منحنی لافر؛ دست بسته دولت در مالیات گیری
از جایی به بعد با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت کاهش می یابد؛ نرخ مالیات بیشتر باعث کوچک تر شدن اقتصاد می شود.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از جایی به بعد با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت کاهش می یابد؛ نرخ مالیات بیشتر باعث کوچک تر شدن اقتصاد می شود.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍2👎1
در باب نهادگرایی، مقاله دکتر نیلی و باقی قضایا
نقد و تخطئه اقتصاددانان "لیبرال" کافی نیست، باید تئوری های نهادی را هم بلد بود، والا فعال سیاسی و چریک اید نه اقتصاددان!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نقد و تخطئه اقتصاددانان "لیبرال" کافی نیست، باید تئوری های نهادی را هم بلد بود، والا فعال سیاسی و چریک اید نه اقتصاددان!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص مشروعیت دولت در ایران امیدوارکننده نیست!
وضعیت مشروعیت دولت از دوران مهرورزی تاکنون، اعداد بزرگتر به معنی مشروعیت کمتر است و امسال وضع از همه سال بدتر!
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
وضعیت مشروعیت دولت از دوران مهرورزی تاکنون، اعداد بزرگتر به معنی مشروعیت کمتر است و امسال وضع از همه سال بدتر!
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
یک نگاه واقع بینانه به فساد از یک اقتصاددان "نئولیبرال"
"من مخالف فساد در حد متعادل (سطح پایین) آن نیستم؛ خیلی اوقات لازم است و کار را راه می اندازد؛ اما وقتی مثل خیلی از کشورها با فساد لجام گسیخته طرفیم که مثل خوره به جان اجتماع افتاده است؛ آن وقت می شود اقدامات سفت و سخت را موجه دانست (مثل چین). همین قضیه برای لابیگری در امریکا هم صادق است"؛
از قرار در کشور ما نیز چنین است، ولی به اصطلاح مبارزه با فساد در ایران و "در شرایط حساس کنونی" از نظر سیاسی اما و اگر بسیار دارد، تجربه ای مشابه در اواخر دوران پهلوی را به یاد آورید، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"من مخالف فساد در حد متعادل (سطح پایین) آن نیستم؛ خیلی اوقات لازم است و کار را راه می اندازد؛ اما وقتی مثل خیلی از کشورها با فساد لجام گسیخته طرفیم که مثل خوره به جان اجتماع افتاده است؛ آن وقت می شود اقدامات سفت و سخت را موجه دانست (مثل چین). همین قضیه برای لابیگری در امریکا هم صادق است"؛
از قرار در کشور ما نیز چنین است، ولی به اصطلاح مبارزه با فساد در ایران و "در شرایط حساس کنونی" از نظر سیاسی اما و اگر بسیار دارد، تجربه ای مشابه در اواخر دوران پهلوی را به یاد آورید، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها
از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دید که در مورد تحریم های سازمان ملل رشد سرانه تولید ناخالص داخلی حقیقی تا بیش از 2 درصد کاهش می یابد و اثرات زیان بار آن تا یک دوره 10 ساله به طول خواهد انجامید.
در مورد تحریم های ایالات متحده آسیب ها اندکی کمتر است، گفته شد که اثر این تحریم ها در کاهش رشد سرانه تولید ناخالص حدود 1 درصد است و اثر آن نیز تا 7 سال باقی خواهد ماند.
گفته شده است اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف 25.5 درصد و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است.
پس اگر کشوری طوری عمل کند که از تحریم های سازمان ملل هم جان به در ببرد؛ باز دو قدم به جلوست؛ اینکه هزینه های تحریم برای اقتصاد ایران چقدر بوده است؛ شاید یک پژوهش جدی وجود داشته باشد که سال های اخیر را شامل نمی شود؛ ولی همان پژوهشگر این هزینه را تا 500 میلیارد دلار تخمین می زند؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دید که در مورد تحریم های سازمان ملل رشد سرانه تولید ناخالص داخلی حقیقی تا بیش از 2 درصد کاهش می یابد و اثرات زیان بار آن تا یک دوره 10 ساله به طول خواهد انجامید.
در مورد تحریم های ایالات متحده آسیب ها اندکی کمتر است، گفته شد که اثر این تحریم ها در کاهش رشد سرانه تولید ناخالص حدود 1 درصد است و اثر آن نیز تا 7 سال باقی خواهد ماند.
گفته شده است اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف 25.5 درصد و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است.
پس اگر کشوری طوری عمل کند که از تحریم های سازمان ملل هم جان به در ببرد؛ باز دو قدم به جلوست؛ اینکه هزینه های تحریم برای اقتصاد ایران چقدر بوده است؛ شاید یک پژوهش جدی وجود داشته باشد که سال های اخیر را شامل نمی شود؛ ولی همان پژوهشگر این هزینه را تا 500 میلیارد دلار تخمین می زند؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وضع سرمایه های انسانی ایران در منطقه چگونه است؟
ظاهرا اوضاع خوب نیست، رتبه ما در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا از 15 کشور 12ام است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ظاهرا اوضاع خوب نیست، رتبه ما در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا از 15 کشور 12ام است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب افسانه کره ای ها
کره جنوبی به برکت حمایت های خارجی گسترده امریکا و ژاپن و گشوده بودن بازارهای این دو کشور روی محصولات کره ای توانست چند دهه کسری تجاری متوالی از 1953 تا 1997 را تاب آورد؛ تا دهه های 1960 و 1970 کره جنوبی از نظر استانداردهای زندگی تفاوت چندانی با همسایه شمالی خود نداشت؛ ولی اکنون سرانه تولید اقتصادی آنها نسبت به گذشته 25 برابر شده است و جز 20 اقتصاد برتر جهان اند.
بر خلاف افسانه رایج کره ای ها با بستن خود به روی دنیا رشد نکردند؛ توسعه آنها نتیجه مستقیم تعامل همه جانبه با جهان و به ویژه شرایط ویژه و رقابت قدرت ها در دوران جنگ سرد بود. کره ای ها حتما روی پای خود ایستادند و امید واهی به اجنبی نداشتند؛ ولی این روی پای خود ایستادن به هیچ رو به معنای بستن خود به روی سرمایه و دانش و اندیشه مترقی خارجی نبود؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کره جنوبی به برکت حمایت های خارجی گسترده امریکا و ژاپن و گشوده بودن بازارهای این دو کشور روی محصولات کره ای توانست چند دهه کسری تجاری متوالی از 1953 تا 1997 را تاب آورد؛ تا دهه های 1960 و 1970 کره جنوبی از نظر استانداردهای زندگی تفاوت چندانی با همسایه شمالی خود نداشت؛ ولی اکنون سرانه تولید اقتصادی آنها نسبت به گذشته 25 برابر شده است و جز 20 اقتصاد برتر جهان اند.
بر خلاف افسانه رایج کره ای ها با بستن خود به روی دنیا رشد نکردند؛ توسعه آنها نتیجه مستقیم تعامل همه جانبه با جهان و به ویژه شرایط ویژه و رقابت قدرت ها در دوران جنگ سرد بود. کره ای ها حتما روی پای خود ایستادند و امید واهی به اجنبی نداشتند؛ ولی این روی پای خود ایستادن به هیچ رو به معنای بستن خود به روی سرمایه و دانش و اندیشه مترقی خارجی نبود؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یاد ایام
سال 1973 در شیلی دوران آلنده (قبل از کودتای پینوشه) رئیس بانک مرکزی وقت در پاسخ به اعتراض ها به افزایش خیره کننده حجم پول که تورم به همراه خواهد داشت، گفته بود حجم پول فقط یک متغیر است که بوروژواها اختراع کرده اند و نباید بگذاریم جلوی ساخت جامعه سوسیالیستی ما را بگیرد، البته نتیجه کار را هم می شد حدس زد تورم بالای 300 درصد!
توضیح: هرگونه شباهت اتفاقی است؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
سال 1973 در شیلی دوران آلنده (قبل از کودتای پینوشه) رئیس بانک مرکزی وقت در پاسخ به اعتراض ها به افزایش خیره کننده حجم پول که تورم به همراه خواهد داشت، گفته بود حجم پول فقط یک متغیر است که بوروژواها اختراع کرده اند و نباید بگذاریم جلوی ساخت جامعه سوسیالیستی ما را بگیرد، البته نتیجه کار را هم می شد حدس زد تورم بالای 300 درصد!
توضیح: هرگونه شباهت اتفاقی است؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"توسعه" با داغ و درفش!
یک مضمون بامزه میان اهل بخیه زیاد تکرار می شود که کوبا کشور پیشرفته و ثروتمندی به حساب نمی آید؛ ولی دستکم از نظر سیستم سلامت و بهداشت وضعیت بسیار خوبی دارد و در شاخص های جهانی هم از پیشروهاست؛ در نگاه اول بعید به نظر می رسد که از دولتی که آن چریک ماجراجو، مرحوم فیدل، بنیان گذاشته است؛ آبی گرم شود؛ کشوری آشکارا فقیر و محروم چطور می تواند در حوزه سلامت و بهداشت از بهترین ها باشد؟
در واقع در اینجا هم تبلیغات بر واقعیت سایه انداخته است؛ گفته اند که بیشتر ادعاها در مورد برتری سیستم کوبایی ها بر اساس پایین بودن نرخ مرگ و میر نوزادان (در زمان تولد) عنوان می شود. متوسط مرگ و میر 4.1 نفر در هر 1000 نوزاد حتی پایین تر از متوسط کشورهای ثروتمند (5 نفر در هر 1000 نفر) است و این دستاورد کمی نیست. اما هر آمار و ارقامی مستعد سوء استفاده است و به قول معروف باید برای دستیابی به "واقعیت" آنها را شکنجه داد؛ در اینجا هم واقعیت متفاوت از چیزی است که در بادی امر به نظر می رسد. در کوبا مرگ جنینی دیررس (مرگ و میر جنین در 7 ماهگی و پس از آن) به شکل غیرطبیعی بالاست؛ اما مرگ نوزادی زودرس (مرگ در هفته اول پس از تولد) به شکل غیرطبیعی پایین است. اما این به چه معناست؟
چنانکه اهل فن گفته اند انگار مقامات کوبایی بسیاری از مواردی که باید در دسته دوم (مرگ نوزادی زودرس) جای بگیرند را در دسته اول (مرگ جنینی دیررس) طبقه بندی می کنند. با این توضیح می توان نتیجه گرفت که آن شاخص پر سروصدای نرخ واقعی مرگ و میر نوزادان که کوبایی ها به آن می نازند احتمالا چیزی بیش از دو برابر مقدار گزارش شده رسمی است! در این حالت هم باز اوضاع خوب است، ولی مثلا از شیلی و بسیاری کشورهای دیگر ثروتمند بدتر خواهد بود و البته نمی توان روی آن پروپاگاندای سیاسی برگزار کرد!
اما حتی اگر این شاخص را موفقیت فرض کنیم، باز حکم پیشرو بودن کوبا تنها بر مبنای یک شاخص نارواست؛ مثلا در شاخص مرگ و میر مادران، وضعیت کوبا علیرغم داشتن بیشترین میزان سرانه پزشک اصلا خوب نیست و گفته می شود بسیاری از این پزشکان که میانشان متخصص زنان و زایمان زیاد است، به جای کوبا در ماموریت های بین المللی به سر می برند تا به اصطلاح ارز به حکومت سوسیالیستی برسانند. همچنین آمار و ارقام در مواردی مانند سرطان ریه و افسردگی بنا به گزارش مخدوش است که افسانه پیشرو بودن را با تردید روبه رو می سازد. بماند که اساسا شیوه گردآوری اطلاعات و دقت آنها در کشوری مثل کوبا اما و اگر بسیار دارد.
اما این بدترین قسمت کار نیست، استفاده از اجبار و نقض حقوق اولیه بیمار در کوبا بسیار شایع است؛ نگهداری اجباری زنان باردار با ریسک بالا در مراکز دولتی خاص و سقط جنین اجباری بدون رضایت بیمار در صورت مشکل دار بودن فرزند از مواردی است که در مورد آن نوشته اند, زندانی کردن افراد مبتلا به ایدز در قرنطینه های خاص با کنترل نظامی برای جلوگیری از گسترش آن نیز در دهه 1980 رایج بود. آزمایش اجباری ایدز و توقیف کسانی که آزمایش آنها مثبت بود شاید فقط و فقط در کوبا انجام می پذیرد. حقوقی بورژوایی مثل حریم شخصی و محرمانه بودن گفتگوهای پزشک و بیمار هم طبیعتا باد هواست!
در واقع کشورهای یاغی مثل کوبا چنین آمار و ارقامی را بیشتر وسیله ای برای تقویت مشروعیت سیاسی خود می دانند. چیزی که در این میان اهمیت ندارد؛ البته تفنن هایی مثل حقوق انسانی و آزادی است؛ روشن است که بدون تولید ثروت کافی نمی توان انتظار فتح الفتوح در سیستم سلامت را داشت؛ ولی می بینیم همچنان سودا زدگانی در سراسر جهان حسرت سیستم پیشرو کوبایی ها را می خورند، بدون آنکه بفهمند بدون به رسمیت شناختن آزادی انسان ها به ویژه در اقتصاد به تنها چیزی که نمی رسیم توسعه و رفاه است؛ خلاصه اگر بین پینوشه جبار هوادار سرمایه داری و کاسترو رئوف! مردمی مجبور به انتخاب شدید، در انتخاب اولی تردید نکنید؛ والله اعلم.
https://goo.gl/vTAHzg
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک مضمون بامزه میان اهل بخیه زیاد تکرار می شود که کوبا کشور پیشرفته و ثروتمندی به حساب نمی آید؛ ولی دستکم از نظر سیستم سلامت و بهداشت وضعیت بسیار خوبی دارد و در شاخص های جهانی هم از پیشروهاست؛ در نگاه اول بعید به نظر می رسد که از دولتی که آن چریک ماجراجو، مرحوم فیدل، بنیان گذاشته است؛ آبی گرم شود؛ کشوری آشکارا فقیر و محروم چطور می تواند در حوزه سلامت و بهداشت از بهترین ها باشد؟
در واقع در اینجا هم تبلیغات بر واقعیت سایه انداخته است؛ گفته اند که بیشتر ادعاها در مورد برتری سیستم کوبایی ها بر اساس پایین بودن نرخ مرگ و میر نوزادان (در زمان تولد) عنوان می شود. متوسط مرگ و میر 4.1 نفر در هر 1000 نوزاد حتی پایین تر از متوسط کشورهای ثروتمند (5 نفر در هر 1000 نفر) است و این دستاورد کمی نیست. اما هر آمار و ارقامی مستعد سوء استفاده است و به قول معروف باید برای دستیابی به "واقعیت" آنها را شکنجه داد؛ در اینجا هم واقعیت متفاوت از چیزی است که در بادی امر به نظر می رسد. در کوبا مرگ جنینی دیررس (مرگ و میر جنین در 7 ماهگی و پس از آن) به شکل غیرطبیعی بالاست؛ اما مرگ نوزادی زودرس (مرگ در هفته اول پس از تولد) به شکل غیرطبیعی پایین است. اما این به چه معناست؟
چنانکه اهل فن گفته اند انگار مقامات کوبایی بسیاری از مواردی که باید در دسته دوم (مرگ نوزادی زودرس) جای بگیرند را در دسته اول (مرگ جنینی دیررس) طبقه بندی می کنند. با این توضیح می توان نتیجه گرفت که آن شاخص پر سروصدای نرخ واقعی مرگ و میر نوزادان که کوبایی ها به آن می نازند احتمالا چیزی بیش از دو برابر مقدار گزارش شده رسمی است! در این حالت هم باز اوضاع خوب است، ولی مثلا از شیلی و بسیاری کشورهای دیگر ثروتمند بدتر خواهد بود و البته نمی توان روی آن پروپاگاندای سیاسی برگزار کرد!
اما حتی اگر این شاخص را موفقیت فرض کنیم، باز حکم پیشرو بودن کوبا تنها بر مبنای یک شاخص نارواست؛ مثلا در شاخص مرگ و میر مادران، وضعیت کوبا علیرغم داشتن بیشترین میزان سرانه پزشک اصلا خوب نیست و گفته می شود بسیاری از این پزشکان که میانشان متخصص زنان و زایمان زیاد است، به جای کوبا در ماموریت های بین المللی به سر می برند تا به اصطلاح ارز به حکومت سوسیالیستی برسانند. همچنین آمار و ارقام در مواردی مانند سرطان ریه و افسردگی بنا به گزارش مخدوش است که افسانه پیشرو بودن را با تردید روبه رو می سازد. بماند که اساسا شیوه گردآوری اطلاعات و دقت آنها در کشوری مثل کوبا اما و اگر بسیار دارد.
اما این بدترین قسمت کار نیست، استفاده از اجبار و نقض حقوق اولیه بیمار در کوبا بسیار شایع است؛ نگهداری اجباری زنان باردار با ریسک بالا در مراکز دولتی خاص و سقط جنین اجباری بدون رضایت بیمار در صورت مشکل دار بودن فرزند از مواردی است که در مورد آن نوشته اند, زندانی کردن افراد مبتلا به ایدز در قرنطینه های خاص با کنترل نظامی برای جلوگیری از گسترش آن نیز در دهه 1980 رایج بود. آزمایش اجباری ایدز و توقیف کسانی که آزمایش آنها مثبت بود شاید فقط و فقط در کوبا انجام می پذیرد. حقوقی بورژوایی مثل حریم شخصی و محرمانه بودن گفتگوهای پزشک و بیمار هم طبیعتا باد هواست!
در واقع کشورهای یاغی مثل کوبا چنین آمار و ارقامی را بیشتر وسیله ای برای تقویت مشروعیت سیاسی خود می دانند. چیزی که در این میان اهمیت ندارد؛ البته تفنن هایی مثل حقوق انسانی و آزادی است؛ روشن است که بدون تولید ثروت کافی نمی توان انتظار فتح الفتوح در سیستم سلامت را داشت؛ ولی می بینیم همچنان سودا زدگانی در سراسر جهان حسرت سیستم پیشرو کوبایی ها را می خورند، بدون آنکه بفهمند بدون به رسمیت شناختن آزادی انسان ها به ویژه در اقتصاد به تنها چیزی که نمی رسیم توسعه و رفاه است؛ خلاصه اگر بین پینوشه جبار هوادار سرمایه داری و کاسترو رئوف! مردمی مجبور به انتخاب شدید، در انتخاب اولی تردید نکنید؛ والله اعلم.
https://goo.gl/vTAHzg
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
“توسعه” با داغ و درفش! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
امسال از هر دوره دیگری در تاریخ کمتر فقیر داریم!
گفته می شود از 1990 به این سو تعداد فقرای جهان حدود یک میلیارد نفر کاهش یافته است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گفته می شود از 1990 به این سو تعداد فقرای جهان حدود یک میلیارد نفر کاهش یافته است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب سوگیری سیاسی کانال راهبرد
شاید برای برخی دوستان جالب باشد که گرایش سیاسی نگارنده چیست؛ این حاصل یک خودارزیابی است و انگار خیلی هم دور از واقعیت نیست؛ یک راست کم و بیش لیبرتارین؛ والله اعلم.
https://www.politicalcompass.org/
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاید برای برخی دوستان جالب باشد که گرایش سیاسی نگارنده چیست؛ این حاصل یک خودارزیابی است و انگار خیلی هم دور از واقعیت نیست؛ یک راست کم و بیش لیبرتارین؛ والله اعلم.
https://www.politicalcompass.org/
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چرا می گوییم حضور دولت در اقتصاد پرهزینه است؟
منطق هزینه کرد دولت کاملا اقتصادی نیست؛ در بهترین حالت ملاحظات دیگری جز کارایی اقتصادی را در نظر می گیرد؛ پس از آن هم برای کنترل هزینه و درآمدهایش سازوکارهای کنترلی اداری و قضایی و پارلمانی گران و پرهزینه متعددی که در بالا آمده است را به کار می گیرد.
در واقع، برای هزینه ها و سرمایه گذاری هایی با منطق سیاسی که داور عادلی مانند بازار هم بر آنها حاکم نیست؛ روال های بسیار پرهزینه کنترلی هم به کار می گیرد. این هزینه ها همه قرار است از جیب مردم پرداخت شود و بوروکرات های دولت هم بعید است برای هزینه کرد و کنترل پولی که متعلق به آنان نیست خیلی دل بسوزانند؛ با این وصف غریب است دولت بزرگ با هزینه های سنگین را یک عارضه جدی در اقتصاد ملی بدانیم؟
منبع نمودار: کتاب مالیه عمومی، دکتر لطفعلی بخشی
کانال راهبرد
@RahbordChannel
منطق هزینه کرد دولت کاملا اقتصادی نیست؛ در بهترین حالت ملاحظات دیگری جز کارایی اقتصادی را در نظر می گیرد؛ پس از آن هم برای کنترل هزینه و درآمدهایش سازوکارهای کنترلی اداری و قضایی و پارلمانی گران و پرهزینه متعددی که در بالا آمده است را به کار می گیرد.
در واقع، برای هزینه ها و سرمایه گذاری هایی با منطق سیاسی که داور عادلی مانند بازار هم بر آنها حاکم نیست؛ روال های بسیار پرهزینه کنترلی هم به کار می گیرد. این هزینه ها همه قرار است از جیب مردم پرداخت شود و بوروکرات های دولت هم بعید است برای هزینه کرد و کنترل پولی که متعلق به آنان نیست خیلی دل بسوزانند؛ با این وصف غریب است دولت بزرگ با هزینه های سنگین را یک عارضه جدی در اقتصاد ملی بدانیم؟
منبع نمودار: کتاب مالیه عمومی، دکتر لطفعلی بخشی
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب حداقل دستمزد؛ خوبان در این معامله تقصیر می کنند!
می شنویم که مدتهاست کسانی در ینگه دنیا افزایش حداقل دستمزد ساعتی به 15 دلار را دنبال می کنند و بنا دارند از طرف دولت قوانینی وضع شود که این را برای همه کسب و کارها اجباری کند، استدلال آنها هم بهبود وضع زندگی و رسیدگی به وضع "اقشار آسیب پذیر" است.
در این میان آمازون به طور داوطلبانه اعلام کرد که حداقل حقوق ساعتی کارکنان خود را به 15 دلار افزایش می دهد و بنا به خبرها از دیروز هم پرداخت را شروع کرده است، در نگاه اول یک پیروزی برای فعالان حقوق کارگران به حساب می آید و امید دارند قانونی و اجباری شدن حداقل دستمزد سرعت بیشتری بگیرد. اما سر بزرگ قضیه زیر لحاف است.
این قبیل اقدامات بیش از آنکه ناشی از انسان دوستی و حقوق بشر و مانند آن باشد، یک محاسبه هوشمندانه است. برای شرکت های بزرگ مانند آمازون که منابع مالی بالاتری دارند اثر این افزایش در هزینه های حقوق و دستمزد چندان چشمگیر نیست، ولی برای شرکت های کوچک آن هم در صنعتی مثل خرده فروشی که رقابت بر سر قیمت است، این کار اصلا ساده نیست و سهم این افزایش حداقل حقوق بر هزینه های کل آن قابل توجه است، در واقع اگر فرض کنیم این افزایش حقوق ها برای همه شرکت ها اجباری باشد، شرکت های کوچک تر توان رقابت پذیری خود را از دست خواهند داد و مجبور به خروج از بازار خواهند شد.
منطق قضیه ساده است؛ درست است که هزینه های حقوق و دستمزد افزایش می یابد، ولی از آن طرف رقابت کاهش می یابد و در هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد شد! پیش از این موردی مشابه مثلا برای والمارت در سال 2005 اتفاق افتاده است و عجیب نیست که این شرکت های بزرگ پس از افزایش حداقل دستمزد با دولت برای اجباری کردن آن لابی و رایزنی هم بکنند، به بیان دیگر به جای رقابت در خدمات و با روش بازاری از روش های غیربازاری بهره بگیرند، معامله دو سر برد است، هم خیلی ها این اقدام انسان دوستانه را ستایش خواهند کرد و هم کلک برخی رقبا کنده خواهد شد و بازار برای شرکت خالی تر خواهد شد، شرکت راضی، ملت راضی، خدا هم راضی.
پ.ن: یادمان نرود تمرکز نقد این نوشته روی حداقل دستمزد "اجباری" است، یعنی موردی که به صورت قانونی حمایت می شود و در صورت عمل نکردن به آن شرکت مشمول جریمه خواهد شد، در برخی کشورها اتحادیه های کارگری و حتی دولت رقمی را پیشنهاد می دهند، ولی آن را اجباری نمی کنند و البته کسی با این مورد اخیر مخالفتی ندارد.
https://goo.gl/soTrnQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
می شنویم که مدتهاست کسانی در ینگه دنیا افزایش حداقل دستمزد ساعتی به 15 دلار را دنبال می کنند و بنا دارند از طرف دولت قوانینی وضع شود که این را برای همه کسب و کارها اجباری کند، استدلال آنها هم بهبود وضع زندگی و رسیدگی به وضع "اقشار آسیب پذیر" است.
در این میان آمازون به طور داوطلبانه اعلام کرد که حداقل حقوق ساعتی کارکنان خود را به 15 دلار افزایش می دهد و بنا به خبرها از دیروز هم پرداخت را شروع کرده است، در نگاه اول یک پیروزی برای فعالان حقوق کارگران به حساب می آید و امید دارند قانونی و اجباری شدن حداقل دستمزد سرعت بیشتری بگیرد. اما سر بزرگ قضیه زیر لحاف است.
این قبیل اقدامات بیش از آنکه ناشی از انسان دوستی و حقوق بشر و مانند آن باشد، یک محاسبه هوشمندانه است. برای شرکت های بزرگ مانند آمازون که منابع مالی بالاتری دارند اثر این افزایش در هزینه های حقوق و دستمزد چندان چشمگیر نیست، ولی برای شرکت های کوچک آن هم در صنعتی مثل خرده فروشی که رقابت بر سر قیمت است، این کار اصلا ساده نیست و سهم این افزایش حداقل حقوق بر هزینه های کل آن قابل توجه است، در واقع اگر فرض کنیم این افزایش حقوق ها برای همه شرکت ها اجباری باشد، شرکت های کوچک تر توان رقابت پذیری خود را از دست خواهند داد و مجبور به خروج از بازار خواهند شد.
منطق قضیه ساده است؛ درست است که هزینه های حقوق و دستمزد افزایش می یابد، ولی از آن طرف رقابت کاهش می یابد و در هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد شد! پیش از این موردی مشابه مثلا برای والمارت در سال 2005 اتفاق افتاده است و عجیب نیست که این شرکت های بزرگ پس از افزایش حداقل دستمزد با دولت برای اجباری کردن آن لابی و رایزنی هم بکنند، به بیان دیگر به جای رقابت در خدمات و با روش بازاری از روش های غیربازاری بهره بگیرند، معامله دو سر برد است، هم خیلی ها این اقدام انسان دوستانه را ستایش خواهند کرد و هم کلک برخی رقبا کنده خواهد شد و بازار برای شرکت خالی تر خواهد شد، شرکت راضی، ملت راضی، خدا هم راضی.
پ.ن: یادمان نرود تمرکز نقد این نوشته روی حداقل دستمزد "اجباری" است، یعنی موردی که به صورت قانونی حمایت می شود و در صورت عمل نکردن به آن شرکت مشمول جریمه خواهد شد، در برخی کشورها اتحادیه های کارگری و حتی دولت رقمی را پیشنهاد می دهند، ولی آن را اجباری نمی کنند و البته کسی با این مورد اخیر مخالفتی ندارد.
https://goo.gl/soTrnQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Wal-Mart Warms to the State
The CEO of Wal-Mart surprised many by calling for an increase in the minimum wage, writes Lew Rockwell. It is a cartelization tactic that uses regulatory violence as a means of competition.
بوروکراسی مرکزنشینها!
از اول انقلاب اکثر اعضای کابینه از 2 استان تهران و اصفهان بودند، از قرار آقایان رجایی و احمدی نژاد بیشتر به سمت اصفهانی زدایی رفته اند، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از اول انقلاب اکثر اعضای کابینه از 2 استان تهران و اصفهان بودند، از قرار آقایان رجایی و احمدی نژاد بیشتر به سمت اصفهانی زدایی رفته اند، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه امریکا در شاخص قدرت نرم؛ اثر ترامپ!
امریکا از رتبه اول قدرت نرم در 2016 به رتبه 3ام در 2017 و چهارم در سال جاری سقوط کرده است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
امریکا از رتبه اول قدرت نرم در 2016 به رتبه 3ام در 2017 و چهارم در سال جاری سقوط کرده است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک پیشنهاد برای کاهش مخارج دولت
اگر علاقه مند به کاهش حداقل 26 میلیارد تومان هزینه های دولت اید، سازمان بالا را منحل کنید! قول می دهم آب از آب تکان نخورد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اگر علاقه مند به کاهش حداقل 26 میلیارد تومان هزینه های دولت اید، سازمان بالا را منحل کنید! قول می دهم آب از آب تکان نخورد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سرمایه داری کاری به اخلاق ندارد؟
اقتصاددانان پوزیتیویست معاصر که بر این باورند که می توان از اخلاق و سرک کشیدنهای [وقت و بی وقت] پرسش های ارزشی خلاص شد، این نکته را ندیده می گیرند که سرمایه داری به عنوان جامعه ای از افراد آزاد از قضا [مسئولیت های] اخلاقی سنگینی را از افراد طلب می کند و نیازمند نگرش اخلاقی ویژه ای است که اقتصاد به تنهایی نمی تواند آن را فراهم آورد.
در نقد این نگاه [اقتصاددانان پوزیتیویست] بد نیست به یاد آوریم علم اقتصاد از دل فلسفه اخلاق به وجود امد و حتی دو رساله پدر این علم، ادام اسمیت، یکی ثروت ملل و دیگری نظریه تاثرات اخلاقی است. یک فلسفه اجتماعی [حقیقی] سرمایه داری نیز باید از همان عمق و گستردگی برخوردار باشد که آدام اسمیت از آن بهره مند بود.
چنین فلسفه ای باید مقابل این سفسلطه اقتصادی [رایج] بایستد که یک سیستم کارا از نظر اقتصادی از پیش جامعه خوب و اخلاقی را در خود دارد [و چیز جز آن نیست] و اینکه در واقع اقتصاد همه آن چیزی است که جامعه خوانده می شود. (مبانی اقتصادی و فلسفی سرمایه داری، اسوتزار پژویچ)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اقتصاددانان پوزیتیویست معاصر که بر این باورند که می توان از اخلاق و سرک کشیدنهای [وقت و بی وقت] پرسش های ارزشی خلاص شد، این نکته را ندیده می گیرند که سرمایه داری به عنوان جامعه ای از افراد آزاد از قضا [مسئولیت های] اخلاقی سنگینی را از افراد طلب می کند و نیازمند نگرش اخلاقی ویژه ای است که اقتصاد به تنهایی نمی تواند آن را فراهم آورد.
در نقد این نگاه [اقتصاددانان پوزیتیویست] بد نیست به یاد آوریم علم اقتصاد از دل فلسفه اخلاق به وجود امد و حتی دو رساله پدر این علم، ادام اسمیت، یکی ثروت ملل و دیگری نظریه تاثرات اخلاقی است. یک فلسفه اجتماعی [حقیقی] سرمایه داری نیز باید از همان عمق و گستردگی برخوردار باشد که آدام اسمیت از آن بهره مند بود.
چنین فلسفه ای باید مقابل این سفسلطه اقتصادی [رایج] بایستد که یک سیستم کارا از نظر اقتصادی از پیش جامعه خوب و اخلاقی را در خود دارد [و چیز جز آن نیست] و اینکه در واقع اقتصاد همه آن چیزی است که جامعه خوانده می شود. (مبانی اقتصادی و فلسفی سرمایه داری، اسوتزار پژویچ)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وطن پرستی کافی نیست، دلیری دانستن داشته باش!
دیدم بزرگواری به نقش "کودتای" 28 مرداد امریکایی ها در جلوگیری از حرکت "دموکراتیک" مردم ایران اشاره کرده است. پیشتر علمای حقوق گفته اند که قضیه 28 مرداد را به معنای واقعی کلمه نمی توان "کودتا" دانست؛ زمانی می توان واقعه ای را کودتا نامید که کسانی با استفاده از نیروی ارتش و ابزارهایی از این دست یک مقام قانونی را کله پا کنند؛ در مورد آن دوران با توجه به اینکه شاه دستور عزل را توسط نعمت الله نصیری برای مرحوم مصدق فرستاده بوده است و حق این کار را هم با توجه به انحلال مجلس در آن زمان داشت، آن بزرگوار نخست وزیر قانونی مملکت نبود که حال بخواهیم استفاده از ارتش و البته جواهل و فواحش را برای برکناری اش "کودتا" تلقی کنیم (از قرار دکتر غلامحسین صدیقی هم تذکری پیش از این قضایا به مصدق داده بود). بماند که نگارنده معتقد است کودتا لزوما همه جا هم بد نیست، گاهی مثلا در مورد شیلی از نان شب هم واجب تر بود!
اینکه که یانکی ها و کرمیت روزولت هم این وسط کارهایی کرده اند و پول هایی به کسانی پرداخته شده است هم تغییری در اوضاع نمی دهد، طبیعی است که آنها نسبت به یک کشور نفتی در همسایگی شوروی بی تفاوت نمی گذشتند. اما مصدق هرچند وطن پرست بود، ولی آنچه از او دیده شده است به هرچیز شبیه باشد، به دموکراتیک بودن نیست. یکی از مهمترین مولفه های در دموکراسی واقعی احترام به قانون و رعایت حقوق فردی شهروندان است؛ ولی بزرگوار بنای این تفنن ها را نداشت، "قانون" امنیت اجتماعی یکی نمونه جالب در دوران اوست که دست دولت را در سرکوب مخالفان باز می گذاشت، اعتصاب و اجتماعات اعتراضی را ممنوع کرده بود و دولت می توانست با دست باز به تادیب و تبعید مخالفان بپردازد.
گفته شده است که این قانون "بسیاری از حقوق مردم را از بین برد. به موجب این قانون اظهارات پلیس یا وزارت دادگستری ایران درست تلقی میشد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. به عبارت دیگر، فرد مادامی که بیگناهیش ثابت نمیشد، مجرم محسوب میشد و میشد افراد را بدون اطلاع آنها از اتهام، بازداشت و زندانی کرد. اجتماع بیش از دو نفر ممنوع بود و در نتیجه تظاهرات و اعتصابها غیرممکن شده بود؛ حتی اعتراف به داشتن نیت انجام کاری جرم محسوب میشد".
سروصدای خیلی از مخالفان هم درآمد؛ گفته اند دکتر مظفر بقایی کرمانی "در مجلس شورای ملی مضرات بسیاری برای آن برشمرد و آن را مخل آزادیهای مشروع سیاسی و اجتماعی مردم کشور ارزیابی نمود و مواردی از آن را بدتر از قانون یاسای چنگیزی دانست و اجرای آن را بیش از آنکه متضمن جلوگیری از فعالیت مخالفان قانون اساسی و آزادیهای سیاسی مردم کشور بداند، محملی قانونی برای مجازات آزادیخواهان دانست و به طور تلویحی مصدق را شماتت و سرزنش کرد که پس از عمری آزادیخواهی و طرفداری از قانون اساسی مشروطیت، خود گرفتار روش استبدادی حکومت شده است".
البته هدف اعلام شده قانون کنترل نظم بود، اما محدود کردن حقوق اساسی مردم راه به هرکجا ببرد به دموکراسی نخواهد برد، دموکراسی مسئله نهادها و قانون هاست، نه افراد و نیت ها. اینکه ما فکر کنیم اگر یانکی های توطئه گر در آن دوران نبودند شاید ما یک دموکراسی در حد اسکاندیناوی بودیم، واقع گرایانه نیست، یک ویژگی بد که در روانشناسی سیاسی ما ایرانیان لانه کرده است و البته غیرطبیعی هم نیست این است که مسئول بدبختی خودمان را جایی بیرون مرزها جستجو می کنیم. فکر می کنیم کودکانی معصومی ایم که گیر نابکاران اجنبی افتادیم، وگرنه آینده مان درخشان بود، جایی باید توقف کرد و مسئولیت نابخردی ها را پذیرفت، این همان نقطه تغییر است که باید به آن برسیم، هیچ نیروی خارجی تا وقتی درون یک کشور به بحران نرسیده باشد، نمی تواند اثری ویرانگر بگذارد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/1SfCn8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیدم بزرگواری به نقش "کودتای" 28 مرداد امریکایی ها در جلوگیری از حرکت "دموکراتیک" مردم ایران اشاره کرده است. پیشتر علمای حقوق گفته اند که قضیه 28 مرداد را به معنای واقعی کلمه نمی توان "کودتا" دانست؛ زمانی می توان واقعه ای را کودتا نامید که کسانی با استفاده از نیروی ارتش و ابزارهایی از این دست یک مقام قانونی را کله پا کنند؛ در مورد آن دوران با توجه به اینکه شاه دستور عزل را توسط نعمت الله نصیری برای مرحوم مصدق فرستاده بوده است و حق این کار را هم با توجه به انحلال مجلس در آن زمان داشت، آن بزرگوار نخست وزیر قانونی مملکت نبود که حال بخواهیم استفاده از ارتش و البته جواهل و فواحش را برای برکناری اش "کودتا" تلقی کنیم (از قرار دکتر غلامحسین صدیقی هم تذکری پیش از این قضایا به مصدق داده بود). بماند که نگارنده معتقد است کودتا لزوما همه جا هم بد نیست، گاهی مثلا در مورد شیلی از نان شب هم واجب تر بود!
اینکه که یانکی ها و کرمیت روزولت هم این وسط کارهایی کرده اند و پول هایی به کسانی پرداخته شده است هم تغییری در اوضاع نمی دهد، طبیعی است که آنها نسبت به یک کشور نفتی در همسایگی شوروی بی تفاوت نمی گذشتند. اما مصدق هرچند وطن پرست بود، ولی آنچه از او دیده شده است به هرچیز شبیه باشد، به دموکراتیک بودن نیست. یکی از مهمترین مولفه های در دموکراسی واقعی احترام به قانون و رعایت حقوق فردی شهروندان است؛ ولی بزرگوار بنای این تفنن ها را نداشت، "قانون" امنیت اجتماعی یکی نمونه جالب در دوران اوست که دست دولت را در سرکوب مخالفان باز می گذاشت، اعتصاب و اجتماعات اعتراضی را ممنوع کرده بود و دولت می توانست با دست باز به تادیب و تبعید مخالفان بپردازد.
گفته شده است که این قانون "بسیاری از حقوق مردم را از بین برد. به موجب این قانون اظهارات پلیس یا وزارت دادگستری ایران درست تلقی میشد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. به عبارت دیگر، فرد مادامی که بیگناهیش ثابت نمیشد، مجرم محسوب میشد و میشد افراد را بدون اطلاع آنها از اتهام، بازداشت و زندانی کرد. اجتماع بیش از دو نفر ممنوع بود و در نتیجه تظاهرات و اعتصابها غیرممکن شده بود؛ حتی اعتراف به داشتن نیت انجام کاری جرم محسوب میشد".
سروصدای خیلی از مخالفان هم درآمد؛ گفته اند دکتر مظفر بقایی کرمانی "در مجلس شورای ملی مضرات بسیاری برای آن برشمرد و آن را مخل آزادیهای مشروع سیاسی و اجتماعی مردم کشور ارزیابی نمود و مواردی از آن را بدتر از قانون یاسای چنگیزی دانست و اجرای آن را بیش از آنکه متضمن جلوگیری از فعالیت مخالفان قانون اساسی و آزادیهای سیاسی مردم کشور بداند، محملی قانونی برای مجازات آزادیخواهان دانست و به طور تلویحی مصدق را شماتت و سرزنش کرد که پس از عمری آزادیخواهی و طرفداری از قانون اساسی مشروطیت، خود گرفتار روش استبدادی حکومت شده است".
البته هدف اعلام شده قانون کنترل نظم بود، اما محدود کردن حقوق اساسی مردم راه به هرکجا ببرد به دموکراسی نخواهد برد، دموکراسی مسئله نهادها و قانون هاست، نه افراد و نیت ها. اینکه ما فکر کنیم اگر یانکی های توطئه گر در آن دوران نبودند شاید ما یک دموکراسی در حد اسکاندیناوی بودیم، واقع گرایانه نیست، یک ویژگی بد که در روانشناسی سیاسی ما ایرانیان لانه کرده است و البته غیرطبیعی هم نیست این است که مسئول بدبختی خودمان را جایی بیرون مرزها جستجو می کنیم. فکر می کنیم کودکانی معصومی ایم که گیر نابکاران اجنبی افتادیم، وگرنه آینده مان درخشان بود، جایی باید توقف کرد و مسئولیت نابخردی ها را پذیرفت، این همان نقطه تغییر است که باید به آن برسیم، هیچ نیروی خارجی تا وقتی درون یک کشور به بحران نرسیده باشد، نمی تواند اثری ویرانگر بگذارد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/1SfCn8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
www.iichs.ir
درباره «قانون امنیت اجتماعی دکتر محمد مصدق»
تردیدی نیست که اقدام مصدق در اخذ اختیار قانونگذاری از مجلس دوره هفدهم از اشتباهات فاحش دوران نخستوزیری او محسوب میشود و همان مجلس هفدهم هم که این اجازه را به نخستوزیر اعطا کرد البته گناه مضاعفتری مرتکب شد. در هرحال اطلاق نام قانون بر تمام آن مقررات و…
اولین درس اقتصاد کمیابی است؛ اینکه بدانی هیچگاه به میزان کافی برای برآوردن نیاز همه افراد در اختیار نداری، ولی نخستین درس سیاست اینست که اولین درس اقتصاد را ندیده بگیری!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بوروکراسی کشنده دولت
شما در 127 کشور جهان شرایط بهتری برای راه اندازی و اداره کسب و کارتان نسبت به ایران خواهید داشت. دولت عملا کسب و کارهای بخش خصوصی را خفه کرده است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شما در 127 کشور جهان شرایط بهتری برای راه اندازی و اداره کسب و کارتان نسبت به ایران خواهید داشت. دولت عملا کسب و کارهای بخش خصوصی را خفه کرده است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel