راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
این مقاله عالی از هاروارد را در زمینه قیمتگذاری از دست ندهید، دو ابزار بسیار مناسب را معرفی کرده است
دیدم عزیزی به نام مسعود اسپنتمان(امیدوارم در تبدیل از انگلیسی اشتباه نکرده باشم) که در علوم سیاسی پژوهش می کند، این را نوشته است، دیدگاه جالبی است و البته منطبق بر آنچه در مدیریت علمی استراتژی خوانده می شود:

تفاوت گرگ با سگ، یا همان استراتژی!
آنها که همانند من دهاتی اند و گرگ دیده، آگاه اند که این جانور هرگز انرژی خود را هدر نمی دهد، جز در هنگام شکار که از همه ی توان خود بهره می گیرد.
گرگ فقط برای کشتن حمله می کند، نه مانند سگ به آهنگ فقط ترساندن. حمله ی سگ مانند حبابی است که گسترده می شود تا بترکد اما گرگ یا هیچ اقدامی نمی کند و یا با همه ی انرژی گروهی اش تنها برای کشتن حرکت می کند. و حتی در پایان کار باز ته مانده توانی برای زنده ماندن ذخیره دارد، حال آنکه اکثر حرکات سگ نوعی بازی کودکانه است.
عوعو کردن سگ تاکتیک او برای دفاع است، اما گرگ استراتژی دارد. برای همین هیچ سگی جز وقتی که در اثر ورود شما به حریم خود بترسد به مقابله ی آنهم تاکتیکی نمی پردازد، اما گرگ دقیقاً از آنجایی که شما نمی دانید و قطعاً مقهور خواهید شد، بر شما می تازد و گاز نمی گیرد تا عبرتی برای سایرین بشوید بلکه شما را خواهد خورد تا از خورده شدن تان نهایت استفاده را برده باشد.
❤1
در یکی از گروه ها این سوال مطرح شده است:
سلام حضور همه دوستان...سئوالی مطرح است که آیا خلق محصول جدید، استراتژی بهتری است یا کپی نمودن سریع محصولات موجود دربازار به شرط آنکه چرخه عمر محصول کپی شده، این کار را توجیه پذیر نماید؟...لطفا منابع و مراجع علمی یا عملی پاسخ های خود را حتی الامکان مرقوم فرمایید.

این هم پاسخ من:
این پرسشی بسیار پیچیده است و باید با احتیاط پاسخ گفت، چنین تصمیمی یک انتخاب استراتژیک برای سازمان است و بسته به شرایط، صنعت و توانمندی های سازمان متفاوت خواهد بود، می توان آن را در استراتژی بازار (مارکت) یا استراتژی محصول بررسی کرد.
این دغدغه همیشه میان مدیران هست که در بازار هدف باید پیش از دیگران محصول جدید ارائه کرد (پیشرو) 2) به سرعت محصول جدید را به دنبال رقیب پیشرو تقلید کرد (زودپذیر) 3) در پذیرش نوآوری عجله نکرد و به مرور آن را پذیرفت (دیرپذیر)
برخی شرایط را برای دنبال کردن این استراتژی ها برشمرده اند: 1) اگر به دنبال نشان دادن تصویری نوآور از خود در بازار و ذهن مشتری هستید، ریسک پذیری کافی دارید و توانمندی بالایی در تکنولوژی و همچنین بازاریابی و معرفی محصول دارا هستید، "پیشرو" بودن می تواند استراتژی شما باشد که دستاوردهایی مانند کاهش بهای تمام شده با تجربه در درازمدت، حاشیه سود و سهم بازار بالاتر و بهبود تصویر در ذهن مشتری را به همراه خواهد داشت.
2) اگر به دنبال جلوگیری از نفوذ پیشروها و استحکام جایگاه آنها در بازار هستید، توانمندی های بازاریابی و توزیع بالا، مشتریان وفادار، برند قدرتمند و منابع زیاد در اختیار دارید، تولید محصول جدید نیاز به سرمایه گذاری بالا ندارد و نیت استراتژیک شما به چالش کشیدن پیشروهاست، "زودپذیری" استراتژی شما می تواند باشد. در صورت اجرای مناسب این استراتژی، ریسک کمتر، معرفی آسان تر، بهبود طرح محصول رقبا و بهبود سهم بازار از نتایج آن خواهد بود.
3) اگر هم منابع زیاد در اختیار ندارید، صنعت شما به سطح بلوغ خود رسیده است، بازارهای فرعی را هدف گرفته اید و بنا دارید روی مزیت هزینه ای رقابت کنید به نظر می رسد دیرپذیری برای شرکت شما کارساز باشد.

در این کتاب اطلاعات خوبی آورده شده است
http://goo.gl/NgSJDL
البته اینکه کسی چنین پرسش کلی را طرح کند و انتظار پاسخ مشخص داشته باشد هم عجیب است، پرسشی که آشکارا مبهم است.
این هم از سختی های کار ما 😊
فرم ممیزی بازار، برای تدوین استراتژی بازاریابی مفید خواهد بود
Channel name was changed to «راهبرد»
درس مدیریتی:

هیچ حرومزاده ای تا حالا جنگ را با کشته شدن برای کشورش نبُرده، به خاطر این برنده شده که باعث شده حرومزاده های بدبخت و ابله دیگه ای برای کشورشون کشته بشن! [اشاره به دشمن]

ژنرال پتن، فرمانده آمریکایی نبرد نرماندی


I want you to remember that no bastard ever won a war by dying for his country. He won it by making the other poor, dumb bastard die for his country.
George S. Patton
امی کادی از دانشمندانی است که در دانشگاه هاروارد درباره زبان بدن کار می کند، در آنچه درباره زبان بدن نوشته اند حرف های غیرعلمی کم نیست، ولی او در کتاب اخیرش بر اساس یافته های علمی حرف های جدی زده است.
از جمله می گوید به جای تغییر در نگرش بر تغییر بر رفتار تکیه کنید. اگر می خواهید مطمئن به نظر برسید، بد نیست روی ژست های بدنی خود و رفتارهای ملموس خود کار کنید. نمونه هایی از این رفتارها و ژست ها را در عکس هایی در مقاله زیر می توانید ببینید، پیشنهاد کرده است که در هنگام مصاحبه، مذاکره و مانند آن چه حرکاتی می تواند بر طرف مقابل اثرگذار باشد و شما را مطمئن نشان دهد. ناگفته نماند که مانند هر چیز دیگری در استفاده آن از ایران باید ملاحظات فرهنگی را هم در نظر داشت
http://goo.gl/o2C4Yu
http://goo.gl/GgYQbv

https://telegram.me/Marketing_Principles
هزینه فرصت
یکی از مفاهیم بنیادین اقتصاد و مدیریت همین هزینه فرصت است، به این معنی که وقتی پول و منابع خود را صرف کاری می کنید، امکان استفاده از آن را در کارهای دیگر (سرمایه گذاری و خرید دیگر کالاها) از دست می دهید. برای مثال، وقتی برای خرید خانه یک میلیارد تومان خرج می کنید، دیگر منافع احتمالی که می توانستید با آن پول داشته باشید را از دست می دهید و این را می توان هزینه فرصت خرید شما به حساب آورد.
در قیمت گذاری این گاهی رخ می دهد که فروشنده تصور می کند به دلیل اینکه قیمتش از دیگر رقبا مناسبتر است (هزینه فرصت کمتری دارد)، پس گزینه انتخابی مشتریان هم ناگزیر محصول او خواهد بود. پژوهش ها نشان می دهد که گاهی مشتریان این مزیت قیمتی را چنان که باید پررنگ تلقی نمی کنند و باید آن را به رخشان کشید.
شاید به نظر بدیهی برسد که هر کسی می داند که پول کمتر خرج کردن بهتر است (هزینه فرصت کمتری دارد)، اما تجربه نشان داده است د که مشتریان گاهی چنان درگیر تصمیم های متعدد و بمباران اطلاعات هستند که به این هزینه فرصت ها بی توجه می مانند و یادآوری آنها می تواند گاهی موثر باشد.
در یک آزمایش دو گروه را انتخاب کردند و به یکی گروه خرید یک دی. وی. دی 14.99 دلاری را پیشنهاد دادند تا انتخاب کنند که "محصول را بخرند" یا "محصول را نخرند". به گروه دیگر پیشنهاد دادند که "محصول را بخرند" یا "14.99 دلار را نگه دارند و با آن چیز دیگری بخرند". از نظر معنا و محتوا پیشنهادها به دو گروه تفاوتی نداشت، ولی میزان موافقت با خرید در گروه نخست 75 درصد و در گروه بعدی 55 درصد بود!
صرف یادآوری هزینه فرصت می تواند در تصمیم مشتری اثرگذار باشد. در مذاکره و تبلیغات این ترفند موثری است که مزیت قیمتی (هزینه فرصت) خود را به مشتری یادآوری کنیم. این ار در تبلیغ زیر را ببینید که برندهای برتر (سمت راست) را با همان قیمت عرضه کرده است.
https://telegram.me/Marketing_Principles
پند مدیریتی از حضرت ماکیاوللی:
بدترین سرمشقی که به جامعه می توان داد این است که قانون بنهند اما رعایتش نکنند، و بدتر از آن این است که خود قانونگذار قانون را بشکند.
https://telegram.me/Marketing_Principles
یک قاعده سرانگشتی برای تعیین تقریبی ارزش کسب و کار شما در ایران:
ارزش شرکت= 5* سود متوسط سالانه شرکت
اگر شرکت شما در سال به طور متوسط ده میلیارد ریال سودآوری دارد، ارزش آن را می توان 50 میلیارد ریال برآورد کرد. بدیهی است که این جای روش های پیچیده ارزش یابی را نمی گیرد.

http://goo.gl/6w0Nbc
گروه راهبرد
https://telegram.me/Marketing_Principles
پژوهشی نشان می دهد در کنار دیگر توانمندی ها، کسانی که چهره شان در نظر نخست قابل اعتماد یا مقتدر به نظر می رسد، در مصاحبه های شغلی نتیجه بهتری می گیرند و حقوق بالاتری دریافت می کنند. به بیانی دیگر، ویژگی های چهره هم در قضاوت دیگران اهمیت دارد. مقتدر بودن با ویژگی های مردانه مانند صورت غیرگرد و چشم های کوچک در ارتباط است و قابل اعتماد بودن با ویژگی های زنانه مانند صورت گرد و چشم های بزرگ.
می توان نتیجه گرفت کسانی که "مردانه تر" یا "زنانه تر" به نظر می رسند، به ترتیب مقتدرتر و قابل اعتمادتر به نظر می رسند و احتمال بیشتری دارد که در مصاحبه ها بهتر عمل کنند. به نظر چهره های ترکیبی که در میانه قرار دارند از این مزیت برخوردار نیستند. در مورد عکس های پروفایل نیز می توان چنین نتیجه گیری های کرد.
http://goo.gl/GCPPQI

https://telegram.me/Marketing_Principles
پند مدیریتی از حضرت ماکیاوللی:

هر که بخواهد در همه حال پرهیزگار باشد، در میان این همه ناپرهیزگاری سرنوشتی جز ناکامی نخواهد داشت. از این رو شهریاری که بخواهد شهریاری را از کف ندهد، می بایست شیوه های ناپرهیزگاری را بیاموزد و هرگاه که نیاز باشد به کار بندد.

کانال راهبرد
https://telegram.me/Marketing_Principles
درس های اقتصاد رفتاری:

یک پزشک متخصص قلب از اینکه بیماران سیگاری وی بعد از عمل جراحی قلب همچنان به کشیدن سیگار ادامه می دهند شکایت داشت. وضع بسیاری از آنها پیش از عمل بسیار وخیم بود و به او می گفتند: حاضریم هر کاری بکنیم تا زنده بمانیم، ولی پس از عمل قلب خود تعداد زیادی از آنها (حدود 70 درصد) باز به کشیدن سیگار ادامه می دادند.
بررسی هایی انجام شد تا دلیل این قضیه روشن شود و پس از بررسی، با یک تغییر کوچک توانستند تعداد را تا حدود 20 درصد کاهش بدهند و این تغییر چه بود: جمله بندی پزشک!
پزشک ما اغلب پس از معاینه بیمارانش به آنها می گفت: "قلب تو به دلیل سیگار کشیدن بسیار آسیب دیده است و تنها راه عمل تعویض قلب است و اگر سیگار را ترک کنی می توانی تا ده بیست سال دیگر هم زنده بمانی". بیمار هم پاسخ می داد: "من حاضرم برای زنده ماندنم هر کاری را انجام بدهم".
پس از این بررسی او جمله بندی اش را به این صورت تغییر داد: "اگر بعد از عمل باز هم به کشیدن سیگار ادامه بدهی، دو سه سال بیشتر زنده نخواهی ماند و نمی توانیم عمل دیگری هم روی قلبت انجام دهیم"!

آنچه گفتیم در اصطلاح روانشناسی قاب بندی (فریمینگ) خوانده می شود و به چگونه ارائه اطلاعات به مخاطب اشاره دارد. از آنجا که انسان ها ریسک گریز هستند، اگر بتوان در قاب بندی این نکته را مورد توجه قرار داد، احتمال تغییر رفتارشان نیز بیشتر خواهد بود.

https://goo.gl/m8QC2Y

کانال راهبرد
https://telegram.me/Marketing_Principles
در خرید از وبگاه های اینترنتی (اینترنت وبسایت) بسیاری افراد پیش از خرید به پیام های مشتریان قبلی (ریویو و کامنت) توجه می کنند و این یکی از عوامل اثرگذار در انتخاب های آنان به شمار می رود. پیام های منفی به دلیل ریسک گریزی بسیاری انسان ها اثر بیشتری از مثبت ها دارند، ولی برخی پیام های مثبت هم بسیار اثرگذارند. پژوهش ها نشان می دهد آنهایی که مرجع زمانی مشخص (به ویژه "امروز") دارند می توانند اثر بیشتری در خرید مشتریان آینده داشته باشند و آنها چنین پیام هایی را مثبت تر ارزیابی می کنند. توصیه می کنند از مشتریان خود بخواهید بلافاصله پس از خرید و در همان روز پیام مثبت خود را در شبکه های اجتماعی و وبگاه های خرید بفرستند.
"به فلان رستوران رفتم غذا کیفیت بسیار خوبی داشت."
در برابر
"امروز به فلان رستوران رفتم غذا کیفیت بسیار خوبی داشت"

(از کتاب بزرگ های کوچک نوشته چیالدینی و دیگران)

کانال راهبرد
https://telegram.me/Marketing_Principles
چهار روایت از زندگی کارآفرینان بدون سرمایه ایران
http://goo.gl/yF8YGN
https://telegram.me/Marketing_Principles
پندی مدیریتی از حضرت ماکیاوللی:

در باب آدمیان، بر روی هم، می توان گفت که ناسپاس اند و زبان باز و فریبکار و ترسو و سودجو. و سرسپرده تو اند تا زمانی که سودی به ایشان رسد و آن گاه که خطری در میان نباشد، چنانکه گفتیم به زبان آماده اند جان و مال و فرزند خود را فدای تو کنند، اما روزی که خطر در میان باشد روی از تو بر می تابند.

کانال راهبرد
https://telegram.me/Marketing_Principles