چرا می گوییم حضور دولت در اقتصاد پرهزینه است؟
منطق هزینه کرد دولت کاملا اقتصادی نیست؛ در بهترین حالت ملاحظات دیگری جز کارایی اقتصادی را در نظر می گیرد؛ پس از آن هم برای کنترل هزینه و درآمدهایش سازوکارهای کنترلی اداری و قضایی و پارلمانی گران و پرهزینه متعددی که در بالا آمده است را به کار می گیرد.
در واقع، برای هزینه ها و سرمایه گذاری هایی با منطق سیاسی که داور عادلی مانند بازار هم بر آنها حاکم نیست؛ روال های بسیار پرهزینه کنترلی هم به کار می گیرد. این هزینه ها همه قرار است از جیب مردم پرداخت شود و بوروکرات های دولت هم بعید است برای هزینه کرد و کنترل پولی که متعلق به آنان نیست خیلی دل بسوزانند؛ با این وصف غریب است دولت بزرگ با هزینه های سنگین را یک عارضه جدی در اقتصاد ملی بدانیم؟
منبع نمودار: کتاب مالیه عمومی، دکتر لطفعلی بخشی
کانال راهبرد
@RahbordChannel
منطق هزینه کرد دولت کاملا اقتصادی نیست؛ در بهترین حالت ملاحظات دیگری جز کارایی اقتصادی را در نظر می گیرد؛ پس از آن هم برای کنترل هزینه و درآمدهایش سازوکارهای کنترلی اداری و قضایی و پارلمانی گران و پرهزینه متعددی که در بالا آمده است را به کار می گیرد.
در واقع، برای هزینه ها و سرمایه گذاری هایی با منطق سیاسی که داور عادلی مانند بازار هم بر آنها حاکم نیست؛ روال های بسیار پرهزینه کنترلی هم به کار می گیرد. این هزینه ها همه قرار است از جیب مردم پرداخت شود و بوروکرات های دولت هم بعید است برای هزینه کرد و کنترل پولی که متعلق به آنان نیست خیلی دل بسوزانند؛ با این وصف غریب است دولت بزرگ با هزینه های سنگین را یک عارضه جدی در اقتصاد ملی بدانیم؟
منبع نمودار: کتاب مالیه عمومی، دکتر لطفعلی بخشی
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب حداقل دستمزد؛ خوبان در این معامله تقصیر می کنند!
می شنویم که مدتهاست کسانی در ینگه دنیا افزایش حداقل دستمزد ساعتی به 15 دلار را دنبال می کنند و بنا دارند از طرف دولت قوانینی وضع شود که این را برای همه کسب و کارها اجباری کند، استدلال آنها هم بهبود وضع زندگی و رسیدگی به وضع "اقشار آسیب پذیر" است.
در این میان آمازون به طور داوطلبانه اعلام کرد که حداقل حقوق ساعتی کارکنان خود را به 15 دلار افزایش می دهد و بنا به خبرها از دیروز هم پرداخت را شروع کرده است، در نگاه اول یک پیروزی برای فعالان حقوق کارگران به حساب می آید و امید دارند قانونی و اجباری شدن حداقل دستمزد سرعت بیشتری بگیرد. اما سر بزرگ قضیه زیر لحاف است.
این قبیل اقدامات بیش از آنکه ناشی از انسان دوستی و حقوق بشر و مانند آن باشد، یک محاسبه هوشمندانه است. برای شرکت های بزرگ مانند آمازون که منابع مالی بالاتری دارند اثر این افزایش در هزینه های حقوق و دستمزد چندان چشمگیر نیست، ولی برای شرکت های کوچک آن هم در صنعتی مثل خرده فروشی که رقابت بر سر قیمت است، این کار اصلا ساده نیست و سهم این افزایش حداقل حقوق بر هزینه های کل آن قابل توجه است، در واقع اگر فرض کنیم این افزایش حقوق ها برای همه شرکت ها اجباری باشد، شرکت های کوچک تر توان رقابت پذیری خود را از دست خواهند داد و مجبور به خروج از بازار خواهند شد.
منطق قضیه ساده است؛ درست است که هزینه های حقوق و دستمزد افزایش می یابد، ولی از آن طرف رقابت کاهش می یابد و در هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد شد! پیش از این موردی مشابه مثلا برای والمارت در سال 2005 اتفاق افتاده است و عجیب نیست که این شرکت های بزرگ پس از افزایش حداقل دستمزد با دولت برای اجباری کردن آن لابی و رایزنی هم بکنند، به بیان دیگر به جای رقابت در خدمات و با روش بازاری از روش های غیربازاری بهره بگیرند، معامله دو سر برد است، هم خیلی ها این اقدام انسان دوستانه را ستایش خواهند کرد و هم کلک برخی رقبا کنده خواهد شد و بازار برای شرکت خالی تر خواهد شد، شرکت راضی، ملت راضی، خدا هم راضی.
پ.ن: یادمان نرود تمرکز نقد این نوشته روی حداقل دستمزد "اجباری" است، یعنی موردی که به صورت قانونی حمایت می شود و در صورت عمل نکردن به آن شرکت مشمول جریمه خواهد شد، در برخی کشورها اتحادیه های کارگری و حتی دولت رقمی را پیشنهاد می دهند، ولی آن را اجباری نمی کنند و البته کسی با این مورد اخیر مخالفتی ندارد.
https://goo.gl/soTrnQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
می شنویم که مدتهاست کسانی در ینگه دنیا افزایش حداقل دستمزد ساعتی به 15 دلار را دنبال می کنند و بنا دارند از طرف دولت قوانینی وضع شود که این را برای همه کسب و کارها اجباری کند، استدلال آنها هم بهبود وضع زندگی و رسیدگی به وضع "اقشار آسیب پذیر" است.
در این میان آمازون به طور داوطلبانه اعلام کرد که حداقل حقوق ساعتی کارکنان خود را به 15 دلار افزایش می دهد و بنا به خبرها از دیروز هم پرداخت را شروع کرده است، در نگاه اول یک پیروزی برای فعالان حقوق کارگران به حساب می آید و امید دارند قانونی و اجباری شدن حداقل دستمزد سرعت بیشتری بگیرد. اما سر بزرگ قضیه زیر لحاف است.
این قبیل اقدامات بیش از آنکه ناشی از انسان دوستی و حقوق بشر و مانند آن باشد، یک محاسبه هوشمندانه است. برای شرکت های بزرگ مانند آمازون که منابع مالی بالاتری دارند اثر این افزایش در هزینه های حقوق و دستمزد چندان چشمگیر نیست، ولی برای شرکت های کوچک آن هم در صنعتی مثل خرده فروشی که رقابت بر سر قیمت است، این کار اصلا ساده نیست و سهم این افزایش حداقل حقوق بر هزینه های کل آن قابل توجه است، در واقع اگر فرض کنیم این افزایش حقوق ها برای همه شرکت ها اجباری باشد، شرکت های کوچک تر توان رقابت پذیری خود را از دست خواهند داد و مجبور به خروج از بازار خواهند شد.
منطق قضیه ساده است؛ درست است که هزینه های حقوق و دستمزد افزایش می یابد، ولی از آن طرف رقابت کاهش می یابد و در هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد شد! پیش از این موردی مشابه مثلا برای والمارت در سال 2005 اتفاق افتاده است و عجیب نیست که این شرکت های بزرگ پس از افزایش حداقل دستمزد با دولت برای اجباری کردن آن لابی و رایزنی هم بکنند، به بیان دیگر به جای رقابت در خدمات و با روش بازاری از روش های غیربازاری بهره بگیرند، معامله دو سر برد است، هم خیلی ها این اقدام انسان دوستانه را ستایش خواهند کرد و هم کلک برخی رقبا کنده خواهد شد و بازار برای شرکت خالی تر خواهد شد، شرکت راضی، ملت راضی، خدا هم راضی.
پ.ن: یادمان نرود تمرکز نقد این نوشته روی حداقل دستمزد "اجباری" است، یعنی موردی که به صورت قانونی حمایت می شود و در صورت عمل نکردن به آن شرکت مشمول جریمه خواهد شد، در برخی کشورها اتحادیه های کارگری و حتی دولت رقمی را پیشنهاد می دهند، ولی آن را اجباری نمی کنند و البته کسی با این مورد اخیر مخالفتی ندارد.
https://goo.gl/soTrnQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Wal-Mart Warms to the State
The CEO of Wal-Mart surprised many by calling for an increase in the minimum wage, writes Lew Rockwell. It is a cartelization tactic that uses regulatory violence as a means of competition.
بوروکراسی مرکزنشینها!
از اول انقلاب اکثر اعضای کابینه از 2 استان تهران و اصفهان بودند، از قرار آقایان رجایی و احمدی نژاد بیشتر به سمت اصفهانی زدایی رفته اند، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از اول انقلاب اکثر اعضای کابینه از 2 استان تهران و اصفهان بودند، از قرار آقایان رجایی و احمدی نژاد بیشتر به سمت اصفهانی زدایی رفته اند، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه امریکا در شاخص قدرت نرم؛ اثر ترامپ!
امریکا از رتبه اول قدرت نرم در 2016 به رتبه 3ام در 2017 و چهارم در سال جاری سقوط کرده است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
امریکا از رتبه اول قدرت نرم در 2016 به رتبه 3ام در 2017 و چهارم در سال جاری سقوط کرده است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک پیشنهاد برای کاهش مخارج دولت
اگر علاقه مند به کاهش حداقل 26 میلیارد تومان هزینه های دولت اید، سازمان بالا را منحل کنید! قول می دهم آب از آب تکان نخورد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اگر علاقه مند به کاهش حداقل 26 میلیارد تومان هزینه های دولت اید، سازمان بالا را منحل کنید! قول می دهم آب از آب تکان نخورد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سرمایه داری کاری به اخلاق ندارد؟
اقتصاددانان پوزیتیویست معاصر که بر این باورند که می توان از اخلاق و سرک کشیدنهای [وقت و بی وقت] پرسش های ارزشی خلاص شد، این نکته را ندیده می گیرند که سرمایه داری به عنوان جامعه ای از افراد آزاد از قضا [مسئولیت های] اخلاقی سنگینی را از افراد طلب می کند و نیازمند نگرش اخلاقی ویژه ای است که اقتصاد به تنهایی نمی تواند آن را فراهم آورد.
در نقد این نگاه [اقتصاددانان پوزیتیویست] بد نیست به یاد آوریم علم اقتصاد از دل فلسفه اخلاق به وجود امد و حتی دو رساله پدر این علم، ادام اسمیت، یکی ثروت ملل و دیگری نظریه تاثرات اخلاقی است. یک فلسفه اجتماعی [حقیقی] سرمایه داری نیز باید از همان عمق و گستردگی برخوردار باشد که آدام اسمیت از آن بهره مند بود.
چنین فلسفه ای باید مقابل این سفسلطه اقتصادی [رایج] بایستد که یک سیستم کارا از نظر اقتصادی از پیش جامعه خوب و اخلاقی را در خود دارد [و چیز جز آن نیست] و اینکه در واقع اقتصاد همه آن چیزی است که جامعه خوانده می شود. (مبانی اقتصادی و فلسفی سرمایه داری، اسوتزار پژویچ)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اقتصاددانان پوزیتیویست معاصر که بر این باورند که می توان از اخلاق و سرک کشیدنهای [وقت و بی وقت] پرسش های ارزشی خلاص شد، این نکته را ندیده می گیرند که سرمایه داری به عنوان جامعه ای از افراد آزاد از قضا [مسئولیت های] اخلاقی سنگینی را از افراد طلب می کند و نیازمند نگرش اخلاقی ویژه ای است که اقتصاد به تنهایی نمی تواند آن را فراهم آورد.
در نقد این نگاه [اقتصاددانان پوزیتیویست] بد نیست به یاد آوریم علم اقتصاد از دل فلسفه اخلاق به وجود امد و حتی دو رساله پدر این علم، ادام اسمیت، یکی ثروت ملل و دیگری نظریه تاثرات اخلاقی است. یک فلسفه اجتماعی [حقیقی] سرمایه داری نیز باید از همان عمق و گستردگی برخوردار باشد که آدام اسمیت از آن بهره مند بود.
چنین فلسفه ای باید مقابل این سفسلطه اقتصادی [رایج] بایستد که یک سیستم کارا از نظر اقتصادی از پیش جامعه خوب و اخلاقی را در خود دارد [و چیز جز آن نیست] و اینکه در واقع اقتصاد همه آن چیزی است که جامعه خوانده می شود. (مبانی اقتصادی و فلسفی سرمایه داری، اسوتزار پژویچ)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وطن پرستی کافی نیست، دلیری دانستن داشته باش!
دیدم بزرگواری به نقش "کودتای" 28 مرداد امریکایی ها در جلوگیری از حرکت "دموکراتیک" مردم ایران اشاره کرده است. پیشتر علمای حقوق گفته اند که قضیه 28 مرداد را به معنای واقعی کلمه نمی توان "کودتا" دانست؛ زمانی می توان واقعه ای را کودتا نامید که کسانی با استفاده از نیروی ارتش و ابزارهایی از این دست یک مقام قانونی را کله پا کنند؛ در مورد آن دوران با توجه به اینکه شاه دستور عزل را توسط نعمت الله نصیری برای مرحوم مصدق فرستاده بوده است و حق این کار را هم با توجه به انحلال مجلس در آن زمان داشت، آن بزرگوار نخست وزیر قانونی مملکت نبود که حال بخواهیم استفاده از ارتش و البته جواهل و فواحش را برای برکناری اش "کودتا" تلقی کنیم (از قرار دکتر غلامحسین صدیقی هم تذکری پیش از این قضایا به مصدق داده بود). بماند که نگارنده معتقد است کودتا لزوما همه جا هم بد نیست، گاهی مثلا در مورد شیلی از نان شب هم واجب تر بود!
اینکه که یانکی ها و کرمیت روزولت هم این وسط کارهایی کرده اند و پول هایی به کسانی پرداخته شده است هم تغییری در اوضاع نمی دهد، طبیعی است که آنها نسبت به یک کشور نفتی در همسایگی شوروی بی تفاوت نمی گذشتند. اما مصدق هرچند وطن پرست بود، ولی آنچه از او دیده شده است به هرچیز شبیه باشد، به دموکراتیک بودن نیست. یکی از مهمترین مولفه های در دموکراسی واقعی احترام به قانون و رعایت حقوق فردی شهروندان است؛ ولی بزرگوار بنای این تفنن ها را نداشت، "قانون" امنیت اجتماعی یکی نمونه جالب در دوران اوست که دست دولت را در سرکوب مخالفان باز می گذاشت، اعتصاب و اجتماعات اعتراضی را ممنوع کرده بود و دولت می توانست با دست باز به تادیب و تبعید مخالفان بپردازد.
گفته شده است که این قانون "بسیاری از حقوق مردم را از بین برد. به موجب این قانون اظهارات پلیس یا وزارت دادگستری ایران درست تلقی میشد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. به عبارت دیگر، فرد مادامی که بیگناهیش ثابت نمیشد، مجرم محسوب میشد و میشد افراد را بدون اطلاع آنها از اتهام، بازداشت و زندانی کرد. اجتماع بیش از دو نفر ممنوع بود و در نتیجه تظاهرات و اعتصابها غیرممکن شده بود؛ حتی اعتراف به داشتن نیت انجام کاری جرم محسوب میشد".
سروصدای خیلی از مخالفان هم درآمد؛ گفته اند دکتر مظفر بقایی کرمانی "در مجلس شورای ملی مضرات بسیاری برای آن برشمرد و آن را مخل آزادیهای مشروع سیاسی و اجتماعی مردم کشور ارزیابی نمود و مواردی از آن را بدتر از قانون یاسای چنگیزی دانست و اجرای آن را بیش از آنکه متضمن جلوگیری از فعالیت مخالفان قانون اساسی و آزادیهای سیاسی مردم کشور بداند، محملی قانونی برای مجازات آزادیخواهان دانست و به طور تلویحی مصدق را شماتت و سرزنش کرد که پس از عمری آزادیخواهی و طرفداری از قانون اساسی مشروطیت، خود گرفتار روش استبدادی حکومت شده است".
البته هدف اعلام شده قانون کنترل نظم بود، اما محدود کردن حقوق اساسی مردم راه به هرکجا ببرد به دموکراسی نخواهد برد، دموکراسی مسئله نهادها و قانون هاست، نه افراد و نیت ها. اینکه ما فکر کنیم اگر یانکی های توطئه گر در آن دوران نبودند شاید ما یک دموکراسی در حد اسکاندیناوی بودیم، واقع گرایانه نیست، یک ویژگی بد که در روانشناسی سیاسی ما ایرانیان لانه کرده است و البته غیرطبیعی هم نیست این است که مسئول بدبختی خودمان را جایی بیرون مرزها جستجو می کنیم. فکر می کنیم کودکانی معصومی ایم که گیر نابکاران اجنبی افتادیم، وگرنه آینده مان درخشان بود، جایی باید توقف کرد و مسئولیت نابخردی ها را پذیرفت، این همان نقطه تغییر است که باید به آن برسیم، هیچ نیروی خارجی تا وقتی درون یک کشور به بحران نرسیده باشد، نمی تواند اثری ویرانگر بگذارد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/1SfCn8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیدم بزرگواری به نقش "کودتای" 28 مرداد امریکایی ها در جلوگیری از حرکت "دموکراتیک" مردم ایران اشاره کرده است. پیشتر علمای حقوق گفته اند که قضیه 28 مرداد را به معنای واقعی کلمه نمی توان "کودتا" دانست؛ زمانی می توان واقعه ای را کودتا نامید که کسانی با استفاده از نیروی ارتش و ابزارهایی از این دست یک مقام قانونی را کله پا کنند؛ در مورد آن دوران با توجه به اینکه شاه دستور عزل را توسط نعمت الله نصیری برای مرحوم مصدق فرستاده بوده است و حق این کار را هم با توجه به انحلال مجلس در آن زمان داشت، آن بزرگوار نخست وزیر قانونی مملکت نبود که حال بخواهیم استفاده از ارتش و البته جواهل و فواحش را برای برکناری اش "کودتا" تلقی کنیم (از قرار دکتر غلامحسین صدیقی هم تذکری پیش از این قضایا به مصدق داده بود). بماند که نگارنده معتقد است کودتا لزوما همه جا هم بد نیست، گاهی مثلا در مورد شیلی از نان شب هم واجب تر بود!
اینکه که یانکی ها و کرمیت روزولت هم این وسط کارهایی کرده اند و پول هایی به کسانی پرداخته شده است هم تغییری در اوضاع نمی دهد، طبیعی است که آنها نسبت به یک کشور نفتی در همسایگی شوروی بی تفاوت نمی گذشتند. اما مصدق هرچند وطن پرست بود، ولی آنچه از او دیده شده است به هرچیز شبیه باشد، به دموکراتیک بودن نیست. یکی از مهمترین مولفه های در دموکراسی واقعی احترام به قانون و رعایت حقوق فردی شهروندان است؛ ولی بزرگوار بنای این تفنن ها را نداشت، "قانون" امنیت اجتماعی یکی نمونه جالب در دوران اوست که دست دولت را در سرکوب مخالفان باز می گذاشت، اعتصاب و اجتماعات اعتراضی را ممنوع کرده بود و دولت می توانست با دست باز به تادیب و تبعید مخالفان بپردازد.
گفته شده است که این قانون "بسیاری از حقوق مردم را از بین برد. به موجب این قانون اظهارات پلیس یا وزارت دادگستری ایران درست تلقی میشد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. به عبارت دیگر، فرد مادامی که بیگناهیش ثابت نمیشد، مجرم محسوب میشد و میشد افراد را بدون اطلاع آنها از اتهام، بازداشت و زندانی کرد. اجتماع بیش از دو نفر ممنوع بود و در نتیجه تظاهرات و اعتصابها غیرممکن شده بود؛ حتی اعتراف به داشتن نیت انجام کاری جرم محسوب میشد".
سروصدای خیلی از مخالفان هم درآمد؛ گفته اند دکتر مظفر بقایی کرمانی "در مجلس شورای ملی مضرات بسیاری برای آن برشمرد و آن را مخل آزادیهای مشروع سیاسی و اجتماعی مردم کشور ارزیابی نمود و مواردی از آن را بدتر از قانون یاسای چنگیزی دانست و اجرای آن را بیش از آنکه متضمن جلوگیری از فعالیت مخالفان قانون اساسی و آزادیهای سیاسی مردم کشور بداند، محملی قانونی برای مجازات آزادیخواهان دانست و به طور تلویحی مصدق را شماتت و سرزنش کرد که پس از عمری آزادیخواهی و طرفداری از قانون اساسی مشروطیت، خود گرفتار روش استبدادی حکومت شده است".
البته هدف اعلام شده قانون کنترل نظم بود، اما محدود کردن حقوق اساسی مردم راه به هرکجا ببرد به دموکراسی نخواهد برد، دموکراسی مسئله نهادها و قانون هاست، نه افراد و نیت ها. اینکه ما فکر کنیم اگر یانکی های توطئه گر در آن دوران نبودند شاید ما یک دموکراسی در حد اسکاندیناوی بودیم، واقع گرایانه نیست، یک ویژگی بد که در روانشناسی سیاسی ما ایرانیان لانه کرده است و البته غیرطبیعی هم نیست این است که مسئول بدبختی خودمان را جایی بیرون مرزها جستجو می کنیم. فکر می کنیم کودکانی معصومی ایم که گیر نابکاران اجنبی افتادیم، وگرنه آینده مان درخشان بود، جایی باید توقف کرد و مسئولیت نابخردی ها را پذیرفت، این همان نقطه تغییر است که باید به آن برسیم، هیچ نیروی خارجی تا وقتی درون یک کشور به بحران نرسیده باشد، نمی تواند اثری ویرانگر بگذارد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/1SfCn8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
www.iichs.ir
درباره «قانون امنیت اجتماعی دکتر محمد مصدق»
تردیدی نیست که اقدام مصدق در اخذ اختیار قانونگذاری از مجلس دوره هفدهم از اشتباهات فاحش دوران نخستوزیری او محسوب میشود و همان مجلس هفدهم هم که این اجازه را به نخستوزیر اعطا کرد البته گناه مضاعفتری مرتکب شد. در هرحال اطلاق نام قانون بر تمام آن مقررات و…
اولین درس اقتصاد کمیابی است؛ اینکه بدانی هیچگاه به میزان کافی برای برآوردن نیاز همه افراد در اختیار نداری، ولی نخستین درس سیاست اینست که اولین درس اقتصاد را ندیده بگیری!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بوروکراسی کشنده دولت
شما در 127 کشور جهان شرایط بهتری برای راه اندازی و اداره کسب و کارتان نسبت به ایران خواهید داشت. دولت عملا کسب و کارهای بخش خصوصی را خفه کرده است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شما در 127 کشور جهان شرایط بهتری برای راه اندازی و اداره کسب و کارتان نسبت به ایران خواهید داشت. دولت عملا کسب و کارهای بخش خصوصی را خفه کرده است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
عاقبت مسکن مهر؟
ماجراجویی های دولت ها در ساخت مسکن برای کم درآمدها محدود به ایران نیست؛ یک نمونه جالب پرویت ایگو در امریکاست؛ در دهه 1950 شروع شد و در دهه 1970 عاقبتش این شد که بالا می بینید؛ کسی چه می داند شاید سرانجام مسکن مهر هم همین باشد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/Rv6anG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ماجراجویی های دولت ها در ساخت مسکن برای کم درآمدها محدود به ایران نیست؛ یک نمونه جالب پرویت ایگو در امریکاست؛ در دهه 1950 شروع شد و در دهه 1970 عاقبتش این شد که بالا می بینید؛ کسی چه می داند شاید سرانجام مسکن مهر هم همین باشد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/Rv6anG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دوست عزیز دقت کن!
سرانه مصرف پنیر موتزارلا با تعداد فارغ التحصیلان دکتری عمران برای مدت طولانی حدود 10 سال با هم بالا و پایین رفته است؛ ولی هیچ ابلهی نتیجه نمی گیرد که علت افزایش دکتراهای عمران افزایش مصرف موتزارلاست و برای کم کردن تعداد آنها باید از مصرف پنیر کاست. به عبارتی فنی تر علیت را نمی شود از همبستگی نتیجه گرفت.
همین طور نمی توان بدون مقدمه گفت استعفای نیلی و اعدام مظلومین باعث کاهش قیمت دلار شده است؛ شاید یادمان رفته برای توضیح دقیق پدیده ها نیاز به تئوری داریم؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سرانه مصرف پنیر موتزارلا با تعداد فارغ التحصیلان دکتری عمران برای مدت طولانی حدود 10 سال با هم بالا و پایین رفته است؛ ولی هیچ ابلهی نتیجه نمی گیرد که علت افزایش دکتراهای عمران افزایش مصرف موتزارلاست و برای کم کردن تعداد آنها باید از مصرف پنیر کاست. به عبارتی فنی تر علیت را نمی شود از همبستگی نتیجه گرفت.
همین طور نمی توان بدون مقدمه گفت استعفای نیلی و اعدام مظلومین باعث کاهش قیمت دلار شده است؛ شاید یادمان رفته برای توضیح دقیق پدیده ها نیاز به تئوری داریم؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
پشت پرده پیشرفت علم!
با افزایش بودجه علم و فناوری دولت امریکا، تعداد خودکشی های خاص بالا می رود؛ کشتار انسان ها را متوقف کنید!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
با افزایش بودجه علم و فناوری دولت امریکا، تعداد خودکشی های خاص بالا می رود؛ کشتار انسان ها را متوقف کنید!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
خصوصی سازی و نورچشمی ها؟
سال ها پیش بانک جهانی در گزارشی با اشاره به مدل سه بخشی زیر آورده بود که برای اجرای موفقیت آمیز فرایند خصوصی سازی نیاز به حضور یک “جامعه مدنی” فعال داریم؛ بدون حضور رسانه های مستقل، انجمن ها و اتحادیه ها و سمن ها (همان سازمان های مردم نهاد یا ان جی اُ ها) بخش خصوصی عملا تبدیل به بخش “شبه دولتی” می شود، شاهد رویش ناگزیر نورچشمی ها (یا به قول اهالی فرنگ کرونی ها) خواهیم بود و باید انتظار فساد همه گیر را هم داشت.
حواسمان باشد آنچه به نام خصوصی سازی در ایران اتفاق افتاده است را با احتیاط بررسی کنیم؛ در گزارشی از مرکز پژوهش های مجلس در سال 2016 اشاره شده است که در طی چهارده سال گذشته تنها 16 درصد از کل واگذاری شرکت های دولتی در فرایند خصوصی سازی واقعی بوده است و بقیه سهم صندوق های بازنشستگی و شرکت های دولتی دیگر شده است. در شرایط تحریم و بدون ارتباط آزاد با جهان خارج هم بعید است با خصوصی سازی فتح الفتوحی رخ دهد.
با همه اینها به نظرم خصوصی سازی یعنی درآوردن ابزارهای تولید از زیر دست دولت در بلندمدت باز هم اتفاق خوبی است، مشروط بر اینکه یک؛ بتوان جلوی حمایت های دولت از صنایع واگذار شده را با بهانه های حمایت از تولید ملی و مانند آن گرفت و هیولا را برگرداند به همان بوروکراسی های ظلمانی و دوم، گسترده کردن ارتباط اقتصاد با دیگر کشورها. می توان امید داشت با توازن قوای این نورچشمی ها با دولت اتفاق های خوبی بیفتد، این همان چیزی است که پیتر ایوانز در کتاب توسعه و چپاول در مورد کره جنوبی روایت می کند.
بهتر است بگوییم حرف از خوب یا بد بودن خصوصی سازی زیاد فانتزی است، بیشتر باید به شیوه اجرای آن فکر کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سال ها پیش بانک جهانی در گزارشی با اشاره به مدل سه بخشی زیر آورده بود که برای اجرای موفقیت آمیز فرایند خصوصی سازی نیاز به حضور یک “جامعه مدنی” فعال داریم؛ بدون حضور رسانه های مستقل، انجمن ها و اتحادیه ها و سمن ها (همان سازمان های مردم نهاد یا ان جی اُ ها) بخش خصوصی عملا تبدیل به بخش “شبه دولتی” می شود، شاهد رویش ناگزیر نورچشمی ها (یا به قول اهالی فرنگ کرونی ها) خواهیم بود و باید انتظار فساد همه گیر را هم داشت.
حواسمان باشد آنچه به نام خصوصی سازی در ایران اتفاق افتاده است را با احتیاط بررسی کنیم؛ در گزارشی از مرکز پژوهش های مجلس در سال 2016 اشاره شده است که در طی چهارده سال گذشته تنها 16 درصد از کل واگذاری شرکت های دولتی در فرایند خصوصی سازی واقعی بوده است و بقیه سهم صندوق های بازنشستگی و شرکت های دولتی دیگر شده است. در شرایط تحریم و بدون ارتباط آزاد با جهان خارج هم بعید است با خصوصی سازی فتح الفتوحی رخ دهد.
با همه اینها به نظرم خصوصی سازی یعنی درآوردن ابزارهای تولید از زیر دست دولت در بلندمدت باز هم اتفاق خوبی است، مشروط بر اینکه یک؛ بتوان جلوی حمایت های دولت از صنایع واگذار شده را با بهانه های حمایت از تولید ملی و مانند آن گرفت و هیولا را برگرداند به همان بوروکراسی های ظلمانی و دوم، گسترده کردن ارتباط اقتصاد با دیگر کشورها. می توان امید داشت با توازن قوای این نورچشمی ها با دولت اتفاق های خوبی بیفتد، این همان چیزی است که پیتر ایوانز در کتاب توسعه و چپاول در مورد کره جنوبی روایت می کند.
بهتر است بگوییم حرف از خوب یا بد بودن خصوصی سازی زیاد فانتزی است، بیشتر باید به شیوه اجرای آن فکر کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نسخه سرمایه داری برای دستمزد عقب افتاده کارگران هفت تپه
در هیچ سیستم سرمایه دارانه و لیبرال و نئولیبرال و ... حقوق معوق کارگران معنا پیدا نمی کند؛ اسمش دزدی و نقض قرارداد است!
حتی در "هار"ترین انواع سرمایه داری تکلیف حقوق و دستمزد کارمندان و کارگران روشن است؛ اقتصاد بازار آزاد می گوید حقوق و دستمزد باید به موقع و طبق مفاد قرار داد پرداخته شود؛ در صورت هرگونه تاخیر در پرداخت هم علاوه بر مبلغ اصلی باید بهره معقولی به آن تعلق گیرد و دیرکرد جبران شود؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در هیچ سیستم سرمایه دارانه و لیبرال و نئولیبرال و ... حقوق معوق کارگران معنا پیدا نمی کند؛ اسمش دزدی و نقض قرارداد است!
حتی در "هار"ترین انواع سرمایه داری تکلیف حقوق و دستمزد کارمندان و کارگران روشن است؛ اقتصاد بازار آزاد می گوید حقوق و دستمزد باید به موقع و طبق مفاد قرار داد پرداخته شود؛ در صورت هرگونه تاخیر در پرداخت هم علاوه بر مبلغ اصلی باید بهره معقولی به آن تعلق گیرد و دیرکرد جبران شود؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تنها با یادآوری فاجعه است که می توان از تکرارش جلوگیری کرد!
امروز روز تولد علی شریعتی است که هنوز هم اقبال به او آنقدر هست که کسانی برای پیدا کردن راه حل وضعیت کنونی خواندن آثارش را توصیه کنند، بهترین توصیف از او را در نوشته ای از محمد قائد می شود پیدا کرد:
".. او مخلوطی بود به نسبت های دلخواه از هرآنچه به نظرش جالب می رسد : کنفوسیوس، سقراط، لوتر، چه گوارا، کامو، اسلام واقعی، اسلام تخیلی، کمونیسم موجود، سوسیالیسم تخیلی، مبارزات ضداستعماری در کشورهای شمال افریقا و البته دموکراسی لیبرال کشورهای اروپای غربی. شیوه کار او برای تهیه این معجون غریب تازگی نداشت و در همان زمان کسانی نسخه کار را بلد بودند و به طرز حیرت آوری ساده بود، چنان ساده که شاید برخی خوانندگان بالای هجده سال متن سخنرانی های او حیرت کنند چرا تاکنون شخصا دست به تهیه چنین معجونی نزده اند، شریعتی از صد اسلام شروع می کرد اما ناگهان با چرخشی پرهیجان به اروپای غربی قرن 20ام می جهید و در محله کارتیه لاتن پاریس و دانشگاه سوربن فرود می آمد: ابوذر نخستین سوسیالیست جهان بود؛ سوسیالیسم چیست؟ سوسیالیسم همان حرفی است که حزب های مترقی در فرانسه امروز می زنند
پرتاب شدن از صدر اسلام به اروپای توسعه یافته پس از جنگ جهانی دوم عصاره تاریخ به روایت شریعتی است ... ضربه گیر این جهش و چسب پیوند دهنده این دنیاهای سخت ناهمگن، مقداری تقابل مانوی و صفات متضاد در حیطه روانشناسی فردی و ادبیات است؛ آدم های خوب در برابر آدم های بد، آگاهان در برابر جهّال، بزرگوارها در مقابل فرومایه ها؛ شریف ها در برابر شریرها. وقتی اسم آدم خوب را ابوذر سوسیالیست بگذاریم و آدم ها بد را قاسطین و مارقین بنامیم با موقعیت شبیه کمدی های سینمای صامت روبه روییم: آدم های خوب لباس سفید و آدم های بد لباس سیاه به تن دارند تا کار تشخیص شخصیت ها برای تماشاچی ساده شود... این روش می تواند روشی برای نمایش نامه نویسی در قالب های ابتدایی باشد، اما از نظر تحلیل تاریخی خدمت چندانی نمی کند.
برای محک زدن به استدلال و نشان دادن استحکام روش کارش شاید یک مورد مناقشه برانگیز از همه گویاتر باشد. آیت الله محمد هادی میلانی را با ژرژ گورویچ، جامعه شناس فرانسوی و استاد خودش در پاریس، مقایسه می کند و نتیجه می گیرد دومی از اولی به مراتب به تشیع نزدیک تر است. قابل پیش بینی است که چنین قیاس و چنین نتیجه ای نه تنها بحث برانگیزد، بلکه اسباب خشم و پرخاش شود... در سطحی عقلی و دور از احساسات، آیت الله مشهدی را می توان با اسقفی فرانسوی مقایسه کرد. در چنین قیاسی اولی از دومی کم نمی آورد، کار هر دو تن حفظ سنت ها، تفسیر متن هایی که به آنها به ارث رسیده و دفاع از وضع موجود است... خوب که نگاه کنیم شریعتی نظر می دهد حاشا آنچه با چشم خودتان می بینید تجلی اسلام ناب باشد، عصاره آن نوع اسلام در واقع همان حرفی است که در دانشگاه سوربن و کلا در محافل روشنفکران تک رو پاریس می ننند، نه آنچه آیت الله میلانی می گوید. این ادعا که وضع پیرامون ما اسلام نیست، بلکه وضع موجود در دوردست های اروپا اسلام است، فقط جعل و سفسطه نیست، نیرنگ آشکار و اغفال نوجوانان است".
انگار که آن گفته نغز را باید دوباره تکرار کرد؛ همینکه در اینجا و اکنون هنوز میان مایه ای چون او و البته امثال بازرگان به مراد برخی بدل می شوند و برخی سودای بازگشت به شریعتی را دارند، به واقع نامی جز گسستگی خرد یک ملت ندارد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
امروز روز تولد علی شریعتی است که هنوز هم اقبال به او آنقدر هست که کسانی برای پیدا کردن راه حل وضعیت کنونی خواندن آثارش را توصیه کنند، بهترین توصیف از او را در نوشته ای از محمد قائد می شود پیدا کرد:
".. او مخلوطی بود به نسبت های دلخواه از هرآنچه به نظرش جالب می رسد : کنفوسیوس، سقراط، لوتر، چه گوارا، کامو، اسلام واقعی، اسلام تخیلی، کمونیسم موجود، سوسیالیسم تخیلی، مبارزات ضداستعماری در کشورهای شمال افریقا و البته دموکراسی لیبرال کشورهای اروپای غربی. شیوه کار او برای تهیه این معجون غریب تازگی نداشت و در همان زمان کسانی نسخه کار را بلد بودند و به طرز حیرت آوری ساده بود، چنان ساده که شاید برخی خوانندگان بالای هجده سال متن سخنرانی های او حیرت کنند چرا تاکنون شخصا دست به تهیه چنین معجونی نزده اند، شریعتی از صد اسلام شروع می کرد اما ناگهان با چرخشی پرهیجان به اروپای غربی قرن 20ام می جهید و در محله کارتیه لاتن پاریس و دانشگاه سوربن فرود می آمد: ابوذر نخستین سوسیالیست جهان بود؛ سوسیالیسم چیست؟ سوسیالیسم همان حرفی است که حزب های مترقی در فرانسه امروز می زنند
پرتاب شدن از صدر اسلام به اروپای توسعه یافته پس از جنگ جهانی دوم عصاره تاریخ به روایت شریعتی است ... ضربه گیر این جهش و چسب پیوند دهنده این دنیاهای سخت ناهمگن، مقداری تقابل مانوی و صفات متضاد در حیطه روانشناسی فردی و ادبیات است؛ آدم های خوب در برابر آدم های بد، آگاهان در برابر جهّال، بزرگوارها در مقابل فرومایه ها؛ شریف ها در برابر شریرها. وقتی اسم آدم خوب را ابوذر سوسیالیست بگذاریم و آدم ها بد را قاسطین و مارقین بنامیم با موقعیت شبیه کمدی های سینمای صامت روبه روییم: آدم های خوب لباس سفید و آدم های بد لباس سیاه به تن دارند تا کار تشخیص شخصیت ها برای تماشاچی ساده شود... این روش می تواند روشی برای نمایش نامه نویسی در قالب های ابتدایی باشد، اما از نظر تحلیل تاریخی خدمت چندانی نمی کند.
برای محک زدن به استدلال و نشان دادن استحکام روش کارش شاید یک مورد مناقشه برانگیز از همه گویاتر باشد. آیت الله محمد هادی میلانی را با ژرژ گورویچ، جامعه شناس فرانسوی و استاد خودش در پاریس، مقایسه می کند و نتیجه می گیرد دومی از اولی به مراتب به تشیع نزدیک تر است. قابل پیش بینی است که چنین قیاس و چنین نتیجه ای نه تنها بحث برانگیزد، بلکه اسباب خشم و پرخاش شود... در سطحی عقلی و دور از احساسات، آیت الله مشهدی را می توان با اسقفی فرانسوی مقایسه کرد. در چنین قیاسی اولی از دومی کم نمی آورد، کار هر دو تن حفظ سنت ها، تفسیر متن هایی که به آنها به ارث رسیده و دفاع از وضع موجود است... خوب که نگاه کنیم شریعتی نظر می دهد حاشا آنچه با چشم خودتان می بینید تجلی اسلام ناب باشد، عصاره آن نوع اسلام در واقع همان حرفی است که در دانشگاه سوربن و کلا در محافل روشنفکران تک رو پاریس می ننند، نه آنچه آیت الله میلانی می گوید. این ادعا که وضع پیرامون ما اسلام نیست، بلکه وضع موجود در دوردست های اروپا اسلام است، فقط جعل و سفسطه نیست، نیرنگ آشکار و اغفال نوجوانان است".
انگار که آن گفته نغز را باید دوباره تکرار کرد؛ همینکه در اینجا و اکنون هنوز میان مایه ای چون او و البته امثال بازرگان به مراد برخی بدل می شوند و برخی سودای بازگشت به شریعتی را دارند، به واقع نامی جز گسستگی خرد یک ملت ندارد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
درسی برای سیاستگذاران از حضرت استاد
البته عالی است که افراد خوب را انتخاب کنیم؛ ولی این مشکلات را حل نمی کند؛ بلکه علاج کار اینست که چنان کنیم که از نظر سیاسی حتی برای افراد بد هم سودمند باشد که کار درست را انجام بدهند.
به بیان دیگر مشکل سیاستگذاری درست مسئله افراد نیست؛ مسئله قانون ها و نهادهاست؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
البته عالی است که افراد خوب را انتخاب کنیم؛ ولی این مشکلات را حل نمی کند؛ بلکه علاج کار اینست که چنان کنیم که از نظر سیاسی حتی برای افراد بد هم سودمند باشد که کار درست را انجام بدهند.
به بیان دیگر مشکل سیاستگذاری درست مسئله افراد نیست؛ مسئله قانون ها و نهادهاست؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب دام آینده باشید.
اعتراض الکساندر هرتزن نویسنده روس در گفتگو با یکی از انقلابیونی که خواهان قربانی کردن نسل کنونی بشر برای فردای موعود بود: "آیا واقعا می خواهی همه آدم های زنده حاضر را محکوم به نقش اسفبار مجسمه های زن نمایی کنی که ستون های زیر بنای سقف اند؟ ... سقفی که قرار است روزگاری جماعتی بر آن پایکوبی کنند؟...
این هدف کافی است که چشم و گوش مردم را بازکند: هدفی که بی نهایت دور باشد هدف نیست بلکه دام است؛ هدف را باید نزدیکتر گرفت؛ دستکم باید به شکل دستمزد کارگر یا لذت از کاری باشد که می کند. هر عصر، هر نسل و هر زندگی غنای خاص خود را دارد".
تصویر: حال و هوای مردم در طرح جهش بزرگ به جلو در چین: فقر و قحطی و آدم خواری!
"مائویی که قول رهایی کشاورزان را از فقر داده بود با برنامه ریزی اشتباه و بهتر بگوییم توهمات خود دهقانان را به کام مرگ فرستاد. «جهش به جلو» سه سال بیشتر دوام نیاورد.
بیش از ۱۲۰۰ مورد آدمخواری در سال ۶۰ میلادی گزارش شده است. در برخی از موارد، گرسنگان افراد خانواده و یا نزدیکان خود را کشته و خوردند".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اعتراض الکساندر هرتزن نویسنده روس در گفتگو با یکی از انقلابیونی که خواهان قربانی کردن نسل کنونی بشر برای فردای موعود بود: "آیا واقعا می خواهی همه آدم های زنده حاضر را محکوم به نقش اسفبار مجسمه های زن نمایی کنی که ستون های زیر بنای سقف اند؟ ... سقفی که قرار است روزگاری جماعتی بر آن پایکوبی کنند؟...
این هدف کافی است که چشم و گوش مردم را بازکند: هدفی که بی نهایت دور باشد هدف نیست بلکه دام است؛ هدف را باید نزدیکتر گرفت؛ دستکم باید به شکل دستمزد کارگر یا لذت از کاری باشد که می کند. هر عصر، هر نسل و هر زندگی غنای خاص خود را دارد".
تصویر: حال و هوای مردم در طرح جهش بزرگ به جلو در چین: فقر و قحطی و آدم خواری!
"مائویی که قول رهایی کشاورزان را از فقر داده بود با برنامه ریزی اشتباه و بهتر بگوییم توهمات خود دهقانان را به کام مرگ فرستاد. «جهش به جلو» سه سال بیشتر دوام نیاورد.
بیش از ۱۲۰۰ مورد آدمخواری در سال ۶۰ میلادی گزارش شده است. در برخی از موارد، گرسنگان افراد خانواده و یا نزدیکان خود را کشته و خوردند".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
10 مصیبت تورم!
1- تورم باعث ایجاد رونق و رکودهای کاذب (برای مثال حباب در بازار دارایی ها) می شود.
2- تورم نابرابری را در جامعه افزایش می دهد.
3- تورم جلوی کاهش قیمت کالاها (ناشی از افزایش بهره وری تولید) را می گیرد.
4- تورم باعث بالاتر رفتن هزینه های دولت می شود.
5- تورم بنیان خانواده ها را ویران می کند.
6- تورم به فساد دامن می زند.
7- تورم دم و دستگاه دولت را بزرگتر می کند.
8- تورم مردم را مادی تر، حسودتر و خودپسندتر می کند.
9- تورم مردم را افسرده و ناامید می کند.
10- تورم به اتلاف منابع طبیعی و گران تر شدن آنها می انجامد.
توضیح: گزاره های بالا از مهندس غرضی نیست!
https://goo.gl/G9gAQg
کانال راهبرد
@RahbordChannel
1- تورم باعث ایجاد رونق و رکودهای کاذب (برای مثال حباب در بازار دارایی ها) می شود.
2- تورم نابرابری را در جامعه افزایش می دهد.
3- تورم جلوی کاهش قیمت کالاها (ناشی از افزایش بهره وری تولید) را می گیرد.
4- تورم باعث بالاتر رفتن هزینه های دولت می شود.
5- تورم بنیان خانواده ها را ویران می کند.
6- تورم به فساد دامن می زند.
7- تورم دم و دستگاه دولت را بزرگتر می کند.
8- تورم مردم را مادی تر، حسودتر و خودپسندتر می کند.
9- تورم مردم را افسرده و ناامید می کند.
10- تورم به اتلاف منابع طبیعی و گران تر شدن آنها می انجامد.
توضیح: گزاره های بالا از مهندس غرضی نیست!
https://goo.gl/G9gAQg
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Ten Reasons to Condemn Inflation
Inflation, defined as an expansion of the supply of unbacked money, is an elementary evil, always and everywhere that it occurs.This is Rothbard’s definition found in Man, Economy and State:
شورش های فرانسه شورش علیه سرمایه داری است؟
آمار نشان می دهد که از سال 1990 به این سو اقتصاد فرانسه به طور نسبی به شدت دولتی تر شده است؛ دستکم می توان گفت کشوری با رتبه 52 آزادی اقتصادی و دولتی بسیار فربه خیلی شباهتی به یک اقتصاد نئولیبرال ندارد؛ اینکه علت شلوغی های کف خیابان چیست را ظاهرا باید در جای دیگر جست و آگاهان باید نظر دهند؛ بماند که فرانسوی ها کلا شلوغی و انقلاب را دوست دارند؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آمار نشان می دهد که از سال 1990 به این سو اقتصاد فرانسه به طور نسبی به شدت دولتی تر شده است؛ دستکم می توان گفت کشوری با رتبه 52 آزادی اقتصادی و دولتی بسیار فربه خیلی شباهتی به یک اقتصاد نئولیبرال ندارد؛ اینکه علت شلوغی های کف خیابان چیست را ظاهرا باید در جای دیگر جست و آگاهان باید نظر دهند؛ بماند که فرانسوی ها کلا شلوغی و انقلاب را دوست دارند؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel