاک انداخته؟”. او استدلال می کند که این کوبیدن معیارهای مشترک مقایسه…
در باب جنگ!
کسانی آرزو می کردند کاش پیش از به قدرت رسیدن هیتلر کتاب "نبرد من" او را جدی تر گرفته بودند، شاید باید کتاب مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منتخب امریکا، ژنرال مایک فلین، را دقیق تر خواند:
"بسیاری از امریکایی ها فکر می کنند که "صلح" وضعیت عادی و طبیعی انسان هاست و "جنگ" ناهنجاری است که باید آن را انحراف از روال طبیعی به شمار آورد. واقعیت درست عکس این است!
اگر تاریخ انسان را بخوانید، در بیشتر موارد سخن از چیزی جز جنگ نیست، انسان ها یا در حال جنگ اند یا خود را برای جنگ بعدی آماده می کنند. اما مایی که خودمان را برای جنگ بعدی آماده نکرده ایم، هنگامی که شیپور جنگ نواخته شد، غافلگیر خواهیم شد. از آنجا که بی مبالات بوده ایم و آن زمان که می شد جلوی فتنه را گرفت خوب عمل نکردیم، نبرد با دشمنانمان بسیار دشوارتر و پرهزینه تر خواهد بود".
هدیه به اعضا: نسخه الکترونیکی کتاب در دسترس است، دوستان علاقه مند خصوصی خبر بدهند تا برایشان بفرستم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کسانی آرزو می کردند کاش پیش از به قدرت رسیدن هیتلر کتاب "نبرد من" او را جدی تر گرفته بودند، شاید باید کتاب مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منتخب امریکا، ژنرال مایک فلین، را دقیق تر خواند:
"بسیاری از امریکایی ها فکر می کنند که "صلح" وضعیت عادی و طبیعی انسان هاست و "جنگ" ناهنجاری است که باید آن را انحراف از روال طبیعی به شمار آورد. واقعیت درست عکس این است!
اگر تاریخ انسان را بخوانید، در بیشتر موارد سخن از چیزی جز جنگ نیست، انسان ها یا در حال جنگ اند یا خود را برای جنگ بعدی آماده می کنند. اما مایی که خودمان را برای جنگ بعدی آماده نکرده ایم، هنگامی که شیپور جنگ نواخته شد، غافلگیر خواهیم شد. از آنجا که بی مبالات بوده ایم و آن زمان که می شد جلوی فتنه را گرفت خوب عمل نکردیم، نبرد با دشمنانمان بسیار دشوارتر و پرهزینه تر خواهد بود".
هدیه به اعضا: نسخه الکترونیکی کتاب در دسترس است، دوستان علاقه مند خصوصی خبر بدهند تا برایشان بفرستم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ابلها مردا ...
دیکتاتورهای وابسته به غرب مانند پینوشه شاید اعاده حیثیت شوند، ولی سوسیالیست های ضدامپریالیست مثل کاسترو و چاوز هرگز!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیکتاتورهای وابسته به غرب مانند پینوشه شاید اعاده حیثیت شوند، ولی سوسیالیست های ضدامپریالیست مثل کاسترو و چاوز هرگز!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مشت آهنین یانکی ها؟
لحن ژنرال فلین، مشاور امنیت ملی امریکا، در مورد ایران چنان تند است که انگار نتانیاهو در مورد خطر گروه های فلسطینی کنار مرزش هشدار می دهد، تقریبا همه روسای جمهور یانکی ها از انقلاب 57 به این سو را نقد می کند که چنانکه باید ایران را تحت فشار نگذاشته اند، به ویژه کارتر و اوباما را دو رهبر بی خاصیتی می داند که با رویا اندیشی و توهم آزادی، منافع ملی امریکا را به خطر انداخته اند.
در جایی از کتابش به نقل از دیگری می گوید نیازی نیست دنبال کردن ایده آل های لیبرالیسم و آزادی را با مازوخیسم (خودآزاری) یکی بگیریم و فقط دشمنانمان را باد کنیم. به اوباما تشر می زند که وقتی در لیبی می توان تغییر رژیم داد و مداخله کرد، چرا در مورد سوریه و ایران چنین نکرده است. به نظر وی یکی از معدود مواقعی که امریکا در برخورد با ایران موفق عمل کرده است، در اواخر جنگ ایران و عراق و غرق کردن کشتی های ایرانی بوده است! حواسمان باشد که این حرف ها را نه از یک رهبر سیاسی ایدئولوگ جنگ طلب بلکه از یک مقام امنیتی می شنویم.
حرفش اینست که مسئله هسته ای ایران اصلا مهم نیست، ایرانی ها بدون آن هم از دهه 1980 به این سو به امریکا کم آسیب نرسانده اند. اصلا معتقد نیست اقدامات ایران علیه امریکا بعد از جنگ های عراق و افغانستان آغاز شده باشد، تقریبا در تمام بمب گذاری ها و عملیات ها بر ضد سفارت ها و پایگاه های نظامی امریکا و اسرائیل در جای جای جهان دست ایرانی ها را می بیند (انفجار الخبر عربستان سعودی در 1996 یا مرکز یهودیان آرژانتین را دو نمونه ذکر می کند).
به نظرش اقدامات ایران از فعالیت های حزب الله لبنان گرفته تا حتی پشتیبانی و کمک به القاعده و دیگر گروه های سنی مخالف غرب تا فعالیت در امریکای لاتین را شامل می شود. در یک ادعای عجیب می گوید که ایران از بن لادن و ابومصعب الزرقاوی (بنیانگذار داعش) حمایت کرده و به ویژه این آخری در اواخر دهه 1990 از ایران به شبکه گسترده اش در اروپا فرمان می داده است! ادعا می کند ایرانی ها پیشتر در فکر تاسیس تجهیزات هسته ای در سوریه برای تهدید اسرائیل بوده اند!
صریحا ایران و دیگر دشمنان غرب را به مافیا تشبیه می کند که هرچند از خانواده های هم می کشند، سرانشان دور میز می نشینند و برای نابودی دشمن مشترک تصمیم می گیرند. مشکل ایران و غرب را هم ایدئولوژیک می داند که تفکرات آخرالزمانی ایران آن را به وجود آورده است و با مذاکره هم حل نمی شود!
سواد امنیتی ندارم و قضاوتی در مورد گفته های فلین نمی توانم داشته باشم و البته همه حرف ها هم عملی نمی شود، ولی می شود حدس زد که دولت جدید امریکا موضع آشتی ناپذیرتری نسبت به ایران دارد. رویکرد ملایم تر باراک حسین اوباما و جان کری دورانش سرآمده است، ظاهرا باید خود را برای دوران سخت تر آماده کنیم، والله اعلم.
goo.gl/yubEH8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
لحن ژنرال فلین، مشاور امنیت ملی امریکا، در مورد ایران چنان تند است که انگار نتانیاهو در مورد خطر گروه های فلسطینی کنار مرزش هشدار می دهد، تقریبا همه روسای جمهور یانکی ها از انقلاب 57 به این سو را نقد می کند که چنانکه باید ایران را تحت فشار نگذاشته اند، به ویژه کارتر و اوباما را دو رهبر بی خاصیتی می داند که با رویا اندیشی و توهم آزادی، منافع ملی امریکا را به خطر انداخته اند.
در جایی از کتابش به نقل از دیگری می گوید نیازی نیست دنبال کردن ایده آل های لیبرالیسم و آزادی را با مازوخیسم (خودآزاری) یکی بگیریم و فقط دشمنانمان را باد کنیم. به اوباما تشر می زند که وقتی در لیبی می توان تغییر رژیم داد و مداخله کرد، چرا در مورد سوریه و ایران چنین نکرده است. به نظر وی یکی از معدود مواقعی که امریکا در برخورد با ایران موفق عمل کرده است، در اواخر جنگ ایران و عراق و غرق کردن کشتی های ایرانی بوده است! حواسمان باشد که این حرف ها را نه از یک رهبر سیاسی ایدئولوگ جنگ طلب بلکه از یک مقام امنیتی می شنویم.
حرفش اینست که مسئله هسته ای ایران اصلا مهم نیست، ایرانی ها بدون آن هم از دهه 1980 به این سو به امریکا کم آسیب نرسانده اند. اصلا معتقد نیست اقدامات ایران علیه امریکا بعد از جنگ های عراق و افغانستان آغاز شده باشد، تقریبا در تمام بمب گذاری ها و عملیات ها بر ضد سفارت ها و پایگاه های نظامی امریکا و اسرائیل در جای جای جهان دست ایرانی ها را می بیند (انفجار الخبر عربستان سعودی در 1996 یا مرکز یهودیان آرژانتین را دو نمونه ذکر می کند).
به نظرش اقدامات ایران از فعالیت های حزب الله لبنان گرفته تا حتی پشتیبانی و کمک به القاعده و دیگر گروه های سنی مخالف غرب تا فعالیت در امریکای لاتین را شامل می شود. در یک ادعای عجیب می گوید که ایران از بن لادن و ابومصعب الزرقاوی (بنیانگذار داعش) حمایت کرده و به ویژه این آخری در اواخر دهه 1990 از ایران به شبکه گسترده اش در اروپا فرمان می داده است! ادعا می کند ایرانی ها پیشتر در فکر تاسیس تجهیزات هسته ای در سوریه برای تهدید اسرائیل بوده اند!
صریحا ایران و دیگر دشمنان غرب را به مافیا تشبیه می کند که هرچند از خانواده های هم می کشند، سرانشان دور میز می نشینند و برای نابودی دشمن مشترک تصمیم می گیرند. مشکل ایران و غرب را هم ایدئولوژیک می داند که تفکرات آخرالزمانی ایران آن را به وجود آورده است و با مذاکره هم حل نمی شود!
سواد امنیتی ندارم و قضاوتی در مورد گفته های فلین نمی توانم داشته باشم و البته همه حرف ها هم عملی نمی شود، ولی می شود حدس زد که دولت جدید امریکا موضع آشتی ناپذیرتری نسبت به ایران دارد. رویکرد ملایم تر باراک حسین اوباما و جان کری دورانش سرآمده است، ظاهرا باید خود را برای دوران سخت تر آماده کنیم، والله اعلم.
goo.gl/yubEH8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
مشت آهنین یانکی ها؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
راه جهنم!
دوستی فرزانه نوشته بود فکر می کردم عزاداری برای رفیق فیدل تا سوم آن مرحوم بیشتر طول نکشد، ولی از قرار حواریون بنا دارند تا چهلم کار را ادامه دهند! در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد سعی کرده ام نشان دهم مملکتی که معادل یک پنجم جمعیت اش فقط به امریکا مهاجرت کرده اند، به نظر نمی آید جای خوبی برای زیستن باشد!
افسانه سیستم پیشرو بهداشت و سلامت کوبا را هم نباید جدی گرفت، بیشتر حاصل تصویری است که دلقک هایی مانند مایکل مور ساخته اند. منطق دو دوتا چارتاست، کشوری بالنسبه فقیر در حوالی کاراییب منابع لازم برای این کارها را ندارد. یک قلعه سلطانی خوش و آب هواست که پیشوای پیر بر اساس آرمان هایی نخ نما شده آن را اداره می کرد.
بعد از این همه سیاهکاری اوباشی مانند کاسترو، چاوز و دیگر “مبارزان” آمریکای لاتین، هنوز هم کسانی هستند که پیشوای بزرگ را ستایش می کنند، شیفته "عدالت خواهی" او هستند و مبارزه با امپریالیسم را نقطه قوت آن می دانند. اگر این هواداران رمانتیک رقت انگیز را دیدید، فقط لبخند بزنید! برای کسی که تفاوت واقعیت و تخیل را نمی داند نمی توان کار زیادی کرد. 😊
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/c3E8dQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دوستی فرزانه نوشته بود فکر می کردم عزاداری برای رفیق فیدل تا سوم آن مرحوم بیشتر طول نکشد، ولی از قرار حواریون بنا دارند تا چهلم کار را ادامه دهند! در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد سعی کرده ام نشان دهم مملکتی که معادل یک پنجم جمعیت اش فقط به امریکا مهاجرت کرده اند، به نظر نمی آید جای خوبی برای زیستن باشد!
افسانه سیستم پیشرو بهداشت و سلامت کوبا را هم نباید جدی گرفت، بیشتر حاصل تصویری است که دلقک هایی مانند مایکل مور ساخته اند. منطق دو دوتا چارتاست، کشوری بالنسبه فقیر در حوالی کاراییب منابع لازم برای این کارها را ندارد. یک قلعه سلطانی خوش و آب هواست که پیشوای پیر بر اساس آرمان هایی نخ نما شده آن را اداره می کرد.
بعد از این همه سیاهکاری اوباشی مانند کاسترو، چاوز و دیگر “مبارزان” آمریکای لاتین، هنوز هم کسانی هستند که پیشوای بزرگ را ستایش می کنند، شیفته "عدالت خواهی" او هستند و مبارزه با امپریالیسم را نقطه قوت آن می دانند. اگر این هواداران رمانتیک رقت انگیز را دیدید، فقط لبخند بزنید! برای کسی که تفاوت واقعیت و تخیل را نمی داند نمی توان کار زیادی کرد. 😊
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/c3E8dQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
چریک پیر و راه جهنم
امیرحسین خالقی
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران
بنا بر برخی آمار در طی چند دهه گذشته، قریب به 78 هزار نفر جانشان را در تلاش برای فرار از کوبا از دست دادهاند و بیش از 5 هزار کوبایی هم برای مبارزه با حکومت کمونیستی پیشوای بزرگ چپ، فیدل کاسترو، کشته…
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران
بنا بر برخی آمار در طی چند دهه گذشته، قریب به 78 هزار نفر جانشان را در تلاش برای فرار از کوبا از دست دادهاند و بیش از 5 هزار کوبایی هم برای مبارزه با حکومت کمونیستی پیشوای بزرگ چپ، فیدل کاسترو، کشته…
هتل بیروت!
می گویند بسیاری از شدت عمل و بدبینی ژنرال جیمز ماتیس (مَتیس به زبان اصلی)، وزیر دفاع آینده امریکا، نسبت به ایران تعجب می کنند، گفته می شود بر سر اختلاف در مورد چگونگی رفتار با ایران از سوی اوباما کنار گذاشته شده است. او را آدمی توانمند و یک استراتژیست بزرگ می دانند، ولی مواضع بسیار تندی نسبت به ایرانی ها دارد.
برخی معتقدند علت این کینه را باید در این دانست که وی از تفنگداران دریایی (Marine Corps) ایالات متحده است، آنها بیش از یک نیروی نظامی یک فرقه اند با باورها و تعصبات خاص خود که در هیچ بخش دیگر از نیروهای نظامی امریکا دیده نمی شود. آنها رویدادهای ناخوشایند را از یاد نمی برند، بلکه با تکرارشان همیشه خود را برای انتقام آماده نگاه می دارند. اما این چه ربطی به ایران دارد؟
در میانه های جنگ داخلی لبنان، حدود ساعت 6 بامداد 23 اکتبر سال 1983 ساختمان چهار طبقه مقر تفنگداران دریایی امریکا در بیروت با حمله انتحاری یک کامیون حاوی حدود 21000 پوند تی ان تی از بین رفت. 241 نفر در این انفجار کشته شدند. این مرگبارترین حمله به تفنگداران امریکایی بعد از جنگ جهانی دوم بود. چهار ماه بعد نیروهای نظامی امریکا از لبنان خارج شدند.
پیش از آن هم در ماه آوریل همان سال در یک حمله به سفارت خانه امریکا 63 نفر از جمله یکی اعضای بلندپایه سیا، رابرت ایمز، کشته شدند و یک تفنگدار دریایی هم در میان کشته ها بود، این را نخستین حمله به اهداف ایالات متحده از سوی امریکا از سوی اسلامگرایان دانسته اند. ایران در ایالات متحده به عنوان نقش اصلی در هدایت این حمله ها شناخته می شود، بحثی که تا امروز هم همچنان داغ است. در آخرین نمونه بعد از برجام دادگاهی رای داد که خانواده قربانیان می توانند خون بهای کشته شدگان را از پول ایرانی ها بردارند.
اینکه در آینده چه رخ می دهد البته کار متخصصان فال قهوه است، پاره کردن برجام رخ نمی دهد، آنقدرها هم مهم نیست، مثلث فلین، ماتیس و پترایس چیز ترسناکی برای ایرانی هاست.
https://goo.gl/P2kluL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
می گویند بسیاری از شدت عمل و بدبینی ژنرال جیمز ماتیس (مَتیس به زبان اصلی)، وزیر دفاع آینده امریکا، نسبت به ایران تعجب می کنند، گفته می شود بر سر اختلاف در مورد چگونگی رفتار با ایران از سوی اوباما کنار گذاشته شده است. او را آدمی توانمند و یک استراتژیست بزرگ می دانند، ولی مواضع بسیار تندی نسبت به ایرانی ها دارد.
برخی معتقدند علت این کینه را باید در این دانست که وی از تفنگداران دریایی (Marine Corps) ایالات متحده است، آنها بیش از یک نیروی نظامی یک فرقه اند با باورها و تعصبات خاص خود که در هیچ بخش دیگر از نیروهای نظامی امریکا دیده نمی شود. آنها رویدادهای ناخوشایند را از یاد نمی برند، بلکه با تکرارشان همیشه خود را برای انتقام آماده نگاه می دارند. اما این چه ربطی به ایران دارد؟
در میانه های جنگ داخلی لبنان، حدود ساعت 6 بامداد 23 اکتبر سال 1983 ساختمان چهار طبقه مقر تفنگداران دریایی امریکا در بیروت با حمله انتحاری یک کامیون حاوی حدود 21000 پوند تی ان تی از بین رفت. 241 نفر در این انفجار کشته شدند. این مرگبارترین حمله به تفنگداران امریکایی بعد از جنگ جهانی دوم بود. چهار ماه بعد نیروهای نظامی امریکا از لبنان خارج شدند.
پیش از آن هم در ماه آوریل همان سال در یک حمله به سفارت خانه امریکا 63 نفر از جمله یکی اعضای بلندپایه سیا، رابرت ایمز، کشته شدند و یک تفنگدار دریایی هم در میان کشته ها بود، این را نخستین حمله به اهداف ایالات متحده از سوی امریکا از سوی اسلامگرایان دانسته اند. ایران در ایالات متحده به عنوان نقش اصلی در هدایت این حمله ها شناخته می شود، بحثی که تا امروز هم همچنان داغ است. در آخرین نمونه بعد از برجام دادگاهی رای داد که خانواده قربانیان می توانند خون بهای کشته شدگان را از پول ایرانی ها بردارند.
اینکه در آینده چه رخ می دهد البته کار متخصصان فال قهوه است، پاره کردن برجام رخ نمی دهد، آنقدرها هم مهم نیست، مثلث فلین، ماتیس و پترایس چیز ترسناکی برای ایرانی هاست.
https://goo.gl/P2kluL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
هتل بیروت! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
ماهی، میگو و لجن!
میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". می شود این مثل را برای فساد هم به کار گرفت، وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم حق سیگار و چایی خود را از جیب مردم در می آورند.
اهل دل می دانند که دخالت دولت ها مستعد فساد است، وقتی منطق سیاسی بر منطق هزینه- فایده اقتصادی غالب می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. با این حال تا آینده ای دور به ویژه در صحاری خاورمیانه دولت ها نقش پررنگی خواهند داشت. دیدم شش استراتژی کلان مبارزه با فساد را آورده اند که مرورشان بد نیست:
1- پرداخت پول مناسب به کارمندان دولت؛ برخلاف گفته ها پرداخت های بخورونمیر به دولتی ها، فساد را افزایش می دهد.
2- شفافیت در چگونگی مصرف هزینه های دولت (بخوانید هزینه های سیاسی)؛ نیوزیلند یک نمونه خوب است.
3- کاهش کاغذبازی و موانع اداری؛ فرایندهای اداری و بوروکراتیک طولانی، سیستم را مستعد فساد می کند.
4- استفاده از فناوری های نو؛ هرچقدر تماس شهروندان با دولتی ها کمتر شود، احتمال فساد کمتر می شود. شیلی نمونه خوبی در این حوزه است. برای یک نمونه بومی! کافی است پارکبان را با پارکومتر مقایسه کنید.
5- پیوستن به پیمان های بین المللی؛ استفاده از تجربه دیگر کشورها و همکاری با آنها برای کشف فساد از دستاوردهای آن است.
6- استفاده از پرداخت های انتقالی هدفگیری شده به جای طرح های یارانه ای رایج؛ اعطای یارانه ها بدون توجه به مخاطب مناسب آنها، علاوه بر مواردی مانند اتلاف منابع، از بین بردن انگیزه ها و قاچاق، بسترساز فساد در رابطه دولت و شهروندان است.
goo.gl/FyrCyl
کانال راهبرد
@RahbordChannel
میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". می شود این مثل را برای فساد هم به کار گرفت، وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم حق سیگار و چایی خود را از جیب مردم در می آورند.
اهل دل می دانند که دخالت دولت ها مستعد فساد است، وقتی منطق سیاسی بر منطق هزینه- فایده اقتصادی غالب می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. با این حال تا آینده ای دور به ویژه در صحاری خاورمیانه دولت ها نقش پررنگی خواهند داشت. دیدم شش استراتژی کلان مبارزه با فساد را آورده اند که مرورشان بد نیست:
1- پرداخت پول مناسب به کارمندان دولت؛ برخلاف گفته ها پرداخت های بخورونمیر به دولتی ها، فساد را افزایش می دهد.
2- شفافیت در چگونگی مصرف هزینه های دولت (بخوانید هزینه های سیاسی)؛ نیوزیلند یک نمونه خوب است.
3- کاهش کاغذبازی و موانع اداری؛ فرایندهای اداری و بوروکراتیک طولانی، سیستم را مستعد فساد می کند.
4- استفاده از فناوری های نو؛ هرچقدر تماس شهروندان با دولتی ها کمتر شود، احتمال فساد کمتر می شود. شیلی نمونه خوبی در این حوزه است. برای یک نمونه بومی! کافی است پارکبان را با پارکومتر مقایسه کنید.
5- پیوستن به پیمان های بین المللی؛ استفاده از تجربه دیگر کشورها و همکاری با آنها برای کشف فساد از دستاوردهای آن است.
6- استفاده از پرداخت های انتقالی هدفگیری شده به جای طرح های یارانه ای رایج؛ اعطای یارانه ها بدون توجه به مخاطب مناسب آنها، علاوه بر مواردی مانند اتلاف منابع، از بین بردن انگیزه ها و قاچاق، بسترساز فساد در رابطه دولت و شهروندان است.
goo.gl/FyrCyl
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
ماهی، میگو و لجن! - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است “ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن”. می شود این مثل را برای فساد هم به کار گرفت، وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم حق سیگار و چایی خود را […]
این نام را به خاطر بسپارید!
✔️محمد امین الحسینی، مفتی اورشلیم در سال های پیش از جنگ جهانی دوم، همان چهره ای است که عکس گفتگوی او با هیتلر را اینجا و آنجا می توانید ببینید.
✔️او فلسطینی بود و در جنگ جهانی اول در ارتش عثمانی خدمت کرد، مدتی در سوریه بود و سپس به زادگاهش برگشت. الحسینی هوادار اندیشه های پان عربی بود که به تدریج به سوی نوعی ناسیونالیسم فلسطینی تغییر کرد. بعد از زندانی شدن برای رهبری یک شورش و مناقشه میان اعراب و یهودیان در سال 1920 و چند سال زندانی شدن از سوی مقامات به عنوان مفتی اعظم اورشلیم برگزیده شد.
✔️جامعه ملل (پدر سازمان ملل کنونی) از سال 1922 قیمومیت فلسطین را به بریتانیا واگذار کرد که بخشی از این سرزمین به یهودیان سپرده شد و مهاجرت آنها که از 1882 شروع شده بود شدت گرفت. اختلاف های گسترده قبلی هم مزید بر علت شد و کار به درگیری های جدی در سال های 1936 تا 1939 کشید که الحسینی نقشی پررنگ در ان داشت و مخالفت وی با بریتانیا بالا گرفت.
✔️او به لبنان و عراق گریخت و سرانجام با به قدرت رسیدن فاشیست ها و نازی ها در ایتالیا و آلمان به سوی آنها رفت. او در کمک به جلب نیروهای مسلمان بوسنی برای ارتش نازی نقش موثری داشت. او در آن دیدار معروف با هیتلر خواهان حمایت پیشوا از استقلال اعراب و پایان دادن به مسئله یهودیان شد. بعد از شکست آلمان ها هم به قاهره پناهنده شد. اما مسائل کمتر بیان شده هم هست!
✔️فلین در کتابش به نقش کمونیست ها در سال های دهه 1920 و 30 اشاره دارد، حزب کمونیست فلسطین (بخوانید شوروی) بسیاری از مفاهیم سیاسی موثر مانند "استعمار" و "امپریالیسم" را به پان عرب ها و الحسینی معرفی کرد. آنها حرف هایی که تاکنون شناخته شده نبود را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی موثر به مبارزان عرب آموختند. مایه های ضدیهودی هم که به وفور از دوران تزارها در روسیه وجود داشت و به ناسیونالیست های عرب منتقل می شد، قضیه پروتکل های یهود و نقش پلیس مخفی تزار را شنیده اید؟
✔️ملغمه ای از آموزه های کرملین و توهمات بیولوژیک و برتری نژادی نازی ها و دیدگاه های جهادی به وجود آمد که هنوز آثار آن را می توان در میان بنیادگرایان خاورمیانه دید. قضاوتی در مورد یهودیان و دولت اسرائیل ندارم، اما به نظرم برای شناخت ریشه های اسلامیست های خاورمیانه نظیر داعش و طالبان و القاعده باید تفکر این چهره کمتر شناخته شده را هم بررسی کرد. والله اعلم.
goo.gl/TYflgs
کانال راهبرد
@rahbordChannel
✔️محمد امین الحسینی، مفتی اورشلیم در سال های پیش از جنگ جهانی دوم، همان چهره ای است که عکس گفتگوی او با هیتلر را اینجا و آنجا می توانید ببینید.
✔️او فلسطینی بود و در جنگ جهانی اول در ارتش عثمانی خدمت کرد، مدتی در سوریه بود و سپس به زادگاهش برگشت. الحسینی هوادار اندیشه های پان عربی بود که به تدریج به سوی نوعی ناسیونالیسم فلسطینی تغییر کرد. بعد از زندانی شدن برای رهبری یک شورش و مناقشه میان اعراب و یهودیان در سال 1920 و چند سال زندانی شدن از سوی مقامات به عنوان مفتی اعظم اورشلیم برگزیده شد.
✔️جامعه ملل (پدر سازمان ملل کنونی) از سال 1922 قیمومیت فلسطین را به بریتانیا واگذار کرد که بخشی از این سرزمین به یهودیان سپرده شد و مهاجرت آنها که از 1882 شروع شده بود شدت گرفت. اختلاف های گسترده قبلی هم مزید بر علت شد و کار به درگیری های جدی در سال های 1936 تا 1939 کشید که الحسینی نقشی پررنگ در ان داشت و مخالفت وی با بریتانیا بالا گرفت.
✔️او به لبنان و عراق گریخت و سرانجام با به قدرت رسیدن فاشیست ها و نازی ها در ایتالیا و آلمان به سوی آنها رفت. او در کمک به جلب نیروهای مسلمان بوسنی برای ارتش نازی نقش موثری داشت. او در آن دیدار معروف با هیتلر خواهان حمایت پیشوا از استقلال اعراب و پایان دادن به مسئله یهودیان شد. بعد از شکست آلمان ها هم به قاهره پناهنده شد. اما مسائل کمتر بیان شده هم هست!
✔️فلین در کتابش به نقش کمونیست ها در سال های دهه 1920 و 30 اشاره دارد، حزب کمونیست فلسطین (بخوانید شوروی) بسیاری از مفاهیم سیاسی موثر مانند "استعمار" و "امپریالیسم" را به پان عرب ها و الحسینی معرفی کرد. آنها حرف هایی که تاکنون شناخته شده نبود را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی موثر به مبارزان عرب آموختند. مایه های ضدیهودی هم که به وفور از دوران تزارها در روسیه وجود داشت و به ناسیونالیست های عرب منتقل می شد، قضیه پروتکل های یهود و نقش پلیس مخفی تزار را شنیده اید؟
✔️ملغمه ای از آموزه های کرملین و توهمات بیولوژیک و برتری نژادی نازی ها و دیدگاه های جهادی به وجود آمد که هنوز آثار آن را می توان در میان بنیادگرایان خاورمیانه دید. قضاوتی در مورد یهودیان و دولت اسرائیل ندارم، اما به نظرم برای شناخت ریشه های اسلامیست های خاورمیانه نظیر داعش و طالبان و القاعده باید تفکر این چهره کمتر شناخته شده را هم بررسی کرد. والله اعلم.
goo.gl/TYflgs
کانال راهبرد
@rahbordChannel
Khaleqi
این نام را به خاطر بسپارید! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد