راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
یحتمل از پرفروش ترین کتاب های 2018

این کتاب حضرت یووال هراری تازه از تنور درآمده و از قرار بسیار خواندنی است، کتاب را از لینک زیر دریافت کنید.

https://goo.gl/muEVp5

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آیا دولت ها می توانند هر چه دلشان بخواهد پول "چاپ" کنند؟

می دانیم که دولت هایی که درگیر استقراض خارجی می شوند امکان دارد "کم بیاورند"؛ اگر در بخش واقعی اقتصاد اتفاقی نیفتد و ثروتی تولید نشود، بدیهی است که دولت ها نمی توانند بدهی های خارجی را پرداخت کنند، ولی آیا در مورد بدهی های داخلی هم چنین است؟

به نظر می رسد قضیه در این مورد متفاوت است، دولتی که "چاپخانه" بانک مرکزی را در اختیار دارد و می تواند با فشار یک دکمه پول جدید "منتشر" کند ظاهرا مشکلی برای پرداخت تعهدات داخلی اش ندارد و می تواند کمبودها را با "چاپ" پول برطرف کند. اما متاسفانه یا خوشبختانه چنین نیست!

علت اینست با "چاپ" پول بدون پشتوانه (بخوانید کاهش قدرت خرید) مردم عادی که البته اقتصاددان نیستند، ولی می فهمند که اوضاع مثل قبل نیست و یک "سرقت سازمان یافته پنهان" از دارایی های آنها در جریان است. غول تورم و کاهش قدرت خرید پول آنها را به سوی دلار و یورو و طلا و مانند آن فراری می دهد.

در کشورهای بدون وجود ابزارهای سرمایه گذاری مناسب، نهادهای مالی قدرتمند، کار به اینجا می رسد که مردم اعتمادشان به پول ملی و بانک مرکزی و دولت را از دست می دهند و می فهمند که پول کشورشان وسیله مناسبی برای ذخیره ثروتشان نیست و دیگر حرف های مسئولان در مورد "جنگ اقتصادی" و "مداخله و توطئه اجنبی" را جدی نمی گیرند. یک عنصرضروری برای کارکرد پول از بین می رود: اعتماد. از بین رفتن اعتماد هم یعنی کشور با شتاب به سمت فروپاشی اقتصادی نزدیک خواهد شد. با گزمه و محتسب و زور هم کار پیش نخواهد رفت.

گفته اند تاکنون 152 پول ملی چنین عاقبت نامیمونی را تجربه کرده اند، اگر "اعتماد" مردم بازنگردد شاید تقدیر ما هم همین باشد، والله اعلم.

https://goo.gl/MLBhND

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب اندیشه های ظلمانی

"ضد لیبرال ها چه می گویند؟ حرف حساب، هیچ. یک مشت به قول شعرا حدیث آرزومندی. آرزو که بد نیست، اما با برنامه فرق دارد. حرف مثبت که ندارند، همه اش نفی و نقد و نق است. نمی دانم اگر نقد منفی نبود چیزی هم برای گفتن داشتند. من به شما می گویم حرفی هست که قبول دارند اما نمی زنند و آن این که: لیبرالیسم بدترین نظام هاست، الا اینکه بقیه نظام ها از آن بدترند.

غصه داری قضیه اینجاست که این بدسگالی ها و دشمن خویی ها با لیبرالیسم باعث بهبودی آن نمی شود، بلکه نقش ها و عوارض منفی آن را بدتر هم می کند. فی المثل توجه کنید به کسانی که در فرانسه پا ایستاده اند که نظریه برابری شانش های تحصیلی که لیبرال ها می گویند خوب نیست و با آن مخالفت می کنند؛ حاصلش چه شد؟ پسرفت نظام آموزشی.

پیشنهاد حضرات چه بود؟ یکسان سازی محض. برای همین منظور هم بند و بساطی به نام "مدرسه واحد" و "مدرسه محل زندگی" راه انداختند. این برنامه شان کمکی به کم کردن نابرابری شانس های تحصیلی نکرد، اما نمی شود گفت هیچ حاصلی نداشته؛ داشته: بیسوادی و خشونت در مدارس را زیاد کرده است.

در خصوص نظریه هایی که دنبال این هستند که نابرابری شمال و جنوب را تقصیر شمال بگذارند هم باید بگویم حاصل کارشان این بوده است که آب به آسیاب حکومت های بدکار بعضی کشورهای جنوب بریزند و بهانه دست آنها بدهند تا خرابکاری خودشان را به ریش دیگران ببندند. آخر کار هم دودش توی چشم مردم کشورهای جنوب می رود که این وسط نابرابری بیشتری را باید تحمل کنند".

از "چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟"، ریمون بودن، ترجمه حضرت مردیها

کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب شر اعظم!

در بازار آزاد تا چیزی ارزشمند برای دیگران فراهم نکنی، چیز ارزشمندی هم نصیبت نمی شود. اساس بازار بر همکاری داوطلبانه است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در مذمت راه حل های "عملی"!

اسلاوی ژیژک یک نوشته بامزه در کتاب خود به نام "خشونت" دارد که شاید برای کسی که خواهان فعالیت سیاسی جدی است بد نباشد، او می گوید در دوران سوسیالیسم توصیه لنین به جوانانی که از او می پرسیدند چه کار باید بکنند این بود: "آموختن، آموختن، آموختن". این توصیه همیشه در برابر چشمان همه بود و بر در و دیوار مدارس نقش بسته بود.

لطیفه ای هم بود که از مارکس، انگلس و لنین می پرسند که آیا ترجیح می دهند همسری برای خود اختیار کنند یا معشوقه داشته باشند. مارکس که در مسائل خصوصی تا حدودی محافظه کار بود پاسخ می دهد: "همسر". ولی انگلس که خوشگذران تر از او بود معشوقه داشتن را انتخاب می کند. اما در کمال تعجب لنین می گوید: "هر دو". قضیه خوشگذرانی است؟ نه. او توضیح می دهد: "زیرا بدین ترتیب می توانم به همسرم بگویم که پیش معشوقه ام می روم و به معشوقه ام می گویم باید پیش همسرم باشم ..." و از او می پرسند: "و بعد چه می کنی؟" لنین پاسخ می دهد: "یک گوشه خلوت پیدا می کنم و می آموزم و می آموزم و می آموزم!"

ژیژک اشاره می کند آیا این دقیقا این همان کاری نیست که لنین پس از فاجعه 1914 (شکست روسیه از آلمان در جنگ جهانی اول که آن را زمینه ساز انقلاب اکتبر روسیه 1917 می دانند) کرد؟ او به گوشه ای تنها در سوییس خزید و در آنجا با مطالعه منطق هگل "آموخت و آموخت و آموخت".

به نظر حرف این مرد تپل (ژیژک) برای حال و احوال فعلی مملکت هم رواست، زمانی که همه در جستجوی راه حل های "عملی" برای به سلامت گذشتن از این به اصطلاح پیچ تاریخی اند؛ شاید باید در مقابل وسوسه دادن راه حل های "عملی" مقاومت کرد؛ شاید "عملی ترین" کار این باشد که هیچ کاری نکرد، بلکه به کنجی رفت و آموخت و آموخت و آموخت تا اصلا فهمید اوضاع از چه قرار است، یحتمل این بهترین کاری است که خیلی از ما و از جمله نگارنده این سطور می تواند انجام دهد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
❤1
منحنی ران (Rahn)

بالا رفتن مخارج دولت، رشد اقتصادی را به شدت کاهش می دهد، اندازه مناسب چیزی بین 15 تا 25 درصد جی دی پی است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
امریکا 2.8 تریلیون دلار از 11 سپتامبر 2001 برای مبارزه با تروریسم هزینه کرده است؛ هیچ سیاستمداری از این بیزنس پرسود نمی گذرد؛ مواظب باشیم در کیسه مارگیری یانکی ها نیفتیم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
توصیه ای به اهل سیاست؛ با بازار در نیفتید!

"برای مبارزه با گرانی، محمد رضا شاه خطاب به هویدا نخست وزیرش گفته بود قوه خرید عامه مردم باید حفظ و صیانت شود، اگر شما (یعنی دولت) قادر به جلوگیری از سوء استفاده ها و افزایش نامعقول قیمت ها نیستید، دستور خواهم داد ارتش وارد عمل شود. امیرعباس هویدا و ارتشبد نصیری "راه حل معجزه آسایی" برای حل مشکل یافتند. با شتاب و به صورت نیمه محرمانه، قانونی در زمینه ایجاد "اتاق های اصناف" تهیه و به تصویب مجلسین رسید. هدف از آن از یک سو، مراقبت در رفتار اصناف و بازاریان بود و از طرف دیگر مبارزه با گرانی و افزایش قیمت ها.

در مقررات اتاق های اصناف در پوشش نرخ کالاهای ضروری، ترتیباتی خاص برای مراقبت بر فعالیت بازاری ها و نیز تشکیل کمیسیون های انضباطی که دارای اختیارات وسیع قضایی بودند پیش بینی شده بود. حال آنکه دستگاه دادگستری اندک نظارتی بر آنها نداشت. جوان بدنامی که مورد حمایت هویدا و نصیری بود، بدون اندک صلاحیت فنی، به مدیریت اجرایی اطاق اصناف تهران برگزیده شد که سریعا یکی شبکه باج گیری و آزار در بازار و میان اصناف برقرار کرد.

صدها تن از دانشجویان مخالف و غالبا شدیدا چپگرا به عنوان بازرسان اتاق اصناف برگزیده شدند و به بازار هجوم آوردند. ظاهرا به کنترل قیمت ها می پرداختند؛ چه نرخ کالاهای مورد نیاز عامه؛ چه محصولات تجمّلی، حتی اتومبیل های سواری وارداتی و رستوران ها! همه چیز را گران می دانستند، بدون آنکه بازرسی در اسناد خرید یا اوراق تجاری وارداتی انجام دهند، صورتجلسه های تخلف تنظیم می کردند. کمیسیون های انضباطی بلافاصله تصمیماتی در تادیب و تنبیه گران فروشان اتخاذ می کردند و به مرحله اجرا می گذاشتند. تعطیلی مغازه ها، جرایم سنگین، تبعید گرانفروشان از تهران. در موارد نادری موی سر و سبیل چند بازاری متخلّف را در محل کارشان تراشیدند که بدترین تحقیرها بود و این حتی قبل از احضار آنها به کمیسیون های انضباطی.

نتیجه این سیاست، فوری و بی چون و چرا بود، مغازه ها خالی شد. بعضی کهنه یا پوسیده یا بی خریدار علنا عرضه می شد و بقیه در بازار سیاه! چندی ماهی بیشتر طول نکشید که بازار، مرکز و قلب اقتصادی پایتخت، دچار رعب و وحشت غیرقابل توصیفی شد. حکومت در این ماجرا اعتماد و حمایت بازاریان را که معمولا نسبت به مقامات مملکت سوء نظر نداشتند از دست داد، بازاریان منتظر تلافی بودند که این فرصت چندی بعد فرا رسید".

این بخشی از کتاب "محمد رضا شاه پهلوی، آخرین شاهنشاه" بود، امروز هم کسانی سودای تکرار این اقدامات را ذیل نام مبارزه با احتکار و گرانفروشی دارند (به زودی مطلبی در مورد احتکار خواهم نوشت)، سراغ این تجربه بارها شکست خورده نروید، اقتصاد قاعده مندی های خودش را دارد و راه خودش را می رود و کاری به نیت خیر این و آن ندارد؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در فضیلت احتکار!

ادام اسمیت در سخنی مشهور گفته است که حس خیرخواهی و بشردوستی قصاب و نانوا نیست که غذای ما را تامین می کنند، توجه آنها به نفع خودشان است که باعث این کار می شود. ما نیازهای خود را با آنها در میان نمی گذاریم، بلکه مزایایی را که در این مبادله نصیبشان می شود، برایشان بر می شمریم. در واقع آنچه می توان از اسمیت بزرگ آموخت اینست که تعقیب منافع شخصی و به اصطلاح "سودجویی" ویژگی اصلی انسان هاست، باید آن را به رسمیت شناخت و از قضا از طریق سازوکار بازار می تواند وضعیت همگان را بهبود بخشد.

این روزها صحبت از بحث احتکار کالاست، می گویند که عده ای “سودجو” با انبار کردن مایحتاج مردم به دنبال این اند که با بالا رفتن قیمت ها، کالای خود را عرضه کنند و سود کلانی به جیب بزنند. اهالی سیاست هم که به دنبال چنین فرصت هایی برای جلب محبوبیت می گردند دست به کار راه انداختن ستاد و کمیسیون برای جلوگیری از تعدی به حق مردم می شوند تا با احتکار و اختفای کالاهای ضروری و پرمصرف مقابله کنند، البته از شهروند هم خواسته می شود موردی دیدند گزارش دهند تا محتکران فرصت طلب به اشد مجازات برسند. مردم راضی، سیاستمدار راضی، خدا هم راضی!

در این یادداشت دنیای اقتصاد به بحث احتکار پرداخته ام؛ این قبیل اقدامات مبارزه با گرانی و احتکار که با بهانه های در ظاهر انسانی هم توجیه می شود، در واقع یک حرکت پوپولیستی محض برای ندیدن بی تدبیری های اهالی سیاست است! خطاست اگر منطق سیاسی پشت مبارزه با احتکار و گرانی را نبینیم.

می دانیم که در مواردی همچون رویدادهای طبیعی مانند سیل و زلزله و شوک های ناگهانی که پیش بینی آینده دشوارتر می شود؛ هر فرد دوراندیشی به فکر محافظت از خود و داشته هایش می افتد. گردآوری بیشتر کالاها و دارایی هایی که امکان کمبود آنها در آینده وجود دارد واکنشی طبیعی به پیش بینی ناپذیری آینده است. اهالی کسب و کار هم بنا به منطق اقتصادی به دنبال حفظ ثروت خود اند؛ نمی توان در مواقع بحران انتظار داشت منطقی که آنها را در کسب وکارشان تا اینجا موفق کرده است، رها کنند. آنها در پی این اند که بتواند با عایدی حاصل از فروش کالاهای خود دستکم بتوانند معادل آنها را دوباره خریداری یا تولید کنند؛ غریب نیست که دست نگه دارند تا آب گل آلود آرام شود و بعد تصمیم مقتضی بگیرند.

اجازه دهید در این باره از آنچه ادام اسمیت به ما آموخته است یاد کنیم که ثروت واقعی یک ملت طلا و نقره آن نیست، بلکه کالا و خدماتی است که تولید می کنند. به همین سیاق، برای یک اهل تجارت که به درستی به اوضاع بر اساس قدرت خرید می نگرد، ثروت واقعی میزان کالایی است که در اختیار دارد، نه معادل پولی آن که هر روز ارزش خود را از دست می دهد. پس به اصطلاح احتکار نه عملی غیراخلاقی بلکه عین عقلانیت در مفهوم اقتصادی آن است.

حال در میانه بحران و خشم عمومی، اهالی سیاست که اغلب شوک های ناگهانی به اقتصاد از بی تدبیری آنها ناشی شده است، انگشت اتهام را به سوی فعالان اقتصادی می گیرند که با "سودجویی" مایحتاج مردم را انبار کرده اند؛ وقتی هم محتکر از خدا بی خبر تنبیه شود، افکار عمومی تسکین می یابد. در واقع جای متهم اصلی با دیگری عوض می شود. به نظر چشم بندی سیاسی هوشمندانه ای است، اما می توان پرسید چه شده است که برخی به سمت و سوی احتکار می روند؟اقتصاد که راه خودش را می رود و منطق خودش را دارد و اگر به حال خود گذاشته شود خود را تنظیم می کند؛ ولی اگر با مداخله های بیجا این توان سازگاری اش را از بین ببریم (چنانکه در زمینه نرخ دلار شاهدش بودیم) بدیهی است که کار عیب می کند؛ حالا برای جبران این ناکامی دیگری را تنبیه کنیم، نامی جز سیاسی بازی ندارد. بماند که در بیشتر موارد این مبارزه با احتکارها هم تاثیر موقتی دارد و به کمبود بیشتر کالاها خواهد انجامید.

بگذارید فراتر رویم و ادعا کنیم مبارزه با احتکار در یک معنا حتی "اخلاقی" هم نیست؛ انگیزه اصلی فعالیت اقتصادی سود بیشتر است و این تا جایی که با حقوق اساسی دیگران مانند حق مالکیت در تعارض نباشد؛ هیچ ایرادی هم ندارد. مبادله ای انجام شده است و کسی کالایی را خریده و مالک آن شده است، حالا به بهانه خیر عمومی؛ بدون رضایت مالک اموال او را توقیف کردن و بین دیگران پخش کردن نقض صریح حق مالکیت است و تفاوتی با راهزنی ندارد. پیشنهاد ما هواداران اقتصاد بازار روشن است، آقایان سیاستمدار پایتان را از اقتصاد بیرون بکشید و انحصارهای مصنوعی ایجاد نکنید، اهالی اقتصاد خودشان راه را پیدا می کنند، والله اعلم.

https://goo.gl/BoRksz

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نگاه دیگران: در نقد ایده استقلال بانک مرکزی

از اهالی مکتب اتریش بگذریم که اساسا با نهاد "نئولیبرالی" به نام بانک مرکزی مشکل دارند، کسانی گفته اند ایده استقلال بانک مرکزی ایرادی اساسی دارد؛ به بیان دیگر، استقلال بانک مرکزی به این معنا که بوروکرات های کاربلد و غیرسیاسی و مستقل زمام سیاست پولی را در دست بگیرند و از ملاحظات سیاسی دولت ها دور باشند تا بتوان تورم را در حد مطلوب نگاه داشت؛ در عمل مشکل ایجاد می کند.

منطق کار در این نگاه این است که با دستکاری نرخ بهره اسمی در اقتصاد می توان به دستاورد کنترل تورم رسید، برای تعیین این نرخ بهره، کاربلدهای غیرسیاسی بانک مرکزی باید با اهالی بازار گفتگو کنند و از نظر آنها باخبر شوند، برخلاف رژیم های مشابه که این گفتگو در سطوح مختلف دولت مانند وزارت دارایی و با ذی نفعان گوناگون شکل می گرفت؛ در اینجا اوضاع کمی "غیردموکراتیک" است. با توجه به "استقلال بانک مرکزی نشینان" به بحث عمومی گذاشته نمی شود و بسیاری از گروه های ذینفع کنار گذاشته می شوند که همین از مشروعیت سیاست پولی خواهد کاست.

از طرف دیگر یک شرط لازم کار، بهبود انتظارات در بازارهای مالی است؛ این بدان معناست که بوروکرات های مستقل بانک مرکزی باید ارتباط نزدیکی با فعالان اصلی بازارهای مالی داشته باشند زیرا ارزیابی آنها از سیاست پولی "مناسب" در موفقیت سیاست ها حیاتی است، معنای این حرف این است که سیاست پولی برای منافع گروه های قدرتمند اندکی مصادره می شود! والله اعلم.

https://goo.gl/t49PNf

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تعجب یلتسین از تنوع اجناس در سوپرمارکت در سفری به امریکا 1989 قبل از فروپاشی شوروی

سفر به دنیای توسعه یافته برای زمامداران کشورهای در حال توسعه ضروری است!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یکی از ترفندهای حمایت از تولید "ملی"!

اگر دولتی با بالا بردن تعرفه ها و ایجاد محدودیت برای واردات برخی کالاها به کشور به اصطلاح از "صنایع داخلی" حمایت کند؛ آیا کسری تراز تجاری (بیشتر بودن واردات از صادرات) بهبود می یابد؟ جواب در علم اقتصاد متعارف یک نه بزرگ است!

در نگاه اول قضیه عجیب به نظر می رسد، وقتی واردات کاهش پیدا کند، بدیهی است که انتظار داشته باشیم تراز تجاری (تفاضل صادرات و واردات) کمتر شود. با این حال کار کمی پیچیده تر است، قضیه از این قرار است که با این محدودیت های دولتی باید انتظار داشت که پول ملی کشور تقویت شود و به اصطلاح نرخ ارز کاهش یابد؛ زیرا تقاضا برای ارز کمتر می شود.

از سویی دیگر، همین تقویت پول ملی به معنای گرانتر شدن نسبی محصولات صادراتی کشور هم هست که تقاضا برای آنها را کاهش می دهد و در نتیجه صادرات کشور نیز کاهش خواهد یافت و تراز تجاری بدون تغییر باقی می ماند. با این حال اوضاع نسبت به قبل بدتر هم می شود؛ زیرا علیرغم ثابت ماندن تراز تجاری؛ حجم کل مبادلات کاهش می یابد. عده ای بهره مند می شوند، ولی جامعه در کل متضرر خواهد شد. منطق کلی البته روشن است در بلند مدت نمی توانی بیش از آنچه از دیگران می گیری به آنها بدهی، والله اعلم.
https://goo.gl/bbBBWn

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب مزایای سرمایه داری هار!

از 1990 به این طرف یک میلیارد نفر در جهان از وضعیت فقر مطلق بیرون آمده اند.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب پدر پولدار و پدر بی پول

درصد پسرانی با پدر پولدار (زرد) و پدر بی پول (سبز) که در کشورشان ثروتمند شده اند. اوضاع شیلی و بعد دانمارک بهترین است؛ ژنرال روحت شاد!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏به قول شادروان داریوش همایون تروریسم مسئله وسیله است نه هدف؛ خیلی تفاوتی ندارد هدف چیست؛ همینکه خشونت و کشتار را برای رسیدن به اهداف مجاز دانستیم؛ تروریسم شروع شده است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
این هشدار را جدی بگیرید!

"در آینده کشورها به دو دسته تقسیم خواهند شد؛ ملل غالب که تولیدکننده علم و تکنولوژی اند و
ملت های "فلاکت زده" که تکنولوژی مصرف و خرافات تولید می کنند.
بیایید به دسته اول بپیوندیم"

https://t.co/vhPS1s0UYI

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
در باب چریک های قهرمان خلق

دیروز که حادثه غم انگیز اهواز رخ داد؛ یاد نوشته دوستی نادیده در فیسبوک افتادم؛ بد نیست بخوانید:

"پرویز معتمد از افسران کمیته مشترک ضد خرابکاری زمان شاه در گفتگویی با ایرج مصداقی، جریان اسوه و افتخار چریکهای فدایی خلق یعنی حمید اشرف را شرح داده است. زمانی که خانه های تیمی حمید اشرف و شماری دیگر از چریکهای مسلح لو می روند و حمید اشرف فراری در خیابانها می شود، همان روز تو خیابان نیازی، سه نفر گشت کلانتری را می کُشد: یک ستوان و دو پاسبان همراه او. ماشین و مسلسل آن‌ها را برداشته و از منطقه می گریزد. چند تا خیابان آنطرف‌تر خانمی [صبا بیژن زاده] که همراهش بوده را پیاده می‌کنه.

مسلسل رو به او میده و او زیر چادرش پنهان می‌کنه. در میدان محسنی رئیس کلانتری قلهک، سرهنگ فرداد و پاسپان‌هایی را که همراهش بودند را به گلوله می بندد و می کشد. دو رهگذر نیز با شلیک او کشته می شوند. یعنی در آن روز 9 نفر نظامی و غیر نظامی توسط این قهرمان خلق!!! کشته می شوند. به عبارتی 9 زن بیوه می شوند و 25 کودک یتیم می شوند.

این قاتلان آموزش دیده در لیبی و لبنان قهرمانان یک مشت ابله می شوند که از ایشان استوره سازی کنند و پس از مرگ هم برایشان مرثیه سرایی کنند که این جوانان آرمان خواه توسط دژخیمان ساواک و مزدوران شهربانی در اوج مظلومیت برای آرمانهای خلق جان باختند!! انگار آن افسران یا پاسبانانی که توسط این اشرار ترور می شدند انسان بشمار نمی آمدند و یا آن رهگذران خانواده و جگرگوشه نداشتند.

بقیه چریکها و مجاهدان هم مانند همین حمید اشرف بودند، آدمکشانی که با آموزش تخریب و ویرانگری توسط اطلاعات ارتش لیبی، سازمان آزادیبخش فلسطین، گروه جرج حبش و ... به ایران فرستاده می شدند تا در کشور ایجاد وحشت و بی ثباتی کنند. از این نامها حتما زیاد شنیده اید: مسعود احمدزاده، امیرپرویز پویان، برادران رضایی، بیژن جزنی و ...

تا از این ضد قهرمانان خشونت پرور قداست زدایی نشود، خشونت ورزی امری مقدس و کشتن و کشته شدن برای هدفی، ارزش تلقی می شود. باید بیش از پیش چهره زشت خشونت را افشا کرد."

کانال راهبرد
@RahbordChannel
برآورد تازه استیو بزرگ

پروفسور هانکه با پرش قیمت دلار تخمین حیرت آوری از تورم ایران به دست آورده است: حدود 300 درصد!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چرا نرخ تورم رسمی آنقدر با تجربه شخصی ما تفاوت دارد؟

زیاد می شنویم که خیلی ها ادعا می کنند که ارقام رسمی تورم را نباید جدی گرفت؛ زیرا کار خودشان است و آن را به دلایل سیاسی به عمد پایین تر از واقعیت گزارش می کنند؛ برای مثال تورم تیر ماه حدود 8 درصد گزارش شده است که به وضوح پایین تر از افزایش قیمت هایی است که در خریدهای روزمره با آن سرو کار داریم؛ اما قضیه چیست؟

1- نرخ تورم اعلام شده در واقع متوسط رشد قیمت ٤٧٥ کالا وخدمت است که آن را سبد می نامند که هر کدام وزن خاصی در محاسبه قیمت نهایی آن دارند (٣٠,٧٢ درصد از اجاره مسکن، ٢٦.٦٤ درصد خوراکی ها ،٩.٤١ درصد حمل ونقل، ٧.١٤ درصد بهداشت و درمان، ٤.٧٨ درصد پوشاک وکفش که این گروه ها هم باز ریزتر می شوند ٦.٦٧ درصد نان، ٥.٩١ درصد گوشت، ١.٨٤ درصد آموزش و...).

2- قیمت های این 475 قلم به طور منظم از ٣٥٧ منطقه شهری و٦٢٦ آبادی و ٤٢٠٠٠٠ ثبت قیمت از خرده فروشی ها گرد آوری می شود. طبیعی است که قیمت ها در جاهای مختلف تفاوت زیادی داشته باشند، ولی میانگین آنها مورد نظر است.

3- برای محاسبه نرخ تورم اعلام شده در واقع 24 قیمت سبد (دو سال) استفاده می شود؛ برای مثال برای محاسبه همین تورم تیر 97 نرخ تغییر متوسط قیمت سبد در ١٢ ماه گذشته (تیرماه ١٣٩٧ تا مردادماه ١٣٩٦) نسب به 12 ماه پیش از آن (تیرماه ٩٦ تا مردادماه ٩٥) به کار گرفته می شود .

4- برخی اقلام سبد می توانند افزایش خیلی بالایی را تجربه کنند؛ ولی اثر آنها در نرخ تورم بستگی به وزن آنها در سبد دارد، برای مثال سیگار بهمن نزدیک به 80 درصد افزایش قیمت یافته ، ولی با توجه به ضریب اهمیتی که در سبد تورم کشور (٤ از هزار) خواهد بود اثر چندانی در نرخ نهایی ندارد (0.8*0.004) ؛ امّا اجاره مسکن که به طور نسبی رشد کمتری داشته است (حدود 15 درصد) با توجه ضریب اهمیت بالا ( 330 از هزار) اثر بسیار بیشتری نشان می دهد (0.15*0.33).

5- افراد مختلف سبد متفاوت و محدودتری دارند که لزوما منطبق با سبد استاندارد تورم نیست و از این رو درصد افزایش قیمتی که حس می کنند متفاوت از نرخ رسمی است، اساسا نرخ رسمی برای مقاصد سیاستگذاری استفاده می شود، نه اطلاع رسانی مردم عادی.

6- قیمت ارز به طور مستقیم ربطی به نرخ تورم پیدا نمی کند؛ پول خارجی در سبد تورم جایگاهی ندارد با توجه به اثر آن بر قیمت کالا و خدمات "با تاخیر" روی سبد تورم اثر می گذارد.


شاید بپرسید پس برآوردهای هانکه بزرگ با توجه به قیمت ارز از کجا می آید، یعنی انقدر پرت است که متوجه این بدیهیات نیست؟ خیر، آن بزرگوار هم استدلال های جدی در این مورد دارد که از قضا در مصاحبه ای با "تجارت فردا" به بخش هایی از آن پرداخته است؛ در مکتب اتریش که اساسا به همه این شاخص های تجمیعی و کلان اعم از تورم و جی دی پی و مانند آن بدبین اند؛ والله اعلم.

https://goo.gl/pUzYzf

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب برابری و بسط تجربه ابوی!

هواداران سرمایه داری می گویند برابری در نتایج مهم نیست باید به برابری در فرصت ها پرداخت؛ آدم ها استعداد و سخت کوشی یکسان ندارند، برخی پرتلاش تر و تیز ترند و ثروت بیشتری به دست می آورند و برخی چنین نیستند، چنین تفاوت هایی حتی میان فرزندان یک خانواده هم هست، پس معنا ندارد بخواهیم از دارا ها بگیریم و به ندارها بدهیم تا به اصطلاح نابرابری میان آنها کم شود، اما باید حواسمان باشد به همه فرصت برابر بدهیم تا بتوانند خود را شکوفا کنند، انسان ها در بدو تولد برابرند، باید فرصت داد
تا توانمندترها بتوانند خود را بالا بکشند

"اما بعضی می گویند نه خیر آقا از اول هم برابر نیست، همین که کسی بچه آدم مشهوری باشد معنی اش این است که شبکه ارتباطی ابوی کلی راه پیش پای شازده وا می کند که بقیه کلا از آن محرومند. این حرف غلط نیست، و بعضی از لیبرال ها هم آن را قبول دارند که اگر این طور نباشد بهتر است. اما اولا خیلی نمی شود کاریش کرد. توان ما در عوض کردن احوال طبیعی این دنیا بی حد و حصر نیست.

راهی به عقل کسی نمی رسد که چگونه می شود به فرزند یک پزشک معروف یا یک دولتمرد قدرتمند یا یک روشنفکر ذی نفوذ؛ گفت تو حق نداری در خانه مرفه ات شب ها با خیال راحت درس بخوانی و حق نداری فردای فارغ التحصیلی از این دوست و آشناها برای پیدا کردن شغل خوب استفاده کنی و ... چون بقیه این امکان را ندارند. دوما، حتی اگر همه را مساوی مساوی هم بکنیم، باز از اول صبح فردا دروازه نابرابری چارلنگه باز است.

نه فقط فکر کنید که بعضی در مسابقه کاملا برابر از بقیه جلو می افتند، چون بیشتر تلاش می کنند، بلکه چون به طور مادرزادی زور و یا هوش بیشتری دارند، بلکه به این هم فکر کنید که از دو نفر که کاملا برابر وارد اجتماع می شوند کافی یکی خوشگل تر یا شیرین زبان تر باشد، خیلی ها دوست دارند از میان او و فردی کاملا مساوی با او، او را انتخاب کنند. تازه مسئله شانس هم هست که خود بحث دیگری است، سوما معلوم هم نیست هر چه برابرتر بهتر".

(بخش داخل گیومه از کتاب "چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند"، نوشته ریمون بودن و ترجمه حضرت مردیها آورده شده است).

کانال راهبرد
@RahbordChannel