راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در دفاع از سیاست

دوست فرهیخته آقای دکتر ناظران امروز متنی در دنیای اقتصاد نوشته بود مبنی بر اینکه راه حل اقتصاد ایران بیش از هرچیز اعتماد به علم اقتصاد است؛ ایشان به درستی انگشت گذاشته بود بر اینکه آنچه در اقتصاد کشور در چند دهه اخیر شاهد بودیم خیلی ربطی به این یا آن مکتب ندارد، راه حل هایی است فوری و الله بختکی که در چند جلسه تصویب می شود و خیلی مبنای علمی و جدی ندارد که بخواهیم روی آن اسم مکتب بگذاریم؛ باید از این مقاومت در برابر علم اقتصاد و تجربه های موفق جهانی دست برداشت و تن به نظرات اهالی اقتصاد داد هرچند خیلی ساده نباشد.

در جایی هم اشاره کردند که تا این قضیه حل نشود، ارتباط با امریکا و تعامل با جهان و مانند آن هم گره ای از کار ما نخواهد گشود. این حرف نادرستی نیست، ولی تا وقتی مسئله سیاسی ما یعنی ارتباط با بزرگترین قدرت سیاسی و اقتصادی جهان حل نشود، مجالی برای باور به اقتصاد به وجود نمی آید. امریکا تنها یک کشور کیلومترها دورتر از ما نیست، نمایانگر یک فرهنگ و نگاه به جهان است، از قضا درست همان نگاهی که ما پیشرفت و توسعه و اقتصاد پررونق را با آن معنا می کنیم. امریکا تنها پرقدرت ترین کشور جهان از نظر اقتصادی و نظامی نیست؛ این کشور بیش و پیش از این دو یک ابرقدرت فرهنگی است؛ فرهنگی که آن دستاوردهای اقتصادی و نظامی را به وجود آورده است.

به خاطر نمی آورم حتی یک کشور در تاریخ معاصر داشته باشیم که با تخاصم با امریکا پیشرفت پایدار را تجربه کرده باشد؛ لیبی، عراق، کره شمالی و البته ایران نمونه های غم انگیزی از فرصت های از دست رفته اند؛ از نگاه روانشناسی سیاسی به قضیه بنگریم وقتی با کسی دشمنی می کنیم، سعی در رد و انکار همه آن چیزی می کنیم که او دارد؛ غریب نیست که در مورد امریکایی ها نیز چنین باشد، وقتی "اقتصاد بازار آزاد" و "آزادی" و دموکراسی و مانند آن را نپذیری مجبوری "اقتصاد بومی" و "حریت" و "مردمسالاری" و مانند آن را علم کنی و در مقابل هر چیز که رنگ دشمن می دهد مقاومت کنی. قضیه خیلی پیچیده نیست. تعجبی ندارد که به این وضعیت افتاده ایم، دنیا نظم خودش را دارد و قرار نیست به میل ما تغییر کند.

در این حالت تخاصم و "شرایط حساس کنونی" هر شکستی توجیه می شود، همه تلاش می کنند در برابر تحریم ها مقاوم شویم و وقت را بگذرانیم شاید گشایشی شود، بدون آنکه بپرسیم اصلا کشوری با این تاریخ و مردم و ظرفیت چرا باید تحریم شود. سیاستگذار و اهالی سیاست هم انگیزه ای برای بهبود کیفیت حکمرانی شان ندارند؛ کشوری "در شرایط حساس کنونی" قرار نیست خود را با دیگران مقایسه کند؛ جنگ است و در حال جنگ "توسعه" کالای لوکس و تفننی می شود، قرار است زنده بمانیم با چه کیفیتی خیلی مهم نیست.

اجازه دهید صریح عرض کنم راه حل مشکل ایران تغییر در سیاست خارجی و آشتی با دنیاست، دشمنی با بزرگترین قدرت دنیا حالا گیریم امپریالیست و زورگو و ... به زیان منافع ملی ماست، مهم نیست حقیقت کدام سو است، مهم رفاه و آرامش 80 میلیون آدمی است که نام ایرانی بر خود دارند؛ بگذارید آن گفته شادوران داریوش همایون را تکرار کنیم "ما باید از گنداب خاورمیانه بیرون بیاییم" و این جز با آموختن و یادگیری و کمک آن کشور قدرتمند آن سوی آتلانتیک ممکن نیست، والله اعلم.

https://t.me/Economics_and_Finance/501

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تورم 120 درصدی!

برآورد جدید هانکه بزرگ از تورم در ایران با توجه به تغییرات نرخ ارز 120 درصد است.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
بزرگترین موهبت تاریخ

تا همین دو قرن پیش فقر پدیده ای رایج در همه جای جهان بود؛ آنچه امروز مردم عادی دارند در خیال پادشاهان گذشته هم نبود؛ علت این پیشرفت: سرمایه داری!

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
این بانک جهانی و صندوق بین المللی پول لعنتی!

"دکتر اقبال در نخستین هفته های حکومتش واحد تحقیقاتی جدیدی را به نام دبیرخانه شورای عالی اقتصاد و تهیه طرح های اقتصادی به وجود آورد و اندکی بعد مسئولیت آن را به سمت معاون نخست وزیر به حسنعلی منصور سپرد. شاه، به این تصمیم نخست وزیر خود یک جنبه سیاسی نیز داد. هم او و هم نخست وزیر می خواستند در برابر "دفتر اقتصادی سازمان برنامه" که حتی بعد از برکناری ابتهاج، سخنگوی واشنگتن و به ویژه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تلقی می شد و دیدگاه های آنان را منعکس می کرد، واحد تحقیقاتی و طراحی اقتصادی دیگری، با دیدهای دیگر و استقلال بیشتر به وجود آورند.

در دبیرخانه شورای عالی اقتصاد، جامعه شناسان، اقتصاددانان، حقوق دانان و کارشناسانی که از افق های فکری و دانشگاهی مختلف (فرانسه، سوئیس، آلمان و ...) آمده بودند به کار پرداختند. شاه دیگر در جستجوی آینده دیگری برای ایران بود و فکر استقلال بیشتر سیاست کشور نسبت به رویه آمریکایی ها در سر می پروراند؛ گرچه بر زبان نمی آورد یا علنا اظهار نظر نمی کردو او می خواست با کمک متخصصین و کارشناسان حکومت کند، ولی نه الزاما آنهایی که دانش آموخته دانشگاه های امریکایی و بعضا فریفته واشنگتن بودند. دبیرخانه شورای عالی اقتصاد توجه خاص نخست وزیر بود که یقینا شاه وی را تایید می کرد. هدف هر دو آن بود که در بخش حساسی از فعالیت کشور از نظرهای مختلف مطلع و بهره مند باشند".

آنچه آمد بخشی از کتاب آخرین شاهنشاه نوشته هوشنگ نهاوندی و ایوبوماتی است، می شود دید که بر خلاف گفته بسیاری افراد، شاه ایران با دلایل آشکارا سیاسی دنبال فاصله گرفتن از مظاهر قدرت امریکا و از جمله "علم اقتصاد" بود، پیشنهادهای نهادهای بین المللی نه توصیه های علمی بلکه راهی برای نفوذ بیشتر یانکی تلقی می شد. نمونه هایی مشابه از این به اصطلاح نقد غربی بودن (بازگشت به شرق) را مثلا در انجمن پادشاهی حکمت و فلسفه یا برخی انجمن های وابسته به آخرین ملکه ایران می توان رصد کرد (خاطرم باشد دکتر میرسپاسی نوشته جالبی در این باره دارد).

وضع کنونی ما هم که معلوم است، جان کلام عرضم اینست تا نگاه سیاسی ما به جهان مبتنی بر نوعی غرب هراسی است، این ترس و گریز از اقتصاد بازار (همان سرمایه داری) و تن ندادن به "علم اقتصاد" هم پیامد طبیعی آن است، در دوران پیش از انقلاب باز نگاه عاقلانه و عملگرایانه تری نسبت به این پدیده منحوس "غرب" وجود داشت، در حال حاضر که همان هم وجود ندارد، به قول یکی از عزیزان فرهیخته در شبکه های اجتماعی ایرانیان نیاز به انقلاب شناختی جدی نسبت به خود و دیگران دارند، چیزی شبیه روانکاوی که فرد باید در آغاز به ضعف و حقارت خود اعتراف کند تا راه برای درمان باز شود. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پاسخ به شبهات؛ سرمایه داری یعنی چه؟

بسیاری دوستان در مورد این واژه قبیحه "سرمایه داری" ابهام زیاد دارند و البته حق هم با آنهاست; تعریفش و شرح آن ساده نیست؛ یک کتاب خوب در این باره "بنیادهای اقتصادی و فلسفی سرمایه داری" است که مجموعه مقالاتی است که اسوتزار پژویچ (امیدوارم اسم این بزرگوار را درست نوشته باشم) آنرا ویرایش کرده است و هنوز هم به فارسی ترجمه نشده است؛ دو فصلی را به دشواری های تعریف "سرمایه داری" پرداخته است؛ اما یک تعریف خوب در آن کتاب از "سرمایه داری" آمده است که کار اهل دل را راه می اندازد:

"سرمایه داری به نظم [یا همان مناسبات اقتصادی ای] گفته می شود که 3 ویژگی ساختاری اساسی را از خود نشان می دهد:

1- در اختیار داشتن [مالکیت] خصوصی ابزار تولید.

2- [پذیرفتن] بازار و سازوکار قیمت برای هماهنگی [فعالیت های اقتصادی].

3- [در نظر گرفتن] سود و بیشینه سازی مطلوبیت به عنوان انگیزه اصلی فعالیت اقتصادی."

والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک کتاب خوب

بنیادهای فلسفی و اقتصادی سرمایه داری.

پ.ن: حامی مناسب پیدا شد؛ شاید ترجمه اش کردم؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
فرمول برآورد تورم استیو هانکه چیست؟

فرمول برآورد تورم یک کشور در شرایط کاهش چشمگیر ارزش پول ملی، پارامتر اس اشاره به نرخ ارز دارد و پارامتر پی حاکی از تورم است.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"خودکفایی"!

این تصویر هراس آور از قحطی "خودکفاترین" کشور دنیا یعنی کره شمالی است! برخلاف تصور رایج بستن اقتصاد و میل به تولید همه چیز در داخل کشورها را آسیب پذیر می کند.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب ژنرال

خیلی ها فکر می کنند که دوران ژنرال پینوشه در شیلی دوران سلطه بی چون و چرای اقتصاد بازار (همان نئولیبرالیسم) بود؛ تجربه ای که به باور منتقدان در دهه 1980 و در قدرت بودن ژنرال شکست خورد و در واقع شکوفایی اقتصاد شیلی را باید پس از انتقال قدرت دموکراتیک شیلی و کنار رفتن آن مرد جبار در دهه 1990 به این سو دنبال کرد. قضیه البته متفاوت است.

بعد از کودتا در سال 1973 که شر کمونیست های هوادار آلنده را از سر مردم شیلی کم کرد؛ دو سالی به سبک و سنگین کردن گزینه ها گذشت، ولی پس از آن اساس رشد اقتصادی شیلی در دهه های بعدی پی ریخته شد، بالا و پایین هایی بود ولی رویکرد کلی تغییری نکرد؛ هیچ دولتی پس از ژنرال هم وسوسه نشد به سمت سوسیالیسم دولتی دوران آلنده یا سرمایه داری دولتی دوران پیش از او برگردد. وزیر مالیه وقت در سال 1991 دورانی که دیگر پینوشه ای هم در کار نبود اذعان داشت: شاید ما دولت قبلی را دوست نداشته باشیم، ولی آنها کارهای درست زیادی را انجام دادند؛ اقتصادی که برای ما به ارث رسید به واقع یک گنج بود. دولت های بعد ژنرال هم میراث او و دولت نظامی را ادامه دادند و با اصلاحات بازاری تر راه را پیشرفت شیلی گشودند؛ اکنون هم که می دانیم که شیلی از آزادترین اقتصادهای دنیاست.

اما خطاست که از آن سو دوران پینوشه را به اصطلاح منتقدان "دوران سلطه نئولیبرالیسم" تلقی کنیم که انگار دولت از اقتصاد کنار گذاشته شد و کار به دست سرمایه داران زالو صفت وابسته به غرب سپرده شد. بزرگترین و ارزآورترین صنعت شیلی که در اواخر دهه 60 و 70 ملی شده بود، همچنان دولتی ماند؛ بانک های داخلی که در اواخر دهه 1970 به اصطلاح مقررات زدایی شده بودند؛ در اوایل دهه 1980 با شدت بیشتری زیر تیغ مقررات رفتند, برنامه های دولت شیلی برای کاهش فقر و هزینه های مستقیم دولتی از همان اواسط دهه 1980 و زمامداری پینوشه شروع شد که طی 5 سال حدود 15 درصد فقر را کاهش داد. در دوران پس از آن هم ادامه پیدا کرد، به اصطلاح قدما، ژنرال در این زمینه فضل تقدم داشت.

البته خشونت ها و شکنجه ها در دوران او بود و بنای قهرمان سازی نداریم؛ ولی متاسفانه ما در دنیای خوب قصه های جن و پری زندگی نمی کنیم؛ اگر او با مشت آهنین نمی آمد؛ کشورش بدل به یکی از اقمار آن امپراتوری شر، شوروی کمونیست و یحتمل دچار جنگ داخلی می شد. هواداران آلنده "مظلوم" هم در همان سه سال نشان دادند که مشکلی با اعمال خشونت و زور ندارند و خود او صریح گفته بود که دموکراسی و این قبیل تفنن ها را جدی نمی گیرد.

گویا خود پینوشه زمانی گفته بود که بزرگترین خدمتش این بوده است که نگذاشته است که شیلی گرفتار کمونیسم شود؛ حرف بیراهی هم نیست. گفتنش کار دشواری است و مرگ انسان ها دردآور است؛ ولی گاهی در رویدادهای تاریخی می بینیم که ظاهرا گریزی از آن گفته صدام تکریتی نیست که اگر الان 1000 نفر کشته شوند بهتر از اینست که فردا یک میلیون نفر کشته شوند؛ والله اعلم

https://goo.gl/BZvqDg

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دو هزار سال تاریخ اقتصاد جهان

چین و هند شکوه گذشته را باز می یابند؟ در مورد چین امیدوارم چنین نباشد؛ حیف است دوران لیبرال دموکراسی ها تمام شود؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب انقلاب

“برای به بار نشستن یک انقلاب، برتری عددی کافی نیست، انقلاب ها را شبکه های کوچک انقلابیون و نه توده ها به ثمر می نشانند … انقلاب روسیه با قیام 180 میلیون روستایی بر علیه تزار پیروز نشد؛ بلکه زمانی به سرانجام رسید که تنی چند از کمونیست ها در زمان مناسب در جای مناسب نقش آفرینی کردند.

در 1917 زمانی که طبقه متوسط و بالای روسیه حداقل 3 میلیون نفر بود، حزب کمونیست بیش از 23000 عضو نداشت، با این حال کمونیست ها به دلیل سازمان دهی خوب توانستند قدرت را در امپراتوری بزرگ روسیه به دست بگیرند. وقتی قدرت از دستان ناتوان تزار و دولت موقت کرنسکی خارج شد، کمونیست ها با چابکی آن را قاپیدند؛ درست شبیه بولداگی که دندان هایش را دور استخوان قفل کرده باشد.

انقلاب مصر در 2011 هم داستان متفاوتی نداشت ... رسانه های جدید [مثل توییتر و فیس بوک] هماهنگی را ساده تر کرده بود و هزاران نفر در زمان مناسب به خیابان ها هجوم آوردند و رژیم مبارک را سرنگون کردند. با این حال آوردن 100 هزار نفر به میدان التحریر یک چیز است و "در اختیار گرفتن دم و دستگاه سیاسی" و "توافق های پنهان با آدم های مناسب در جای مناسب" و "اداره کارآمد یک کشور" چیزی دیگر.

در نتیجه وقتی مبارک قدرت را از دست داد، تظاهرات کنندگان نتوانستند خلاء حاصل آن را پر کنند. مصر تنها دو گزینه با سازماندهی کافی برای حکومت در کشور در اختیار داشت، ارتش و اخوان المسلمین. در واقعیت هم انقلاب مصر هم نخست توسط اخوانی ها و سپس ارتش مصادره شد.”

از کتاب انسان خداوار، حضرت یُوال هراری

پ.ن: یاران همراه، کتاب به فارسی ترجمه شده است و در کتابفروشی ها در دسترس است، با این حال اگر تمایل به خواندن متن اصلی لاتین داشتید، پیام بدهید تا نسخه الکترونیکی را ارسال کنیم.

https://goo.gl/c69pZd

کانال راهبرد
@RahbordChannel
طرح یک کودتا

در هیاهوی بالا گرفتن شعله های انقلاب، جلسه ای محرمانه با حضور اردشیر زاهدی و گروهی از درباریان و ژنرال ها و سناتورها برگزار شد که از او می خواستند نقش رهبری را برای سامان دادن اوضاع کشور بر عهده گیرد؛ آنها به یاد می آوردند که در غائله اصلاحات ارضی به دلیل حضور شخصیتی قوی مثل اسدالله علم بود که کارها سامان گرفت؛ والا از پادشاه درس خوانده در سوییس با آن روحیه ملایم کاری بر نمی آمد. همه دنبال کسی بودند که به آنها بگوید چه بکنند، ولی آخرین پادشاه ایران که بیماری اش هم شدت گرفته بود؛ آن کس نبود. زاهدی حتی با روحانیون حامی سلطنت که دنبال یک کودتای نظامی برای حفظ حکومت بودند هم صحبت هایی کرده بود.

همان زمان طرح فوق سری کودتای نظامی کچ (نام یک شهر کوچک کویری در بلوچستان) بر علیه دولت لرزان شریف امامی هم بیرون آمد؛ فرماندهان هر سه نیروی ارتش، هوایی و دریایی هم در آن شرکت داشتند؛ در گام اول قرار بود شاه و خانواده اش به جزیره کیش منتقل می شدند و سپس رهبران مخالف میانه رو دستگیر و در پایگاه نیروی دریایی در خارک زندانی می شدند. قرار بود هر کس که حکومت نظامی را نقض و به خیابان بیاید هم جلب و در استادیوم المپیک نگهداری شود. از آن طرف پلیس هم یک لیست دیگر برای بازداشت داشت که باید آنها را پیگیری می کرد. برای نگهداری زندانیان نیز پیش بینی های لازم شده بود.

چریک های فدایی و مجاهد و مسلمان هم به کچ در نزدیکی پاکستان منتقل می شدند؛ همچنین برنامه ریزان کودتا به تامین غذا و برق برای شهرهای ایران حتی با اعتصاب کارکنان دولت هم فکر کرده بودند. تکیه اصلی روی ارتش بود، ولی قرار بود ارتش را از خیابان ها دور نگه دارند که سربازان به فکر تمرد نیفتند. بعد از خوابیدن اتش ماجرا قرار بود انتخابات برقرار شود و اصلاحات سیاسی آغاز شود و شاه هم فقط سلطنت کند، نه حکومت.

بعدها که انقلابیون بیشتر قدرت گرفتند؛ در حدود آذر سال 57 (اکتبر 1979) حتی بنا شد شاه و خانواده را به خارج از کشور بفرستند؛ تهران را به مخالفان بسپارند و ارتش را به آبادان عقب ببرند و با در اختیار گرفتن میدان های نفت مسیر تامین انرژی و سوخت به پایتخت را قطع کنند و البته مخالفان را از عواید نفت محروم کنند. بعد هم به شمال پیشروی کنند تا تهران را فتح کنند، این هم یک معنای روشن داشت: جنگ داخلی! کسانی در ایران حاضر بودند در کشور جنگ داخلی اتفاق بیفتد، ولی یک حکومت دینی روی کار نیاید.

می دانیم که این طرح ها اجرایی نشد و انقلاب ایران بدون خون ریزی پیروز شد؛ ولی تاریخ می توانست مسیر دیگری هم داشته باشد، از خونریزی های گسترده چنین کودتایی که بگذریم، یحتمل ورود نظامی شوروی و تکه تکه شدن کشور را داشتیم، اینکه چرا این سناریو رخ نداد می تواند مضمون بررسی اهل فن باشد، ولی می شود دید که به طور کلی هرج و مرج و ناامیدی از اصلاح راه را بر خطرناک ترین گزینه ها باز می کند، اوضاع ما الان هم خوب نیست، باید مواظب بود؛ والله اعلم.

https://goo.gl/3RR4Ui

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پرهیز از ماجراجویی و دیگر هیچ

توماس ساول، اقتصاددان امریکایی، زمانی گفته بود بعید است خطرناک تر و ابلهانه تر از این روشی وجود داشته باشد که اختیار تصمیم گیری را دست کسانی بسپاریم که هیچ بهایی برای اشتباهاتشان پرداخت نمی کنند، نقد او اشاره ای به شیوه تصمیم گیری در دولت ها بود؛ وقتی کسی بداند چند صباحی بیشتر پشت فلان صندلی تصمیم گیری نیست و بعد از آن هم خدا کریم است و قرار نیست بازخواست شود، خیلی خود را به آب و آتش نمی زند، حتی اگر به واقع توانمند باشد.

اگر بر این ضعف "ذاتی" و اساسی تصمیم گیری دولت ها، "کوتاه مدت بودن جامعه ایران" (تعبیر دکتر همایون کاتوزیان) و نزدیک بینی سیاستگذار و شهروندان را بیفزاییم که کار خراب تر هم می شود. اهالی سیاست در کشوری با تاریخ پر فراز و نشیب که در همین صد و بیست سال گذشته دو انقلاب را از سر گذرانده است و کم و بیش هر روز در "شرایط حساس کنونی" است، طبیعی است که خیلی به آینده های دور فکر نکنند و بیشتر پی این باشند "که چو فردا آید، فکر فردا کنیم".

در این یادداشت دنیای اقتصاد به "بحران تصمیم گیری" پرداخته ام؛ یادی هم از شادروان داریوش همایون داشته ام که گفته بود اوضاع در دوران شاه فقید هم خیلی متفاوت نبود، در اقتصادهای بسته و دولتی سیاست زدگی اقتصاد و بحران "تصمیم گیری" طبیعی است. راه حلی که در دنیا ارائه داده اند تز "جدایی سیاست از اداره" بود؛ یعنی در رژیم های سیاسی باید کار و نقش سیاسیون را از دیوانی ها جدا کرد، سیاسیون کار چانه زنی و توافق بر سر اهداف کلان برای تامین "منافع عمومی" را دنبال می کنند و ساختار اداری و بوروکرات های دولت هم آن اهداف عالیه را اجرایی می کنند.

برای مثال آنچه این روزها در مورد استقلال بانک مرکزی و اصلاح و کارآمدی نظام اداری و مانند آن گفته می شود برخاسته از چنین نگرشی است. اما پرسش اصلی اینجاست چرا در مقایسه با بسیاری کشورهای توسعه یافته تر اوضاع تصمیم گیری و سیاستگذاری در کشور ما چنین بحرانی و طوفانی است؟ نگارنده بر این باور است که گذشته از ناتوانی "ذاتی" همه دولت های هر جای جهان در تصمیم گیری، آنچه بحران جدی در کیفیت تصمیم گیری و سیاستگذاری در ایران را به وجود آورده است را باید در سیاست خارجی جست.

تردید مستمر نسبت به آینده همراه با کاهش اعتماد مردم به توانمندی اهالی سیاست و دیوانی ها پیامدی جز ویرانی تدریجی ایران نخواهد داشت، ماموریت اصلی سیاسیون وطن پرست چیزی جز محاسبه پذیر کردن آینده و حاکم کردن ثبات نمی تواند باشد. به یاد نمی آوریم که هیچ کشوری با خط و نشان کشیدن برای زمین و زمان و روابط خارجی متشنج توانسته باشد شاهد توسعه را در آغوش کشیده باشد، باید تاکنون دریافته باشیم که در "شرایط حساس کنونی" توسعه، کارآمدی و رفاه کالای لوکس می شود، باید هرچه زودتر این بهانه را از دست تصمیم گیران گرفت تا مجالی برای توجیه ناکارآمدی ها نماند و البته راه آن هم تشنج زدایی در روابط خارجی می گذارد.

واقعیت اینست که "مردم ايران تا اين چنين ، شکست همه سويه ‏سياست خارجی و اقتصاد را تجربه نکرده بودند مفهوم منافع ملی را به درستی درک نمی کردند و به ‏آسانی بر ديگران دل می سوزاندند . امروز ما ناگزير شده ايم هر چه دل داريم بر حال ملت خود بسوزانيم ‏که پياپی می بازد و می بيند که دوستی هايش نه تنها زيان بخش که يکسويه بوده است و بيهوده خود را ‏درگير مسائلی کرده است که به او مربوط نيست". ما نیازمند آنهایی هستیم که تصمیم های دشوار بگیرند و به جای سودای وجیه المله شدن، مسئولیت پذیری لازم برای مواجهه با خطرها و فتنه ها را داشته باشند؛ سیاسیونی روشن اندیش و مدرن که مرد/زن میدان های سخت باشند؛ والله اعلم.

https://goo.gl/fDvUJv

کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما و کشورهای عربی آینده ای داریم؟

شادروان داریوش همایون درباره رابطه ایران و اعراب حرف هایی دارد که حتما باید شنید.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
چرا از قیمت ارز در بازار آزاد برای تخمین تورم ایران استفاده می کنیم؟

ما معادله مبادله یعنی MV=PY را داریم که M همان حجم پول، V سرعت گردش پول، P سطح قیمت‌ها و Y تولید حقیقی اقتصاد است.

اما نکته این است که وقتی یک اقتصاد دارای تورم بالایی است، استفاده از معادله مبادله اشکالاتی را به وجود می‌آورد. زیرا در اقتصادهای با تورم بالا سرعت گردش پول شروع به افزایش می‌کند و تقاضا برای پول بی‌ثبات می‌شود؛ شرایطی که مردم سعی می‌کنند هر چه سریع‌تر از شر پول داخلی (در مورد ایران ریال) خلاص شوند زیرا ارزش آن در حال سقوط است.

بنابراین سرعت گردش پول بیشتر و بیشتر می‌شود و در این شرایط دیگر نمی‌شود برای محاسبه تورم از معادله مبادله استفاده کرد. در این شرایط شما مجبور هستید به سراغ بازار ارز بروید و از تغییرات نرخ ارز، تورم را تخمین بزنید.
(استیو هانکه؛ تجارت فردا)

https://goo.gl/TqKy6d

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در مزایای شوک درمانی

کشورهایی که اصلاحات گسترده و فوری را دنبال کردند؛ بعد از 25 سال رشد اقتصادی بالاتر و آزادی سیاسی بیشتری نسبت به بقیه دارند.

https://goo.gl/MbLFYH

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
به قصه ها گوش ندهید.

این افزایش قیمت را با شوک درمانی اشتباه نگیریم؛ درمان چه از طریق شوک چه چیز دیگر نیازمند طبیب و نسخه است؛ اینجا از این خبرها نیست.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
بی تدبیری در اقتصاد تفاوتی با جنگ ندارد!

مقایسه تعداد سوری ها (خاکستری) و ونزوئلایی هایی (آبی) که خارج از کشورشان زندگی می کنند و از آن گریخته اند.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در یک سرمایه داری بی ترمز حد آزادی افراد کجاست؟

"ما در جامعه پیچیده و درهم تنیده ای زندگی می کنیم؛ هر یک از ما همواره تحت تاثیر اتفاق هایی است که شاید کیلومترها دورتر از ما برای مردمانی رخ داده باشد که حتی اسمشان را هم نشنیده ایم؛ در چنین جامعه ای چطور می توانیم از این سخن بگوییم که هر کس آزاد است راه خودش را برود و روش خودش را برگزیند؟

پاسخ این پرسش در یک مفهوم اساسی نهفته است: "حقوق مالکیت". اگر فرض کنیم که هر کس مالک بدن خود است و همچنین می تواند با "ساختن یک چیز" یا "انتقال مالکیت چیزی از طرف دیگران"، مالک و صاحب آنها شود، می توان به صورت رسمی قلمرو آن آزادی را تعیین کرد.

اجبار زمانی رخ می دهد که کسی به زور جلوی استفاده من از دارایی ها و داشته هایم را بگیرد و البته این استفاده من از دارایی هایم باعث نقض حق مالکیت او بر داشته هایش نشود. کسی که جلوی هرویین کشیدن من را می گیرد، آزادی من را نقض کرده است، ولی در مورد کسی که می خواهد جلوی شلیک من به خودش را بگیرد چنین نیست [زیرا در اینجا آزادی من به نقض مالکیت او بر اصلی ترین دارایی اش یعنی بدنش می انجامد]." برگرفته از کتاب ماشین افزار آزادی؛ دیوید فریدمن.

https://goo.gl/1az786

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از حضرت هراری

در قرن21 سیاست کشمکش بر سر کنترل داده هاست؛ توزیع نابرابر داده ها دیگر آدمها را به طبقات مختلف تقسیم نمی کند؛ بلکه گونه های انسانی متفاوتی پدید می آورد.


کانال راهبرد
@Rahbordchannel